توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : black shadow
black_shadow
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸, ۲۳:۲۳
نام تیم: hellish-demons
ایدی مدیر تیم: black_shadow
نام اصلی: كیارش
black_shadow
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸, ۲۳:۲۴
اینارو از تاپیك كامران دزدیدم!!!!
الان كار دارم فردا میام در مورد تیمم توضیح میدم!
black_shadow
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۱۵
وقتی سقوط كردم دسته 5 دیدم تو گروهم به جز من 4 تیم دیگه صاحب دارن و 3 تیم بات هستن.
گفتم خوبه باز!این 3 تا تیم بات هم تو طول فصل صاحب پیدا میكنن.
دیروز رفتم تو صفحه لیگم دیدم از اون 4 تا تیم 3 تاش بات شده!!!!!
یعنی تنها موجودات زنده اون لیگ منم و صاحب تیم اتحاد كه دیروز بهش 8 تا گل زدم!
این كه تیم بات گروهم زیاده هم خوبه هم بد.
خوبیش اینه كه از الان قهرمانم!!!!:1:
بدیش اینه تو هر بازی اگه 40 تا گل هم بزنم هیچ حس خاصی ندارم!!!
احساس پوچی میكنم چون میبینم كه كار خیلی شاخی نكردم.
فصل پیش تو دسته 4 من شده بودم زنگ تفریح تیمای دیگه.
به خاطر اینكه بیشتر تمركزم رو ورزشگاهم بود بازیكن زیاد نخریدم.تیمم واسه دسته 5 خوب بود.بدون باخت قهرمان شده بودم.ولی به درد دسته 4 نمیخورد.
اگه اشتباه نكنم تو دسته 4 فقط 1 امتیاز تونستم بگیرم!!!!
ولی بعدش خوشحال بودم.چون میدیدم تونستم از یه تیمی كه از هر نظر از تیم من سره 1 امتیاز بگیرم.
1 امتیاز از یه تیم خوب بگیری بیشتر از 3 امتیاز از یه تیم بات حال میده.
............
از الان قهرمانی تیمم مسجل شده!!!:3:
به خاطر همین تا نیم فصل ورزشگاهمو گسترش میدم(الان تا 40000 تا جواب میده)
از نیم فصل به بعد هم بازیكن میخرم.
حالا شایدم نظرم عوض شد!!!:3:
black_shadow
سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸, ۲۲:۴۹
اقا من واسه بازی كه تیمم یكشنبه داشت یه گزارش ول دادم از خودم!!!
اخر گزارشم یه خبرنگاره میاد باهام مصاحبه میكنه:3:
..............
پرسپولیس شیراز - اتحاد
با اینكه پرسپولیس فصل قبل فصل بسیار بدی را پشت سر گذاشته بود و این تیم تبدیل به كابوسهای شبانه هواداران شده بود ولی با این حال به جز تعداد اندكی از هواداران كه از تیم قطع امید كردند بقیه هواداران در این بازی اول فصل جدید ثابت كردند كه تیم محبوبشون رو لحظه ای تنها نمیگذارند و برای این بازی جای خالی در ورزشگاه باقی نمونده.
دیگه كم كم باید منتظر باشیم كه داور سوت شروع بازی رو به صدا دربیاره.
دقیقا راس ساعت 15:45 داور با دمیدن در سوتش شروع بازی رو اعلام كرد.
پرسپولیس مطمئنا امروز برای اعاده حیثیتی كه در خطره بازی میكنه.
mario fatturo مهاجم جوان و گلزن پرسپولیس تو دقیقه10 بازی یك شوت سهمگین میزنه كه با بدشانسی توپش به تیر میخوره و به بیرون میره.
26 دقیقه از بازی گذشته كه ورزشگاه منفجر میشه!!
بله داور نقطه پنالتی رو نشون میده.
ناصر اشوبی از پرسپولیس پشت توپ قرار میگیره.
ورزشگاه در سكوت محض فرو میره.توی دروازه!گل!اشوبی جوری ضربه رو زد كه حتی ماهرترین دروازه بانها هم برای گرفتن این توپ به مشكل بر میخوردن!
نیمكت نشینان تیم اتحاد دارن به شدت به داور چهارم اعتراض میكنن.
چون دقیقا 1 دقیقه بعد از پنالتی اول داور دوباره برای پرسپولیس اعلام پنالتی میكنه.
باز هم ناصر اشوبی پشت توپ قرار میگیره و ایندفعه هم توپ رو به زیبایی به تور دروازه میرسنه!
در دقیقه 31 بازی radu mihai aioanei با یه یورش سریع خودش رو به دروازه حریف میرسونه و با یه ضربه فنی گل سوم پرسپولیس رو به ثمر میرسونه.
بعد از این گل تمایل پرسپولیسی ها به حفظ نتیجه بیشتر میده و ترجیح میدن دفاعی تر بازی كنن.
نیمكت نشینان پرسپولیس رو ببینید!!!سر از پا نمیشناسند!!!
چون talacasto gomez هافبك تكنیكی پرسپولیس در دقیقه 34 گل چهارم رو برای پرسپولیس میزنه.
نیمه اول بازی تموم میشه و پرسپولیس با 4 گل و مالكیت 73 درصدی توپ در این نیمه برتری قاطعی به دست میاره.
در دقیقه 47 بازی jaron van de corput كار رو برای تیم اتحاد سختتر میكنه و با نفوذ به دفاع تیم اتحاد و یك شوت دیدنی گل پنجم رو برای پرسپولیس به ارمغان میاره!!
در دقیقه 64 بازی چیزی نمونده بود mario fatturo گل ششم پرسپولیس رو بزنه ولی شلیك مهلك اون توسط مجتبی اشراقی به زیبایی دفع میشه.
در دقیقه 73 خطایی روی talacasto gomez انجام میشه و داور یك ضربه ازاد مستقیم اعلام میكنه.
ناصر اشوبی پشت توپ قرار میگیره.و با یك ضربه سهمگین و مهلك از فاصله 30 متری برای ششمین بار دروازه اتحاد رو باز میكنه.
ببینید چكار میكنن این نیمكت نشینان پرسپولیس!
ناصر اشوبی با این گل هتریك خودش رو كامل میكنه!
در دقیقه 84 بازی radu mihai aioanei با حمله از جناح چپ خط دفاعی اتحاد رو پشت سر میزاره و با یه ضربه فنی و دقیق گل هفتم رو برای پرسپولیس میزنه.
jaron van de corput در دقیقه 85 به خاطر یه تكل خشن از داور كارت زرد میگیره.
كیارش رو ببینید!!!
به داخل زمین هجوم میبره!!چون در دقیقه 86 angelomaria alaimo گل هشتم رو روی یه حركت تمرین شده به ثمر میرسونه.
داور هم به خاطر اینكه كیارش به داخل زمین رفت اونو از نیمكت اخراج و به سكوهای ورزشگاه راهنمایی میكنه!!!!
داور سوت پایان مسابقه رو به صدا درمیاره و هواداران هم از خوشحالی سر از پا نمیشناسند و با اینكه 10 دقیقه از پایان بازی گذشته همچنان دارن پرسپولیس رو تشویق میكنن.
............................
اینم مصاحبه یكی از خبرنگارا بعد از بازی با من!!!
............................
-اقای كیارش سلام.برد تیمتون رو تبریك میگم
-منم سلام میكنم خدمت شما و همكارانتون و بینندگان عزیز!همون كیارش بگید كافیه!:1:
-چشم!كیارش این چه حركتی بود اخر بازی انجام دادید؟!!
- :3:والا یه لحظه نتونستم خودمو كنترل كنم.من alaimo رو خیلی دوست دارم و از سبك بازیش خوشم میاد.متاسفانه چند بازی بود كه نتونسته بود گل بزنه.وقتی كه گل زد من خیلی خوشحال شدم و رفتم وسط زمین بغلش كردم!
-نظرتون راجع به بازی چیه؟
-تیم اتحاد تیمی نبود كه برای پرسپولیس بازی رو سخت كنه.ولی به خاطر انالیزهایی كه از بازی های قبلیش انجام داده بودم فكر نمیكردم اینقدر هم ضعیف باشن.به هر حالاین بازی رو بردیم و مطمئنا هم من هم بازیكنا و هم هواداران از این برد و نتیجه راضی هستن.
-به نظرتون تیمتون پتانسیل قهرمان شدن رو داره؟
-100%.شك نكنید.من از همین الان قول قهرمانی میدم به هواداران.
-از كجا اینقدر مطمئن هستین؟
-چون بچه های تیم ما قلب شیر دارن(!!!!!)چ.ن هوادارهایی داریم كه با اینكه از دسته 4 سقوط كردیم ولی همچنان تیمشونو دوست دارن.
-میگن شما با كمكتون اقای كوروش شرفی مشكل پیدا كردید.درسته؟؟
-جدیدا بله.
-مشكلتون از كجا شروع شد؟؟؟
-از بازی اخر نیم فصل اول فصل گذشته شروع شد.
بعد از اینكه 1-8 از پرسپولیس ایران باختیم سر تمرین یه سری از لیدرهای تیم اومدن و یه شعارهایی دادن و این مشكلات از اون زمان شروع شد.
من و كوروش دوستای خوبی هستیم ولی همكارهای خوبی نیستیم.
با هم صحبت كردیم توافق كردیم و كوروش الان داره با چند تا تیم دیگه مذاكره میكنه و منم دنبال سرمربی جدید میگردم واسه تیم.
-گزینه خاصی رو مد نظر دارید؟
-هنوز نه.این مسئله تغیر مربی هم احتمالا تا 4 یه 5 هفته دیگه انجام میشه.
-كیارش صحبت دیگه ای ندارید؟
-من فقط میخواستم باز هم از هواداران تشكر كنم چون با اینكه تیم این اواخر نتایج خوبی نگرفته بود باز هم به ورزشگاه اومدن و تیم محبوبشون رو تشویق كردند.از شما هم ممنونم.خدانگهدار
-خدانگهدار.ممنون از اینكه وقتتون رو در اختیار ما قرار دادین.
............................
black_shadow
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۸, ۱۴:۲۱
امروز تولدمه:3:
فقط نمیدونم چرا میلاد با سعادت منو تو تقویم ننوشتن امسال!!!!
............
بازی دومم هم تو جام حذفی رو 6-0 بردم.
مدافعمم تو این بازی هم تا مرز هتریك رفت!2تا گل زد.
خیلی زور داره!!مدافع كنار تیمم بازی قبلی هتریك كرد این بازی هم 2تا گل زد بعد مهاجمم مثل كلنگ فقط 1 گل زد!!!!
