توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : M_Jeneral
Don M Corleone
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸, ۲۲:۴۲
....!:spiteful:
ارسال در این تاپیک ممنوع است
Don M Corleone
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸, ۲۳:۰۳
محمد رضا:
ليگ دسته سه مثل اسپاگتي است!
----------------------------
پس از پيروزي در اولين بازي:
م-ر: هنوز چيزي در دستمان نيست
سرمربي استقلال گفت: درست است كه پيروز شده ايم؛ اما چيزي در دستمان نيست!!
----------------------------
محمد رضا دراجلاس شوراي هتريكيون سازمان كنفرانس بندينيون در جزاير سليمان:
هتريك ايران خواستار اتخاذ مواضع جديتر از سوي تيمهاي اين ليگ در قبال رژيم بندينيون است!!!
----------------------------
م - ر: آذرپناه ديگر به ايران نميآيد!
----------------------------
تلاش ليگ برتري ها براي تماس با بازيكنان استقلال !
----------------------------
پس از شكست در اولين بازي!
اميد: سقوط نمي كنيم، مطمئنم!!!
Don M Corleone
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸, ۲۳:۲۲
اختصاصي از تاپيك ميم - ژنرال/ با حضور روساي تيمهاي استقلال و برق سپاسي
قرارداد خط لوله صلح تا ساعتي ديگر امضا ميشود (بنا بر اين گزارش قرار است برق سپاسي لوله شود!)
----------------------------
انتشار ویدئوی جنجال برانگیز كيان و دختر خووان (يوهان) (اين يك داستان قديمي است) در فیس بوک!!
----------------------------
سوسانو در هتريك!
ظاهرا علاقه به سریال های شرقی در میان افرادی که از نخبگان جامعه به شمار می روند شدید است تا جائیکه در هتريك ايران هم صحبت از سریال "افسانه جومونگ" شده است.
یکی از روئساي هتريكي در تالار هاي متفرقه هتريك درباره این سریال صحبت می کرده و حتی خطاب به چندي از روئساي بيكار هتريك، از وی پرسیده است شما دیشب سریال جومونگ را دیدید؟ خوب چي شد!؟
Don M Corleone
يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸, ۱۴:۳۳
زندگی خلاصه ای از چهار خال است تک خال دل که نشان از عشق دارد تک خال پیک که نشانگر هوس ،تک خال خشت که نشانه ی ثروت ، و تک خال خاج که بیانگر بخت و اقبال است ... تا حکم چه باشد و در دست تو کدام !!! ... تا حاکم چه کس باشد محکوم کدام ... که به سان حکم زندگی دچار گردشش گردند و پایانش را فرجامی بر عمری دویدن در راستای قرارش برگزینند ... از تبار خاک آریایی به گفتار آریا روایت کردم فریاد خونخواهی دو منتقم از قمار بازان نسل کش زندگی را ... رسم انتقام به شرط خون از دو هم نسل ... دو همسو و همدرد را ... آنگاه که هردو دست از قرار کشیدند و فرار از اجبار زندگی را با خون خود به تنها پریدن از پرتگاه استبداد ترجیح دادند و هردو خواندند حدیث هم گفتار فراری به قدرت پرتاب رو به پایین از صخره ی بلند استبداد را ... در آن آیینه هر یک به تنهایی ... زخم خورده ی از غریب و آشنا ... بریده از تنفس انفاس کثیف حاکمان نیرنگ و ریا ... به بالای قله ی بلندی صعود کردند آماده ی پرش رو به پایین گشتند ... در آغاز پرواز به تفکر اعمال عمل رهایی افتاد و قصد بر سقوط نمود ... در آن معلق بودن در زمین و هوا دستانش به دستان سعیدی که خود محکوم به خود کشی گشته بود قفل گردید ... سعید خود شتابان برای مرگ طعمه گشته بود ولی با گرفتن دستان پرواز گویی شعله ای به قلبش زبانه زد ... زبانه آتشی که هیچگاه با ادعای آن همه تجربه ، تجربه اش نکرده بود ... پرواز زخم خورده از شتاب ضربات پی در پی حاکم پیک باز بر مرگ اسرار میورزید و اسرار سعید در قصد صبوری در حادثه او را به بالا کشاند ... هر دو گریان بودند و هراسان ... استرس نفس هایشان هنوز در گوشم مانده است ... راه اشک روی گونه هایشان و دست آلوده به گناهشان ... اندکی دست بر دست هم نهادند و آرامشی از خلوت آن شب شوم گرفتند ... سرگذشت خود بازگو کردند و چهره به چهره ی یکدیگر نمایاندند ... لایه ی حاصل از گرد و غبار بر صورتشان نقش بسته بود و رنگ خون زخمهای صورتشان را کدر کرده بود ...در آن مهتاب شبتاب نور لاجوردی ماه اثری عمیق بر سینه ی سعید گماشت و گویی یافت عشقی را که عمری در جستجویش بود و دست پرواز را به دستانش به گرمای عاشقانه ای فشرد ... اورا عشقش خواند و مسمم گشت بر یاریش در نابودی حاکمان ... یک تغییر هدف برای رقم زدن بر تقدیری نو ... تقدیری در وصف انتقامی خونین از حاکمان زبر دست قمار زندگی ... انتقامی اهورایی از اهریمنان زمانه ... کمر بر خنجر خشم بستند و راهی گشتند به راه سرنوشت ... هرچه باداباد ... چنین فریاد زدند بر بلندای آسمان ... حکم لازم باید کرد !!!
Don M Corleone
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۲۶
J.Coulon: انتظار داشتم به اردوي تيم ملي جوانان كشورم دعوت شوم!
ستاره 19 ساله بلژيكي دارنده اسكيل 15 و نابترين استعداد حال حاضر كشور بلژيك گفت: حضور من در رقابتهاي انتخابي جام جهاني با هماهنگي کادر فني قبلي تيم ملي كشورم قطعي بود، به همين دليل حداقل انتظار داشتم در مقطع كنوني به اردوي تيم ملي (با سرمربي جديد) دعوت شوم.
Jannik Coulon در گفت و گو با خبرنگار باشگاه استقلال تاکيد کرد: در حين مبارزه در رقابتهاي جام حذفي از ناحيه دست دچار مصدوميت شدم، اين آسيب ديدگي در حالي اتفاق افتاد که داشتم به عشق تيم ملي کشورم بازي ميكردم! پس مطلوب بود کادر فني تيم ملي نيز در اين رابطه با من با تسامح و تساهل رفتار مي کرد.
وي ادامه داد: با مساعدت حاج اقا محمد رضا در طي 24 ساعت از بند اين آسيب ديدگي رها شده ام و با هماهنگي کادر فني قبلي تيم ملي کشورم براي اينکه اين مصدوميت تشديد پيدا نکند در اردوي پيش مسابقات حضور پيدا نکردم اما از اينکه به يک باره و در عين شايستگي به اردوي تيم ملي دعوت نشدم در حيرت و شگفتي هستم.
اقاي Coulon در خصوص ديگر مدعي دروازه باني تيم ملي كشورش گفت: Thibau Hillewaert بدون منطق و گزينش به مسابقات جام جهاني و دوستانه فرستاده شد، بي توجهي به قواعد و اصول دعوت به تيم ملي صدمات زيادي را به پيکره هتريك بلژيك وارد مي سازد.
اين دروازه بان اهل Brussels بلژيك گفت: تمايز ايجاد شده بين Hillewaert و ساير ملي پوشان باعث شده است که ما ديگر از انگيزه لازم براي استمرار تمرينات خود برخوردار نباشيم.
وي در خاتمه خاطرنشان کرد: از کادر فني تيم ملي کشورم مي خواهم که حداقل با دعوت من به اردو ، توانمندي ها و ميزان آمادگي بدني من را مورد ارزيابي قرار دهد.
=============================
لازم به ذكر است Thibau Hillewaert در حالي به اردوي تيم ملي كشورش به عنوان دروازه بان دوم دعوت شده است كه با سن 19 سال و 36 روز ، جداي از اينكه 9 روز از اقاي Jannik Coulon بزرگتر است ، تازه به اسكيل 14 دست يافته است و اين در حالي است كه اقاي Jannik Coulon علي رغم سن كمتر به اسكيل 15 نائل گرديده است ... اما مربي فعلي تيم ملي بلژيك قدرت تدافعي دروازه بان ناشايستش (Thibau Hillewaert) را برتر و عامل دعوت نكردن از Jannik Coulon مي داند !!!!!
Don M Corleone
يکشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۴۷
پيرو فلسفه وجودي اين بخش در انجمن يك خاطره براتون تعريف كنم !
جاتون خالي ديروز شب (!) بيكار بوديم و به چه كار كنم چه كار كنم افتاديم تا اينكه دو تا لوگوي ويندوز دور كله مون تاب خورد كه چي ويندوز رو عوض كنيم ... اولش خيلي اميدوار نبوديم ... كلا من خيلي از ويندوز عوض كردن خوشم نمياد ... براي همين وقتي شنيدم ويستا سه صوت نصب ميشه خيلي حال كردم ولي بعد كه شنيدم مشكلات عديده اي داره ضد حال شد ... ولي در كل تعويض ويندوز براي من چيز هيجان انگيزي نيست و بيشتر دلم ميخواد بخوابم ! ولي خوب پيرو مسائلي كه اخيرا رخ داد مجبور به انجام طاقت فرساترين مسئله كامپيوتري شديم !
زديم كارارو انجام داديم سيستم ري استارت شد كه بياد مراحل نصب رو انجام بده يهو صفحه دوم گير كرد كه اقا بيا NTLDR is missing (ان تي ال دي ار مفقود شده!) اقا بابات خوب ننت خوب تو اين غروبي حالا NTLDR از كجا واست پيدا كنم !! (ان تي ال دي ار مثل دلستر ما ادما واسه ويندوز ميمونه !! :3:) يكم گوشه كنارو گشتيم نبود كه نبود ! مجبور شديم دمب شيطونو گره بزنيم تا بياره سرجاش بزاره ... دو ديقه نگذشت كه NTLDR پيدا شد ! جاتون خالي يه عروسي گرفتيم ... خلاصه همه چيزو نصب كرديم اينور اونور شد ساعت 9 ... كي شروع كرديم؟ 7 ! كه علتش اسكني بود كه مجبور بودم قبل از استفاده از هارد ازش بگيرم تا اگر موردي بود در دم كشته بشه! كه اقا نزد نزد يهو زد ست اپ فوتوشاپ فارسيمو تركوند ! بابا داييت خوب عموت خوب با اين چه كار داري ! اين بود جواب اونهمه دم (دمب:3: شيطون گره زدنا!) خلاصه يه ضد حال ديگه هم خورديم ! حالا به خيال خودمون كارا رديف شده و همه چيز درسته مي بينيم سرعت كم شده ! گير ميكنه و ارور ميده ... از اين قرتي بازيا ! قبل از هر چيز يه فاتحه به روح سازنده ويندوز MRT فرستاديم كه دمت المنت عجب ويندوزي بود ... فقط دريغش اين بود كه با يكسري برنامه ها سازگار نبود وگرنه به لحاظ كار گرافيكي و سرعت چيز مشتي بود !
بعد از فاتحه خوندن به روف اموات جناب MRT شد ساعت 10 همچين يهويي متوجه تم بيريخت و زاغارت ويندوز شديم ! كه اقا اون تيم ساده و هندسي 98 شرف داشت به اين تم ضايع اكس پي انصافا ! رفتيم دنبال تم تو مايكروسافت كه همچين خدماتي ارائه نميشد ! چند جا ديگه رو گشتيم عجب چيزايي پيدا كرديم از تم ويندوز 7 گرفته تا جون ادميزاد موجود بود ! همشم تو يه پك 12 مگي جا داده بود ولي عجب تماييا خلاصه از اينهمه يه 5-6 تاييش چشم مارو گرفت و دم به ديقه داريم تم عوض ميكنيم ... الانم يه تم ابي اسماني بي نظير چشممو گرفته ! يه بكگراند افكتوريته ابي رنگ باحال هم از قديم از تو فايل پاور پوينت كش رفته بوديم و خيلي هوايي شده بوديم از اون استفاده كنيم ولي چون با ويندوز mrt بيشتر از تم مشكلي براق استفاده ميكردم اصلا چيز خوبي در نميومد و ناهمگون بود و مجبور بودم از والپيپر هاي مشكي استفاده كنم كه الحق چيز توپي هم ميشد ! كلا عشق مشكيمون بدك نيست !
خلاصه اينو زديم چيز باحالي در اومده ...
ولي همچنان سرعت پايين بود ... سي دي ويندوز MRT رو گذاشتيم ... نرم افزار يوتيليتي و فونتاش رو نصب كرديم ... اصلا يه اش عجيبي شد ! سرعت واقعا رفت بالا و كارهاي گرافيكي MRT هم نصب شد و به همه بخشها سرايت كرد ... اضافه كنيد تم ها رو ! يه اش رشته توپ با ابقوره ! :3: جاتون خالي خيلي ملس شده !
يه فاتحه ديگه هم نثار روف مرده هاي MRT كرديم تا بلكم به يمن اين حركت در بهشت يه حالي با اهالي حوري جماعت بنمايند ... انشاالله !
Don M Corleone
دوشنبه ۲۲ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۲۷
nt being spammed, do not publish your personal e-mail address on public sites. nt که spammed ، don't شخصی شما یا آدرس ایمیل در سایتهای عمومی منتشر نشده.
Test Your System تست سیستم شما
Check for vulnerabilities of your computer system to remote attacks برای بررسی آسیب پذیری سیستم کامپیوتر خود را به حملات از راه دور
We have scanned your system for open ports and for ports visible to others on the Internet. در حال حاضر سیستم شما برای پورت های باز اسکن و برای پورت های قابل مشاهده برای دیگران در اینترنت. As a rule an open port means your computer is vulnerable to attacks by crackers. به عنوان یک حکومت به معنی باز کردن یک پورت کامپیوتر خود را به حملات توسط crackers آسیب پذیر شده است. They gain access to your computer and its files through these open ports. آنها بدست آوردن دسترسی به کامپیوتر شما و فایل های خود را از طریق این پورت های باز.
Safe امن
Safe! امن!
Trojan horse check چک اسب تروا
The test scanned your system to find signs of a Trojan. آزمون اسکن سیستم خود را برای پیدا کردن نشانه هایی از یک تروجان. If a Trojan horse is on your computer a cracker can access your system's files and your personal data. اگر یک اسب تروا است که بر روی کامپیوتر خود یک ترقه می توانید فایل های سیستم شما و دسترسی به اطلاعات شخصی شما.
Safe امن
Safe! امن!
There is no evidence of a Trojan horse on your system. هیچ مدرکی از یک اسب تروا را روی سیستم شما وجود دارد.
Recommendation: توصیه :
The absence of a Trojan horse on your system does not mean this problem cannot happen, of course. فقدان یک اسب تروا را روی سیستم خود را به آن معنا نیست این مشکل نمی تواند رخ می دهد ، البته. Anti-virus and/or anti-Trojan software should be installed and used on your system. ضد ویروس و / یا نرم افزار ضد تروجان باید نصب و استفاده بر روی سیستم شما. Anti-trojans to consider are: The Cleaner, PestPatrol or Tauscan. ضد تروجان را در نظر گرفته شده است : جارو ، PestPatrol یا Tauscan.
If you already use this type of software on your system, its virus definitions (virus database) should regularly be updated. اگر شما در حال حاضر استفاده از این نوع از نرم افزار بر روی سیستم خود ، از تعاریف ویروس آن (ویروس بانک اطلاعاتی) به طور منظم باید به روز شود.
Browser privacy check مرورگر چک حریم خصوصی
The test checked if your web browser reveals any private information while you visit Web sites. آزمون بررسی اگر از مرورگر وب شما را نشان میدهد هر گونه اطلاعات خصوصی شما را در حالی که بازدید سایت های وب. Usually such information is: the last site visited, your locale and who your Internet Service Provider is. معمولا در چنین اطلاعاتی است که : به سایت آخرین بازدید ، locale شما و شما را که در اینترنت ارائه دهنده خدمات می باشد.
Danger! خطر!
Danger! خطر!
While visiting web sites your browser reveals private information about you and your computer. در حالی که بازدید از وب سایت ، مرورگر شما را نشان میدهد اطلاعات خصوصی در مورد شما و کامپیوتر شما. It sends information about previous sites you have visited. این ویژگی اطلاعات مربوط به سایت های قبلی شما بازدید. It may also save special cookies on your hard drive that have the purpose of directing advertising or finding out your habits while web surfing. همچنین این کوکی ها ممکن است ویژه در دیسک سخت خود را که هدف از کارگردانی تبلیغاتی و یا پیدا کردن عادات خود را در حالی که گشت و گذار وب ذخیره کنید.
Recommendation: توصیه :
We advise you to get personal firewall software. توصیه ما به شما برای دریافت نرم افزار فایروال شخصی. If you already have a firewall program adjust it to block the distribution of such information. اگر شما در حال حاضر یک برنامه فایروال تنظیم آن را به توزیع چنین اطلاعاتی را به را مسدود کند.
To compare your results to results of other users click on "Overall Stats". به مقایسه نتایج خود را به نتایج کلیک کنید دیگر کاربران بر روی "آمار کلی".
Don M Corleone
دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۳۲
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
600 قالب صفحه بندي
130 افكت و فيلتر
700 نوع ماسك
100 نوع فريم متفاوت
400 استيل مختلف
80 آبجکت متنوع و دیدنی
220 پس زمينه
Wooooo...ow
=====
اين نرم افزار 2.5 گيگي كه به واسطه حجمش و كاراييش يه جورايي غول هم محسوب ميشه براي افكت دادن روي عكس و يك كلام خوشگل كردن عكسه !:3: و گفته ميشه ورژن قديميش 200 هزار تومن تو بازار تهران معامله ميشه ! و تو عكاسي ها كاربرد داره !
حالا شما تصور كنيد اين ورژنش چه قيمتي ميتونه داشته باشه ! :3:
اينو فعلا اينجا ميذارم واسه خودم تا بعدا اگر گيگ اضافي اووردم دانش كنم ! چيز رديفيه!
اگرم كسي در بضاعتشه اينو دان كنه بريزه تو دي وي دي و واسه بروبچ از جمله خودم پست كنه ! :3: هزينه پستش با خودمون ! :3:
=========
ميتونيد دانش كنيد و ببريد عكاسي ها زير قيمت بفروشيد ! :3:
Don M Corleone
جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۰
خب ظاهرا هيچ كس خوشش نيومد ! ولي منخوشم اومده و در اين لحظه فقط 400 مگ ديگه تا وصال معشوق فوق فاصله دارم !
ديروز ما در تاريخ 8-5-1388 : رفتم بدم كافي نت برام دان كنه بهم ميگه هر مگ 100 ريال ! منم خوش خوشانم شد كه اوه اوه چقدر ارزون ! بعد 5 ثانيه كه با خودم فكر كردم (قدرت سي پي يوم رو دارين جون داداش :3:) فهميدم بي پدر داره منو ميپيچيونه و قيمت هر گيگ ميشه 10 هزار تومن بنابر اين براي اين فايل 26 هزار تومن ناقابل بايد پياده شيم ! يكم كل كل كرديم رسونديم به گيگي 5 تومن ! :3: ولي 12 هزار تومن براي من خيلي زور داشت ! مخصوصا وقتي گفت 10 تا پي سي دارم و خيلي زود بهت ميدم ! بعد 5 ثانيه باز دوزاريم افتاد كه اين 10 تا پي سي يعني هر پيسي اگر 2 تا فايلو دان كنه با اون سرعت 20 تا فايل ميشود 1 ساعت و 6 فايل هم نيم ساعت يعني سر جمع براي 1 ساعت و نيم 12 هزار ميخواد حال اينكه قيمت اين 2.5 گيگ در گرانترين حالت 4 هزار تومنه ! (هر گيگ 1500 گرانترين مي باشد !)
در هر صورت من پيچاندمش و جاهاي ديگه رو گشتم و كمترين هزينه اي كه گفته شد 6 هزار براي يك گيگ بود كه با كلكل ديگري هر گيگ را به 4500 رساندم ولي باز هم ديدم 10 - 11 تومن پياده ميشيم ! بعد از 5 ثانيه به اين نتيجه رسيدم كه خوب چه كاريه از اكانت خودم بزنم ارزشش بيشتره ! :3:
--------
خلاصه ببينم چيز خوبيه و بتونم باهاش كار كنم يه چندتا كار واستون ميذارم هركي مشتري بود من حاضرم براش بفرستم ! :3:
Don M Corleone
يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸, ۲۲:۵۹
در مورد نرم افزار بگم كه چيز عجيبيه ! 2 گيگ و نيم حجم دانلودشه ولي وقتي باز ميشه غريب به 7 گيگ فضا ميگيره !
ولي چيزاي باحالي داره ! من انتي ويروس G Data گرفته بودم زد فوتوشاپو پاك كرد و امروز رفتم از فايل ش دوباره اينستال كنم ديدم فايل اينستال و بقيه رو هم پاك كرده خاك برسر ! فايل هاي اينستال و بقيه اش رو چون مال قديم بود و تو سي دي كپي رايتي ، براي اينكه پاك نشن ريخته بودم تو پي سي كه اينم وفا نكرد و در يك ويروس كشي عظيم كه هفته قبل انجام شده بود ظاهرا خيلي چيزا رو پاك كرده ... !
اين يعني اينكه فردا پس فردا ته توشو در ميارم ببينم چيه اين !
Don M Corleone
يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸, ۲۳:۲۳
خب امروز هم استقلال تونست در فاصله سه هفته مانده به اخر قهرمان بشه ! البته ميدونم مي دونم كه خسته نباشه واقعا !
موفقيت براي استقلال اين فصل قهرماني در ليگ سه نبود كه حضور مقتدرانه در جام حذفي بود تا حداقل براي 8 تيم نهايي شانس ميداشت! ولي يه خريت احمقانه از سوي دوطرف بازي ، ناكامي حاصل اين فصل استقلال در هتريك شد !
فعلا هم، تيم اول دسته سه اي ها هستم ! و اگر در سه هفته اتي هم مشكلي پيش نياد احتمال زياد به جاي گلكسي ميرم دسته 2 گروه سه ! حالي به هولي ! :3:
Don M Corleone
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۲۵
امروز و درواقع همين چند دقيقه پيش عجيب جستم از يك واقعه ! عجيب !
ماجرا از اين قرار بود كه با ماشين رفتم تا در مغازه امانتي رو بگيرم بيام ! موقعي كه به سر كوچه رسيدم چون كوچه هاي طرف ما شرايط خاصي دارنو همگي با يك عرض 2 متري شروع ميشن و بعد از طي 5 متر به پهناي 6-7 متري كوچه ميرسيد و اين پهنا تا انتها ادامه داره و همه كوچه هاي سمت ما به همين شكل هستن و از بد حادثه هم سر همين كوچه يك تير چراغ برق كارگذاشتن و بقيه مخلفات !
خلاصه به سر كوچه كه رسيدم (كوچه از طرف من سمت چپ بود يعني طرف راننده ) با سرعت تقريبا 40 تا پيچيدم به سمت ورودي ، تير چراغ هم سمت راست ورودي كوچه هست با همه اين توضيحات با سرعت پيچيدم كه يه لحظه ديدم امانتي كه سمت راست يا همون شاگرد شوفر بود داره چپ ميشه !با دست راستم رفتم امانتي رو بگيرم ديدم دارم ميرم تو ستون !!!!!!!!! واي خداي من ... نميدونم خودم فرمونو پيچوندم يا پاي كس ديگه اي در ميون بود ! ستونو كه رد كردم ترمزو گرفتم در فاصله 10 سانتي با ديوار سمت راننده ، ماشينو نگه داشتم ! چون ماشين گرد شد به سمت چپ !
