توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جوك هتریكی
amirzelzeleh
پنجشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۸, ۰۷:۵۸
امیرحسین دنبال يه دختر ميكنه ، ازش جلو ميزنه.
محض احتیاط... این امیرحسین من که نیستم؟:biggrin:
این محض احتیاط هم جریان داره ها!
یه توریست میاد تهران رضا رو می بینه میپرسه:
Excuse me, what time is it please?
رضا جواب میده: والا ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی محض احتیاط فلون فلون همه کس و کارت:p
رضا
پنجشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۸, ۰۸:۲۲
محض احتیاط... این امیرحسین من که نیستم؟:biggrin:
این محض احتیاط هم جریان داره ها!
یه توریست میاد تهران رضا رو می بینه میپرسه:
Excuse me, what time is it please?
رضا جواب میده: والا ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی محض احتیاط فلون فلون همه کس و کارت:p
نه این یه امیر حسین دیگه است:3:
gattus
پنجشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۸, ۱۰:۴۹
هویت کیارش مشخص شد!!:3:
کیارش ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد.
کیارش رو ميبرن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط میکنیم چيزي به اين بگيم.
gattus
پنجشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۸, ۱۰:۵۴
محض احتیاط... این امیرحسین من که نیستم؟:biggrin:
این محض احتیاط هم جریان داره ها!
یه توریست میاد تهران رضا رو می بینه میپرسه:
Excuse me, what time is it please?
رضا جواب میده: والا ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی محض احتیاط فلون فلون همه کس و کارت:p
نخیر این امیر حسین من هستم:hi:
amirlefthand
جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۴۴
اینم یه عکس از رضا که توی اینترنت پخش شده
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
کیان
جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۵۳
اینم یه عکس از رضا که توی اینترنت پخش شده
فحش نده بااااااااااا! رضا انقدر خوشگل باشه؟!!! صد سال! :3:
amirlefthand
جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸, ۲۱:۰۱
فحش نده بااااااااااا! رضا انقدر خوشگل باشه؟!!! صد سال! :3:
پس عکس مراسم عوسی کیارش رو ندیدی (فک نمیکردم سیاه پوست باشه)
SALAR
يکشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۱۴
امید گیر داده بوده صندلی عقب هواپیما بنشینه می پرسن چرا ؟
می گه : مگه نشنیدی همیشه میگن سرنشینان هواپیما کشته شدند. هیچ وقت صحبتی از بقیه مسافران نبوده
---------------------------------
از رضا می پرسن از چه فصلی خوشت میاد؟
می گه از فصل جفت گیری
---------------------------------------
یه بار امیر تلويزيون مي خره فرداش کنترلشو مي بره پس مي ده مي گه: اقا اين ماشين حسابه مهندسی توش بود به ما حروم خوري نيومده!
-----------------------------------------
بهمن ميره رستوران ميگه: غذا چي دارين؟ گارسون ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با ليمو! تركه ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با چي؟
---------------------------------------
امید و سینا يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنن . وقتي مي برنش مي بينه اتاق سقف نداره . ميگه : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟ امید و سینا مي گن : كپسول گاز كه خورد تو سرت مي فهمي
--------------------------------------
كیان واسه پسربزرگش زن می گیره، شب اول پسرکوچیکه درحجله می شینه ،بهش گفتندچرااینجا نشستی، گفت:ولک بابام گفته بعد برادربزرگت نوبت تو
--------------------------------------------------
از امین ميپرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار ميكني؟ ميگه: ميرم ميارمش
--------------------------------------------
امیرحسین ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم...امیرحسین ميگه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. امیرحسین ميگه: اي پدرسوختهها، سه تايي رفتين توالت؟
--------------------------------------------
حسین داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده كمك كمك! بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، تو چرا كمك میخوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می كنم
--------------------------------------------
یه روزبه یارو میگن چرا بچه دار نمی شید مگه ادم كه به ناموس خودش تجاوز نمیكنه ...
-----------------------------------------
هومن از کنار جن رد میشه…جن میگه بسم الله این دیگه کی بود
-------------------------------------
امین 1 پازل رو بعد دو سال حل میكنه به دوستش میگه اونم میگه فكر نمیكنی یه كم طول كشیده؟ میگه نه روش نوشته واسه 10-7 سال
----------------------------------
به امید میگن میزان تحصیلاتت چقدره؟
میگه:PHD
میگن: یعنی چی ؟
میگه یعنی:Passed Highschool with Difficulties!!!
--------------------------------------------------------------
black_shadow
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸, ۰۹:۵۴
یه کرد پولدار و باکلاس که تازه رفته انگلیس ، بچه اش رو می بره مهد کودکی تو لندن ، به مربی میگه: کمی انگلیسی یادش بده ... ،
بعد از یک ماه زن کرده میره مهد کودک سراغش رو بگیره ، بچه های لندنی داد می زنن: ممصادق دالکت حات !!!!!
(ترجمه!: محمد صادق مامانت اومد!!!:3:)
(اینم بگم اینکه گفتم کرد چون خودمم اصلیتم کرده و با جک کردی مشکلی ندارم و اصلا کلا کردا با جکایی که در موردشون میگن مشکلی ندارن!!!!)
5 فحش کیان اینا!!
1-از جلو چشام خفه شو!
2-فکر کردی فقط خودت خری؟!!!
3-صداتو واسه من داد نزن!!
4-کسی با تو زر نزد!!
5-وقتی با من صحبت میکنی دهنتو ببند!!!!
omid
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۴۸
یه بار کیان و امین میان در خونه ی امید اینا
کیان در می زنه میبینه کسی جواب نمیده
امین میگه زنگ بزن شاید درشون خرابه:3:
black_shadow
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۲۳
یه بار کیان و امین میان در خونه ی امید اینا
کیان در می زنه میبینه کسی جواب نمیده
امین میگه زنگ بزن شاید درشون خرابه:3:
البته اینجوری که در کتب و نسخ خطی قدیمی موجوده امین در زده بوده و کیان گفته زنگ بزن شاید درشون خرابه!!:3:
Sepehr
يکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۱۱
می دونستید در تابلوی ورود شهر .. .. چی نویشته ؟؟ نوشته خوش آمدید
و در تابلوی خروجی شهر چی نوشته ؟؟؟؟ نوشته :
خوشتان آمد؟ :3:
SALAR
پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۸, ۲۳:۰۷
یه روز سینا برای خرید نون بربری میره توی صف.میبینه صف خیلی شلوغه!! ولی قسمت زنان فقط 3 نفره.میره چادر سرش میكنه میاد توی قسمت زنونه!!
مبینه جلوییش خیلی تپله!!!!!!! خوشش میاد
میگه ببخشید!! میشه از شما خواستگاری كنم؟؟
طرف میگه:ضایع نكن سینا !! منم امید!!!!!
ویرایش شده توسط امید
gattus
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۳۸
امین به زنش میگه به ه دلیل دوست دارم:
دوتاشو نمیدونم
یکیشم یادم نیست:3:
------------------------------------------------------------------------------
سالار با امین میرن آمریکا تفریح روز سوم ماشین میزنه امین رو له میکنه میبرنش بیمارستان سالار به دکتر میگه:
اگر میدونی لازمه اعزامش کنیم تهران
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
دعای بچه ی کیارش:
خدایا برای اون خانم های فقیری که عکسشون توی موبایل بابام لباس بفرست[Only Registered And Activated Users Can See Links]
به کیان میگن بریم خونه خالی؟
میگه اونموقع کی درو باز میکنه؟!![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
رضا و ساسان میخوان جفت هم بخوابن تا صبح دعوا میکنن که کی وسط بخوابه[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
پیام عاشغانه امید به دوست دخترش:
جارو برقیتیم آشغال
[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
امیر میره دکتر آمپول بزنه پرستار میگه دانشجوها بیان یاد بگیرن
امیر میگه:
هوی !مگه .... ما فنی حرفه ایه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
Don M Corleone
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸, ۰۸:۵۰
نقشه جغرافيايی هدايای روز پدر در مقايسه با روز مادر
در اين نقشه تراكم نقاط هدايا با رنگ سفيد مشخص گرديده است:3:
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
black_shadow
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۱۳
مشترک گرامی، حرکت زشت و ناپسند شما را در حمام دیدیم!
نكن این كارارو!
هیچکس تنها نیست
همراه اول.
Special Pegasus
جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸, ۱۶:۵۳
نباید دنبال سه چیز دوید 1- اتوبوس 2- مترو 3- دختر چون هر كدوم برن 10 دقیقه بعد یكی دیگه میاد قیمتاشم زیاد تفاوت نداره تازه دخترا به بیماری افاد هی كاذب دچارن نباید كاری كرد كه عود كنه
Don M Corleone
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۰۹:۲۶
خصوصیات اصفهانی ها
جواب هيچ سوالي را نميدهند و در جواب سوال شما آنها هم سوال ميپرسند!