دیگه زمان بخور بخواب تو جام حذفی تموم شد و تیم های یوزردار شروع شدن!!!
و این یعنی از این به بعد باید انالیزها رو شروع كنیم!
البته حریف هفته اینده تیمی نیست كه منو ببره ولی به هر حال باید قدرت رو نشون داد دیگه!:3:
...........
چرا شهادت زارت افتاده روز تولد من؟!!!
black_shadow
شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۸, ۱۸:۴۴
به نظرم پست اصلی 7 تا از بازیكنای تیم جوانانمو پیدا كردم.
امروز تو لیگ جوانان بازی داشت تیمم.6-0 باختم ولی 39.5 ستاره گرفت تیمم.
یه 5.5 ستاره دوتا 5 ستاره چهارتا 4.5 ستاره داشتم.
تا الان اینجوری ستاره نمیگرفت تیمم.خیلی بازیكنا رو جا به جا كردم.بالاخره تا حدودی جواب داد!!!!
black_shadow
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۴:۳۷
بازی دیروز رو 4-1 بردم.
بردم ولی راضی نیستم.بازی خوبی نبود.
هفته دیگه تیم دانشگاه ازاد رو بتروكونم شاید یكم تو دلم اسپیلیت روشن كنن!!:3:
..............
یكی از گلزنهام لول اپ شد.:3:
بالاخره تغیراتی كه تو تمرینات دادم جواب داد.
اونیكی گلزنم هم احتمالا تا 1 هفته دیگه لول اپ بشه.18 سالشه و فكر كنم 4 5 بازیه كه فیكس بازی میكنه.
black_shadow
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۴:۵۸
بیش از 400 روزنامهنگار ایرانی از مهندس میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام حمایت کردند.
این روزنامهنگاران و خبرنگاران که میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود انتخاب کردند با صدور بیانیه و اعلام نامهایشان این حمایت را اعلام کردند.
متن این بیانیه و نام این روزنامه نگاران در ادامه آمده است:
بیانیه روزنامهنگاران حامی میرحسین موسوی
برای رهایی از ترس و آزادی از نیاز
زنان و مردان شریف ایرانی؛
بر کسی پوشیده نیست که میهن ما روزهای سختی را سپری میکند و روزهای سختتری را پیش رو دارد. بر کسی پوشیده نیست که اکثریت مردم ایران با آسیبهای اقتصادی و سیاسی و طبعاً اجتماعی و فرهنگی فراوانی دست و پنجه نرم میکنند؛ تورم کمرشکن، بیکاری گسترده، قسطیشدن زندگی بخش وسیعی از کارگران و کارمندان بخشهای دولتی و خصوصی کشور، ماجراجویی دولت در سیاست خارجی، تنگناهای بیش از پیش برای فعالیت نیروهای سیاسی مستقل و پیشرو، پلیسیشدن فرهنگ و اخلاق عمومی، کشیدهشدن نگاه امنیتی به حوزه خصوصی زندگی مردم و در پی آن، رشد انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی و سیاسی همچون جبههگیری وسیع بینالمللی علیه منافع ملی ما، فساد اداری چشمگیر، اعتیاد نهان و آشکار به مواد مخدر، خشونتهای خانوادگی و اجتماعی هولناک و وسعتیافتن سرخوردگی، دروغ، ریا و بیاخلاقی؛ این واقعیات را نمیتوان با هیچ استدلال، توجیه و عوامفریبیای پوشاند.
اینک ما، جمعی از روزنامهنگاران ایرانی معتقدیم؛
- اسباب و زمینههای پدیداری چنین مشکلاتی را نمیتوان یکسره بهپای دولت احمدینژاد نوشت، اما دامنه بیتدبیریهای مدیریتی در سطح داخلی و بینالمللی و نیز ضدیت با آزادیهای قانونی و مشروع مردم، در این دولت به شکل گستردهای بسیاری از معضلات را تشدید کرده و تعمیق داده است و دورنمای آینده را نیز تیرهتر ساخته است.
- از نظر ما، اولا سرکوب آزادیهای اجتماعی و سیاسی مشروع مردم، مثلا برخورد امنیتی و پلیسی با جوانان، دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان و خصوصا تنگکردن دامنه آزادی مطبوعات و روزنامهنگاران بهعنوان چشمان ناظر جامعه بر قدرت حکومت، مهمترین مولفهای است که جامعه ایرانی را به انفعال، سرخوردگی و گوشهنشینی سوق داده و در غیبت مردم، دولت بنیانهای اجتماعی و اقتصادی را یکبهیک ویران میکند. در ثانی، سیاست اقتصادی غلط دولت نهم، که مبتنی است بر بذلوبخشش و خاصهپروری نفتی، واردات بیرویه کالا، فروکاستن نقش دولت از زمینهساز اشتغال و کسبوکار به صدقهپرداز اعظم؛ سفرهها و معیشت مردم و خصوصا عزت و کرامت انسانی آنان را نشانه رفته است. دولتی که به هیچ توصیه علمی و کارشناسانه وقعی ننهد، مردم و بخش خصوصی را در پی ماشین دولت بدواند و در جواب هر نامه، چند هزار تومان صدقه بدهد، آزادی و شان انسانی را لکهدار میسازد.
- اگرچه کارآمدی و صحت سازوکار انتخابات در نظام سیاسی کشور، در چند سال اخیر محل تردید بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و روزنامهنگاران قرار گرفته است، اما با عنایت به واقعیات تلخ موجود و زمینههای پدیدآورنده آن، و با توجه به
موقعیت خطیر میهنی و سراشیبی پیش رو و نیز امکان ایجاد اجماعی ملی در انتخابات دهم ریاستجمهوری برای تغییر این اوضاع که شوری دوباره را در کویوبرزن برانگیخته است
- استوارشدن برنامههای اقتصادی و اجتماعی میرحسین موسوی بر تقویت بنیههای اقتصاد ملی، توجه به گسترش توان طبقه متوسط ایران، و نیز تاکیدات حقوقی و سیاسی برنامه وی بر پایاندادن به برخوردهای امنیتی و پلیسی با جامعه، دفاع از امکان برابر برای ارتباطات و اطلاعرسانی آزاد، احیای منزلت دانشجویان و دانشگاه، توجه به حقوق صنفی و مدنی زنان، معلمان، کارمندان و کارگران از جمله روزنامهنگاران و اقلیتهای قومی و مذهبی و بهویژه پافشاری بر مقوله فرهنگ غیردولتی؛
ما خصوصا برای تغییر وضع موجود در دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، به میرحسین موسوی رای خواهیم داد.
آبا شیوا،ابراهیمیان مهرداد،ابوالفتحی حسین،آبی بیژن،اتراچی فاطمه،احمدی بابک،احمدی مهدی،احمدی امویی بهمن،اخوتپور بابک،اخوتپور بهنام،ارکانزاده یزدی سعید،ازناوی پریسا،اسحاقیان مهدی،اسدالهی محمد،
اسدی حمید،اسدی مهدی،اسلامزاده عاطفه،اسلامی سارا،اسلامیه سعیده،اسماعیل اراضی ابراهیم،اسماعیلی الهه،
اسماعیلی شمیم،اسماعیل سویزی زینب،آسودهکار مرتضی،آسیایی شقایق،آشتیانی طاهره،اشلافی حسن،
اصغری سید امیر مهدی،آصف نخعی فروزان،آصفی حمدالله،اصلاح سیروس،اعزازی مجید،افتخاری رامین،
افروزمنش مهدی،افشار جلال،افشارنیک مهدی،افشاری بهزاد،آقازاده مازیار،آقایی الهام،آقایی حسین،اکبری ،
الوندی پدرام،آماده مهدی،امامی غلامحسین،امت علی سارا،امرایی امیلی،امیری رعنا،امیری صفت محمد مهدی،
امیرآبادیان نزهت،امیرپور مهدی،انواری امیر هادی،ایران مهر امید،ایزدخواه بهمن،ایگدر سولماز،ایزدی هدی
باستانی مسعود،باقرزاده پویان،باقری پریچهر،بایسلامی ایمان،براتی طیبه،بردبار علیرضا،بردبار فاطمه،
برکاتی مرتضی،برنجی کامران،برنو محمد،بروغنی احمد،بندپی پروانه،بنی یعقوب ترانه،بنی یعقوب ژیلا،
بهادری پیمان،بهاری امیر،بهاور عماد،بهکام نگین،بهمنی پارسا،بیگی الهه،بیات سعید،پاک نهاد مهدی،
پاکزاد علی،پرما حانیه،پرهیزی احمد،پژوه فریبا،پشوتن علیمحمد،پناهی سعیده،پود فروش هستی،
پوررضایی محمود،پورصبور لیلا،پیرولی علی،تاجعلی آزاده،تاران مهدی،تخیری نسرین،ترابی جهرمی علی،
ترابی کامران،تقدسی احسان،تقوی نیما،توسینژاد امیر،توکلی فائزه،تولایی شیوا،جاهدهستی،جدیری سپیده،
جزایری ایلیا،جعفرقلی ساره،جعفری حمید،جعفری علیرضا،جعفری مریم،جعفری مینا،جلالی رضا،جلالی کاوه،جنوبی پیمان،جنیدی محمدرضا،جلالی معیر راحله،جورابچی علی،جوکار مریم،جیرانی یاسنار،
چوبینه کمند،حاتمی منیژه،حاج محمدی زهرا،حاجاتینا بهمن،حاجیزاده زینب،حافظ القرآن غلامرضا،
حبیبالله سعید،حبیبالله ندا،حجوانی علی،حسننیا آرش،حسیننژاد هادی،حسینی سمیه،حسینی نگار،
حسینی نگین،حسینی نورا،حق پرست اسماعیل،حق علی،حقبیان نرجس،حقی فرشته،حقیقتنژاد رضا،