(فِر ،هم شد :3:)
هرچي بود خلاصه گذشت ! به خير هم گذشت ! خفن هم گذشت ! هركي فرمونو پيچوند و ماشينو نگه داشت دمش گرم ! واي هر لحظه كه تجسم ميكنم حس بدي بهم دست ميده ! حس ترك رانندگي !
===
ما يك فاميل چشم شوري داريم كه ديشب جلوي مغازه با اهل عيال اومده بودن و خودش از سر بيكاري مدام از ماشين و اين نوع خاص تعريف و تمجيد ميكرد (پرشيا)! همون ديشب 200 تمون صدقه داديم يه اسپند هم دود كرديم جليز ووليزي ميكردا بيا و ببين !
امروز شايد همون نگه داشت يا چيز ديگه اي يا خودم يا هرچي كه بود و دخيل بود و نبود ، خلاصه گذشت و خوب هم گذشت !
===
فعلا تا يك هفته رانندگي تعطيل ! :3:
Don M Corleone
يکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸, ۰۹:۵۳
خوب براي امروز يه مطلب سلامت پزشكي براتون دارم !
چيزي كه همتون دوستش داريد :3: فلفل قرمز!
من از اون دسته ادمهاي خاصي هستم كه از 5-6 سالگي بنا به تجويز پزشك ، فلفل قرمز به رژيم قضايي ام اضافه شد :3: و الان در 24 سالگي تقريبا غذاي بدون فلفل نميتونم بخورم ! :3: و جالبه بدونيد چون اين عادت لذت بخش رو نتونستم يا نخواستم كه ترك بدم در هر جمع و مهماني وقتي درخواست فلفل ميكنم و وقتي اطرافيان بعد از 5 ثانيه سرخي غذاي روبروي منو ميبينن با چشماني گرد شده ميگويند : Wooow!!!!!!!!!! بعدشم همه (:beaute:) ميگويند نخور پسر براي قلبت ضرر داره ... !!!!!!! سيستم اعصابت رو بهم ميريزه ! خداي من تو چه جوري زنده هستي !!!؟ :3:
اين كلمات و جملات رو تا جايي كه يادم مياد هميشه شنيدم و از تحصيل كردش بگو تا معتقدش به جادو جمبل !!(خنگ ترين افراد جامعه منظورمه:3:)
من هم بعد از مدتي وقتي ديدم توصيه هاي پزشكي سلامت من به خورد اين انسانها نميره و همه متفق القول به يك موضوع اشاره ميكنند ديگر ميزنم بر طبل بي عاري و عشق و صفايي ميكنم بيا و ببين:tongue:!
...و امروز هوس كردم در مورد اين هوس ناك ترين چيز دنيا براتون مطلب بذارم ! باشد كه اغفال شونده اي آزاد گردد ! :yu:
=====
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
خواص فلفل قرمز
نتايج يك تحقيق كوچك نشان ميدهد مصرف فلفل قرمز ميتواند به حفظ سلامت قلب و برخورداري از خوابي راحت در طول شب كمك كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از سيدني ، پژوهشگران دانشگاه تاسمانيا استراليا مدت ۱۸ماه به بررسي فوايد بالقوه فلفل قرمز در 10 داوطلب پرداختند.
برخي از اين افراد روزانه 15 گرم فلفل قرمز مصرف كردند و ديگران مصرفي نداشتند . دومينيك گراگتي استاديار دانشكده علوم حيات اين دانشگاه نتايج بدست آمده را دلگرمكننده توصيف كرد.
وي ميگويد مصرف فلفل قرمز كيفيت خواب را بهبود ميبخشد و بر سلامت قلب و عروق تاثير زيادي دارد. فلفل قرمز يك ماده طبيعي است كه ميتوان در مقادير اندك هر روز مورد استفاده قرار داد و به حفظ سلامت قلب و عروق نيز كمك كرد.
خواص فلفل قرمز
نحوه مصرف
چون فلفل برای قلب خیلی مفید است، اضافه کردن مرتب ان به غذا یا مصرف کپسول آن می تواند از بیماری قلبی پیشگیری کند. هر چند فلفل یک چاشنی محسوب می شود، اما این ماده واقعاً به هضم بدن کمک می کند و برای اغلب زخم ها تحریک آور نیست. این ماده حتی در میزان مصرف پایین نیز قوی است، لذا بهتر است که بیشتر از مقداری با غذا میل می کنید از این ماده استفاده نکنید.
کرم یا پودر فلفل به عنوان نوعی مسکن می تواند در تسکین درد دندان، زونا، آرتریت، پسوریازیس و سایر انواع دردهای مزمن مفید باشد، هر چند ممکن است مصرف این ماده سبب سوزش یا خارش نسبی گردد، اما این عارضه به زودی از بین می رود. چون فلفل ابتدا با تحریک و سپس کاهش شدت سیگنالهای درد در بدن مؤثر واقع میشود، لذا ممکن است درد کمی شدت پیدا کند، سپس باید ظرف چند روز اول مصرف، این اثر تا حد زیادی از بین برود.
کرم کپساسین به عنوان یک مسکن موضعی (وقتی که روی پوست مصرف میشود)، (حاوی 0.075 - 0.025 درصد کپساسین) را مستقیماً می توان روی نقطه آسیب دیده روزی چهار بار مالید (عناوین تجاری این ماده عبارت است از Axsain, Zostrix و Capzasin-P).
به منظور بهبود هضم و پیشگیری از بیماری قلبی، می توان کپسولهای کپساسین (30 تا 120 میلی گرم روزی سه بار) را مصرف کرد. می توانید با اضافه کردن 1.4 تا 1.2 قاشق چایخوری پودر کپساسین به یک لیوان آب جوش (دم کرده) این ماده را نیز تهیه و سپس میل کنید.
منبع: iranmania.com
---------------------------------------------------
فلفل
فلفل كه به فلفل قرمز نيز معروف است، براي اولين بار از سوي سرخپوستان "كاراييب" به خارج آمريكا معرف شد. از آن زمان به بعد شهرت اين گياه فراگير شده است، و به عنوان يك چاشني مهم به ويژه در طبخ "كاجون و كرول" و در كازينوهاي جنوب شرق آسيا، چين، جنوب ايتاليا و مكزيك
محسوب ميشود. "كپساسين" ماده اي در فلفل است كه سبب گرم بودن اين گياه ميشود. هر چند كه فلفل گياهي گرم است، اما كپساسين موجود در آن در واقع سبب كاهش درجه حرارت بدن ميشود كه يكي از دلايل اصلي تمايل مردم مناطق آب و هوايي گرم به مصرف زياد فلفل محسوب ميشود.
اين ماده همچنين به بسياري از خواص درماني فلفل كمك مي كند تا سيستم قلبي - عروقي را تحريك، سيستم هاضمه را تقويت، درد موجود روي پوست يا مفاصل بدن را تسكين بخشد، و به مثابه "داروي ضد احتقاق و ضد باكتري" عمل مي كند.
فلفل ميزان كلسترول خون را پايين مي آورد. كه اين امر باعث پايين آمدن فشارخون ميشود. اين گياه همچنين از انعقاد خون در رگهاي خوني جلوگيري مي كند، اين خواص فلفل به پيشگيري از بيماريهاي قلبي نظير آرترواسكلروز (سخت شدن رگها) كمك مي كند.
هر چند فلفل سبب سوزش زبان ميشود، اما اين گياه واقعاً مسكني قوي است. اين گياه ابتدا سبب تحريك درد ميشود، اما سپس شدت علايم درد را در بدن كاهش مي دهد. اين حالت، آنرا براي افرادي كه از درد مزمن رنج مي برند به طرز خاصي مؤثر كرده است چون چندين روز طول مي كشد كه نتايج قابل توجه آن معلوم گردد.
آنهايي كه از زونا، درد ناشي از ديابت، درد پس از برداشتن پستان (ماستكتومي) و ساير دردهاي پس از عمل جراحي رنج مي برند، مي توانند به ويژه از چندين نوع فلفل يا انواع "كرمهاي كپساسين" كه قابل دسترسي است، بهره ببرند.
كپساسين موجود درفلفل نه تنها درد آرتروز و آرتريت روماتيسمي را تسكين مي دهد، بلكه به كاهش ميزان ورم ناشي از اين حالات وقتي كه به عنوان پماد موضعي مورد استفاده قرار گيرد، كمك مي كند.
فلفل با تحريك توليد مايعات هاضمه در معده و نابودي باكتريهايي كه مي توانند عامل عفونت باشند، قدرت هضم را تقويت مي كند. خاصيت ضد باكتري فلفل همچنين از اسهال ناشي از عفونت جلوگيري مي كند.
اين گياه به عنوان داروي ضد احتقان، سبب رقيق و نازك شدن خلط و خارج شدن آن از ريه ها ميشود. از آنجا كه اين گياه بافت ريه را تقويت مي كند، در نتيجه براي آنهايي كه مبتلا به آمفيزم هستند نيز مفيد است.
معرفي گياه
فلفل گياهي است كه در آب و هواي نيمه گرمسيري و گرمسيري مي رويد. ميوه آن در پوششهاي غلافي بلند كه به موازات رسيدن رنگ قرمز، نارنجي يا زرد به خود مي گيرد، مي رويد. ميوه اين گياه به صورت خام، پخته شده، خشك يا در قالب چاشني پودري در صنايع غذايي و دارويي، مصرف ميشود.
تركيبات گياه
تحقيقات نشان داده است كه اسيد بيرنگ كپساسين به عنوان فعالترين عنصر موجود در فلفل، سبب كاهش ميزان كلسترول خون و كاهش شدت سيگنالهاي درد در بدن ميشود. اين ماده همچنين خاصيت ضد اكسيدي (كه سلولهاي شما ار از آسيب ديدن محافظت مي كند) و ضد باكتري دارد.
اشكال موجود
فلفل را مي توان با خوردن فلفل قرمز خام يا پخته شده مصرف كرد. پودر فلفل قرمز خشك نيز موجود است كه مي توان آنرا به غذا اضافه كرد، در مايعات، چاي يا شير مخلوط كرد يا كپسول آنرا مصرف كرد. شكل كرم آن نيز براي استعمال موضعي موجود است .
نحوه مصرف
چون فلفل براي قلب خيلي مفيد است، اضافه كردن مرتب ان به غذا يا مصرف كپسول آن مي تواند از بيماري قلبي پيشگيري كند. هر چند فلفل يك چاشني محسوب مي شود، اما اين ماده واقعاً به هضم بدن كمك مي كند و براي اغلب زخم ها تحريك آور نيست. اين ماده حتي در ميزان مصرف پايين نيز قوي است، لذا بهتر است كه بيشتر از مقداري با غذا ميل مي كنيد از اين ماده استفاده نكنيد.
كرم يا پودر فلفل به عنوان نوعي مسكن مي تواند در تسكين درد دندان، زونا، آرتريت، پسوريازيس و ساير انواع دردهاي مزمن مفيد باشد، هر چند ممكن است مصرف اين ماده سبب سوزش يا خارش نسبي گردد، اما اين عارضه به زودي از بين مي رود. چون فلفل ابتدا با تحريك و سپس كاهش شدت سيگنالهاي درد در بدن مؤثر واقع ميشود، لذا ممكن است درد كمي شدت پيدا كند، سپس بايد ظرف چند روز اول مصرف، اين اثر تا حد زيادي از بين برود.
کرم كپساسين به عنوان يك مسكن موضعي (وقتي كه روي پوست مصرف ميشود)، (حاوي 0.075 - 0.025 درصد كپساسين) را مستقيماً مي توان روي نقطه آسيب ديده روزي چهار بار ماليد (عناوين تجاري اين ماده عبارت است از Axsain, Zostrix و Capzasin-P).
به منظور بهبود هضم و پيشگيري از بيماري قلبي، مي توان كپسولهاي كپساسين (30 تا 120 ميلي گرم روزي سه بار) را مصرف كرد. مي توانيد با اضافه كردن 1.4 تا 1.2 قاشق چايخوري پودر كپساسين به يك ليوان آب جوش (دم كرده) اين ماده را نيز تهيه و سپس ميل كنيد.
----------------------------------------------------
خواص مفيد فلفل ها
درباره ي فلفلي که هر روز براي چاشني زدن به غذاهايتان استفاده مي کنيد، تا چه اندازه آگاهي داريد؟ اين دسته از سبزي ها از فلفل سبز دلمه اي گرفته تا فلفل تند قرمز،همگي در يک گروه غذايي جاي مي گيرند و تقريباً داراي يک سري از خواص مفيد براي بدن هستند.
جالب است بدانيد که هفت هزار سال قبل از ميلاد مسيح، در آمريکاي جنوبي و مرکزي از اين سبزي به عنوان چاشني در غذاها استفاده مي شد و با سفر کريستف کلمب به اين مناطق، اين سبزي به کشورهاي اروپايي، سپس به سراسر دنيا معرفي شده است.
جالب ترين مطلب درباره ي اين گياه آن است که اين ماده ي غذايي يکي از منابع ويتامين C و کاروتن ها محسوب مي شود.
فلفل در طب سنتي
بد نيست بدانيد که اين دسته از سبزي ها از قديم مورد توجه گياه شناسان غربي بوده اند. آنها معتقد بوده اند که از اين گياهان مي توان براي افزايش جريان خون، تحريک سيستم عصبي، افزايش اشتها و رهايي از سوءهاضمه استفاده کرد. حتي بسياري از گياه شناسان چيني توصيه کرده اند که خانم ها براي رهايي از دردهاي ناشي از دوره قاعدگي بهتر است از اين سبزي ها در اين دوران استفاده کنند. آنها در اصطلاح مي گويند اين دسته از خانم ها بهتر است در اين دوران از بشقاب هاي داغ استفاده کنند.
شما فقط فلفل را همين فلفل قرمز تند مي دانيد؟ از خواص فلفل هاي ديگر چه شنيده ايد؟ ابتدا بايد بگوييم که فلفل ها عبارتند از فلفل قرمز که تند است، فلفل سبز که يا به شکل فلفل دلمه اي يا به شکل معمولي است.
بايد بگوييم فلفل هاي دلمه اي نيز به صورت سبز، نارنجي،زرد و قرمز عرضه مي شوند که اصلا تند نيستند و ما اغلب آنها را با غذا يا در سالاد استفاده مي کنيم. فلفلي که به فلفل قرمز نيز معروف است، براي اولين بار از سوي سرخپوستان "کاراييب" به خارج آمريکا معرفي شد. از آن زمان به بعد شهرت اين گياه فراگير شده و به عنوان يک چاشني مهم به ويژه در طبخ "کاجون و کرول" و در رستوران هاي جنوب شرق آسيا، چين، جنوب ايتاليا و مکزيک محسوب مي شود.
کپساسين(capsicin) معروف
به نظر شما علت تندي فلفل از چيست؟
"کپساسين"(capsicin) ماده اي در فلفل است که سبب گرم بودن اين گياه مي شود. هر چند که فلفل گياهي گرم است، اما کپساسين موجود در آن سبب کاهش درجه حرارت بدن شده که يکي از دلايل اصلي تمايل مردم مناطق آب هوايي گرم به مصرف زياد فلفل محسوب مي شود.
تحقيقات نشان داده است که کپساسين به عنوان فعال ترين عنصر موجود در فلفل ، سبب کاهش ميزان کلسترول خون و کاهش شدت سيگنال هاي درد در بدن مي شود. اين ماده همچنين خاصيت آنتي اکسيداني (که سلول هاي شما را از آسيب هاي راديکالهاي آزاد محافظت مي کند) و ضد باکتريايي نيز دارد.
اين ماده به بسياري از خواص درماني فلفل کمک مي کند و سيستم قلبي عروقي را تحريک، سيستم هاضمه را تقويت، درد موجود روي پوست يا مفاصل بدن را تسکين بخشيده و براي مثانه به عنوان داروي ضد احتقان و ضد باکتري عمل کند.
فلفل ميزان کلسترول خون را پايين مي آورد که اين امر باعث کاهش فشار خون نيز مي شود. اين گياه همچنين از انعقاد خون در رگ ها جلوگيري مي کند، اين خواص فلفل به پيشگيري از بيماري هاي قلبي نظير آرترواسکلروز(سخت شدن رگ ها) کمک فراواني مي نند.
هر چند فلفل سبب سوزش زبان مي شود، اما اين گياه واقعاً مسکني قوي است. اين گياه ابتدا سبب تحريک درد مي شود، اما بعد از مدتي شدت علايم درد را در بدن کاهش مي دهد.
کپساسين موجود در فلفل نه تنها درد آرتروز و آرتريت روماتوئيد را تسکين مي دهد، بلکه هنگام استفاده به شکل موضعي، ميزان ورم ناشي از اين بيماري ها را کاهش مي دهد.
فلفل با تحريک ترشح آنزيم هاي گوارشي در معده و نابودي باکتري هايي که مي توانند عامل عفونت باشند، قدرت هضم را تقويت مي کند.
خاصيت ضد باکتري فلفل، همچنين از اسهال ناشي از عفونت جلوگيري مي کند.
اين گياه به عنوان داروي ضد احتقان سبب رقيق و نازک شدن خلط و خارج شدن آن از ريه ها مي شد. از آنجا که اين گياه بافت ريه را تقويت مي کند، در نتيجه براي بيماران مبتلا به آمفيزم(بيماري اتساع و بزرگ شدن ريه ها) نيز مفيد است.
سارا حسنلو
---------------------------------------------------
زردچوبه
زردچوبه از قدیم به عنوان هضم کننده غذا و صفرا ور مصرف می شده است
خواص زردچوبه
از اثرات مهم زردچوبه اثر صفرآوری و تحریک ترشح پانکراس آن را می توان نام برد تحقیقات بر روی اسانس زردچوبه نشان داده است که دارای اثر صفرا آور و حل و دفع سنگ مثانه می باشد کورکومین مهم ترین ماده موثر زردچوبه دارای خواص ضد سموم کبد ضد ورم ، ضد سرطان و ضد عفونت است.
از اثرات دیگر کورکومین که به تازکی تائید شده است، خواص ضد موتاژن ، ضد ایدز اکسیلان آن می باشد. زردچوبه خاصیت ضد سم ماررادارا است و قادر به خنثی کردن بسیاری از سموم مارهاست.
زردچوبه گرفتگی و انسداد صدا را باز می کند و برای تمیز کردن کبد بکار می رود.
برای رفع درد دندان آن را در دهان انداخته و بجوید.
زردچوبه تصفیه کننده خون ، تب بر، محرک و انرژی زا می باشد.
ازز ردچوبه برای درمان کمر درد، پشت درد و سینه درد نیز استفاده می شود.
برای درمان اسهال و اسهال خونی مفید است.
با تمام مزایای گفته شده باید اشاره کرد که زیاده روی در مصرف زردچوبه مضر است و رد مصرف آن باید احتیاط صورت بگیرد از جمله مصرف آن در زمان حاملگی باید متعادل باشد. همچنین کسانی که مجرای کیسه صفرای آنها بسته و یا دارای اشکال است و با این که دارای سنگ های صفراوی در کیسه صفرا هستند باید با احتیاط از زردچوبه استفاده کنند . مصرف زرد چوبه همراه با غذا و دارو ها، بلامانع بوده و تداخلی ایجاد نمی کند.
:victory:
Don M Corleone
يکشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۲۱
خوب خدا رو شكر اين پست فلفلي ما پاك نشد ! :3:
===
خوب كار ما در ميان اسپاگتي ها تموم شد ! :3: و بايد تاپيك ما رو انتقال بديد به دسته دو ! ... اونجور كه از ظواهر امر بر مياد ما به عنوان دومين تيم ليگ اسپاگتي به گروه يكم ليگ دو ميريم !
گروه سختي به نظر مياد ... شايد هم به گروه سوم بريم كه جالبتره !
البته چون اين فصل يه تيم بات داشتن اسون به نظر اومد ...
=========
اون تيم بات (گلكسي) رو خودم درخواست داده بودم ولي بدون هيچ حركتي امتيازشو انتقال دادم به رفيقم ... به هر حال تمام سعي ام رو كردم كه تو هتريك ان نگهش دارم و كم كم موفق هم شدم و خودش ديگه اينكاره شده بود و افتاده بود رو غلطك ! ولي خوب بعد از رفتن به دانشگاه سمنان در دو سال پيش ديگه نتونست خيلي ان بشه ! و كم كم ديگه قيد هتريك به صورت حرفه اي رو زد ! و در نهايت تيمش بسته شد !
يكي از بازيكناش هم بعد از اينكه خودش تمرين داده بود و فروخته بود بعد از مدتي به تيم ملي جوانان دعوت شد ولي اين فصل نميدونم هنوز هست يا نه !
الان خيلي كمتر همديگه رو مي بينيم و بيشتر ازتباطمون منوط به اس ام اس هست ! :3: به هر حال گلكسي يه زماني به عنوان يه عنصر انگيزشي و كل كلي براي ما بود كه ديگه غرق شد !
===
در هر صورت اگر برم به گروه 1 واقعا كارم براي قهرماني سخت ميشه ! گروه فوق العاده حرفه اي و متشكل از قديمي هاست ! البته اين سختي ميتونه كمي خوش هم به ما بگذرونه ... :3:
===
دلم خيلي براي ليگ برتر تنگ شده ! :3:
Don M Corleone
يکشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۵۱
بی بی سی برنامه اي داره بنام dragons den...يک شوست در واقع...چند تا آدم سرمايه دار کله گنده نشستن ..آدم های معمولی ميرن اونجا ايده های تجاری خودشون رو مطرح ميکنن...هر کی يه 10 دقيقه وقت داره
برای ارائه خودش و طرحش ...و اينا اگه طرح طرف رو جالب ببينن روش سرمايه گزاری ميکنن...چک رو همونجا ميکشن ميدن دستش...واقعا برنامه جالبيه و ايده هايی که توش مطرح ميشه هم بسيار جالب تر...جای چنين برنامه هايی واقعا در صدای و سيمای ما خاليه
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
اينجوری طرح به اسم خود طرف ثبت ميشه ...اداره بيزنسش دست خودشه ...فقط سهمی هم به اونها ميده جاش سرمايه اوليه توسط اونها در اختيارش گزاشته ميشه و اشتغال زايی بسيار جالبی انجام ميشه
...تازه اگه بدون طرحش خواهان زياد داره هزار شرط و شروط هم ميتونه براشون بزاره
Don M Corleone
چهارشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۱۶
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
مراسم معارفه آريان عبيدي با حضور سي و شش هزار هوادار استقلالي
Arian Abidiبازيكن ايراني شب گذشته به هواداران استقلال معرفي شد.
آريان كه پيش از اين در تيم پرسپوليس المان حضور داشت، با حضور در ورزشگاه استقلال به هواداران اين باشگاه معرفي شد. در اين مراسم 36000 هوادار ابي پوش حضور داشتند و سيصد خبرنگار و عكاس اين مراسم را پوشش خبري و تصويري دادند.
آريان 23 ساله با قرارداد سه و نيم ميليون يورويي به استقلال پيوست. او در مراسم معارفهاش گفت: «ميخواهم از همه كساني كه شرايط را براي حضور من در ايران فراهم كردند، تشكر كنم. افتخار ميكنم كه چنين استقبالي از من شد، البته اين فشار بيشتري به من وارد ميكند. من بايد كيفيت خودم را در همه زمينهها بالا ببرم، به ويژه بايد خودم را با فوتبال سرعتي اينجا مطابقت بدهم.»
آريان عبيدي با وجود داشتن پيشنهاد از يك تيم اسپانيايي ، استقلال را برگزيد. او درباره اين انتخاب گفت: «هركس ميداند كه اين يك آرزو براي من بود كه بتوانم در ليگ ايران بازي كنم. استقلال برايم يك انتخاب جذاب بود و احساس كردم كه آنها واقعا به من نياز دارند و ميخواهند كه من به اينجا بيايم.»