مثل1 (وقتي ميخواهيد سوار تاکسي شويد:) :
شما: آقا کجا ميريد؟
راننده: شوما کوجا ميخَين برين؟
شما: دروازه تهران
راننده: در بستي؟
(در اينجا اگر بگيد نه راننده ديگه جوابتون رو نميدهد اما اگر بگيد بله) :
راننده: بيُين بالا
شما: چقدر ميشه
راننده: چندي ميخَي بدي؟
شما: ... تومن
مستقلا از مبلغ شما جواب راننده اينه: کَمِس دادا !
مثال2 (وقتي از دوستتون آدرس ميپرسيد) :
شما: خياط خوب سراغ داري؟
دوستتون: چيچي ميخَي بيدوزي؟
شما: کت و شلوار
دوستتون: پارچه داري؟
شما: بله
دوستتون: پارچِت خُبِس؟
شما: بله
دوستتون: چه رنگيِس؟
شما: چه فرقي ميکنه؟
دوستتون: فرق ميکونِد دادا! فرق ميکونِد
شما: خب، سورمهاي
دوستتون: مبارکِس، خَبِريِه؟
شما: نه بابا، بالاخره خياط سراغ داري يا نه؟
دوستتون: اگه خبري نيس کتا شلواري سورمِي ميخَي چيکار؟
(و آخرش هم جوابتون را نميدهد! )
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۰۹:۳۷
خصوصیات اصفهانی ها
جواب هيچ سوالي را نميدهند و در جواب سوال شما آنها هم سوال ميپرسند!
مثل1 (وقتي ميخواهيد سوار تاکسي شويد:) :
شما: آقا کجا ميريد؟
راننده: شوما کوجا ميخَين برين؟
شما: دروازه تهران
راننده: در بستي؟
(در اينجا اگر بگيد نه راننده ديگه جوابتون رو نميدهد اما اگر بگيد بله) :
راننده: بيُين بالا
شما: چقدر ميشه
راننده: چندي ميخَي بدي؟
شما: ... تومن
مستقلا از مبلغ شما جواب راننده اينه: کَمِس دادا !
مثال2 (وقتي از دوستتون آدرس ميپرسيد) :
شما: خياط خوب سراغ داري؟
دوستتون: چيچي ميخَي بيدوزي؟
شما: کت و شلوار
دوستتون: پارچه داري؟
شما: بله
دوستتون: پارچِت خُبِس؟
شما: بله
دوستتون: چه رنگيِس؟
شما: چه فرقي ميکنه؟
دوستتون: فرق ميکونِد دادا! فرق ميکونِد
شما: خب، سورمهاي
دوستتون: مبارکِس، خَبِريِه؟
شما: نه بابا، بالاخره خياط سراغ داري يا نه؟
دوستتون: اگه خبري نيس کتا شلواري سورمِي ميخَي چيکار؟
(و آخرش هم جوابتون را نميدهد! )
من اینا رو تو 17 ماه از سربازی که اصفهان بودم کاملا و عمیقا درک کردم!!!
gattus
شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۳:۵۸
مدرسه = فیلم
نمره 10: میخواهم زنده بمانم
نماینده کلاس: پلیس جوان
رئیس آموزش پرورش: پدرسالار
کیف: محموله مهم
امتحان فیزیک: ملاقات با مرگ
روزی که معلم نمی یاید: ماجراهای باورنکردنی
مدرسه دولتی: بینوایان
معلم پرورشی: مهر پدری
بابای مدرسه: مردی از جنس بلور
روزهای تعطیل: روز فرشته
شاگرد اول: لوک خوش شانس
دانش آموز مردودی: بر باد رفته
کلاس خصوصی: جیب برها به بهشت نمی روند
مدرسه ی غیرانتفاعی: به خاطره یه مشت دلار
سالن امتحان: پایگاه جهنمی
نمره بیست: پرنده کوچک خوشبختی
زنگ هنر: رنگ خدا
زنگ ورزش: دختری با کفش های کتانی
برنامه ی صبحگاهی: خواب و بیدار
زنگ خونه: دیوانه ای از قفس پرید
گروه سرود: آواز قو
دفتر مدرسه: سگ کشی
آب خوری مدرسه: عطش
مشاور مدرسه: با من بمان
معاون و مدیر:قرمز
در دفتر مدرسه: خط قرمز
زنگ تفریح: پر پرواز
کلاس زبان: کیف انگلیسی
کتابخانه: در پناه تو
زنگ ریاضی: عشق + 2
i.M.a.N
شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۴:۳۵
با توجه به مرگ کرم رضایی و بنفشه خواه و ملک مطیعی و حمیده خیرآبادی و رئیس جمهور لهستان و یارانش و... از جناب حضرت عزرائیل خواهشمندیم سال کار مضاعف را جدی نگیرن
black_shadow
سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۳:۳۷
به رضا میگن 2+2 به توان 2 ضربدر 2 چند میشه ؟
بیهوش میشه!!:3:
.............
ساسان 20 سال شبانه روز دعا می کرده بچه دار شه یه شب خدا میاد تو خوابش میگه بزمجه!!عوض این همه دعا برو زن بگیر!!!:3:
.............
به امیرحسین می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه؟ میگه: کام هیر.
میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه؟ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر!
............
امیر کارخونه سفیدآب سازی باز میکنن واسه اینکه فروششون زیاد بشه وسط سفیدآب ها مغز گردو میزارن!!:3:
............
به هومن میگن سوره توحید رو تفسیر کن میگه: فکر کنم گفل (قفل) رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نیاورده، کفره احدو درآورده:3:
black_shadow
يکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵:۱۱
ساسان میره خرش رو بفروشه خسته میشه یه چرتی میزنه وقتی بیدار میشه میبینه خره داره پول میشمره!!!:3:
...............
به امید میگن : سگتون بچه مارو گاز گرفته . امید میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره دوما سگ ما بسته است سوما ما اصلا سگ نداریم !:3:
...............
امیرحسین رو میخواستن اعدام کنن میگن آخرین حرفت چیه ؟؟ میگه لعنت بر پدر و مادر کسی که بزنه زیر چهارپایه!!!:3:
…………
سینا آلزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری؟ میگه : خیلی خوبه از وقتی مریض شدم هر روز با ادمای جدیدی آشنا می شم!:3:
…………
اس ام اس عاشقانه دوست دختر کیان به کیان:
اگه یه پروانه اومد نشست رو شونت ، حتما بکشش!
اون بی سلیقه همون بهتر که بمیره!!!:3:
رضا
يکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵:۲۶
کیا اینایی که گفتی از موزه دزدیدی؟!:3:ماله قرن چندم هستن اینا؟:3:
black_shadow
يکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۷:۴۳
والا یادمه زمانی که هیتلر گروهبان بود بعدازظهرا میشستیم با هم این جکها رو میگفتیم!
میدونم قدیمیه(بعضیاشم خیلی قدیمیه!!)اینارو گفتم که این تاپیک بیاد بالا.
قدیما این تاپیک همیشه جزو ده تای اول بود.
gattus
دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۹:۳۳
التماس کیارش به عابر بانک:
به جان خودم جان خودت پولو نخواستم فقط گواهینامم رو پس بده:3:
-------
سربرگ انشای امین:
یه نام خدایی که هرچه میکشیم از اوست:3::3:
--------
نصیحت امید به پسرش:
پسرم هرگز ازدواج نکن به پسرت هم بگو ازدواج نکنه:3:
----
یه بنده خدایی تو خواب یه کاری کرد:3:صبح از خواب بلند شد به مادر بچه هاش گفت خانم دیشب خواب دیدم یه ماشین خریدیم،مادربچه ها گفت:
اتفاقا برای منم یه بوق زدی[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------
gattus
جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۴۲
كيارش ميره حموم آب قطع ميشه ، مياد بيرون ميگه: امسال هم قسمت نشد.:3:
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _
مردم كيارشستان:3: اعتراض میکنن این چه الفباءیه که به ن میگن نون اما به ک میگن کاف؟:3:
_ _ _ _ _ _
كيارش نوار مداحى گوش ميداده
ميزنه آخرش ببينه شام چى ميدن!:3:
_ _ _ _
به كيارش ميگن بيانقش يوسف بازی كن ميگه:ميام،اما نميتونم رو حرف زليخاحرف بزنم:3:
gattus
جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹, ۰۰:۵۲
کیارش رو میذارنش کلاس زبان. یه روز بعد از کلاس میره ساندویچی میبینه نوشته هات داگ.