حقیق محبوبه،حمدی بنتالهدی،حیدرزاده محمدرضا،خاکدامن شیما،خالصی محمدرضا،خامسیان علیرضا،
خاوری بتول،خاوری فاطمه،خاکی فیروز مهدی،خدابخش سعیده،خرسند لیلی،خسروانی نازنین،خسروی عاطفه،
خسروی اصغر،خسروی مازیار،خلیلی مهرداد،خوانساری محبوبه،خوشچهره جلال،خیرخیز محمدجواد،
خیرخواه محمد،دبیری مهر پویا،درفشی دنا،درویشی علی،دژم عذری،دلپسند وحید،دلیری جواد،دماوندان سارا،
دهقان علی،دهقان قاسم،دوام صفدر،دوستی موسوی سیدعلی،دیواندری علی،ذاکری مهرنوش،ذکایی مرجان،
راد رضا،راد نیما،رادمنش سیما،راهبر آرش،رحمانی سیامک،رحیمی حمیدرضا،رحیمی طاهره،
رستگاری ثمینا،رستمی محمدرضا،رستمی نیلوفر،رسولی نرگس،رضایی محبوبه،رضایی احسان،
رفیعی امیرهوشنگ،رفیعی فرشته،رفیع زاده شهرام،رمضانی بیژن،رمضانی یگانه بنفشه،رنجی پور علی،
رهبر محمد،رهبر کاظم،رهبری مسعود،روح محمدجواد،روحبخش سروش،روزبه کریمی ،روستا حمید،
رومی سیروس،ریاحی طاهره،زادمهر علی،زادمهر علی،زارع نساء،زارعی کهن نفیسه،زارعی محمد،
زاهدی کرمانی زهره،زاهدی مهدی،زینعلی شاهین،ساختمانگر مجتبی،ساسانپور آزاده،ستوده معصومه،
ستوده مهشید،سخنور حسین،سراب پور سونیتا،سرمدی پرستو،سعادت مرضیه،سعیدی علیرضا،سعیدی جلال،
سعیدی شیرین،سعیدی مجید،سلطانین کامبیز،سلیمانی حمید،سلیمانی علیاصغر،سمیعی علیرضا،سوداگران مهدی،
سوری پوریا،سوری مسعود،سیدآبادی علیاصغر،شاکر علیرضا،شاکری نجمه،شاملو علی،شروقی علی،
شریف شهرام،شریفینیستانی علی،شعبانی شقایق،شفیعی جمشید،شلتوککار جواد،شلتوککار حسن،
شمس جواد،شمس سعید،شمشیری محسن،شهرابی محمد،شهریاری ستاره،شیرازی محمد،صابری حمیدرضا،
صادقپور بهناز،صادقی بهروز،صادقی حبیبالله،صالحی علی،صداقتشعار فروغ،صدرآرا روزبه،صدری فرزاد،
صدیق امیر،صدیقی علی،صفایی ساناز،صفوی ،صفوی خدابخش،طالب زاده خسرو،طایی سهیلا،طجوزی علی،
طهماسبی عباس،طهماسبی ندا،طهماسبیپور حمیدرضا،ظهوری محسن،عابدی احسان،عابدی حمیدرضا،
عابدی خرسند حمیدرضا،عابدی محمدحسین،عادلی مهناز،عبداللهی حسین،عبداللهی شیرزاد،عدلی محمد،
عرب زهرا،عربی امیر،عزتی آیدا،عزیزی رضا،عزیزی شراره،عسگرپور حامد،عسگری زهرا،عسگری غلامرضا،عطارپور اردلان،عطایی امین،علمایی پرویز،علمداری روزبه،علمی حدیث،علیاقدم مهدی،
علیاکبری زهرا،علیالاسلام مینا،علیزداه امیر،علیمحمدی سینا،علیپور سمیه،عمرانی سارا،عموزاده خلیلی فریدون،غایب فریده،غریبی سحر،غفاریان متین،غفوریآذر بابک،غیبی رضا،فاضل مهرزاد،فاضل سید ابوتراب،
فتحعلیزاده مهری،فتحی سمیه،فتحی سایه،فتحی مجتبی،فخریان فرزانه،فرازمند حسن،فراهانی مریم،فراهانی محمود،فرجاد فرهاد،فرجی مهشید،فرضی فرناز،فرقانی علیاکبر،فرهادیان سروش،فروهی فرهاد،فریدفر ملیحه،
فهری سعیده،فیض آبادی سیدرضا،فیضی زهرا،قاسمی سیامک،قدرخان ثمانه،قربانپور فرشاد،قره حسین،قزوینی، حمید،قشقایی سمیه،قلمچی احسان،قلمچی منوچهر،قلی پور علی،قلیزاده مهتاب،قهرمانخواه مهجبین،کاظم زاده حامد،کاظمی مصطفی،کاویانی حمیدرضا،کریم الدینی امین،کریمی امید،کریمی معصومه،کشاورز پیمان،
کشوردوست آزاده،کلهری زهرا،کوشش پریسا،گرانپایه بهروز،گردان زهره،گلناری زهره،گنجی اعظم،
گنجی علی،گنجی ندا،لرک علیرضا،لطفی لیلا،لعلی امیر،اللهبداشتی سینا،لهردی ندا،لهردی ندا،مازندرانی احسان،
مازوجی نادر،ماه زاده جواد،متقی حمید،متین نیا نازنین،متین نیا نگار،محبی آرش،محبی بهاره،محجوب نلی،
محدث امید،محسنی امید،محسنی ایمان،محمدحسین آزاده،محمدی حسن،محمدی مرجان،محمدی پاشاک نیما،
محمدی داود،محمدی سیامک،محمودی حسن،محمودیان مهدی،مرثوقی فرزاد،مرعشی نسیم،مزاریان حسین،
مستوفی حمیده،مسلم حسین،مشهدی مهران،مصحفی محسن،مصری کتایون،مصلح حیدرزاده علی،مطهری زهرا،
مظاهری علیاکبر،مظفری فیروزه،معتمدی ابوذر،مفید نگار،مفیدی بدرالسادات،مقدم فاطمه،مقیسه محمدرضا،
ملک محمدی لیلا،منتظری آرمین،منصوری مریم،مهتدی مریم،مهدوی بیتا،مهدوی سیدامیرحسین،مهدیانی فاطمه،
مهدیزاده بابک،مهرابی احسان،مهرجو بهراد،مهرزاد محمدحسین،مهرگان کیوان،مودی صنم،موسوی پژمان،
موسوی سیدعیسی،موسوی سیدهآمنه،میر مسعود،میرزاده حمیدرضا،میرزایی مریم،میکاییل احسان،میر مسعود،میرزایی مژگان،نادری شرمین،ناصر پور بهنوش،ناظری محمود،ناظمی پوریا،نجاتی محمد،
نجفی سمیه،نخعی امیرعباس،نراقی مریم،نظامالملکی علی،نظری سعید،نظیری محمد،نعمتاللهی سمانه،
نعمتپور اشکان،نقشی وحید،نماینده سمیه،نوروزیان مهدی،نوری مرضیه،نوری مسعود،نوع پرست سوره،
نیکپور حسین،نیکنژاد حبیبالله،نیکنژاد سعید،نیلی هادی،اله بداشتی سعید،هادی هوشنگ،هرمزدی علی،
هنروران فرهاد،ورمزیاری زیبا،وزیری نسرین،وطنخواه خاطره،وعیدی رضا،ولدخانی محسن،ولی زاده رضا،
ویسمه اعظم،ویسی شادمهر،ویسی مراد،ویسی منظر،یاورمنش مهدی،یزدانپناه محمدرضا،یعقوبی محسن،
یوسفی هیوا،یوشیزاده مریم، یوسفی مسعود.
..................
این اسمها یادتون باشه!!!
ا.ن رای بیاره اینا اعدام میشن!!:3:
black_shadow
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۱۴
یعنی تو به جز این یه جمله ، حرف دیگه ای نداری؟ :3:
من كلا انسان كم حرفی هستم!!
.......................
خبر مهم: ايران بهشت شده!
در حالي که محمود احمدي نژاد ديشب مدعي پيشنهاد 20 ميليارد توماني ستاد کروبي به مخابرات براي پيامک شد، از شب مناظره، حاميان خود او عمليات رواني گسترده اي را با پيامکهاي انفجاري آغاز کرده اند.
اما نکته جالب اينجاست که محتواي اين پيامکها، شباهت زيادي با صداقت رييس جمهور دارد.
بررسي تنها يکي از اين پيامکها نشان مي دهد کشور ايران در سال 84 يک ويرانه بوده که اکنون همه شاخصهاي توسعه اي آن به طور متوسط 3 برابر و ايران تبديل به بهشت شده است!
متن پيامک:
تلفن 350 درصد
نفوذ اينترنت 350 درصد
فضاي ورزشي 700 درصد
گردشگران خارجي 300 درصد
خصوصي سازي 1300 درصد
گازرساني روستاها 200 درصد
نوسازي حودرو ها 1150 درصد
طرح عمراني 250 درصد
دريافتي خانواده هاي محروم 400 درصد
راهسازي 150 درصد
راه آهن 180درصد
هواپيما 700 درصد
شناور دريايي 3900 درصد
واگن ريلي 300 درصد
نوسازي خانه روستايي 700 درصد
بودجه ورزشي 1250 درصد
مدال ورزشي 67 درصد
مرکز تحقيقاتي 250 درصد
به نسبت قبل پيشرفت داشته ايم!
......................
یعنی این ادم این همه كار كرده؟
پروردگارا!!!به خاطر تهمتهایی كه به این انسان خدمتگذار مردم زدیم مارا ببخشای و بیامرز!
....هیچی!ولش كن!ویرایش میشه!!!
خدایا شكرت!!!
black_shadow
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۱۸
امام جمعه شميرانات: شوراي نگهبان در تاييد صلاحيت احمدينژاد تامل کند
امام جمعه شميرانات معتقد است اگر شوراي نگهبان شناخت كنوني از نامزدهاي تخريبگر داشت در تائيد صلاحيت بيتقوايان تخريبگر و منطقگريزان پرخاشگر تامل ميكرد.
حجتالاسلام محسن دعاگو در گفتوگو باخبرنگار ايلنا، با اشاره به نحوه مناظره كانديداهاي رياست جمهوري با يكديگر گفت: مناظره عرضه ديدگاهها به يكديگر و تبادل ديدگاههاي برتر براي آگاهسازي افكارعمومي از منش ها، روشها ، رويكردها وعملكردها است.
وي افزود: مناظرهها سطح آگاهي مردم از دينداري، خردگرايي، دورانديشي و انگيزه مردمگرايي و تلاشهاي سياسي مناظرهكنندگان را افزايش ميدهد. مناظرهها انديشه همگاني را به شناخت شخصيت و ماهيت مناظرهكنندگان هدايت ميكند و به شفافيت فضاي خدمت و رشد و شكوفايي فرهنگي و سياسي ملت ميانجامد.
عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز مناظره نامزدهاي رياست جمهوري را نماد شفافيت و ارتقاي سطح دموكراسي ايراني نسبت به نظامهاي ليبرال دموكراسي غرب دانست و گفت: بايد مناظرهكنندگان منطق مناظره سياسي و ادبيات گفتماني و نقد و تحليل سياسي ـ اجتماعي را بشناسند و به قواعد مناظره وفادار باشند.
وي خاطر نشان كرد: بداخلاقي سياسي، فرافكني، خودبزرگبيني، دروغپردازي وتوهين و تهمت به رقبا و شخصيتهاي سياسي سازگار با فرهنگ مناظره و شان و شخصيت نامزدهاي رياست جمهوري نيست.
دعاگو در پاسخ به سوالي در خصوص حق كساني كه در مناظره سياسي حضور ندارند ولي توسط نامزدهاي رياست جمهوري از آنها نام برده ميشود نيز گفت: تعرض به افراد و شخصيتهايي كه در جلسه مناظره حضور ندارند و قادر به دفاع در شرايط برابر براي آنها ميسر نيست خلاف عقل، شرع و قانون وناسازگار با وجدان انساني و تحليل افكار عمومي موجب رسوايي و ريزش آراي انتخاباتي است.
وي تصريح كرد:كساني كه در عرصه رقابت قافيه را ميبازند به انتحار سياسي ميپردازند و با آلودگي به ناهنجاري و پلشتي سياسي امواج تخريب را سازماندهي ميكنند و به تصور كودكانه خود از رقيبان انتخاباتي انتقام ميگيرند.
امام جمعه شميرانات در خصوص وظيفه شوراي نگهبان در برابر كانديداهاي تخريبگر نيز گفت: اگر شوراي محترم نگهبان شناخت كنوني را از نامزدهاي تخريبگر داشت در تائيد صلاحيت بيتقوايان تخريبگر و منطقگريزان پرخاشگر تامل ميكرد و عرصههاي رقابت را با نقشآفريني شايستگان حقيقي ميآراست. وي ادامه داد: كساني كه نفشآفريني پيشينيان را در عرصههاي وحدت و امنيت ملي و افزايش اعتبار و اقتدار جمهوري اسلامي نميپذيرند، نگران اعتبار نظام ديني و مصالح ملي نيستند وحرمتشكني و ارزشسوزي را با دينداري و پيامهاي ديني ناسازگار نميدانند ، صلاحيت حضور در مناصب حكومتي و لياقت برخورداري از حمايت و عنايت اقشار ملي را ندارند.
دعاگو در پايان تاكيد كرد: مردم پرخاشگري و بداخلاقي رانميپسندند و حريمشكني، بيادبي، تهمت و توهين به شخصيتهاي ملي را تقبيح ميكنند و ديانت، متانت و صداقت را ميستايند.
black_shadow
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۳۳
کرباسچي: پسر احمدينژاد در شستا و کيش چه کرده است؟
آفتاب: دبير کل حزب کارگزاران سازندگي و مسئول ستاد تبليغاتي کروبي از محصولي، عليآبادي و سعيدلو به عنوان سه تن از اعضاي هيئت دولت احمدينژاد ياد کرد که ثروت آنها بيش از تمامي وزرا و روساي جمهوردولتهاي گذشته است.
به گزارش گروه سياسي آفتاب، غلامحسين کرباسچي با اشاره به مفقود شدن 300 ميليارد تومان از بودجه شهرداري در دوره خدمت احمدينژاد خاطر نشان کرد: «هيچ سندي مبني بر چگونگي هزينه کرد اين مبلغ هنگفت وجود ندارد اما شوراي شهر و مجلس هم خط با شهرداري تهران اجازه ندادند که تحقيق و تفحص براي پيدا کردن اين مبلغ انجام شود. اين در حالي است که تحقيق و تفحص مذکور در کميسيونهاي مجلس هفتم به تصويب رسيده بود اما آقاي حداد عادل که دوست آقاي احمدينژاد هستند مانع از انجام آن شدند».
وي درادامه با يادکردن از احمدينژاد به عنوان فردي که دنبال گرفتن دزد است، گفت: «ما هم اگر بخواهيم دزد بگيريم بايد راجع به حضور پسر آقاي احمدينژاد در شستا و معاملات اقتصاديشان در کيش تامل کنيم».
کرباسچي ادامه داد: «علاوه بر موضوع مفقود شدن 300 ميليارد تومان در شهرداري تهران، آقاي احمدينژاد بايد توضيح بدهد که چرا مبلغ 160 ميليون تومان از بودجه شهرداري را در شب پيروزيشان در انتخابات رياست جمهوري، هزينه کرده و به مردم شيريني دادهاند. پس از افشاي اين مسئله، آقاي سعيدلو به سرعت آمدند و اين پول را به شهرداري بازگرداندند».
کرباسچي همچنين به پرونده عوامل نيروي انتظامي در ضرب و جرح نيروهاي شهرداري تهران در دوران خدمت خود اشاره کرد و افزود: «در آن زمان دادگاه نظامي برگزار شد و سردار نقدي به خاطر برخورد ناشايست با ماموران شهرداري محکوم شد. همان کساني که در آن زمان در آن پرونده دست داشتند امروز در حلقه ياران آقاي احمدينژاد ديده ميشوند».
black_shadow
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۱۷
ورزشگاهمو گسترش دادم.
تا 10 روز دیگه اماده میشه.
بودجه باشگاهم منفی شد.
حدود 1.900.000.000 بدهی دارم الان.
ولی با بازی كه یكشنبه دارم بدهیم صفر میشه.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۴۵
شغل بعدي احمدينژاد چيست؟
در فاصله يک روز تا برگزاري انتخابات رياستجمهوري و با توجه به اختلاف فاحش ميان آراي احمدينژاد و ميرحسين موسوي که در تهران به حدود 25درصد و در شهرستانها به 20درصد ميرسد، از هماکنون گمانهزنيها براي شغل بعدي احمدينژاد آغاز شده است.
به گزارش خبرنگار «آينده»، براساس اين گمانهزنيها، محتملترين پست احمدينژاد از 12 مرداد آينده و پس از تنفيذ رياستجمهوري، انتصاب به عنوان مشاور رهبر انقلاب و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است، پستي که پس از پايان دوره رياست مجلسي مهدي کروبي نيز به وي داده شد. صورت گرفت.
پست مطرح ديگر براي احمدينژاد، به عهده گرفتن رياست صداوسيماست که با توجه به پايان حکم ضرغامي از پنجم خرداد ماه، امکان انتصاب احمدينژاد به اين مسئوليت نيز وجود دارد.
گزينه سوم براي شغل بعدي دکتر احمدينژاد، عضويت و يا حتي دبيري شوراي عالي انقلاب فرهنگي به جاي محمدرضا مخبر دزفولي ميباشد.
پيشنهاد چهارم، به عهده گرفتن مديريتي در حوزه تخصصي احمدينژاد، يعني حملونقل است و با توجه به حضور چمران و تعداد ديگري از هواداران احمدينژاد در شوراي شهر تهران، احتمال انتصاب وي به پست مديريتي در شهر تهران وجود دارد و مديريت شرکت مترو تهران که در حال حاضر توسط محسن هاشمي انجام ميشود، ميتواند پس از انتخابات به محمود احمدينژاد واگذار گردد.
و سرانجام پست پنجم که ميتواند به احمدينژاد پيشنهاد شود، اداره کارتل بزرگ اقتصادي بنياد مستضعفان است که به دليل پايان زمان حکم محمد فروزنده پس از گذشت 10 سال از حضور وي، قابل تصدي توسط محمود احمدينژاد ميباشد.
عضويت به عنوان نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي به جاي سعيد جليلي نيز از جمله اين گمانهها ميباشد. با اين حال، برخي از نزديکان احمدينژاد اعتقاد دارند وي پس از پايان دوره رياستجمهوريش پست حکومتي را نخواهد پذيرفت تا بتواند از ظرفيت مردمي استفاده کند.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۴۹
يک ادعاي ديگر احمدينژاد تکذيب شد
در مناظره ميان آقايان محسن رضايي و محمود احمدينژاد اعلام شد كه تغيير تعريف "شاغل" در دولت اصلاحات صورت گرفته است و احمدينژاد به صراحت اعلام كرد كه اين كار در دولت قبلي انجام گرفته است كه اين موضوع كذب محض است.
ناصر خالقي، وزير كار دولت خاتمي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا ضمن تكذيب اين سخنان گفت: در دولت اصلاحات هر فردي كه دو روز در هفته كار ميكرد شاغل محسوب ميشد كه اين موضوع بر اساس مقاولهنامههاي بينالمللي بوده است.
وي تغيير تعريف فرد "شاغل" و مبناي اعلام نرخ بيكاري را مربوط به دولت نهم دانست و گفت: در حال حاضر هم طبق مقاولهنامههاي بينالمللي كسي كه دو روز در هفته كار كند شاغل محسوب ميشود.
ولی در دولت نهم به كسی كه در هفته فقط 1 ساعت كار كند شاغل گفته میشود.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۰۰
43 بار "دروغه" در رانت 20 دقيقه اي سيما به احمدي نژاد
در حالي كه حجت الاسلام دري نجف آبادي دادستان كل كشور ساعتي پيش در مصاحبه نمايش صحبتهاي يك طرفه محمود احمدي نژاد را غيرقانوني اعلام كرده بود، عزت ضرغامي رييس سازمان صداوسيما بدون مجوز كميسيون انتخابات اقدام به پخش بيست دقيقه ادعاهاي احمدي نژاد كرد.
به گزارش خبرنگار آينده، از چهار نامزدي که صدا وسيما با سخاوتمندي وقت در اختيار آن ها قرار داده بود، ميان 60 ثانيه محسن رضايي، 101 ثانيه ميرحسين موسوي، 1184 ثانيه محمود احمدي نژاد و 78 ثانيه مهدي کروبي، فقط رئيس دولت نهم حاضر به ضبط پاسخ خود در صدا و سيما شد.
با وجود اين رانت انحصاري احمدي نژاد در اين سخنراني بسيار عصبي و شتابزده به نظر مي رسيد و طي بيست دقيقه 43بار واژه "دروغه" كه به پاشنه آشيل دولت نهم در انتخابات تبديل شده را تكرار كرد و با حذف ساعت خواب و فعاليت هاي شخصي از شبانه روز چهار بار مدعي شد كه بيست و چهار ساعته مشغول كار است.