همچنين پس از اتمام مراسم معارفه اقاي عبيدي ، هواداران استقلال شاهد معارفه ي دو بازيكن جديدالورود و جوان 17 ساله تيم خود نيز بودند كه گفته ميشود از اينده گان باشگاه محسوب ميشوند !
______________________________
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
حضور AYSEL در ورزشگاه ازادي شاهرود !!!!!
ديشب در مراسم معارفه بازيكنان جديد استقلال حواشي زيادي وجود داشت كه در راس انها حضور خانم Aysel در ورزشگاه 80 هزار نفري ازادي شاهرود بود !! Aysel كه تنها 10 دقيقه در ورزشگاه حضور داشت با سوت ممتد هوادارن استقلال مواجه شد ! و چند لحظه اي مراسم را تحت تاثير قرار داد و لحظاتي به ابراز احساسات با جوانان پر شور شاهرودي پرداخت !
طبق شنيده ها در ورزشگاه ، Aysel درواقع GF آريان ميباشد كه به دعوت آريان در اين مراسم حاضر شده بود !
در پايان مراسم نيز خانم ايسل پس حضور در هتل پاراميدا و تبريك به اقاي اريان ، شاهرود را به مقصد آذربايجان ترك كرد!
Don M Corleone
پنجشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۵۰
خوب اگر جنرال هموسو بحث ليگ فانتزيش تموم شد اجازه بده كه تاپيك ما هم چند روزي بالا بمونه بد نيست!
امروز يه داستان باحال خوندم ... به عنوان يادوگارو اينجا ميذارم !!
---
همه همسران من ! :3:
روزي، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت. او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار مي كرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر مي آراست و به او از بهترينها هديه مي كرد. همسر سومش را نيز بسيار دوست مي داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي مي كرد. اما هميشه مي ترسيد كه مبادا او را ترك كند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد ، مهربان ، صبور و محتاط بود. هر گاه كه اين پادشاه با مشكلي مواجه مي شد، فقط به او اعتماد مي كرد و او نيز همسرش را در اين مورد كمك مي كرد. همسر اول پادشاه، شريكي وفادار و صادق بود كه سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حكومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست مي داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع مي شد.روزي پادشاه احساس بيماري كرد و خيلي زود دريافت كه فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود مي گفت: «من 4 همسر دارم، اما الان كه در حال مرگ هستم، تنها مانده ام.» بنابراين به همسر چهارمش رجوع كرد و به او گفت: «من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر كرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اكنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه مي شوي؟» او جواب داد: «به هيچ وجه!» و در حالي كه چيز ديگري مي گفت از كنار او گذشت. جوابش همچون كاردي در قلب پادشاه فرو رفت.پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال كرد و به او گفت: «در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟» او جواب داد: «نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم كرد.» قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد.بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت: «من هميشه براي كمك نزد تو مي آمدم و تو هميشه كنارم بودي. اكنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من مي آيي؟» او گفت: «متأسفم، در اين مورد نمي توانم كمكي به تو بكنم، حداكثر كاري كه بتوانم انجام دهم اين است كه تا سر مزار همراهت بيايم"» جواب او همچون گلوله اي از آتش پادشاه را ويران كرد.ناگهان صدايي او را خواند: «من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نمي كند به كجا روي، با تو مي آيم.» پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود. او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: «اي كاش زماني كه فرصت بود به تو بيشتر توجه مي كردم.»
شرح حكايتدر حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينكه تا چه حد برايش زمان و امكانات صرف كرده ايم و به او پرداخته ايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها مي گذارد. همسر سوم ما، موقعيت ما است كه بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نميكند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه ما را تا محل بعدي همراهي كنند. همسر اول ما عملكرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشي از آن غفلت مي نماييم. در صورتيكه تنها كسي است كه همه جا همراهمان است. همين حالا احيائش كنيد، بهبودش دهيد و مراقبتش كنيد.
Don M Corleone
پنجشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۸, ۲۰:۰۴
تا دقايقي ديگر شاهد پخش مستقيم مراسم توديع ابراهيم اسدي خواهيد بود !:cray::smilie9::sad53:
Don M Corleone
پنجشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۱۱
[Only Registered And Activated Users Can See Links] Asadi473H4740.gif
ايبرا اسدي به لقاء البرشيا پيوست !!
ايبرا اسدي :3: بازيكن 19 ساله استقلال با قراردادي به ارزش 4.2 ميليون يورو به تيم ليگ برتري برشيا پيوست !
در مراسم امضاء قرار داد ايبرا گفت : استقلال را فراموش نخواهم كرد !
===
همچنين بلافاصله پس از اتمام اين مراسم اقاي Tivadar Huszti بازيكني 21 ساله از كشور مجارستان با عقد قراردادي 14 ساله به ارزش 6.1 ميليون يورو به استقلال پيوست ! تا جايگزين ايبرا شود !
===
پس از اتمام اين جنگولك بازيا مجتبي در دفتر باشگاه استقلال حاضر شد و درخواست يك بازي دوستانه را داد ... كه ابتدا با مخالفت شديد محمد رضا مواجه شد و بعد از گفتگوي نيم ساعته حاضر شد يك بازي دوستانه بين دو تيم برگزار شود !
منابع نزديك باشگاه كه ميخواستند نامشان فاش نشود گفتند : مجتبي از oK شدن اين بازي فوق العاده خوشحال بود ! :icon_puke_l:
Ziggurat IFC - ESTEGHLAL IFC
09-02-2009 15:45 Venue: Ziggurat Temple
=========
يه مسئله حاشيه ديگه اينكه اين بازيكن جديد رو تا دقايق اخر با 53 تا خريده بود كه يه الاغ عوضي بي ناموس اومد قيمتو برد بالا ! هرچي فحش انگليسي بلد بودم نثارش كردم ... اخر سر با 8 ميليارد افزايش پيشنهاد تونستم بخرمش ! بي شرف خراب!:shout:
Don M Corleone
يکشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۰۹
ابراز خوشحالي محمد رضا از صعود تيمش به مسابقات دسته دو گروه 3
"محمد رضا" سرمربي تيم فوتبال استقلال پس از صعود از دسته سه ، در عين ستايش از حريفان، به هيچ وجه نتوانست شور و شعف خود را از صعود استقلال به مسابقات دسته دو گروه 3 مخفي سازد.:3:
به گزارش اين تاپيك از شاهرود: يك گل زود هنگام بازيكن حريف در نيمه اول، اميد استقلال را براي صعود به گروهي اسان در عين شايستگي بر باد داد و در نيمه دوم با وجود تلاش هاي بي شائبه فقط بازي به تساوي كشيد و با اين تساوي به عنوان دومين تيم صعود كننده از دسته سه به مسابقات دسته دو راه يافت !
محمد رضا در پايان اين ديدار گفت: "من نميخواهم فلسفه بافي كنم بلكه تنها آرزومندم كه همه همان احساس مرا در رختكن پس از بازي داشته باشند." وي افزود: "جشن گرفتن با بازيكنان در آخركار ، براي من عالي و فوقالعاده بود."
رضا گفت: "ولي هواداران حريف به ما نشان دادند كه چكونه بايد در جريان يك بازي و پس از آن حامي يك تيم بود و ما بايد از آن درس بگيريم."
وي اظهار داشت :" شما ميتوانيد تاثير يك سرمربي ايراني را در تيم آنان ببينيد و بازيكنان نيز از جان مايه گذاشتند ."
محمد در ادامه در ستايش از حريفِ هفته 14 گفت: "كسب 20امتياز در مسابقات اين گروه از سوي حريف كار سادهاي نيست و با شانس و اقبال نصيب آنان نشده است."
Don M Corleone
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۹:۰۴
دوشنبه
دانشمندان مشغول کارند
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
زيبارويی وارد ميشود
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
دانشمندان کفيده اند..حقم دارند
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
سه شنبه
و دانشمندان همچنان زجر ميکشند
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
تا اينکه متوجه...
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
بعد از گذاشتن عقل هاشون رو هم از جمعه شروع به کار ميکنند
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
يک ماه بعد خانم خانما کفيده است
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
و بنظر اين تنها راه برای پيشرفت علم است..دانشمندان هم اومدن تو کار
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
Don M Corleone
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۲۵
(فریدون مشیری)
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
لينك دانلود ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
Don M Corleone
يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۵۹
متن زير : تنظيم و جمع اوري و ترجمه ي بخشي از متن : خودم ! :3:
منبع : يك فيلم!
ژانر : علمي احتمالي !
... شوئیکارت مخصوصاً به یک خرده سیاره بنام 2004ام ان4 توجه دارد که بیشتر بنام آپوفیس شناخته شده است صخره ای خال خالی با قطری حدود 228 متر که در سال 2004 از نزدیکی زمین عبور کرد اکنون دوباره تصمیم دارد بطرز خطرناکی به سیاره ما نزدیک شود این امر در روز جمعه سیزدهم آپریل 2029 رخ خواهد داد ...بنابراین در سال 2029 آپوفیس به ما نزدیکتر خواهد شد که از ماهواره های مخابراتی در گردش به ما نزدیکتر می شود آنقدر نزدیک خواهد شد که مردمی که در جای درست قرار داشته باشند می توانند آپوفیس را که از کنار زمین می گذرد با چشم غیر مسلح ببینند شما حتی نیاز به یک دوربین دو چشمی هم ندارید چون این خرده سیاره بسیار نزدیک زمین می شود در سال 2029 آپوفیس به احتمال بیش از 99 درصد بدون برخورد از کنار زمین می گذرد اما اگر آپوفیس با فاصله ای دقیقاً برابر30398 کیلومتری از زمین عبور کند ممکن است به داخل سوراخ کلید جاذبه زمین بیفتد ناحیه ای باریک در فضا به پهنای 0.8کیلومتر!! اگر چنین شود جاذبه زمین میتواند آپوفیس را تکانی داده و جهتش را تغییر دهد موجب خواهد شد که بازگشته و هفت سال بعد با زمین برخورد کند در سیزدهم آپریل 2036 اثر جاذبه زمین موجب انحنای مسیر آن میشود و لذا آپوفیس مدارش دقیقاً به اندازه ای وسیعتر می گردد که هفت سال بعد بر خواهد گشت و با زمین برخورد می کند اکنون آپوفیس یک در 45000 شانس این را دارد که در سال 2036 ضربه مهلکی به زمین بزند اما حتی این احتمالات هم دانشمندان را درجایگاه شرط بندی قرار می دهد چیزی که برای دانستن وجود دارد این است که یک شانس در45000 شاید عمل کند و با زمین برخورد داشته باشد اما آنچه که شما دوست دارید بدانید این است که اگر یک شانس در یکصد باشد یا یک شانس در ده باشد چی اگر فقط احتمال یک در یک باشد که با زمین برخورد کند چه؟
شوئیکارت معتقد است ما باید آپوفیس را به عنوان هر فاجعه طبیعی ديگر قلمداد کنیم او حتی نقشه محلی را که ممکن است آپوفیس با آنجا برخورد کند کشیده است ! شما روز برخورد را میدانید ،زمان آنرا میدانید انحراف مداری را دارید و میتوانید نقشه ای طراحی کنید وانچه که آن نقشه نشان می دهد چیزی است که مي توان به آن مسیر خطر نام نهاد!! همه مسیر در امتداد سیاره رو طی میکنه با بررسی آن میبینم که احتمال بالایی از برخورد وجود داره و میگویم واووو! :3:
میدونید ،کجا ممکنه بخوره؟ بر اساس بررسیهای شوئیکارت آپوفیس میتونه در هر نقطه ای در امتداد مسیر خطر برخورد داشته باشه از سیبری غربی شروع میشه طول و پایین اقیانوس پاسیفیک رو نزدیک کالیفرنیا طی میکنه بعد آمریکای مرکزی رو رد میکنه و در آفریقای غربی مسیر تموم میشه شوئیکارت یه سناریوی مو بر اندام راست کن رو مطرح میکنه که آپوفیس ممکنه بر اون اساس عمل بکنه خرده سیاره میتونه در اقیانوس کبیر جدا از ساحل کالیفرنیا به زمین بخوره با نیرویی بیش از یک میلیون مگا تن تی ان تی چنین برخوردی میتواند در پهنای 8کیلومتر و عمق 2700 متر در آب شکاف و حفره ایجاد کند که موجب یک سونامی لجام گسیخته ای میشود که امواجی با ارتفاع15متر کوبنده و بیباک خط ساحلی را مورد حمله قرار می دهد و منجر به تلفات غیر قابل تصور انسانی می شود خرده سیاره ای با هزاران متر قطر برخوردش با اقیانوس معامله خوبی نیست صدها بیلیون دلار ضرر مالی برای چنین رویدادی ...!
دانشمندان امروزه روی فن آوریهایی کار میکنند تا برای چنین برخوردهای کیهانی از پیش آمادگی داشته باشند یک نظر این است که خرده سیاره را منفجر کنیم اما بعضی نظرات می گوید این کار خود مشکل را پیچیده تر میکند زیرا چندین قطعه مجزا از خرده سیاره به جای یکی به سمت ما خواهد آمد متعاقباً ماموریت جدید شوئیکارت تغییر دادن مدار خرده سیاره هایی است كه میتوانند با زمین برخورد کنند آنچه که شما مایلید انجام دهید اساساً تغییر مدار خرده سیاره بسیار بسیار به آرامی است تغییر سرعت آن در حد یک ده هزار مایل در ساعت بطوری که به جای برخورد با زمین از کنار آن بگذرد همکاران روستییک طرح مفهومی را ابداع کرده اند از فضا پیما که بتونه خرده سیاره ها بخصوص آپوفیس را منحرف کند با یدک کردن محموله خرده سیاره ها به دور از زمین اما به جای طناب پیچ کردن صخره مثل یه گاو نر د رنمایش سوار کاری یک جلو کشنده می تواند در جلوی آن حرکت کرده و از جاذبه به عنوان یک طناب کشنده استفاده کند هرگاه به مقدار زمانی کافی رد جلوی یه خرده سیاره قرار گیرید و به اندازه کافی به آن نزدیک باشید اما با آن تماس نگیرید شما سرعت آنرا زیادتر خواهید کرد یا اگر در پشت آن قرار گیرید در حینی که آن رو به جلو حرکت میکند . آنوقت به آرامی منجر به کند شدن سرعتش می شوید ما میتوانیم مدار یک خرده سیاره را اگر در زمان داشته فعلي راجع به آن اطلاعات كافي داشته باشیم،تغییر دهیم اگرچه در گذشته یک کاوشگر فضایی بر روی یک خرده سیاره فرود آمده است مشكل ترین نظر اقدام به یک ماموریت انسانی است زمانی که بر روی یک صخره فرود آمدیم فضانوردان میتوانند یک کنترل از راه دور رادیویی نصب کنند تا محل تقریبی آنرا ردیابی نمایند میتوان از یک ماموریت روباتیک برای رفتن بر روی خرده سیاره و فرود بر آن استفاده کرد نمونه ای برداشت و دوباره باز گشت. این کار چندان مشکل نیست آنچه که بوسیله یک ماموریت انسانی بدست می آید این است که آنها میتوانند در رابطه با مناطق جالب بر روی سطح خرده سیاره واکنش نشان دهند.میتوانند اینجا آنجا بروند.و نیازی نیست که به کنترل از راه دور تکیه کنند!
شوئیکارت اصرار دارد که ما بایستی در حالت فوق آماده باش در رابطه با خرده سیاره آپوفیس باشیم و دلائل او نشنیده نمانده است اکنون ملل متحد طرحی دارند تا پیمانی منعقد کنند تا این امر روشن شود که چه کسی مسئول منحرف کردن خرده سیرات باشد کار خطایی است که ما احساس بی مسئولیتی کنیم با وجودی که میدانیم این امر رخ خواهد داد و ما دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری انجام ندهیم اما خرده سیاره ها و دنباله دارها تنها تهدیدات در عمق فضا نیستند زمین فراز های خود را داشته است زمین نشیبهای خود را داشته است شما هرگز نمی دانید که در گوشه کنار فضا چه روی می دهد و بسیاری از آنها خوشایند نیستند در کهکشانهای دور دست مهاجمین کهکشانی در کارند تهدیدی در پایان حیاتی که میشناسیم بر روی سیاره در هر روز سه طپش نورانی عجیب در پهنای آسمان روی می دهد که هر کدام صدها بار از کل تجهیزات هسته ای کل دنیا قویتر است :اما ساخته دست بشر نیست و اگر یکی از آنها به اندازه کافی نزدیک زمین باشد میتواند کاملاً حیات را از سیاره ما براندازد اغلب ساکنین زمین از خطرات بالقوه در فضا بی اطلاعند اما لیست این خطرات طویل و پیشرونده است تصور کنید که درون کهکشان خودمان،راه شیری،یک ستاره بزرگ منفجر شود یک توده عظیم انرژی کشنده به سمت سیار ه ما بفرستد این یک پرتابه اشعه گاما است عظیمترین انفجار بعد از بیگ بنگ که هستی را تکان میدهد در شهرها و کشورها روی زمین هیچ اخطار آگاه کننده ای از آنچه که رخ خواهد داد وجود ندارد و بعد برخورد رخ می دهد اون میتونه معادل این باشه که در یک مایلی هیروشیما در هنگام انفجار اتمی در آن بایستیم در هر نقطه ای در روی زمین تشعشع منتشر شده لایه اتمسفر بالایی رو منهدم میکنه لایه ازن ما برشته و نابود میشه در امتداد اتمسفر بشریت تحت تاثیر اشعه می سوزد و می میرد اشعه ای که یکصد برابر مقدار کشنده توانایی دارد با انهدام لایه ازن در جه حرارت زمین به شدت افزایش می یابد و طوفانها ،گرد بادها و سونامی هایی را دامن می زند بیشتر حیات بر روی سطح زمین و آبها نابود میشود این به نظر شبیه افسانه های علمی می آید اما قطعاً با برخورد یک توده اشعه گاما رخ خواهد داد توده ای که از صد سال نوری آنورتر بیاید فورانهای اشعه گاما در هستی از بیشترین درخشش برخوردارند از آنجائیکه منشاء آنها بسیار دور است و با این وجود هنوز درخشانند پس بایستی از قدرت بسیار عظیمی برخوردار باشند خیلی بیش از انرژی که خورشید می پراکند در کل ده میلیارد سال حیاتش به عنوان یک دانشجوی جوان استان ووزلی همیشه به آزمایشهایی علاقه دارد که تکان دهنده باشد اکنون کارهای این اختر فیزیکدان بیش از بازی یک بچه است او یکی از جستجو کنندگان کهکشان است در تلاش برای کشف اسرار پشت یک انفجار و پرتابه اشعه گاما میدانیم که بسیاری سیارات و ستارگانی وجود دارند در سراسر جهان هستی که ممکن است در آنها تمدنهای بیشماری وجود داشته باشند که توسط طوفان اشعه گاما نابود شده اند این شعله خاص پرتو افکنی برای ائلین بار در سال 1960 رهگیری شد در ابتدا اغلب منجمین معتقد شدند که این پرتابه های اشعه گاما بایستی در کهکشان خودمان ،راه شیری ، وجود داشته باشند زیرا که بسیار درخشان بودند دلائلی برای آن وجود داشت، یکی این بود که اگر آنها خارج از کهکشان باشند پس بایستی انرژی تقریباً باور نکردنی باشد اما اکنون حتی قویترین تلسکوپها نتوانسته است موقعیت و فاصله آنها را تعیین کند زیرا که انفجار فقط برای چند ثانیه دوام می آورد سپس ناپدید می شود اما بعد منجمین به فکر این افتدند که پس تاب آنها چه میشود؟ انفجارات کیهانی اختصاصاً بعد از وقوع بعضی بقایای درخشان از خود باقی می گذارند که گاهی برای روزها یا هفته ها دوام می آورد ...
ادامه دارد ...
Don M Corleone
يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۵:۲۴
متن زير : تنظيم و جمع اوري و ترجمه ي بخشي از متن : خودم ! :3:
منبع : يك فيلم!
ژانر : علمي احتمالي !
... شوئیکارت مخصوصاً به یک خرده سیاره بنام 2004ام ان4 توجه دارد که بیشتر بنام آپوفیس شناخته شده است صخره ای خال خالی با قطری حدود 228 متر که در سال 2004 از نزدیکی زمین عبور کرد اکنون دوباره تصمیم دارد بطرز خطرناکی به سیاره ما نزدیک شود این امر در روز جمعه سیزدهم آپریل 2029 رخ خواهد داد ...بنابراین در سال 2029 آپوفیس به ما نزدیکتر خواهد شد که از ماهواره های مخابراتی در گردش به ما نزدیکتر می شود آنقدر نزدیک خواهد شد که مردمی که در جای درست قرار داشته باشند می توانند آپوفیس را که از کنار زمین می گذرد با چشم غیر مسلح ببینند شما حتی نیاز به یک دوربین دو چشمی هم ندارید چون این خرده سیاره بسیار نزدیک زمین می شود در سال 2029 آپوفیس به احتمال بیش از 99 درصد بدون برخورد از کنار زمین می گذرد اما اگر آپوفیس با فاصله ای دقیقاً برابر30398 کیلومتری از زمین عبور کند ممکن است به داخل سوراخ کلید جاذبه زمین بیفتد ناحیه ای باریک در فضا به پهنای 0.8کیلومتر!! اگر چنین شود جاذبه زمین میتواند آپوفیس را تکانی داده و جهتش را تغییر دهد موجب خواهد شد که بازگشته و هفت سال بعد با زمین برخورد کند در سیزدهم آپریل 2036 اثر جاذبه زمین موجب انحنای مسیر آن میشود و لذا آپوفیس مدارش دقیقاً به اندازه ای وسیعتر می گردد که هفت سال بعد بر خواهد گشت و با زمین برخورد می کند اکنون آپوفیس یک در 45000 شانس این را دارد که در سال 2036 ضربه مهلکی به زمین بزند اما حتی این احتمالات هم دانشمندان را درجایگاه شرط بندی قرار می دهد چیزی که برای دانستن وجود دارد این است که یک شانس در45000 شاید عمل کند و با زمین برخورد داشته باشد اما آنچه که شما دوست دارید بدانید این است که اگر یک شانس در یکصد باشد یا یک شانس در ده باشد چی اگر فقط احتمال یک در یک باشد که با زمین برخورد کند چه؟
شوئیکارت معتقد است ما باید آپوفیس را به عنوان هر فاجعه طبیعی ديگر قلمداد کنیم او حتی نقشه محلی را که ممکن است آپوفیس با آنجا برخورد کند کشیده است ! شما روز برخورد را میدانید ،زمان آنرا میدانید انحراف مداری را دارید و میتوانید نقشه ای طراحی کنید وانچه که آن نقشه نشان می دهد چیزی است که مي توان به آن مسیر خطر نام نهاد!! همه مسیر در امتداد سیاره رو طی میکنه با بررسی آن میبینم که احتمال بالایی از برخورد وجود داره و میگویم واووو! :3:
میدونید ،کجا ممکنه بخوره؟ بر اساس بررسیهای شوئیکارت آپوفیس میتونه در هر نقطه ای در امتداد مسیر خطر برخورد داشته باشه از سیبری غربی شروع میشه طول و پایین اقیانوس پاسیفیک رو نزدیک کالیفرنیا طی میکنه بعد آمریکای مرکزی رو رد میکنه و در آفریقای غربی مسیر تموم میشه شوئیکارت یه سناریوی مو بر اندام راست کن رو مطرح میکنه که آپوفیس ممکنه بر اون اساس عمل بکنه خرده سیاره میتونه در اقیانوس کبیر جدا از ساحل کالیفرنیا به زمین بخوره با نیرویی بیش از یک میلیون مگا تن تی ان تی چنین برخوردی میتواند در پهنای 8کیلومتر و عمق 2700 متر در آب شکاف و حفره ایجاد کند که موجب یک سونامی لجام گسیخته ای میشود که امواجی با ارتفاع15متر کوبنده و بیباک خط ساحلی را مورد حمله قرار می دهد و منجر به تلفات غیر قابل تصور انسانی می شود خرده سیاره ای با هزاران متر قطر برخوردش با اقیانوس معامله خوبی نیست صدها بیلیون دلار ضرر مالی برای چنین رویدادی ...!