میگه بزار یه سگ داغ بخورم.
خلاصه طرف براش میاره.
میگه اوه اوه ببین از سگه کجاش به ما رسید:3::3:
--------------
امید داشت آب جوش میریخته توی باغچه!
بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای کاشتم:3:
--------------------
یه روز یه نفر یه ۲۵ تومنی روزه زمین میبینه . دولا میشه برش داره ، یه دفه یه بادی از جانب جنوب میاد:3:. میگه : نگاه کن ، برا ۲۵ تومنی هم دزدگیر گذاشتن ..! :3:
----------------
به امین زنگ میزنن میگن بابا شدی
میگه:به زنم نگید میخوام غافل گیرش کنم:3:
----------------------
به رضا اتوبوس میدن و میگن: ببرش پارک کن.
غضنفر هم صندلی های اتوبوس رو میکنه و برمیداره
و بجاش درخت میکاره.:3:
----------------------------------
امیر داشته هلو میخورده به هسته ی وسطش که میرسه میگه ایول گردو هم داره:3:
----------------------------
ساسان خرش میمیره .دوستهاش برای مسخره کردنش میرن تسلیت میگن.
ساسان برمیگرده میگه ای بابا فکر نمیکردم خرم اینهمه فامیل داشته باشه:3:
---------------------
کیان میره کولر بخره، یارو میگه: کولر آبی میخوای؟
میگه: فرقی نمیکنه، قرمز بده:3:
-----------------
معتاده میره دستشویی ، میزنه آفتابه رو لتو پار می کنه !
بهش می گن : چرا آفتابه رو این جوری کردی ؟ می گه : برام ژست گرفته بود!!!:3:
-----------------
سالار میره توالت، تا میاد بشینه یهو یک آروغ اساسی میزنه… پا میشه، میگه: باز برعکس نشستم:3::3::3:
---------------------
faraz36
جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹, ۰۳:۰۹
غضنفر پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
غضنفر کلی درس میخونه قاضی میشه یه پرونده میذارن جلوش میگن حکم چیه؟ میگه: خشت!
یه روز یه بادمجان میره جلوی اینه میگه: سیاه نرمه نرمه!:3:
به غضنفر مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟ مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
omid
جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۴۶
جوک مورد دار نذارید:3:
رضا
شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۴۶
امید بچه اش ۲۰ می گیره ، میزنه تو سر بچه اش
میگه : با ۱۰ هم قبول می شدی ،
مجبور بودی این همه خودکار مصرف کنی ؟ :3::3:
ساسان به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟ باباهه میگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نمیشه برو
خشم سینا از خدا:حالا که ابر میفرستی بارون نمیاد منم وضو میگیرم نماز نمیخونم!
هومن با یه خر داشته فوتبال بازی میکرده میان بهش میگن بابا این چه کاریه مگه آدم با خر فوتبال بازی میکنه ؟ هومن میگه اونقدرها هم خر نیست 2 هیچ جلو ست:3:
. آخرین فتوی جهت مسافرینی که قصد سفر به قزوین را دارند.احتیاط واجب بر این است که نماز را در شهر قزوین شکسته نخوانید بلکه نشسته بخوانید
به کیارش یه بمب میدن میگن برو بذار یه جای شلوغ
میره میذاره عروسی داداشش:3:
کیان بچش میره بالای دیوار میگه یعقوب بیا پائین میفتی مریض میشی....:3::3:
کیارش نماز كه میخونده، موقع قنوت دستاش رو هم میذاشته، بهش میگن چرا اینجوری میكنی؟میگه: میخوام از حفظ بخونم
امیر حسین ادعای بیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه امیرحسین میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! امیرحسین میگه: ایلده ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد! :3::3::3:
رضا
شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۰۳
کیان میره جبهه بهش میگن اونجا چیکار میکردی؟ میگه زرشک پاک میکردم!!!
بهش میگن خوب پس اونجا اشپز بودی؟
میگه : نه ، روی تابلوهایی که نوشته بود کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
زیرشون نوشته بودند زرشک ما اون زرشکارو رو پاک می کردیم!!!!:3::3::3:
به امید میگن سخت ترین کاری که تو عمرت کردی چی بوده؟
میگه پر کردن نمکدون
میگن چرا؟
جواب میده: آخه سوراخاش خیلی ریزه ..:3:
ازغضنفرمیپرسن اون کدوم حیوونیه که پاچه میگیره؟
میگه: بابام، واسه صبحونه:3:
کیارش موقع مرگش بچه هاشو جمع میکنه بهشون یه چوب میده میگه بشکنید ،میشکنن .
بعد چندتا چوب میده میگه بشکنید میشکنن .
بعد یه دسته بیل میده میگه بشکنید میشکنن .
بعد ۱۰ تا دسته بیل میده میگه بشکنید میشکنن.
مفتول میده میشکنن تیر اهن ۱۸ میده میشکنن .
میگه نفهما ،کره خر بازی درنیارین میخوام نصیحتتون کنم!!!:3::3::3:
امیرحسین میخواسته گوسفند قربونی کنه، چاقو گیر نمیاره خفش میکنه :3:
غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟
میگه نه به جاش میریم مشهد:3:
به محمدمیگن دستشویی چند بخشه? میگه دوبخش زنانه ,مردانه:3:
black_shadow
سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۴۶
کیان از روی جوب می پره، ازش فیلم می گیرن. فیلم رو روی دور آهسته می ذارن، می افته توی جوب! دور تند می ذارن، می خوره تو دیوار!:3:
رضا میره بانک چک خورد کنه، مسئول بانک ازش می پرسه چک سیباس؟ رضا میگه نه، مال گردوهای پارساله!:3:
کامران عروسی میگیره تو کارتش مینویسه:به همراه داشتن حداقل یک کودک الزامی است .:3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹, ۱۸:۲۹
اين جك نيست حادثه ي امساله كلاسمه
---------------
معلم ديني از اون معلمايي بود كه تا چيزي مي شد جمع مي كرد و مي رفت.يه دفعه گند زديم به اعصابش و گفت كه ديگه نمي اد.بعد شروع كرد به فحش دادن:3:يه دفعه گفت سي تا توله سگ تو اين كلاسن:3:من گفتم اقا ما بيست و نه نفريم با شما مي شيم سي تا:3:اومد بزنه تو گوشم جا خالي دادم زد تو گوش بغل دستيم:3:
ديگه هم نيومد كلاس:3:
faraz36
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۹, ۰۰:۵۲
از قــزوینیه می پرسن شرکت نوکیا برای کجاست. میگه قزوین!!!
می پرسن چرا؟میگه مـگه ندیدی اولش یه مرده با یه بچه دست میده:3:
به عضنفر میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چكار مي كني ؟ ميگه خب بي ادب كه نيستم منم بهش دست ميدم
عضنفر خسیس بوده موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش
غضنفر ميگن جمله بساز توش آب باشه ميگه: لوله!!!!
به غضنفر ميگن شما مي ري wc خودتو با دست راست مي شوري يا چپ ؟ مي گه : حـــــــــــــــــــمــــ ــــــــــــــــــيــــــ ــــــــد !!!!
غضنفر مي ره پمپ بنزين و بعد از اينکه باکش رو پر مي کنه، مي ره پيش حسابدار و مي گه: آقا! چقدر شد؟
يارو مي گه: 300 تومن!
غضنفر تعجب مي کنه مي پرسه: چي شد؟
بنزين فروش جواب مي ده: چيزي نشده . قيمت گازوئيل همينه:rasta2:
غضنفر ميره دکتر ميگه : آقا هيچ کي منو آدم حساب نمي کنه دکتر مي گه : نفر بعدي.
faraz36
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۰۶
غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!:3:
از غضنفر می پرسن: بلندترین برج تهرون کدومه؟ می گه: آزادیه دیگه، معلومه که !!!
دو باره می پرسن: پس برج میلاد چی؟
جواب می ده: بابا شما خبر ندارین! اگه برج آزادی لنگ هاشو ببنده، از میلاد هم بلندتره!
میدونی چراخانم ها کمترفوتبال یازی میکنند؟جون کمترپیش میاد یازده تاخانم راضی شن یه جورلباس بپوشن.:3:
gattus
جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۳۶
به کیارش میگن پسرت رکورد شکونده میگه ... خورده من که پولش رو نمیدم[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------------
به رضا می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟
میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------
کیان پیش بچه هاش باد ول میده همه بچه هاش میزنن زیر خنده .
