توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جوك هتریكی
adelmo
يکشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۹:۲۶
اگه يه روز وقتي که تو خيابون راه مي ريد يه دختر جلو امد و گفت که از شما خوشش مياد بايد اول دورو برتونو خوب نگاه کنيد و بعد بدون هيچ حرفي با اخرين سرعت و بدون نگاه کردن به عقب از اونجا فرار کنيد!!!مي گيد:چرا؟ الان بهتون مي گم:
1.بابا اون همون حسن(دوست جون جوني تونه)که چادر سرش کرده.
2.دوربين مخفيه.
3.دختره حالش خوب نيست و ممکنه گرد نخود با دز بالا مصرف کرده باشه(تو اين حالت پيشنهاد مي کنيم شرط انسانيت را به جا بيارين و اونو به اولين بيمارستان برسونيد).
4.ممکنه طرف از ديونه خونه در رفته باشه!
5.بخواد شما رو امتحان کنه(يعني فرستاده تام الختيار دوست دخترتون باشه.مثلآ يه چيزي تو مايه هاي ميتي کومون).
6 بخواد شما رو اسگل کنه تا با دوستاش که همگي پشت ديوار قايم شدن بهت بخندند(تو اين حالت هم توصيه مي شه بخاطر ادب کردن و حفظ شان پسرا در جامعه-قبل از اينکه فرار کني يه مشت ژمحکم تو دماغ تازه عمل شدش بزنيد).
7.بخواد مثل اوار رو سرتون خراب شه...اه شما هيچي نمفهميد...يعني زنتون شه(اين خطرناک ترين حالت موجود است...امار نشون داده از هر 100 نفر 1 نفرجان سالم به در برده!)
8.ممکنه ادم فضايي باشه که رفته تو جلد يه دختر و بخواد شما رو با خودش ببره فضا روتون ازمايش بکنه(اخر تخيل بود نه؟).
9.به قول امام خميني(ره)ممکنه دست امريکا تو کار باشه.
10.%0.0001 هم احتمال داره طرف راست بگه که کلآ به ريسکش نمي ارزه!
خلاصه از من گفتن 2 تا پا داريد 4 تا ديگه قرض کنيد فرار کنيد وگرنه عواقب بعديش پاي خودتونه...همين طوري ميشه که همه ميگن از دست دوست ناباب...
Vahid
جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸۷, ۱۸:۰۱
چند تا sms :3:
سلام .. خوبی
.
.
.
.
.
.
.
.
جمعه با کسی قرار نذار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
می خوایم بریم کمک یوزار سیف, گندم درو کنیم . . .
***********
هرکس در زمان فراوانی , 7 اس ام اس برایمان ارسال کند ،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در زمان قحطی 14 اس ام اس به او خواهیم داد !
***********
آرزومند قطع برق شما در حین پخش سریال حضرت یوسف !!
از طرف معبد آمون !!!
**********
سلام و درود بر شما بندگان پاک خدا
که اگر شما هم حمام بروید ، یکی از آنهائید !!!
**********
سلام ، ببخشین مزاحم میشم
میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده !!!؟
*********
یک عدد خانم تحصیلکرده که مدتیست كه از هم اكنون وقت آزاد بیشتری دارد، آماده ازدواج است. سرشناس – پولدار – برنزه! – با خواستگارهای فراوان
پیشنهادات شما هم بررسی می شود!..
.
.
رایس
SALAR
يکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷, ۰۱:۵۲
مرد سالاری در زمان های مــختلف
حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!
زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالااین بنده خدا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده میشه و دخترگناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت ازسر ما كم نكن
نیم قرن بعد ،سال 1280:
مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمیكنی ازاین حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر منبود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده میگیرهها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمیخوره. قول میده!
مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده میشه و دخترگناهكارشو میبخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگهداره.
یك قرن بعد ازاولین رویداد ، سال 1330:
مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم وشكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا میخوای بریدانشسرا؟! میخوای سر منو زیر ننگ كنی؟مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) میكنم!
زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین!
مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینوامشب نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده میشه و دخترگناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه
حوالی سال 1360:
فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف ترمیرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگهاینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!
زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه سنمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفارو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه
همین چند سال پیش ، سال 1380:
مرد: كجا؟! میخوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم مترهم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا میكنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! میكشمت! من، تو رو، میكشم!
زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا")
مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر،لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی
چند سال بعد ،سال 1390:
مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچهداری كنم؟!
زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه توماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت همكه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت ومهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و ازبچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. مندارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگهداره
چند سال بعد ،سال 1400:
دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم،ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم میخوام. میخوایبری بیرون پیاده برو!
زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه! اوه مامی، باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه!
(بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه ازخر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!)
زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتوبخشیدی
دو قرن بعد ازاولین رویداد ، سال 1430:
زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری وعدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟این همه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدیدو تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شمامردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس واسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل ازبیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوزبالای سر ماست؟
آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:
چند تا مرد دور همدیگه نشستن و درحالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و درگوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست!
- حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریمو توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت باما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!
- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه روتبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........
در این هنگام به علت ورود خانم یكی ازمردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!
زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدرفس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایه ی لعنتی شما تا كیمیخواد روی زندگی ما بمونه؟
حوالی سال 1530 ه.ش:
رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخباردنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایه ی آخرین نمونه ی بازمانده از جنس مرد از رویكره ی زمین محو شد! پس از پایان عمراین موجود از گونه ی مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وبپیج های تاریخی و باستان شناسی میتوانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ
SALAR
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۷, ۰۱:۰۵
تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي كه با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي كردن داماد بيچاره خنك ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تك تير وگاهي رگبار شليك مي كند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يك ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!
-------------------------------------------------------------------
ترس پسرهاازازدواج دل بستن به يه دخترنيست دل بريدن ازبقييه دخترهاست
---------------------------------------------------------------------
دختر به دندان پزشك : آقاي دكتر من از دندون كشيدن بيشتر از حامله شدن مي ترسم !
دكتر : زود تصميم بگير مي خوام صندلي رو تنظيم كنم !!!!
--------------------------------------------------------------------
به امین ميگن يه دختر پاك و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن
----------------------------------------------------------------------------------------------
به سعید بلرویچ ميگن فهميدي زلزله اومد ! مي گه نه من روم اونور بود
----------------------------------------------------------------------------------
تو عروسي رو هومن برف شادي مي ريزن سرما مي خوره
-----------------------------------------------------------------------------
به علی دراگ مي گن از چه لبي خوشت مياد ؟ ميگه از لب جوب
-----------------------------------------------------------------------------
مردي ميره پيش كيشيش تا اعتراف كنه ميگه:من در زمان جنگ جهاني دوم به يك مرد در خانه خود پناه دادم
كشيش مي گه: خوب اين كه گناه نيست !
مرد مي گه : ولي من بهش گفتم به خاطر هر هفته كه خونه من بمونه بايد ۵ دلار بپردازه!
كشيش مي گه : درسته تو كارت خوب نبوده ولي تو كارت رو با نيت خوبي انجام دادي!
مرد مي گه : اوه متشكرم فقط يه سوال ديگه ....
كشيش: بگو فرزندم
مرد مي گه : آيا بايد بهش بگم جنگ تموم شده!!!!
----------------------------------------------------------------
معلم :رضا اگه تو ۱۰ تا شكلات داشته باشي ۲ تاشو بدي به فاطمه ۳ تاشو بدي به زهرا ۴ تاشو بدي به مينا اونوقت چي خواهي داشت؟؟؟
رضا : اجازه! ۳ تا دوست دختر جديد
--------------------------------------------------------------------
وحید ماهواره مي خره زنش ميگه پولشو از كجا اوردي؟يارو ميگه تلويزيونو فروختم
-----------------------------------------------------------------------
El Senyor Fosc
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۷, ۰۱:۳۴
کی میگه دانشگاه جای درس خواندن است؟:crazy:
......
پنج دقیقه بعد:
یک دانشجوی دیگر با تاخیر وارد میشود.:wacko2:
استاد: تو هم رفته بودی سر مزار شهدا؟
دانشجو: نه استاد. ما را جلوی دانشگاه گرفته بودند بخاطر وضع سر و رویمان..
استاد: ولی تو که پیراهنت آستین بلنده؟
دانشجو: نه استاد. مشکل پیراهن نبود. همینطوری گیر داده بودند میخواستند اذیت کنند. میگفتند مدل موی شما مثل هنرپیشههای توی ماهوارههاست..:mega_shok:
استاد (آهی میکشد): خب... برو بنشین....خدا آخر و عاقبت این مملکت را ختم به خیر کند.:thumbdown:
ده دقیقه بعد:
یک دانشجوی دیگر وارد میشود.
استاد: بابا این چه وضعیه؟... خانمها آقایون. لطفا دیر نیاین.:toad666:
دانشجو: شرمنده استاد. توی ترافیک گیر کرده بودیم. این بسیجیها وسط خیابون نماز جماعت میخواندند. راه بسته شده بود. صبر کردیم نمازشان تمام بشه.:smiley_peur:
استاد: بفرمایید بنشینید.
پنج دقیقه بعد:
یک دانشجوی دختر وارد میشود.:love05:
استاد: با این وضع نمیشه درس گفت. یک موضوع را چند بار باید تکرار کنم؟...:yopyopyop:
شما چرا دیر کردید سرکار خانم؟
دانشجو: استاد مسجد بودیم. اینقدر خوب بود که حیف بود وسط کار ول کنیم بیاییم بیرون. جای شما خالی خیلی حال داد.
استاد: دوستان بجای ما. بفرمایید ببینم سرگرم نماز و عبادت بودید؟
دانشجو: نه استاد. نمایشگاه عکس و نقاشی بود.:blush:
استاد (با تعجب): نمایشگاه عکس و نقاشی را آوردهاند توی مسجد؟
دانشجو: بله استاد. هر ساله این کار را میکنند. تا آخر این هفته هم هست حتما بروید ببینید.
استاد:والا من که نمیفهمم توی این مملکت چی میگذره. مسجد شده آتلیه هنر. وسط خیابان شده مسجد. دانشگاه شده قبرستان.:angry1:
هیچ چیزی سرجای خودش نیست. یک جای سالم توی این مملکت را نگذاشتهاند باقی بماند. همه جا را گند زدند...:secret: بگذریم برگردیم سر درس خودمون.
یک دقیقه بعد:
یک بسیجی در حالی که لباس رزم پوشیده با مقداری کاغذ و مدارک وارد میشود::bad:
بسیجی: استاد ببخشید به برادرها و خواهرها اعلام کنید که فرم ثبت نام عملیات استشهادی اینجا هست. :smiley_peur:دانشجویان عزیز بیایند و این فرمها را پرکنند. :acute:اجرتان با آقا امام زمان!
:3:
این یکی واقعا جوک جوک بود، آدم می تونه یه عمر به نویسنده اصلی چنین مطلبی بخنده :lol:
omid
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۳:۱۵
مراحل روشنفکر شدن در 5 دقیقه:3:
به کسی برنخوره ها:3:
1- اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچه بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد کشش نداره همين چهار تا روحفظ کنيد: سيناپس، پارادايم، نوستالژيک و ديالکتيک، معني اش زياد مهم نيست فقط کافيه هر چند جمله درميون مقداري از اين کلمات-به ميزان دلخواه - بکار ببريد البته مواظب باشيد استفاده از آن را زياد بالا نبريد که تابلو مي شود!
2-ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري مي تونه يک کارگر افغاني رو به يک شهروند فرهيخته تبديل کنه!:3:
3-غر بزنيد! غر زدن به وضع مملکت يکي از ارکان مهم و شايد مهمترين رکن روشنفکري باشه. به هر چيزي که فکرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال: اگر بارون نمي آد از بارونهاي لندن تعريف کنيد و بر پدر مملکت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد!
اگر بارون مي آد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف کنيد و بگيد:«تف به اين مملکت گل و شل!»
4-روزنامه هاي چپ بخريد. اسمش مهم نيست. جناحش مهمه!:3:
5-مداوم از پيشرفت خارج تعريف کنيد! طوري که انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي کرده ايد. مثلا بگيد اونجا نون بربري تو بسته بند ي هاي استريل عرضه ميشه!:3:
6- هرچيزي رو که مردم خيلي بهش اعتقاد دارند. مسخره کنيد.
7- کراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سرکوچه بريد. کراوات فراموش نشود. حتي اگر مي خواهيد با بيژامه برويد باز کراوات بزنيد! براي اينکه در ذهنتان ملکه شود مي توانيد شبها با کراوات بخوابيد!
8- اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه کنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد. البته اگر دستشويي فرنگي داشتند هول نکنيد! دستشويي فرنگي هم مثل دستشويي هاي خودمان همان دو مرحله را دارد: 1- شلوارمان را پايين مي کشيم 2-............ مواظب باشيد مراحل را جابجا انجام ندهيد!:3:
9- پيتزا ديگه دمده شده، سعي کنيد اسم غذاهايي رو حفظ کنيد که بقيه حتي نمي تونند تلفظش کنند: مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و... البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين کلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون کنيد و يک چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نکرد احساس تشنگي کنيد و يک ليوان آب سرد سفارش بدهيد!
10- داشتن يک وبلاگ ضروريه: البته اگر هنوز فرق بين کيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي! قالب وبلاگ بايد حتما سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريکي هاي ناجور! اسم وبلاگ هم بايد يکي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي کسي، غريب غروب، غربت قارقار! براي مطالب توش هم مي تونيد يک کتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ کنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!
11- از دوره قدیم خيلي تعريف کنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا کمري 3 قرون بوده! البته سعي کنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.
12- سعي کنيد عينکي شويد. عينک سمبل مطالعه زياده! اگر حوصله مطالعه نداريد يک روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه ممتد به جوشکاري با دقت نگاه کنيد!:3:
13- مدام به اشخاص بالای مملکت گير بدهيد، براي شروع مي توانيد به ریخت و قیافه و لباس گير بدهيد! اگر آي کيوي بيشتري داريد مي توانيد به ديپلماسي، متودولوژي فکري، اصول مداليته در مهار سياست دوگانه و... گير بدهيد... نمي خواد شما به همان لباسش گير بدهيد!
14- ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غيرمجازتر باشه بهتره! اگر نانسي گوش مي ديد نشون ميده که تمام مراحل روشنفکري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!
15- يک سگ بخريد. ا صولاً معاشرت با «سگ جماعت» تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفکري داره!
16-اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه! خيلي تنگ! اونقدر که موقع غذاخوردن مجبور شويد دکمه هاي جلوي آن را به صورت موج مکزيکي به ترتيب باز و بسته کنيد تا لقمه پايين برود!:3:
17-و بالاخره مانيفست روشنفکري: کتاب هاي «فروغ فرخزاد، صادق هدايت، سروش و گوگوش» کتب اربعه روشنفکران محسوب مي شوند. حالا خيلي به آخري گير نديد بيشتر با سي دي حال مي کنه!
El Senyor Fosc
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۳:۵۹
خیلی ردیف بود امید. البته به جای خنده باید گریه کرد، چون همین جملاتی که به عنوان جوک گفته میشن چون تصور میشه محاله کسی با این سطح کوته فکری پیدا بشه، اما متاسفانه واقعا در اغلب مردم جامعه ما مصداق دارن!
هومن
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۱۳
خیلی ردیف بود امید. البته به جای خنده باید گریه کرد، چون همین جملاتی که به عنوان جوک گفته میشن چون تصور میشه محاله کسی با این سطح کوته فکری پیدا بشه، اما متاسفانه واقعا در اغلب مردم جامعه ما مصداق دارن!
فوق العاده بود....
متاسفانه اینا تماما واقعیت های جامعه ی غرب گرای ماست ...
دو ساعت که توی یه کافی شاپ روشنفکرانه بشیشنی ، همه ی اینارو به چشم میبینی...
شدن مثل اون کلاغه که راه رفتن خودشون هم یادشون رفته...
حالم از این افراد به هم میخوره...!!!
LA-soshiant
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۲۶
واقعاً عالی بود...
اگه کمی واقعیتر نگاه کنیم میبینیم خیلی از بندهای این نوشته حالا با شدت کمتر یا بیشتر توی جامعه رواج داره...
LA-soshiant
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۵:۱۳
البته یه چیز دیگه هم هست...
اگه کمی صادق باشیم...
میبینیم خود ما هم گاه و بیگاه دچار این توهمات میشیم...
و خیلی چیزا رو با روشنفکری اشتباه میگیریم...
این مواردی که امید کپی & پیست کرد، همیشه مال بقیه نیست...
میتونه در مورد خودمون هم صدق کنه... :3:
El Senyor Fosc
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۵:۲۳
البته یه چیز دیگه هم هست...
اگه کمی صادق باشیم...
میبینیم خود ما هم گاه و بیگاه دچار این توهمات میشیم...
و خیلی چیزا رو با روشنفکری اشتباه میگیریم...
این مواردی که امید کپی & پیست کرد، همیشه مال بقیه نیست...
میتونه در مورد خودمون هم صدق کنه... :3:
آره مثلا من خودم ریش پروفسوری و آهنگ خارجی رو مبتلا به هستم :3:
ولی خدا رو شکر هنوز به قدر موارد دیگه روشنفکر نشدم :3:
Sir Farzan Lytton
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۵:۲۸
البته قرار اينجا جوك بگيم. اما چون دوستان اظهار نظر كردن منم بگم. روشنفكري با همه ي مشكلاتي كه داره بودنش بهتره نبودشه ! حواسمون باشه رفتار ما هم مثل برره اي ها با كيانوش استقرار زاده نشه.
همين تمام. ادامه بحث باشه جاي ديگه.
omid
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۵:۴۸
خواهش می کنم:3:
چقد تحویل گرفتید:3:
من متعلق به همتونم:3:
بذار برم ببینم من کودوم مواردو مبتلا شدمک3:
El Senyor Fosc
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۱۷:۳۹
البته قرار اينجا جوك بگيم. اما چون دوستان اظهار نظر كردن منم بگم. روشنفكري با همه ي مشكلاتي كه داره بودنش بهتره نبودشه ! حواسمون باشه رفتار ما هم مثل برره اي ها با كيانوش استقرار زاده نشه.
همين تمام. ادامه بحث باشه جاي ديگه.
دوست عزیز روشنفکری هیچ مشکلی نداره، و بودنش هم 100% لازمه. اما روشنفکری تعریفی داره، بسیار متفاوت از اونچه خیلی ها اینجا فکر می کنن! درست مثل کلمات بزرگ دیگری مثل آزادی و عدالت و ...
کسی اینجا روشنفکری رو به استهزا نگرفته، بلکه نگاه جاهلانه انسان های کوته فکر رو به این معانی بزرگ بیان کرده. و گرنه هیچ کس منکر این نیست که بزرگی انسان ها به روشن بودن نگاهشون و دوریشون از تعصب های بیجاست.
Sor3na
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۲۱:۳۹
چند هفته پیش یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم؟
Matrix23
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۲۳:۰۷
خیلی ردیف بود امید. البته به جای خنده باید گریه کرد، چون همین جملاتی که به عنوان جوک گفته میشن چون تصور میشه محاله کسی با این سطح کوته فکری پیدا بشه، اما متاسفانه واقعا در اغلب مردم جامعه ما مصداق دارن!
خیلی دوس دارم بدونم چرا, همیشه با همه چی مخالفی و مردم رو خیلی پایین و كوته فكر و بی فرهنگ و ... میدونی و همیشه متاسفی برای مردم! جالبه برام.. خیلی جالب برام
SALAR
چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۲۳:۱۱
خیلی دوس دارم بدونم چرا, همیشه با همه چی مخالفی و مردم رو خیلی پایین و كوته فكر و بی فرهنگ و ... میدونی و همیشه متاسفی برای مردم! جالبه برام.. خیلی جالب برام
سامان منم دقیقآ همین نظر را دارم.برو پستهای اول را بخون و ببین چی گفته.
به نظر ایشون من بی فرهنگم و هیچی نمیفهمم ولی ایشون سرشار از ادب هستند و خیلی روشنفكرند.حالا خدا میدونه چرا؟؟؟؟!!!!!!
با هر موضوعی مخلفت داره و میگه همه مردم جوگیر هستند و كوته فكرند.
شاید ایشون از كره مریخ اومدند.
El Senyor Fosc
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۰۰:۲۵
خیلی دوس دارم بدونم چرا, همیشه با همه چی مخالفی و مردم رو خیلی پایین و كوته فكر و بی فرهنگ و ... میدونی و همیشه متاسفی برای مردم! جالبه برام.. خیلی جالب برام
والا من که نمی دونم کجا با همه چیز مخالفم، اینم از اون اظهار نظراس که امثال شما می کنن! اگرم حرفی زدم دلیلش رو آوردم، حالا اگه کسی متوجهش نشده تقصیر من نیست!
این طرز حرف زدن فرافکنانه و تهمت گونه هم واضحه که متعقل به چه دست آدم هاییه، حالا من متذکر بشم یا نشم، چیزی رو عوض نمی کنه.
شما اگر جایی به حرفی اعتراض داشتی، بپرس و جوابشم بشنو. اگر جایی حس کردی من حرف بی دلیل زدم، منطق بیار و ردش کن، و گرنه من برای تعابیر شخصی دیگران نسبت به خودم چندان ارزشی قائل نیستم.
مشکل شما "شاید" اینه که با ادبیات یکی میگه: «همه اینا فلانن ...» و بقیه بگن: «آره، بابا اینطور اونطور ...» خو گرفتین و وقتی با 4 تا استدلال روبرو میشین، احساس می کنین طرف می خواد ادعای چیزی رو بکنه!
Matrix23
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۰۴
والا من که نمی دونم کجا با همه چیز مخالفم، اینم از اون اظهار نظراس که امثال شما می کنن! اگرم حرفی زدم دلیلش رو آوردم، حالا اگه کسی متوجهش نشده تقصیر من نیست!
این طرز حرف زدن فرافکنانه و تهمت گونه هم واضحه که متعقل به چه دست آدم هاییه، حالا من متذکر بشم یا نشم، چیزی رو عوض نمی کنه.
شما اگر جایی به حرفی اعتراض داشتی، بپرس و جوابشم بشنو. اگر جایی حس کردی من حرف بی دلیل زدم، منطق بیار و ردش کن، و گرنه من برای تعابیر شخصی دیگران نسبت به خودم چندان ارزشی قائل نیستم.
مشکل شما "شاید" اینه که با ادبیات یکی میگه: «همه اینا فلانن ...» و بقیه بگن: «آره، بابا اینطور اونطور ...» خو گرفتین و وقتی با 4 تا استدلال روبرو میشین، احساس می کنین طرف می خواد ادعای چیزی رو بکنه!
مشكل اینه كه تو 80 90 درصد پستایی كه دادی, بحال مملكت و مردمش تاسف خردی!
در حالی كه خودت هم تو این مملكت زندگی میكنی و بزرگ شدی. و خانواده ات هم در این مملكت بودن. یعنی خودت هم جزوی از این مملكتی.
كه چی؟
برای مردم و ... متاسفم. چی میخوای بگی؟
در ضمن, ادمای ضعیفن كه سعی دارن خود و منطقشون رو بالاتر از بقیه بدونن و اگه كسی حرفی زد و چیزی گفت رو طرف رو متعلق به فكر خاص یا بینش پایین بدونن : )
Matrix23
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۲۱
خوب نیست... در واقع اصلا خوب نیست كه ادم مملكت و كشورش رو كوچیك كنه. كسی حق نداره (به هردلیلی و در هر پست و مقامی كه باشه) به كسی بی احترامی كنه. در واقع وقتی به خودت اجازه میدی به كسی بی احترامی كنی (حتما نباید فحش ناموسی باشه. میتونه ی جمله باشه, حتی ی نقد عجیب) خودش نشون دهنده ی سطح فكری و بینش اجتماعیته.
amin_michael5
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۳۲
آقا لطف كنید دیگه بحث رو این جا ادامه ندید و در گفتگو آزاد ادامه بدید ناسلامتی تاپیك جوك و خندست نه تاپیك بحث كردن و دلخوری.
با تشكر
El Senyor Fosc
پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۱۴:۵۸
مشكل اینه كه تو 80 90 درصد پستایی كه دادی, بحال مملكت و مردمش تاسف خردی!
در حالی كه خودت هم تو این مملكت زندگی میكنی و بزرگ شدی. و خانواده ات هم در این مملكت بودن. یعنی خودت هم جزوی از این مملكتی.
كه چی؟
برای مردم و ... متاسفم. چی میخوای بگی؟
در ضمن, ادمای ضعیفن كه سعی دارن خود و منطقشون رو بالاتر از بقیه بدونن و اگه كسی حرفی زد و چیزی گفت رو طرف رو متعلق به فكر خاص یا بینش پایین بدونن : )
شما مختاری هر جور صلاح می دونی فکر کنی، به هر حال من آنچه شرط بلاغ بود گفتم، پند و ملالش با شماست! :2:
SALAR
شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷, ۰۱:۳۴
علایم عاشق شدن مردها
ژست
دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند
يقه اش را ميزان ميكند
گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
موهايش را مرتب ميكند
قلاب كردن شست در كمربند
7- اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند.
حالت بدن
وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.
خيره شدن
خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است.
نگاه معني دار
دست به كمر ايستادن
اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي براي گرفتاري و درگيري است!
SALAR
شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷, ۰۲:۴۴
دقايقي پيش پيام مهم ماهواره اميد دريافت شد :
زمين گرد است !
-------------------------------------------------------------
رضا از مسافرت میاد بهش میگن از مسافرت چی آوردی ؟؟
میگه تشریف!
--------------------------------------------------------------------
سعید بلر با سنگ ميزنه تو کله يه دختره بعدش ميگه :
اي جانم هي ... چه مخي زدم!
- ---------------------------------------------------------------
امین مایكل همش دعا می کرده بچه دار بشه ، یه شب جبرئیل میاد تو خوابش و میگه : عوض این همه دعا برو زن بگیر
-------------------------------------------------------------------------------
هومن میره مکه!وقتی میاد ازش میپرسن چطور بود؟!میگه هیچی والا وقتی رفتیم خدا خونه نبود،ملت مونده بودن تو حیات!!!
----------------------------------------------------------------------------------
امیر زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره امیر هول میکنه میگه: ساعت 7 و 15 دقیقه.ساعت 7 و 15 دقیقه!!
-------------------------------------------------------------
سامان با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب .سامان می گه : منم علی اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگي
----------------------------------------------------------------------------
امید رو برق می گیره، می میره، فامیلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می دن
--------------------------------------------------------------------------
زنه به شوهرش ميگه : عزيزم تو از صورت قشنگم بيشتر خوشت مياد يا از بدنم ؟
مرده ميگه از اعتماد به نفست
----------------------------------------------------------------------------------------
به سینا ميگن 2+2 به توان 2 ضربدر 3 تقسيم بر 4 چند ميشه
سینا ميميره (خدا نكنه)
-------------------------------------------------------------------------------------
وحید ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
-----------------------------------------------------------------------------
ایمان مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد
----------------------------------------------------------------
سرنا تو جبهه بي سم ميزنه كه بياييد 50 تا عراقي رو اسير كردم.بهش ميگن خودت بيارشون نفر نداريم بفرستيم.ميگه اگه دست من باشه كه ميام اما اين 50 تا نميزارن من بيام
-----------------------------------------------------------------------------------
ممد شیرازی ميره سربازي اونقدر براي نامزدش نامه ميفرسته كه نامزدش عاشق پست چي ميشه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به همسرت نيکي کن. اگر همسر نداري به دوست دخترت نيکي کن. اگر دوست دختر نداري يکي پيدا کن. اگر پيدا نکردي تلاش کن. اگر تلاشت نتيجه نداد... خاک بر سرت کنن بي عرضه بي خاصيت!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز 2تا ني ني پيش هم خوابيده بودن.پسره به 2ختره ميگه:تو دختلي يا پسلي؟2ختره ميگه:
نميدونم!پسره ميگه:خوب بزال من بلم ببينم.ميره زير پتو و مياد بيرون ميگه:2ختلي!