دانشمندان امروزه روی فن آوریهایی کار میکنند تا برای چنین برخوردهای کیهانی از پیش آمادگی داشته باشند یک نظر این است که خرده سیاره را منفجر کنیم اما بعضی نظرات می گوید این کار خود مشکل را پیچیده تر میکند زیرا چندین قطعه مجزا از خرده سیاره به جای یکی به سمت ما خواهد آمد متعاقباً ماموریت جدید شوئیکارت تغییر دادن مدار خرده سیاره هایی است كه میتوانند با زمین برخورد کنند آنچه که شما مایلید انجام دهید اساساً تغییر مدار خرده سیاره بسیار بسیار به آرامی است تغییر سرعت آن در حد یک ده هزار مایل در ساعت بطوری که به جای برخورد با زمین از کنار آن بگذرد همکاران روستییک طرح مفهومی را ابداع کرده اند از فضا پیما که بتونه خرده سیاره ها بخصوص آپوفیس را منحرف کند با یدک کردن محموله خرده سیاره ها به دور از زمین اما به جای طناب پیچ کردن صخره مثل یه گاو نر در نمایش سوار کاری !!! یک جلو کشنده می تواند در جلوی آن حرکت کرده و از جاذبه به عنوان یک طناب کشنده استفاده کند!
(( هرگاه به مقدار زمانی کافی در جلوی یه خرده سیاره قرار گیرید و به اندازه کافی به آن نزدیک باشید اما با آن تماس نگیرید شما سرعت آنرا زیادتر خواهید کرد)) یا (( اگر در پشت آن قرار گیرید در حینی که آن رو به جلو حرکت میکند آنوقت به آرامی منجر به کند شدن سرعتش می شوید )) ما میتوانیم مدار یک خرده سیاره را اگر در زمان داشته فعلي راجع به آن اطلاعات كافي داشته باشیم،تغییر دهیم ...
اگرچه در گذشته یک کاوشگر فضایی بر روی یک خرده سیاره فرود آمده است اما مشكل ترین نظر اقدام به یک ماموریت انسانی است زمانی که بر روی یک صخره فرود آمدیم فضانوردان میتوانند یک کنترل از راه دور رادیویی نصب کنند تا محل تقریبی آنرا ردیابی نمایند میتوان از یک ماموریت روباتیک برای رفتن بر روی خرده سیاره و فرود بر آن استفاده کرد نمونه ای برداشت و دوباره باز گشت. این کار چندان مشکل نیست ... آنچه که بوسیله یک ماموریت انسانی بدست می آید این است که آنها میتوانند در رابطه با مناطق جالب بر روی سطح خرده سیاره واکنش نشان دهند.میتوانند اینجا آنجا بروند.و نیازی نیست که به کنترل از راه دور تکیه کنند!
شوئیکارت اصرار دارد که ما بایستی در حالت فوق آماده باش در رابطه با خرده سیاره آپوفیس باشیم و دلائل او نشنیده نمانده است اکنون ملل متحد طرحی دارند تا پیمانی منعقد کنند تا این امر روشن شود که چه کسی مسئول منحرف کردن خرده سیرات باشد کار خطایی است که ما احساس بی مسئولیتی کنیم با وجودی که میدانیم این امر رخ خواهد داد و ما دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری انجام ندهیم!
اما خرده سیاره ها و دنباله دارها تنها تهدیدات در عمق فضا نیستند زمین فراز های خود را داشته است زمین نشیبهای خود را هم داشته است شما هرگز نمی دانید که در گوشه کنار فضا چه روی می دهد و بسیاری از آنها خوشایند نیستند در کهکشانهای دور دست مهاجمین کهکشانی در کارند تهدیدی در پایان حیاتی که میشناسیم!!
در هر روز سه طپش نورانی عجیب در پهنای آسمان روی می دهد که هر کدام صدها بار از کل تجهیزات هسته ای کل دنیا قویتر است اما ساخته دست بشر نیست و اگر یکی از آنها به اندازه کافی نزدیک زمین باشد میتواند کاملاً حیات را از سیاره ما براندازد اغلب ساکنین زمین از خطرات بالقوه در فضا بی اطلاعند اما لیست این خطرات طویل و پیشرونده است تصور کنید که درون کهکشان خودمان،راه شیری،یک ستاره بزرگ منفجر شود یک توده عظیم انرژی کشنده به سمت سیار ه ما بفرستد این یک پرتابه اشعه گاما است عظیمترین انفجار بعد از بیگ بنگ که هستی را تکان میدهد در شهرها و کشورها روی زمین هیچ اخطار آگاه کننده ای از آنچه که رخ خواهد داد وجود ندارد و بعد برخورد رخ می دهد اون میتونه معادل این باشه که در یک مایلی هیروشیما در هنگام انفجار اتمی در آن بایستیم در هر نقطه ای در روی زمین تشعشع منتشر شده لایه اتمسفر بالایی رو منهدم میکنه لایه ازن ما برشته و نابود میشه در امتداد اتمسفر بشریت تحت تاثیر اشعه می سوزد و می میرد اشعه ای که یکصد برابر مقدار کشنده توانایی دارد با انهدام لایه ازن در جه حرارت زمین به شدت افزایش می یابد و طوفانها ،گرد بادها و سونامی هایی را دامن می زند بیشتر حیات بر روی سطح زمین و آبها نابود میشود این به نظر شبیه افسانه های علمی می آید اما قطعاً با برخورد یک توده اشعه گاما رخ خواهد داد توده ای که از صد سال نوری آنورتر بیاید فورانهای اشعه گاما در هستی از بیشترین درخشش برخوردارند از آنجائیکه منشاء آنها بسیار دور است و با این وجود هنوز درخشانند پس بایستی از قدرت بسیار عظیمی برخوردار باشند خیلی بیش از انرژی که خورشید می پراکند در کل ده میلیارد سال حیاتش ....!
ادامه دارد ...
Don M Corleone
پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۸, ۱۳:۵۶
يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقهها، جايزه بهترين غله را به دست ميآورد و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقهمند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته عجيب و جالبي روبرو شدند. اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش ميداد و آنان را از اين نظر تأمين ميكرد. بنابراين، همسايگان او ميبايست برنده مسابقهها ميشدند نه خود او!
كنجكاويشان بيشتر شد و كوشش علاقهمندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر ميبرد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان ميدادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعههاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصولهاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقههاي بهترين غله را برايش به ارمغان ميآورد.
=
گاهي اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كيفيت و سطح آنها، كاري كنيم كه از تأثيرات منفي آنها در امان باشيم
Don M Corleone
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۲:۳۳
تاسف-تاسف-تاسف!!
Exclusive: Paper co-authored by Iran's science minister duplicates earlier paper - September 22, 2009
Large chunks of text, figures, and tables in a 2009 paper co-authored by Kamran Daneshjou, Iran's science minister, are identical to those of a 2002 paper published by South Korean researchers, Nature has learned. Daneshjou served as the head of the interior ministry office which ran the disputed presidential elections in June, which returned Mahmoud Ahmadinejad to power. Daneshjou is also a former governor general of Tehran.
The paper by Daneshjou and Majid Shahravi from the department of mechanical engineering at the Iran University of Science and Technology in Tehran is entitled "Analysis of critical ricochet angle using two space discretization methods", and was published in the journal Engineering with Computers in 2008. In many places the text duplicates verbatim that of an earlier paper: "Ricochet of a tungsten heavy alloy long-rod projectile from deformable steel plates", published by South Korean scientists in the Journal of Physics D: Applied Physics in 2002.
Other sentences in Daneshjou's paper are identical to those in a paper given by other researchers at a 2003 conference.
The scientific credentials of Daneshjou, who was appointed as science minister earlier this month, have been the subject of controversy, with the Los Angeles Times reporting in late August about question marks over his PhD. According to his university webpage at the time, the PhD was awarded by the 'Manchester Imperial Institute of Science and Technology.' The webpage this afternoon has changed and says that the PhD was awarded in 1989 after working at Imperial College in London, but that the defence of the thesis was held in Amirkabir University of Technology in Iran.
Don M Corleone
يکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۴
خوب تو اين دو سه روز اخير موفق شدم حداقل روزي يك بارفيلم Not Another Te-en Movie (2001) رو ببينم !!
چندتا مطلب تونستم رو اينترنت چه داخلي و چه خارجي راجع بهش پيدا كنم كه اغلب از طنازي فيلم و اينكه خوب خنديدن ، تعريف ميكردن !!
حالا اين فيلم يه موضوع كلي داشت و در كنارش هم به حد وفور شيطنت هاي ديگران رو قرار داده بود تا جايي كه شايد محوريت جيك و جني در جاهايي از بين رفت ...
من نميدونم در دانشكده هاي امريكا چه ميگذره ولي بعيد ميدونم به اين شكل غلو شده باشه ! اما مسئله اينجاست كه اين موضوع در اذهان و گفتار و رفتار اكثريت غالب دانشجوي ايراني و شايد اكثريت جهاني وجود داره ! فقط اين فيلم تونسته اين موضوعات رو عريان و رسا عنوان كنه و نكته اش هم اينجاست كه اين موضوعات شايد به خودي خود خيلي هم خنده دار نباشه و حتي گريه دار هم باشه ولي خوب من فكر ميكنم بيننده به مصداقش داره ميخنده ! به اينكه الان داره اون مسائلي رو كه هميشه ميگه يا ميشنوه رو مي بينه ! و غلو شده اش رو هم ميبينه !
در كنارش پارادكس هاي دقيق و به موقع و در لحظه رو هم در فيلم ميبينم ! از عرش به فرش كوبيدن بازيگرا به وفور ديده ميشه !:4:
Don M Corleone
چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸, ۰۶:۲۰
سردار قاسمي در جمع بسيجيان:
آدم وقتي برنامههاي راديو جوان را گوش مي دهد،غسل واجب مي شود /اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم!!
سلام: قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاهها"عنوان کرد و گفت:دانشگاه مركز فساد است و باید مرکز فساد را خشکاند.
سردار مسعود قاسمي با اشاره به اینکه رهبری فرمودند در جنگ نرم اعتقادات ما را میگیرند و در حوادث اخیر این گونه هم شد، با تاسف اظهار داشت: در تهران غالب آراء پشت سر آقا نبود که ایشان از این قضیه ناراحت است، ولی نمی تواند به روي خودش بياورد.
به گزارش سلام اين سردار دفاع مقدس كه در جمع بسيجيان دانشگاه امام صادق سخن مي گفت با انتقاد از فضاي فرهنگي كشور گفت:آدم وقتي برنامههاي راديو جوان را گوش مي دهد،غسل واجب مي شود و اگر از شنيدن آنها طورياش نشود ، مريض است.
وي ادامه داد:وقتي زن در اتومبيل به همسرش مي گويد كه راديو را خاموش كن ، شوهر مي گويد به خدا اين راديو جمهوري اسلامي است و نماينده ولي فقيه بالاي سر آن است.در برنامه ها براي جانبازان وقت زيادي ندارند، اما بلافاصله "قلي" آماده است كه ساز خود را بنوازد
همچنين در حاشيه اين مراسم زماني كه دانشجويان در مورد عدم پخش ربناي شجريان در ماره رمضان سخن مي گفتند ، قاسمي به آنها گفت كه مرده شور جبهه اسلام را ببرند كه ربناي شجريان موضوع اصلي آن است.
اين فرمانده سپاه هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس تهران را 2 میلیون نفر اعلام کرد اما با اشاره به شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" گفت: " 2 میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالاخره ساواکیها،اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانوادههایشان هم در این کشور زندگی میکنند و بخشی از جامعه را شامل میشوند!"
قاسمی علت اعتراضات خیابانی را وجود "کتب علوم سیاسی و اساتید مسموم دانشگاهها"عنوان کرد و خواستار حضور خود و سایر نظامیان در دانشگاهها شد و گفت:" اگر نظام این اشكال را بپذیرد و ما بتوانیم به دانشگاه بیاییم، اینها را توضیح خواهیم داد"
وي همچنین از دانشگاه به عنوان"مرکزفساد" نامبرد و گفت:"باید مرکز فساد را خشکاند و مگر دیوانهایم که کف خیابان بیاییم و با چوب و چماق برخورد کنیم كه البته در موقع لازم و هنگام خطر امنیت کشور آن کار را هم میکنیم."
وی خطاب به اعضای بسیج دانشجویی گفت:"اعتراضات كساني كه در مناطق بالاي پاركوي مينشينند، چندان مهم نيست، ولي اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم."
این فرمانده سپاه پاسداران که خود را"سردارفرهنگی" می نامد همچنین خواستار سرکوب مردم و اعتراضات مردمی شد و گفت:"اگر کسی کف خیابانها بیاید نظام موظف است که با او برخورد کند که البته امیدواریم اینگونه نشود، ولی افرادی که در خیابانها آمدند باید بفهمند که مسموم شدند و این قضایای اخیر داستان یک براندازی بود که قلب ولایت فقیه را نشانه گرفته بودند."
وی با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از اصلاح طلبان گفت: وقتی فرزند همت این حرفها را میزند باید شبها خون گریه کنم، البته من مقصرم ولی وقتی که در دانشگاهها آنها را چیزخورشان میکنند چه میتوانم بکنم؟!"
وی همچنین مدعی شد که فرزندان خانواده های شهدا و از جمله فرزندان و خانواده شهدایی چون همت و باکری ها تحت تاثیر استادان سکولار دانشگاهی به حمایت از میرحسین موسوی و جنبش سبز برخواسته و در مقابل آیت الله خامنه ای قرار گرفته اند و گفت"در کجای دنیا اینگونه است که استاد سکولار در کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه آن حتی فرزند شهید هم در مقابل آقا قرار گیرد؟!"
Don M Corleone
يکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸, ۲۲:۰۴
فرهنگ كرماني به استقلال اي اف سي پيوست!
كرماني: برشا هم مرا مي خواست!نرفتم!
استقلال روياي بچگي من بود! و هست و خواهد بود!
به گزارش همين تاپيك :كرماني روز يكشنبه با انعقاد قراردادی 10 ساله به طور رسمی به تیم فوتبال استقلال پیوست.
بنا بر اين گزارش بازيكن بي نظير ايراني با انعقاد قراردادی به ارزش 3.5 میلیون يورو به استقلال پیوسته است.
كرماني در مراسم معارفه خود گفت: من جایگزین كسي نشده ام... قصد دارم در تیم اس اس به گونه ای کار کنم که مسئولان این تیم از بابت خرید من پشیمان نشوند. از مسئولان تيم سابقم هم به دلیل اینکه به من اجازه دادند به اس اس بپیوندم ممنونم. امروز، برای من روز بزرگی است.
" فرهنگ كرماني " اعلام کرد فقط برای پوشیدن پیراهن اس اس حاضر به ترک المان شده است... .
" كرماني " گفت: « با رئیس باشگاه سابقم توافق کردم که هر تیمی مرا خواست جواب رد بدهد اما به او گفتم اگر استقلال از ليگ ايران خواهان من بود، باید حداقل با آنها مذاکره کنند. این باشگاهی است که میتواند مرا به بازیکن بهتری تبدیل کند. من میخواهم بخشی از پروژه و تاریخ استقلال کنونی باشم. »
" فرهنگ" روز چهارشنبه میتواند اولین بازی خود را در جام حذفي برابر بيانكونري انجام دهد. اين مدافع ايراني الاصل اضافه كرد از تيم برشا هم پيشنهادي داشتم و انها مدتها دنبال من بودند ولي من از بچگي عاشق اس اس بودم و هميشه دوست داشتم روزي در پيراهن اين تيم در هتريك ايران بازي كنم ! اميدوارم برشاييون به دل نگيرند انها بايد بدانند كه اينجا براي من فوق العاده است ! من به تيم روياهايم امده ام و بسيار راضي هستم و از طرفي بازيكنان ايراني معتبري در اين تيم هستند كه قطعا جمع فوقالعاده خواهد شد !
-انتهاي پيام-
Don M Corleone
يکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸, ۱۹:۵۰
خوب به سلامتي نيم فصل هتريك با قهرماني استقلال در دسته دو گروه 3 به اتمام رسيد ! با دو تساوي (ناعادلانه) و 5 برد (كاملا عادلانه) براي نيم فصل دوم هم انشالا طرحي در مي اندزيم كه اگر اوضاع روبراه بود مستقيم بريم بالا !
نكته جالب در اين 7 هفته كسب در مجموع 18 هفته مصدوميت براي 8 بازيكن تيمم بود!!!!! كه يك موضوع اسف بار محسوب ميشه !! موضوعي كه تاحدودي برنامه هام رو مختل كرد !
اميدوارم هتريك اينقدر داشته باشه كه بتونه اين موضوع رو جبران كنه!
براي هتريك واقعا متاسفم !
Don M Corleone
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۲۱:۳۰
شكوايه بسيار زيباى على شريعتى به خدا
خدايا كفر نمى گويم
پريشانم خدايا كفر نمى گويم
پريشانم
چه مى خواهى تو ازجانم؟
مرا بى آنكه خود خواهم اسير زندگى كردى
خداوندا
اگر روزى ز عرش خود به زير آيى
لباس فقر بپوشى
غرورت را براى تكه نانى
به زير پاى نامردان بياندازى
زمين و آسمان را كفر مىگويى،نمى گويى؟
خداوندا
اگر در روز گرما خيز تابستان
تنت بر سايه ى ديوار بگشايى
لبت بر كاسه ى مسى قير اندود بگذارى
وقدرى آن طرف تر عمارت هاى مرمرين ببينى
واعصابت براى سكه اى اين سو آن سو در روان باشد
زمين وآسمان را كفر مى گويى،نمى گويى؟
خداوندا
اگر روزى بشر گردى ز حال بندگانت با خبر گردى
پشيمان ميشوى از قصه ى خلقت از اين بودن از اين بدعت
خداوندا تو مسئولى
خداوندا تو ميدانى كه انسان بودن وماندن
در اين دنيا چه دشوار است
چه رنجى ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است...
Don M Corleone
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۰۷:۰۰
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
Don M Corleone
چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۴۳
دقیق ترین تقویم جهان، هدیه خیام به ایرانیان
حمید رضا حسینی
روزنامه نگار
عمر خیام
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود
روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.
این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز.
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد
تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت.
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.
در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.
تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.
اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی.
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند
همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانهدار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.
اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.
تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.
این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.
این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.
آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
Don M Corleone
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۰:۱۷
ديشب تيم استقلال توانست با وجود انجام يك بازي پر اشتباه عنوان قهرماني را از ان خود كند و يك هفته زودتر قهرمان اين رقابتها شود ...
ديشب در ورزشگاه ازادي شاهرود كه پذيراي 80 هزار تيفوسي بود كه براي جشن قهرماني تيمشان گرد هم امده بودند حواشي بيسياري رخ داد ...
قبل از شروع بازي هواداران استقلال با شعار هاي : كمال تيمت رو بردار و برو از پيرنتوس پذيرايي كردند :3:
در حين بازي كه حريفبا اشتباهات مسلم داور به گل ميرسيد هواداران با شعار هاي متعدد خود خواستار رسيدگي عنايت به كيفيت داوري بازيهاي استقلال شدند ! :3:
طبق گفته ي منابع موثق در دو صحنه هواداران شعار شير سماور و اگزوز خاور رو سر داده اند ولي سخنگوي باشگاه استقلال انرا رد كرده است ! و اظهار داشته هواداران حداكثر از شعار توپ تانك فشفشه اين داوره **** استفاده كرده اند ! :3: كه منعي براي اين شعار وجود ندارد ! :3:
گل تساوي بيردال هافبك ملي پول(!) استقلال جو را به شدت بر عليه پيرنتوس شوراند و هواداران با اشعار بيردال چه كارش كرده ... **** **** ش كرده و كميته ي استيناف ... برس به پرونده ي دوپينگ جعفر حداد (بازيكن ملي پول پرينتوس) و شعار برادران نادري (سهراب و فرشيد مدافع و مهاجم تيم پيرنتوس) زدن تو كار پيك نيكي !!! و كمال حيا كن استاديومو رها كن و سرور ليگ دسته دو گروه سه كيه ؟؟؟ استقلاله اي اف سيه و شعار امريكا امريكا مرگ به نيرنگ تو ! :3: و با سوت پايان بازي اشعره ي كامل استقلال قهرمان شده و خدا ميدونه كه حقش بوده به لطف محمد رضا و بروبچ استقلال قهرمان شدش ... استقلال قهرمان شدش لي لا لاي لا لاي لا لاي نيناش ناش ناناش ناناش ... ورزشگاه را ترك كردند و تا صبح به رقص و پايكوبي در خيابانهاي شاهرود پرداختند
اين پايكوبي ها كه با همراهي تيفوسي ها با پرجم هاي سبز صورت گرفت ، لقب شهرآشوب را به شاهرود داد و ساعت 4 صبح وضعيت حكومت نظامي بر شاهرود حاكم شد و به تجمعات بالاي 1 نفر شليك ميشد !!!:3:
بر اثر اين تير اندازي ها 6 كشته و 72 زحمي بر جاي ماند كه حال 51 نفر از انان وخيم گزارش شده است !
پس از اين حوادث اوباما و نخست وزير كشور انگلستان و المان در عراق حاضر شده و ضمن تبريك عنوان قهرماني استقلال خواستار تشديد تحريمها عليه ايران شدند :3: و كشور هاي روسيه و ونزوئلا و كوبا و برزيل ضمن ابراز تاسف از قهرماني استقلال ، كشتار مردم را تاييد كردند و خواستار رسيدگي جدي دولت و مردم ايران به پرونده ي قهرماني استقلال شدند!!! :3:
منتظر گزارش هاي تكميلي باشيد !!! :3:
=======
و اما بشنويد از اظهار نظر سرمربي استقلال در خصوص قهرماني اين تيم و حضور در ليگ برتر !
با عرض سلام بايد عرض كنم حضور ما در ليگ برتر بيسيار بيسيار ضرر است بر منافع باشگاه ! و اگر يك فصل ديگر فرصت ميداشتم تيمي در حد مدعي قهرماني ليگ برتر ميساختم ولي ظاهرا بايد اين هدف را در ليگ برتر انجام دهم و اين فصل را بروم براي ماندن و ساختن و فصل بعدش تناول كنيم براي قهرماني و اذيت و ازار برشا و ار وي ان ! :3:
هتريك سخت است اي هتريك پسند ... هتريك بازان به قهرماني رسند !:3:
Don M Corleone
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۲:۲۶
به لب سوگند پاکش ، جانِ عشق است
دل من کوره ي سوزان عشق است
به لب سوگند پاکش جان عشق است
دلم اين عاشق شوريده ي مست
نمک پرورده ي دامان عشق است
:blush:
Don M Corleone
سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸, ۲۱:۲۸
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
عکس تاریخی از جمشید آموزگار در یکصدمین سالگرد تولد رضاشاه در کنار امام جمعه وقت تهران:
از چپ: جمشید آموزگار نخستوزیر، جعفر شريفامامی رئيس سنا، عبدالله رياضی رئيس مجلس شورای ملی و سید حسن امامی امام جمعه تهران. اسفند ۱۳۵۶، شهر ری، مراسم يكصدمين سال تولد رضاشاه.