اشک تو چشاش جمع میشه میگه
خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
---------------------------
شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی
یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه
می نویسه : یه روز یه امید:3::3:
-----------------------------------
امین پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار(با اندکی ویرایش ):3:
-------------------------------------
یه بچه گربه از مامانش می پرسه : مامان بابای من کیه ؟
میگه : نمی دونم من سرم توی سطل آشغال بود:3::3:
----------------------------------
امیرحسین میخواست نارنگی بخره ولی اسمش یادش میره به فروشنده میگه آقا لطفا دو کیلو پرتقال کم باد بدید:3:
gattus
شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹, ۱۴:۴۸
از کیارش می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟
می گه :First And Under !!! :3:3:
----------------------------------
امین با نامزدش تو پارك داشته راه مي رفته دستشو ميندازه دور گردن نامزده حرف براي گفتن نداشته ميگه مي خواي گردنتو بشكنم :3:
---------------------
رضا دست میزاره گردن آرنولد و فرانکی میگه : هیشکی زور ما سه تارو نداره ! :3:
---------------------
از ساسان میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟ میکه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست ! [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
-----------------------------
به امید مي گن تا حالا معجزه ديدي؟ مي گه : هااااا ، ديروز رفتم بانک ، در به اذن خدا باز شد [Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
--------------------------------
یه دیگ کله پاچه میذارن جلوی رضا میگن چه جوری می فهمیم کدون پاچه مال کدوم سره؟ میگه: کف یه پاچه رو قلقلک میدیم ببینیم کدوم سر می خنده!!:3:
--------------
سینا جونش به لبش میرسه، تُف میكنه میمیره :3:
misagh
شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۵۶
به رضا ميگن بچت حشيش ميكشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و رضا بهش ميگه اصغر حشيش ميكشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ رضا ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت :3:
-------------------------------
امیر حسین ميره كلاس غيرت
يكي تو خيابون به خانومش تنه ميزنه
امیر حسین ميگه مگه خودت خواهر مادر نداري؟ يالا ماچش كن از دلش در بيار :3:
-------------------------------
کیارش خواب ميبينه بزرگترين بربريه دنيا رو خورده
صبح بيدار ميشه ميبينه پتوش نيست :3:
------------------------------
شب عید فطر امید میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم !:3:
------------------------------
دوست دختر ساسان ميره رو تخت و پا.........دبالا به
ساسان گفت ميدوني اين يعني چي؟
ساسان گفت خر كه نيستم
يعني كل تخت مال توء من بايد رو زمين بخوابم :3:
-----------------------------
کتب دبستان از سال آينده محلي مي شود: تهران: بابا با 206 آمد. قم: بابا با تسبيح آمد . تبريز: بابا با بربري آمد . رشت: آن مرد رفت ، بابا آمد :3:
-----------------------------
برداشتن قدمهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك انسان ميشود :3:
-----------------------------
پسر کیان ازش ميپرسه: بابا، ماه نزديكتره يا اصفهان؟ ;کیان ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني :3:
رضا
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۰۰:۵۲
به کیان میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم، روزه که نگیرم، سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟!؟:3:
- کیارش می خواسته دور کمرشو اندازه بگیره یه خط کش میکنه تو باسنش ضربدر 3.14 می کنه!!!:3::3::3:
میثاق میخوره زمین دستش پیچ میخوره ، منتها تنبلیش میومده که بره دکتر نشونش بده خلاصه دستش یه مدت همینجوری درد میکرده تا یه روز سیاوش بهش میگه این داروخونه سر کوچه یک کامپیوتر آورده که صد تومن میگیره سر سه سوت هر مرضی رو تشخیص میده .
میثاق هم میگه : خوب دیگه صد تومن که پولی نیست بریم ببینیم چه جوریاست خلاصه میره اونجا میبینه یه دستگاه گنده گذاشتن جلوش یک شکاف داره روش نوشته لطفا اسکناس صد تومنی وارد کنیدیارو یه صد تومنی میذاره یهو یه چیز قیف مانند میاد بیرون میگه نونه ادرار!
طرف هم با خجالت قیفو پر میکنه. بعد از دو سه دقیقه تلق تولوق و بوق بوق کامپیوتره یه تیکه کاغذ میده بیرون که روش نوشته بود یکی از تاندنهای دست شما پاره شده باید یه هفته ببندینش و با هاش کار سنگین نکنید تا خوب شه .
میثاق کف میکنه که این لامصب اینهمه چیز رو چطور از ادرار آدم میفهمه؟!
خلاصه کرمش میگیره که ببینه میشه گولش زد یا نه. فرداش یه شیشه مربا ورمیداره تا نصفه توش آب شیر میریزه، بعد میده سگش توش ادرار کنه، یه دونه از آدمسای دخترشم میندازه توش ، آخر سر هم یه تریپ
(....بـــــــــــــــــــوق. ......) میزنه و به معجون اضافه میکنه بعد میره همون داروخونه معجونش رو میذاره جای نمونه ادرار. کامپیوتره یک 15 دقیقه قیژ قیژ دلنگ دولنگ میکنه بعد یه کاغذ چاپ میکنه میده بیرون که روش نوشته بوده:
آب شیرتون آهک داره باید لوله کش بیارید درستش کنه
سگت قلبش ناراحته همین روزا تموم میکنه
دخترت حاملست باید بری خِر پسر طبقه پایینی رو بگیری
در ضمن اگه بخوای همینجوری یه بند(....بــــــــــــــــــ وق.......)بزنی تاندن دستت هیچ وقت خوب نمیشه!!!:3::3::3::SugarwareZ-123:
یارو داشته با پسرش از یه دهی رد میشده پسرش ازش میپرسه :
باباجون چرا این آقاهه داره پستونای این گاوه رو میماله؟!
یارو میگه واسه این که این آقاهه میخواد این گاوو بخره میخواد مطمئن شه که مریض نیست
پسره یهو هل میکنه ، میگه: ااا... بابایی ....یعنی اکبر آقا هم میخواد.م(... بـــــــــــــــــــــــو ق...) بخره؟!!!!!!
امیرحسین به راننده تاکسی میگه آقا کریمخان میرید؟
میگه: معلومه داداش حرفا میزنیا
اگه نمیرید که میترکید!:3::3::3:
رضا
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۱۵
----------------------
نظریه فلسفی کیارش درباره روزه:انسان در این دنیا مسافری بیش نیست... و روزه بر مسافر واجب نیست!!! :3::3:
----------------
امیر حسین اسم بچش رو مي ذاره اس ام اس .مي گن اين چه اسميه ؟ مي گه : چيه از پيام که با کلاس تره:3:
----------------
-------------
سیاوش ماشینشو میبره تعميرگاه و به مكانيك میگه: میشه بوقشو درست کنی!؟
مكانيكه یه نگاهی به ماشين میکنه، بهش میگه: اينجوری كه من فهمیدم ترمزهای ماشين شما خرابه
میگه: خب واسه همینه که میخوام بوقشو درست کنم!:3::3:
---------------
کیارش را برمی داره و تلویزیون را آب پاشی می کنه ومی گه: مگه نگفتم اینجا فوتبال بازی نکنید!:3:
-------------
خوراک جگر
اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره...
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم، پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم... دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه.
به بچه ها گفتم: "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید... اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون... باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه."