2ختره ميگه:از كجا فهميدي؟پسره ميگه:آخه جولابات صولتيه
---------------------------------------------------------------------------------------------------
شعر سیاوش واسه دوست دخترش : صبح که در پنجرتون وا ميشه...عصر که در پنجرتون وا ميشه...شب که در پنجرتون وا ميشه...واي که چقدر پنجرتون وا ميشه
mostafa jOoOoOoON
شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷, ۱۸:۱۰
*
يه روز يه خانمه پا شو ميذاره روی یه سوسک .
بعد سوسکه بلند می شه و می گه پهلوانان هرگز نمی ميرند !
*
از یه معتاد می پرسن فرق تو با یه ورزشکار چیه ؟
میگه اون تکنیکی کار می کنه ، من پیکنیکی !
***
طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ،
ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟
ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...
عجب نفسی داره ... !
*
یه نفر میمیره میره برزخ ، بهش میگن : اون جهنمه اون بهشت كدومشو می خوای بری ؟
می بينه جهنم خيلی رديفه و كلی حوری ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا .
ميگه : میرم جهنم . تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه : چی شد !
میگن : آخه چند وقت بود كسی نمی اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور !
*
طرف هيئت ميزنه روز عاشورا رو در هيئت می نويسه ،
به علت شهادت امام حسين تعطيل می باشد !
***
دونفر به راننده می گن:3نفرتاتجریش چند می گیری؟
راننده:شما که2نفرین
اون دونفر می گن:مگه خودت نمی خوای بیای.
****
دو نفر تنبل بانک ميزنند !
اولی به دومی ميگه: خب بيا بشمريم.
دومی ميگه: حوصله داری فردا راديو ميگه
**
دو نفر ميرن يک رستوران كلاس بالا ، دو تا نوشابه سفارش ميدند ،
بعد هم يكی يک ساندويچ از كيفشون درميارند ، شروع می كنند به خوردن .
گارسونه مياد ميگه : ببخشيد ، شما نمی تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد .
يک نگاهی به هم می كنند ، ساندويچاشونو باهم عوض می كنند !
**
زن: اگه امشب نيايی بريم خونه مامانم ديگه منو نمیبينی !
مرد: براي چی ؟
زن: واسه اينكه چشماتو در میآرم !
**
به مرغه ميگن : چرا تخم نميزاری ؟؟؟
ميگه : شوهرم گفته واسه ۹۰ تومان اندامتو خراب نكن !
***
طرف تو آينه عكس خودشو می بينه بعد می گه : ا...اين چه آشناست !
بعد از يه ساعت فكر كردن داد می زنه : فهميدم ...
اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
**
پدر يكی از دانش آموزان : آقای معلم لطفا خوب به من نگاه كنيد من گاوم ؟
معلم : خير قربان اين چه حرفيه می زنيد !!!
پدر دانش آموز : پس چرا به بچه من گفتيد گوساله ؟!؟
****
به طرف ميگن : از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکنی چه احساسی داری ؟؟؟
ميگه : احساس گناه !!!!!!!!!
ميگن : چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست !
*****
طرف می خواسته بميره وصيت می كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين ،
وقتی ميميره پسراش يه ميليون خر جمع ميكنن !
***
خانومه 8 قلو بچه دار میشه ولی میبینن هر کدوم از بچه هاش یه رنگی هستن !
تحقیق که می کنن می بینن به جای قرص ضد حاملگی اسمارتیز خورده بوده !
*
یارو تو یه عملیات تروریستی خودشو با کایت میزنه به کاخ سفید ...
صد نفر می میرن
نودونه نفر از خنده اون یک هم خودش
****
یارو ميره خواستگاری
خانواده دختره ميگن : دخترمون ميخواد درس بخونه .
ميگه عيبی نداره ميرم 2 ساعت ديگه ميام
*****
یه نفر از جلوی سینمای یه شهری رد میشه اسم فیلم رو
نگاه می کنه می گه:نچ...نچ
این شهر یه سینما داشت که اونم شد خوابگاه دختران
***
يارو ميره از ملای محل ميپرسه :
ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند ؟
حاج آقا ميگه : نه برادر، نميشه. يارو ميگه : ولی من خوندم شد !!!
*
ميدونی سردره مطب جراحی پلاستيک چی نوشته ؟
نوشته لولو تحويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم !
*
يه روز يک پسر زشت از دوستش می پرسه شباهت من با خورشيد چيه ؟
دوستش می گه : به هر دو تاتون نميشه مستقيم نگاه کرد !
*
هواپيما داشت سقوط می کرد همه مسافرا جيغ ميزدن به جز يه نفر !
ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟
ميگه : به جهنم ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه .
*
عاقد خطاب به عروس :
آیا وکیلم شما را با مهریه هزار لیتر بنزین و
چهارعدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم ؟
. . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه
***
از طرف میپرسن ساعت چنده ؟
اون بلد نبوده ساعت رو بخونه
دوروبرش رو نگاه میکنه میگه بدو بدو دیرت شده ...
**
يه روز یه بنده خدا بچه اش نمی خوابيده بهش ژل می زنه
**
وزير آموزش و پرورش اعلام کرد :
معلمينی که چون شمع می سوزند ، تا پايان سال گازسوز خواهند شد .
*
اولی به دومی :
وقتي خانمت خونه نيست چی كار می كنی؟
استراحت . وقتی هست چی ؟
استقامت !
****
يه روز يه افسری جلوی يه ماشين رو می گيره
به راننده می گه چون شما کمربند ايمنی بستيد
اداره کل ايمنی به شما ۱۰۰000 تومان جايزه می ده
حالا شما با اين پول چی کار می کنين ؟
راننده می گه من ميرم گواهيناممو می گيرم .
خانومه که بغل دستش نشسته بوده
می گه به حرفاش توجه نکنيد هر وقت مسته از اين حرفا می زنه
همون موقع يه نفر از عقب ماشين از خواب بيدار ميشه می گه :
وای گفتم با ماشين دزدی نميشه فرار کرد .
يه دفعه يه صدايی از صندوق عقب مياد : هنوز از مرز رد نشديم!!!!!!!!!!!!!!!!
***
دليل راه ندادن افغانها در فوتبال:
"هر جا خط كشي ميبينن شروع ميكنن به كندن
***
تو قيامت خدا به مردا ميگه :
اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست.
همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره . خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟
ميگه : خانومم گفته اينجا وايسا !
توضیحات:
1_ستاره های بالای هر كدوم به مقدار جالبیشه كه نظر خودم بود.
2_برو حالشو ببر.
wantonboy13
پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۲۱:۰۷
هاپ ... هاپ هووو ... هووو واق ... واق اووو ... اووو
خوب اگه همين طور تمرين کني سگ خوبي مي شی!
----- ----- ----- ----- ----- -----
یک باب خانه در نیاوران به مساحت 450 متر مفید ، سونا ، استخر ، جکوزی و پکیج ، با دید بسیار عالی و... عمرا به نام تو نمیکنم!
دعای یک دختر مجرّد : خدایا من واسه خودم از تو هيچی نمی خوام ، فقط یه داماد خوب به مادرم بده !
----- ----- ----- ----- ----- -----
مرد كلمه را كشف كرد و مكالمه را اختراع كرد ، زن مكالمه رو كشف و شایعه را اختراع کرد.
مرد كشاورزی را كشف كرد و غذا اختراع شد ، زن غذا را كشف و رژیم غذایی را اختراع کرد.
مرد دوست داشتن را كشف كرد و عشق اختراع شد ، زن عشق را كشف و ازدواج را اختراع کرد.
مرد تجارت را كشف كرد و پول اختراع شد ، زن پول را كشف كرد و خرید كردن را اختراع کرد.
از اون به بعد مرد چیهای یادی كشف كرد ولی زن همچنان مشغول خرید بود !
----- ----- ----- ----- ----- -----
دخترا دنبال یه پسر می گردند که 1000 تا آرزوشونو برآورده کنه ، پسرا دنبال 1000 تا دختر می گردند که یه آرزوشونو برآورده کنه !
----- ----- ----- ----- ----- -----
اگر یک روز یه پروانه اومد نشست روی شونت ، نرونش ، چون من آدرس قشنگ ترین گل دنیا را بهش دادم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بذار یه کم استراحت کنه ، خودش میره پیداش می کنه !
----- ----- ----- ----- ----- -----
می دونی چقدر دوستت دارم ؟ به اندازه ی تمام موهای سرت ضربدر تعداد نفس هايی كه تا آخر عمر می كشی ضربدر تمام ستاره های آسمون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ضربدر صفر !
----- ----- ----- ----- ----- -----
صداتو میخوام نه برای لطافتش ، برای اینکه پشت وانت داد بزنی نمکیه !
----- ----- ----- ----- ----- -----
از سلطان جنگل به جوجه اردک زشت: اگر در دسترسی یه اس ام اس قشنگ بفرست
----- ----- ----- ----- ----- -----
لقمان هر وقت دلش میگرفت با خرش حرف میزد ، کجایی که دلم گرفته !
----- ----- ----- ----- ----- -----
جارو برقی با اینکه میدونه زباله راه نفسشو میبنده بازم هورتش میکشه . جارو برقیتم آشغال !
----- ----- ----- ----- ----- -----
تو كه می دونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم
.
.
.
.
.
.
.
میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم ؟!
wantonboy13
پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۲۱:۱۰
اگر عاشق شدی در شهر غربت... سوار خر بشو برگرد ولایت!
--------------------------------------------------
هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتند .
--------------------------------------------------
همیشه از خوبی های آدم ها واسه ی خودت یک دیوار بساز و هر وقت در حقّت بدی کردند ، فقط یک آجر از دیوار را بردار ، بی انصافیه اگه دیوار را خراب کنی .
--------------------------------------------------
در زندگی افرادی وجود دارند كه مثل قطار شهر بازی هستند ، از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جايی نمیرسی.
--------------------------------------------------
رمز موفقيت ۲ كلمه است :
تصميم درست
رمز گرفتن تصميم درست ۱ كلمه است :
تجربه
رمز كسب تجربه ۲ كلمه است :
تصميم نادرست
--------------------------------------------------
مردها 3 تا آرزو دارند :
1 – اونقدر که مادرشون میگه ، خوشتیپ باشند .
2 – اونقدر که بچّه شون میگه ، پولدار باشند .
3 – اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشند !
--------------------------------------------------
دعای جدید : خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ، اگر نشد راه راست را به سمت ما کج فرما !
--------------------------------------------------
شنیدم تو 3 ساعت 3 کیلو لاغر کردی ، ای ناقلا ! دماغتو عمل کردی !؟
--------------------------------------------------
الهی شمع بشی ، پروانه شم دورت بگردم ، بعدش فوتت کنم ، خاموش بشی ، هرهر بخندم !
--------------------------------------------------
یه گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم ، خواستم برات بخرمش ، از فروشنده قیمتش را پرسیدم ... گفت : اون گل نیست ، آینه است !
--------------------------------------------------
همیشه در فکر تو ام ، در قلب من جا داری ، قلب من شده گاوداری !
--------------------------------------------------
این اس ام اس را تنها افراد خوشتیپ و خوشکل می تونند بخونند :
!@#$%^&*
چیه ؟ نکنه توقّع داری بتونی بخونیش !
--------------------------------------------------
می دونی چیه ؟
نمی دونی ؟
فکر کن
من بگم ؟
بابا دوستت دارم !
تو را ؟
نه ، بابام را می گم !
--------------------------------------------------
به نام آن کس که طاووس را آفرید تا بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره !
--------------------------------------------------
گلم !
نازم !
عسلم !
جیگرم !
شیرینم !
خوشکلم !
بانمکم !
تازه باحالم هستم !
wantonboy13
پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۲۱:۱۱
اگه عاشق شدي و ميخواي به عشقت
برسي به توصيه هاي زير توجه كن
.
.
.
اي شيطون مچتو گرفتم
حالا تعريف كن طرف كيه؟!!
*********
هه هه هه........ببخشيد
يه لحظه تو رو تو ذهنم تجسم كردم
نتونستم جلوي خودم رو بگيرم
*********
شنيدم آدم مهمي شدي... ميري
دستشويي مگس ها به احترامت بلند ميشن
*********
سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده
جشن نامزديته تبريك ميگم ؛ واقعا
خوشحال شدم
.
.
.
ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت (خانوما ناراحت نشن )
************
صدات رو مي خوام ، نه براي لطافتش ،
براي اينكه روي وانت داد بزني ؛ نمكييه
*************
جارو برقي با اينكه ميدونه زباله راه نفس اش
رو ميبنده بازم هورت اش ميكشه ،
جارو برقيتم آشغال
*************
نفهم
.
بي لياقت
.
عوضي
.
بي شعور
.
حيوون
.
به كسي ميگم كه قدر گلي مثل تو رو ندونه!
wantonboy13
سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۷, ۰۵:۴۹
طرز ترک دادن شوهر سیگاری
طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی:
از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده: من بعد از خوندن صحبتهای معاون سلامت تصمیم به وادار كردن شوهرم به ترك سیگار كردم و بسرعت برگهای برداشتم و مطالب زیر رو در اون نوشتم و به در یخچال چسبوندم.
از امروز تصمیم گرفتم تو رو به ترك سیگار وادار كنم و به همین خاطر قوانین زیر از همین الآن در خانه لازمالاجرا میباشد:
- قانون شماره 1: هر روزی كه لباسهات بوی سیگار بده به یكی از مجازاتهای زیر (البته به انتخاب خودت) محكوم میشوی:
1- شستن ظرفهای ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اینا و داداشم اینا برای صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد برای صرف شام هم میمونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافیه و نمیتونی اون رو انتخاب كنی، چون تو این كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به این خاطر كه وظیفهات است هر روز انجام میدی!!
- قانون شماره 2: اگه توی جیبت كبریت یا سیگار پیدا كنم، یكی از چهار عمل زیر رو باز هم به انتخاب خودت عملی میكنم:
1- قهر میكنم میرم خونه مامانم اینا و بعد از ده روز و پس از یه عالمه منت كشی برمیگردم خونه.
2- یك گردنبند، دستبند، النگو و یا یك مورد مشابه اینا به انتخاب خودم باید برام بخری!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم یا كفگیر؟!
4- با همون كبریت و به كمك مقداری مواد آتشزا تنبیهت میكنم.
تبصره: خودت میدونی من از این سوسول بازیها خوشم نمیآد پس گزینه اول منتفیه، دیگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقهها و كفگیرام كج و كنجول شدن و دیگه حیفم میآد وسایل آشپزخونه رو خراب كنم، گزینه آخری هم وجدانی خیلی خشونت داره و به علت این كه بچهمون هفت سالشه و دیدن این صحنهها برای بچههای زیر 12 سال مناسب نیست این گزینه رو هم نمیتونی انتخاب كنی، پس فقط میمونه گزینه دوم...!!
- قانون شماره 3: در صورتی كه یقین حاصل كنم سیگار رو ترك كردی، میتونی یكی از موارد زیر رو به عنوان جایزه انتخاب كنی:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشی.
2- به عنوان تلافی این چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم یك بار با ملاقه بزنی تو سرم!
تبصره: گزینه اول الكیه و نمیتونی انتخابش كنی، چون میترسم بدعادت بشی و تنبل و تن پرور بار بیآی!!
اگه هم جرأت داری گزینه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد یك هفته به این نتیجه رسید به نفعشه سیگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون میرفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)
wantonboy13
شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۰۳:۰۰
زنِ آپاندیسش رو عمل کرده بوده، بعد از عمل شوهرش میاد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نیومده بوده و داشته زیر لب هزیون میگفته: احمق...بیشعور...عوضی! یک دکتری داشته از اتاق رد میشده، میگه: خوب به سلامتی مثل اینکه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف میزنه !!
---------------------------------------------------
سقراط می گه یونانیا دروغ گو اند خود سقراط یونانیه پس سقراط دروغ می گه که یونانیا دروغ گو اند بنابراین یونانیا راست گو اند پس سقراط راست می گه که یونانیا دروغ می گن حالا شما بگین یونانیا راست گویند یا دروغ گو؟ هان؟
-----------------------------------------------------
پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت... من به دور تو گشتم جگرم سوخت...
-----------------------------------------------------------
وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من برای به دست آوردنت چه نقشها که بازی نکردم.
------------------------------------------------------------
هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.
-----------------------------------------------------------
دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت...
wantonboy13
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷, ۰۰:۱۹
روز شنبه روزنامه گل یه کاریکاتور خیلی باحال از کارهای میرشاه ولد گذاشته بود که دیدنش خالی از لطف نیست!!:crazy:
wantonboy13
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷, ۲۲:۰۵
یه کاریکاتور باحال دیگه... از شایعه ی عمل بینی احمدزاده کاریکاتور ساختن !!
Vahid
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷, ۲۲:۰۸
یه کاریکاتور باحال دیگه... از شایعه ی عمل بینی احمدزاده کاریکاتور ساختن !!
شایعه کدومه ، یارو عمل کرده دیگه :3:
wantonboy13
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷, ۲۲:۱۰
شایعه کدومه ، یارو عمل کرده دیگه :3:
مگه عمل کرد ؟!!!! من که تغییری ندیدم !! :mamba:
SALAR
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷, ۲۲:۱۲
مگه عمل کرد ؟!!!! من که تغییری ندیدم !! :mamba:
با یكی دو عمل معلوم نمیكنه.یه 7-8 تا عمل لازمه تا بشه فهمید
Don M Corleone
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷, ۱۱:۵۵
اخرين لطايف منتشر شده از م-ا-ه-و-ار-ه-ي اميد!
اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زهمین گرد است.
دومین پیام از ماهواره اميد: خورشید بدور زمین میچرخد
چهارمين خبر از ماهواره اميد من خسته شدم دارم بر ميگردم
پنجمين پيام از ماهواره اميد دريافت شد: من بايد اينجا چيکار کنم؟
ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!
هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است
هشتمین پيام ماهواره اميد به زمين: بنزينم تموم شده کارت سوخت بفرستيد
نهمین پيام ماهواره اميد: جون مادرتون اينقدر مسخرم نكنيد
دهمين پيام ماهواره اميد : دارم سقوط ميکنم، زير پامو خالي کنين
یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی رژیم اشغالگر تف کردم!
دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.
سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! .
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم
به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.
در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد
ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد
ماهواره اميد از مدارخارج شده است وفقط به دور سياره زهره مي چرخد واين پيام هارا ارسال ميكند؛الهي دورت بگردم،جيگر چند سالته؟
omid
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷, ۱۳:۲۷
یه چند مورد مذهبی توش بودااا
لطفا از این مدل پست ها کمتر بده
Sir Farzan Lytton
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷, ۱۳:۵۷
اينو يادت رفت !
آخرين پيم از ماهواره اميد به مهندسين ايراني: اي تف تو مدركتون من تو فضا گم شدم.
(روز مهندس بر همه مهندسين مبارك )
SALAR
يکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۷, ۱۵:۱۹
دختران دانشجوی دانشگاه ها از ترم 1 تا ترم 8
ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!
خصوصیات دانشجویان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERRORمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد..سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.
اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!
ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟
ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه
فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)
ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!
ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!
ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونارو.......!)جای جایدانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.
بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند
wantonboy13
يکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۰۱:۲۹
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
بعضي ها اصلا نبايد همچين كاري بكننداين يكي رو
[Only Registered And Activated Users Can See Links](1).jpg
و گاهي بازيكن ها پيرهنشون رو مي كشن رو سرشون…
اما تعدادي هم هستند نمي دانند چه موقع اين كار را بكنند.
[Only Registered And Activated Users Can See Links](2).jpg
البته خوبيش اينه كه اگه اين كارو نكني باز هم مي توني اين كارو بكني، لااقل كسي قيافه ات رو نمي بينه!!!
[Only Registered And Activated Users Can See Links](3).jpg
تنه بعضا از بازيكن ها! انگار خورده به بعضي از مجري هاي تلويزيون
[Only Registered And Activated Users Can See Links](4).jpg
بعضي ها هم كه اصلا معلوم نيست چي نوشته اند
[Only Registered And Activated Users Can See Links](5).jpg
يه عده با نوشته هاي روي لباسشون حرف هاي خصوصي مي زنن
[Only Registered And Activated Users Can See Links](6).jpg
ضمن اينكه داور ها هم نبايد اجازه بدهند در اين مورد زياده روي شود
[Only Registered And Activated Users Can See Links](7).jpg
البته فقط بازيكن ها نيستند كه اينجوري خوشحالي مي كنند…
[Only Registered And Activated Users Can See Links](8).jpg
خوشحالي با در آوردن پيراهن در فوتبال
omid
يکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱۰:۲۰
1 بار سینا داشته خمیازه می کشیده.
امید بهش میگه: قربون دستت تا دهنت بازه هومن رو هم صدا کن:3:
omid
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷, ۱۳:۴۰
آقا قربون دستتون چنتا اس ام اس نورورزی بفرستید
دستمون خالین:3:
wantonboy13
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷, ۱۶:۴۳
آقا قربون دستتون چنتا اس ام اس نورورزی بفرستید
دستمون خالین:3:
فعلا" اینو داشته باش... :crazy:
یه روز صبح امید میره شاهچراغ که توبه کنه...
میره اونجا زانو میزنه میگه : " یا شاهچراغ ، من قول میدم که دیگه دختر بازی نکنم..."
بعداز ظهر یکی از دوستاش میاد میگه امید بیا بریم امروز یکم دختر بازی کنیم...
امید وسوسه میشه باهاش میره ، تو راه که داشته میرفته دستاشو میگیره به سمت آسمون میگه :" یا شاهچراغ ، او برنامه ای بود که امروز بت گفتما... فعلا" کنـسله !! " :3:
wantonboy13
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷, ۱۶:۵۰
آرزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک
---------------------------------------------------------
لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم
---------------------------------------------------------
باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه آمد آن روز باراني گفت كه آمد روز عيد گفت هر لحظه تنها مانده در اين شب رويايي گفت كه شايد دل عيد شده اسير باز بهار آمد در اين خانه ي تنهاي ما همه گفتيم عيد آمد بوي بهار آمد(ببخشيد كه كمي گيج شديم منظور همان عيد شما مبارك است)
---------------------------------------------------------
آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست .....
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ......
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست .....
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ===
---------------------------------------------------------
این اس ام اس رو تا 10 روز دیگه نخون
.
.
.
.
.
نرو پایین
.
.
.
.
هی عمو !!!
.
.
.
.
بیخیال شو
.
.
.
.
.
یادت باشه اولین کسی که سال نو رو بهت تبریک گفت من بودم
---------------------------------------------------------
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.
---------------------------------------------------------
به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران
---------------------------------------------------------
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز.
---------------------------------------------------------
خواستم برات سبزه عید بفرستم...
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش...
omid
پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷, ۲۰:۳۱
آخریش خوب بود:3:
hadi.s
جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷, ۰۸:۳۳
بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم
نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!
ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک
با تبريک سال نو
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..
...
....
....
امضا
حاجي فيرو
سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
سلامتي
سعادت
سيادت
سرور
سروري
سبزي
سرزندگي
هفت سين سفره زندگيتان باشد.
نوروز ?? مبارک
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک
اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار
نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار
سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت کردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستم يادآوري کنم: سال نو شده.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. کمکم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي
افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي شبهاي تنهايي..... به خشکي برف ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند...
مثل ماهي زنده مثل سبزه زيبا مثل سمنو شيرين مثل سمبل خوشبو مثل سيب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشيد.