احمدي نژاد در اين سخنان كه به عنوان پاسخ به سخنان كانديداها در مناظره هايي كه حضور نداشته است برگزار شد بخش عمده سخنان خود را به اصلاح اشتباهات لفظي وي در اهانت به همسر ميرحسين موسوي و تمسخر دانشگاه آزاد اختصاص داد و پورحسين مجري برنامه كه دستور سكوت محض را دريافت كرده بود در طول كل مدت برنامه هيچ كلمه اي را بر زبان نياورد.
احمدي نژاد همچنين در اين برنامه موسسه اي كه شاخص فساد را اعلام كرده است را صهيونيستي معرفي كرده و آمار ساير كانديداها را جعلي و دروغ دانست.
گفته مي شود استرس بيش از حد احمدي نژاد ناشي از ريزش آرا شديدي است كه در اردوگاه اصولگرايان پس از مناظره با رضايي به سمت رضايي آغاز شده است.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۱۰
حمله به حاميان موسوي در شيراز
دو روز مانده به انتخابات و در حالي که فراگير شدن موج سبز نتيجه انتخابات را از حالا معلوم کرده، لباس شخصيهاي طرفدار احمدينژاد در تلاشاند تا با ايجاد فضاي رعب و وحشت، موج سبز حاميان ميرحسين موسوي را مهار کنند.
ببه گزارش «موج سوم»، موتورسوارهاي وابسته به ستاد احمدينژاد در شيراز به شکل وحشيانهاي به راهپيمايي طرفداران موسوي حمله کردهاند و با سنگ، باتوم، تيغ، چاقو، کاتر و ساتور حاميان موسوي و سبزپوشان را مورد ضرب و جرح قرار دادهاند و شيشه خودروهايي را که عکس موسوي را چسباندهاند، ميشکنند.
اين در حالي است که به گفته مسئولان ستادهاي موسوي، آنها پيش از اين در جريان تصميم مسئولان ستاد احمدينژاد براي حمله به سبزپوشان قرار داشتهاند و به همين خاطر جوانان و فعالان ستاد را از خروج از محل ستادها منع کردهاند. بدين ترتيب عابران و خودروهايي که مورد ضرب و شتم حاميان لباس شخصيهاي ستاد احمدينژاد قرار گرفتهاند، مردم عادي بودهاند که به ستادهاي انتخاباتي هم وابستگي نداشتهاند.
گزارشهاي رسيده حاکي از آن است که پليس در مقابل وحشيگريهاي لباس شخصيها کاملا منفعل بوده و هيچ واکنشي براي جلوگيري از درگيري نشان نداده است.
گزارش ديگري از حمله سازمانيافته بيش از 200 موتورسوار خبر ميدهد که هرجا پوستر يا عکس موسوي را ميبينند و يا اثري از رنگ سبز حاميان موسوي مشاهده ميکنند، به آن حمله ميکنند؛ چه انسان باشد يا خودرو يا مغازه و يا بيلبوردها و تبليغات ديواري.
بر اساس اين گزارش لباس شخصيها که همزمان با حمله به حاميان موسوي، براي احمدينژاد هم تبليغ ميکنند، در بلوار چمران و خيابان عليوردي که به چهارراه گاز و حافظيه منتهي ميشود، در حال تردد هستند و فضاي ناامني را براي مردم ايجاد کردهاند.
همچنين بر اساس اعلام رسمي مسئولان ستاد موسوي در شيراز، دستکم تاکنون 6 مجروح با وضعيت وخيم به بيمارستان نمازي و 4 نفر نيز با همين وضعيت به بيمارستان خليلي منتقل شدهاند.
آخرين خبر رسيده نيز حاکي از حمله خشونتآميز لباس شخصيها به ستاد پويش موج سوم در شيراز است که بر اثر آن، اکثر وسايل و امکانات موجود در اين ستاد از بين رفته و اعضاي اين ستاد نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. اين دومين بار است که به ستاد موج سوم شيراز حمله ميشود.
گفتني است حدود 3000 تن از حاميان احمدينژاد نيز در ورزشگاه حافظيه منتظر سخنراني او بودهاند که پس از اطلاع از عدم حضور او با عصبانيت به حاميان موسوي که زنجيرهي انساني سبز را تشکيل دادهبودند، حملهور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۱۵
ايران در آستانه انقلاب مخملين!
سرويس بينالملل «تابناک» ـ سايت خبري «رويترز» با تحليلي از فضاي انتخاباتي ايران، مدعي است ايران در آستانه انقلاب مخملين به شيوه كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق قرار گرفته است.
بنا بر اين تحليل، حضور دسته جمعي جوانان در خيابانها، خواندن سرودهاي گروهي، درگيريهاي پراكنده، مناظرههاي بيپروا در تلويزيون ايران و مجادلههاي مقامات بلندپايه كشور، نشانههاي مراحل آغازين انقلاب مخملي در ايران قلمداد شده است.
البته اين خبرگزاري انگليسي تصريح ميكند: هرچند نشانههاي انقلاب مخملين در ايران آغاز شده، اما اين حادثه به زودي رخ نخواهد داد.
گفتني است، انقلابهاي مخملين يا رنگين، مدلي نرم از طرحهاي براندازي است که غرب و به ويژه آمريکا با شيوههاي مدني و اجتماعي و بهرهگيري از رنگهاي خاص، آن را در کشورهاي شرق اروپا و با هدف استحاله دروني اين نظامها کليد زد و به دليل موفقيت نسبي اين مدل اکنون در صدد تعميم آن در ديگر نقاط ناهمگون با خود است.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۲۶
ایا میدانید ا.ن مسئول ستاد تبلیغاتی رفسنجانی در انتخابات سالهای 68 و 72 بوده؟؟
ایا میدانید ا.ن در دولت رفسنجانی مشاور وزیر فرهنگ و علوم بوده؟؟
ایا میدانید ا.ن در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی استاندار اردبیل بوده؟؟
ایا میدانید موسوی در پی اختلاف نظر با سیاست های اقتصادی رفسنجانی اواخر دهه 60 استعفا داده بود؟؟؟
ایا میدانید موسوی و همفكرانش (علی اكبر محتشمی پور و فرشاد مومنی و.....)در تمام دوره هشت ساله دولت رفسنجانی از منتقدین رفسنجانی بوده و یكی از دلایل سكوت و انزوای درازمدت موسوی به شمار میاید؟؟
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۷:۵۱
تا آخر هفته آينده صورت مي گيرد:
محاکمه احمدي نژاد در دادگاه کيفري استان تهران
خرداد نو – گروهي از کارشناسان سياسي، اقتصادي و حقوقي به دنبال دادگاهي کردن محمود احمدي نژاد هستند.
عملکرد ضعيف و غير قانوني دولت نهم در حوزه هاي سياسي و اقتصادي به همراه دروغ پردازي هاي رييس اين دولت در چهار سال گذشته گروهي از کارشناسان سياسي، اقتصادي و حقوقي را بر آن داشت تا در کنار بررسي اين موضوعات، خواهان دادگاهي کردن رييس دولت نهم براي پاسخگويي به اين نوع عملکرد باشند.
در اين ميان تعطيل کردن شورا هاي اقتصاد کشور مانند شوراي پول و اعتبار و همچنين سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور بر خلاف قانون و بازي با آمار از جمله مسائل مورد بررسي در حوزه اقتصادي است.
در عين حال سياست هاي اقتصادي اين دولت و ضربات آن به اقتصاد و فعالان اقتصادي از ديگر موضوعات مورد بررسي است. اين کارشناسان در حال تکميل پرونده تخلفات احمدي نژاد و برخي از اعضاي کابينه او هستند . به باور آنها مي توان اين پرونده را در دادگاهي با حضور هيات منصفه و مطبوعات و به صورت علني برگزار کرد .
قصد دست اندرکاران اين پرونده اين است تا شرايط براي فريب دادن مردم توسط يک دولت و همچنين ايجاد زمينه براي رفتارهاي غيرقانوني را از بين ببرند .
اعضاي اين کميته که برخي از اقتصاد دانان - حقوقدانان و جامعه شناسان در آن حضور دارند همچنين مواردي را که احمدي نژاد در مناظره هاي تلويزيوني خود مطرح کرده را مورد توجه قرار خواهند داد . يکي از اين حقوق دانان در اين باره مي گويد : با توجه به اين که کساني که در مناظره هاي تلويزيوني احمدي نژاد متهم به فساد مالي و سو استفاده از موقعيت و قدرت شده اند خواهان رسيدگي به اين اتهام ها هستند به سادگي مي توان اتهام هاي وارده بر آنها را هم در اين پرونده بررسي کرد .
مطرح کردن مسائلي مانند هولوکاست بدون توجه به برنامه ريزي هاي سياسي و نوع عملکرد سياست خارجي دولت نهم که منجر به انزواي ايران در جهان شد نيز از مسائلي است که کارشناسان به دنبال طرح آن در دادگاه عليه احمدي نژاد هستند.
محمود احمدي نژاد به دليل طرح مسائل دروغ و افترا آميز نسبت به خانواده آيت اله علي اکبر هاشمي رفسنجاني حداکثر تا آخر هفته آينده به دادگاه کيفري استان تهران احضار و در آنجا محاکمه خواهد شد.
سيد محمود علي زاده طباطبايي وکيل خانواده آيت اله هاشمي در اين رابطه به خرداد نو گفت:پيرو طرح مسائل دروغ و افترا آميز نسبت به خانواده آيت اله هاشمي، شکايتي کيفري از طرف خانواده هاشمي در دادگاه کيفري استان تهران عليه محمود احمدي نژاد مطرح شده است.
وي ادامه داد:افترا و نشر اکاذيب جهت تشويش اذهان عمومي از طرف احمدي نژاد محرز بوده و به زودي دادگاه کيفري استان ، به استناد اصل 140 قانون اساسي ايشان را احضار و به اتهامات وارده رسيدگي خواهد کرد.
عليزاده خاطر نشان کرد:از آنجا که مسئله انتخابات در پيش است دادگاه از ما خواست براي سو استفاده نکردن از اين موضوع ، پيگيري موضوع به بعد از انتخابات موکول شود و به اين صورت احمدي نژاد حداکثر تا آخر هفته آينده در دادگاه حاضر خواهند شد.
به گفته او مسائل مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره با مهندس موسوي نه افترا بلکه نشر اکاذيب در جهت تشويش اذهان عمومي است و در کذب آن ترديدي وجود ندارد چرا که به فرض آقاي مهدي کروبي در پرونده استات اويل در دادگاه اروپايي تبرئه شد و علي رغم پيگيري هاي مجلس ششم و هفتم، دليلي عليه وي در اين پرونده بدست نيامد.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۷:۵۶
چرا نظرسنجي رسانه هاي حامي دولت دقيق است؟
يک کارشناس آمار در گفتگو با «آينده» از استفادههاي ناشيانه رسانههاي حامي دولت از نظرسنجيهاي علمي خبر داد.