Don M Corleone
دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸, ۱۸:۵۰
شاهرود؛ پایتخت جدید ایران
موضوع انتقال پایتخت برای اولین بار در سال 1364 و همزمان با دویستمین سال پایتختی تهران مطرح شد و پس از جنگ تحمیلی در سال 1368 بار دیگر این طرح به طور جدی تر مطرح شد.
نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی در حالی از شهرستان شاهرود به عنوان یکی از گزینه ها برای جابجایی پایتخت خبر داده است که پیش از این از سمنان به عنوان یکی از مکانهای احتمالی انتقال پایتخت نام برده می شد.
به گزارش مهر، کاظم جلالی در پاسخ به این سئوال که آیا انتخاب شاهرود به عنوان یکی از گزینه های پایتخت شدن در طرح انتقال پایتخت صحت دارد یا خیر به خبرنگار مهر گفت: نام شاهرود در مطالعات اولیه انتقال پایتخت ایران به عنوان یکی از اصلی ترین گزینه ها مطرح شده است.
این اظهارات در حالی از سوی جلالی مطرح می شود که اسدالله عباسی عضو فراکسیون مدیریت شهری مجلس سال گذشته در گفتگو با خبرنگار مهر از بررسی طرحی در مرکز پژوهشهای مجلس خبر داده بود که براساس آن بخشی از پایتخت به سمنان منتقل می شود.
با این همه نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سئوال که چند گزینه برای پایتخت شدن در نظر گرفته شده است، گفت: در مطالعات اولیه طرح انتقال پایتخت، سه گزینه برای انتقال پایتخت در نظر گرفته شده است.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نامی از گزینه ها به میان نیاورد.
موضوع انتقال پایتخت برای اولین بار در سال 1364 و همزمان با دویستمین سال پایتختی تهران مطرح شد و پس از جنگ تحمیلی در سال 1368 بار دیگر این طرح به طور جدی تر مطرح شد.
طرحی که با تصمیم دولتمردان وقت مبنی بر ارجحیت ساماندهی تهران کنار گذاشته شد. این موضوع در سالهای نخستین دهه 70نیز مطرح شد که پیگیری آن بی نتیجه ماند. اخیراً مجمع تشخیص مصلحت نظام موضوع انتقال احتمالی پایتخت ایران را تصویب کرده است.
نماینده مردم شاهرود در مجلس در خصوص ویژگیهای مکانی برای انتقال پایتخت گفت: پایتخت باید به محلی انتقال داده شود که مشکلات قبلی در آن وجود نداشته باشد. همچنین تمایل به گسترش در محدوده شهری و مشکلات شهرهای بزرگ را نداشته باشد، بر این اساس شاهرود گزینه ای مناسب در این زمینه است.
تهران با بیش از 12 میلیون نفر جمعیت با مشکلات عدیده ای از جمله گرانی مسکن، ترافیک، آلودگی هوا و ... دست و پنجه نرم می کند.
Don M Corleone
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۵۷
تاپيك ژنرال در انجمن هتريك : تیم فوتبال استقلال شاهرود كه موفق شده بود با عبور از سد رقباي خود در ليگ دسته دو فاتح لیگ نوزدهم ایران شود ديروز در مسابقه ي پلي اف با شكست تيم شاهين مشهد به رقابتهاي ليگ برتر راه يافت .
به گزارش سرویس ورزشی همين تاپيك ، در این بازی که عصر ديروز و به قضاوت داور موزامبيكي در ورزشگاه كاخ سيمرغ مشهد و با حضور بیش از 36 هزار نفر تماشاگر برگزار شد، تیم استقلال موفق شد با نتیجه دور از انتظار و شگفتي اور 7-0 از سد تیم شاهين بگذرد و برای دومین بار راهي رقابتهاي لیگ برتر ایران شود.
اين ليگ كه با حضور تيمهاي قدرتمندي چون RVN U,Brescia,Chelsea,Team-M,Arya U,REY برگزار ميگردد
از هم اكنون در پي تداركات براي مقابله با تيم غول اساي استقلال ميشوند تا بلكم بتوانند كمتر گل بخورند !
انتهاي پيام !
====
:3:
Don M Corleone
سه شنبه ۱ دي ۱۳۸۸, ۱۴:۰۷
نوه ي ايت ا... كروبي به استقلال پيوست !
Danilo Carrubbi
بازيكني كه پدري ايراني و مادري ايتاليايي دارد امروز ظهر به ايران بازگشت تا در وطنش به رشد و تعالي برسد !
دني كه 17 سال سن دارد در مورد مسائل سياسي ايران نظري نمي دهد و مي گويد براي مسائل ورزشي به ايران امده ام هرچند انتخاب ايران براي شروع به كار حرفه اي ام با توجه به ذهنيت هاي موجود در ايتاليا نسبت به ايران خيلي سخت بود ولي من با پدربزرگم تماس گرفتم و بعد از اينكه اوكي داد و محمد رضا رو تاييد كرد به ايران امدم و خيلي خوشحالم
:3:
Don M Corleone
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۱۵:۳۷
محدود نبين
نه... نميشود... نميتوانم... امكانپذير نيست... ممكن نخواهد بود... مگر ميشود؟ روزي چند بار اين جملات را ميگوييم يا ميشنويم؟
نمي تواني، چون فكر ميكني كه نميتواني. نميشود چون تو باورداري كه نميشود. امكان پذير نيست زيرا در نگاه تو ناممكن است و روح جهان همان را به تو ميدهد كه ميبيني و باورداري. پرواز غيرممكن بهنظر ميرسيد چرا كه ذهن محدود آن را منحصر به پرندگان ميدانست اما راههاي بسياري بود و هست براي پرواز. محدود ميبيني چرا كه خود را جسم ميداني. جهان محدود است چرا كه در اين نگاه «من» محور همه چيز است؛ مني كه در ديوارها و حصارهاي جسم و ذهن محدود شده و پتانسيلهاي عظيم نهفته و قابليتهاي آشكار نشده روح آن همچنان چون گنجي بلا استفاده مانده است.
« ذهن براساس تجربيات گذشته خود مملو از موانع دروني و مقابلهكننده با احياي مجدد توانايي خلاقيت است. انسان در ذهن خود تجربههايي از ناتوانيها، سرخوردگيها، شكستها و گفتوگوهاي دروني منفي دارد؛ صحبتهايي كه در هر بار اقدام مجدد فرد براي خلاقيت، به او ياد آور ميشوند كه: تو نميتواني، ديدي كه امكانپذير نيست، چند بار ميخواهي يك چيز را آزمايش كني؟ تو براي اين كار ساخته نشدي. چقدر ميخواهي عمر و سرمايه را بيهوده صرف كني تا به تو ثابت شود كه نميشود. شكلهاي بيروني اين نوع محاورههاي غيرسازنده، ميتواند صحبتها و نصيحتهاي پدر و مادر يا همسر و ساير اعضاي خانواده و نزديكان باشد.»
انيشتين ميگفت: « آنچه در مغزتان ميگذرد، جهانتان را ميآفريند.» استفان كاوي (از سرشناسترين چهرههاي علم موفقيت) احتمالا با الهام از همين حرف انيشتين است كه ميگويد: «اگر ميخواهيد در زندگي و روابط شخصيتان تغييرات جزئي بهوجود آوريد به گرايشها و رفتارتان توجه كنيد؛ اما اگر دلتان ميخواهد قدمهاي كوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگيتان ايجاد كنيد بايد نگرشها و برداشتهايتان را عوض كنيد.»
داستان گويايي هم در حكايتهاي سرخپوستان وجود دارد كه به خوبي تصوير اين وضعيت را نمايش ميدهد. سرخ پوستي از تبار پاسياه اين داستان را تعريف ميكند:
در حالي كه از نواحي صخرهاي يكي از مناطق بالا ميرفت، سرخ پوست ديگري را ديد كه به لانه عقابي رسيد. تخمهاي زيادي در لانه بودند ولي او موفق شد تنها يكي از آنها را بدزدد و به دهكده خودش ببرد. او تخم [عقاب] را در لانه يكي از مرغها قرارداد و پس از اينكه جوجه سر از تخم در آورد، بهدنبال مرغ مادر به راه افتاد و باور ميكرد كه خودش هم يك مرغ است. تمام روز را عقاب همانگونه كه مرغان سر به زمين دانه ميخوردند، راه ميرفت و در ميان آشغالها نوك ميزد و كرمهايي براي خوردن پيدا ميكرد.
يكي از روزها كه عقاب ديگر بزرگ شده بود، پرنده عظيمالجثهاي را ديد كه در آسمانها پرواز ميكند. به سوي مادر مرغها رفت كه چيزهاي زيادي در مورد دنيا ميدانست و پرسيد: آن چه پرندهاي است؟ مرغ پير گفت: يك عقاب است. عقاب جوان گفت: اينگونه پروازكردن بايد خيلي دلپذير باشد و به آن پرنده بزرگ خيره شد. مرغ پير گفت: بله، ولي تو بايد پرواز كردن را فراموش كني، چون تو يك مرغ هستي. عقاب در ميان مرغها و آشغالها به زندگياش ادامه داد.
بنابراين ديدگاه جهان و هستي محدود است، چون محدود ميبينم و حدود را ميبينم و ديوار ميكشم در پناه ديوارهاي پيش ساخته و سقفهاي كوتاه ميمانم. و محدود ميبينم چون محدود ميدانم و تا محدودهاي ميدانم. آنگاه كه من محور جهانم پس جهان محدود به من، دانستههاي من و تواناييهاي ظهوريافته و نه حتي بالقوه من است. تا همانجايي گستره دارد كه من ميبينم و تا همانجا ميرود كه من ميتوانم بفهمم. حال از ديدگاه اعراب بيابانگرد زمين همان كوير بود و از ديدگاه علم، انسان همين جسم.
اما يك ذهن خلاق يك ذهن باز است؛ ذهني كه ميداند واقعيت داراي محدوديتها، مسائل و تناقضات و نقايص است اما خود، به آنها محدود نميشود و باور دارد كه وراي همه محدوديتها، نبودنها و نشدنها حقيقت بينقص و نامحدودي هست و راههايي براي رسيدن به آن و بهره بردن از نيروي بينهايتش كه هر چيزي را ممكن ميكند وجود دارد. او ميداند و به تجربه و تفكر و مشاهده دريافته است كه محدوديتها ساخته و پرداخته ذهنهاي محدود و پر از ديوار است. باورهاي در قفس و نگاههاي شرطيشده محدوديتها را ميسازند و در آن ميزيند، همان را تجربه ميكنند و همان را به سايرين ميآموزند.
ايمان داشته باشيد كه ميتوانيد
حتي متخصصين و كارشناساني كه تفكر خلاق را تنها يكي از روشهاي تفكر ميدانند و يك شيوه فكر كردن تعريفش ميكنند معتقدند و توصيه ميكنند: «ايمان داشته باشيد كه ميتوانيد. يك حقيقت اساسي اين است كه براي انجام هر كار، بايد اول ايمان پيدا كنيم كه اين كار، ميتواند انجام شود. اعتقاد داشتن به اينكه كاري ميتواند انجام پذيرد، ذهن را براي يافتن راه انجام آن به حركت واميدارد. وقتي به كاري ايمان داشته باشيد، فكرتان راههاي انجام آن را پيدا ميكند.
اين آزمايش، تنها يك نتيجه دارد و آن اينكه وقتي ايمان بياوريد كه چيزي ناممكن است، فكرتان در پي دلايلي ميگردد كه اين مطلب را اثبات كند؛ ولي وقتي ايمان حقيقي داشته باشيد كه كاري شدني است، فكرتان راههاي انجام آن را مييابد.
ايمان داشتن به امكان تحقق مسائل، در حقيقت جاده را براي راهحلهاي خلاق، هموار ميسازد؛ در حالي كه ايمان داشتن به عدمتحقق آنها، تفكري ويرانگر است. اين نكته را ميتوان به تمام موقعيتها - چه بزرگ و چه كوچك - تعميم داد. آن دسته از اقتصادداناني كه اعتقاد دارند ركودهاي اقتصادي اجتنابناپذير است، نميتوانند راههاي خلاقي براي شكستن اين دور باطل در اقتصاد، پيدا كنند.
اگر اعتقاد به توانايي خود داشته باشيد، ميتوانيد راههايي براي دوستداشتن يك فرد پيدا كنيد. اگر اعتقاد به توانايي خود داشته باشيد، ميتوانيد راهحلهايي براي مشكلات شخصيتان پيدا كنيد. اگر اعتقاد به توانايي خود داشته باشيد، ميتوانيد راهي براي خريدن خانهاي بهتر كه آرزوي خريدنش را داريد پيدا كنيد. ايمان، نيروهاي خلاق را آزاد ميكند و فقدان ايمان، آن نيروها را به بند ميكشد. براي نيل به تفكر خلاق، ايمان داشتن را ياد بگيريد.»
ايمان به نامحدود
از ديدگاه عرفا ايمان داشتن، تكيه به سرچشمه نامتناهي قدرت است و باوري خدشهناپذير و محكم به حضور فعال او در امور. در واقع اين نگاه به اين حقيقت بازميگردد كه تو مخلوق خدايي كه بينهايت است. او تو را بهصورت خود آفريده پس تو نيز نامحدودي اگر نامحدود ببيني. ايمان داشته باش اما نه بهخود كه به خداي قادر خود. ايمان داشتن بهخود امروز هست اما شايد فردا نباشد اما او هميشه هست توانا و بينقص و حاضر.
Don M Corleone
شنبه ۵ دي ۱۳۸۸, ۰۸:۰۰
بشنويد از سياست های اقتصادی دکی
با قيمت گزاری محصولات نفتی در بازار نفت نميدونم آشنا هستيد يا نه..واسه خود من هميشه سوال بود که اين قيمت ها از کجا ميآد...چطور پيش بينی ميکنن که مثلا در ماه آينده قيمت نفت بالا ميره يا پايين
جواب اينه که يک سری کمپانيهای رابط بين المللی بزرگ هستن بين خريدار و فروشنده..3،4 تا کمپانی بيشتر نيستن
کار اين کمپانيها اينه که با گرفتن همه اطلاعات آماری از وضعيت نفت و اقتصاد جهانی به فروشنده اعلام ميکنن که قميت فروشش چی بايد باشه تا نفتش رو بخرن...کمپانيهای کاملا مستقلی هم هستن که هيچ وابستگی سياسی به هيچ جا ندارن
ايران از قبل از انقلاب تا دوره دکی با يکی از اين کمپانيها کار ميکرد و اين کمپانی بود که قيمت محصولات نفتی ايران در ماه های آينده رو تخمين ميزد
يکی از دوستان ما با کسی که 25 ساله در وزارت نفت تخصصش کار کردن با اين کمپانيه دوسته..خود طرف تعريف ميکنه...ميگه دکی که اومد سر کار...يه جلسه اي با ما گذاشت و گفت آقا واسه چی به اين کمپانی پول اضافه ميديد...اينا اصلا چی کارن..مملکت ما مملکت امام زمانه ..ما خودمون قيمت ميديدم با قيمت خودمون هم ميفروشيم
(غد بازيهاش مثل يک بچه دو ساله)...خلاصه آقا به طرف گفت..بين من يکی رو ميفرستم دم دستت..اينم چرتکه...خودتون بشينيد حساب کتاب کنيد ببينين نفت رو چقدر بايد بفروشين
طرف که 25 سال کارش ارتباط با اون کمپانی های غول جهان بوده و ميدونسته قيمت نفت رو با خوردن مخلوط پيشاب پسر بچه نابالغ با عنبر نسارا و پشکل الاغ نميشه تخمين زد همون فرداش ميره استعفا ميده ...و دکی هم از خدا خواسته آدم خودش رو ميزاره سر کار
از اون روز تا امروز چه اتفاقی افتاده ? ايران تخمينی از قيمت که نداره...قيمتش رو بالا ميده...بعد همه خريدارا ميرن دنبال فروشنده های ديگه....رقابته ديگه...اينها هم وقتی ميبينن نفت رو دستشون مونده يکدفعه زير قيمت اون روز بازار نفت رو حراج ميکنن...واسه اينکه اين اتفاق هم تکرار نشه با همون قيمت برای ماه های آينده نفت رو پيش فروش ميکنن چون نميدونن در آينده چی ميشه...نفت پايين ميره...بالا ميره
مملکت رو اينا دارن ميگردونن!!!!! ...گرچه کسی که سازمان برنامه و بودجه رو منحل کنه ديگه اين کارا بچه بازی واسش..برنامه واسه چيمون..مملکت امام زمانه خودش ميگرده 6:
:3:
Don M Corleone
شنبه ۵ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۱۴
امروز نشستم مستند هيچستان كه در مورد سهراب سپهري بود ديدم ! يه عيب اساسي كه داشت اين بود كه هيچ زيرنويسي يا معرفي از افراديكه دارند صحبت ميكنند وجود نداشت و خيلي سخت ميشد فهميد اين كيه كه داره الان صحبت ميكنه !
دركل كار خوبي بود و شايدم كمي هيجان زده شده باشم چون فكر نميكردم همچين كاري موجود باشه ...
و خوب ديدم تو تاپيكم جاي سهراب كه در اوقات فراغت حتما چند صفحه اي از اشعارش رو ميخونم خاليه و .......!
به سراغ من اگر مي آييد، پشت هيچستانم .
پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگ هاي هوا ،
پر قاصد ها ييست .كه خبر مي آرند ،
از گل واشده دورترين بوته خاك...
روي شن ها هم ،
نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح ...
به سر تپه معراج شقايق رفتند...
پشت هيچستان ، چتر خواهش باز است ...
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي آيدآدم اينجا تنهاست ...
و در اين تنهايي ، سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگر مي آييد،
نرم و آهسته بياييد
مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من.
Don M Corleone
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۹:۰۵
دکتر شريعتي : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
Don M Corleone
شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۰۰
ماجرای دست مارادونا
مطلبی را كه تقدیم میكنم تحت تأثیر فیلمی درباره مارادونا نوشتهام كه نقدی است بر ادبیات نوشتاری و گفتاری فوتبال ایران كه چگونه واژههای ارزشمند فرهنگ غنی فارسی را چوب حراج میزنند چگونه به تاراج میدهند و به سینه افراد بیمحتوا و تهی از فرهنگ سنجاق میكنند.
«در اینجا (آسایشگاه روانی) همه دیوانهاند. یكی میگوید من ناپلئون هستم، همه باور میكنند. یكی میگوید من فلان آدم بزرگ هستم، همه باور میكنند اما وقتی من میگویم مارادونا هستم، هیچكس باور نمیكند.» این تكگویی (مونولوگ) مارادونا در سكانس پایانی فیلم است كه با چشمانی اشكبار و سیمایی در هم شكسته به همسرش میگوید.
فوتبال به جهت لحظات دراماتیك همواره مورد توجه فیلمسازان بوده است. میتوانیم به فیلم جان هیوستن «فرار به سوی پیروزی» و فیلم مستندی از زندگی زیدان با عنوان «پرتره قرن بیستویكم» كه در جشنواره كن به نمایش درآمد، اشاره كنیم.
فیلم از همان آغاز، رنج این اسطوره از دوران كودكی، سقوط دیهگو خردسال در گودالی پر از آب و فریاد او برای «كمك» را به نمایش میگذارد. سقوط دیهگو خردسال در گودالی پر از آب و فریاد او برای كمك، نمادی است از ورطههای هولناك زندگیاش كه تماشاگر را درگیر میكند؛ حفرهای كه در انتها به دلیل اعتیاد او را تا آستانه مرگ پیش میبرد اما تاریخ فوتبال به ما میگوید كه ستارههای بزرگ چگونه زود فراموش میشوند و دست به خودویرانگری میزنند. جورج بست افسانهای كه میتوانست در فضایی به اندازه یك دستمال دو نفر را دریبل بزند، چگونه با دست خویش، خود را به كشتن داد.
«آلن بال» ستاره سرخموی انگلیسی و قهرمان جهان در سال 1966 در تنگدستی و عسرت مرد. او مدال قهرمانی خود را در یك حراج 165 هزار پوند فروخت تا خرج مداوای همسر بیمارش كند اما دریغ كه مرگ، هر دو را از پای درآورد. میلان كوندرا در كتاب «هویت» به تنهایی انسان معاصر و بیپناهی او اشاره میكند و راه نجات را پناه بردن به عشق میداند.
آنها كه از عشق تهی و به فراموشخانه زندگی تبعید میشوند، فرجامی تلخ دارند و ستارهها و اسطورهها هم مستثنی نیستند. كسی از درون اسطوره یا به عبارتی دیگر این كودك پا به توپ خبر ندارد. اما مارادونا تفاوت آشكاری با اسطورههای پوشالی دارد كه اطلاق این واژه به آنها اساساً غلط است و این سخاوت و گشادهدستی غیرموجهی است كه نویسندگان زرد به دلیل ناآگاهی یا منفعتطلبی به افرادی میدهند كه لغت «معمولی» هم برای آنها زیاد است.
ماركو ریسی كارگردان فیلم، یك صحنه حیرتانگیز دیگر را به نمایش میگذارد، جایی كه در جامجهانی 94 آمریكا او به دوپینگ متهم میشود و با بغضی فروخورده در مقابل جهانیان و از صفحه تلویزیون میگوید: «فقط به خاطر توصیه همسرم گریه نكردم. من هیچ گناهی مرتكب نشدهام. آنها (فیفا) مرا شكستند.»
مارادونا به خاطر مردم آرژانتین و فرزندان خودش به جام جهانی رفته بود. اصولاً «دست» یك عامل تعیینكننده در زندگی مارادوناست؛ دستی كه در دوران كودكی در آن گودال هولناك به دنبال توپ میگشت.
دستی كه با آن به انگلستان گل زد و همه جهانیان دیدند به جز داور مسابقه آقای بنناصر از تونس و سرانجام دستی كه در پایان مسابقه فینال جامجهانی 1990 ایتالیا پس نشست تا دست ژائو هاوهلانژ رئیس وقت فیفا را نفشارد.
دیهگو آرماندو مارادونا بدون تردید یك اسطوره است كه هماوردی ندارد. او توانست زخم عمیق تحقیر شكست ارتش آرژانتین مقابل نیروی دریایی انگلستان را كه به از دست دادن جزایر مالویناس (فالكلند) منجر شد، یكتنه التیام بخشد. او با شكست انگلیس غرور جریحهدار شده یك ملت را مرهم گذاشت. دیهگو تنها بازیكنی در تاریخ فوتبال است كه به تنهایی یك تیم را قهرمان جهان كرد.
Don M Corleone
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۶:۴۳
داستان عقاب
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است . عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند . ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد : چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود . شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.
در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد . برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند . در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود . پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند. زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند .
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده … و 30 سال دیگر زندگی می کند.
چرا این دگرگونی ضروری است ؟
بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم . گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم . تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم.
Don M Corleone
يکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸, ۱۳:۱۶
دكتر علی شریعتی
نوروز که قرنهاي دراز است بر همهي جشنهاي جهان فخر ميفروشد ، از آن رو « هست » که يک قرار داد مصنوعي اجتماعي و يا يک جشن تحميلي سياسي نيست .جشن جهان است و روز شادماني زمين ، آسمان و آفتاب ، وجوش ِشکفتنها و شور ِ زادنها وسرشار از هيجان ِ هر آغاز .
... نوروز دست مردم را ميگيرد و از زير سقفها ، درهاي بسته ، فضاهاي خفه .... به دامن آزاد و بيکرانهي طبيعت ميکشاند : گرم از بهار ، روشن از آفتاب ، لرزان از هيجان ِ آفرينش و آفريدن ، زيبا از هنرمندي باد و باران ، آراسته با شکوفه ، جوانه ، سبزه و معطر از :
«بوي باران ، بوي پونه ، بوي خاک ... شاخههاي شسته ، باران خورده ، پاک» .....