سال نو مبارک
i.M.a.N
شنبه ۱ فروردين ۱۳۸۸, ۱۱:۰۸
به مناسب سال نو طرح نوسازی زلیخا آغاز شد......
hadi.s
چهارشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۸۸, ۱۰:۲۵
یارو می خواسته گردو بشکنه ،گردو را می ذاره زیر پاش با آجر می زنه تو سرش
یارو دفترچه خاطراتش پر میشه میندازش دور
در پی انتخاب “اوباما” و اتخاذ سیاست های “نرم” از سوی اوباما
در محل اجلاس سران سرود “سیا نرمه نرمه” سر دادند
پینوکیو دماغش را جراحی کرد. وقتی خواست مرخص شود، گفت: پول همراهم نیست. دوباره به اتاق عمل برده شد
بچه از باباش ميپرسه اصفهان دورتره يا كره ماه؟ باباهه ميگه: آخه پسر تو از اينجا اصفهان رو ميبيني؟
یه نفر يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش
ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه
گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده
یه نفر بچش تو مشهد گم میشه، نذر مي كنه و ميگه : يا امام رضا ! دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد
wantonboy13
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸, ۰۸:۴۰
توصيه هاي ايمني را جدي بگيريد
همكلاسي گرامي
اينكه با وجود اين لبهاي شتري و چشماي وقزده و پوست مثل تهديگ عدسپلو، زحمت زدن يه رژ لب هم به خودت نميدي، بخاطر زيبايي سادگي شما نيست، اعتماد به نفس كاذب متاسفانه معضل بزرگيست
همكار محترم
درست است كه چند روزي تا عيد مانده ولي اگه فقط اينبار ناپرهيزي كنيد و چند روزي زودتر حموم برويد، بنده شخصا تضمين مينمايم كه به هيچكدام از قوانين فيزيكي و شيميايي عالم برنميخورد. ضمنا يه چيزاي دستهداري معمولا جلوي آينه حمام يا دستشويي ميگذارند كه سرشون پرز دارد، سالي دو سه بار از اينا بكشيد به دندانتان، اعضاي شركتي رو از نگراني ميرهانيد.مُرديم بسكه از دهن نفس كشيديم
دوستدختر عزيز
در وجود ما چيزي به نام غيرت وجود ندارد و چند سالي هست كه نه تنها من، بلكه روي هيچ پسري اين آپشن بصورت ديفالت نصب نميشود. هم شما ميداني چه خبر است و هم ما بهتر از شما, اين جادههاي خاكي رو طي كرده و انتهاي پيچش هم شا...دهايم، فلذا احتياجي به اين گوشه كنايهها و تيكهها نيست، همين كه هر وقت من در دسترس بودم و خانواده در دسترس نبودن، شما در دسترس باشي ما رو از اين دوستي كفايت ميكند! دوره فعلي زمانه حق انتخابهاست، هركدامتان كه براي اين دو سه ساعتهاي روزهاي فرد، كمتر اذيت كند و توقع [مالي و معنوي] پايينتري داشته باشد و البته ديرتر دل آدم را بزند، شانس بقايش بيشتر است
پدر بزرگوار
رمز ماهواره 1353 است. بجاي اينكه هي اول و آخر شماره تلفنهاي خونه و موبايلهايمان را چك كني, بهتره سال ازدواجتان را يادتان باشد.ضمنا ....ويژن و (...) از كانال 777 به بعد مرتب چيده شدهاند، قبلش با من هماهنگ كنيد تا هم وقتتان را الكي صرف ديدن اين تلفنيها نكنيد، هم صبح موقعي كه جلوي تلويزيون خوابتان برده است، مادري را شگفت زده ننمائيد
استاد ارجمند
درست است كه خير سرمان فوق ليسانس ميخوانيم ولي “رياضي1″ را چهاربار افتاديم و “رياضي2″ را از جلويي نوشتيم، “معادلات” را با استاد، نقدي حساب كرديم و “محاسبات” را به زور پروژه پاس كرديم و برگه سفيد “آمار و احتمالات” ام را هم خودم نميدانم چه جوري 10 شد و رياضي مهندسي را هم بعد از سه بار افتادن “معرفي به استاد” كرديم. فلذا بسط مك لورن و سينوس هيپربوليك و معادله سهمي كه سهل است، سينوس30 درجه را هم با ماشينحساب ميزنيم، پس عاجزانه درخواست داريم فعلا از ما يكي بكشيد بيرون تا ببينيم براي آخر ترم چه گِلي ميتوانيم به سرمان بگيريم
wantonboy13
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸, ۰۸:۴۵
غلط ننويسيم
نگوييم * نوت بوك * بگوييم : رايانه رو
نگوييم * لينك* بگوييم : چسبانك
نگوييم* مايكروسافت* بگوييم : كوچك نرم يا نرم بچه
نگوييم* اكانت * بگوييم : برات
نگوييم * ماوس پد * بگوييم : خرش گاه
نگوييم * فوتوشاپ* بگوييم : عكاسخانه
نگوييم * اينترنت* بگوييم : جهان شبكه
نگوييم* اينترانت* بگوييم : درون شبكه
نگوييم * اينترنت اكسپلورر* بگوييم : جهانگرد شبكه
نگوييم * وب براوزر * بگوييم : تارياب
نگوييم * كرسر* بگوييم : ريزينه
نگوييم * بيل گيتس * بگوييم : حساب دروازه
نگوييم *هات ميل * بگوييم : داغنامه
نگوييم *وب سايت* بگوييم : رايانه جا يا تارانه
نگوييم * وب *بگوييم : جايانه يا تار
نگوييم * وب مستر * بگوييم : صاحب تار يا تارزن
نگوييم * ايميل* بگوييم : نامه برقي
نگوييم * ايميل آدرس *بگوييم : نشان نامه برقي
نگوييم * چت * بگوييم : زرستان
نگوييم * مانيتور* بگوييم : نمايانه
نگوييم * كي بورد* بگوييم : دكمه گاه
نگوييم*اسكنر* بگوييم : عكس برگردان
نگوييم * پرينتر *بگوييم : چاپانه يا چاپگر
نگوييم * ماوس * بگوييم : موش
نگوييم * ديسك *بگوييم : گردالي
نگوييم * سي دي (كامپكت ديسك)*بگوييم : كامل گردانه يا كاف گاف
نگوييم * ديسكت * بگوييم : گردكي
wantonboy13
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸, ۰۸:۵۵
دارویی بسیار جدید پس از آزمایش روی حیوانات قرار بود روی انسانها امتحان شود, ولی امکان مرگ شخص نیز وجود داشت. سه نفر از هت تریکی ها داوطلب تزریق این داروی جدید شدند.هومن، سامان و امید. به هومن گفتند که چه قدر می گیری، گفت 100 میلیون. گفتند برای چه؟ گفت اگر مُردم (دور ازجون) برسد به همسرم.به سامان گفتند چقدر؟ گفت 200 میلیون که اگر مردم 100(تو ام دور از جون!!) میلیون برسد به همسرم و 100 میلیون برسد به معشوقم.به امید گفتند چقدر می گیری؟ گفت 300 میلیون. گفتند چرا؟ گفت 100 میلیون برای شما که اینجا دارید زحمت می کشید بابت شیرینی، 100 میلیون هم واسه خودم، 100 میلیون هم می دهیم به هومن و دارو را به او تزریق می کنیم !!
از امید می پرسن دوست داری تو تاکسی با کی بشینی؟ میگه:با یه دختر خوش قد و بالا و خوشکل و قد بلند با نامزدش!!!میگن:وااااااا واسه چی با نامزدش؟ میگه:آخه می چسبن به هم ,جا برای من باز میشه
امید میره ماشینشو بیمه کنه, طرف میگه ایشالله هیچ وقت از بیمه تون استفاده نکنین. امیدهم شاکی میشه میگه ایشالله شما هم از این پول خیر نبینین
در هواپیما :
کمك خلبان(امید) : خلبان، نگاه كن از اين بالا آدما مثل مورچه مي مونن . خلبان: نه جانم، اينا همون مورچه هستن. ما هنوز رو زمينيم و پرواز نكرديم
wantonboy13
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸, ۰۹:۱۵
اگر اسم عجيب و غريبي شنيديد و نتوانستيد تشخیص دهيد كه اين اسم مربوط به دختر است يا پسر، ذيلاً چند راه پيشنهاد مي شود تا به شما در تشخيصتان كمك كند
ذكر اين نكته ضروري است كه اين معيارها 100% نمي باشد.
در موارد زير اسم مورد نظر دختر مي باشد
اسم ياد شده، اسم علف باشد.(مثل ريحانه،پونه و … اخيرا بنده اسم گندم هم شنيدم)
اسم جك و جونور باشد: اعم از پرنده(پرستو،اسكارلت، درنا و…) حشره: پروانه، چهارپا: غزال
ساعات مختلف روز: پگاه، سپيده،سحر
خوردني باشد: مثل عسل
خيس باشد: مثل شبنم، دريا، ساحل،باران
اسم مورد نظر جزء امكنه(مكان ها) باشد ( اعم خشك و تر! ) مثل: صحرا،دريا، خاور، ايران
و كلا اسم بي معنا و مفهومي كه به هر چيز مي خورد جز اسم آدميزاد
اگر اسم مورد نظرهر يك از موارد فوق بود، شخص مورد نظر دختر و در غير اين صورت پسر مي باشد
omid
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸, ۱۲:۰۳
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
amirlefthand
شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۸, ۱۴:۳۳
پس از انتصاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی، از سوی وی برنامه های این تیم برای صعود به جام جهانی به شرح زیر اعلام شد::7:
1) قبل از هر مسابقه مراسم پر فیض زیارت عاشورا در رختکن برگزار خواهد شد.praying
2) استعمال سربند مزین به نام ائمه اطهار در تمرینات و مسابقات اجباری ست.peace sign
3)تمامی نماز های یومیه به همراه نماز غفیله،وحشت، میت و� به صورت جماعت برگزار خواهد شد تا روح کار تیمی در همه بازیکنان تقویت شود.:13:
4) بازیکنان قبل از ورود به زمین میبایست مسلمان بودن خود را به هر روش ممکن اثبات کنند و بازیکنان منتخب حق بازی در زمین را دارند.shame on you
5) بازیکنی که در طول اردوها نماز شب بیشتری خوانده باشد به طور حتم کاپیتان تیم خواهد بود.:117:
6) هر روز از بازیکنان از لحظا آشنایی با احکام اسلامی آزمون تشریحی و عملی گرفته میشود.:interview:
7) بازیکنانی که تقاضای حضور در تیم ملی را دارند اما هنوز به عمل اسلامی ختنه دست نزده اند میتوانند تا قبل از شروع اردو این کار را انجام دهند:5:
SALAR
شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۸, ۱۴:۳۶
به به.چه حالی میده.خدا كنه منم به تیم ملی دعوت بشم
Nillo
يکشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۸, ۱۵:۲۵
آقا ديديد همشهري جوانو؟
من دست همه ديدم....از آخوند و كارگر شهرداري گرفته تا دكتر،مهندس و حتي پيرزنا....5 ساعته به چاپ دوم رسيد!!!!!!
SALAR
يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۸, ۱۵:۱۷
هومن داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:
- اگر يك قدم ديگه جلو بري كشته مي شي .
هومن ايستاد و در همان لجظه اجري از بالا افتاد جلوي پاش.هومن نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرشو نگاه كرد اما كسي رو نديد .بهر حال نجات پيدا كرده بود . به راهش ادامه داد .به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشه باز همان صدا گفت :
- ايست
هومن ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعت عجيبي از جلويش رد شد .بازم نجات پيدا كرد .هومن پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد من فرشته نگهبان تو هستم . هومن فكري كرد و گفت :
-پس اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم تو كدوم گوري بودي؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سینا ميره لاس وگاس ، زنگ ميزنه به خانمش ميگه : فكر كنم شهيد شدم ؟! خانمش ميگه چرا؟ ميگه : آخه اينجا بهشته
---------------------------------------------------------------------
رضا به دوستش ميگه كجا به دنيا اومدي؟ ميگه: بيمارستان. رضا ميگه آخي مريض بودي؟
-----------------------------------------------------------------------
به علی دراگ ميگن : واجبين چيست ؟ ميگه :پودريست باستاني كه در حداكثر ۵دقيقه ميرزاكوچك خان جنگلي را به دكتر الهي قمشه اي تبديل مي كند
-----------------------------------------------------
سعید بلرویچ پول نداشته دماغشو عمل كنه، با دست دماغشو ميگيره بالا بهش تافت ميزنه
--------------------------------------------------------------------------
امید داشته با خره فوتبال بازي ميكرده.بهش ميگن چرا با خر بازي ميكني؟ ميگه همچينم خر نيست. ۳ به ۱ جلوئه!
---------------------------------------------------------------------------------------
يه روز امیر آ داشته با خودش ميخنديده بهش ميگن چرا داري ميخندي ميگه يه جك به خودم گفتم خيلي باحال بود تا حالا نشنيده بودم
-------------------------------------------------------------------------------
امین مایكل رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
---------------------------------------------------------------------------------------
سامان ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام . فروشنده ميگه مردونه ؟ سامان دست ميده ميگه : مردونه
-----------------------------------------------------------------------
خداوند هيچ موقع از تو سوال نمي كنه چه نوع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد چند نفر پياده را به مقصد رساندي....... قابل توجه دخترها كه هر چي بوق ميزني ناز ميكنن...... نميدونن هدف پسرها الهيه
-----------------------------------------------------------------------------
كامران راننده تاكسي ميشه و يه روز به مسافرش كه شبيه ژاپنيها بوده ميگه آقا ببخشيد شما ژاپني هستيد اون ميگه نه ، براي بار دوم ازش مپرسه آقا شما ژاپني نيستيد؟ بازم طرف ميگه نه ، بارسوم بازم ميپرسه ياروه از كوره در ميره ميگه آره هستم كامران ميگه ولي به قيافت نمياد
------------------------------------------------------------------------------
ایمان برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی
-------------------------------------------------------------------------------------
SALAR
يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۸, ۲۱:۰۷
پس از انتصاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی، از سوی وی برنامه های این تیم برای صعود به جام جهانی به شرح زیر اعلام شد::7:
1) قبل از هر مسابقه مراسم پر فیض زیارت عاشورا در رختکن برگزار خواهد شد.praying
2) استعمال سربند مزین به نام ائمه اطهار در تمرینات و مسابقات اجباری ست.peace sign
3)تمامی نماز های یومیه به همراه نماز غفیله،وحشت، میت و� به صورت جماعت برگزار خواهد شد تا روح کار تیمی در همه بازیکنان تقویت شود.:13:
4) بازیکنان قبل از ورود به زمین میبایست مسلمان بودن خود را به هر روش ممکن اثبات کنند و بازیکنان منتخب حق بازی در زمین را دارند.shame on you
5) بازیکنی که در طول اردوها نماز شب بیشتری خوانده باشد به طور حتم کاپیتان تیم خواهد بود.:117:
6) هر روز از بازیکنان از لحظا آشنایی با احکام اسلامی آزمون تشریحی و عملی گرفته میشود.:interview:
7) بازیکنانی که تقاضای حضور در تیم ملی را دارند اما هنوز به عمل اسلامی ختنه دست نزده اند میتوانند تا قبل از شروع اردو این کار را انجام دهند:5:
برای ریا كردن و به طور واضح تر برای خر كردن مردم این موارد خیلی خوبه.اگه این كارها نمیكرد الان چوپان بود نه سرمربی تیم ملی.
SALAR
پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۰:۱۷
یه نفر كاندید ریاست جمهوری میشه.میگه اگه رای نیارم میرم و تمام بازی های ملی را از نزدیك میبینم.
SALAR
دوشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۷:۰۰
امید از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
-----------------------------------------------------------------------------
بهانه ي دخترا: 1 - فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (يعني خيلي بد هيکلي) 3 - من الان تو موقعيت بدي هستم (يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4 - تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم (يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 - ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير
-------------------------------------------------------------------------------------------------
یه روز ایمان سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوت می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!
--------------------------------------------------------------------------------------------
تو اين زمونه system گرونه همه ميخوان connect بشن اما چگونه؟ رفته محبت، Hack شده عادت، كجا gf كجا bf كجا يه همدم؟ گلي تو دنيا login نميشه دنيا رو Serch بكني پيدا نميشه
--------------------------------------------------------------------------------
كامران میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟كامران میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید
-----------------------------------------------------
سینا ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس
---------------------------------------------------------------------------
هومن به دوستش ميگه تهران عجب جاييهااا...... از در ترمينال که مي ري بيرون ... با يه ماشين آخرين سيستم مي يان دنبالت .... بعد مي برن بهترين رستوران شام مي دن از اون ورم دربند و درکه و قليون و حال بعدم بهترين هتل و چه تختي و رخت خوابي .. صبحم کلي پول مي زارن تو جيبت و ..... ... رفيقش مي گه : برو بابا ... تو که تاحالا تهران نرفتي ... مي گه: من نرفتم خانمم که رفته
black_shadow
جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۱:۲۵
به یارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد؟ ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو
.........................................
.........................................
یارو می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.
پلیسه با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.
می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
.........................................
بر اثر قطع برق در یکی از شهرهای کشور، ده ها تن از هموطنانمان، ساعت ها روی پلههای برقی گیر کردند!!!
.........................................
بچه: مامان اون آقاروببين كچله!!!!
مامان: هيس...ميفهمه !
بچه: اه...مگه تا حالا نفهميده؟!!!!
..........................................
نفرینهای جدید:
الهی جیشت بگیره زيپت باز نشه،
الهی هر کانالی میزنی سخنرانی نشون بده!!!!
.......................................
یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه میکردن.
انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!
فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!! حتماً فرانسویند!
ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه همونم نباید بخورن!!!!! حتما فکرمیکنن توی بهشتن!!! نه بابا اینا صد در صد ایرانیند!
.............................................
یارو (تکلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
..............................................
يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه ایول پس چرا نميارين بخوريم؟
...........................................
..........................................
يارو ميره حرم امام رضا داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم!!!!!
......................................
یارو(يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و بهش ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام ديگه
ترکه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي!!!!
.....................................
خوب بود؟!!!!!از وبلاگ ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) خودم كپی كردم!
omid
شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۵:۲۱
لطفا به قومیت ها توهین نشود.
جوك های +18 هم لطفا قرار ندهید
black_shadow
شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۷:۵۳
امید جان ممنون كه پستمو تركوندی!!!!!!!!!!!
ولی یه توضیح شایدم توجیح كوچولو دارم.
1.ببین.من خودم هم تركم هم كرد!!!
مامانم تركه و بابام كرد.تازه زنمم اصلیتش لره!!!!
این از این.
2.در مورد اصفهانیا.
مثلا الان میگن جنوبیا خونگرمن.شیرازیا به شدت مهمون نوازن.(اینو خودم مطمئنم چون الان من دانشجوی شیرازم)
خساسات اصفهانیا(الان باز میگی توهین نكن به قومیت!!)دیگه به نظر من توهین نیست!!!عادی شده.خیلیم عادی شده.حتی برای خودشون.(من سربازیمم اصفهان بودم)
ولی چشم.از این به بعد بیشتر تلاش میكنم كه به قومیتی توهین نشه.
راستی امید جان من جك 18+ نذاشته بودم كه!!!
black_shadow
شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۰:۰۶
یارو(حیف كه امید گفته چیزی نگم!!!) یه قاز گرفته بود دستش داش راه میرفت یکی بهش میرسه میگه :
-خر چنده؟ میفروشی؟
- آقا این قازه!
یارو دوباره میگه : میگم خر چنده؟
- برادر!!!! این قازه!!!!
یارو میگه:ااااااااااااااا بابا کی با تو ه؟!!!!
..................................................
به یه بابایی می گن جسم شفاف رو تعریف کن .
میگه جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو دید.
بهش می گن مثال بزن؟! میگه : نردبان!!!!!!
...........................................
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
...........................................
و خداوند زن را آفرید تا مرد به مرگ طبیعی نمیرد!
........................................
غضنفر از خيابون رد ميشه، از يكي ميپرسه: ببخشيد، اونور خيابون كدوم وره؟!!
يارو بهش ميگه: خوب اونور ديگه!
غضنفر شاكي ميشه و ميگه: آخه چند دقيقه پيش يه پدرسگي گفت كه اونور خيابون اينوره!!!!
........................................
black_shadow
شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۲:۱۵
نكات مبهم سریال حضرت یوسف(نام مستعار: یوفس-یوزارسیف)
خدایا آیا یوسف آنقدر زشت بوده است؟
خدایا چرا پوتیفار آنقدر جذاب تر است؟
خدایا آیا زنان برای این یوسف دست هایشان را بریده اند؟
خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟
خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟
خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟
خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟
خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟
خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!
خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟
خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟
خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟
خدایا دمت گرم این پوتی فار خدابیامرز چقدر روشن فکر بود!!!
خدایا آیا در ان زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟
خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می آوردند می خواهم
خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش فرشته!!!
خدایا چرا یوسف و یعقوب اخر فیلم تالاپ تولوپ میخوردن زمین؟!!!!
خدایا چرا اون زمان قطره فلج اطفال اختراع نشده بود؟!!!!
خدایا این سریال را از ما نگیر
هومن
شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۲:۴۸
امید جان ممنون كه پستمو تركوندی!!!!!!!!!!!
ولی یه توضیح شایدم توجیح كوچولو دارم.
1.ببین.من خودم هم تركم هم كرد!!!
مامانم تركه و بابام كرد.تازه زنمم اصلیتش لره!!!!
این از این.
2.در مورد اصفهانیا.
مثلا الان میگن جنوبیا خونگرمن.شیرازیا به شدت مهمون نوازن.(اینو خودم مطمئنم چون الان من دانشجوی شیرازم)
خساسات اصفهانیا(الان باز میگی توهین نكن به قومیت!!)دیگه به نظر من توهین نیست!!!عادی شده.خیلیم عادی شده.حتی برای خودشون.(من سربازیمم اصفهان بودم)
ولی چشم.از این به بعد بیشتر تلاش میكنم كه به قومیتی توهین نشه.
راستی امید جان من جك 18+ نذاشته بودم كه!!!
دوست عزیز شما از این شوخی ها ناراحت نمیشید. ممکنه شخص دیگری مثل
شما نباشه و از این شوخی ها ناراحت بشه...
جک آخر شما هم بالای 18 و کلا جالب نبود که من ویرایش کردم.
ممنون که رعایت میکنی...!!!
black_shadow
سه شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۳:۳۶
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن .
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد بیداد!!!جناب نكن!!! آقا نکن!!!برادر نكن!!!!ای تو اون روح پدرت بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
.....................................
حالا این كه شوخی بود.ولی خداوكیلی ما ایرانیا همینیم!!!!!!
هومن
شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۸:۰۰
امید هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!:3:
black_shadow
شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۹:۵۶
یارو میمیره ميبرنش جهنم بهش ميگن ۶۱/۴۸۵ رکعت نماز بدهکاري! ميگه : ۴۸۵ رکعت قبول ولي اون ۶۱صدم واسه چيه؟ميگن به خاطر سينوس زاويه انحراف از قبله هست!!!!!
هومن
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۱۹:۰۶
يه روز ستاره ي آرزوها از آسمون اومد پايين و به من گفت يه آرزو بكن. من امید رو ازش خواستم.. گفت: راستش شرمندم، من تو كار بنجل نيستم! :3:
از امید میپرسن اسم کوچیک جومونگ چی بود؟؟؟ میگه : افسانه... :3:
black_shadow
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۰:۵۰
رییس بیمارستان از دکتر(که احتمالاً غضنفر) می پرسه عمل چه طور بود.یارو می گه مگه برای کالبد شکافی نیاورده بودینش؟!!!
یارو ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هرکار میکرده نمیتونسته کلید رو بکنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میکنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد میزنه: اصغر اقا کلید بندازم؟! اون میگه: نه بابا کلید دارم، بی زحمت سوراخ بنداز!
hsmoa
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۱:۰۵
قرار شد به هیچ قومیتی توهین نشه
black_shadow
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸, ۲۲:۰۴
قرار شد به هیچ قومیتی توهین نشه
شرمنده حواسم نبود!
اولشو درست كردم اخرشو ندیدم!
بازم شرمنده
black_shadow
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۸, ۰۳:۲۳
يه سوال داره مثل خوره روحمو ميخوره::
پدر پسر شجاع قبل از اينکه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بوده؟؟؟!!!
...................
هميشه بايد عکس دوست دخترت(نامزد یا زنت هم همینطور) را توي کيف پولت بگذاري. تا هر وقت دچار مشکلي بزرگ شدي , بهش نگاه کنی. آنوقت احساس مي کني که هيچ کدام از مشکلاتت به اندازه اين يک دونه وحشتناک نيست!!!
...................
زنه به شوهرش میگه ۳ تا حیوان وحشی نام ببر :
طرف میگه :
خودت
خواهرت
خدا بیامرز مادرت :3:
......................
یه بار به یكی از همشهریای كامران میگن بهترین خاطره ای که داری بگو میگه یه بار رفتم تو کوچه یه بچه بود. بعد بهش میگن بد ترین خاطره تو بگو میگه یه بار بچه بودم رفتم تو کوچه !!!:3:
......................
یارو میره تو کیوسک تلفن وقتی برمیگرده یه نفر ازش میپرسه سالم بود؟ یارو میگه: آره ولی آفتابه نداره!!!!!
......................
black_shadow
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۲۳
قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و ... خوب باشد .
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید .
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند !!!
.........................
اعضای تیم منتخب كامران اینا!!!: الیور کان، کان ناوارو، کاندلا، بیشکان، اوکان، کان بی یاسو، کانتونا، کانچیچ، کانو، کانیزارس، کانیگیا،
.........................
جایزه ی بانک های كامران اینا!!!:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کودك نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک!!!
.........................
amirlefthand
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۳۱
"عروسى رفتن خانم ها و آقايان!"
عروسی رفتن دخترها:
دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که: من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار "پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد... حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه... اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و... که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...
حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه... مثلا ممکنه "شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می ذاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی (اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش (این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بذاره... که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...! بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره ( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!! ساعت 8 عروسی شروع می شه... یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اون جا باشه!!
عروسی رفتن پسرها:
اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی کنه!! روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه! ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله... عروسی دعوتیم..! بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم... توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!! (بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!) ریش هاش زده نزده (نصف بیشترو تو صورتش جا می ذاره!!) از حموم می یاد بیرون... ساعت 6:30 بعد از ظهره... هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت...!
تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!! کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکردند که بدونن که نیاز به دوختن داره...!
خلاصه... بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه (البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیرتر از این به عروسی نمی رسه!!
SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۴۶
ویژگی های وبلاگ های دخترا و پسرا:
ویژگیهای وبلاگ دخترا:
1. اصولا تو وبلاگشون چیزی برای دانلود پیدا نمی کنی!!
2. علاقه ای به “ادامه مطلب” و از اینجور چیزها ندارند. هرچقدر که مطالب طولانی باشه در همون صفحه اصلی می آورند!!!
3. پستها اکثرا احساسی و عاطفی ان. یا شعر می گن (که احتمالا خودشون فکر می کنن خیلی قشنگه) و یا درام می نویسن!!!
4. عموما مطالب آنها به ذکر منبع نیاز نداره!!! چون تراوشات ذهنی خودشونه!!!
5. برای هر مطلبی هرچند بی ربط و بی خود، چند صد کامنت (نظر) می بینی که عمدتا یا پیام تبریک و تشکره و یا ارائه کمک داوطلبانه البته از طرفه … واضحه!!!
6. دسته بندیهاشون مثل تمو بقیه چیزهاشونه. شعر، داستان، اجتماعی، عاشقانه!!! خلاصه تو فضان!!!
7. وبلاگشونو زیر و رو کنی نه عکسی ازشون می بینی (نه که خیلی خوشگلن) نه چیزی از سن و سال!!!
8. بندرت جایی بین 10- 15 تا وبلاگ اول ورد پرس فارسی پیدا میکنن (ولی در عوض کامنت تشکر زیاد دارن)
9. عکسهایی که برای کامنت استفاده می کنن اکثرا، یه چشی، ابرویی چیزیه!!! (مثلا مال خودشونه!!!)
ویژگیهای وبلاگ پسرا:
1. وبلاگ پر است از چیزهای جورواجور برای دانلود رایگان مخصوصا با کراکهاش. پدر صاحب هاست رو با کپی رایت در آوردن!!!
2. هیچ لینکی رو بدون ادامه مطلب نمی دن!!! حتی اگه پستشون 2 خط بیشتر نباشه!!! ( لینک می خوای!!! برو به ادامه مطلب )
3. به سن و سال ربطی نداره، دانلود بازی کم حجم میدن!!!
4. اصولا علاقه ای به معرفی منبع اثر ندارن!!! بعضی وقتها با اکراه یه جوری اسم منبع رو میارن که اصلا قابل دسترسی و یافتن نباشه!!! (تازه اونم بعد از امضا کردن و انگشت زدن صد ورژن مرام نامه و این حرفا !!!)
6. طوری وانمود می کنن که کل اون مطلب، فقط در همون وبلاگ پیدا میشه!!! حتی اگه کل مطلب رو کمپلت از جای دیگه ای کپی کرده باشن!!!
5. تا جا داره سعی می کنن لینکی چیزی برای موضوعات ممنوعه (ف.ی.ل.ت.ر شده) مثل عکسی کلیپی چیزی بدن!!! بعضی ها هم فقط چیزشکن می دن که بعد از مدت کوتاهی خودشون چیز میشن!!!
6. دسته بندیهایشون انقدر متنوع است که اگه بوعلی هم وبلاگ میزد آنقدر متنوع نمی تونست مطلب بنویسه!!!
7. عکسی که باهاش کامنت می دن یا یه شخصیت کارتونیه یا یه جک جونوری چیزی ایه!!!
8. کپی / پیست را به فکر کردن و مطلب نوشتن ترجیح میدن.!!
