PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خاطرات فراموش نشدنی هت‌تريك


Дttractive ζ
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷, ۲۱:۰۱
سلام دوستان عزيز

خاطرات جذاب خودتون و حوادث عجيبي كه براتون در هتريك رخ داده رو بنويسيد تا بقيه هم لذت ببرن :apophys:

موفق باشيد

Дttractive ζ
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷, ۲۱:۰۵
اوليش مال خودم :blush2:
چند روز پيش به تيم استقلال 5-0 باختم:img-tomato: با اينكه از اين تيم واقعا قوي بودم :shades_smile:
دليلش هم اين بود كه بخاطر حريص بودن زياد تركيبم رو از 4-4-2 به 4-2-4 تغيير دادم:apophys:
خنده داره مگه نه؟:crazy:
آره ديگه ميانه ميدان رو خالي گذاشتم خلاصه آخر و عاقبتمون هم همين شد و بازي رو با اين نتيجه عجيب باختم
فكر مي كردم با اين مهاجمان قوي كه :crazy:دارم بازي رو 10-0 مي برم اما برعكس شد:apophys:

wantonboy13
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷, ۲۱:۰۹
سلام دوستان عزيز

خاطرات جذاب خودتون و حوادث عجيبي كه براتون در هتريك رخ داده رو بنويسيد تا بقيه هم لذت ببرن :apophys:

موفق باشيد

.::مسابقات خاطره انگیز من::. ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
این تاپیك رو نزدم كه همینجوری نگاش كنیدهااا........ برای همین كارهاست. انقدر هم تاپیك های اضافه بر سازمان نزنید. باتشكر !! :good:

Дttractive ζ
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷, ۲۳:۱۴
.::مسابقات خاطره انگیز من::. ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
این تاپیك رو نزدم كه همینجوری نگاش كنیدهااا........ برای همین كارهاست. انقدر هم تاپیك های اضافه بر سازمان نزنید. باتشكر !! :good:

دوست عزيز اون تاپيك كه مربوط به خاطرات مسابقات ميشه اما اين تاپيك به خاطرات كل هتريك برمي گرده
مثلا شايد يكي جالب باشه چطوري تيمشو بستن يا از هتريك خداحافظي كرده يا اتفاقات عجيب و غريب كه در دنياي مجازي خيلي رخ ميدن اما اگه بازم نيازي به اين تاپيك نيست من حرفي ندارم
لطفا مديريت محترم نسبت به بستن اين تاپيك اقدام كنند

با تشكر - مهرداد

El Senyor Fosc
دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۷, ۰۳:۳۷
من یه خاطره جالب براتون بگم:


اوایل هت تریک بود، سعید بندری (که اون زمان هیچی نبود و الانم نیست :3:) بود و ناکامی :3:
آقا فصل 4 این تو لیگ Ii.1 تو بازی آخر دوم و یه تیم بات قهرمان شد! :3: فصل 5، درست تو بازی آخر، یه مساوی می گرفت قهرمان بود و حالی به حولی. حالا بازی آخرش با کی بود، با تیم فولاد اهواز، همین مردک مجتبی که آخرا اسم تیمش زیگورات بود و به بادش داد :3:
آقا زد و این مجتبی رفت سربازی و تیمش رو سپرد دست من. با هماهنگی Gm بودا، نرید ریپورت بدید حالا :stinker:
خلاصه، این سعید برداشت زنگ زد که جون بچت بیا به من بباز و فلان و بیسار، حالا جالب اینجاس که من اون موقع بچه نداشتم که، البته الانم ندارم :3: ولی تریپ این بود که مجتبی اگه نمی برد سقوط می کرد. خلاصه منم وجدان کاری به خرج دادم و با تمام قوا رفتم تو زمین و زدم برشا رو چپر چلاق کردم :3: حالا سعیده وسط پارتی بود (با بروبچ محلشون از این آب زرشک آلوده ها می خوردن می گفتن پارتیه :lol:)، زنگ زد که بازی چی شد، گفتم باختی و بسی حالش گرفته شد و حال کردیم و چه و چه، و دوباره دوم شد :3:
آقا زد و سال بعد، من خودم دسته 3 قهرمان شدم و اومدم تو همین لیگ. سعیدو میگی، از ترس شده بود مثل چی (نمیگم مثل چی :1:). خلاصه زد و بازی اول این خدای شانس اومد زد و بازی رو 1-0 برد. تو اون بازی هم یادمه که داور سر تیم ما رو برید :sad: از قضا همون هفته تو حذفی بازی داشتیم که زد 6-3 ما رو برد. آقا یک ضد حالی بود بساط که نگو. خلاصه گذشت و گذشت و همه بازیامون رو بردیم تا هفته یکی مونده به آخر رسیدیم به هم. یادمه اون موقع ها می رفتم تو این حموم عمومی محل و استراتژی هت تریکی می ریختم، چون می گفتن جایی که بخار باشه فکر آدم باز میشه :bigsmile:
خلاصه تو بازی که می تونید بدین شماره: 53878678 برید و ببینید، بروبچ ما دلاوری ها کردند و از خود گذشتگی ها نشون داد، و لارس لوف بزرگ، که از همین بازی لقب پدر برشا، ببخشید قاتل برشا :3: رو دریافت کرد، دو گل طلایی زد تا ما با پیروزی 2-1 قهرمان بشم و به لیگ برتر بریم و حالی به حولی و برشا برای سومین سال پیاپی، که دو تاش بدستان مبارک خودم بود، دوم شه :3:


یادش بخیر، چه روزایی بود. واقعا خاطرات به یاد مودنی داشت اون زمانی که هت تریک خیلی خلوت بود.

El Senyor Fosc
يکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۷, ۰۲:۳۴
امروز داشتم تو هت تریک گشت و گذار می کردم، به جاهای جالبی برخوردم:

اولین بازی من در هت تریک! (35588816) :sad53:

27 فبریه 2005!

هنوزم اون روز یادم میاد. تازه دو روز بود عضو هت تریک شده بودم و دائم از راهنمایی های تائونو، سرمربی وقت تیم ملی، استفاده می کردم. خیلی کنجکاو بودم و به شدت مجذوب بازی! اون بازی رو دانشگاه بودم، تا حدود دقیقه 20 که سایت دانشگاه بسته شد، 2-0 عقب افتاده بودم. بعد رفتم خونه و دیدم 5 تا گل زدم! فکر نمی کنم هیچ روزی تو تاریخ هت تریکم اندازه اون روز خوشحال شده بودم :plugin:

چقدر زود گذشت! داره به چهار سال نزدیک میشه. هت تریک باعث شد روزهای خوشی در دوران سخت دانشگاه برام پیش بیاد، و البته روزهای بدش رو هم فراموش کردم.