نوروز تجديد خاطرهي بزرگي است ، خاطرهي خويشاوندي انسان با طبيعت . هر سال اين فرزند فراموشکار که سرگرم کارهاي مصنوعي و ساختههاي پيچيدهي خود ، مادر خويش را از ياد ميبرد ، با ياد آوري وسوسه آميز نوروز ، به دامن وي باز ميگردد و با او اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن ميگيرد .فرزند ، در دامن مادر ، خود را باز مييابد ؛ و مادر در کنار فرزند ، چهرهاش از شادي ميشکفد ، اشک شوق ميبارد ، فريادهاي شادي ميکشد ؛ جوان ميشود ، حيات دوباره ميگيرد .....
نوروز تنها فرصتي براي آسايش ، تفريح و خوش گذراني نيست ؛ نياز ضروري جامعه ، خوراک حياتي يک ملت نيز هست ...
در ان هنگام که مراسم نوروز را بهپا ميداريم ، گويي خود را در همهي نوروزهايي که هر ساله در اين سرزمين بر پا ميکردهاند ، حاضر مييابيم و در اين حال ، صحنههاي تاريک و روشن و سياه و سفيد تاريخ ملت کهن ما در برابر ديدهگانمان ورق ميخورد ، رژه ميرود . ايمان به اينکه نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين بر پا ميداشته است ، اين انديشههاي پر هيجان را در مغزمان بيدار ميکند که : آري ، هرساله ! حتي همان سالي که اسکندر چهرهي اين خاک را به خون ملت ما رنگين کرده بود ، در کنار شعلههاي مهيبي که از تخت جمشيد زبانه ميکشيد . همانجا ، همانوقت ، مردم مصيبت زدهي ما نوروز را جديتر و با ايمان بيشتري بر پا ميکردند ؛ آري ! هر ساله ! حتي همان سال که سربازان قتيبه بر کنارهي جيهون سرخ رنگ ، خيمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پياپي قتل عام مي کرد ، در آرامش غمگين شهرهاي مجروح و در کنار آتشکدههاي سرد و خاموش ، نوروز را گرم و پر شور جشن ميگرفتند .
تاريخ از مردي در سيستان خبر ميدهد که در آنهنگام که عرب سراسر اين سرزمين را در زير شمشير خليفهي جاهلي آرام کرده بود ، از قتل عام شهرها و ويراني خانهها و آوارگي سپاهيان ميگفت و مردم را ميگرياند و سپس چنگ خويش را بر ميگرفت و ميگفت : « ابا تيمار ، اندکي شادي بايد» !!! ...
نوروز در اين سالها و در همهي سالهاي همانندش ؛ شادياي اينچنين بوده است ، عياشي و بيخودي نبوده است ، اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن اين ملت بوده است و نشانهي پيوند با گذشتهاي که زمان و حوادث ويران کنندهي زمان همواره در گسستن آن ميکوشيده است .
« نوروز نخستين روز آفرينش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين کار بود و ششمين روز ؛ خلقت جهان پايان گرفت و از اين روست که نخستين روز فروردين را هورمزد نام نهادهاند و ششمين روز را مقدس شمردهاند .» چه افسانهي زيبايي ؛ زيباتر از واقعييت !! راستي مگر هر کسي احساس نميکند که نخستين روز بهار ، گويي نخستين روز آفرينش است .... بي شک روح در اين فصل زادهاست و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار ، آفتاب در نخستين روز نوروز طلوع کرده است.
نوروز – اين پيري که غبار قرنهاي بسيار بر چهرهاش نشسته است- در طول تاريخ کهن خويش ، روزگاري در کنار مغان ، اوراد مهر پرستان را خطاب به خويش ميشنيده است ؛ پس از آندر کنار آاتشکدههاي زردشتي ، سرود مقدس موبدان و زمزمهي اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش ميخواندهاند ؛ از آن پس ، با آيات قرآن و زبان الله از او تجليل ميکردهاند .... ودر همهي اين چهرههاي گوناگوناش ، اين پير روزگار آلود ، که در همهي قرنها و با همهي نسلها و همهي اجداد ما – از اکنون تا روزگار افسانهاي جمشيد باستاني – زيستهاست و با همهمان بوده است، رسالت بزرگ خويش را ، همه وقت ، با قدرت و عشق و وفا داري و صميميت انجام داده است و آن زدودن رنگ پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت نوميد و مجروح است .... و عظيمتر از همه ، پيوند دادن نسلهاي متوالي اين قوم – که بر سر چهارراه حوادث تاريخ نشسته و همواره تيغ جلادان و غارتگران و سازندگان کلهّمنارها بندبندش را از هم ميگسستهاست و نيز پيمان يگانگي بستن ميان همهي دلهاي خويشاوندي که ديوارهي عبوس و بيگانهي دورانهادر ميانهشان حائل ميگشته و درهي عميق فراموشي ميانشان جدايي ميافکنده است .
و ما در اين لحظه ، در اين نخستين لحظات آغاز آفرينش ، نخستين روز خلقت ، روز اورمزد ، آتش اهورايي نوروز را باز بر ميافروزيم ... و درهمهي نوروزهايي که در زير آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمين ما بر پا ميشده است ، با همهي زنان و مرداني که خون آنان دررگهايمان ميدود و روح آنان در دلهايمان ميزند شرکت ميکنيم و بدينگونه «بودن خويش » را، به عنوان يک ملت ، در تند باد ريشهبرانداز زمانها ... خلود ميبخشيم و در اين ميعادگاهي که همهي نسلهاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند ، با آنان پيمان وفا ميبنديم و « امانت عشق » را از آنان به وديعه ميگيريم که « هرگز نميريم » و « دوام راستين » خويش را به نام ملتي که در اين صحراي عظيم بشري ، ريشه در عمق فرهنگي سرشار از غنا و قداست و جلال دارد و بر پايهي « اصالت » خويش ، در رهگذر تاريخ ايستاده است ، « بر صحيفهي عالم » ثبت کنيم .
Don M Corleone
دوشنبه ۹ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۴۷
--------------------------------------------------------------------------------
کارهای شگفت آوری که داریوش و کوروش انجام داده بودند
آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.
آیا میدانید : کمبوجیه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد. اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود
آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک (طلا) و سیکو (نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت
آیا میدانید : داریوش در پاییز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد
آیا میدانید : کوروش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد
آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید
آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا (داریک) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند
آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است
آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روزه ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود. بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است
آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند
آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک - سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد
آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد
آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد
آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد
آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت
آیا میدانید : داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم
Don M Corleone
يکشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۵۶
گفتی كه از یادم تو میری؟ نه عزیزم مگه میشه؟
بجا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه
فاصله بین منو تو تا كجا دنباله داره؟
قسمت این بود كه جدا بمونیم از هم تا همیشه
روز موعود مطمئن باش كه زیادم دور نیست
من كنار تو تو مال من تا همیشه
نمی دونم كه چرا و با كی هستی........؟
نمی خوامم كه بدونم........
با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه
مگه تو نخواستی بال من و تو بمونه پا برجا
من كه ماندم ولی از تو خبری پیدا نمی شه
یك روزی یك وقت یجایی چشمم میوفته تو چشمات
اما این همون خیاله كه به من هست تا همیشه
نمی خوام كه نا امیدی بشینه تو قلب خستم
چی دیدی خدارو شاید بشی مال من همیشه.
Don M Corleone
دوشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۹, ۲۰:۴۷
پدر، مادر، ما متهمیم
اثر: دكتر علی شریعتی
خواهش می كنم اگر در سخن تند من، در انتقادهای زننده و تیز صریح من، تلخی وجود دارد، این تلخی را بر من ببخشید، اگر معتقدید كه در آن حقیقتی هست. زیرا مصلحت گویی خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف كردن، شیرین اما حقیقت تلخ است و بگذارید به جای تخدیر درد و كتمان بیماری و دل خوش كنك های آرام كننده، روی در روی این بیمار بایستیم و تلخ و تند و راست و صاف بگوییم كه: «غده های سرطان در خونت، در اعماق مغزت و دهلیزهای قلبت رخنه كرده و سخت پیش رفته است. فرصت كم است و فاجعه سنگین!
...
به سخنم آن چنان كه قرآن می گوید گوش كنید:
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» (مژده ده بندگانی را كه به حرف گوش می كنند و بعد هرچه را درست تر یافتند تایید می كنند و دنبالش را می گیرند)
«اولئك الذین هدیهم الله و اولئك هم اولوالالباب» (این هایند آدم هایی كه خدا به راهشان آورده و اینهایند كه شعور دارند.)
من آمده ام به نمایندگی این طبقه تحصیل كرده بی دین. نه تنها بی دین و بیگانه با دین شما، بلكه بیزار ازدین وعقده دار نسبت به مذهب و فراری. كه به هر مكتبی، به هر شعاری و به هر فلسفه دیگری متوسل می شود و پناه می برد از ترس مذهب شما!
به نمایندگی از این ها به شما كه مسئول مذهب و ایمان خودتان و زمان خودتان، خانواده خودتان و جامعه خودتان هستید بگویم: برای چه طبقه من و گروه من از شما بیزار شده، از شما بیگانه شده و شما با او بیگانه هستید و نمی توانید با هم یك كلمه سخن بگویید!
به مادرها بگویم كه برای چه دختر شما نمی تواند با شما حرف بزند و شما هم نمی توانید با دخترتان حرف بزنید.
...
و به پدرها بگویم كه فرزند شما نه عنوان یك فساد اخلاقی بلكه با «دلایل و علل فكری و اعتقادی» از شما فرار كرده و با شما بیگانه شده است.
و هم چنین بر سر شما به عنوان معتقدان امروز به اسلام و تشیع و به عنوان كسانی كه در عصر لامذهبی و بی ایمانی در جهان، ایمانتان را نگه داشته اید و مدعی حفظ اعتقاد و عمل به دینتان هستید، بنابراین مسئولیت شیعه بودن و مسلمان بودن و دین دار بودن دارید و به تصریح قرآن هم در راه نجات خود و هم خاندان و هم فرزندانتان باید بكوشید، فریاد زنم كه: «قوا انفسكم و اهلیكم نارا» (خودتان را و اهلتان را از آتش نگاه دارید!)
من آمده ام اتهامات گروهی را كه پسر شما و دختر شما است (به عنوان نماینده آن ها ) به خود شما بگویم. و این نمایندگی را از من بپذیریذ. برای این كه من نه با آن ها هم فكر هستم كه به نفع آن ها و طبق عقاید آن ها صحبت كنم، و نه هم در گروه شما و در این طبقه شما وابستگی دارم تا به مصلحت شما و اوضاع احوال این جا صحبت بكنم.
...
ای پدر من، ای مادر من!
دین تو، مذهب تو و همه اعمالی كه به نام دین و مذهب انجام می دهی و همه عقایدی كه به نام دین و مذهب داری، همه اش بیهوده و زیان آور است!
...
دین تو عبارت است از یك نیرویی كه ترا از دنیا و از پیش از مرگ غافل می كند و همه دلهره و وسواس و ترس و كوشش و مسئولیت و تلاش ترا متوجه مرگ و بعد از مرگ می كند، و من به عنوان «جوان امروز» ، «روشنفكر امروز» ، «تحصیل كرده امروز» به « پیش از مرگ» كار دارم و دین تو هیچ سخنی درباره پیش از مرگ به من نگفته، به تو هم نگفته. تو هم نمی دانی.
تو می گویی این عقاید و اعمال دینی من به این درد می خورد كه جواب نكیر و منكر را بدهم و وقتی كه سرم را در گور، بر خشت و خاك لحد گذاشتم، در آن جا فوائدش روشن می شود.
...
می گویم راست است، اما برای پیش از مرگ (كه ما در ذلت و فقر و نیازمندی جان می دهیم) دین تو چه دارد؟ هیچ چیز! تو در آتش می سوزی و مردم تو و هم نژادهای تو و مردم جهان و نوع انسان در آتشِ زندگی می سوزند و تو احساس گرما هم نمی كنی! و بعد شب ها و روزها تمام گریه و اضطراب تو از تصور زبانه آتش قیامت و عذاب پس از مرگ است! و من! آتشی كه اكنون بر بشریت نازل شده و من و تو و همه در آن می سوزیم، كار دارم و در جستجوی آنم كه چه عاملی و چه آبی این زبانه را اطفا می كند؟
...
این دین فقط تو را باید نجات دهد، من دنبال دینی و ایمانی می گردم كه بشریت را نجات بدهد و حتی خود من هم فدایش بشوم. دینی كه برای نجات جامعه بكوشد و «من» را قربانی «ما» كند.
...
بابا ، مامان
من با تو خیلی فرق دارم. خدایی كه تو و كسانی كه مثل تو می اندیشند و می سازند، خدایی است كه مسئولیت های تو را ، اراده تو را، و همه وظیفه های انسانی تو را در این دنیا و در جامعه و در برابر مردم تكفل می كند. و تو با چاپلوسی و نذر و نیاز به آن خدا،خودت را از عواقب هر جرمی و جنایتی معاف می بینی! درست مثل زندگی اجتماعیت است كه هر وقت كارت گیر می كند، حقه بازی می كنی. یك قانون مالیاتی وضع می شود،یك حكم قضایی و حقوقی از دادگستری برایت می آید، این را می بینی، آنرا می پزی، تملق می گویی، تلفن می كنی، رشوه می دهی، پول و پارتی فراهم می كنی، واسطه می تراشی! «در دینت هم همین كارها را می كنی» !
...
هیچ قانونی ترا از پلیدی و جنایت و حق كشی و مال مردم خوری و خیانت و قانون شكنی باز نمی دارد. هم چنین با توسل و شفاعت و جلب محبت و نظر یكی از مقربان و حاشیه نشینان سلطان كائنات دینت هم! ترا در دنیا از خطا و گناهی كه خودت همه به آن معتقدی و می دانی كه دینت هم ترا از آن ها بر حذر می كند، باز نمی دارد!
...
باری پدر ، مادر
این مسیر دینی است كه تو به من نشان می دهی و من نمی خواهم كه در این دنیا زندانی بدبخت و اسیر باشم. می خواهم «آزاد» ، «عزیز» و سرافراز» باشم. من كفری را كه می گویی در این دنیا آزادی و عزت و سعادت و بهشت می دهد، بر دین تو كه زندانی و اسارت و فقر و رنج را موجب می شود،و حتی توصیه می كند، ترجیح دادم. تو هی فحش بده، نق بزن، نفرین كن!
...
انصاف بده پدر، مادر
جهان بینی تو یك «جهان بینی شكمی» است! بشریت و اخلاق و اراده و مسئولیت و خیر و شر كار و فكر و سرنوشت و سرگذشت و جهاد و جنایت و خدمت و خیانت و ... همه یعنی «كشك»! همه این ها به شكم هامان مربوط است.
تعجب می كنم چرا از شهامت علی ستایش می كنی؟ چرا بر شهادت حسین می گریی؟ چرا از قساوت شمر خشمگینی؟ اصلاً قاتل حسین شمر است؟ یا ... العیاذ بالله!! می بینی این دین تو سر از كجا در می آورد؟ هم به ضرر خلق است و هم خدا! فقط به درد شمر می خورد.
این بود پدر كه «ایمان شكمی» تو را رها كردم و «اگزیستانسیالیست» شدم و معتقد شدم كه من می توانم سرنوشت خودم را بسازم. به آن سارتری معتقدم كه می گوید: «حتی كسی كه از مادرش فلج به دنیا می آید، اگر قهرمان ورزش نشود خودش مسئول است»!
ببین تا كجا اراده و آزادی انسان را نشان می دهد؟! این طرز فكر «سارتر» مادی و لامذهب است و آن بینش توی معنوی و مذهبی!
دینِ «نه»!
دینِ «نه»!
تو دینِ «نه» به من دادی پدر، مادر!
من دختر تو بودم، راه هایی كه به من نشان دادی، پیشنهادهایی كه داشتی، شكل زندگی و ارزش های اخلاقی كه به من ارائه كردی این است: نرو، نكن، نبین، نگو، نفهم، احساس نكن، ننویس، نخوان، نه ، نه، نه، ...! این كه همه اش «نه» شد؟! من به دنبال دین «آری» هستم كه به من نشان بدهد كه چه بكن، چه بخوان، چه بفهم، و چه باید بكنی! به قول یكی از نویسندگان: وای به حال دینی كه «نه» در آن بیشتر است از «آری» ! و از تو من یك «آری» نشنیدم!
...
پدر ، مادر، بزرگ تر ...!
كتابی برای «نخواندن»! قرآنی كه تو به آن معتقدی به چه كار می آید؟ من نمی دانم در آن چه هست و تو خودت نمی دانی تویش چیست! از این جهت منِ كافر و تویِ مومن هر دومان هم درس هستیم. منتهی من به آن كار ندارم (چون كتابی كه به درد خواندن نخورد به چه درد می خورد؟!) اما تو مرتّب می چسبانیش به چشمت و سینه ات، به پهلویت، به قنداق بچه ات و به بازوی داداشت و به بالش مریضت، تا آن جا كه من دیده ام، این كتاب برای تو مصرفش همیشه این بوده كه: وقتی كه از خانه ات بیرون می آیی، چند جمله از آن را به قفل در خانه ات پف می كنی! من یك قفل فنی و محكم می خرم كه اصلا احتیاج به پف نداشته باشد، با تكنیك بسته شود نه با پف! تو برای سلامت و مصونیت جمله هایی از آن را دور خودت پف می كنی، یا نسخه هایی از آن را به آستر جلیقه ات می دوزی یا به گردن خودت یا گاوت می آویزانی! من می روم واكسن می زنم و از دكتر متخصص نسخه دوا می گیرم، بنابراین به «قرآن تو» نیازی ندارم!
تو با آن «استخاره» می كنی و به جای «انتخاب» و «تصمیم» ، «عمل» و «قضاوت» و «فهمیدن» و «اندیشیدن» و ... (كه كار انسان و ارزش امتیاز انسان است) ، با كتاب یك نوع شیر یا خط بازی می كنی و لاتاری و بخت آزمایی می كنی.
من (فرزند تو) با این كه به وحی عقیده ندارم، حاضر نیستم به قرآن تا این حد اهانت كنم، به هر حال این یك «كتاب» است، با آن بازی نمی كنم. به عقل هم اهانت نمی كنم. من به كمك علم و پرورش ذهن و آگاهی و شعور و تحقیق و مشورت و مراجعه به افراد مطلع و متخصص، عقلم را به كار می اندازم، منطقی می اندیشم. اگر هم روزی هم معتقد شدم كه قرآن تو «كتاب هدایت» است، آن را «می خوانم» تا با اندیشیدن و فهمیدن نوشته های آن، راه خوب و بد و متوسط را پیدا كنم، نه با استخاره! چشم هایم را باز می كنم و متنش را می گشایم و به دنبال مطلبی می گردم تا ببینم كه چه گفته است، نه این كه چشم هایم را ببندم و شانسی و تصادفی لایش را باز كنم و جمله یا كلمه اول بالای صفحه راست را تماشا كنم كه چه نوشته است؟ و بعد طبق آن در كار خودم تصمیم بگیرم و در باره مسئله ای یا شخصی قضاوت كنم!
پدرجان «من یك دانشجویم»، اگر كسی با جزوه درسی ام چنین بازی هایی كند اوقاتم تلخ می شود! پس اگر من كتابی را كه به درد خواندن نمی خورد (ولو نویسنده اش به قول تو خود خدا باشد) رها كردم و به جای آن كتاب هایی را گرفتم كه به درد خواندن می خورد. اوقاتت تلخ نشود!
...
پدر، مادر!
نماز تو یك نوع ورزش تكراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و صلاح عملی ... كه صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و اركانش را می دانی، نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی ... تمامی نتیجه كار تو و آثار نماز تو این است كه پشت تو قوز در آورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است كه من این دو علامت تقوا را ندارم!
بیاییم واقعاً با هم بررسی كنیم و ببینیم كدامیك برده ایم و كدامیك باخته ایم؟!
تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بكن كسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد، اما خودش نفهمد كه دارد چه می گوید؟ فقط تمام كوشش اش این باشد كه با دقت و وسواس مضحكی الفاظ و حروف را از مخارج اصلیش صادر كند! اگر هنگام حرف زدن «ص» را «س» تلفظ كند، حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلاً نفهمید چه حرف هایی می زند و به مخاطبش چه می گوید، «غلط نمی شود»!
من در تمام تاریخ بشر شماها را دیده ام كه با التماس و اصرار و اخلاص دارید از كسی چیزی یا چیزهایی طلب می كنید اما نمی دانید آنچه می خواهید چیست؟ اگر كسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس چیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید كه با وسواس عجیبی خواهش همیشگی خود را تلفظ می كند اما خودش نمی فهمد كه چه درخواستی از شما دارد، چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید كه این كار برایش یك عادت شده و یا به عنوان وظیفه یا از ترس هم انجام می دهد دیگر چه می كنید؟ و چه باید بكنید؟ گوشتان را پنبه نمی كنید؟!
...
و این است «بنده مومن»! آن چه «عفت» و «تقوی» می گویند و این است «مومن بنده» ! آن چه «بی نظری» و «زهد» معنی می كنند.
مرا در این دنیای سوم و در برابر چشم های تیز خصم و پوزه دریده غرب غارتگر (كه می بیند و می بلعد) به چه می خوانی؟
كجایی پدر مومن من، مادر مقدس من!
وای بر شما نمازگزارانی كه سخت غافلید و از نماز نیز! در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید و در عمل، بت های قرن: خداوندان زمین را! بت هایی را كه دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند.
...
اما حج؟
پدر، مادر!
با شما به حج آمده ام. دیدم چه می كنید! دیدم كه با یك جت بوئینگ 707 به مكه آمدید، وارد فرودگاه شدید، بعد آن كاتولوگ حج را در آوردید، با چندین اسم بزرگ پشت جلدش. از رویش اعمال و احكام حج را می خواندید. می بینم كه به عنوان اولین كاری كه حاجی باید انجام بدهد نوشته: «وقتی كه وارد می شوی و از شتر می خواهی پیاده شوی، اول پای راست را زمین بگذار»! داستان تو و مناسكت را و حجت را تا آخرش خواندم.
اما دنبالت آمدم. دیدم رفتی به مدینه، آن جا شروع كردی (رو در روی مسلمان های دیگر) به زیارتنامه خواندن برای كسانی كه می پرستی، اما اصلاً نمی دانی كی هستند! فقط توی این زیارتنامه فحش و لعن بود كه با صدای بلند نثار معتقدات و احساسات اكثریت مسلمانی كردی كه آن ها هم مثل تو به زیارت پیغمبر آمده بودند!
...
در مكه این همه وسواس داشتی برای این كه در موقع طواف، نوك شانه چپت با خانه كعبه دقیقاً محاذی باشد، اگر یك میلی متر انحراف پیدا كند باطل می شود، حتی بسیاری از مردها شانه زنشان را می گیرند و به طرف خانه راست نگه می دارند كه منحرف نشود و گویی یك عمل الكترونیك و ماشینی پیچیده ای است كه همه هوش و حواس باید متوجه مسائل تكنیكی و فنی كار باشد و اگر یك كمی در فرم كار غفلت شود منفجر می شود! در صورتی كه باز می شنوم كه خودتان می گویید پیغمبر سوار بر شتر وارد مسجدالحرام شد و سواره طواف كرد!
همیشه و همه جا تمام هوش و حواست سر همین فرمالیته های تكنولوژیك بود، هزار تا سال كردی كه :«چه جور؟» یكبار نپرسیدی «چرا؟» .
...