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد، به برادرش سقلمه زد و گفت:
"نخور! نخور! تاپاله است!":3::3::3::3:
کیان
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۴۸
من مورد اول پست 540 رو به شدت تکذیب میکنم! :3:
اینجانب در عمر مبارک هیچ وقت سحری نخوردم! :3:
کیان
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۰۰
یه روز تو هت تریک انتخابات تیم ملی جوانان بوده ، رضا به خودش رای میده!!!!!!!!!!!! :3:
:SugarwareZ-176:
برای اطمینان از صحت این ادعا دعوت میکنم هر چه سریعتر به قسمت انتخابات در سایت هت تریک مراجعه فرمایید! :1:
رضا
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۴۴
زهر مار!:3:
وقتی نتیجه انتخابات معلومه چرا الکی رایم رو هدر بدم؟!:3:
رضا
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹, ۱۷:۳۹
به ساسان میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز! :3::3:
--------------------------
امیرحسین خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم :3:
------------------------
کیان ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. کیان ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه:3::3:
کیارش به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! کیارش ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم:3:
-------------------
میثاق داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، میثاق ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !:3:
رضا
سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۳۷
ساسان كارت عابر بانک خودشو ميندازه تو ضريح امام رضا ميگه يا امام رضا حاجتمو بده تا من رمزشو بگم:3:
--------------
رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ ... نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی:3::3:
-----------------
يه روز يه کیان تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره:3::3:
-------------------
هر کاری میکردن امین رو از زیر اوار زلزله بیرون بیارن نمیگذاشته .فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا فقط سیفونو کشیدم:3::3:
----------------------
امیرحسین داشته فیلم ...(خیلی خیلی مورد دار:3:) نگاه میکرده که یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیا ببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟؟:3::3:
--------------------------
بهترین بازی های ایرانی: ۱ دختر بازی ۲ نامزد بازی ۳ خانوم بازی ۴ دودره بازی ۵ امپول بازی ۶ زبون بازی ۷ اس ام اس بازی:3::3:
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۴۸
معلم از بچه ها پرسید: در آینده میخواهید چه کاره شوید؟امیرحسین : من میخوام ناخدا بشم. امید: من میخوام دکتر بشم. سارا: من میخوام یه مادر خوب بشم. رضا: من میخوام به من میخوام به سارا کمک کنم:3:
Linorth
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۱۴
کیارش به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! کیارش ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم:3:
مطمئني اين جوك بوده ؟:3:
رضا
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹, ۱۹:۰۰
مطمئني اين جوك بوده ؟:3:
متوجه منظورت نمیشم!یعنی چی؟!:3:
Linorth
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۵۳
متوجه منظورت نمیشم!یعنی چی؟!:3:
تو فشار نيار به خودت عزيزم :3: كيارش خودش بخونه متوجه ميشه :3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹, ۲۰:۰۱
استثنا اين بار من فهميدم!!!:3:
رضا
جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۱۵
نتیجه اخلاقی سریال فاصله ها:هرکی باباشو خیلی اذیت کنه،دوست دخترشو میک(...بوق....)ن:3::3:
S.I.A.V.A.S.H
جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۴۹
حاجی
یه بار جک خف گفتی چیزی نگفتیم:3:دوباره گفتی به رو نیاوردیم:3:یه کاری نکن پستت رو گزارش کنم:3:
رضا
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹, ۰۰:۲۳
از یه بنده خدایی میپرسن: کدوم حیوونه که صبح ها همه را برای نماز بیدار میکنه؟ میگه آقام!!!! :3::3:
black_shadow
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۰۰
اميرحسين و رضا رو داشتن اعدام ميكردن.
به اميرحسين ميگن اخرين ارزوت چيه؟ميگه ميخوام خانوادمو ببينم.
به رضا ميگن تو ارزوت چيه؟ميگه نذارين اين خانوادشو ببينه!!!:3:
gattus
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹, ۱۴:۴۵
این که حقیقت بود:3:
amirlefthand
يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹, ۱۸:۱۹
به سیاوش میگن: تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟
میگه: نماز که نخونم، روزه که نگیرم، سحری هم نخورم! بابا مگه من کافرم؟
امیر حسین روزه می گیره، ۵ دقیقه به اذان روزشو میشکنه!
میگن: چرا اینکارو کردی؟
میگه: خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمیگیرم!
به دلیل استقبال بی نظیر روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید! (هئيت روزه داران .....)
عیدفطر مبارک (رصدخانه شيراز)
به کیارش میگن: پاشو سحره
میگه: بزار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ میزنم!
رضا ماه رمضون میره خونه دوستش شب همونجا میخوابه
دوستش بهش میگه: سحر صدات کنم؟
میگه: نه همون رضا صدام کنی بهتره!
رضا
چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۴۳
یه روز غضنفربه پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه:SugarwareZ-013::lol2:
==
------------------------------------------
از وزارت کشاورزی مزاحمتون می شم...
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید!:SugarwareZ-013::lol2:
---------------------------------
آخرین فیلم در حال ساخت سینمای ایران : زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح:3::lol2:
---------------------------------
کیارش سفینه میسازه برن خورشید. بهش میگن چقدر خری ذوب میشی.
میگه فکر اونجاشم کردم، اگه طبق برنامه برم شب میرسم:SugarwareZ-013::lol2:
-------------------------------
ساسان میخواسته تو اطلاعات استخدام شه بهش میگن برای شروع یه کُد سه رقمی بهت میگیم بعدش تحت سخت ترین شکنجه ها نباید اون عدد رو اعتراف کنی ! میگه قبوله
خلاصه بهش میگن و بعد میفرستنش توی یه اتاق و یکی یکی ناخوناشو میکشنو و اتوی داغ میذارن رو تنش و اینا لو نمیده عدده رو یه چند روز دیگه هم شکنجه ش میکنن به انواع روشها , بازم نمیگه !
خلاصه میفرستنش تو یکی ازین اتاقا که آینه و دوربین داره نگاش میکنن ببینن چیکار میکنه با خودش میبینن هی داره با مشت میکوبه تو سر خودش و میگه : اَهَ ه ه !!... چند بود این عدده؟؟!!:lol2::lol2:
رضا
چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۵۶
به سینا کار ميدن که کف اتوبان رو لاين بکشه… روز اول 20 کيلومتر رنگ ميزنه… روز دوم 10کيلومتر رو و روز سوم کمتر از يه کيلومتر… صاحب کارش بهش ميگه هوي چرا تو هر روز کمتر از ديروز کار ميکني…؟ ميگه: “من نميتونم بهتر از اين کار کنم… چون هر روز دارم از قوطي رنگ دورتر ميشم
=========================
یه روز کیارش و ساسان سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد ساسان به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. ساسان هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره کیارش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو:3::3:
================================
معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت لباش بیشت تیپش ییشت . دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال . معتاد گفت: انژباط شفر:3::3::3:
==========================
سیاوش میره مغازه میگن :آقا نوشابه خانواده دارین؟صاحب مغازه میگه:بعله. می پره : به آدم مجرد هم میدین؟!:3:
==================
یه روز کیان میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توو سرش . بهش میگه خوب مختو زدم ها !!!:3::3::3:
Special Pegasus
چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹, ۱۷:۱۰
یه روز غضنفربه پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه:sugarwarez-013::lol2:
==
------------------------------------------
از وزارت کشاورزی مزاحمتون می شم...
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید!:sugarwarez-013::lol2:
---------------------------------
آخرین فیلم در حال ساخت سینمای ایران : زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح:3::lol2:
---------------------------------
کیارش سفینه میسازه برن خورشید. بهش میگن چقدر خری ذوب میشی.
میگه فکر اونجاشم کردم، اگه طبق برنامه برم شب میرسم:sugarwarez-013::lol2:
-------------------------------
ساسان میخواسته تو اطلاعات استخدام شه بهش میگن برای شروع یه کُد سه رقمی بهت میگیم بعدش تحت سخت ترین شکنجه ها نباید اون عدد رو اعتراف کنی ! میگه قبوله
خلاصه بهش میگن و بعد میفرستنش توی یه اتاق و یکی یکی ناخوناشو میکشنو و اتوی داغ میذارن رو تنش و اینا لو نمیده عدده رو یه چند روز دیگه هم شکنجه ش میکنن به انواع روشها , بازم نمیگه !
خلاصه میفرستنش تو یکی ازین اتاقا که آینه و دوربین داره نگاش میکنن ببینن چیکار میکنه با خودش میبینن هی داره با مشت میکوبه تو سر خودش و میگه : اَهَ ه ه !!... چند بود این عدده؟؟!!:lol2::lol2:
این ساسانی که من میبینم دماغش رو بگیری عدده که هیچی شماره شناسنامه پسر عمه ی داییتم می گه.
gattus
يکشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۹, ۰۲:۲۷
کیارش چند وقتیه گیج شده که چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا؟ :3:
----------------------------------
ساسان ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل:3:
---------------------
رضا رستوران می زنه ، واسه تبلیغ جلو درش می نویسه : هزار تومن بده مثل خر بخور
-----------------------------
غضنفر از ح*ج*ل*ه میاد بیرون با پدر زنش روبرو می شه ، نمی دونه چی بگه ، هول میشه میگه دست شما درد نکنه ، چسبید ! :3:
***************************
به امید می گن دوست داری بچت پسر باشه یا دختر ؟ میگه سالم باشه .... توله سگ باشه :3:
********************
سینا دکتر مي شه، به مريضش قرص مي ده مي گه: يکي قبل از خواب بخور، يکي قبل از بيدار شدن :3:
**************************
به یارو ميگن بابات مرده ميگه نه بابا اصلا امکان نداره, ميگن والله مرده, ترکه ميگه تا حالا اصلا سابقه نداشته :3:
------------------------------
غضنفر ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، شب ح*ج*ل*ه نميره:3:
---------------------
S.I.A.V.A.S.H
يکشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۵۳
معلم کلاس اول از رضا کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ رضا میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۱:۰۹
اقا اين بهمن يه جك برام اف گذاشته!