رضا
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۰۱:۲۵
یه روز یه پشه تو چای سیاوش می افته . سیاوش پشه رو از توی چای در میاره و میگه : یالا توفش کن .:3:
-------------------------------
امید میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه چند سالته؟ میگه 16 سال میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه:jesors:
=====================
ایمان میره خونه میبینه بویه گاز میاد به زن و بچه هاش میگه برق رو روشن نکنید من کبریت اوردم:crazy:
alir3za
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۰۱:۴۶
رضا میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه:sick:
black_shadow
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۱۸:۵۹
از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه!!
..........
پسره رو ختنه می کنن میگن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟!!!!!!:3:
..........
تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نيست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبي؟
..........
تست هوش : به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم
رضا
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۶
به امید ميگن تو طرفدار كدوم تيم فوتبال هستي؟ ميگه قربون جدش برم آسد ميلان!!:3:
------------------
هومن و امید به تاکسي ميگن: آقا 3 نفر تا تجريش چقدر ميگيري؟ راننده ميگه: شما که 2 نفر هستيد ! امید ميگه: مگه خودت نميخواي بياي !:3:
-------------------
به ایمان ميگن اذون بگو ... ميگه والا چي بگم همه چي از يه نگاه شروع شد :3:
----------------------
به امین مي گن کجاي تهران مي شيني ؟ مي گه هرجا خسته شدم!:3:
----------------------
کیارش به گارسونه ميگه:عرق داري؟گارسونه آروم ميگه:آره !کیارش ميگه:پس کاپشن تنت کن سرما نخوري!:3:
----------------------
به سیاوش يه توپه فوتبال نشون ميدن ميگن اين چيه ميگه اونقدرها هم كه ديگه خر نيستيم معلومه ديگه اين زمين شطرنجه !:3:
-----------------------
امید ميره جوراب بخره توش فوت ميكنه ببينه سوراخه يا نه!
---------------------------
غضنفر و دوستش ميرن هتل، غضنفر ميره توالت فرنگي دومي مياد کتکش ميزنه!!! ميگن چرا ميزنيش؟ ميگه من دو روز از اين چشمه آب مي خورم اين اومد دستشويي كرد توش !:3:
------------------------------
دانشمندان شهر غضنفریه : هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد. زيرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هيدروجن و یک اوکسي جن!:3:
-----------------------------
از محمدرضا می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه!:3:
-------------------------------
سینا پول مي اندازه توي صندوق صدقات، بعد سوارش مي شه!:3:
--------------------------------
به ساسان ميگن از چه لبي خوشت مياد؟ ميگه از لب جوب!:3:
----------------------------------
از امید می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون!:3:
--------------------------------
از امیر می پرسن واحد کمتر از مثقال چیه؟ میگه چس مثقال!
--------------------------------
ایمان و کیان می رن سوراخ لایه اوزون رو بدوزن، خودشون می مونن اون طرف!:3:
------------------------------
از غضنفر مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کی باد می ده، مي اندازه گردن من!:3:
--------------------------
امید یه 1000 تومنی رو زمین پیدا میکنه برش میداره بعد میندازش میگه نه بابا ما ازین شانسا نداریم!:3:
-------------------------------
ممد شیرازی پرتقال پوست مي کنده، هي خدا خدا مي کرده موز باشه.:3:
--------------------------------
کیان می ره ختم، ازش می پرسن شما؟ می گه من سایر بستگان هستم!:3:
-----------------------------
سینا میره مکه سرش تو حجرالسود گیر میکنه, میترسه میگه: خدایا منو نخور!:3:
----------------------------
به هومن ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن … حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز:3:
---------------------------
امید تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي خوشگل مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي… فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام… اونم يه شوهر خوبه …يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! امید از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! هل نده زشته ، خودم ميرم!:3:
-----------------------
به امیرمیگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!:3:
--------------------------
يك روز سیاوش كدو تنبل مي خره مي فرستش كلاس تقويتي !:3:
---------------------------
به غضنٿر ميگن: زنت چه شكليه؟ ميگه: جنيفر لوپز رو ديدي؟ دست به آب كن روش !:3:
-------------------------
امید عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني !:3:
----------------------------
بسه یا بازم بگم؟:3::acute:
Se7en
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۲:۵۳
خوب این حالا نوبته منه
رضا پرتقال خوبی میخوره ایدز میگیره
غضنفر میمیره باباش رضایت نمیده
..................
می خواستن هومن رو شکنجه بدن امید رو آوردن تو خوابش چیزی بش نشد گفت ما خودمون این کاره ایم جیگر
گفتن چیکار کنیم چیکار نکنیم فرستادنش یه اتاق گرد گفتن برو هومن یه گوشه بشین !!!!
به امیر میگن از این ورا میگه از اون ورا
به امیر میگن کجا داری میری میگه دارم بر میگردم
طرف میوفته تو چاه رضا سند میزاره درش میاره
من تایپیک میزنم هومن پاک میکنه!!
من سوال میکنم هیچکی جواب نمیده !!!
به غضنفر میگن تا حالا موز خوردی میگه همون که هستش یه وجبه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
به آبادانیه میگن بابات مرد میگه ایول تریپ مشکی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
gattus
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۳:۰۹
------------------------------
----------------------------
بسه یا بازم بگم؟:3::acute:
بگو بگو .... نگو!!
Se7en
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۵:۰۳
دخترا عاشق عروسک بودن وپسرا عاشق مردای قوی ...بزرگ شد دخترا عاشق مردای قوی شدن و پسرا عاشق عروسک...
هومن داور فوتبال میشه بهش میگن:بزرگترین آرزوت توی داوری چییه؟میگه:بزرگترین ارزوم توی داوری اینه که یه روزی توی جام جهانی واسه تیم ملی کشورم داوری کنم...!!!
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
به هومن ميگن اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
gattus
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۵:۲۸
1-برو یاد بگیر اسمم چیه بعد حرف بزن!!!!!
2-اهانت به قومیت ها ممنوع!
3-قوانین هر تایپیک رو بخون!
Se7en
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۳۷
بر خورد اسم کیو میگفتم ؟ تو ازیت میکنی منو
رضا
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۰۱:۳۱
امید میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین... خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین:3:
============================
طرف بهداشت اومدن سرکشی گاوداری به هومن گفتن شما به گاوهاتون چی میدیدگفت علف!جریمش کردن بار دوم که اومدن بازم همون سوال رو کردن هومن گفت ما به گاوهامون چلو کباب میدیم:-؟؟ باز هم جریمش کردن بار سوم اومدن باز هم همون سوال رو ازهومن کردن هومن کمی فکر کرد بعد با خوشحالی گفت ما به گاوهامون پول تو جیبی میدیم هر چی دلشون میخواد بخرن بخورن ...:3:
=============================
سینا میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده سینا میگه خفه شو اول مو بعد تو:3:
===========================
به امید میگن...میس كال چیه؟میگه یه نوع مقیاس وزن هست..نشنیدید؟ مثلا" میگن یه میس كال زعفران:3:
===========================
black_shadow
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۵۱
۱- به نظر شما ، چرا ۹۹در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟!
الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !
ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !
ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !
د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ، ۱۵ مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به دادشان نمی رسد !
۲- چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!
الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !
ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط باشد !
ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !
د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !
رضا
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۵۴
امید مربي فوتبال ميشه شماره 10 رو مياره بيرون دو تا 5 مي فرسته تو بازي:3:
----------------------------------------
black_shadow
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۵۵
25مزیت مرد بودن!
۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه [
۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد
۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم
۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید
۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با Cg رو تجربه کنید
۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید
۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…
۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
black_shadow
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۳
هومن میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن هومنه!!!!! ۱. سامسونتشو می زاره تو زنبیل ۲. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه
شعار جدید هومن اینا در راهپیمایی
شعار میدادن:
وای به روزی که بفهمیم چی شد!
غضنفر میره سلمونی، میگه: جناب این ریش مارو اصلاح کن. سلمونیه میبینه طرف خیلی غضنفره، میگه بگذار یکم سر کارش بگذاریم. بهش میگه: خشک بزنم یا تر؟ میگه: یعنیچی، چه فرقی میکنه؟ میگه: ببین، اونایی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمیزنند، ولی اونایی که سابقشون پاکه خشک میزنند. یارو بهش برمیخوره، میگه: یعنی چی آقا؟! معلومه که باید خشک بزنی! یارو هم شروع میکنه همینجور خشک خشک ریش بدبخت رو تراشیدن. یکم که میزنه، غضنفر دهنش سرویس میشه، میگه: وایسا، وایسا! یه چیزایی داره یادم میاد!
به امید ميگن: از چه گلي خوشت مياد؟...ميگه :اقاقيا...ميگن: هميني روكه گفتي بنويس....ميگه :غلط كردم رز!!
سالار از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟
میگه: من نه،ولی ژاپنیها چرا!
غضنفر ميره از اين ماشينا ميخره که فرمونش سمت راسته . بهش ميگن ح الا ازش راضي هستي ؟ ميگه : راضي که هستم ، فقط نميدونم چرا هر وقت تف ميکنم ، ميخوره تو صورت زنم ؟ !
امیر در خونش رو رنگ می کنه، بجه هاش گم می شن!
از این هومنه می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!
كامران ریش پروفسوری داشته میره پیش رفیقاش و میگه : هر سوالی دارین امروز بپرسین فردا میخوام ریش هامو بزنم !
gattus
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۰۸
((تو میتونی 2 میلیون به من قرض بدی می دونم میتونی به جان بچه ام بهت پس میدم)):
التماس یک غضنفرستانی به عابر بانک!
-------------------------------------------------------------
یه دختری رو برای امین نشون میکنن با سنگ میزنش!
-----------------------------------------------------------------------
امید ماشینش رو بیمه میکنه،منشی بهش میگه ان شاالله کارتون به بیمه نکشه!امید میگه ان شاالله تو هم از پولا خیر نبینی!
------------------------------------------------------------------------
کیارش ادعای پیامبری کرد بهش گفتن کتاب داری ؟
گفت جزوه میگم بنویسید!
گفتن معجزه ات چیه؟
گفت همین که من پیامبر شدم معجزه است!
---------------------------------------------------------------------------
خشم سالار نسبت به خدا:
حالا که ابر میاری بارون نمی باره ،منم وضو میگیرم ولی نماز نمیخونم!
-------------------------------------------------------------------
Se7en پول نداشت دماغش رو عمل کنه،دماغش رو میکشه بالا تافت میزنه!
-------------------------------------------------------------------------
به هومن میگن بزرگترین آرزوت چیه؟
میگه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم متاسفم!
--------------------------------------------------------
به رضا میگن :چرا زنت رو زدی؟
میگه :اگر دلیلی داشتم که میکشتمش!
-------------------------------------------------
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من(شعر نو اثر کیان)
------------------------------------------------------------------
وصیت امیر به پسرش:
پسرم تا زور داری مثل بابات هیچ وقت از مغزت استفاده نکن
--------------------------------------------------------------------------
ددمنش تو جنگ زخمی میشه به سپهر میگه حلالم کن،سپهر سرشو میبره!
-----------------------------------------------------------------------
سینا با یک زن ژاپنی عروسی میکنه،هر وقت نگاهش میکنه میگه: عزیزم اگر خوابت میاد برو بخواب!
------------------------------
سعید الکس میره بدن سازی بهش میگن هفته اول بدنت درد میگیره میگه :
خوب میرم یه هفته دیگه میام!
---------------------------------------------------
gattus
سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۳۸
امید یه نیسان میخره پشتش مینویسه:
برادر غریبم جومونگ!:rofl:
---------------------------------------------------
بیت شاعرانه ی سالار:
پروانه اگر سوخت به جهنم / میخواستم دور شمع نچرخه!:give_rose:
---------------------------------------------------
آمریکا: به ایران گندم نمی دهیم!
ددمنش:به درک نون خالی می خوریم!!!:nuts:
-----------------------------------------------------
به se7en میگن کتری رو بخش کن !میگه:
خودش،دستش،لوله اش!:smile:
-----------------------------------------------------
از هومن می پرسن خوشبختی چیست؟
میگه: فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی!:rofl:
-------------------------------------------------------------
امین سر سفره قهر میکنه،سهمش رو میذارن کنار میگه:
من که نمیخورم ولی ماله هر کی هست کمه!:wacko:
----------------------------------------------------------------
ایمان به مهماناش میگه:
اگرگرسنه اید مرغ هست ،بگم تخم بذاره؟؟:img-pirate2:
----------------------------------------------------------------
اگر زشت نبود ،زیبا هم نبود .اگر نادان نبود،دانا هم نبود!
نتیجه اخلاقی: دنیا به کیارش هم نیاز داره!:crazy:
SALAR
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۵:۵۷
وقتی دختر ها به سربازی بروند ...!!!!
--------------------------------------------------------------------------------
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر .
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی
...
صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
...
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید .
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...
...
ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو.. .
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
...
بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود... .
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)
...
بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
...
شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم .
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!
فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجباااا
SALAR
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۱۶
سینا تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه :: عجب کابوسي بود.
----------------------------------------------------
هومن شلنگ را برمي داره و تلويزيون را آب پاشي مي کنه ومي گه: مگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد..
---------------------------------------------------
به امید مي گن: اگه رييس جمهور بشي اولين کاري که مي کني چيه؟ ميگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند مي کنم
--------------------------------
از رضا پرسيدن گاوها از اول شاخ داشتند ميگه نه ولي وقتي شنيدن آدمها آب قاطي شيرشون مي کنند از تعجب شاخ در آوردن!
---------------------------------------------
به ایمان ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه ؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام.
-----------------------------------------------
دكتر به امین ميگه: دوتا خبر بد دارم. اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.امین ميگه دوميش چيه؟ میگه :دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!!
------------------------------------------------
رفيق دادمنش براش نامه مي فرسته که : اينجا توي تهران پول ريخته رو زمين فقط بايد بيايي جمع کني-خيلي اوضاع خوبه!...خلاصه دادمنش هم ميزنه ميره تهران.وقتي مياد تهران همون جا توي ترمينال يه دويست توماني ميبينه که روي زمين افتاده.....يه خورده نگاه پوله مي کنه...بعد ميگه: ولش کن الان خسته ام از فردا شروع به کار مي کنم
----------------------------------------------------
محمد شیرازی با زنش ميره خارج از شهر براي تفريح. خلاصه بين راه ميگه: همين وسط جاده بشينيم! هر چي زنش ميگه بريم كنار اون درخته جا بندازيم بشينيممحمد قبول نمي كنه. بعد از مدتي يه تريلي با سرعت به اونها نزديك ميشه-راننده بدبخت ترمز ميگيره و محكم ميزنه به درخت كنار جاده.محمد خوشحال و خندان ميگه: خانم جان ديدي گفتم وسط جاده امن تره!! اگر رفته بوديم كنار درخته الان تريلي ما رو له كرده بود!!!!
---------------------------------------------------
محمدرضا ميره بالاي پل عابر پياده .ميگه: من آخر نفهميدم اين تهراني هاي خر اين پل رو واسه چي زدن؟ مگه اينجا رودخونست؟
--------------------------------------------------------
هومن و رضا داشتن با هم توي پارك راه مي رفتن.هومن ميگه: اگه اين درخت كاج ميتونست حرف بزنه فكر مي كني به من چي مي گفت؟ رضا: بهت ميگفت من بلوطم احمق جون
---------------------------------------------------------
روزی دختری از ملا پرسید" حاج آقا اگر من دست پسری را بگیرم چه حکمی
دارد؟ "حاج آقا گفت : قطعاً جایت در جهنم است...
این بار دختر گفت"حالا اگر دست شما را بگیرم چه حکمی دارد؟
حاج آقا لپ دختر را کشید و گفت: آی شیطون می خوای بری بهشت؟
-----------------------------------------------------------
امین تو جزيره آدمخوارها گير مي افته. ميگه خدايا! حالا چه طور ثابت كنم آدم نيستم؟
--------------------------------------------------------------
از داد منش می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن،میگن واسه چی میگه آخه سوراخ هاش خیلی ریزه!.
-------------------------------------------------------------
به امین میگن بابات مرده میگه نه بابا اصلا امکان نداره, میگن والله مرده, امین میگه تا حالا اصلا سابقه نداشته!.
---------------------------------------------------------------
black_shadow
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۱۳
به هومن ميگن شما پسرت رو بيشتر دوست داری يا چلو کباب رو؟ ميگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهی قرار ندين !!!!
امید سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!
پارسال يه همچين موقعهايي بود هومن و سالار و ایمان ميرن قايمباشك بازي كنن، هومن و سالار تا حالا پيدا نشدند!!!
كامران یه بچه ای رو توی كوچه بن بست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. كامران میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!
یه روز گلزار رو دعوت می كنن شهر كامران اینا ... همه میان تو خیابون كه استقبالش كنن شعار میدادند كه ... دسته گل محمدی بچگی هات می آمدی!!
امیر تو مشهد بچش گم ميشه نذر ميكنه و ميگه : يا امام رضا دستم به دامنت، بچهم پيدا بشه ، ديگه غلط كنم بيام مشهد!!!!
جايزه تبرك درشهر كامران اینا! ... يك سال استفاده رايگان از حميد...!!
SALAR
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۳۰
در هر جوكی پای هومن در میان است
gattus
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۴۲
در خونه ی امین تابلو زدند:
خطر پرش امین به خیابان:2:
---------------------------------------
غضنفر تیپ میزنه میره بیرون دختره بهش میگه :بخورمت!
غضنفر میگه بهت نماد از این گ..ها بخوری:yahoo:
-----------------------------------------------------------
لبخند راهی است برای زیبا شدن،
کیارش نیشت رو ببند فایده نداره!:jesors1:
---------------------------------------------------------
سالار میدونی چرا وقتی به چشمات نگاه میکنم بیشتر ازت خوشم میاد؟
چون خودم رو توش میبینم:heart:
---------------------------------------------------------
پیامک عاشقانه ی هومن به gf:
مهم نیست که قشنگ نیستی ،قشنگ اینه که مهم نیستی!:friends:
------------------------------------------------------
ایمان جان اگر تمام گلهای دنیا رو زیر پات بریزم بازم کمه;
آخه پات خیلی بو میده:sad53:
-----------------------------------------------------
امید شهید میشه!به سینا میگن خاطره ای از شهید دارین؟ میگه:بله دفعه ی آخر که خواست بره بهش گفتم نرو !
گفت:
سینا تو یکی خفه شو!:scare:
-------------------------------------------------------------
هومن و امین و سالار داشتن غذا میخوردن ،یه مرتبه امین ترکید هومن گفت:
خوش به حالش سیر شد!:beach:
black_shadow
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۵۶
جبریل به ددمنش میكه هرآرزویی داری بگو.
ددمنش:خدارونشونم بده،
جبرییل:این آرزوی سختیه یكمی آسونتر
ددمنش:آدمم كن
جبریل:پاشوبریم خدا رو نشونت بدم!!!!
اگر نمازگزار در وسط ركوع بفهمد كه در شهر كامران اینا است احتیاط واجب است كه بجای ذكر ركوع فاتحه ماتحت خود را بخواند!
نسخه جدید آموزش عبور از خیابان به کودکان: اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه می کنیم بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل سقوط هواپیماست سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم!!!!
هومن میره پیك نیك زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه. میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از كلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تكان نمیخورن كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.هومن میگه دیدی گفتم!اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم!!!!
ایمان میره پمپ بنزین. یارو بهش میگه آقا سوپر بزنم یا معمولی ایمان میگه:
معمولی بزن خانواده تو ماشین نشسته!!!!!
ویرایش شد
Se7en
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۴
هومن رفته بودنیناش ناش
پارتی بوده مثل اینکه
دی جی میگه نی نی نی بدو نیناش ناش
هومن هم تبلیغ تلویزیون یادش میاد
آهنگ رو که بلد نبوده میگه
لینا لینا لینانچی لیناچی !!!!!!
همه وای میسن میگه بدو بدو 2 تا 100 تومان این ور پارتی !!!؟؟؟
چه بی ربط نههههههههههههه
من در آ<ردی این جوری میشه دیگه
gattus
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۲۰:۳۷
هومن میره پیك نیك زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه. میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از كلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تكان نمیخورن كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.هومن میگه دیدی گفتم!اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم!!!!
اینو که سالار گفت!
gattus
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۲۰:۳۸
ویرایش شد
چرا یک چیزی میدی ویرایش بشه؟؟؟؟؟؟؟
بابا این جا خانواده رد میشه:diablo:
Se7en
پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۲۹
هومن زن صیغه می کنه، رفیقش میگه: مبارکه ازدواج کردی؟
یارو میگه: نه بابا،دائمی نیست. از این اعتباریاس
یارو داشته میمرده، بچه هاشو جمع میکنه تا طبق معمول نصحیتشون کنه و جملههای گهربار به یادگار بذاره.تا بچههاش نشستن یه دسته چوب از زیر تشکش بیرون آورد و گفت: ببنین بچهها! شماها مثل این یه دسته چوب هستین.بعد دسته چوب رو داد دست اولی و گفت: ببین میشکنه؟
اول خیلی راحت همه رو یه جا شکوند!باباهه شاکی شد و گفت: پاشین برین گم شین. شماها لیاقت ندارین نصیحتتون کنم
ای قشنگ تر از پریا ...شبها تو چت نری ها......اگه رفتی تو روم نری ها........اگه رفتی پی ام ندی ها...........اگه دادی اس ام اس ندی ها..........اگه دادی........اصلا به جهنم هر غلطی می خوای بکن
یه روز یه بابا میره ماهی بگیره تور رو می اندازه تو دریا هرچی می کشه درنمی اید میره زیره اب می بینه ماهی ها تور را بستن دارن والیبال بازی می کنند
در باغ شهادت همیشه به روی هموطنان عزیز باز است.
.
.
.
هواپیمای توپولوف
معلم: فعل کشیدن را صرف کن . شاگرد کشیدم کشیدی پاره شد
..............
.............
یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن، قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه، یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش ، گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه: بابا عجب بدبختیهها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو میخوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!
آه ه ه ه ، آآآآی ، واااای نکن ، وااااای تو رو خدا نکن نمی خوام خب ، آی اووووه وای نزن.
.
.
.
.
آخه چرا انقدر فکرت خرابه این بنده خدا داشت آمپول می زد.
gattus
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۳۱
منتظر باشید من برمیگردم!
Se7en
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۱:۰۷
دادمنش چه خنده دار گفتی نمیری توووووووو
gattus
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۱۹
منتظر باشید من برمیگردم!
برگشتم !
امید واسه زندگی میاد تهران به بچه هاش میگن ،
خونه هر کی در زدی نگو مویوم بگو منم بچه اش میگه اگه بوگوم منم! اونا از کجا بفهمن که مویوم :regular_smile:
--------------------------------------------------------------------------------
رامین یکی رو می بینه که داره با هندزفری صحبت می کنه ،
می گه الیاس غلط زیادی نکن شناختمت....! :rofl:
-----------------------------------------------------------------
معلم : بگو ببینم آفریقا کجاست ؟
سالار ( با گریه ) آقا اجازه چرا هر چی گم میشه از من می پرسید!:wacko:
-------------------------------------------------------------------------
به ایمان میگن شیرین تر از عسل چی خوردی ؟
میگه ترشی مفتی...! :pleasantry:
--------------------------------------------------------------
هومن پاش درد میکرد
استامینوفن میذاره تو جورابش !:lol2:
--------------------------------------------------------------
سینا میره دکتر ، میگه آقای دکتر من دچار فراموشی شدم ،
دکتر می پرسه چند وقته ؟ میگه 3روز و 6 ساعت و 59دقیقه و... حالا شد 7ساعت...!:yu:
-------------------------------------------------------------------------------------------------
کیارش یه پلیس می کشه بعد زنگ میزنه ۱۱۰
میگه می بینم ۱۰۹ تا شدین...!:clapping:
-----------------------------------------------------------------------
امیر لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ،
ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟
ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...
عجب نفسی داره ... !:icon_bravo:
------------------------------------------------------------------------
کیان داشت امین رو بدجوری كتک می زد و هی داد میزد : كمک ! كمک !
گفتند : تو داری اينو میزنی ، چرا كمک میخوايی !!!
گفت : آخه اين گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !:3:
---------------------------------------------------------------------------
دد منش با دوستش بانک میزنه:
دوست دد منش: خب بيا بشمريم.
دد منش: حوصله داری فردا راديو ميگه:notify:
------------------------------------------------------------
ممد شیرازی تو آينه عكس خودشو می بينه بعد می گه : ا...اين چه آشناست !
بعد از يه ساعت فكر كردن داد می زنه : فهميدم ...
اين همون احمقیه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !:yahoo:
-------------------------------------------------------------------------------------
بهnillo ميگن : چرا درس می خونی ؟ ميگه : می خوام درس بخونم دكتر بشم ،
مطب بزنم پولدار شم ، بعد یدونه نيسان بخرم باهاش كار كنم !:wacko:
---------------------------------------------------------------------------
به سپهر ميگن : به نظرتو خنگترین خواننده كيه ؟ ميگه: حبيب .
میپرسن چرا ؟ ميگه : آخه گيتار ميزنه بعد ميگه صدای دهل میاد !:give_rose:
-------------------------------------------------------------------------
رضا : آقای معلم لطفا خوب به من نگاه كنيد من گاوم ؟
معلم : خير قربان اين چه حرفيه می زنيد !!!
رضا : پس چرا به بچه من گفتيد گوساله ؟!؟:2:
--------------------------------------------------------------
black_shadow
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۰۵
حسین من یادم نیست چی بود که ویرایشش کردی!
جهت تنویر افکار عمومی بگو چی بود!
wantonboy13
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۳۸
تو هزینه کارتی که قراره بگیره رو تقبل می کنی ؟!! :3:
black_shadow
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۴۰
:3: کارت واسه چی؟!!!:3:
omid
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۹:۲۴
تو هزینه کارتی که قراره بگیره رو تقبل می کنی ؟!! :3:
اینم جوکی بود برای خودش:3:
Se7en
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۰۸
هومن و امید رفته بودن شنا هر کی زود از آب در می اومد اون باید شام میداد !!!
حال بعد از چند سال جسد هیچ کدام پیدا نشده!!!!!
gattus
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۱۵
امین می خواسته خرگوش بگيره
می ره پشت درخت
صدای
هويج در مياره :rofl:
--------------------------------------------
به کامران ۱۰ تا انگشت نشون میدن میگن این چند تاست ؟
میگه ، وای چند تا یکی!:secret:
-----------------------------------------
سالار داشته رادیو گوش می داده،
رادیو گفت : تقاطع طالقانی به امام حسین بسته است
سالار میگه : بسته هست که بسته هست حالا چرا قسم می خوری!:3:
--------------------------------------------------------------
به کیارش ميگن : از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکنی چه احساسی داری ؟؟
ميگه : احساس گناه !!!!!!!!!
ميگن : چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست !:yu:
-------------------------------------------------------------------
هومن وسینا در طول مهمانی كنار هم نشسته بودند
و در طول دو ساعت يک كلمه هم با هم حرف نزدند .
پس از دو ساعت هومن به سینا گفت :
پيشنهاد میكنم حالا در مورد موضوع ديگری سكوت كنيم !:icon_bravo:
--------------------------------------------------------
تو تيمارستان دكتر آهنگ می ذاره به ديوانه ها ميگه :
فرض كنيد اينجا عروسی است همه دست بزنيد ، رامین و سالار و ایمان و رضا و ددمنش و کیارش و امین و محمد و محمد شیرازی و هومن وسینا و کامران وسپهر و... دست میزنند غير از امید !