اين کارشناس گفت: رسانههاي حامي دولت نظير خبرگزاري فارس و ايرنا و سايتهاي الف، جهان و رجانيوز که به نظرسنجيهاي علمي انجام شده در سطح کشور دسترسي دارند، با انتشار اين نظرسنجيها بدون انجام دستکاريهاي حساب شده عملاً بر برتري ميرحسين موسوي اعتراف ميکنند.
وي افزود: اين رسانهها بدون تغيير کليات نظرسنجي، تنها ميزان رأي ميرحسين موسوي را با احمدينژاد جابهجا ميکنند و با اين حساب، از برتري حدود 61درصدي احمدينژاد در کل کشور، نسبت به آراي حدود 30درصدي موسوي خبر ميدهند، در حالي که فراموش ميکنند اين دستکاري را در کل نظرسنجي تعميم دهند.
به طور مثال خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) شب گذشته نتايج اين نظرسنجي در کل کشور را منتشر کرده و از برتري احمدينژاد با 63درصد خبر داده، اما فراموش کرده در سطر آخر گزارش خود، برتري 47درصدي موسوي به 42درصدي احمدينژاد در تهران را در نظرسنجي صداوسيما جابهجا کند.
اما سايت الف زحمت اين کار را کشيده و اين درصد را جابهجا کرده است.
نکته جالب اينجاست که در اين نظرسنجي ها، ايرنا و الف مشارکت را حدود 70 درصد يعني 32 ميليون نفر و جهان آن را 89 درصد يعني 41 ميليون نفر اعلام کرده اند.
از سوي ديگر در نظرسنجي مذکور، عددسازي صورت گرفته به گونه اي بوده است که محمود احمدي نژاد در هر 30 استان حائز رتبه نخست شده است، در حالي که در طول 30 سال جمهوري اسلامي، حتي در دوره هايي نظير دوم خرداد که رأي يک کانديدا بالاي 20 ميليون و حدود 70 درصد آرا بود، يک کانديدا در هر 30 استان حائز رتبه نخست نشد و حجت الاسلام ناطق نوري در استان مازندران، زادگاه خود 70 درصد آرا را به دست آورد و در دوره قبل هم محسن مهرعليزاده و علي لاريجاني که با کمتر از 2 ميليون رأي در رتبه آخر بودند، دست کم در يک يا دو استان بيشترين رأي را آورده بودند، اما در اين نظرسنجي ها در هر 30 استان، احمدي نژاد رتبه نخست اعلام شده و حتي در استان هايي نظير آذربايجان شرقي و غربي يا تهران هم احمدي نژاد حائز اکثريت آرا اعلام شده است!
جالب اينجاست که در استاني نظير اردبيل که احمدي نژاد در دوره قبل کمترين راي را در کشور را کسب کرده بود، اکثريت 63 درصدي به احمدي نژاد رأي مي دهند و در خوزستان با وجود کانديداهاي بومي نظير رضايي و استقبال از موسوي يا استان لرستان با کانديداي بومي کروبي، باز احمدي نژاد با 50 درصد رتبه نخست را دارد و در سيستان و بلوچستان هم اکثريت 55 درصدي با احمدي نژاد است.
به نظر مي رسد شيوه تغيير اسامي به جاي دستکاري در نظرسنجي ساده ترين شيوه اي است که از سوي حاميان دکتر احمدي نژاد به کار گرفته شده است.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۷:۵۹
13توصيه به هواداران موسوي در روز رايگيري
ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در اطلاعيه اي با ارايه 13 توصيه به هواداران مهندس موسوي در روز رايگيري، تاکيد کرد: هر اقدامي که موجب ترديد در راي دادن به آقاي ميرحسين موسوي ميشود را خنثي کنيد.
به گزارش قلمنيوز، 13 توصيه ستاد انتخاباتي مهندس موسوي به شرح زير است:
. از صبح 5 شنبه تا اعلام پيروزي در انتخابات فقط به اعلاميههاي رسمي ستاد که در سايت قلم نيوز ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) منتشر ميشود توجه کنيد.
2. هر اقدامي که موجب ترديد در راي دادن به آقاي ميرحسين موسوي ميشود را خنثي کنيد.
3. همه صندوقهاي انتخابات مهم است. هيچ يک را چه ثابت و چه سيار چه در مدرسه و يا در مسجد از نظر دور نداريد.
4. وظايف ناظرين مجريان و نيروهاي امنيتي بي طرفي کامل است. هيچکدام حق جانبداري از کانديداها را ندارند.
5. از پايان راي گيري و شروع شمارش آراء تا اعلام رسمي نتايج هوشياري خود را حفظ کنيد. انشا الله جشن پيروزي را همه با هم در روز شنبه بر پا خواهيم کرد.
6. نمايندگان نامزدها توجه کنند که بلافاصله پس از شمارش آراء نتايج توسط شعب و فرمانداريها اعلام خواهد شد. انتقال نتايج را به شماره 8393 اعلام کنند.
7. مسير صندوقها و مکان شعب بايست از آثار تبليغاتي کانديداها بري باشد. موارد تخلف را به شماره تلفن 8393 اعلام کنيد.
8. نماد کانديدا را با خود به همراه نبريد.
9. کانالهاي اطلاع رساني خود را کنترل کنيد. اس ام اسهاي گمراه کننده را خنثي کنيد به هر اعلاميهاي واکنش نشان ندهيد.
10. نام کامل «ميرحسين موسوي» را بر روي برگه راي بنويسيد.
11. شناسنامه خود را به هيچ کس تحويل ندهيد.
12. بر هم خوردن آرامش فضاي انتخابات به نفع رقيب خواهد بود براي حفظ آرامش نهايت تلاش خود را بکار بريد.
13. در ساعات اوليه صبح راي خود را به صندوقها بريزيد.
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۱۸:۱۷
باز هم دروغ گفت!
قلم - محمود احمدینژاد در آخرین نطق تلویزیونی که با حمایت صداوسیما برایش فراهم شد امشب نیز ضمن تکرار اتهاماتش بر علیه اشخاص مختلف، عنوان کرد که سیدی سخنرانیهایش هم دروغ است!
به گزارش قلمنیوز، نطق تلویزیونی احمدینژاد به مدت 19 دقیقه حوالی ساعت 22:45 چهارشنبه شب از شبکه سوم سیما پخش شد.
او اول در برابر اظهارات مهندس موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی که به انتقاد از عملکرد دولت نهم و وعدههای خیالی آن در روزهای قبل پرداخته بودند بدون آن که از کسی نام بیاورد پرداخت و مدعی شد: برای این که بدانیم چرا فقط به من حمله کردهاند چند دلیل دارم؛ اول این که عملکرد دولت نهم بسیار درخشان بوده و اینها آمار و ارقامی برای گفتن جلوی ما نداشتند. دوم این که در این 4 سال آنقدر کار کردهایم و افتخارات داشتهایم مثل هستهای و فضایی که این افراد در آنها شریک نبودند بلکه مقابلش هم ایستادند.
احمدینژاد ادامه داد: سومین دلیل آنها از حمله به من(!) این است که مسئول گذشتهاند و وقتی معلوم شود در این 4 سال اینقدر کار میتوان کرد، بنابراین بقیه سالیان قبل زیر سوال میرود. چهارمین علت هم آن است که آنها دنبال جنگ روانیاند. برای این کار از تهمت و دروغهای مختلف برای مشغول کردن ذهنها بهره میگیرند.
این کاندیدای اصولگرایان دولتی، بدون هیچ اشارهای به اشکالات و اشتباهات دولت نهم، درباره ماجرای اتهام زنیهایش طی مناظرات این چند شب تصریح کرد: هر کاری در حق من کردهاند، آنها را بخشیدهام اما سرانجام به نقطهای رسیدم که دیدم حقوق ملت ضایع میشود.
احمدینژاد دلیل دیگری هم آورد؛ آنها (منتقدان دولت نهم) در جلسات مختلفی تصمیم گرفتهاند آنقدر با حجم تبلیغات بالای خود بگویند احمدینژاد دروغگو است که مردم فکر کنند آنها راست میگویند و من دروغ میگویم! باید بگویم دروغگو کسی است که خائن است. دروغگو اصلا درون مردم نمیرود.
او مسائلی مثل هستهای شدن، فضاییشدن، درج 20 هزار مقاله علمی در جهان، راه آهن شیراز، آسفالت روستاها، سه برابر شدن ظرفیت تحصیلات تکمیلی، 1500 مدال ورزشی و...را دلیلی بر دروغگو نبودن این دولت خواند و همچنان مدعی شد: گفتهاند ما بیادبی کردیم. دولت به چه کسی بیادبی کرده است؟ معلوم است که اگر کسی به بیتالمال دستدرازی کند با او برخورد خواهیم کرد. احمدینژاد البته نگفت که کدام یک از کاندیداها به بیتالمال دست انداختهاند؟!
او همچنان افزود: خدا شاهد است که در مناظرات خیلی حرفها داشتم که به خاطر خرد نشدن شخصیت طرف مناظره آنها را نگفتم. این که گفتم خانم رهنورد تخلف آموزشی و تحصیلی در طی کردن مراتب علمی داشته (!) و پرونده دانشگاهی او را نشان دادم که تخلف کرده و ظرف 3 سال هم استادیار شده و هم دانشیار(!) این بیادبی است؟!
او همچنان با متهم کردن دانشگاه آزاد به ناتوانی در خدمت به دانشجویان ادامه داد: این پول دانشگاه که باید خرج مردم شود چرا باید خرج انتخابات شود؟!
احمدینژاد همچنان مدعی شد که سی دی فیلم سخنرانیهایش (90 سیاسی) که اخیرا در سطح جامعه پخش شده، دروغ، جعلی و برید بریده جملات او از سخنرانیهای مختلف است! او عنوان کرد: معلوم است وقتی جملاتم را بریدهاند و به هم چسبانده اند، یک چیز خندهدار و مسخره از آب در میآید!
این کاندیدای اصولگرایان دولتی همچنان اتهامتش را برعلیه مسئولان کشور ادامه داد: دیشب گفته شد که جداول و نمودارهایم در تورم و ضریب جینی دروغ است و فساد اداری هم بالا رفته است. اینها دروغ است. شرکتهایی که این آمار را برآورد کردهاند و آقایان با استناد به آنها آمار ما را دروغ خواندهاند، غیرعلمی و متعلق به 4 شرکت اروپایی و آمریکایی است که متعلق به صهیونیستهاست. این مرکز هم بینالمللی نیست.