يارو سربازی بوده برادرش نامه میده: ما برات خواستگاری رفتیم، برات زن گرفتیم، خدا بهت یه پسر داد، اسمش كامبیزه، زنت خراب بود، طلاقش دادیم. مواظب خودت باش. دیگه بدونه فكر ازدواج نكن .اینا همه تجربست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
misagh
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۰۴
misagh_alizade
آی دی من رو اد کنید ... هر شب بینهایت تا ازین جکا واستون می فرستم :3: ... من مرکز پخش جک های +18 هستم ... آی دی من رو برای دیگران هم سند تو ال کنید تا اونا هم فیز ببرن ...
بجز جک واستون عکس و والپیپر و مطلب و هزار جور چیز دیگه هم تووی روز می فرستم ...
gattus
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۱۸
پس چرا رد میکنی؟:3:
misagh
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۱۹
پس چرا رد میکنی؟:3:
داشتم می نوشتم یهو اومد .. منم داشتم space رو می زدم خودش رد شد .. اصلا اونقدر سریع اتفاق افتاد که خودمم نفهمیدم کی پی ام داده .. دوباره بفرست
gattus
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۳۴
حالا چرا اکسپت نمیکنی؟:3:
misagh
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۴۳
حالا چرا اکسپت نمیکنی؟:3:
یاهوم قاطی کرده :3:.... اصلا آن نمی شه ..
اگه می شه آی دیتون رو همینجا بزارید من خودم اد می کنمتون :3:
gattus
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۹, ۲۳:۴۷
یاهوی منم قاط زده:3:
سگ تو ضرر بیا این آیدی:
eam3ira
sasan69
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹, ۰۰:۱۹
اینم یاهوی من :
self_satisfied90
Special Pegasus
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹, ۱۷:۱۹
soheil.malicious
amin_michael5
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹, ۱۸:۲۹
دوستان گویا فراموش کردید اینجا تاپیک گفتن جک هستش نه تاپیک اعلام آی دی :3:
مدیر مربوطه بیاد این اسپم ها رو پاک کنه:1:
misagh
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹, ۱۸:۴۳
زباله ها را به موقع جلوي در بگذاريد، با رفتگرها با احترام و محبت برخورد کنيد، ماهيانه و عيدي آن ها را به موقع پرداخت کنيد... اين جا ايران است... ممکن است يکي از همين ها فردا رئيس جمهور شود.
جمعی از اهالی محل :3:
gattus
شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹, ۱۶:۲۵
از امید میپرسن اسم کوچیک جومونگ چی بود؟؟؟ میگه : افسانه...:3::3:
امید هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!:3::3:
black_shadow
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۲۷
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه ، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش میکنه.
وقتی میرسه خونه میبینه گربه هه از اون زودتر رسیده خونه!!! این کارو چند بار تکرار میکنه اما نتیجه ای نمیگیره...
یک روز گربه رو برمیداره میذاره تو ماشین بعد از گذشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و ... خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. یک ساعت بعد زنگ میزنه خونه زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میگه : اون گربه ی کره خر خونس؟
زنش میگه : آره.
مرده میگه گوشی رو بهش بده من گم شدم!!!:3:
gattus
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۴۰
این خاطره چند سال پیش برات اتفاق افتاد؟:3:
black_shadow
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۴۷
كيان داشت زار زار گریه می کرد و عر ميزد خودشو ميزد! باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت:نميدونم!هر کی که شما صلاح بدونی:3:
رضا دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته میبرده بالای ساختمون ،صاحب کارش بهش میگه: تو که فرقون داری، چرا اینا رو میگذاری رو کولت ؟! میگه: اون دفعه با فرقون بردم، چرخش پشتم رو اذیت می کرد!:3:
اميد ۲سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام!!:3:
جورج بوش: بطور حتم سه نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت.
سينا: بوش چرت میگه چون قم دوتا نقطه بیشتر نداره!
ميثاق: جفتتون ضر میزنید چون گم اصلاً نقطه نداره!:3:
wantonboy13
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۵۵
دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت . يک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد يا نه .» بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم» چند روز بعد بهمن از دنيا رفت. يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو ... خسرو گفت: کيه؟ منم، بهمن. تو بهمن نيستى، بهمن مرده! باور کن من خود بهمنم.. تو الان کجايی؟ بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم . خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو. بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمیهايمان که مردهاند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که میتوانيم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمیشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمیبيند. خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمیديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟ بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته !!
wantonboy13
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۵۷
مردي جوان در راهروي بيمارستان ايستاده، نگران و مضطرب. در انتهاي کادر در بزرگي ديده مي شود با تابلوي "اتاق عمل".چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج مي شود. مردنفسش را در سينه حبس مي کند. دکتر به سمت او مي رود. مرد با چهره اي آشفته به اونگاه مي کند...دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کرديم تا همسرتون رو نجات بديم. امابه علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون براي هميشه فلج شده. ما ناچار شديم هر دوپا رو قطع کنيم، چشم چپ رو هم تخليه کرديم... بايد تا آخر عمر ازش پرستاري کني، بالوله مخصوص بهش غذا بدي، روي تخت جابجاش کني، حمومش کني، زيرش رو تميز کني و باهاشصحبت کني... اون حتي نمي تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسيب ديده...با شنيدن صحبت هاي دکتر به تدريج بدن مرد شل مي شود، به ديوار تکيه مي دهد. سرش گيج مي رود و چشمانش سياهي مي رود.با ديدن اين عکس العمل، دکتر لبخندي مي زند و دستش را روي شانه مرد مي گذارد.دکتر: هه! شوخي کردم... زنت همون اولش مُرد !! :3:
wantonboy13
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۵۹
خوابـگاه دخــتـران ( شب )
سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)
شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟
لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!>رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم،مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره امشـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. دردبـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـوبرای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟
لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا مناونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالاچه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!
شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیمبخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکندیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره ومشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.
لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد.اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام«فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!
فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!
شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)
خوابــگاه پســران (شـب)
سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» درازکشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــولنوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان،«میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)
میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.
مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.
مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!
میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای واینیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه هایزیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــهی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شماپایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یانـه؟ کار از محکـم کاری...
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگهواسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!
در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!
رضــا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!
مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند
black_shadow
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۲:۱۰
خوابـگاه دخــتـران ( شب )
سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)
شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟
لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!>رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم،مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره امشـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. دردبـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـوبرای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟
لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا مناونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالاچه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!
شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیمبخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکندیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره ومشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.
لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد.اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام«فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!
فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!
شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)
خوابــگاه پســران (شـب)
سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» درازکشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــولنوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان،«میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)
میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.
مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.
مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!
میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای واینیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه هایزیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــهی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شماپایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یانـه؟ کار از محکـم کاری...
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگهواسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!
در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!
رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!
مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند
مردك اين جمله رو اصلاح كن!!:3:
wantonboy13
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۰۲:۱۳
مردك اين جمله رو اصلاح كن!!:3:
اوه... حواسم نبود... از قول رضا نوشته شده بود خیلی هم طبیعی به نظر میرسید !! :2:
جمله ی صحیح جایگزین شد ...
Sor3na
يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹, ۱۱:۱۱
من احساس میکنم این مطالب طنزی که گذاشتی رو تو یه پیچ فیس بوک خونده بودم قبلا !
نه به این خاطر که بخوام بگم کار اشتباهی کردی یا هر چیزیا ،خواستم ببینم اون پیج چی بود چون اسمشو یادم رفته خودم ! :d
black_shadow
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۱۰
.......
ساسان ادعای پیامبری میکنه . بهش میگن خوب معجزه ای ، چیزی بیار تا باور کنیم.
میگه خدا وکیلی همین که من پیامبر شدم خودش معجزه نیست؟!!!:3:
......
به رضا میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟
رضا میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!
......
اميرحسين و ساسان و اميد جلوي كاخ سفيد علیه آمریکا شعار میدادن و میگفتن:
خلیج فارس ایران محل دفن ریگان.
اینا رو دستگیر میکنن. به اميرحسين میگن خب تو چی میگفتی؟ یهو جوش میاره میگه: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان! میگیرن میکشنش.
به ساسان میگن تو چی میگی؟ میترسه میگه والا به خدا من فقط گفتم خلیج فارس ایران محل ماهیگیران! آزادش میکنن.
به اميد میگن تو چی میگی؟ میگه: من گفتم خلیج فارس ایران آسفالت باید گردد!:3:
.......