دكتره خوشحال ميشه فكر ميكنه امید خوب شده ،
ميره ميگه : چرا دست نميزنی ؟امید ميگه : آخه من عروسم !:sorry:
هومن
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۲۶
به غضنفر می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست. میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت. میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت. میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست. میگه منظورتون رو نمی فهمم. می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت!:3:
---------------
سالار میره آزمایشگاه داد میزنه میگه چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟
---------------
غضنفر فیلسوف میشه میگه : اگرخدا روبروی ما باشد و ما را به راه راست هدایت كند انسان باز هم گمراه میشود ،چون سمت راست خدا سمت چپ ما میشود
-----------------
غضنفر داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند! :3:
-----------------
به ایمان ميگن اصول دين رو نام ببر ميگه: توحيد، نبوت، امامت، ونک، رسالت
:3:
SALAR
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۲۹
هومن میره لب دریا
بقیش بمونه واسه فردا
Se7en
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۳۹
هومن میره زیر ماشین
امید و کامران و سالار و ددمنش و se7en و رضا و بابای هومن با دمپایی میزنن درش میارن !!!!
هومن میوفته تو چاه gm ها سند تیمش رو میزارن درش میارن
هومن
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۴۰
امید داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني! :3:
----------------
امین صبح یک لیوان خاک شیر می خوره، تا شب معلق می زنه که ته نشین نشه! :3:
----------------
----------------
يه عنكبوته اِكس مي خوره , فرش مي بافه .
----------------
به محمد ميگن : چرا زنبورها گل مي خورن؟ ميگه: چون دروازباناشون خوب نيستن... :3:
----------------
دوتامرغ باهم حرف ميزدن اولي گفت:من توي كيف دخترم عكس خروس پيدا كردم. دومي گفت: این که خوبه... من توي كيف دخترم تخم مرغ پيداكردم. :3:
----------------
رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ ممد شیرازی: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي ذاره آدم بخوابه!
:3:
gattus
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۴۷
دیگه جک ندین بذارید بچه ها در روزهای مختلف شاد باشند من قول میدم 4شنبه سری جدید بفرستم!
SALAR
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۵۰
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد.
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس:كسي كه وقتي خانهاش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتشنشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
black_shadow
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۱۴
اقا اخرین جكهایی كه فرستادم 2 تاش مورد داشت چرا كلا پاك شد!
Se7en
يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۴۰
:bazuzeus::bazuzeus::bazuzeus::bazuzeus::bazuzeus: :bazuzeus::bazuzeus:
gattus
سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۸, ۱۲:۵۸
2تا دیوونه به هم میرسن ،
اولی : تو دستم چیه ؟
دومی : اتوبوس؟!!!
اولی : قبول نیست .
صدای بوقش رو شنیدی !!!:wacko2:
------------------------------------------
يه دو قلو بعد 9 ماه بدنيا نميان !
ميرن سونوگرافی میبینن
پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره
ميگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بيرون .:3:
----------------------------------------------------------------------
يه روز يه خانمه پا شو ميذاره روی یه سوسک .
بعد سوسکه بلند می شه و می گه پهلوانان هرگز نمی ميرند ! :crazy2:
------------------------------------------------------------------------
یه روز یه دختر بچه به باباش میگه : نقاشیم قشنگه ؟
باباش میگه : آره دخترم ، حالا بگو جی کشیدی ؟
دختره میگه ک گاو با علف ، باباش میگه پس کو علفا ؟
دختره میگه گاو همشو خورده .
بابا باز میگه : پس کو گاوه ؟
دختره میگه : گاو علفاش تموم شد رفتش .:2:
****************************************
به مرغه ميگن : چرا تخم نميزاری ؟؟؟
ميگه : شوهرم گفته واسه ۹۰ تومان اندامتو خراب نكن !:heart:
black_shadow
سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۰۵
كامران تو شهر قم گم میشه .
تمام مراجع فتوا صادر میکنند که تا پیدا شدن كامران نماز باید به صورت نشسته خوانده شود!!
به كامران میگن . یه جمله کوتاه زیبا با احساس بگو … میگه برگرد …
هومن می خواسته از ایمان نردبون قرض بگیره. با خودش فکر می کنه، می گه: الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین، شاید بگه نردبون ما کوتاهه، یا بگه نردبون ما شکسته، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه میره دم خونه ایمان در میزنه، ایمان میاد دم در می گه: جانم؟
هومن میگه: برو بابا تو هم با این نردبونتون!
amirlefthand
سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۳۶
رضا رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
کیارش زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!
امید ميافته تو دره، Game Over ميشه!!
هومن يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
کامران پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!
کیارش به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!
امین ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! امین ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!
از هومن می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!
يه روز يه کیارش رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
کیارش گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!
يه جايي جشن بوده، سالار همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
سالار ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!
ساسان ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!!!
بهمن كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!
کیان با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
محمد ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
يه يارو ميره زير غلطك،امید ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. امید ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
به هومن ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و ایمان و سالار رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
هومن ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
رضا كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ رضا يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
کیارش جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!
امین تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!
به رضا ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!
کیارش ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!
امین و سالار وایمان رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، سالار ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه امین رو هم سوار ميكنه، ولي ایمان بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. ایمان نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
سالار تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيلميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! سالار ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
هومن خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
رضا داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
کامران ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
ایمان ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! ایمان ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
i.M.a.N
چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۸, ۰۲:۴۷
آخرین حرفهای آدمهای مختلف قبل از مرگ!
------------------------------------------------
آخرین حرفهای یک...
... الکتریسین: خوب حالا روشنش کن.
... انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
... بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره.
... بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
... پزشک: راستش تشخیص اولیهام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه.
... پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره.
... پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
... جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد.
... جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست.
... چترباز: پس چترم کو؟
... خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد.
... خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
... خونآشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
... داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
... دربان: مگه از روی نعش من رد بشی.
... دیوانه: من یه پرندهام!
... غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره.
... فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم.
... قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم.
... قهرمان: کمک نمیخوام، همهاش سه نفرند.
... کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
... کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها.
... گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری.
... متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره.
... متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه.
... معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
... ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
... ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم.
... نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟
Se7en
چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۰۴
به هومن میگن
یه سایپا داریم یه ابولانس یه پژو و یه پیکان
حق تقدم با کدومه آمبولانس ؟
میگه نه سایپا اول میره !
میگن انجوری نشد آمبولانس داره مریض میبره حالا چه طور !
میگه آمبولانس میره میگن آفرین بعد میگه پژو میره پشتشم پیکان میره !
میگن آفرین پس راستی سایپا چی شد !!
هومن میگه خوب سایپا که قبل از همه رفـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ت !!
black_shadow
پنجشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۴
یارو یه بنده خدایی رو سوار می کنه مآمورا جلوشو می گیرن می گن:خواهرم شما پیاده شو .... یارو با تعجب می گه :خواهر شماست؟!؟! وضعش خرابه ها...!
هومن سوار سمند میشه. صدای زن میاد : درب خودرو باز است... هومنه درو می بنده میگه بستم!!
حالا هرجا قایم شدی بیا بیرون جیگر!!!
سالار تو صف نونوایی ایستاده بوده نانوا بهش میگه هر کی اومد بشت سرت بگو نمونه نون گیرش نمیاد.سالار هر کی میومده میگفته بیا جلو من وایسا بشته سره من نون گیرت نمیاد!!
از یه امریکایی و یه آفریقایی و یه هومن(!!!) می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟آمریکایی میگه: کوپن چیه؟ آفریقایی میگه: گوشت چیه؟ هومن میگه: نظر چیه؟!
قبل از ازدواج
مرد: آره، دیگه نمیتونم بیش از این منتظر بمونم.
زن: میخواهى من از پیشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن.
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنین سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آیا منو میزنی؟
مرد: به هیچ وجه! من از این آدما نیستم!
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
بعد از ازدواج
همین متن را این دفعه از پائین به بالا
Se7en
شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۸, ۰۳:۱۸
یه بار یه هومنه .......................!!!
gattus
يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۵۷
به کیان میگن : درو ببند هوای بیرون سرده .
میگه : مثلا اگه درو ببندم هوای بیرون گرم میشه ؟!:blush:
------------------------------------------------------------
امید از جلوی سینمای شهرشون رد میشه اسم فیلم رو
که میبینه میگه نگاه کن این شهر یه سینما داشت اونم شده
خوابگاه دختران:lol2:
----------------------------------------------------------------------
هواپيما داشت سقوط می کرد همه مسافرا جيغ ميزدن به جز ایمان !
ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟
ميگه : به جهنم ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه .:pardon:
-----------------------------------------------------------------
کیارش جلوی دبيرستان دخترانه ميفته تو جوب !
واسه اينکه ضايع نشه ميگه : هر کی منو در آورد مال خودش .:3:
--------------------------------------------------------------------
از سالار میپرسن ساعت چنده ؟
سالارکه بلد نبوده ساعت رو بخونه
دوروبرش رو نگاه میکنه میگه بدو بدو دیرت شده :2:
-----------------------------------------------------------------
هومن میره بانک وام بگیره ضامن نداشته
منفجر میشه:sad53:
----------------------------------------------------------------
ماشین رضا تو برف گیر میکنه
میگرده دنبال زنجیر پیدا نمی کنه
سینه میزنه:1:
------------------------------------------------------------------
به امین میگن یه موجود نام ببر
میگه یخ
میپرسن یخ که موجود نیست
میگه پس چرا کنار خیابونا نوشته یخ موجود است!:yahoo:
------------------------------------------------------------------
gattus
دوشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۳۹
کیان :هومن تا به حال به هيچ كدام از آرزوهای دوران كودكی ات رسيده ای؟
هومن : بله ، وقتی بچه بودم و مادرم موهايم را شانه می كرد ، آرزو داشتم كچل بشوم !:halm:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امیر می خواسته بميره وصيت می كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين ،
وقتی ميميره پسراش يه ميليون خر جمع ميكنن ! :yes:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به سالار ميگن : سفر حج چطور بود ؟
ميگه : خيلی سنگ به سر و صورتم خورد
ولی بالاخره بوسيدمش !!!!!:xp1700:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کیارش ، شراب ميخوره شنگول ميشه ، گرگه ميخورتش :drinks:
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به امین میگن : اگه حالت تهوع بهت دست بده تو چیکار میکنی ؟
میگه : من بهش دست نمیدم:3:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
کامران از تاکسی پياده ميشه درو محکم ميبنده ،
بعد به راننده ميگه : پدر سگ خودتی ...
راننده ميگه : من که چيزی نگفتم !
کامران ميگه بعدا که ميگی ...:2:
---------------------------------------------------------------------------------------
ایمان10 تومانی تو دستش بود دستش عرق می کنه
میگه : هر چی گریه کنی خرجت نمی کنم ...:yahoo:
gattus
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۳:۱۸
سالار ماه رمضون میره خونه امین می خوابه امین بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ سالار می گه نه همون سالار صدام کنی بهتره!! :biggrin:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به کیارش میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم:3:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هومن داخل اتوبوس عاشق دختری میشه. وقتی پیاده میشه شماره اتوبوس را برمیداره :2:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امید ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه:yahoo:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کیان زمين ميخوره، براي اينکه تابلو نشه تا خونه سينه خيز ميره:rofl:
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امیر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!:xp1700:
SALAR
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۰۲
سالار ماه رمضون میره خونه امین می خوابه امین بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ سالار می گه نه همون سالار صدام کنی بهتره!! :biggrin:
!:xp1700:
این امین همش میخاد به من بگه سحر.خیلی نامرده
black_shadow
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۰۹
یه روز هومن سوار یه اتوبوس ۲ طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا و میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت!!!
غضنفر(دقیقا نمیدونم ولی بعضی روایات حاكی از اینه كه هومن بوده!!!)از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل!!!
هومن زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!
از هومن می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!!!
هومن تصادف میکنه. افسر میاد و میپرسه: کدومتون مقصر بودید؟ هومن میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید!!!
هتریك ایران برای رفاه حال هتریك بازان محترم ایرانی
سیستم جدیدی طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه
می نویسه : یه روز یه هومنه!!
......................
این جكها بنا به خصومت شخصی با هومن بود!!!:3:
هومن
سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۳
این جكها بنا به خصومت شخصی با هومن بود!!!:3:
خیلی هم بی مزه بود! :3:
gattus
پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۳۲
امید از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟
ميگه: والله منم تازه رسيدم:3:
----------------------------------------------------------------
به سالار مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟
ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم:2:
-----------------------------------------------
کیان برای امین داشت لاف میزد و میگفت: من یک سگ دارم وقتی میخواد بیاد توخونه در میزنه!
امین: مگه سگت کلید نداره ؟:yahoo:
-------------------------------------------------------------------------------
کیارش می ره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن کیارشه
۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل
۲:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد:acute:
--------------------------------------------------------------------------------------------------
ایمان می ره خونه ی سینا دزدی تفنگ رو می ذاره پشت گردن سینا می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت:victory:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
omid
پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۴۹
یک سخن حکیمانه از هومن:
تا وقتی زن نداری، فقط زن نداری
وقتی زن داری، فقط زن داری:3:
S.I.A.V.A.S.H
جمعه ۲۷ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۳۲
چند تا جک بی مزه بعد از 7-8 ماه
هومن خودش رو دار می زنه ضربه مغزی می شه...چون خودش رو با کش دار زده:3:
رضا یه یخچال می خره زنش می گه پس کنترلش کو؟؟؟بچش می گه مگه ماشین لباسشوییه
امید رو می برن پارتی،وسط پارتی همه دارن می رقصن می بینن امید وایساده یه گوشه می گه سبز،قرمز،نارنجی...
سبز،قرمز،نارنجی.....بهش می گن تو چرا نمی رقصی،میگه من نور افکنم:3:
یه بار تو یه دیوونه خونه می خوان هومن و امید و رضا رو امتحان کنن
یه میز رو چرب می کنن می زارن وسط اتاق به سه تاشون می گن برید رو میز و لامپ رو عوض کنین
امید می ره رو میز و می افته
هومن می ره و اونم می افته
رضا وقتی می خواد بره یه روزنامه می زاره و می ره رو میز
دکترا همه تعجب می کنن ازش می پرسن چرا این کارو کردی می گه قدم کوتاه بود خواستم به لامپ برسم:3:
یه بار دیگه تو همون دیوونه خونه می خوان هومن و امید و رضا رو امتحان کنن
بهشون می گن این اتاقی که الان توش هستین یه قابلمه است و شما ها هم سیب زمینی تهش هستین
امید و رضا شروع به ورجه وورجه کردن می کنن اما هومن از جاش تکون نمی خوره دکرا بهش می گن تو چرا مثل اون دو تا ورجه وورجه نمی کنی؟؟؟میگه آخه من جزغاله شدم:3:
amirlefthand
جمعه ۲۷ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۵۹
یه روز یه امین میره پیش باباش میگه: بابا امتحانم ۲۰ شدم باباش هم یه کشیده آبدار میزنه تو گوشش و میگه با ۱۰ هم میشد قبول شد حالا مجبور بودی این همه خودکار حروم کنی
سیاوش ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه
black_shadow
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۴۲
یك داستان كوتاه!
اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه. به بچه ها گفتم:
“ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید…اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون…باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه.”
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:
“نخور! نخور! تاپاله است!”
gattus
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۳۲
هومن به سالار میگه : راسته شما به خر میگین داداش
سالار میگه: آره داداش :love05:
-------------------------------------------------------------------------
امین زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!:3:
------------------------------------------------------------------------------------
امید زنگ میزنه به موبایل دوستش که خانم اپراتور شبکه مخابرات میگه مشترک مورد نظر در دسترس نمی
باشد , امید میگه اونو ولش کن خودت چطوری:jesors:
-----------------------------------------------------------------------------------
امیر به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، امیر میگه حالت
خوبه:apophys:
----------------------------------------------------
رضا با یکی دعواش میشه .بعد از کلی حرف زدن طرف میگه : گیر عجب خری افتادیما ؟رضا میگه :خودت گیر عجب خری افتادیا:acute:
---------------------------------------------------------------------------
کیارش آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره!:sad:
---------------------------------------------------------------------------------------------
به هومن می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم:pardon:
------------------------------------------------------------------------------------
یه روز سالار و امین سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده امین به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. امین هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره سالار می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو:xp1700:
------------------------------------------------------------------------------------------------
ایمان زنگ می زنه فرودگاه می گه:
ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه
دختره میگه یه لحظه!
ایمان میگه مرسی و قطع می کنه!:2:
------------------------------------------------
امیر(خودم) میاد تهران میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟:1:
misagh
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۱۵
یارو روزه میگیره از حال میره از پذیرایی در میاد!!!
---------------------------
یارو میره خواستگاری. بعد که دختره رو میبینه ازش میپرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟
میگه: اینجوری نمیشه. یه محرمیتی چیزی بخونین، درست و حسابی ببینمش.
اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی میبینش.
ازش میپرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟
جواب میده: نه! دماغش خیلی بزرگه!
-------------------------
غضنفر ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. غضنفر ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه!
-------------------------
سه تا پسر درباره پدرهایشان لاف می زدند:
اولی گفت: «پدر من سریعترین دونده است. اون می تونه یک تیر رو با تیرکمون پرتاب کنه و بعد از شروع به دویدن، از تیر جلو بزنه.»
دومی گفت: «تو به این میگی سرعت؟ پدر من شکارچیه. اون شلیک میکنه و زودتر از گلوله به شکار میرسه.»
سومی سرشو تکون داد و گفت: «شما دو تا هیچی راجع به سریع بودن نمی دونید. پدر من کارمند دولت است. اون کارشو ساعت ۴:۳۰ تعطیل میکنه و ۳:۴۵ تو خونه است!»
-------------------------
یه روز یه خانمی زنگ میزنه اورژانس میگه: آقای دكتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده.
طرف میگه: نگران نباشید زود میایم.
خانمه میگه : دكتر تا اون موقع من چی كار كنم؟
دكتر میگه : تا اون موقع میتونین با خودكار بنویسین!
--------------------------
یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!
----------------------------
به گزارش خبرگزاری هوانیوز دیشب یک توپولوف در قبرستان حومه شهر سقوط کرده است. به گزارش این خبرگزاری تا این لحظه 34513 جسد كشف شده و عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان و شناسایی آنان همچنان ادامه دارد.
----------------------------
پسرک دوان دوان به خانه آمد و به مادرش گفت:
مامان پنجاه تومن بهم بده تا به یه مرد فقیر بدم.
مادر پنجاه تومان به پسرک داد و پرسید:حالا اون مرد فقیر کجاست؟
پسرک پاسخ داد: سرکوچه است. داره بستنی می فروشه.
------------------------------
کدام مورد کوتاهتر است؟
1- مدت خوشحالي بعداز قبول شدن در دانشگاه
2- عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
3- مانتوي دختران دانشجو
4- پاي فارغ التحصيلان نسبت به دستشان
=====================
قشنگاش رو ( از نظر خودم ) پر رنگ کردم ...
لطفا جناب مدیرای محترم فقط اونایی که یکم زیاده روی کردم رو پاک کنن ( گرچه خیلی سعی کردم جوکهای ملایم بزارم )
---------
ویرایش:
خدا رو شکر که ملایم هاشو نوشتی ... :3:
misagh
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۲۵
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
-----------------------------
بچه هه ميره پيش خانم معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، !!!جلوگيري ميكنيم
-----------------------------
یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش
-----------------------------
سرگذشت يك پسر در دانشگاه قزوين ( ) سال اول ( . ) سال دوم ( o )سال سوم (O) سال چهارم خدا رحم كرد واسه فوق ليسانس ادامه نداد
-----------------------------
خروسه ميره لب ديوار ميبينه ماشين حمل مرغ رد مي شده صدا ميزنه بچه ها بياييد سرويس دخترها داره مياد ديدم
--------------------------------
خانومه 8 قلو بچه دار مي شه، ولي مي بينن هر كدوم از بچه هاش يه رنگي هستن! تحقيق مي كنن مي بينن به جاي قرص ضد حاملگي اسمارتيز خورده بوده
misagh
شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۴۵
هومن ازت نمی گذرم .. تو بدنه ی اصلی جوکام رو نابود کردی و هر چی چرت و پرت بودرو گذاشتی :3:
S.I.A.V.A.S.H
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۱:۵۸
يه روز به يه غضنفر ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!
يه روز به يه غضنفر ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!
یه بار یه پسره از باباش می پرسه:چرا به ما می گن غضنفر؟؟؟
باباهه:برو یه قابلمه ور دار بیار تا بهت بگم
پسره می ره قابلمه رو می اره می ده دست باباش
باباهه می زنه رو قابلمه
یه دفعه پسره می گه بابا در می زنن
باباهه می گه برا همینه که به ما می گن غضنفر حالا تو این قابلمه رو ببر تا من برم درو باز کنم
S.I.A.V.A.S.H
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۲:۴۹
غضنفر داشته از تو جزيره آدم خورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بنده من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كله رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي كنن دويدن طرف غضنفر! يهو يك صدايي از آسمون مياد ميگه: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي
يه روز يه غضنفر داشته از جلوي بانك رد ميشده ميبينه يه الگانس جلوي بانكه ميگه خدايا اگه اين بنام من درآد هر روز ميرم پابوس امام رضا.
خلاصه قرعه كشي ميشه و در نمياد.
دفعه بعد غضنفر داشته رد ميشده ميبينه يه پرايد گذاشتن.
ميگه خدا اگه اين بنام من درآد هر روز ميرم پابوس امام رضا.
بازم در نمياد.
دفعه بعد يه پيكان بوده.
غضنفر ميگه اگه اين به نام من در اد هر روز ميرم پابوس امام رضا.
خلاصه كه اينم در نمياد .
دوباره اين داشته رد ميشده ميبينه يه دوچرخه گذاشتن برا جايزه ميگه خداجون حداقل اين بنام من درآد ديگه.
اونوقت هر روز ميرم پابوس امام رضا و برميگردم.
اينم در نمياد
فرداي اونروز زن يارو از جلوي بانك رد ميشده.
ميگه خدايا چي ميشد اين بنام شوهر من درميومد اينقدر اين بدبخت رو خار و ذليل كردي.؟؟
يه دفعه يه نداي آسماني مياد ميگه :
برو به اون شوهر خنگت بگو 5 تومن بريزه به حساب بعد.
بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي.
خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلی حال
بده، از ملت ميپرسه:چي ميخواين براتون بخونم؟ يك غضنفر ازون پشت داد
ميزنه: ebi بـخـــون.. ebi بـخـون!!!
غضنفر بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت
غضنفر داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش
ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه:آخه میخوام که هيچ
بادی نتونه باطلش كنه(شرمنده:3:)
غضنفر سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ...
خلاصه نوبت به غضنفر ميرسه و غضنفر هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي ؟!!
غضنفر ميره بقالي ميگه : ببخشيد نوشابه خانواده داريد ؟ ... بقاله ميگه بله داريم ... ميگه : ببخشيد من مجردم ، به من هم ميديد ؟!!!
به غضنفر ميگن
اولين حيووني که رفت حج چي بود
يکم فکر مي کنه
مي گه فكر كنم
حاج زنبور عسل
SALAR
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۵:۲۲
من عاشق جوك های میثاقم.
میثاق بیا ما جوك میخوایم
S.I.A.V.A.S.H
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۴۹
عمو سالار حالا تو سانسور شدش رو داری می بینی:3:
اگه بدون سانسور می دیدی چی می گفتی؟؟؟
S.I.A.V.A.S.H
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۲
به غضنفر میگن: شما چه جوری شخصیت خودتون را نشان می دهید؟ یارو می گه: با ارائه ی بلیط
به غضنفر میگن یه پیامبر زن نام ببر یه کم فکر میکنه میگه پیامبر اکرم
غضنفر پشت ماشینش مینویسه: یا زهرا، یا هیچكس
يه روز سه تا غضنفر داشتن برا هم خالي ميبستن بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!هي صبر مي كنن ميبينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نميزني؟ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه
يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم
يه روز غضنفر دنبال يه دختره راه مي افته ازش مي زنه جلو
به غضنفر ميگن اگه تو دريا كوسه دنبالت كنه چيكار ميکنى ميگه ميرم رو درخت
ميگن تو دريا درخت نيست
ميگه مجبورام میفهمی یا نه مجبور ام
تو غضنفرستان معلمه به شاگردش میگه:پسرم اینجوری قبول نمی شی نه كلاس میای نه باغ
به غضنفر میگن چند تا بچه داری میگه:5 تا.میگن كدومو بیشتر دوست داری؟میگه:اونیكه باباش مهندسه
gattus
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۰:۰۱
برادر من توهین به اقوام ممنوعه اینجا! اونا رو هم غضنفر کن!
S.I.A.V.A.S.H
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۳۵
برادر من توهین به اقوام ممنوعه اینجا! اونا رو هم غضنفر کن!
یعنی واقعا من بگم غضنفر شما نمی فهمی که منظور من ترک بوده یا کرد بوده یه لر با ...
یعنی شما این کلمات رو به خودت می گیری؟؟؟
من خودم تو بندر عباس به دنیا اومدم بابام کرمانشاهی،مامانم اصفهانی خودم هم،تو هر سه شهر زندگی کردم و روی هر سه شهر تعصب دارم ولی برام مهم نیست که جکی که گفته می شه در مورد کودوم قوم و قبیله باشه
بحث فقط خندس همین
اگه ناراحت شدی شرمنده...
یه چیز دیگه ای که روی این چیز ها با خودت کلنجار نرو چون نقطه ضعفت می شه:1:
gattus
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۱۸
یعنی واقعا من بگم غضنفر شما نمی فهمی که منظور من ترک بوده یا کرد بوده یه لر با ...
یعنی شما این کلمات رو به خودت می گیری؟؟؟
من خودم تو بندر عباس به دنیا اومدم بابام کرمانشاهی،مامانم اصفهانی خودم هم،تو هر سه شهر زندگی کردم و روی هر سه شهر تعصب دارم ولی برام مهم نیست که جکی که گفته می شه در مورد کودوم قوم و قبیله باشه
بحث فقط خندس همین
اگه ناراحت شدی شرمنده...
یه چیز دیگه ای که روی این چیز ها با خودت کلنجار نرو چون نقطه ضعفت می شه:1:
من نارحت نشدم این قانونه همین!
هومن
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۵۲
اگه فردایی ، پس فردایی dad manesh مدیر ارشد شد ، من یکی که اصلا تعجب نمیکنم! :3:
به خصوص میدونم چقدر امید رو این مسایل حساس هستش! :3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۸:۲۳
غضنفرا ميخواستن الهي قمشهاي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن
غضنفر رو میبرن جهنم تا عذابش بدن میبینه رییس جمهور محبوب داره با مدونا میرقصه . میگه منم از این عذابای رییس جمهور محبوب میخوام بهش میگن بابا این از عذابای مدوناست:3:
غضنفر ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. غضنفر هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!
غضنفر صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!
بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر غضنفر جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت ميكنه، ميگه: حالا چه غلطی بکنم؟! الان بدبخت می شم. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. غضنفر تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون:3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۹:۱۴
يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب ميكنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....ا لتي....يدي!