در همین «سعی» می رفتم، یكی از همسفرهای من كه طبیبی دانشمند و هنرشناس و حساس بود می گفت «برای اولین بار احساس كرده ام كه چقدر در این حج عمق وجود دارد، و اسلام این همه دارای اندیشه و معنی است و هرگز فكر نمی كردم مذهب این همه فكر و فلسفه و عمق و فرهنگ داشته باشد» و به شدت تحت تاثیر این همه معنویت و این همه احساس و این همه اندیشه و این همه عمق تاثیر و وزن مسئولیتی كه حج بر سرشت و زندگی آدم آگاه می گذارد، قرار گرفته بود و از این رو بر روی هر نكته ای تامل بسیار می كرد و از هر عملی می پرسید و همه چیز را سرشار از معنی و عمق و شعور می یافت.
نزدیك من سعی می كرد و غرق اندیشه و احساس بود و چون دقیق بود، كتابی را، از همان ها كه مخلوطی است از مناسك و دعا و زیارتنامه و غیره، گشوه بود و آن چه را به سعی مربوط بود می خواند. ناگهان با شگفتی از من پرسید: فلانی این جا یك چیزی نوشته نمی فهمم یعنی چه؟ پرسیدم: چه نوشته؟ گفت: نوشته است: « در سعی چهارم روی پله چهارم صفا اگر بایستی ، این ورد را بخوانی پولدار می شوی!» خجالت كشیدم كه یك جوان روشنفكر دانشمند و حساس كه معنی «ارزش های انسانی» و «زیبایی های روح» و «سرمایه های شعور و دانش» و هنر و ایمان و عشق را می فهمد و اسلام و به ویژه حج به تازگی این همه برایش زیبایی و عمق و آبروی علمی پیدا كرده، با چنین چیزهایی كه نیاز پول پرست های بی عرضه بدبخت و عاجز را برآورده می كند برخورد كند. برای توجیه گفتم: نه دكتر، این حرف ها را همین كتاب فروش ها كه این كتاب ها را نزدیك حج تالیف می كنند نوشته اند.پشت جلد را نشانم داد و نام مولف را . پشتم لرزید. تنها جوابی كه دادم این بود! كه راه افتادم و به سعی ام ادامه دادم ... با چه سرعتی!
می گویم: این دستور درست هم هست، راه پولدار شدن هم همین است! اما آن جا جای این است كه یك انسانی كه در آن عشق ذوب می شود و روحی كه هیجان زده كار ابراهیم و قربانی اسماعیل و سعی هاجر تنها و مطرود و افروخته از خاطره پیغمبر و اندیشه خدا و انسان و قیامت است به فكر این بیفتد كه در این جا یك راهی پیدا كند كه پولدار شود؟!
تو ای آقا نویسنده این كتاب، عالم، خودت واقعاً از هیچ كس پول نمی گیری؟ دیگر هیچ كاری برای پول دار شدن نمی كنی؟ فقط سالی یكبار روی همان پله چهارم كوه صفا می ایستی و این را می خوانی و پولدار می شوی؟! چرا خودت پول نداری؟ و اگر داری مسلم است كه از پله چهارم كوه صفا بدست نیاورده ای. اصلاً عالم عزیز! پله چهارم چی؟ تپه صفا هم دیگر نیست. جایش یك كریدور مدرن سبك ایتالیایی واست، حواست كجاست!؟ برای مردم بدبخت راهنمای حج می نویسی و خود حج امریكایی را ندیده ای؟! از روی كتاب های عصر بوق رونویسی می كنی؟ امروز هواپیماهای چهار موتوره را حاجی دیگر سوار نمی شود كه خیلی كهنه شده و از خط مكه افتاد و تو هنوز از شتر حرف می زنی و پله چهارم كوه صفا و بازار عطر فروش ها و
...
آخر تو كه می نویسی مثلا فلان ورد را اگر در زیر ناودان طلای كعبه بخوانی دشمنت ناگهان سوسك می شود! فلان دعا ترا پولدار می كند و فلان سوره قرآن درد و مرض بیمارت را شفا می دهد، افراد به دستور تو، به خیال دستور دین، می خوانند و اثر نمی بینند، از اصل دین، عقیده شان برمی گرددد و اصل کعبه و دعا و قرآن را بی اثر می پندارند.
...
آری، پدر، مادر
من از این طریق می دانم که پول بدست نمی آید. می دانم که دین، تو را و امثال تو را وادار می کند که یا زندگی و پول را تحقیر کنید و ستایشگر فقر باشید و آن را فخر بشمارید، که پیغمبر گفته: «الفقر فخری!» و یا شما را دعوت می کند که برای پول دار شدن و سعادت و برخورداری مادی و خیر و بركت اقتصادی ورد بخوانید و یا آنرا با عجز و التماس و گریه و زاری از ضریح امام ها و امامزاده هاتان بخوانید! ولی من می بینم كه در همان حال ثروت تو را و ذخائر و منابع تو را و جامعه تو را و همه دنیای اسلامی تو را می برند!
...
Don M Corleone
شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۹:۰۶
آیا زمانی که مسلمانان بر جهان حکم میکردند را به یاد داری؟
چرا مسلمانان این جایگاه را از دست دادند؟
وچرا امروز یهود بر بیشتر سیستمها و درآمد آنها تسلط دارد؟
با وجود اینکه آمار وارقام دهه هاست که جواب ساده ی این سؤال را فریاد می زند،
ولی بیشتر مردم این امر را توجیه میکند یا با عقل خود آنرا تفسیر میکنند.
آمار و ارقام موجود در این مقاله را مراجعه کنید، حقیقت آشکار را خواهید فهمید.
حقایق و ارقام:
جمعیت یهود در جهان 14 میلیون نفر است.
پراکندگی:
7 میلیون در آمریکا.
5 میلیون در آسیا.
2 میلیون در اروپا.
100 هزار در افریقا.
جمعیت مسلمانان در جهان 1.5 میلیارد نفر است
پراکندگی:
6 میلیون در آمریکا.
1 میلیارد در آسیا و خاور میانه .
44 میلیون در اروپا.
400 میلیون در افریقا.
یک پنجم ساکنین کره ی زمین مسلمانند.
یعنی:
در برابر هر هندو در جهان، دو مسلمان وجود دارد.
در برابر هر بودایی، دو مسلمان در جهان.
در برابر هر یهودی، 107 مسلمان در جهان.
با این وجود، 14 میلیون یهودی از 1.5 میلیارد مسلمان قوی ترند.
چرا؟
بیایید ادامه آمار و ارقام را مشاهده کنیم..
پر فروغترین نامها در تاریخ معاصر:
البرت انیشتین: یهودی.
زیگموند فروید: یهودی.
کارل مارکس: یهودی.
پل سامویلسون: یهودی.
میلتون فرایدمن: یهودی.
مهمترین اختراعات پزشکی:
مخترع واکسن پزشکی بنجامین روبن: یهودی.
کاشف واکسن فلج اطفال یوناس سالک: یهودی.
کاشف درمان سرطان(شیمی درمانی) جیرترون الیود: یهود.
کاشف التهاب مسری کبدی ودرمان آن بارخ بلومبرگ: یهودی
کاشف بیماری سفلیس(آبله فرنگی) پل ارلیخ: یهودی.
کاشف دستگاه دفاعی بدن ایلی ماچینکوف: یهودی.
صاحب مهمترین بحثهای غدد درون ریز آندرو شالی: یهودی.
صاحب مهمترین بحثها در مورد شناخت درمانی آرون بیک: یهودی.
کاشف قرصهای ضد بارداری گریگوری بیکوس: یهودی.
صاحب مهمترین تحقیقات در چشم و شبکیه ی چشم جورج والد یهودی.
صاحب مهمترین تحقیقات درمان سرطان استانلی کوهین: یهودی.
مخترع دستگاه دیالیز ویکی از مهمترین محققان در مورد پروتز ویلیام کلوفیم: یهودی.
اختراعاتی که جهان را دگر گون کرد:
توسعه دهنده پردازنده ی مرکزی استانلی میزور: یهودی.
مخترع نیروگاههای هسته ای لیو زیلاند: یهودی.
مخترع فیبرهای نوری پیتر شولتز: یهودی.
مخترع چراغ راهنمایی(تراف لایت) چارلز آدلر: یهودی.
مخترع فولاد ضد زنگ(استانلیس استیل) بینو ستراس: یهودی.
مخترع فیلمهای صوتی آیسا دور کیسی: یهودی.
مختع میکروفون و گراما فون ایمیل بیرلاینر: یهودی.
مخترع دوربین فیلمبرداری چارلز گیسنبرگ: یهودی.
سازندگان اسمها و مارکهای جهانی:
پولو-رالف لورین: یهودی.
لیوایز جینز-لیوای استراوس: یهودی.
استار بکس- هوارد شولتز: یهودی.
گوگل- سرگی برین: یهودی.
دل- میکل دل: یهودی.
اوراکل- لاری الیسون: یهودی.
- دونا کارن: زنی یهودی. Dnky
باسکن و روبنز- ایرف روبنز: یهودی.
دانکن دوناتس- ویلیام روزنبرگ: یهودی.
رهبران و صاحبنظران:
هنری کسینجر وزير خارجي آمريكا: يهودي.
ريچارد ليوين رئيس دانشگاه ييل: يهودي.
ألان گرينسبان رئيس دستگاه امنیتی فدرالی امریکا: یهودی.
مادلين البرايت وزير خارجة آمريكا: يهودي.
جوزف ليبرمان سياستمدار آمريكایي: يهودي.
كاسپر وينبيرگر وزير خارجة أمريكا: يهودي.
ماكسيم ليتوينوف وزير امور خارجة اتحاد جماهیر شوروی: یهودی.
ديويد مارشال نخست وزیر سنگاپور: یهودی.
آيزاك آيزاك پادشاه استراليا: يهودي.
ییویگنی بیماکوف نخست وزیر روسیه: یهودی.
باري گولدواتر سياستمدار أمريكایي: يهودي.
خورخي سامبايو رئيس جمهور پرتغال: يهودي.
هیرب جری معاون نخست وزیر کانادا: یهودی.
پیر مندیز نخست وزیر فرانسه: یهودی.
مایکل هاوارد وزیر دولت بریتانیا: یهودی.
بونو کریسکی مشاور اتریشی: یهودی.
رابرت روبین وزیر مالی آمریکا: یهودی.
جورج ساروس از رهبران اقتصادی و شرکتها: یهودی.
والتر آنینبرگ یکی از مهمترین مردان در کارهای خیر و اجتماعی در ایلات متحده: یهودی
خبر نگاران با تأثیر:
سی ان ان- وولف بلیتزر: یهودی.
ای بی سی-باربارا ولترز: زنی یهودی.
واشنطن پوست-یورگن مایر: یهودی.
مجله ی تایم-هنری گرونوالد: یهودی.
واشنطن پوست- کاترین گراهام: زنی یهودی.
نیویورک تایمز- ماکس فرانکل: یهودی.
اسمهای وارد شده فوق فقط نمونه های از یهودیان تأثیر گذار در دنیا همچنین تعداد کمی از دستاوردهای آنان است که بشر امروزی از آنها استفاده می کند، ولی تمام یهودیان تأثیر گذار بیشتر از آنست که بتوان آنان را بر شمرد.
حقایقی دیگر:
بعد از 105 سال:
14 میلیون یهدی برنده 180 جایزه نوبل شده اند.
ودر همین مدت یک میلیاردو نیم مسلمان برنده ی3 جایزه نوبل شده اند.
یعنی به طور میانگین هر جایزه ی نوبل برای 77778(کمتر از هشتاد هزار)نفر یهودی.
به طور میانگین هر جایزه ی نوبل برای پانصد میلیون مسلمان.
اگر میانگین یهود مثل میانگین مسلمانان میبد، یهودیان برنده 0.025 جایزه نوبل، یعنی کمتر از یک سوم جایزه ی نوبل می شدند.
و اگر میانگین مسلمانان مثل میانگین یهود می بود، مسلمانان برنده 19286 جایزةی نوبل می شدند.
ولی آیا یهود راضی می شود که به این چنین پرتگاه شخصیتی ای برسد.
وآیا این تفوق شخصتی تصادفی است؟یا حیله و نیرنگ؟ویا دسیسه؟یا پارتی بازی؟
و چرا مسلمانان با وجود این تفاوت بسیار در جمعیت به این چنین درجات ومناصب و
قدرت تغییری دست نیافته اند؟
این حقایق دیگری است که شاید جواب این سؤالات را در آنها بیابی:
در کل دنیای اسلام 500 دانشگاه وجود دارد.
در حالیکه در ایالات متحده 5758 دانشگاه وجود دارد!
و در حالیکه در هند 8407 دانشگاه وجود دارد!
در میان 500 دانشگاه برتر جهان حتی اسم یک دانشگاه اسلامی وجود ندارد.
درحالیکه 6 دانشگاه اسرائیل در این لیست وجود دارد.
آمار باسوادی در کشورهای مسیحی 90% است.
آمار باسوادی در کشورهای اسلامی 40% است.
تعدا کشورهای مسیحی که در آنها آمار باسوادی 100% است 15 کشور می باشد.
و آمار باسوادی 100% در میان کشورهای اسلامی وجود ندارد.
آمار اتمام تحصیلات دوران ابتدایی در کشورهای مسیحی 98% است .
و آمار اتمام تحصیلات دوران ابتدایی در کشورهای اسلامی 50% است.
آمار ورودی دانشگاهها در کشورهای مسیحی 40% است.
آمار ورودی دانشگاهها در کشورهای اسلامی 2% است.
در بین هر یک میلیون مسلمان 230 دانشمند وجود دارد.
در بین هر یک میلیون آمریکایی 5000 دانشمند وجود دارد.
در کشور های مسیحی در هر یک میلیون نفر 1000 نفر فنی وجود دارد.
در کشورهای اسلامی در هر یک میلیون 50 نفر فنی وجود دارد.
کشورهای اسلامی چیزی حدود 0.2% از کل درآمدهای ملی را صرف تحقیقات و توسعه می کند.
کشورهای مسیحی حدود5% از مجموع درآمدهای ملی را صرف تحقیقات و توسعه می کنند.
میانگین توزیع روزنامه در پاکستان در 1000 نفر 23 روزنامه است.
میانگین توزیع روزنامه در سنگاپور در 1000 نفر 460 روزنامه است.
در ایالات متحده برای هر یک میلیون 2000 کتاب توزیع می شود.
در مصر برای هر یک میلیون نفر 17 کتاب چاپ می شود.
تجهیزات دارای فنی عالی 0.9%صادرات پاکستان را تشکیل میدهد. و 0.2%صادرات عربستان سعودی و0.3% از مجموع صادرات کویت و الجزائر و مراکش را تشکیل میدهد.
وتجهیزات دارای فنی عالی 68% صادرات سنگاپور را تشکیل می دهد.
==============
نتیجه گیری:
کشورهای اسلامی قدرت ساخت آگاهی ندارند.
کشورهای اسلامی توانایی انتشار آگاهی هرچند که وارداتی باشد را ندارند.
کشورهای اسلامی توانایی ساخت یا مونتاژ تجهیزات فنی عالی را ندارند.
در پایان:
واقعیت روشن است واحتیاجی به دلیل و برهان و آمار ندارد. ولی افرادی هستند که خودشان را تکذیب می کنند و وآنچه را که از روز روشنتر است، انکار مکنند. بله یهود به آن دستاوردها که دست یافته اند، زیرا که آنان روش متفاوتی در دانش و آگاهی را بنیاد نهاده اند وبا اعتماد برآن برای فرزندانشان قواعدی گذاشته اند. اسمهای فوق در یک شبانه روز درست نشده اند. این اسمها به شکل صحیحی درست شده اند. در راه رسیدن به انچه که رسیده اند سختیهای فراوانی را تحمل کرده اند. این دستاوردا را از شگم مادرشان نیاورده اند. همه داستان انیشتین و شکستش در ریاضیات را شنیده ایم، وداستان ادیسون و اخراجش از مدرسه(کند ذهن) را شنیده ایم .، وبسیار داستانهای دیگر.
بیایید از فریفتن خودمان دست برداریم : یهودیان چون یهودی هستند بر دنیا تسلط پیدا کرده اند، آنها پیشرفت کرده اند چون غرب آنها را دوست دارد.
یهودیان مالک جهان شدند ولی بعد از مطالعه و برنامه ریزی و آینده نگری، واین را میتوان در حداقل احوال نبوغ نامید.
یهودیان اهدافشان را برنامه ریزی کرده اند و از همه مهمتر برتری شناختی را برنامه ریزی کرده اند. قدرت در کسب شناختها وکشف آنها و اختراعات را داشته اند، وسپس انتشار آنها برای دیگران در حالیکه حق سبقیت و افتخار روشنگری راه را برای خود حفظ کرده اند.
یهود رهبران دنیا در اقتصاد و پزشکی و پیشرفهای فنی و در رسانه ها. در سطر سابق در مورد علاقه غرب به یهود اشاره کردم. آیا میدانید برترین کمدین های دنیا یهودی هستند؟ حتی در خندندن مردم نیز از همه متمیز هستند.
ما کجا و این همه کجا؟ اگر این سطور من را بخوانید به آسانی از حکومتها و چند نسل حکام عرب ******** انتقاد خواهید کرد، از سالها ظلم و استعمار و اشغال انتقاد خواهید کرد. ولی با این قطره ای دیگر به اقیانوس عکس العملهای منفی اسلامی که ما را به اینجا رسانده است ، اضافه خواهی کرد.
از نا رضایتی، منفی بافی و انتقاد از دیگران دست بردار واز خودت شروع کن. آیا تا کنون در مورد انتشار دانش فکر کرده ای؟ آیا چیزی میدانی که دیگران نمی دانند؟ چرا دیگران را در چیزی کهئمیدانی شریک نمیکنی؟ این گامی در پیشبرد تکامل آگاهی است.
مسلمانان امروز از نظر آگاهی به سه گروه تقسیم می شوند:
گروه اکثریت منفی که تشکیل دهنده ی اکثریت جامعه هستند و آگاهی را از دیگران میگرند. سپس آنرا زندانی میکنند و بعض وقتها آنرا میکشند به طوری که این آگاهی روزی از روزها از کله ی آنها انتقال داده نمی شود.
گروه دوم گروه اقلیت مثبت هستند که آگاهی ها را از خارج می گیرند ودربین مردم منتشر می کنند .
گروه سوم که اصلا وجود ندارد که گروه سازنده ی آگاهی وسپس منشر کننده ی ان است.
در مورد فرزندانت چی؟
آیا افرادی متفاوت می سازی که روزی قادر به ساخت دانش باشند؟
یا حد اقل سعی می کنی که از دسته ی دوم باشند که آگاهی را دریافت کنندو به دیگران متقل کنند؟
یا اینکه تو هم در اضافه کردن گروهی که باید در تلاش از بین بردن آنها در همین روزها باشیم، سهیم می شوی؟
این را هدف شخصبی خود قرار بده و سعی کن اطرافیانت را به خود بپیوندانی
وهمین حالا این گامهای پایین را بردار:
1-اگر از گروههای دوم وسوم نیستی ،همین امروز سعی کن که یکی از آنها باشی. مطمئن شو که تو بعد از امروز از گروه اول نیستی، اعضای این گروه از نظر اجتماعی مرده اند وبر امت چیزی نمی افزایند. هر آنچه را که میدانی به دیگران برسان. معلومات را کوچک مشمار چه بسا کسی آنرا از گرفت وبر آن چیزی بنا کرد. و آنچه را که در نهایت رخ خواهد داد تصور نمیکنی. وانتقال وانتشار معلومات لازم نیست که حتما از طریق کتاب یا روزنامه یا مجله یا کانال تلویزیونی باشد، بلکه هر موضوعی را میتوان در فضای اسلامی شرح داد!
2- از خانه خودت شروع کن واز اینکه فرزندان یا برادرانت از گروه سوم یا در بدترین حالت از گروه دوم باشند مطمئن شو. وهمیشه برای فرزندانت از اهمیت علم و دانش سخن بگو وبرایشان آشکار کن که مهمترین کاری که انسان می تواند انجام دهد کسب دانش است. وبا مفهوم "اکتفا بر تعلیم دانش آموزان در مدرسه" بجنگ، هیچ چیزی مثل این مفهوم اشتباه ما را به پس رفت وادار نکرده است. بیشتر نابغه ها در خانه درس خوانده اند. و نظریه میانبر را برای رسیدن به هدف،از ذهن فرزندانت ریشه کن کن. تقلب زرنگی نیست، پارتی بازی افتخار نیست، بلکه این دو نزدیکترین راه به پرتگاه هستند. از فرزندت انتظار اشتباه کردن را داشته باش،کسی که اشتباه نمی کند یاد نمی گیرد. و سعی کن که فرزندت مسؤلیت اشتباهش را برعهده بگیرد، و طعم کامل شکست را بدون کمک تو بچشد. در همه چیز فرزندانت را راهنمایی کن بجز یادگیری. وسعی کن تخم به اشتراک گذاشتن دانش را در فرزندانت بکاری. آنان را یاد بده که هم نوعان و هم سن و سالان خود را یاد بدهند، وبه آنها بگو که بهترین راه برای رهبری، انتقال دانش به دیگران است،همنطور که گفته شده: انسانها بر دوست داشتن کسی که به او نیکی میکنند، خلق شده اند، همچنین به اما علی نسبت داده شده که می فرماید: هر کس که حرفی به من بیاموزد، غلام او می شوم.
3- سعی تمام کسانی را که می شناسی به گروه دوم ملحق کنی، واین ابدا سخت نیست. همه ما تجارب متفاوتی در زنگی داریم، و همه ی ما چیزهایی میدانیم که دیگران نمی دانند. اطرافیانت را به نشر آنچه می دانند نصیحت کن. وتأکید کن که کسانی هستند آنچه را تو میدانی هرچند ساده و اساسی باشند، نمی دانند.
Don M Corleone
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۲۰:۳۷
40 عادت آدم هاي موفق
کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:
«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.
1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.
2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.
3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.
4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.
5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.
7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.
8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.
9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.
10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.
11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.
12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.
13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.
14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.
15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.
16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.
17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.
18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.
19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.
20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.
21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.
22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.
23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.
24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.
25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.
26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.
27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.
28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.
29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.
30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.
31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.
32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.
33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.
34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.
35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.
36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.
37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.
38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.
39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.
40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.
Don M Corleone
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۵:۲۳
زندگی مردم ایران از نگاه یک خبرنگار خارجی !
منبع:ایمیل های رسیده (توصيه اكيد به خواندن ميشود)
دیشب در یک مهمانی شام _اونهم چه شام و پذیرایی مفصلی، البته به برکت وجود مامان مهربون صاحبخونه که از ایران اومده بودن_ با دوستان شروع کردیم به نقد منصفانهء این فرانسویهای ... _در وصفشون صفات زیادی رو شمردیم که صرفنظر می کنم_ وبه ویژه پاریسیها! نتیجه نهایی بحت این شد که در یک کلام: "بابا اگه این فرانسویها آدم بودن که فرانسوی نمی شدن!"
از اونجایی که میگن "یه سوزن به خودت بزن، یه جوالدوز به مردم"، با خودم فکر می کنم که حالا اگه ما ایرانیها ایرانی نشده بودیم، چی میشدیم...؟ یا ما ایرانیها چی نشدیم که ایرانی شدیم...؟ و یا اینکه اصلاً چی شد که ما ایرانیها ایرانی شدیم...؟!
نوشتهء پایین رو تا آخر بخونید، شاید یک قسمت کوچیک از جواب رو پیدا کردید.
شب و روزتون به خیر
---------------------------------------------------------------------------
در این نوشتار که به قلم توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی ان.آر.سی در ایران است میخوانیم: هنوز پس از شش سال سكونت در این کلانشهر، نمیدانم تهرانیها از کجا پول در میآورند.