امير از ميثاق می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ ميثاق می گه تو بیمارستان.امير می گه: آخی! مریض بودی؟!!:3:
.......
معلم: رضا بگو ببينم به غیر از اکسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟
شاگرد : آقا اجازه، کلاغ ، مگس ، پشه،هواپيما !!!!:3:
wantonboy13
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۱۳
من احساس میکنم این مطالب طنزی که گذاشتی رو تو یه پیچ فیس بوک خونده بودم قبلا !
نه به این خاطر که بخوام بگم کار اشتباهی کردی یا هر چیزیا ،خواستم ببینم اون پیج چی بود چون اسمشو یادم رفته خودم ! :d
پیج خودم بوده احتمالا" همونو دیدی یا کسی از روش Share کرده !! :3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۰۱:۲۲
...................
Linorth
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۱۲:۵۵
..............
misagh
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۱۳:۴۸
چرا زیره اون چند تا نقطه ی اولی اون همه تشکر خورده ... اما زیره اون چنتا نقطه ی دومی اصلا تشکر نخورده ؟؟؟ :3: ... جریان چیه ؟؟؟ :3:
gattus
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۱۴:۲۵
اولی توسط مدیریت ویرایش شده:3:
بچه ها خوندن تشکر زدن :3: مدیریت دیر رسیده:3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۱۷:۳۷
چرا زیره اون چند تا نقطه ی اولی اون همه تشکر خورده ... اما زیره اون چنتا نقطه ی دومی اصلا تشکر نخورده ؟؟؟ :3: ... جریان چیه ؟؟؟ :3:
بعله:3:
چه قدر این امید نامرده یه جک گفتیم باحال بود:3:
کارت دوم:3:رو هم گرفتم
Linorth
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۲۰:۰۷
اولی توسط مدیریت ویرایش شده:3:
بچه ها خوندن تشکر زدن :3: مدیریت دیر رسیده:3:
eeeee
من فكر كردم هركي نقطه هاي قرمز بزنه بقيه تشكر ميزنن .. خواستم يه چندتا تشكر جمع كنم :3:
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹, ۲۰:۲۸
همه اخطار می گیرن یه جورایی دپرس می شن:3:من الان دو ساعته دارم به این اخطار امید می خندم:3:
بعد چند ساعت با کلی ذوق و شوق اومدم دیدم که پیام دارم
به موضوع که نگاه کردم: :3:!!!!!
Shoam Yek Ekhtar Takhalof Dar [bbtitle]Daryaft Kardid
جناب S.I.A.V.A.S.H,
شما یک اخطار تخلف در Hattrick Iran | هت تریک ایران دریافت کردید.
نوع: بی تربیت!:3:
امید خیلی باحالی:3:
black_shadow
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, ۱۳:۱۳
تفاوت اساسي مردها و زن ها
فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.!!!
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، پشگل، تانكر و اورانگوتان صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 15 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 5000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد
آينده:
يـك زن تا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيكه ازدواج نـكرده هرگز نگران آينده نخواهد بود.
حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند
گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
black_shadow
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, ۱۳:۲۸
مقايسه زنان 50 سال پيش با زنان امروزي.
صبح ساعت 5
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.
صبح ساعت 6
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تااز خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است
صبح ساعت 7
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.
صبح ساعت 11
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: زنا خيلي ميخوابنا!!!
ظهر ساعت 12
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: پرنسس تازه بيدار شدن و دارن كش ميان!
ظهر ساعت 13
قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.
ظهر ساعت 14
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV میباشد.
ظهر ساعت 15
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان میباشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
عصر ساعت 16
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباسهای خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد میکشد.
عصر ساعت 17
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
عصر ساعت 18
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را میبرد.
شب ساعت 19
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.
شب ساعت 20
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.
شب ساعت 21
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: زنا خيلي خريد ميكنن!!
شب ساعت 22
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ
روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در رستوران پيتزا ميل ميفرمايند.
شب ساعت 23 و 24
قدیم: …!!!
جدید: خيلي .......!!!!:3:
black_shadow
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, ۱۳:۳۵
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.
جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوظ به دانشجوی ترم آخری.
رییس دانشگاه
1.مردی فرهیخته و خوشتیپ
2.به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم،هیچ ذهنیتی ندارم.
یک وعده غذای سلف
1.بیفستراناگوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک
2.چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز
کارت دانشجویی
1.کارت شناسایی و هویت دانشجو
2.تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است
خوابگاه
1.محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط
2.مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش
کوئیز
1.امتحان ناگهانی استاد از دانشجو
2.لاف بزرگی که هرگز به تحقق نمی پیوندد
شب امتحان
1.شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است
2.شبی که تا صبح باید مثل ... درس خوند
جزوه خوش خط دخترها
1.بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم،من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
2.طلای کاغدی
تقلب
1.یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان
2.تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان
مشروط شدن
1.عمرا،من تو دبیرستان معدل کمتر از 18 نداشتم
2.نمک تحصیل در دانشگاه
وام دانشجویی
1.کمک هزینه برای دانشجو
2.مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته
ازدواج دانشجویی
1.حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل ذارم
2.کو؟کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟؟
حراست
1.ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
2.ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان
دانشجو
1.فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است
2.ها؟؟؟!!!!
wantonboy13
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, ۱۴:۱۸
مقايسه زنان 50 سال پيش با زنان امروزي.
صبح ساعت 5
قدیم: …!!!
جدید: خيلي .......!!!!:3:
باز خدا رو شکر یه سری سنت ها رو هنوز فراموش نکردن !! :SugarwareZ-161:
gattus
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, ۱۵:۱۱
فقط سنت های خوب باقی میمونه:3:
S.I.A.V.A.S.H
شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۹, ۰۴:۰۲
اقا اون پست بالایی رو من الکی ندادم:3:
مدیر محترمی که پست ها رو پاک می کنی!!!
لااقل پست های مرتبط دیگه رو هم پاک کن:3:اخه کسی که پستش پاک نشده یکم دیوونه به نظر می اد:3:
S.I.A.V.A.S.H
پنجشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۹, ۲۰:۲۱
به گزارش ایرنا : غضنفری که به قصد خودکشی سرش را روی ریل قطار گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت:3:
black_shadow
جمعه ۲۶ شهريور ۱۳۸۹, ۱۴:۳۴
به رضا میگن: تاحالا آبجو خوردی؟ میگه: جدا جدا خوردم ولی باهم نه!
به کیارش:3: ميگن اه 100 ميليون بهت بدن چيكار ميكني؟
ميگه ميرم اين لهجه اي كه دارم رو عوض ميكنم
ميگن چرا؟
ميگه اخه تو زبون اذري 200 مدل ك داريم!
1-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم همون ك تلفظ ميشه مثل كارتن!
2-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم خ تلفظ ميشه مثل تيراختور!
3-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم ح تلفظ ميشه مثل علي احبر!!
4-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم چ تلفظ ميشه مثل چچ!!(كيك!) مثل بانچ!
5-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم ش تلفظ ميشه مثل فيزيش!!
6-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم ق تلفظ ميشه مثل قوپون!
7-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم گ تلفظ ميشه مثل دگمه!
8-يه ك داريم كه وقتي مينويسيم اصلا كلا تلفظ نميشه!!! دوحدور(دكتر!)
9-يه ك هم داريم كه كلا نه نوشته ميشه و نه تلفظ ميشه!
omid
يکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۹, ۲۲:۲۲
پیغام های خصوصی رو قرار ندهید.
black_shadow
دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹, ۰۶:۴۳
پیغام های خصوصی رو قرار ندهید.
اميد فتوا صادر كرد!!!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۹, ۲۰:۴۹
زلزله در نقاط مختلف دنیا
ونزوئلا:
زلزله میآید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن ها حدود دو میلیون خانه ی پیش ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه ی لاهیجان و کنسرو ارسال می کند. قرار می شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به آن ها بدهند یا دولت خودش به زور یک لقمه از غذای ملت بزند و به آن ها بدهد. رئیس جمهور ونزوئلا هم لبخند می زند و با اوباما دست می دهد!
اسپانیا:
زلزله می آید. هیچ کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی شود و فقط چند تا گاو به خیابان می آیند. مردم پارچه ی قرمز نشان می دهند و برای تفریح می دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می کنند!
افغانستان:
زلزله می آید. سیصد هزار نفر کشته می شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان های افغانستان را بمباران می کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن لادن را در این درگیری ها از بین می برند. بعد از چهار ساعت پس لرزه ی فسقلی دیگری می آید و بن لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می گیرد!
ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می کنند. یک دستگاه هم درست می کنند که جو را تبدیل به آب جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!