غضنفر ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه
يك هواپيما داشته از غضنفرستان ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ. موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي! اَشهداَنلاالهالله
غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،يك روز پشت در كمين ميكنه، تا غضنفر زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ غضنفر حول ميشه،با تته پته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۰:۱۹
غضنفر مست می کنه ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، غضنفر ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين
يه بار تو غضنفرستان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
غضنفر ميخواسته بره بابا هر چي راهزنه اطراف تبريزه رو بیار جلو چششون.ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه غضنفر راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ غضنفر پاميشه باحال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم
از غضنفر ميپرسن اسم كوچيك فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!
غنفر زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. غضنفر ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم
غضنفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه آقا حداقل صبر كن من برم قايم شم
مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم
غضنفر ميخواسته هواپيما بدزده، ميره تو كابين خلبان، تفنگ ميگذاره رو شقيقه خلبان، ميگه: يا ميري آمريكا يا.....بوم:3:
به غضنفر ميگن تو چقدر خري! ميگه: آقام معركس
يه جشنواره شكار بوده تو جنگلهاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه غضنفر. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت غضنفر ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دون تشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونت شوت ديگه چيه؟ اين چه نوع حيوونيه؟! غضنفر ميگه: والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي ميگفتند:don't Shoot!! Don't Shoot
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۱۲
اگه دوستان بزارن خفن تر می زارم ولی خب هومنه دیگه:3:
راستی عمو هومن مگه نگفتم این به بار پاک نکن
بابا قشنگ ترین جکا رو حذف می کنه
اه:3:
هومن
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۲۳
اگه قرار باشه جک های مورد دار باشه که خودم براتون صبح تا شب جک تعریف میکنم! :3:
در چهارچوب مشخص شده انجمن جک بگید!
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۳۰
بابا همچین می گی مورد دار یکی نگه چی گفتم:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۱۰
به جای ترك و لر و اینا بذار هومن حله!!!:3:
black_shadow
دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۳۵
امیر رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دكمه سبز می زنی چترت باز میشه، یك درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی كه حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یك جیپ هم پایین منتظرته كه می بردت پادگان. حالا بپر.
امیر می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته!
از سالار می پرسن كه برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاجه می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون ، لامپ رو میگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو میچرخوونن!!
هومن صبح زود یه لیوان خاكشیر میخوره تا شب ملق میزنه كه ته نشین نشه!
كامران عقب عقب راه می رفته، ازش می پرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه: آخه بچهها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!
پسر امیر که شب ها خروپف می کرده به باباش میگه: بابا چه کار کنم شبها از صدای خروپف خودم خوابم نمی بره؟
امیر میگه: خوب برو توی یک اتاق دیگه بخواب !!!
black_shadow
شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۱۶
امیر یه 50تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره!!!
از هومن می پرسن4 تا از اعضای بدنت را نام ببر. میگه:مری-كبد-كلیه-امید!
.می پرسه:امید چیه؟هومن میگه امید جیگر منه!!!!!!!!!!!!!!!!
رضا : آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. یارو میگه بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!!!!
به یه بنده خدا ميگن: بابات به «رحمت ايزدي» پيوست
!بنده خدا ميگه: «رحمت ايزدي» ديگه كيه؟
ميگن: نه، منظورمون اينه كه «به ديار باقي شتافت»!
ميگه: «ديار باقي» كجاست؟
ميگن: يعني «دار فاني» رو وداع گفت!
ميگه: «دار فاني» ديگه چهجور داريه؟
ميگن: يعني «رخت از اين دنيا بر بست»!
ميگه: منظورتون رو نميفهمم!
ميگن: الاغ! باباي خرت مرد!
ميگه: خر من كه بابا نداشت!!!!
از هومن ميپرسن: تولدت چه روزيه؟
جواب ميده: 5 آذر.
ميپرسن: چه سالي؟
ميگه: هر سال!!!
به امید میگن اینجا چی کار میکنی میگه پس کجا چی کار کنم!
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم!!!
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم!!!!
هومن از یه روانپزشک پرسید: شما چه طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟
گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش می خواهیم وان را خالی کند.
هومن گفت: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری تختت زیر پنجره باشه؟
امید می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ امید میگه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش!!!!
رضا قله اورست رو فتح میکنه بهش میگن انگیزت چی بود ؟ میگه خدا لعنت کنه اونی رو که گفت اون بالا نذری میدن!!!!
gattus
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۵:۵۳
از سالارمی پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟
می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
امیر قبل از مرگش وصیت می کنه قبر منو با آب و صابون بشویید، تا هر کس رد می شه بخوره زمین، بخندم روحم شاد شه!:3:
هومن پری دریایی می بینه می گه: وای تو چقدر خوشگلی. زن من می شی؟ پری می گه: من که آدم نیستم. هومن می گه: فکر کردی من هستم؟
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
کیارش می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره. با خودش فکر می کنه، می گه: الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین، شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه، یا بگه نردبون ما شکسته، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه، همسایه میاد دم در می گه: بله بفرمایید... کیارش می گه: برو بابا شما هم با این نردبونتون![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
به ایمان می گن آرزوت چیه؟ می گه دکتر بشم، از اتاق عمل بیام بیرون، بگم متأسفم!
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
سپهر یه رستوران باز می کنه، ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده. بهش می گن چرا همین جا غذا نمی خوری؟ می گه: آخه پدرسوخته خیلی گرون می ده!
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
black_shadow
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۳۱
به امید می گن تو همیشه لپ لپ می خری میگه آره بهش میگن حالا جایزه هم توش داره؟میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم!!!!!
به امیر میگن زلزله اومد فهمیدی؟
میگه : نه من روم اون ور بود!!!
تو شهر كامران اینا زلزله میاد از سقف یه بچه میفته پایین
كامران می گه: ا ا ا اه ه ه ه بابا ایول!!!
هنوز زلزله تموم نشده کمکهای مردمی رسید!!!!
یارو توی خیابون زل زده بوده به یه دختره، یه پیرمردی بهش میگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟ طرف میگه: چرا، ولی به این خوشگلی نیستند!!!
دیروز در بعضی اماکن : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!!
امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!!
فردا : خواهشا شلوار بپوشید!!!!
به هومن دو تا انگشت نشون میدن میگن:
این چندتاست:
میگه کدوم یکی؟!!!!
gattus
سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۱۱
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])سالار تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ سالار می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم!
امیر ميفته تو جوب واسه اينكه ضايع نشه تا خونشون صداي قوطي درمياره[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
از کیارش می پرسن: می دونی پل رو برای چی می سازند؟ می گه: برای اینكه كشتیها از زیرش رد بشن[Only Registered And Activated Users Can See Links]
هومن میره تو جنگل میگه من شیر و پلنگ می خورم
یكدفه شیره نعره میكشه هومن میگه مو بعضی وقتا شکر زیادی
هم میخورم.Smilie
امین ميره عروسي ، برف شادي مي زنن ، سرما مي خوره !!
Smilie
gattus
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸, ۲۲:۳۷
سالار مي خواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نمي كنه گوسفنده رو خفه مي كنه:3:
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--==--==-=-=-=-=-=-=-=-===-=====
يه روز يه دختر تهروني ميره نون بخره امین ميره دنبالش ، دختره ميگه: چي از جونم مي خواي؟
ميگه: يه نان [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
==============================================
کیان مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
==========================================
هومن كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو[Only Registered And Activated Users Can See Links]
========================================
از کامران ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان[Only Registered And Activated Users Can See Links]
---------------------------------------------------------------------------------------------
یه روز یه کتاب جک پاره می شه از توش ۱۰۰۰۰۰۰ تا سپهر می ریزه بیرون[Only Registered And Activated Users Can See Links]
----------------------------------------------------------------------------------------------
به سیاوش ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله![Only Registered And Activated Users Can See Links]
omid
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۹
آسايش دو گيتی با دستور العمل هاي امید برای زندگی بهتر
1-سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بخوابيد!
2-در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن نشته و استراحت كنيد!
3-ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن و خوابيدن به نشستن اولويت دارد!
4-gجايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا ميايستيد؟
5-كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا!
6-اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد!
7-از همه ديرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن سفره به شما تحميل نشود!
8-براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد!
9-در ميهمانيها حتماً با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست آورديد!
10-به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم!
SALAR
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۱۴
امید فکر کنم خرخونی روی مغزت تاثیر منفی داشته.
Nillo
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۵۶
منم با سالار موافقم
بیشتر دقت کن!
gattus
جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۱۵
کیارش تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي
-------------------------------------------------------------------------------------
ایمان قرص اکس می خوره میره تو تاکسی کرایه همه رو حساب می کنه
--------------------------------------------------------------------
۲.از هومن می پرسند فامیلی خدا چیه میگه وکیلی
================================================== ===========
۴.از امیر كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي
-------------------------------------------------------------------------------
۵.سالار از حهنم میره دم در بهشت میگه یه کاسه یخ بدین میگن برو بابا میگه باشه ولی فردا صبح دنبال آب جوش نیاین
-----------------------------------------------------
.از حسین ميپرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد ايمان و تقوا
gattus
يکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸, ۲۱:۳۸
۲.به سپهر ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن
*********************************
۳.سالار ميره خونه ميبينه بويه گاز مياد به زن و بچههاش ميگه برق و روشن نكنيد من كبريت اوردم
****************************
۴.هومن میمیره:3: بچش ميشه يتيم. زنش میمیره بچش ميشه دو تيم. همه خانوادش ميميرن(منظور بقیه ی بچه هاشه)بچش ميشه تيم ملي
***************************************
۵امین هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم!
****************************************
کیارش ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. کیارش ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
**********************************
۶.امیر ميخواد بره كربلا، سوار اتوبوسهاي امام حسين ميشه!
black_shadow
يکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۷
امیر رادیولوژیست میشه به مریض میگه: تو عکستون یک شکستگی تو دنده راست سینتون دیدم، با فتوشاپ درستش کردم!!!
ایمان میمیره تو وصیتنامش مینویسه نماز و روزه قضا ندارم فقط برام 50 سال وضو بگیرید
رضا میره دزدی، صاحبخونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ رضا میگه: هیشکی، گربهست، بعععععع
می دونی اگه هومن یه نارنجك انداخت طرفت باید چی كار كنی؟باید ضامن شو بكشی پرت كنی طرف خودش!!
پیام تبریک سالار: حلول ماه مبارک نوروز را بر تمام فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات!
یه روز امید تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟ امید میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟!!!
امیرحسین میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!
gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۰۹:۵۲
ایمان با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!!!:3:
-------------------------------------------------------------------------------
۸. تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!!! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------------------
۵.رفيق سالار بهش ميگه: سالار بيا بريم يك دست پينگپنگ بزنيم... سالار ميگه: ول كن بابا، پينگپنگ هم شد فوتبال؟[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------
6 امین نميتونه با 110 تماس بگيره .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-*---------------------------------------------------------------------
هومن بالاي پل هوايي ايستاده بوده ميگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بي شعور ... اينجا اصلأ آب ردميشه كه پل زدن؟![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------
به کیارش میگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي قشنگش:3: خط كشيدم
--------------------------------------------------------------------------------
به امیر ميگند اگه دنيارو بهت بدند چه کار ميکني ميگه ميفروشم ميرم خارج[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------
به کیان ميگن اذون بگو ... ميگه والا چي بگم همه چي از يه نگاه شروع شد ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
omid
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۱۹:۴۶
يه نفر براي بازديد ميره به يه بيمارستان رواني . اول مردي رو ميبينه که يه20گوشه اي نشسته، غم از چهرش ميباره، به ديوار تکيه داده و هرچند دقيقه آروم سرشو به ديوار ميزنه و با هر ضربه اي، زير لب ميگه:نازنین…نازنین...نازنی ...نازنین...
مرد بازديدکننده ميپرسه اين آدم چشه؟ ميگن يه دختري رو ميخواسته به اسم "نازنین" که بهش ندادن، اينم به اين روز افتاده…
مرد و همراهاش به طبقه بالا ميرن.. مردي رو ميب ينه که توي يه جايي شبيه به قفس به غل و زنجير بستنش و در حاليکه سعي
ميکنه زنجيرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فرياد ميزنه: نازنین…نازنین...نازنین...نا نین
بازديدکننده با تعجب ميپرسه اين چشه؟!!!!
ميگن اون دختري رو که به اون يکي ندادن، دادن به اين!!!
gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۴۷
ایمان به بچه اش ميگه: اگه همه نمره هات بيست بشه مي برمت پارک تا بستني خوردن بچه هاي ديگرو ببيني!:3:
*************************************
سالار سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
*********************************
به هومن مى گن كه چرا اينهمه جوك راجع به شما مى گن ناراحت نميشيد؟ ... مى گه: آخه اينها واسه شما جوكه ولي واسه ما خاطرست ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
************************************************** **********************
يه روز امین سوار هواپيما مي شه،يهو هواپيما سقوت مي کنه... . . . اين قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمي کنه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
************************************************** *********************
کیارش به گارسونه ميگه:عرق داري؟گارسونه آروم ميگه:آره !کیارش ميگه:پس کاپشن تنت کن سرما نخوري![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
************************************************** *
به کیان يه توپه فوتبال نشون ميدن ميگن اين چيه ميگه اونقدرها هم كه ديگه خر نيستيم معلومه ديگه اين زمين شطرنجه ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
*****************************************
يه امیر که پولدار بوده بچشو ميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعد ميره سراغ بچه اش نرسيده به مهد كودك بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
*********************
خونه سیاوش آتيش ميگيره اس ام اس ميده آتشنشاني ميگيه به اين شماره ي كه افتاد زنگ بزانين تا بگم آدرس ام كجاست ![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
******************
حسین ميره جوراب بخره توش فوت ميكنه ببينه سوراخه يا نه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
gattus
سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۵۰
به سالار ميگن: آروغ چيه؟ ميگه: سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كردهاند!:3:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به امین ميگن شنيديم آدم شدي!امین ميگه: نامردا شايعه كردن! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------------------------------------------------------------
به کیارش میگن :مي دوني نصف النهار چيه؟ میگه: شامي است كه از نهار باقي مانده. [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به هومن میگن :اگه گفتی Love is Your Face یعنی چی؟
میگه: یعنی جمالتو عشقه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------------------------------------------------------
رضا از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. رضا می گه: آخی! مریض بودی؟ [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------------
امید با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سینا و دوستش تصمیم می گیرند فارسی حرف بزنند.
سینا: پا شو!
دوست سینا: نمی پاشم!
سینا: نمی پاشم چیه؟ باید بگی پاشیده نمی شوم! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------------------
کامران با کلید گوشش رو تمیز می کنه، گردنش قفل می شه! :3:
------------------------------------------------------------------------------------
بهمن زنشو بدجوری می زده، ازش می پرسن چی کار کرده که می زنیش؟ می گه اگه می دونستم که می کشتمش! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------
حسین در خونش رو رنگ می کنه، بجه هاش گم می شن! :yahoo:
-----------------------------------------------------------------------------------
کیان می ره دم در آزمایشگاه داد می زنده: پس کی می خواین جواب خون شهدا رو بدین؟ [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------
محمد از صدای جیرجیرک خوابش نمی برده، جیرجیرکه رو روغنکاری می کنه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------------
به ممد شیرازی می گن : دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟میگه قورباغه و برادرش:acute:
------------------------------------------------------------------------------------
به امیرحسین می گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گیره. دوما سگ ما همیشه بسته است. سوما ما سگ نداریم! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------
انجیر رو به ایمان نشون می دن، می گن این چیه؟ می گه آلو بوده چلوندن، تو زعفرون خوابوندن، بهش کنجد مالوندن، یه چوب بهش چپوندن، تازه شده گلابی![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
Se7en
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸, ۱۵:۱۷
یه جک بگم همه گریه کنن !!!
من برگشتم !
اومدم تا نفس باد صبا در نیومده مشک فشان بشم !
هزاران تایپیک بسازم همشون قفل بشن !
هر تایپیکی که من برم هزاران تایپیک خواهم ساخت
اینه خطه من !
دنیا جنگ تن به تن برا ساخت تایپیک در هت تریک دات آر
نمی کنم ترک هت تریک رو تا ابد !
SALAR
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸, ۲۱:۰۵
دوست عزیز اینجا تاپیك جوك هتریكیه.الان این پست شما نه جوك بود و نه در مورد پستهای اخیر بود.دقت كن
Se7en
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸, ۲۱:۱۸
صالار اجب جملح خندح داری قفتی هال کردم
SALAR
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۵۳
امیر حسین تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخوابد.
--------------------------------------------
به امید میگن: نفت طلای سیاه است. امید فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش
-----------------------
هومن میره پمپ بنزین. یارو به هومن میگه آقا سوپر بزنم یا معمولی هومن میگه :
معمولی بزن خانواده تو ماشین نشسته
-------------------------------------------------
از ایمان می پرسند پتروس که بود؟ می گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!
----------------------------------------------
سینا ماشينش پنچر ميشه شروع ميكنه از اگزوز ماشين فوت كردن دوستش مياد بهش ميگه همين كاره رو ميكنين بهتون ميگن خر ديگه مگه نمي بيني شيشه ماشين پايينه؟
----------------------------
كامران جلوي آيينه وايساده بود بعد گفت: جون داداش من تو رو يه جا ديدم. بعد كمي فكر كرد و گفت: آهان تو رو توي سلموني ديدم.
--------------------------------------------------------
كیارش زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... كیارش می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه
-------------------------------------------
به كیان می گن تولدت مبارک! می گه: خیلی ممنون تولد شما هم مبارک
----------------------------------------------------------
من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم... (قسمتی از دفترچه خاطرات امین )
---------------------------------------------------------
محمد شیرازی و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت ممد ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف ميكنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! ممد ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!
----------------------------------------------------------------
امید زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!!!!!!
--------------------------------------------------------------
هومن زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. هومن ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!باباهه هم شاكي ميشه فحش رو ميكشه به هومن! چند روز بعد دختره هومن رو تو خيابون ميبينه،ميگه: بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، يه چيزِ بيربط سر هم كن بگو. هومن هم ميگه باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.هومن هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!
--------------------------------------------------------------
امین رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. امین فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟
------------------------------------------------------------
gattus
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۲۶
از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مكه؟ میگه ننه، مكه كه فرار نمی كنه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
************************************************** ******
ازسالار مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کی باد می ده، مي اندازه گردن من! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------------------
زنی 2قلو میاره، پسرش داد می زنه مادرم یه بچه آورده با یه زاپاس! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------------
کیان با دوستش شطرنج بازی می کنه، شاه دق می کنه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------
از یارو می پرسن تو چرا ریش نداری؟ می گه من به مامانم رفتم! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------------------
دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------
چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟ گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم! :yahoo:
i.M.a.N
جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸, ۲۲:۳۷
------------------
جمله ی عاشقانه امید: عزیزم کشتی عشق ما در حال پرواز است. پتیکو پتی کو...!!
-----------------
همشهریای كامران طی بیانیه ای خواستار استخدام در کهریزک شدند!!
------
-----
هومن سوار مترو میشه تفنگ در میاره به راننده مترو میگه برو دبی
-----
خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، میخواهیم بریم بندر! سالار داد میزنه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچجا نمیریم!!!
--------------
سینا در زندگی به آخر خط میرسه … میره سر خط بعدی!!
-------
سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیبزمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!
-------------
كیارش شامپورو بدون اب میمالیده روسرش میگن چرابدون اب میگه اخه روش نوشته برای موهای خشک
Sepehr
شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸, ۰۷:۱۰
ی روز ی مرده به پسرش می گه : بیا برو ازدواج کن . پسرش می گه : نمی خوام پدرش می گه : حتی اگه دختر بیل گیتس باشه . پسرش قبول می کنه
بعد پدرش می ره پیش بیل گیتس می گه دختر تو بده به پسرم . بیل می گه : نمی دم پدره می گه : حتی اگه مدیر عامل کارخونه ی بنز باشه ؟ بیل گیتس قبول می کنه
بعد پدرش می ره پیش مدیر عامل کارخونه ی بنز می گه : پسرمو مدیر عامل کن . می گه : نمیشه بعد پدرش کی گه : حتی اگه داماد بیا گیتس باشه . و اون مرده قبول می کنه
نتیجه ی اخلاقی : خواستن توانستن است :1:
gattus
شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸, ۱۳:۴۰
به کیارش می گن چقدر شما زشتین!
کیارش میگه: موقعی که کوچیک بودم تو بیمارستان منو عوض کردن! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------------
کیان رو برق می گیره، می میره، فامیلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می دن! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------------------
معلم: نادرشاه چه طور بر تخت سلطنت نشست؟امین: چهار زانو![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
• ----------------------------------------------------------------------------------------
دعای سالار بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------------------------------------------------------------------
محمد شیرازی می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن. محمد شیرازی می زنه دنده عقب! افسر می پرسه چرا دنده عقب می ری؟ می گه می خوام خیز بگیرم! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------------------------
از امید میپرسن: از کدوم شبکه بیشتر خوشت میاد؟ میگه: شبکه سه! میگن چرا؟ میگه: آخه روش عکس سه تا نون بربریه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------------------------------
به بهمن ميگن: ميدوني داداشت اچ، آي، وي داره؟ ميگه: نه بابا، اون كه تا ديروز جي، ال، ايكس داشت! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از حسین مي پرسند فرق کچل با هواپيما چيه؟ مي گه کچل که فرق نداره هواپيما نکته انحرافيه [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هومن پرتقال پوست مي کنده، هي خدا خدا مي کرده موز باشه. [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
Linorth
شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸, ۱۴:۳۵
هومن میره دستشویی میزنه آفتابه رو لت و پار میکنه بهش میگن چرا اینکار رو کردی . میگه : آخه انتر واسه من قیافه گرفته بود .
کیارش داشته با عصبانیت پولکی می خورده ازش می پرسن موضوع چیه ؟ میگه ولا ما که هر چی میگیم ، شما می گین خریم ولی به خدا این چیپسا شیرینن !!!!!
به کیان میگن تا حالا کسی بهت گفته آقا؟ میگه آره یه بار تو توالت بودم یکی گفت آقا بیا بیرون دیگه ...
به امید می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.
به ایمان ميگن چرا پوست خر رو خودت انداختی؟؟؟ بر ميگرده ميگه: به ما نیومده تو خودمون باشيم
محمد دل درد داشت رفت دکتر. دکتر یه ظرف کوچیک بهش داد و گفت: فردا تو این مدفوعت رو بریز بیار. محمد فرداش با یه سطل پر رفت پیش دکتر! دکتر گفت این چیه...؟ چرا اینقدر زیاد...؟ گفت: آقای دکتر، گفتم شاید تعارف میکنی
gattus
شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸, ۱۴:۴۱
یکی یکی هویت اصلی بچه ها مشخص میشه تا دیروز امید شیرازی بود یهو ترک شد امروز هم محمد ترک شد چرا خودتون اعتراف نمیکنین؟؟؟؟؟؟؟:3:
black_shadow
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۱۸
یه اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که. خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن هومن رو گرگ خورده!!!
black_shadow
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۲۷
سالار چیز بدی نبود كه ویرایش كردی!!!
فقط نفر قبلی هنوز بلند نشده بوده!!!!:3:
i.M.a.N
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۳۴
سالار چیز بدی نبود كه ویرایش كردی!!!
فقط نفر قبلی هنوز بلند نشده بوده!!!!:3:
قبلش هم من همینو گفتم ویرایش شد
gattus
چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۸۸, ۲۱:۵۵
سالار ميره چلو کبابي. گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين؟ سالار ميگه: يه پرس چلو کباب. گارسونه ميگه: با کمال ميل سالار ميگه: نه! با سماغ و دوغ! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------------------
کیان برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه. [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------
کیان مي ميره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته ميان سراغش. دو تاشون سؤال مي کردن ۶۰ تاشون حاليش مي کردن![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
------------------------------------------------------------------------------------------------
یه روز کیان تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه!!![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------------------
کیان به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ کیان مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما !
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------
از سالار مي پرسن نظرت راجع به بازي ايران و استراليا چيه؟ مي گه اي بابا اينا شورشو در اوردن انقدر نشون مي دن تا ايران ببازه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------
سالار سوار ماشين بود داشت راديو پيام گوش مي داد. راديو: يه احمقي داره بزرگراه رو برعكس رانندگي مي كنه. سالار : آره والا احمقا يكي دو نفر هم نيستن همه دارن برعكس مي يان ! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
سالار تلويزيون رو روشن مي كنه : كانال 1 : قرآن كانال 2 : قرآن كانال 3 : قرآن كانال 4 : قرآن كانال 5 : قرآن كانال 6 : قرآن سالار پا ميشه تلويزيون رو مي بوسه ميذاره رو طاقچه ! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------------
کیان مي خواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست مي كنه! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------------
به کیان ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
----------------------------------------------------------------------
کیان ميره مشهد حرم امام رضا رو مي بينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کیان تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه :: عجب کابوسي بود[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ----------------
(کیان می میره رو قبرش مينويسن من مردم ولي مغازه باز است .[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
این جک ها کاملا درخواستی بود!
مدارکش موجوده:3:
black_shadow
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۷:۰۴
قطعه ای از شاهكار ادبی امید : شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید پیرمردی جوان یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود!!!
از كیان می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!!!
امیر می خواسته مین خنثی كنه، گوشاش رو می گیره پاش رو میذاره رو مین!
امید و هومن سینا پلیس مخفی میشن. الان نیروی انتظامی 4 ساله دنبالشون می گرده بهشون حقوق بده!!!!
زنه از شوهرش می پرسه از چیه من بیشتر خوشت می آد؟ از صورت زیبا و یا هیکل متناسبم؟ مرده یه نگاهی به سر تا پای زنش می ندازه و میگه از اعتماد به نفست!!!
یه آمریكاییه می خواد حال امید رو بگیره میبرتش امریكا بهش میگه زمین رو بكن اونم می كنه. بعد از ده متر كندن میرسن به یه سیم. امریكاییه میگه این یعنی ما صد سال پیش تلفن داشتیم.
امید میگه حالا تو بیا بریم شیراز!!! اونجا بهش یه بیل میده میگه بكن پونصد متر می كنن به هیچی نمیرسن امید میگه این یعنی ما صد سال پیش موبایل داشتیم!!!
هومن كیان رو می بره پزشكی قانونی. بهش میگن: چطور مرده؟ میگه:سم خورده. میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد!!!:3:
هومن
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۷:۵۴
خیلی با حال بود بهمن! :3:
راستی چرا پست های تاپیکت رو پاک کردی؟؟؟
Linorth
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۷:۵۴
هومن خدا خفت نكنه :p
من رسما دیگه اینجا جوک نمیزارم چون جوک های من به گروه سنی مدیران اینجا نمیخوره :D
black_shadow
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ۱۹:۵۸
هومن میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خونه تکونی میکنه.:3:
از هومن می پرسن 2+2 به توان 2 ضربدر 2 چند میشه؟؟بیهوش میشه!!!!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ۲۰:۱۰
مامان
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام ...
- باشه .
- مامان
- بله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بله ؟
- مامان
- بله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- ...