سرانجام این کاندیدا مدعی شد: آنها باورشان شده که صحنه را واگذار کردهاند و بازی را باختهاند! به همین خاطر میخواهند آشوب ایجاد کنند. اما ملت! شما آرامشتان را حفظ کنید. من از همه جوانان و مردم عزیز میخواهم که این چند روز باقیمانده را به آرامی بدون هیچ درگیری و ناآرامی صبر و تحمل کنند!
البته محمود احمدینژاد در این نطق تلویزیونی همچنان بر خلاف نظر سازمان بازرسی دروغ گفت. طبق اخباری که منتشر شده، سازمان بازرسی کل کشور به عنوان یک مرجع رسمی نظارت و بازرسی قضایی با بررسی پرونده تحصیلی دکتر زهرا رهنورد، مراتب ارتقا و اخذ مدرک تحصیلی وی را مطابق روال قانونی دانسته است. اما همچنان احمدینژاد روند تحصیلی و علمی دکتر رهنورد را خلاف قانون خواند.
همچنین رییس دولت اصولگرایان نهم اصلا درباره ادعاهای دروغ طرح شده که بارها مورد تکذیب وزارت امور خارجه انگلستان قرار گرفت توضیح نداد که چرا مدعی بود تونی بلر برای آزادی افسران دستگیرشده جاسوس از او معذرت خواهی کرده است!
او همچنان نگفت که آیت الله جوادی آملی ادعای او درباره "هاله نور" را مورد انتقاد قرار داده است.
احمدینژاد همچنان نگفت که چرا برخلاف آمار اعلامیاش که مدعی شده بود تورم در این دولت 14- 15 درصد است، بانک مرکزی همین دولت این آمار را 24-25 درصد اعلام کرد؟ و بعد از رسوایی جدید، صفحه یادشده که هم اینک موجود است را از سایت بانک مرکزی حذف کرد؟!...او خیلی چیزها را توضیح نداد. مثل این که آیا قطار شیراز اصلا قابل حرکت است. مثل این که گزارش مجلس در سال 87 مبنی بر 1400 تخلف دولت در بودجه دروغ بوده؟
بنابراین گزارش در زمانی که فیلم احمدینژاد از تلویزیون پخش میشد جمعیت انبوه چندهزار نفری از جوانان و دانشجویان تهرانی در خیابانهای ولیعصر، بلوار کشاورز، ونک و... در تجمعاتشان شعار میدادند: دروغ ممنوع!
omid
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۲۶
بعضی از خبرهات بدون منبع هستن
black_shadow
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۵۸
خبرهارو از قلم نیوز و پرزیدنت10 میگیرم
black_shadow
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸, ۱۶:۱۸
برنامه خطرناک حاميان احمدينژاد
در حالي که پيروزي ميرحسين موسوي قطعي به نظر ميرسد؛ شواهد موجود نشان ميدهد که حاميان محمود احمدينژاد قصد دارند عصر و شامگاه امروز جمعه در برخي مناطق تجمع کرده و پيروزي زودهنگام خود را اعلام کنند!
به گزارش خبرنگار شهابنيوز؛ رييس ستاد مرکزي ميرحسين موسوي در نامهاي خطاب به وزير کشور اعلام کرد: «بنابر اطلاع واصله هواداران نامزد حاکم در بعدازظهر امروز جمعه 22/3/88 دعوت به تجمع سازمان يافته شدهاند. بدين وسيله اعلام مي داريم که در صورت انجام چنين تجمعي، پيش بيني مي شود هواداران ساير نامزدها نيز تجمع هاي مشابهي داشته باشند. گذشته از آنکه وقوع چنين تجمع هايي در روز رأي گيري غير قانوني است، آن را خلاف صلاحديد رهبري در بيانات امروز صبح ايشان ميدانيم.»
ناظران نسبت به چنين تحرکات و اقدامي هشدار ميدهند و از وزارت کشور دولت نهم و دستگاههاي نظارتي ميخواهند مانع مخدوش شدن فضا توسط حاميان آقاي احمدينژاد و تحرکات آنها براي امنيتيکردن شرايط شوند.
black_shadow
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸, ۱۶:۲۴
پخش اقلام تبلیغاتی ستاد محمود احمدی نژاد در برخی از شعب رای!
قلم - برخی از حامیان محمود احمدی نژاد اقدام به پخش اقلام تبلیغاتی وی در برخی شعب اخذ رای کردند.
به گزارش قلم نیوز، کمیته صیانت ستاد انتخاباتی استان تهران میرحسین موسوی گزارش داد: با وجود تاکید بر غیرقانونی بودن تبلیغات در زمان اخذ رای برخی از هواداران احمدی نژاد اقدام به تبلیغات این کاندیدای انتخاباتی در شعبات کردند.
این در حالی است که مطابق قانون انتخابات از 24 ساعت قبل از رای گیری هرگونه تبلیغ برای کاندیداها ممنوع و غیرقانونی است و مسئولان موظف به برخورد با تبلیغ کنندگان هستند.
گفتنی است، کمیته صیانت ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی اعلام کرده است در صورت تکرار این تخلف آشکار شماره شعب اعلام خواهد کرد.
black_shadow
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸, ۱۶:۲۵
اینو خودم شاهدم!!!!!
دیروز من حتی یك پوستر موسوی پشت شیشه ماشینها ندیدم تو شیراز ولی واسه احمدی زیاد بود.
بیلبوردهای موسوی و كروبی دیگه خبری نبود ازشون.ولی رضایی . احمدی هنوز هم بیلبوردهاشون هست.
black_shadow
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۵۹
تجمع مردمي در خيابان اشرفي اصفهاني تهران
قلم - مردم در اعتراض به ابطال آراي خود در مقابل يکي از حوزه هاي تهران واقع در بلوار اشرفي اصفهاني تهران تجمع کردهاند.
به گزارش قلم نيوز به نقل از کميته صيانت از آراي استان تهران، نماينده شوراي نگهبان در حوزه مدرسه پيامبران واقع در بلوار شهيد اشرفي اصفهاني اعلام کرده است که هيات نظارت فراموش کرده شناسنامهها را مهر بزنند به همين دليل همه رايهاي صندوق باطل است.در پي اعلام اين خبر مردم حاضر در حوزه اعتراض کرده و به نشانه اعتراض در محل حوزه که واقع در مدرسه پيامبر در اشرفي اصفهاني است تجمع کردهاند.
black_shadow
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۰۷
كمتر از 30 ميليون نفر موفق به ريختن آراي خود به صندوقها شدهاند
ايلنا: به علت تاخير در توزيع تعرفه آرا و كند بودن روند راي گيري، تاكنون كمتر از 30 ميليون از حدود 42 ميليون و 200 هزار واجد شرايط راي دادن در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري موفق شدهاند كه آراي خود را به صندوقهاي راي بريزند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، از صبح امروز كه در برخي شهرها به علت نبود تعرفه و كند بودن روند راي گري روبرو بودهاند، بسياري از واجدان شرايط هنوز قادر به دادن آراي خود نشدهاند و صفهاي گسترده مردم در برابر ستادهاي اخذ راي همچنان وجود دارد.
black_shadow
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸, ۰۴:۱۹
خبر امد خبری در راه است!!!!!!
یه برنامه دارم میریزم واسه تیمم خفن!!!
به هیشكیم نمیگم!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸, ۲۲:۵۸
از دیشب تا حالا چه خبر شده اینجا!!!!
امید دید ما میخوایم ك.و.د.ت.ا كنیم سریع ح.ك.و.م.ت ن.ظ.ا.م.ی اعلام كرد و بحث ازاد رو بست!!!:3:
................
ما بسی شگفت زده میباشیم!!!!!:3:
هوادارم گفته بودن تو بازی امروز شانس تیم مقابل برای برد بیشتره.
ولی من بردم!!:3:
نیشم باز بود اندازه دهن نهنگ!
رفتم بازی بعدی حذفیمو دیدم تركیدم!!!!!
نیشم در عرض جیك ثانیه بسته شد!!!!
بازی بعدیم خوردم به امیر زلزله!!!!!
شانس ما در نقطه ای از بدن یك حیوان درازگوش گیر كرده!!!!
میام باز!!!!
black_shadow
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۲۷
اقا یه تاریخچه از پرچمهای ایران پیدا كردم!
تو وبلاگمم ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) گذاشتم البته با توضیح!
black_shadow
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۸, ۱۳:۳۳
اقا تو این چند روز جو گرفته دارم داریوش گوش میدم!
اینقد گوش دادم هر كیو میبینم میخوام بهش بگم سلام هموطن!!!!!:3:
black_shadow
شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸, ۱۸:۳۹
ما(یعنی من!)ناراحت میباشیم!!!!
سیستمم قاط زده بود.
بردم دادم درستش كنن.صبح رفتم گرفتمش گذاشته بودم رو صندلی عقب ماشین.
یه جا نگه داشتم برم سیگار بخرم در ماشین رو قفل نكردم.
اومدم دیدم كیس نیست!!!!:6:
هركی بوده سرعت عملش بالا بوده!
شانس اوردم حالا سوییچ رو برداشته بودم.وگرنه میدیدم ماشین هم نیست!!!!
حالا تا یه كیس دیگه بگیرم فعلا از كافی نت كانكت میشم.
گفتم یه وقت نگران نشین كه كم میام!!:3:
black_shadow
شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸, ۱۹:۱۰
الان بازم ظرفیت ورزشگاهمو گسترش دادم!
با هوادارایی كه الان دارم تا 42000 تا جواب میده!
black_shadow
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۰۷
10-0
و بدینگونه بود كه درخشانترین نتیجه را در دوران مربی گری گرفتیم!!!!(قبلا بهترینش 9-0 بود!)
البته تیم بات گیر اورده بودم تا جا داشت زدم!!!!
یكی از بازیكنام هتریك كرد و دوتاشونم تا مرز هتریك پیش رفتند!!!
دانشگاه ازاد هم لرستان رو 5-1 برد تا در هفته پنجم بعد از 4 هفته صدر نشینی مشترك بالاخره تنهایی صدرنشین بشم!!!!
black_shadow
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۰۰
از جام حذفی حذف شدم.
امیر زلزله تو ورزشگاه خودم 2-0 منو برد!!!!!!
...........