امارات:
زلزله می آید. نیمی از کشور نابود می شود. دور ساختمان های مخروبه نوار زرد می کشند و آن ها را به مکان توریستی تبدیل می کنند. ایرانی ها از این مکان ها دیدن می کنند و اماراتی ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می کنند!
فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می شوند. حمل و نقل عمومی مختل می شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می شود و دیگر نمی آید!
آمریکا:
زلزله می آید. هیچ کس کشته و زخمی نمی شود اما دو نفر و نصفی بی خانمان می شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می کند و سیاست های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می گیرد! وزیر خارجه ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می کند و دوباره افغانستان را بمباران می کنند!
فلسطین:
زلزله می آید. کسی خانه ندارد تا بی خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می شوند. قطعنامه ای توسط تمام کشورهای جهان با امضای ایران صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می گیرد!
سوئیس:
زلزله می آید. دسته ی عینک چهار نفر از ساکنان می شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته جمعی استعفا می دهند!
کلمبیا:
زلزله می آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می شوند. درگیری مسلحانه رخ می دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می کشد. بعد به خودش هم مظنون می شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می کند!
هند:
زلزله می آید. تمام خانه ها خراب می شود. مردم آواره ی کوچه و خیابان می شوند و از گرسنگی در آستانه ی مرگ قرار می گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می کنند!
ایران:
زلزله می آید. شصت هزار نفر کشته و زخمی می شوند. آمار آسیب دیدگان زلزله در این دولت با آمار دولت های قبلی مقایسه و از عدم افزایش آن به عنوان یکی از مفاخر دولت یاد می شود. مخالفان دولت هم به شدت سرکوب میشوند ... در نهایت تمام ماجرای زلزله و سرکوب تکذیب میشود، ابطحی به فریب خورده بودن خود اعتراف می کند و ریشتر را هم رمز آشوب می داند!!!
S.I.A.V.A.S.H
شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۹, ۲۳:۳۸
معلم دینی گفت 5 دقیق استراحت
منم این جک رو گفتم :
سه تا موش ابادانی واسه هم لاف میومدن.اولی میگه من رو فنر تله موش طناب بازی می کنم:3:دومی میگه مرگه موش مکمل غذایی منه:3:سومی یهو گوشیش زنگ می زنه می گه الان می ام اون دو تا بهش می گن کجا؟؟؟میگه بچه ها یه گربه بلند کردن داریم می ریم خونه .....:3:
اینو گفتم کلاس ترکید معلم یه نگاه بد کرد
من پر رو این یکی رو گفتم :
تلبیغ غضنفرا : خمیر دندون پونه چشم رو نمی سوزونه:3:
این که گفتم کلاس دوباره رفت رو هوا:3:
معلم هم گفت بیا وسط کلاس ببینم چی می گی؟؟؟:3:منم گفتم هیچی اقا.یهو بچه ها نامردی کردن گفتن دروغ می گه جک می گه:3:
معلم گفت یا جک رو بگو و برو بیرون یا برو بیرون:3:
shahriar230
پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۹, ۰۵:۲۶
یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه تیم ما کی قهرمان می شه؟
پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه می کنه، می گه والا من بیشتر از
صد سال نمی تونم پیشگویی کنم !!!
wantonboy13
پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۹, ۲۳:۱۳
میدونین چرا بعد از خطبه ی عقد دهن دوماد عسل میذارن ؟!
چون طعم گ...ی که خورده رو عوض کنه !!
S.I.A.V.A.S.H
يکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹, ۱۹:۲۳
هر کسی علاوه بر کودک درون یک کرم درون هم دارد ،امان از روزی که این دو همبازی هم شوند :3:
S.I.A.V.A.S.H
يکشنبه ۱۹ دي ۱۳۸۹, ۰۱:۵۰
اگه نیم ساعت برق تو امریکا بره ژاپن می تونه به امریکا برسه ولی اگه تو ایران نیم ساعت برق بره براحتی می توانیم کشور چین را به زانو در اوریم :3:
رضا
جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹, ۰۱:۲۰
امین و امید رو می برن جهنم بعد ۶ ماه میان بیرون. بهشون میگن اونجا چه جور بود؟ میگه به سختی آتش رو خاموش کردیم!:3::3:
---------------------------------------------------
به کیارش میگن شیعه هستی یا سنی ؟ میگه به حضرت عباس ما عشایریم.:lol:
--------------------------------------------------
غضنفر شب دوم بعد از عروسیش زنشو میکشه ازش میپرسن: چرا زنتو کشتی؟ میگه چون دختر نبود میگن چرا شب اول نکشتیش؟ میگه اخه شب اول بود. !:SugarwareZ-150:
------------------------------------------------
از غضنفر می پرسن ارتحال چی؟ میگه نمی دونم هر چیه از اسهال بدتره چون بابام گرفت مرد !:3::3:
رضا
جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹, ۰۱:۲۹
فراز میاد تهران ، تو ترافیک گیر میکنه
میگه : ها ماشالا !
به این میگن عروسی !:3:
S.I.A.V.A.S.H
شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۹, ۲۳:۴۷
خبر فوری
غضنفرهای غیور توانستند در کوه های غضنفرستان میگ میگ را به دام بیندازند:3:
intermilan.f.c
يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۲۶
گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول در میزنه میگه درو باز کنید منم مادرتون!!
خرسه درو باز میکنه میگه : تو پدر ما رو در آوردی اونا 10 ساله از اینجا رفتن
---------------------------------------------------------------------
دوست عزیز تو جک هاتون از کلمات رکیک استفاده نکنید.
amirlefthand
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹, ۲۳:۱۳
امیرحسین پسرش بعد از عید فطر به دنیا میاد اسمش رو میذاره پسفطرت...:SugarwareZ-011:
************************************************** ***************
به رضاميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه...!:SugarwareZ-011:
************************************************** ****************
امید با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه:
اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با نیسان ميومدم...:3:
************************************************** ************
امین ميره «استريپ شو»،
بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه:
پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نميرسه ميله رو كج كنه...! :3:
************************************************** *********
کیارش از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد
ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و کیارش حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب کیارش به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!:SugarwareZ-011:
'Mohammad
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹, ۲۳:۳۴
یه روز رضا سرطان میگیره میره مرقد امام خمینی شفا بگیره :3: سیاوش میاد میگه واسه چی اومدی اینجا ؟ رضا میگه سرطان دارم :3: سیاوش میگه واسه سرطان باید بری مشهد :3: اینجا در حد سر درد و این چیزاس :3:
S.I.A.V.A.S.H
يکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۳۰
به رضا می گن تا حالا گول خوردی؟؟؟میگه ادم که گول نمی خوره،گول ادمو می خوره :3:
----------------------------------------
یه بار محمد امید رو سوار ماشینش می کنه که بترسونش.شروع می کنه با گاز دادن.130-150-170 بین هر بار هم مهمد به امید می گه خودت رو خیس کردی؟؟؟امید هم هی می گه نه
بعد امید محمد رو می بره سواره پیکانش می کنه شروع می کنه به گاز دادن.120-140-160 امید هم هی می گه خودت رو خیس کردی و محمد می گه نه
امید دیگه پاش رو می زاره رو گاز و می چسبونش 180.محمد پیشه خودش می گه بزار الکی بگم خودم رو خیس کردم تا این بی خیال بشه.داره پدر ماشین رو در می اره.الکی می گه من خودم رو خیس کردم.امید می گه بر..ینی خودت هم فایده نداره.ترمز ماشین بریده:3:
------------------------------------------------
از امیرحسین میپرسن شیشه چطوری درست میشه؟ میگه: واجبی میزارن روی پشم شیشه، پشماش میریزه شیشه میمونه!!!!
------------------------------------
مشکلی نداشت چرا پاکش کردی؟؟؟؟:3:
---------------------------------
به امین میگن یه پیامبر نام ببر که با حیوانات صحبت میکرد . میگه : حضرت تارزان.:3:
--------------------------------
سالار با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیسها رسیدن چی کار کنیم؟ سالار میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.
----------------------------------------
تو مهمونی برف شادی می زنن غضنفر ها کاپشن می پوشن گضنفر ها سرما می خورن:3:
amin_michael5
چهارشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۰, ۰۲:۲۳
از غضنفر می پرسن از چه فصلی خوشت میاد....میگه از فصل جفتگیری :3::3:
blue man
چهارشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۰۵
خیلی باحالید شماا
کلی خندیدم:SugarwareZ-013:
یه جک هم من بگم
از یه شناگر میپرسن ورزشتو از کجا شروع کردی میگه مثل همه از زمینای خاکی
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.