***
- بابا
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- حناق!!!چی میگی؟؟
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- دسته خر!!!!
- من زن می خوام
- بتمرگ سر جات بینیم باااا.. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- مرگ
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- ببند!!
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چه مرگته بچه؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
SALAR
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ۲۰:۵۸
كیارش بی خیال یه كم چیزترش كن.
black_shadow
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ۲۱:۱۷
:3:
حالا اون بیلاخه یه چیزی!!!
الناز رو چرا پاك كردی اون كه مورد نداشت!!!!:3:
SALAR
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ۲۳:۳۰
تفاوت دختر در ایران و آمریکا (طنز)
امریكا :
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جون منهای 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
.......
ایران :
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی مشکی با ع "50 سنت" ، کتانی به سایز 52
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !
hadi.s
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۹:۰۴
مسابقه در 100 ثانيه
@ الو سلام. خواهش ميكنم شركت كننده عزيز خودشونو معرفي كنن.
# سونیتا ساندیس نژاد هستم، 28 ساله و دكتراي فيزيك اتمي گرايش اسب دواني دارم. كارشناس مسائل خاورميانه هم هستم
@ خب اگه موافقين مسابقه رو شروع كنيم. كدوم شماره رو انتخاب ميكنيد؟
# من به نيت 14 معصوم شماره 22 رو انتخاب ميكنم.
@ و ميريم شماره 22 رو كه بلي خانه بازيها هست. كدوم بازي رو انتخاب ميكنيد؟
# من بازي تصوير شناسي رو انتخاب ميكنم
@ خب خانوم حسن پور تصويري كه ميبينيد مربوط به كدام يك از گزينه هاي زيره؟
الف - پرتره اي از عيسي ترا اوره.
ب - دندانهاي كرسي كروكوديل.
ج - کودکي آنجلينا جولي .
د - تصويري از شيخ پشم الدين آقايي.
# فكر ميكنم گزينه اول درسته.
@ جوابتون اشتباست چون تمام گزينه ها غلط بود و جواب درست تصويري از يك دبه خيار شور بود و شما 15 ثانيه رو از دست داديد. خب حالا چه شماره اي رو انتخاب خواهيد كرد؟
# آقای مجری خواهش میکنم شما هم کمک کنید.
@ چشم خانوم ما تا حدی که بتونیم سعیمونو میکنیم. خب حالا چه شماره ای رو انتخاب میکنید؟
# شماره 17.
@ بله خانه 17 مربوط به سئوالات مربوط به معارف اسلامیه. و اما سئوال:
13 رجب چه روزی است؟
الف - تولد حضرت علی (ع)
ب - تولد حضرت عیسی ترا اوره (ع)
ج - روز جهانی مبارزه با موات مخدر
د - روز ملی شدن صنعت نفت
# امممم. سخته یه کم کمک کنید خواهش میکنم.
@ ببینید از بین الف و ج یکی رو انتخاب کنید.
# الف... نه جیم درسته. جیم.
@ میریم که ببینیم پاسخ درست رو و بله اشتباست گزینه الف درست بود و شما 30 ثانیه رو از دست دادید. خوب حالا 10 ثانیه فرصت دارید. ادامه میدید یا 2750 تومن رو از ما هدیه قبول میکنید؟
# اااااااممممممم ... آقای مجری کمک کنید ...
@در این مرحله نمیتونم کمکی بکنم ... مــــــــــــــــــي فروشيد يا ادامه مسابقه ؟؟
#ادامه ميدم ... بخاطر شبکه سه شماره پنج ...
@ و میریم که آخرین شانس این شرکت کننده رو ببینیم. و بعلللللللله ... بلللللللللللللللللللله ... خانه جایزه. شما برنده کمک هزينه عمل دماغ شديد. امیدوارم دماغ جدیدتون مبارکتون باشه !!!
hadi.s
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۹:۱۱
کلاس جمله سازی
۱. فرشاد : روح غضنفر شاد
2. فرناز : غضنفر ناز نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : ۴ ساله بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فرید و مجيد و حميد : شما ۲ نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي : صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
hadi.s
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۹:۱۴
گله می کرد ز مجنون لیلی ... که شده رابطمان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی ... که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی ... حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را ... برده با دات نت و دات ارگ تو را !
بهرت ایمیل زدم پیشترک ... جای سابجکت نوشتم: به درک !
به درک گر دل من غمگین است ... به درک گر غم من سنگین است
به درک رابطه گر خورد ترک ... قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از این ایمیلم ... که به این رابطه هم بی میلم
مرگ لیلی ، نت و مت را ول کن ... همه را جای اُ.کی کنسل کن
آف کن کامپیوتر را جانم ... یار من باش و ببین من آن ام
اگرت حرفی و پیغامی هست ... روی کاغذ بنویسش با دست
نامه یک حالت دیگر دارد ... خط تو لطف مکرر دارد
خسته از فونت و ز فرمت شده ام ... دلخور از گردالی ات [@] شده ام
کرد ریپلای به لیلی ، مجنون ... که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلـفن خواهـم کرد ... هر چه گفتی که بکن ، خواهم کرد
زودتـر پـیش تـو خواهـم آمـــد ... هی مرتب به تـو سر خواهـم زد
راسـت گفتـی تـو عـزیـزم لـیـلی ... دیگـر از مـن نـرســد ایـمـیـلـی
نامـه ای پـسـت نـمـودم بـهرت ... بـه امیـدی کـه سر آید قهـرت......
-----------------------------------------------------------------------------------------
يکي از بزرگان حکايت کند
اگر يک نفر نيمه شب چت کند
و با فرد بيگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و يک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردي محبت کند
به افراد قبلي خيانت کند
و با بي خيالي جنايت کند
نه حدّ و حدودي رعايت کند
و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند
و اين قصه را پر حرارت کند
براي رفيقش روايت کند
چنانکه رفيقش حسادت کند
و او هم رود نيمه شب چت کند
و با فرد بيگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و يک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردي محبت کند
به افراد قبلي خيانت کند
و با بي خيالي جنايت کند
نه حد و حدودي رعايت کند
و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند
و اين قصه را پر حرارت کند
براي رفيقش روايت کند
چنانکه رفيقش حسادت کند
و او هم رود نيمه شب چت کندا
........................
i.M.a.N
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۳:۰۷
جک های جدید امید
امید تو سينما وسط نشسته بود و هوس کرد دستی به ببنی بزنه. همین کار رو هم کرد و دماغش رو حسابي تميز کرد. اما نه دستمال داشت نه ميتونست بلند بشه. به بغل دستيش گفت: آقا قربون دستت، اينو دست به دست رد كن، بمالن به ديوار
يارو ميره زير غلطك، دوستش(امید) ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوری بود؟ ميگه: دراز وباريك. غضنفر ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!
امید میره خواستگاری.
دختره میگه من میخوام درس بخونم.
طرف میگه خب عیبی نداره میرم یه ساعت دیگه میام
به کامران میگن اگه یه عصای جادویی بهت بدیم چیکار میکنی؟
میگه تو بده خودم میدونم چیکار کنم عصارو میدن فردا میرن میبینن زنش اخترو کرده اکبر
امید میره بانک چک خورد کنه، بانکیه بهش میگه :چک سیباست؟
امید میگه: نه ماله گردوهای پارساله.
امید و زن و بچههاش میرن پیک نیک، زنش میگه بشینیم زیر اون درخت خوبه.امید میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امنتره! زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از مقداری بحث میندازن وسط جاده. یهو یه کامیون سر و کلهاش پیدا شد و هر چی بوق زد اونا از جاشون تکان نخوردن. راننده کامیونه هم دید جون زن و بچهی مردم در خطره، فرمونو پیچوند و رفت تو درخت.امید به زنش گفت: دیدی گفتم! اگه زیر اون درخت بودیم الان مرده بودیم!
یه روز چند تا هتریکی دور هم جمع میشن تصمیم میگیرن سفینه بسازن برن خورشید. مشغول كه میشن یكی از بغلشون رد میشه و میگه: آخه بیچارهها میرین، ذوب میشین.
امید میگه: نه ما فكر اونجاشم كردیم، شب میریم.
امید میخواسته شیر پاکتی تولید کنه، به گاوش مقوا میده بخوره!
امید همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير
امید مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ مصي ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن!
امید تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .
رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین
باراک اوباما هستم. برنده ی جایزه صلح نوبل از سال اول دبیرستان در آزمون های کانون شرکت میکردم.
از امید میپرسن شراب زندگی یعنی جه ؟
میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!
امید ده هزار تومن تو جيبش بوده می خواسته بره مشروب بخره. تو راه نيرو انتظامی رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!
زن امید بهش میگه: شوهر همسایه، هر روز صبح که میخواد از خونه بره بیرون زنش رو بوس می کنه، تو چرا این کار رو نمیکنی؟
امید میگه: آخه من که زن همسایه رو خوب نمیشناسم
غضنفر بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد.
مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.»
کشاورز گفت: «یونجه می کارم»
SALAR
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۴:۱۶
كیارش این جوك بود؟؟؟
بابا خیلی ضایع بود.
amirlefthand
شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸, ۱۵:۲۸
شرایط ازدواج در...
شرايط ازدواج دختران برای پسران در استانهای مختلف :
۱ـ در شهر .....از استان...... : شرايط عبارتند از :
* داشتن باشگاه بدنسازي
* داشتن حداقل يك مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران
* داشتن عكس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي
* بازگرداندن كمك هاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط
* نكته : در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد ! (5 امتياز)
۲ـ شهر .... از استان...... . شرايط عبارتند از :
* تلفظ حرف ق
* اداي كلمات قلقلك و قوز بالاي قوز بدون كوچكترين اشتباه !
* دانستن جواب مسئله 2x2 از لحاظ مختلف
* بلد بودن جك هاي متعدد درباره بچه هاي تهران
* داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كاميون حامل جك هاي صادراتي تبريز به استان هاي همجوار .
۳ـ شهر ..... از استان ....... . شرايط عبارتند از :
* توانايي قورت دادن سه كيلو ترياك
* توانايي عبور 20 كيلو محموله مواد مخدر از جلوي مأموران مرزباني
* داشتن مزرعه خشخاش
* آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاكستاني
۴ـ شهر ... از استان ........ . شرايط عبارتند از :
* داشتن رو حيه مهمان نوازي !
* داشتن روحيه مهمان نوازي !
* داشتن روحيه مهمان نوازي !
* .......
5- شهر ...... از استان.......... . شرايط عبارتند از :
* خوردن موز به صورت دو بار در هفته !
* دست و دلباز بودن
* داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يكبار برگزاري مهماني فاميلي
* ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي !
* راستگويي و صداقت
6- شهر هاي..... و ........ از استان هاي ....... و ........ . شرايط عبارتند از :
* توانايي پوشيدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
* نداشتن سيبيل
* تعهد به خاك ايران و نداشتن ادعاي استقلال طلبي !
* نداشتن سابقه دعوا و قلدري
* نبريدن سر نويسنده اين مطلب
7-شهر .... از استان ....... . شرايط عبارتند از :
* كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عينك آفتابي فقط در صورت لزوم و زير آفتاب !
* پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد
* نداشتن هيچ گونه ادعا نسبت به همنشيني با راكي-رامبو-جكي چان-بروسلي و بيل كلينتون
* نداشتن هيچ گونه ادعاي مالكيت نسبت به برج ايفل "برج پيزا-مجسمه آزادي و برج ميلاد!
* داشتن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي (يعني زياد لاف نياد)
8-شهر... از استان ....... شرايط عبارتند از :
* توانايي زيستن در آب و هواي خوش .
* آشنايي با اشيائي چون چمن-سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
* نداشتن روحيه آب زير كاه و رندي
* اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد
9-شهر ت.... از استان ........شرايط عبارتند از :
* داشتن تنها دو دوست دختر
* آشنا نبودن با معني و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تيغيدن و ....
* داشتن روحيه جوانمردي
* مرد بودن !
black_shadow
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸, ۱۰:۲۷
یارو سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، یارو یه کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!
اردبیل زلزله میاد،امید زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!!!
سینا و كیان دو تا گاو میخرن، سینا به كیان میگه: حالا چی کار کنیم که گاوامون با هم اشتباه نشن؟ كیان میگه: تو دست به گاوت نزن، من یه گوش گاومو میکنم. بعد از چند وقت، گاو سینا هم گوشش گیر میکنه به یه جایی کنده میشه. ایندفعه سینا میگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو میکنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون گاو كیان هم کنده میشه. خلاصه هی سینا میزنه یه جای گاوشو ناقص میکنه، اون یکی گاوه هم همون بلا سرش میاد. كیان هم كه قاطیه دیگه!!!آخر سر شاكی میشه به سینا میگه: اصلاً سفیده مال من سیاهه مال تو!!!
داداش این یكیش خیلی مورد داشت مجبورم این یكی را ویرایش كنم
امیر کیس کامپیوترش رو می بره بده درستش كنن میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!
به امید میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم !!!
black_shadow
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸, ۱۱:۴۵
حالا خوبه گفتم پاك نكنین!!
:3:
shahriar230
چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۳۴
پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي خوشگل مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي… فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام… اونم يه شوهر خوبه …يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! هل نده زشته ، خودم ميرم!
———————————————— ————
طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست
———————————————— ————
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر…وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب
Sepehr
چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۱۱
پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي خوشگل مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي… فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام… اونم يه شوهر خوبه …يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! هل نده زشته ، خودم ميرم!
———————————————— ————
طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست
———————————————— ————
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر…وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب
اینجاشو درست نکردی
sasan69
چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸, ۲۱:۴۵
بهمن داشته با گوشی یکی از رفیقاش شطرنج بازی میکرده،اولش با کاسپاروف بازی میکنه میبازه میگه این یارو خیلی قویه میره یه بچه رو بر میداره به عنوان حریفش بعد دوباره به اونم میبازه!یهو عصبانی میشه میگه:کاسپاروف بزرگ شدی هاااا !!!
به جان خود بهمن این قضیه عین واقعیته و همین الانم اتفاق افتاده :3:
پروردگارا این بهمن رو از ما نگیر :3:
shahriar230
جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۵۵
از يه ... مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه!!!
Linorth
جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۲:۱۵
بهمن داشته با گوشی یکی از رفیقاش شطرنج بازی میکرده،اولش با کاسپاروف بازی میکنه میبازه میگه این یارو خیلی قویه میره یه بچه رو بر میداره به عنوان حریفش بعد دوباره به اونم میبازه!یهو عصبانی میشه میگه:کاسپاروف بزرگ شدی هاااا !!!
به جان خود بهمن این قضیه عین واقعیته و همین الانم اتفاق افتاده :3:
پروردگارا این بهمن رو از ما نگیر :3:
تو که راس میگی اما همه درختای ولیعصر...:3:
دوستان مدیر اخطار ندین.. کاربرد درختا رو که دیگه نگفتم...:3:
حالا که اینجوریه منم یه خاطره ی طنز از ساسان تعریف کنم که مساوی بشیم...
یه بار من و ساسان و رشید تو تاکسی نشسته بودیم..سه نفرمون عقب بودیم و ساسان وسط نشسته بود...
ماشین تو ترافیک وایساده بود که ساسان چشمش به بیلبورد تبلیغاتی ای افتاد که بالای خیابون نصب کرده بودن و روش یه جمله نوشته شده بود... ساسانم جمله رو خوند...جمله این بود:
به رزق کمی که خداوند به تو میدهد راضی باش تا خداوند به عبادت کم تو راضی باشد (تقریبا همین بود عین کلمات یادم نیست)
بعد که اینو خوند چون وسط نشسته بود نمیتونست ببینه که جمله از کی هست...بعد گفت عجب چیز چرتی گفته طرف! این از کی هست حالا؟
بعد خم شد از پنجره نگاه کرد دید نوشته : امام رضا (ع)
اقا ما رو میگی:rofl::uglylolmk4:
i.M.a.N
جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۲:۲۳
حالا هی سوتی ها همدیگه رو بگید تا بخندیم :3:
اصلا نظرتون چیه یه تاپیک بزنیم و سوتیای خودمون رو بگیم ؟؟
رضا
شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۳۶
خوبه:3:
sasan69
شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۱۷
خوبه اما یه بدی داره اونم اینه که من و بهمن همش پیش همدیگه هستیم و اگه بخوایم سوتی های همدیگه رو هی بنویسیم اسم تاپیک رو باید بذاریم سوتی های ساسان و بهمن :3:
به رزق کمی که خداوند به تو میدهد راضی باش تا خداوند به عبادت کم تو راضی باشد
ولی انصافا تا جایی که من امام رضا رو میشناختم از این جمله ها نمیگفت!آخه اگه معنیه سطحیشو نگاه کنی فکر میکنی اگه مثلا رزقت کم شد نمازتو نصفه بخون! :3:
خب در نگاه اول چیزی جز این نمیشه ازش استنباط کرد :3:
به نظرم کسی که این جملرو از عربی به فارسی ترجمه کرده نتونسته خوب منظور جمله رو بفهمه و فقط معنی کلمه به کلمه کرده (اینم یه ماله واسه سوتی که دادم:3:)
i.M.a.N
شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۲۴
خوبه اما یه بدی داره اونم اینه که من و بهمن همش پیش همدیگه هستیم و اگه بخوایم سوتی های همدیگه رو هی بنویسیم اسم تاپیک رو باید بذاریم سوتی های ساسان و بهمن :3:
ولی انصافا تا جایی که من امام رضا رو میشناختم از این جمله ها نمیگفت!آخه اگه معنیه سطحیشو نگاه کنی فکر میکنی اگه مثلا رزقت کم شد نمازتو نصفه بخون! :3:
خب در نگاه اول چیزی جز این نمیشه ازش استنباط کرد :3:
به نظرم کسی که این جملرو از عربی به فارسی ترجمه کرده نتونسته خوب منظور جمله رو بفهمه و فقط معنی کلمه به کلمه کرده (اینم یه ماله واسه سوتی که دادم:3:)
مگه بده سوتی ها همو بنویسید ؟
چون قراره تو بیشترین سوتی رو بنویسی تاپیکشو بزن :3:
Linorth
شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۱۹
مگه بده سوتی ها همو بنویسید ؟
چون قراره تو بیشترین سوتی رو بنویسی تاپیکشو بزن :3:
اتفاقا تعداد سوتی های ساسان چیزی حدود 50 برابر من هست...شایدم بیشتر :3:
اما در کل با تاپیک موافقم به شرطی که بچه ها خود سانسوری نکنن :3:
i.M.a.N
شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۲۷
اتفاقا تعداد سوتی های ساسان چیزی حدود 50 برابر من هست...شایدم بیشتر :3:
اما در کل با تاپیک موافقم به شرطی که بچه ها خود سانسوری نکنن :3:
پس تاپیکشو بزن دیگه
shahriar230
دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۳۱
به خروسه ميگن : چرا معتاد شدي؟ ميگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ويترين معتاد نمي شي !
به غضنفر ميگن تو طرفدار كدوم تيم فوتبال هستي؟ ميگه قربون جدش برم آسد ميلان!!
غضنفر به گارسونه ميگه:عرق داري؟گارسونه آروم ميگه:آره !غضنفر ميگه:پس کاپشن تنت کن سرما نخوري!
يه غضنفر که پولدار بوده بچشو ميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعد ميره سراغ بچه اش نرسيده به مهد كودك بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد !
خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراخی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟
...
...
...
...
فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!
آخرین اخبار رسیده از ماهواره سفیر امید حاکی از گرد بودن زمین و پیدایش یک امامزاده بین زهره و زحل میباشد . در پی برطرفی مشکلات موجود بر سر راه ماهواره اقدامات بسیاری انجام گرفته است . از این جمله میتوان به فرستادن شارژ 5000 تومانی جهت ادامه ارسال پیام ها ، اعزام گروه پشتیبانی جهت پنچرگیری و همچنین اعزام گروه جهت خواستگاری زهره برای سفیرامید اشاره کرد . به امید ایرانی سر افراز ...
بهترين جوك جهان انتخاب شد.اين جوك در بزرگترين طرح علمي پيرامون طنز انتخاب شده است قضيه از اين قرار است كه انجمن پيشبرد علم از كاربران اينترنت در سراسر جهان درخواست كرده بود كه بامزه ترين جوكي كه شنيده اند را برايش ارسال كنند. به گزارش رويتر 2 ميليون تن نظر دادند، اين نظرات مشتمل بر چهل هزار جوك شد و جوك ها از هفتاد كشور جهان براي اين انجمن ارسال شد. نتيجه انتخابات اين جوك بود:
دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است.
او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد:
فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟
طرف مقابل به آرامي مي گويد:
دلواپس نباش.
من مي توانم به تو كمك كنم.
ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است
بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!
گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده اين رقابت شد.
black_shadow
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۲۱
خبرنگار از کیان مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟کیان ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با درود به روح پرفتوح امام راحل و شهدا, من بچه اين محل نيستم!!!!!!!!!!
:3:
gattus
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۳۸
خیلی بی مزه بود:3:
black_shadow
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۵
خیلی بی مزه بود:3:
اصلش همون بی مزگیش بود!!!:3:
gattus
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۵۴
من هم به بی مزگیش خندیدم!:3:
یه مرده میخوره به نرده
.
.
برمیگرده!:3:
یه مرده رفت سربازی
.
.
.
دور کلاش قرمزی:3:
shahriar230
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۴۸
.......
.................................................. ..........
میدونی فایده این شلوار کوتاه که دخترا تنشون میکنن چیه این اقایون یه ذره سر به زیر میشن
.................................................. ..........
ویرایش توسط امید: این که همش مورد داشت:3:
omid
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۰
یه بار کیارش رفته بوده مانور از هواپیما می پره هر کار می کنه چترش باز نمیشه.میگه خدا رو شکر که مانوره:3:
black_shadow
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۶
یه بار کیارش رفته بوده مانور از هواپیما می پره هر کار می کنه چترش باز نمیشه.میگه خدا رو شکر که مانوره:3:
مگه دروغ گفتم؟!!!مانور بود دیگه!!!:3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۴۹
يه روز کیان مي ره نهضت سوادآموزي... ازش مي پرسن حالا مي توني گوسفنداتو بشماري؟ ميگه: ها... مي گن چطوري؟ مي گه: اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم!!!!!
به امید می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن دیگه.می گه : ا مگه روشنم می شه؟؟؟!!!
سینا یه بسته هزاری میشماره 452 تومن کم میاره!!!
امید تو جبهه بي سیم ميزنه كه بياييد 50 تا عراقي رو اسير كردم.بهش ميگن خودت بيارشون نفر نداريم بفرستيم.ميگه اگه دست من باشه كه ميام اما اين 50 تا نميزارن بيام!!!
ایمان ميره خواستگاري، پدر عروس ميپرسه: شما خونه داريد؟ميگه: والله خونه كه نه، ولي بروبچهها مكان زياد دارن!
امین دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه !!
کیان
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۵۵
يه روز کیان مي ره نهضت سوادآموزي... ازش مي پرسن حالا مي توني گوسفنداتو بشماري؟ ميگه: ها... مي گن چطوري؟ مي گه: اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم!!!!!
مگه غلط ميگم؟!! :3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۵۶
تو همیشه درست میگی خوشگلم!!!!!:3:
amirlefthand
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۶:۳۷
آب مایه ی حیات است پس در مصرف برق صرفه جویی کنید, شرکت ملی گاز ...بیل
به کیارش میگن : تولدت کیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال
به رضا میگن که با کاروان یه جمله بساز گفت :توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمیکنه
به کیان توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: این چیه؟ طرف کلی فکر کرد و گفت: شطرنج گردالی!
سالار بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!
خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
امید: ما امسال ۱۰ تا علم اضافه می کنیم، ۱۵ تا پرچم، ۱۵۰ تا زنجیر، ۱۲ تا قمه، با ۴۰ نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد !
به امیر حسین میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟
میگه وقتی که روی اره نشسته ام
به سیاوش می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.
کیان
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸, ۲۱:۰۱
غضنفر بابا مامانشو ميكشه... ميگن چرا اين كارو كردي؟ ميگه بعد 40 سال به روابط كثيفشون پي بردم!!! :3:
يه كيسه كود باز ميكنن كيارش از توش ميپره بيرون! ميپرسن تو اين تو چي كار ميكني؟ ميگه من جايزه شم!!!! :3:
SALAR
سه شنبه ۱ دي ۱۳۸۸, ۱۳:۱۲
جمیله با ادیسون ازدواج میكنه بچشون میشه رقص نور!
به كیارش میگند دگرگونی یعنی چی؟ میگه یعنی این گونی یه گونی دیگه!!!
فتوای جدید: به علت سرمای شدید هر اغوش گرمی حلال است!!
رضا هر روز میرفت در كلیسا در میزده فرار میكرده.یه روز تا میاد در بزنه یارو مچشا میگیره.رضا میگه ببخشید عیسی هست؟
gattus
چهارشنبه ۹ دي ۱۳۸۸, ۰۰:۴۶
یکی چندتا جک بگه بخندیم
shahriar230
چهارشنبه ۹ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۳۰
بازی با اعصاب دیگران
2. روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن
3. وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
4. وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
5. در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
6. به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
7. وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
8. موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
9. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
10. وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
11. صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
12. هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین!
13. حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
14. با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
15. توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین
16. توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
17. جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
18. یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین
.................................................. ................................................
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند.
یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند.
وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!!!!!!
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۵۶
تيتر درباره ازدواج موقت! / پخش مجدد+ تیترهای جدید خبر:
* سال 86: وزير کشور: ازدواج موقت با جسارت در کشور ترويج شود ([Only Registered And Activated Users Can See Links] Fnewstext.php%3Fnn%3D8603100223)
* سال 88 همین چند روز پیش: آقای مطهری: "ازدواج موقت را برای دبیرستانی ها توصیه می کنیم!"
* سال 88 همین چند روز پیش: فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به این که روابط نامشروع را میتوان در چارچوب قانون به رابطهای مشروع تبدیل کرد، ازدواج موقت را راهکاری برای کاهش جرایم خشن همچون تجاوز به عنف در جامعه عنوان کرده است.