بسیاری افراد در نگاه اول به نظر میآید که هیچ درآمدی ندارند یا درآمدشان ۳۰۰ یورو بیشتر نیست. ۳۰۰ یورو نسبت به پولی که برای زندگی در تهران لازم است، انعامی بیش نیست.
با علم بر اینکه تورم در ایران بالاتر از ۲۵ درصد است، نظام همگانی پرداخت هزینه خرید خانه با اقساط وجود ندارد و کمکهزینههایی که دولت به بیکاران میدهد، در حداقل قرار دارد، این پدیده که ساکنان تهران باز هم دستشان به دهانشان میرسد، یک راز عجیب است. البته چنین نتیجه باید گرفت که وضع زندگی تهرانیها دشوار است.
با همه دشواریها مردم باز هم پول برای خرج کردن دارند. این احتمالاً به خلاقیت بیانتهای آنان در به دست آوردن سود برمیگردد.
کسی که در ایران میخواهد سود کند، باید ۲۴ ساعت در فکر پول باشد. تهرانیها هم به صحبت زیاد در مورد پول علاقه وافری دارند؛ چه در جشنها، چه در تشیع جنازه، در فروشگاهها، در سونا یا در تاکسی؛ فرقی ندارد.
این عادت بدی به حساب نمیآید؛ بلکه جزئی است از بازی زندگی. تبادل افکار در مورد روشهای جدید درآمد همیشه ممکن است امکانات جدیدی را پیش پای فرد قرار بدهد.
فکر کردن به پول در ایران یک نیاز تلخ است، چرا که حکومت ایران، هر چه هم اسلامی و مهرورز باشد یا وانمود کند که هست باز این تک تک خود افراد هستند که باید گلیم خود را از آب بالا بکشند.
در کشور بستهای مانند ایران با تعداد فراوانی قوانین دولتی که آزادی فردی را محدود میکند )برای نمونه قوانین لباس، قوانین الکل ( فرد میتواند با پول یک تکه از آزادی را در بازار سیاه برای خود بخرد. بازار سیاهی که همهی چیزهای ممنوع در آن یافت میشود.
با پول میتوانی فرزندت را برای تحصیل به خارج بفرستی؛ خانه بزرگتری بخری تا دیوارهای باز هم بلندترش دنیای بیرون را پس بزند؛ و هر وقت به هنگام کار اشتباهی گیر افتادی، بتوانی به پلیس رشوه بدهی.
نمایندگان طبقه متوسط ایران، به ویژه شهرنشینان کلانشهر تهران، از همان نوجوانی کار بر روی ساختن یک وضعیت مطمئن مالی را آغاز میکنند.
سنتهای ایرانی طی سدههای متمادی یک طرح نبوغآمیز مالی برای زندگی و آینده افراد ترتیب داده است. روش آنها مانند هلند، ایجاد یک حساب بانکی پسانداز برای کودک نیست؛ بلکه سیستمی است که طبق آن باید فرزندان و نوههای شخص هم دارای مسکن شوند.
پرداخت بهای خانه با اقساط به سبکی که در اروپا وجود دارد، یعنی با بهرههای نسبتاً پایین و قسطهایی که چندین دهه طول میکشد، در ایران وجود ندارد اما داماد و عروس جوان روی این حساب میکنند که خانواده داماد خانه را برایشان خواهد خرید و خانواده عروس وسایل خانه را.
برای رسیدن به چنین لحظهای یک عمر سرمایهگذاری هوشمندانه پشت سر گذاشته شده است.
به تازگی یک بانوی جوان از دوستان من با پزشکی ازدواج کرد. با اینکه والدین او بایستی هزینههای خرید خانه را متقبل میشدند؛ ولی پدر عروس هم چندین قطعه زمین مختلف را که طی سالها خریداری کرده بود، فروخت تا بتواند هزینه وسایل منزل دخترش را بپردازد (تلویزیونهای بزرگ و مبلهای مجلل.(
بر طبق سنت، او از همان زمان تولد دخترش چند قطعه زمین خریده بود. قیمت این زمینها به شدت بالا رفته بود.
یکی از زبانزدهای ایرانیان این است که بهای خانه و زمین در ایران هیچوقت پایین نمیرود. هر خانوادهای که بتواند در مسکن سرمایهگذاری کند، حتماً این کار را برای روز مبادا هم که شده، انجام میدهد.
اما برای رسیدن به اطمینان مالی در ایران به چیزی بیش از خانه و زمین نیاز داری. بیشتر از ۸۰ درصد اقتصاد ایران در دست دولت است و ۲۰ درصد بقیه اکثراً در دست بازاریان و فعالان اقتصادی طبقه متوسط.
یکی از راههای موفقت در ایران این است که از طرقی به دفاتر نمایندگی وارد شوی و حق فروش یک مارک یا محصول را در ایران نمایندگی کنی.
دفترهای نمایندگی در تمام اشکال و انواع و با اینکه محبوب هستند، در تمام درجات مختلف موفقیت در ایران یافت میشوند.
شخصی هست که حق انحصاری فروش آسانسورهای اوتیس را گرفته و تاجر دیگری فروشنده انحصاری متههای ماشینی مارک بوش است.
زندگی ایران، یک زندگی پر از ریسک است. ایران کشوری است که در آن دولت، یکشبه بهرهها را نصف میکند و اسراییل را تهدید به بمباران میکند؛ با همه آثار پیشبینیناپذیر.
شاید برای همین هم هست که ایرانیها سرمایهگذاران خطرپذیری هستند. طرز نگرش مردم به سرمایهگذاری هم با کشورهای دیگر فرق دارد.
وقتی میگویم که قسط خرید مسکن در هلند کمی بالای ۵.۵ درصد است، دوستان ایرانیام با تعجب میپرسند که پس چرا من درجا ۱۰ خانه نمیخرم؟
در ایران برای خرید مسکن تنها می شود وامهای کوتاهمدت گرفت؛ با بهرههایی بسیار بالاتر از ۳۰ درصد.
پسانداز در ایران، کار ابلهان است. تورم همیشگی باعث میشود که ارزش پول پایین بیاید؛ بنابراین باید با پول کار کنی. بیشتر ایرانیها معتقدند که دم غنیمت است. برای همین هم بیشتر پول به دست آمده را با همان سرعت خرج اجناس لوکس میکنند تا وجهه بالاتری به دست بیاورند.
هر کس دشت خوبی داشته سریعاً یک ماشین گرانقیمت یا کیف و لباس گران میخرد؛ چرا که همسایهها باید ببینند که وضع ایشان خوب است.
در مهمانیها و عروسیها هم همه با علاقه، وضع مالی دیگران را بررسی میکنند. کسانی که پول دارند، حتی اگر این پول را از طریق تماس با حکومت به دست آورده باشند، به چشم افراد موفق دیده میشوند.
یکی از پرسشهای استاندارد به هنگام غیبت از همسایه جدید یا داماد و شوهر جدید دخترخاله این است که: پولداره؟
در مورد هر تازهوارد به محفل بستگان ایشان هم که هنوز نردههای زیادی را از نردبان اجتماع باید بالا برود گفته میشود: «انشاءالله زود پولدار میشه» چرا که همه در ایران لزوم رسیدن به رفاه را درک میکنند.
حتی از آن هم فراتر، تلاش برای دستیابی به این رفاه، برای ایرانی یک نوع سبک زندگی شده است.
جالب اینجاست که در ایران پولدار شدن به هر قیمتی نوعی زرنگی به حساب می آید و انسانهای سالم و بی پول بی عرضه تلقی می شوند.
در ایران استاندارد قیمت وجود ندارد یعنی ممکن است برای خرید یک کالا از دو مغازه دو قیمت متفاوت بپردازید یا اینکه کرایه ماشین را در هر بار استفاده از مسافرکشها متفاوت پرداخت کنی همیشه میشود دعوای بین مسافرکشها و مسافران را بر سر قیمت مشاهده کرد.
بزرگترین درآمد دولت ایران بعد منابع زیر زمینی کسب درآمد از مردم میباشد در ایران دولت سیم کارت گوشی همراه ، خط تلفن ، معافیت سربازی و ... میفروشد.
دولت مرزها را بسته و اجازه ورود کالاهای ارزان را نمیدهد تا خود دولت به میزان بالاتر آن را به مردم بفروشد.
جالب اینجاست مردم ایران به شدت از این وضعیت راضی بوده و با تمام توان از این سیستم حمایت میکنند حتی اگر با کمی غرغر از آن انتقاد کنند.
در کل مردم این جزیره بعد از انقلاب شکوهمند خود که هر سال برای آن جشنها گرفته و پولهای زیادی خرج میکنند بسیار زندگی مفرحی دارند.
Don M Corleone
پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۰۰
متن سنگ قبر بزرگان
متن سنگ قبر پروین اعتصامی
آنکه خاک سیه اش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
متن سنگ قبر کوروش کبیر
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر
متن سنگ قبر فریدون مشیری
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین
متن سنگ قبر فردین
بر تربت پاکت بنشینم غمناک
کوهی زهنر خفته بینم در خاک
از روح بزرگ هنریت فردین
شاید مددی به ما رسد از افلاک
متن سنگ قبر بابک بیات
سکوت سرشار از ناگفته هاست
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد
متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست……
متن سنگ قبر سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
متن سنگ قبر منوچهر نوذری
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
متن سنگ قبر وینستون چرچیل
من برای ملاقات با خالقم آماده ام
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی
اکنون گور او را بس است
آنکه جهان اورا کافی نبود
متن سنگ قبر نیوتن
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید……
وهمه روشن شد
متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان)
۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸
متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)
بهترین ها هنوز در راهند….
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند
متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ.
Don M Corleone
پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۲۳
استقبال بیسابقه مردم از یک ترانه
به گزارش آخرین نیوز ، به نقل از شفاف نخستین شب کنسرت علیرضا عصار سه شنبه شب 4 خردادماه در سالن 3000 نفری کشور در حالی برگزار شد که تمامی صندلی های سالن پر شده بود. عصار در این کنسرت چند ترانه قدیمی و پنج قطعه جدید خواند. نکته قابل توجه در این کنسرت، استقبال شدید و بی سابقه حاضران از ترانه "خیابان خواب ها" سروده خلیل جوادی بود، به گونه ای که صدای عصار به دلیل همراهی و همصدایی مردم تقریبا شنیده نمی شد. متن این ترانه را می خوانید:
خیابان خوابها
باز بـــوی باورم خـــــاکستریست / واژه هـــای دفتــرم خاکستریست
پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم / هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم
مــا به رنگی ساده عادت داشتیم / ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم
پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد / عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند
باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست / آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است / شمع بیت المال روشن مانده است
با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی / آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی
غــرق در دریــا شدن کار تو نیست / شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست
بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز / ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز
خواستم چیزی بگویم د یــــر شد / واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد
قصه ی نـــا گفته بسیار است باز / دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد / هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد
مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا / بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا
صحبت از عدل و عدالت نابجاست / ســــود در بازار ابن الو قــتهاست
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا / خسته ام خسته از این تکرارهـــا
ای کــــه می آیدصدای گــریه ات / نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا
گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت / در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند / نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا
Don M Corleone
جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹, ۰۸:۰۱
آدرســـی از تــاریــخ!
شاید این درسی از تاریخ باشد اما هنوز هیچ معلم تاریخی پیدا نشده که توضیح منطقی برایش پیدا کند.
بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق آمریکا، یعنی "آبرهام لینکلن" و "جان اف کندی" شباهت هایی وجود دارد که بسیار بسیار عجیب است.
البته شاید معنا و مفهومی نداشته باشد ولی ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده.
شنیدن این وجه تشابهات خالی از لطف نیست ...
1. آبرهام لینکلن، در سال 1846 به کنگره امریکا راه یافت و جان اف کندی صدسال بعد یعنی در 1946 !
2. لینکلن، در سال 1860 رئیس جمهور امریکا شد و کندی صد سال بعد یعنی در 1960 !
3. هردو رئیس جمهور بر حقوق مدنی تاکید داشتند!
4. هردو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند !
5. هردو رئیس جمهور در یک روز جمعه و به ضرب گلوله به سرشان کشته شدند !
6. منشی لینکلن، "کندی" نام داشت و منشی کندی، "لینکلن" !
7. هردو رئیس جمهور به دست فردی از جنوب آمریکا کشته شدند !
8. هردو رئیس جمهور جانشینی بنام "جانسون" داشتند، "اندرو جانسون" که جانشین لینکلن شد در 1808 به دنیا آمده بود و "لیندون جانسون" که برجای کندی تکیه زد در صد سال بعد یعنی 1908 !
9. قاتل لینکلن، "جان ویلکس بوث" و متولد 1839 بود در حالیکه قاتل کندی، "لی هاروی اسوالد" متولد صدسال بعد بود یعنی 1939 !
10.هردو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود !
11.لینکلن در تئاتری بنام "فورد" به قتل رسید و کندی در اتوموبیلی بنام "لینکلن" که توسط کارخانه فورد ساخته شده بود !
12.لینکلن در یک تئاتر کشته شد وقاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد، کندی از انباری هدف گلوله قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد !
13."بوث" و "اسوالد" هردو قبل از محاکمه کشته شدند !
14."لینکلن"، یک هفته پیش از مرگش در شهر "مونرو" در "ایالت مریلند" بسر میبرد و "کندی"، اوقات خود را با هنرپیشه ای بنام "مارلین مونرو" می گذراند !!
حال، چه توجیهی بر این حوادث کاملاٌ اتفاقی دارید؟!
واقعاٌ عجیب نیست!؟
Don M Corleone
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۲۲:۴۵
Mohammad reza your Life Path Number is:11
"spirituality"
Life Path:
The number 11 Life Path has the connotation of illumination describing its general focus. This is the number associated with spiritual awareness. As one of the two master numbers, the 11 yields understanding and knowledge beyond the grasp of others. The attitude toward life of those possessing this Life Path is somewhat extreme; extremely intuitive, avant-garde, idealistic, visionary, and cultured. These extremes make you an interesting, if unusual person, with much to offer society.
Positive traits:
The Life Path 11 person is deep-thinking, and you are no doubt interested in understanding many of life's mysteries and more intriguing facets. Your inventive mind and broad-minded views will permit you to succeed in life in any number of ventures. You can best serve society, however, in those endeavors utilizing your skills of counseling and guidance. Much of your idealism is people oriented and quite humanitarian in nature. You expect a great deal of yourself and of those to whom you are close.
Negative traits:
This is a Life Path that seems to feature broad mood swings between the elation and depression. You are likely to have trouble making decisions and getting your life in gear, so to speak. There is a tendency for the 11 to harbor feelings of uneasiness, and dissatisfaction with accomplishments and personal progress in life. Your grandiose schemes usually make sense, but you can get off the track and they can be very impractical. You have a very distinct side that lacks common sense, and you are quite often unable to distinguish between fantasy and reality. In this regard, you are perhaps more of a dreamer than a doer. When you do get on target, your ideas seem to have been inspired on high. Perhaps you are not a leader, but you are a visionary and a very talented idea person.
Sor3na
يکشنبه ۲۰ تير ۱۳۸۹, ۱۵:۲۲
نمیدونم جاش اینجا هست یا نه !
اما ممدرضا یه جنرال_ام هم تو ایرپابلیک هست.تو همونی؟:d
Don M Corleone
دوشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۴۹
نه
Don M Corleone
دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸۹, ۱۰:۳۹
اين دسته دو ها خيلي ضعيف شدن خدايي ... امتياز گيريشون افتضاح شده ... بابا قديما همه سر و دست ميشكوندن واسه قهرماني ... اين روزها همه سرو دست ميشكونن براي عدم قهرماني !!! اين فصل هم دارن زور زوركي منو ميفرستن ليگ برتر !!
با اين امتياز هايي كه اينا دارن ميگيرن اين فصل مستقيم رفتم تو شكم ليگ برتريا !!
ميريم بالا به زور مارو ميفرستن پايين ... ميايم پايين به زور مي فرستنمون بالا ! ادم ميمونه به چه سازي برقصه :3:
black_shadow
دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸۹, ۱۳:۱۹
كلا هتريك رو ول كن كه مجبور نشي برقصي!!!:3:
Don M Corleone
دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸۹, ۲۳:۰۸
فاصله واقعی فقیر و غنی در تهران چقدر است؟
۲۷ شهريور ۱۳۸۹
برخي قيمت ها بيشتر شبيه شوخي هستند و باور بعض از آنها هم از جمله كار هاي سخت است. ولي بايد بپذيريد و باور كنيد، كفش 3 ميليون توماني، عطر يك ميليوني، كيف 18 ميليوني و ... خودروي 600 ميليون توماني در همين شهر خودمان به فروش رفته است و البته خواندن اين گزارش به بيماران قلبي و اعصاب و روان توصيه نمي شود.
به گزارش فردا، تمايل به زندگي اشرافي و تجملات در جامعه ما كم كم به يك پديده عادي تبديل ميشود. کافی است تا کمی در خیابانهای مرکزی و شمالی شهر تهران قدم بزنید تا با يك مشاهده ساده تفاوت قيمت دو خودروي ايستاده در كنار هم را که گاها به 300 ميليون تومان مي رسد متوجه شوید. اين موضوع در مورد بهاي محصولات لوکسی چون كيف، كفش، عينك، گوشي موبايل و ... نيز صادق است.
در شهری که در برخی مناطق جنوبی آن خانوادههای پرجمعیتی با درآمدهای کمتر از 200 هزارتومان زندگی میکنند و کودکانی هستند که شبها را در آرزوی داشتن یک توپ چرمی فوتبال و یا یک عروسک کوچک به بالین میروند، خانوادههایی هستند که از فرط استیصال برای خرج کردن ثروتهای کلانی که گاهاً یکشبه به دست آوردهاند، روی به خرید کالاهای لوکسی میآورند که حتی فروشنده آنها هم میداند ارزش چنین قیمتی را ندارند.
در اين گزارش سعي شده، گرانترين خريد هاي انجام شده در مورد كالاهاي مختلف معرفي شوند تا مشخص شود ثروتمندان شهر تا چند برابر همشهریان فقیرشان خرج میکنند.
گرانترين خودرو ؛
در شهری که برخی مردان آن با یک پیکان مدل 50 از خروسخوان صبح تا پاسی از شب برای کسب روزی حلال خیابانهای شهر را در زمستان و تابستان گز میکنند تا مسافری را جابجا کنند و کرایه 200-300 تومانی او را به دخل اضافه کنند، گرانترين خودرويي كه به صورت معمول و با مجوز وزارت بازرگاني وارد كشور مي شود خودروي بنز s500 با قيمتي حدود 330 ميليون تومان است. البته بايد به واردات انگشت شمار خودروهايي نظير فراري ؛ لامبورگيني، هامر و ... اشاره كرد كه از اين ميان گفته مي شود ركورد دار فهرست گرانترين خودرو يك لامبورگيني زرد رنگ با قيمت حدود 600 ميليون تومان است. يعني معادل بهاي هفتاد و دو دستگاه پرايد!
گرانترين كيف ؛
اگر سري به اينترنت بزنيد و با برند هاي عرضه هاي كننده كيف هاي درست شده از چرم حيواناتي نظير مار و كوركوديل و ... آشنا شويد متوجه ميشويد پرداخت چند هزار دلار ناقابل براي خريد يك چنين كيف هايي امري معمول است كه در تهران خودمان هم اتفاق افتاده كه البته بايد براي سفارش آن حدود دو ماهي هم صبر كرد. گرانترين كيف هاي كوركوديل با مارك هرمس را حدود 64 هزار دلار قيمت گذاري كرده اند كه البته بررسي ها نشان مي دهد دو كيف با همين مارك در تهران به قيمت هاي 12 و 18 هزار دلار به فروش رفته است.
اگر قیمتهای نجومی برای کیفهای لوکس و تزئینی برق از کله شما پرانده است، میتوانید چند روزی صبر کنید تا در اول مهرماه کودکانی را در همین شهر مشاهده کنید که چگونه کیفهای مندرس و پاره خود را از همکلاسیها و دوستان خود پنهان میکنند، شاید برق کله شما به محل اصلی خود بازگردد.
گرانترين عينك آفتابي؛
اگر عينك هاي 2 و 3 هزار توماني با مارك هاي البته تقلبي در كوچه و خيابان فروخته مي شوند و خريدار هم بعضا سالها از آن استفاده ميكند، لازم است بدانيد گرانترين عينك هاي معمول بازار قيمت هايي حدود 3 تا 5 ميليون تومان دارند كه البته مدير يكي از معروف ترين فروشگاه هاي عينك از فروش يك عينك 25 ميليون توماني مارك كارتيه با فريم تمام طلا و نگين هاي برليان خبر مي دهد . هرچند گفته مي شود گران ترين عينك فروخته شده در ايران رقمي حدود 40 ميليون تومان داشته است.
گرانترين گوشي موبايل
لازم نيست بابت پرداخت چند ده هزار یا چند صد هزار تومان ناقابل براي خريد گوشي جديدتان خود خوري كنيد، چراكه تا بحال در شهر تهران گوشي dior با قيمت 6 ميليون تومان، بلك بري با برليان به قيمت 19 ميليون تومان و جورجيو آرماني با قيمت 21 ميليون تومان به فروش رفته و جواهر فروشي هايي هم هستند كه روكش طلا و جواهر مخصوص گوشي موبايل براي مشتريان خود تهيه مي كنند.
به نظر شما با 21 میلیون تومان کلیه چند فروشنده نیازمند کلیه را که اطلاعیه فروش کلیه خود را بر در و دیوار همین شهر آویزان کردهاند، میتوان خرید؟ ما هم مثل شما نمیدانیم، چون هنوز به کلیهفروشی نیفتادهایم.
گرانترين عطر
شما میتوانید با با مبلغی کمتر از 3000 تومان هم یک عطر کوچک و البته خوشبو برای خود و یا عزیزانتان از صدها عطرفروشی شهرتهران بخرید. اما جالب است بدانید که يك مرد مهربان! عطر يك ميليون و 200 هزار تومانيlailique را براي همسرش از يك عطر فروشي مشهور تهران خريده است و از خود اين ركورد عجیب را بر جاي گذاشته است، نكته جالب اينجا است كه از اين عطر تنها 40 عدد در دنيا وجود دارد.
گرانترين روسري؛
هرچند روسري با هر ماركي كه دلتان بخواهد را مي توانيد از فروشگاه هاي تهران به قيمت 4-5 هزار تومان بخريد ولي يك بوتيك معروف تهران روسري با مارك هاي اصل شانل، لويي ويتون و ... را به قيمت هاي 600 هزار تومان تا 1 ميليون تومان به فروش مي رساند.
گرانترين كفش؛
تصویر کودک خردسال حاشیهنشین را در حالی که دمپاییهای لنگه به لنگهای را به پاکرده است در خاطر بیاورید و پاراگراف آخر این گزارش عجیب را مطالعه کنید.
خيابان فرشته، يكي از گرانترين خيابان ها و البته محلات پايتخت است، بوتيكهاي اين خيابان عرضه كننده كفشهاي فرانسوي و ايتاليايي هستند كه البته قيمت مارك dior آنها بين 800 هزار تا 1 ميليون تومان است. با یک میلیون تومان چند تا کفش زمستانی بچهگانه میتوان خرید تا پای کودکان فقیر تهرانی از سرمای استخوانسوز زمستان تهران که به زودی فرخواهد رسید در امان بمانند؟
Don M Corleone
جمعه ۱۴ آبان ۱۳۸۹, ۱۳:۱۰
تصاويري كه مشاهده ميكنيد با دوربين 2مگاپيكسلي P990i سوني اريكسون شكار شده اند!
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
* [Only Registered And Activated Users Can See Links]
Don M Corleone
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۹, ۲۲:۳۱
سري دوم
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
تصویر ویژه تنوری
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.