گفتیم تکرار کنیم همان تیترهای قبلی به همراه تیترهای جدید را بلکه ادخال سروری مجدد صورت پذیرد:
تیترهای ما:
*
·سایت مردمیار: دولت صندوق موقت مهر رضا را تشكيل داد
*
·بانك تجارت جايزه هزار ازدواج موقت را به جوايز خود اضافه كرد
*
·با خريد يك خط ايرانسل در قرعهكشي دو ازدواج موقت شركت كنيد
*
·بانك مركزي تسهيلات اعطاي وام ازدواج موقت را تصويب كرد
*
·ایونا: درگيري فمينيستها با نيروي انتظامي در ميدان هفت تير به لجن كشيده شد
*
·هفته نامه برنامه: حمايت از ازدواج موقت در دستور كار سازمان مديريت و برنامهريزي سابق قرار گرفت
*
·يك مقام آگاه: منظور وزير كشور ازدواج مجدد بوده است نه موقت
*
·ابرار: دولت كميته امداد را موظف به پذيرش فرزندان ناشي از ازدواج موقت كرد
*
·مجله هتلداری: رئيس اتحاديه هتلها و هتلآپارتمانهاي تهران از افزايش تقاضا در سطح پايتخت خبر داد
*
·شرکت مالي و اعتباري بنياد به زوج هاي برپا کننده سنت حسنه ازدواج موقت 115 هزار تومان وام بلاعوض اهدا مي کند
*
·رئيس اتحاديه محضرداران: محضرهاي شبانه روزي ِ سرپایی در صد نقطه تهران برپا ميشوند
* ·امید جوان: يك محضردار تهراني: فارسي هم قبول است
*
·سپهرنیوز: وزير كشور مورد حمله فمينسيتها قرار گرفت
*
·بانک ملی: دستگاه هاي خودکار جاري کننده ازدواج موقت در نقاط مختلف شهر نصب مي شوند
*
·روزنامه سلامت: ازدواج موقت باعث افزايش طول عمر زنان ميشود
*
·پیک سنجش: رئيس سازمان سنجش: رشته محضرداري به كنكور 89 اضافه مي شود
*
·روزنامه همشهري ويژهنامه نيازمنديهاي ازدواج موقت منتشر ميكند
*
·هفته نامه عصر ارتباط: سيدي آموزش ازدواج موقت وارد بازار شد
*
·هيأت دولت تصويب كرد: مسؤولان بدون امضاي رئيس* جم*هور نمي توانند ازدواج موقت كنند
*
·تور يک روزه گلابگيري کاشان همراه با ازدواج موقت با خانم یا آقای انتخابی شما
*
·روسیران: امضاي تفاهمنامه همكاري ايران و روسيه در واردات و صادرات ازدواج موقت
*
·جهان اقتصاد: وزارت بازرگاني از صادرات مازاد ازدواج موقت به كشورهاي عربي خبر داد
*
·چلچراغ: موقتاً ازدواج ميكنم
*
·گزارش هفته همشهري جوان: جوان ايراني: من صيغه ميكنم
*
·مجله دانشمند: پیشگیر ِ موقت به دست دانشمندان جوان ايراني اختراع شد
*
·رشد چشمگير فروش قاچاق بمب ساعتي در ميان زنان متأهل
*
·گزارشگر اجتماعي همميهن: دستپخت زنان متأهل ديگر خريدار ندارد
*
·فوري: وزارت كشور به محاصره زنان تهراني درآمد
*
·ایراندخت: نخبهكشي و ازدواج موقت در گفتگو با محسن كديور
*
·جميله كديور: خداااااااااا
*
·پيشفروش كانكسهاي سوييت پيشساخته آغاز شد
*
·آفتاب یزد: رقابت آمار سهطلاقه و ازدواج موقت در كشور
*
·يك منبع آگاه در گفتوگو با فارس: سيدي منتشرشده از ازدواج موقت يك مقام دولتي، کار فوتوشاپ است
*
·بنياد باران به رياست خاتمي بار ديگر تشكيل جلسه داد
*
·سایت مبارزین: احمدینژاد: ما کلاً میتوانیم
*
·خبرگزاري موقتنيوز از سوي وزارت كشور راهاندازي شد
*
·الشرق الاوسط: ازدواج موقت، توطئه شيعيان براي تسلط بر منطقه است
*
·رشد گرايش به مذهب تشيع در ميان اهلسنت جهان
*
·آسوشيوتدپرس: فوري/// رايس شيعه شد
*
·رايس: نزديكي با ايران در صدر اهداف من از گرويدن به تشيع است
*
·شبکه العالم: كنفرانس مشترك ازدواج موقت ايران و آمريكا در لبنان برگزار ميشود
*
·مجله فیلم: نیکول كيدمن: ازدواج موقت بهترين راهحل براي جلوگيري از گرايش هنرپيشگان هاليوود به فحشاست
*
·اعتماد ملی: حجتالاسلام كروبي: من كه گفتهبودم مخالفم نه ببخشید موافقم!
*
·سایت پلیس: هشدار نيروي انتظامي به توزيعكنندگان لوحهاي فشرده ازدواج موقت مردم
*
·نيكي كريمي: ساخت فيلم ازدواج موقت را تكذيب ميكنم
*
·فرزندان صيغه در گفتوگو با رجانيوز: به خود ميباليم
*
·سازمان بهزيستي اعلام كرد: بيوهگي از ليست آسيبهاي اجتماعي ايران حذف شد
*
·کارگزاران: مهاجراني با افتخار به ايران بازگشت
*
·کارگزاران(فردایش!): احمدينژاد مهاجراني را به رياست مركز بينالمللي صيغه منصوب كرد
*
·اعتماد: ابطحي خواستار افزايش وبلاگ نويسي ازدواج موقت شد
*
·مسابقه بينالمللي وبلاگنويسي ازدواج موقت تابستان برگزار ميشود
*
·ایسنا: جشن ازدواج موقت دانشجويي برگزار مي شود
*
·وبنا: سرويس موقتبلاگ توسط مجمع وبلاگنویسان مسلمان افتتاح شد
*
·كارشناسان بهداشتي: صيغه بر افزايش ضريب هوشي فرزندان تأثير مثبت دارد
*
·دبير سرويس ازدواج موقت ايسنا: مسؤولان حمايت كنند
*
·گزارش تصويري فارس از ازدواج موقت در سطح تهران
*
·الجزیره: پادشاه عربستانسعودي: بحران تشيع سراسر كشور را فراگرفته است
*
·عروسكهاي آموزشي دارا و سارا در دبيرستانهاي دخترانه توزيع شد
*
·سازمان ثبت احوال خاطرات ازدواج موقت را جمعآوري ميكند
*
·بازتاب: قوه قضائیه همکاری نمی کند
*
·سازمان هواشناسی: طوفان گونو تأثيري بر نرخ رشد ازدواج موقت نداشته است
*
·خبر ۲۰:۳۰ : حلقه يك بار مصرف وارد بازار شد
*
·جايزه ويژه مجتمع نمونه اقتصادي كشور مشتركاً به پاكسان و پنبهريز اهدا شد
*
سازمان محیط زیست اعلام کرد: ازدواج موقت؛ صنعت سبز
*
·واحد خبر حوزه: شب شعر ازدواج موقت در حوزه هنري برگزار ميشود
*
·جام جم: شبكه ماهوارهاي «موقتست» با حضور ضرغامي افتتاح شد
*
·طرح گسترش كوهها و پاركهاي كشور تقديم وزارت كشور شد
*
·ثبت احوال: ازدواجهاي موقت با مهريه بالاتر از 10000 تومان ثبت نميشود
*
·رئيسجمهوري در جمع مردم صيغاباد: مشكل بيكاري در كشور با همت مسؤولان سرانجام رفع شد
*
·اعتدال: كاهش چشمگير آمار فحشا در كشور
*
·کیهان: بوش: از گرايش دخترانم به اسلام نگرانم
*
·موقتنيوز سيانان را خريد
*
·اطلاعات: شركت قطارهاي مسافري ايران(رجا): بليط قطار براي مزدوجان موقت نيمبها محاسبه ميشود
*
·جوان: ازدواج دائم در شهرهاي بزرگ ممنوع شد
*
·شرق: هرمنوتيک و ازدواج موقت با حضور بابک احمدي در تالار بزرگ کشور برگزار میشود
*
·خانواده سبز: مهران غفوريان ازدواج موقت کرد
*
·صفحه حوادث روزنامه ایران: مردي در حال انجام ازدواج موقت توسط همسرش به قتل رسيد
*
·روزهای زندگی: بچه ها امسال به جاي کيف و کفش عيد، همسر موقت مي خواهند
*
·گزارش رسالت از رونق بازار صيغه: همسر موقت ناياب شد
*
·فيلم جديد گلزار : چند مي گيري صيغه ام بشي؟
*
·وزارت بهداشت از كاهش آمار بيماريهاي جسمي و روحي در كشور خبر داد
*
·ایران خودرو: همسران موقت صاحب خودرو مي شوند
*
·مجله کارنامه: نشست صيغه در ادبيات ملل با حضور مارکز
*
·خاتمي در موسسه ي صيغان: مشارکت همه ي مردم در امر صيغه از مشخصات جامعهي مدنيست
*
·مجله دانستنيها: تازههاي پزشكي در مورد صيغه
*
·ناجا: مزاحمين ازدواج موقت مردم دستگير ميشوند
*
·آلبوم جديد محسن نامجو با نام "موقتاً بيا" به بازار آمد
*
·کمپين يک ميليون صيغه تشکيل شد
* نشست تخصصی صیغه در متون کهن پیش و پس از اسلام در مرکز میراث مکتوب برگزار می شود
*
·لاريجاني: ازدواج موقت مايه قوت نظام در برابر فشار قدرتهاي جهاني است
*
·ایسنا: فرمول ازدواج موقت كشف شد
*
·هفتهنامه بازار کار: ازدواج موقت بهترین نمونه کارآفرینی در صد سال اخیر بودهاست
*
کروبی: در عین حالی که رییس جمهور را مشروع نمی دانم ولی از ازدواج موقت استقبال می کنم!
*
فرهنگسرای رازی با حضور قالیباف به فرهنگسرای موقت تغییر نام یافت
*
تغییر نام دروازه قزوین به دروازه موقت در دستور کار شورای شهر قرار گرفت
*
باراک حسین اوباما در نامه ای به مراجع: انگلیسی هم قبول است؟
* ازدواج موقت در ادبیات عامه: جواد مجابی وجه کنایی «یکی بود یکی نبود» را بررسی میکند
کلاسهای تنظیم خانواده در دانشگاهها از 2 واحد به 20 واحد افزایش یافت
* مستند شوک درباره پدیده عجیب ازدواج دائم پخش میشود
* یک مقام آگاه: زنان ِ همراه هوگو چاوز در حرم رضوی خطبه ازدواج موقت خواندهبودند!
*
بحران عسلویه با ازدواج موقت خاتمه یافت
*
حداد عادل: جا افتادن عبارت "عروسها دومادو ببوسید یالا" یک یاعلی ملی میطلبد
*
مردم خواستار افزایش صدور اوراق مشارکت در سود بنگاههای ازدواج موقت شدند / دولت: پاسخگوی این حجم تقاضا نیستیم
* امضای تفاهم نامه ازدواج موقت میان ایران و برزیل / نسوان ایرانی: برزیلیهای خیلی تحفهن؟
* میراث فرهنگی: بخش گمشده منشور کوروش که به ازدواج موقت اختصاص داشت در شهر سوخته پیدا شد .
از وبلاگ تیتریکاتور
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۵۸
تفاوت کتاب درسي دخترانه و پسرانه
محمود فرجامی در ستون طنزش در روزنامه تهران امروز نوشت :
تا پيش از اين و براساس توطئهاي که دشمنان طراحي کرده بودند، گمان ميشد که دانش ربطي به دختر يا پسر بودن دانشآموزان ندارد. اين در حالي است که وجود تفاوت بسيار زياد ميان دختران و پسران اگر از ديد مردم عادي يا فريبخوردگان پنهان بماند هيچگاه از ديد وزير آموزشوپرورش دولت دهم پنهان نخواهند ماند. اين هفته حاجيبابايي، وزير آموزشوپرورش از پيگيري طرح جداسازي کتب درسي دختران و پسران توسط اين وزارتخانه خبر داد که بسيار دلگرمکننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پيشنهاد هم در اين زمينه بلديم. در زير چند نمونه از مطالب کتابهاي جداسازي شده مطابق سياستهاي وزارت آموزشوپرورش براي الگوبرداري آورده شدهاند.
رياضي پسران: 2+2 مساوي است با 4. فوقفوقش 5.
رياضي دختران: 2 تا گل داريم 2 تا گل ديگه هم ميذاريم کنارش که به مامانمون هديه بديم؛ مجموعا ميشه يه دسته گل.
جغرافي پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگيريم، شمال در پيشرو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.
جغرافي دختران: اگر قادر به تشخيص دست راست و چپ خود باشيم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزير آموزشوپرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانشآموزان دختر استقبال ميکند، شاد كنيم.
ادبيات پسران: درس «حسنک وزير» از تاريخ بيهقي...
ادبيات دختران: درس «مرضيه وزير» از تاريخ ...
انگليسي پسران:
I want to go to the garden with my friendsانگليسي دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband
تاريخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشيها که دولت وعدهاش را داده): يونانيها به سرکردگي يک يارويي حدود دو هزار سال پيش به ايران حمله کردند و عدهاي از مردم را کشتند و يک سلسلهاي را منقرض کردند اما پس از اندکي خودشان هم رفتند وردست بابايشان.
تاريخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): يونانيها يک زماني به ايران آمدند و سعي کردند بهجاي خورشت پلو بادمجون غذاي پلاخورشتوس يوناني را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهيه خورشت پلوبادمجون به شرح زير است...
شيمي پسران: طرز تهيه گاز دياکسيدمتان در آزمايشگاه:...
شيمي دختران: طرز تهيه انرژي اتمي در آشپزخانه: ...
فلسفه پسران: سقراط فيلسوفي يوناني بود که پيوسته در طلب حق بود و لقب شهيد راه حقيقت گرفت.
فلسفه دختران: زن سقراط پيوسته در تعقيب شهيد راه حقيقت بود و دمار از روزگار او درآورد.
فيزيک نور پسران: در انعکاس يک تصوير در آينه بين فاصله كانوني آينه(f) و فاصله جسم از آينه(p) و فاصله تصوير از آينه (q) رابطه وجود دارد.
فيزيک نور دختران: در انعکاس تصوير در آينه هميشه بين نجابت، زيبايي و شوهرداري بايد نسبت وجود داشته باشد.
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۵۸
گلچینی از فرهنگ لفات امروزی
آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود
آدم خوار: انسان دوست افراطی
آدم مغرور: کسی که اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگوید : یه وجب بلند تر بزن
احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد
ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند
الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند
ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند
بزبیار : فلک زده ای که زنش زشت و کلفتش بیریخت باشد
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند
بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضویکه چشم چرانها با آن ارتزاق می کنند
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود
خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت
دست : عضوی که در سینما نزد صاحبش بند نمی شود
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود
رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبیدن با اتیکت دو جنس مخالف
زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست
سینما : جایی که پشت سر شما حرف می زنند
عشق : دردسری که برای فراموش کردن آن باید عشق تازه تری پیدا کرد
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود
ماچ : بوسه ای که هنوز رنگ آرتیستی نگرفته
مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود
موش : خانم هایی که نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند
هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۰۳
انشا کیان درباره کامپیوتر:
کامپیوتر چیز بسیار خوبی میباشد و برای ما خیلی لازم داریم. پدرم به من قول داده که برای هر نمره بالای 12 در کارنامهام یک تکه از آن را بخرد.
پدرم در کامپیوتر خیلی میفهمد و حتی توانسته یک بار به اینترنت وارد شود! مادرم در برخورد با کامپیوتر خیلی شاس میباشد و روزی 2 بارموس من را با جارو و بیل میزند، حتی تازگیها در خانه ما تله موش هم کار گذاشته است به همین خاطر انگشت شصت هر دو پای پدرم قطع شده میباشد.
پدرم شبها به کافی شاپ میرود و داخل میکند و چت میکند! مادر و پدر، همیشه در حال چک و لقد میباشند و مادرم به پدرم میگوید: تو مگه خودت خواهر مادر نداری که میروی با دخترهای خارجکی چت میکنی؟
من هم در این مواقع حرف نمیزنم، چون میدانم مادرم به من میگوید: اوشاخ پیس! کپو! اوغلو! بیشین مشقاتو بینویس.
پدر من تازگیها در اور*کات میباشد و من میدانم که اور*کات خیلی بی*نام*وس میباشد و شنیدهام که خیلی دختر دارد و خیلی بدحجاب میباشند.
پدرم چند روزیست که موس مرا قایم کرده و میگوید مزاحم درس خواندن من میباشد. خواهرم خیلی وقت است شوهرش را کرده و الان هم بچه دارند. من گاهی به خانه آنها میروم و از آنجا کانکت میکنم و با آیدی دخترانه با پدرم چت میکنم و لاو میترکانم. پدرم خیلی دروغ میگوید و در کامپیوتر میگوید بچه جردن بوده است و یک روز صبح بلند شده و دیده در جوب دروازه دولاب است. او میگوید: آب زده ما رو آورده پایین.
کامپیوتر بسیار مفید است و من آن را خیلی دوست دارم.این بود انشای من
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۰۶
خانم ها مردان را چگونه مي خواهند؟
در 32 سالگي
1. خوشاندام و قشنگ باشد
2. جذاب باشد
3. داراي موقعيت شغلي باشد
4. شنونده خوبي باشد
5. شوخ و بذلهگو باشد
6. قامت برازنده داشته باشد
7. خوشلباس باشد
8. قدرشناس باشد
9. در ذهنش انديشههاي حيرتانگيز و شگفتآور وجود داشته باشد
10. عاشق خوبي باشد و اهل خيالپردازي باشد
در42 سالگي
1. قيافهاش خوب باشد(اولويت با كساني كه دچار كچلي يا كممويي نيستند)
2. در ماشين را براي خانم باز كند و صندلي را براي خانم از پشت ميز بيرون بكشد
3. به قدر كافي براي خوردن يك شام گران قيمت در خارج از منزل پول داشته باشد
4. بيش از آنچه حرف ميزند، گوش كند
5. به لطيفههاي خانم بخندد
6. براحتي بتواند ساكهاي سنگين حاوي مواد خوراكي را حمل كند
7. حداقل يك لباس شيك داشته باشد
8. در قبال خوردن يك غذاي خوب خانگي تشكر كند
9. تاريخ تولد و سالروز ازدواج را به خاطر داشته باشد
10. حداقل يك بار در هفته حرفهاي عاشقانه بزند
در 52سالگي
1. خيلي زشت نباشد
2. قبل از آمدن من، با ماشين به راه نيفتد
3. يك كار ثابت داشته باشد و بتواند حداقل يك بار در سال خرج شام بيرون از خانه را بپردازد
4. وقتي من حرف ميزنم بتواند سرش را تكان بدهد
5. لطيفههاي كهنه و قديمي را به خاطر داشته باشد
6. به قدر كافي توانايي داشته باشد تا بتواند در جابهجاكردن مبلمان كمك كند
7. پيراهني بپوشد كه برآمدگي شكمش را بپوشاند
8. شيشه آبليمويي را كه نوار اطمينان درش باز شده، تشخيص بدهد و آن را نخرد
9. به خاطر داشته باشد كه سيفون توالت را قبل از خروج بكشد
10. هفته اي يك بار صورتش را اصلاح كند
در 62 سالگي...
1. موهاي گوش و بينياش را كوتاه كند
2. در اماكن عمومي آروغ نزند و خرخر نكند
3. خيلي زياد پول قرض نگيرد
4. وقتي من ابراز محبت ميكنم به خواب نرود
5. لطيفههاي تكراري را هفتهيي چندبار نگويد
6. ظاهرش به قدري مناسب باشد كه گاهي آخر هفتهها بشود با او به پيكنيك رفت والبته حال و حوصله بيرون رفتن را داشته باشد
7. كمتر جوراب لنگه به لنگه بپوشد و لباسهاي زيرش را زود زود عوض كند
8. در برابر خوردن يك شام حاضري تشكر كند
9. اسم و آدرسش را به خاطر داشته باشد
10. چند هفته يك بار در تعطيلات آخر هفته اصلاح كند
در 72 سالگي...
1. از بچهيي كوچك نترسد
2. به خاطر داشته باشد حمام خانه كجاست
3. براي منظم و با قاعده بودن او، نياز به خرج كردن پول زيادي نباشد
4. فقط هنگام خواب به آرامي خرخر كند
5. به خاطر داشته باشد كه چرا ميخندد
6. آنقدر توانايي داشته باشد كه بدون كمك قادر به ايستادن باشد
7. معمولاص بتواند بعضي از لباسهايش را بدون كمك ديگران بپوشد
8. غذاهاي سبك را دوست داشته باشد
9. به ياد بياورد كه دندانهاي مصنوعياش را كجا گذاشته است
10. به خاطر داشته باشد كه چه وقت آخر هفته است
در 82 سالگي...
1. نفس بكشد
2. كنترل... خودش را از دست نداده باشد
منبع : تبيان همدانيها
amirlefthand
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۰۸
دانشجو هم دانشجویان قدیم که لااقل انگیزه درس خوادن داشتند
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار
افتاده هاي رياضي? =بايکوت
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
دانشجوی بی پول=کزت
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
دانشجوي عاشق=آواز قو
ازدواج دانشجويي=کلاه قرمزي و سروناز
خوابگاه رفقا= دهکده حیوانات
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت( جديد ترين قسمت )
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
گریه دانشجو=اشگ تمساح
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
مدير گروه= مردي که مي خندد
رئيس اموزش = سيندرلا
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
بقیه مطالب در تاپیک خودمه
amin_michael5
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۲۷
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه
نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش
نميتوني بري؟ :lol:
amin_michael5
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۵۹
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره اي روبرو شد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.
amin_michael5
جمعه ۱۱ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۳۹
غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين غضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ، دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
غضنفر جان، آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره، اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد! شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي: غضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
رضا
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۴:۳۰
كیان میره دزدی، صاحبخونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ كیانمیگه: هیشکی، گربهست، بعععععع.
یه روز امین تو هواپیما تفنگو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟امین میگه آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دبی.
به سالار میگن قبله کدوم طرفه؟ میگه کجا رو بهت آدرس دادن؟
به سالارمی گن چرا سی ديت اينقدر خش داره می گه:آخه زير قسمتهای مهمش خط كشيدم.
امیر2000 تومنی پيدا مي كنه ميگه ما از اين شانسا نداريم بعد پارش مي كنه.
از كیارش می پرسند: چرا جورابت يه لنگه اش آبيه، يه لنگه اش قرمز؟ ميگه : والله خودمم توش موندم. يه لنگه مثل همينم تو خونه دارم!!!
يه روز امید يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم.
به ایمان ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد.
محمدرضاداشته با خرش شطرنج بازي ميكرده، يکي ميبينه و ميگه: عجب خر باهوشي! غضنفر ميگه: نه، زياد هم باهوش نيست، تازه يك يك شديم.
لاته ميره قهوه خونه داد ميزنه:عباس كيه؟بياد جلو ميخوام دهنشو سرويس كنم. سینا ميره جلو لاته تا ميخوره ميزنتش.جميعت ميبينن لاته داره سینارو ميتركونه ميرن جلو از دست لاته بگيرنش سیناميگه:ولش كنيد بابا.بذاريد بزنه من كه عاباس نيستم.
امیرحسین دنبال يه دختر ميكنه ، ازش جلو ميزنه.
کیان
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۴:۳۴
اين عتيقه ها رو از كجا آوردي؟!!! :3: خدايي اينا رو خوندي خنده كه هيچي ، لبخندم تونستي بزني؟!!! :3:
i.M.a.N
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۸:۲۸
اين عتيقه ها رو از كجا آوردي؟!!! :3: خدايي اينا رو خوندي خنده كه هيچي ، لبخندم تونستي بزني؟!!! :3:
کیان نزن تو ذوق بچم :3:
black_shadow
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۹:۳۸
آمریكا : ما كار خودمون رو می كنیم شما هم هرچی می خواین بگین تا خفه شین!
چین : ما كار خودمون رو می كنیم شما هم خفه شین!
روسیه : ما كار خودمون رو می كنیم اگه چیزی بگین ممكنه خفه شین!
فرانسه : ما هر كاری می كنیم تا شما خفه شین!
انگلیس : همه این كارا زیر سرماست، خفه شین!
ایران : ما هیچ کاری نمی كنیم شما هم غلط كردین!!محظ احتیاط خفه شین!
...........
کیان رو ختنه میکنن بهش میگن باید دامن بپوشی!
میگه نامردا مگه چقدرشو بریدین!!!
رضا
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۰۴
اين عتيقه ها رو از كجا آوردي؟!!! :3: خدايي اينا رو خوندي خنده كه هيچي ، لبخندم تونستي بزني؟!!! :3:
یه وبلاگ داشتم كه 2-3 سالی بود بهش سر نزده بودم.امروز بهش سر زدم اینا رو دیدم:3:گفتم بگم تجدید خاطره بشه:3:
رضا
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۰۷
کیان نزن تو ذوق بچم :3:
استغفرالله!!!
amirlefthand
چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۴۶
یه نفر با امیرحسین دست به یقه میشه.اونم بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرینش میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه.
شب عید فطر همه همشهریای امین بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری.
یه روز ایمان تو مسابقات رالی شرکت میکنه ,وسط راه مسافر سوار می کنه.
امین زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه:
آرمگاه زري همسر دکتر جاوید مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21
کامران داشته خاطره تعريف مي کرده مي گه ما سال 49 با دونفر دعوامون شد........ البته سال 49 دو نفر خيلي بود .
به رضا مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل. يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.
کیارش ميره خارج بهش ميگن: اسمت چيه ؟
ميگه: sun god between two waters gold shit dear wife
ميگن: به فارسي بگو.
ميگه: شمس الله ميان دو آبي زرگنده زنجاني.
امید تو جاده داشته رانندگي ميکرده، يهو ميبينه يه کاميون داره از روبروش مياد ، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره ، رفيقشو صدا ميکنه ميگه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين
امین خونش آتيش ميگيره ، اس ام اس ميده آتش نشاني ميگه به اين شماره اي که افتاده زنگ بزنين تا آدرسمو بدم.
از رضا مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه.
تو ولایت امید اینا حك*وم*ت نظ*ام*ي بوده، سروانه به سربازش ميگه تو اينجا نگهباني بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش تموم ميشه، تا مياد سوار ماشين بشه، صداي گلوله مياد . برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنجه! سربازه ميگه: گربان آخه اين يك آدرسي پرسيد كه تا نه شب هم پيداش نميكرد.
کیارش ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد.
امین با دوست دخترش ميرن پارك امین ميگه :عزيزم اگه اين درخت كاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟ دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت كره خر من زردآلوام نه كاج ...
کیان داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك ميخواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم.
به طرف ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شدهاند.
به امین ميگن : چي شد خانومت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ امین ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش...
ممد راديو لوژيست بوده به مريض ميگه تو عکستون يک شکستگي بزرک در دنده ي راستتون ديدم اما اصلا نگران نباشيد خودم با فتوشاپ درستش کردم.
کیارش تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد.
به رضا ميگن.....ميس كال چيه؟ميگه يه نوع مقياس وزن هست...نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران.
کیارش رو ميبرن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط میکنیم چيزي به اين بگيم.
amin_michael5
چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۵۷
تو چرا گیر دادی به زن من؟؟؟؟؟؟؟:3:
ببین حالا میتونی دستی دستی بچه های ما رو بی مادر كنی؟؟؟؟؟:3:
amirlefthand
چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸, ۲۱:۰۶
تو چرا گیر دادی به زن من؟؟؟؟؟؟؟:3:
ببین حالا میتونی دستی دستی بچه های ما رو بی مادر كنی؟؟؟؟؟:3:
من با زن تو چکار دارم:icon_angel:
amin_michael5
چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸, ۲۱:۱۰
من با زن تو چکار دارم:icon_angel:
یه بار که زنم رو میکشی رو سنگ قبرش آدرس مینویسی :3:
یه بار که خودم با تیر میزنمش:3:
یه بارم که با دوست دخترم رفتم بیرون درخت افتاد رو سرش :3:
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.