تیم جوانانم داره كم كم جون میگیره!!!
تو بازی امروز لیگ جوانانم 5-3 بردم و 48.5 ستاره گرفت تیمم.
black_shadow
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۱۹
الان بازم ظرفیت ورزشگاهمو افزایش دادم!!!
4.550.000.000 بدهی بالا اوردم با این افزایش ظرفیت!!!!
هفته بعد كه مهمانم ولی دو هفته دیگه تو ورزشگاه خودم بازی دارم و فكر كنم حدود 3 میلیارد و نیم از بدهیم جبران بشه!!
یعنی دوهفته دیگه 37900 نفر از هواداران تیمم بازی رو از نزدیك میبینن!!!!
black_shadow
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۷:۵۱
دیشب داشتم فكر میكردم دیدم یه اتفاقاتی تو ایران میوفته كه هیچ جای دنیا نمیوفته!!!
اینم بگم تو این پستم اصلا مقاصد شوم س.ی.ا.س.ی ندارم!!!لطفا ویرایش نكنید.
جریان م.ج.ل.س و اون رد صلاحیت های فله ای رو كه یادتونه!
چون بحثم س.ی.ا.س.ی نیست ادامه نمیدم!
جریان انتخاب سرمربی تیم ملی رو كه یادتونه؟؟؟؟
به قطبی گفتن سرمربی شدی!بیا قرارداد ببند.
از بازیكنا و هوادارا تو شیراز خدافظی كرد.
2 ساعت بعد علی دایی سرمربی شد!!!!
این جریانات اخیر رو هم كه همه میدونن و نیازی نیست توضیح بدم.اگر هم توضیح بدم ویرایش میشه!!
از این اتفاقات تو ایران كم نیست!
اتفاقات عجیب و شگفت انگیز!!!!
اینجا به هیچ عنوان نباید به 30 ثانیه بعد خودت مطمئن باشی!!!
چون تو این زمین به وسعت 1648000 كیلومتر مربعی كه از قضا اسمش ایرانه هر لحظه یه اتفاق جدید و غیر منتظره میوفته!!!
به هیچ چیز نباید اطمینان كامل داشت.
من فقط در مورد 2 مسئله اطمینان كامل دارم.
اولیش اینه كه اسمم كیارشه!!!!
دومیشم اینه كه من ایرانم رو دوست دارم.
همین.
...................
اقایون مدیرا!!!!
به قران این پستم س.ی.ا.س.ی نیست!
black_shadow
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۱۴
من پریروز اومدم ولایت!!!!:3:
تا حدود 10 روز دیگه كه ترم تابستون شروع بشه تهرانم.
...........
دیروز مادر بچه ها(!!!)چندتا ازمایش داشت رفتیم اون رفت ازمایش بده منم نشسته بودم یهو دیدم یه كارگر افغانی یه پسر حدود 15 16 ساله رو گرفته رو دستش داره دكتر رو صدا میكنه.
دكترا كه اومدن پسره رو گرفتن رفتم به افغانیه گفتم اقا چی شده؟
گفت جلو ساختمونی كه ما توش كار میكنیم یه ماشین زد به این بدبخت و فرار كرد.
منم دیدم اگه همونجوری بمونه میمیره اوردم اینجا.
بهش گفتم نمیترسی اگه بمیره خودتو بگیرن بگن تو این بلا رو سرش اوردی؟؟؟
گفت خدا بزرگه.......
تا اون موقع كه ما اونجا بودیم فهمیدیم حال پسره داره خوب میشه....
1 ساعت بعد تو خیابون دوتا ماشین با هم تصادف كردن.راننده این 2 ماشین پیاده شدن و شروع كردن به كتك كاری.
جوری میزدن همدیگرو كه كسی جرات نمیكرد بره جداشون كنه.
............
چرا یه خارجی.یه بیگانه بدون درنظر گرفتن مشكلاتی كه ممكنه براش پیش بیاد به جوون تصادفی ما كمك میكنه و به فكر سلامتی هموطنای منه؟؟؟؟
ولی خود هموطنام میخوان سر به تن همدیگه نباشه؟؟؟؟؟
به نظر من مسئله اینه كه وقتی اون كارگر افغانی میگه خدا بزرگه واقعا به بزرگیه خدا اعتقاد داره....
ولی ما چی؟؟؟؟؟؟
black_shadow
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۴۹
بدهی باشگاهم رفت بالای 5 میلیارد!!!!پس چرا هتریك اخطار نداده بهم!!!
در هر صورت واسه بازی فردا بدهیم میشه حدود 2.5 میلیارد....
black_shadow
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۱۹:۰۲
ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم
.............
میگن مارلون براندو گفته.
خیلی ساده س.ولی من 5 دقیقه فكر كردم تا منظورش رو فهمیدم!
black_shadow
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۱۹:۰۹
تیمم رفته اسرائیل!
نه!نرفته پناهنده بشه.
واسه بازی دوستانه با یه تیم مشكوك رفته.
صاحب تیمه از 2004 عضو هتریكه.
مربیشم خفنه.ولی 9-0 باخت!
چرا؟!
black_shadow
يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸, ۱۹:۵۹
قهرمان شدم!
یعنی میشم!3هفته دیگه.
در هر صورت این قهرمانی زود هنگام رو به تمام هواداران تیم پرسپولیس شیراز تبریك میگم!
ضمنا زمان و مكان مراسم جشن قهرمانی متعاقبا اعلام خواهد شد!
black_shadow
دوشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸, ۱۷:۴۲
اسم تیم عوض شد!
دیگه از این به بعد با شیاطین جهنمی طرف هستین!:devil2:
اسم تیم شد hellish-demons :diablo:
یه سری از طرفدارامم به خاطر تغییر اسم تیم از باشگاه جدا شدن نامردا!!!
black_shadow
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۱۶
داستان كوتاه
هرگز زود قضاوت نکن!
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند
black_shadow
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۲۲:۵۹
عليرغم اقدامات شديد امنيتي و قرنطينه فرشتگان، به علت تبحر بالاي دوستان
و آشنا بودن با تمام فوت و فن، كوچه پس كوچه ها و راه مخفي ها و باگ هاي آن دنيا
، سوالات شب اول قبر لو رفت!
سخنگوي این دوستان ضمن انتشار اين خبر تصريح كرد:
مادر نزاييده هنوز كسي رو كه بخواد ما رو دور بزنه”
سپس ليست ريز سوالات شب اول قبر را به صورت زير اعلام كرد:
سوالهاي تشريحي :
1-بازيگر مورد علاقه شما در فيلم جو مونگ؟
2-آيا عضو بسيج بوده ايد يا نه ؟
3-آخرين باري كه از تيغ براي اصلاح صورت خود استفاده كرده ايد كي بود ؟
4-آيا خداي ناكرده هرگز پيرهن آستين كوتاه پوشيده ايد ؟
5-آيا تا بحال از مواد غير مذهبي مانند ژل مو استفاده كرده ايد ؟
6-آيا تا بحال شبكه ايران تي وي را تماشا كرده ايد ؟
7-سينوس آلفا بعلاوه كوسينوس بتا منهاي زاويه نود درجه ضرب در زاويه مخالف زوزنقه تقسيم بر ضلع عمودي مثلث .
سوالهاي تستي :
1-در تظا هرات پس از انتخابات:
□به خدا من داشتم از اونجا رد مي شدم
□غلط كردم ريس جمهور فقط............
□تقلب بر حسب مصلحت اشكالي ندارد!
□ من ترانه 15 سال دارم
2. در زندان اوين :
1. چه جاي با صفايي بود
2.قطعه اي از بهشت بود كه خدا قسمت ما كرد
3.اوين پلي است از دنيا به اخرت
4.يكي بود يكي نبود غير از اوين ،كهريزك هم بود
3- ريش بلند تر از سي سانت را در برادران مذهبي چگونه توصيف ميكنيد ؟
□ تيغ گران است
□ صرفه جويي در بودجه
□ريش بلندتر زندگي بهتر
□ خدا عالمه
4- نگاه نا محرم به ديگران ( خواهران ديني ) ؟
□ تيري است از ناحيه شيطان به ما
□ تيري است از ناحيه ما به شيطان
□ تيري است از ناحيه دختر به دوطرف
□ شهلاي من كجايي، شهلا تو بي وفايي
5-سانسور در دولت اسلامي ؟
□ حفظ از گناه
□ سانسور با پيشرفت جامه نسبت مستقيم دارد
□ سانسور موجود نيست مداركش هم موجود است بگم ... بگم
□ بي خيال خوشي
و ...
توضيحات درباره امتحان :
1-از آوردن هرگون كاغذ و كتاب و جزوه در قبر خودداري كنيد .
2-از آورن هرگونه تلفن همراه خودداري كنيد .
3-آوردن ماشين حساب يا چرتكه يا ابركامپيوتر براي جواب دادن به سوالات هيچگونه فايده اي ندارد .
4-آوردن تغديه آخرت واجب و ضروريست .
5-براي راحتي كار و در امان ماندن از ضربات گرز آهنين مي توانيد
از كلاه كاسكت هم استفاده كنيد .
6-جواب سوالات را حتما با خط برزخي بنويسيد تا با استفاده از كامپيوتر فشار قبر قابل خواندن باشد .
black_shadow
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۵
طنز اموزنده!
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
***************************
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
************************
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
***********************
و معامله به این ترتیب انجام می شود ................
نتیجه اخلاقی:
حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید!
black_shadow
جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۷
دوباره بحثش شد.
دوباره یادم افتاد.
یادم افتاد كه از من هیچی نمیخواد.
ولی منه خر........
black_shadow
جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸, ۰۱:۵۷
تا چند وقت دیگه سال نو میلادی میرسه و ملت مثل هرسال میرن سر كار!!!
نمیدونن كه بابا!این قبری كه داری بالا سرش یقه جر میدی یه خرمگس هم توش نیست!!!
حالا اینا كه گفتم یعنی چی!!
یعنی اصلا كلا از بیخ و بن دین مسیحیت وجود نداره.(با عیسی كاری ندارم!!!مسیحیت رو میگم!)
دوستان عزیز رگ گردن كلفت نكنید!ثابت میكنم!
دینی كه الان ما به اسم مسیحیت میشناسیم در اصل زاده ائین مهری ایران باستانه.
اصلا تولد مسیح تو زمستون نیست!
تو انجیل اصلیشون كه میگن تحریف نشده گفته شده عیسی زمانی متولد شد كه مردم گوسفندان خود را به چرا میبردند.
خوب این یعنی چی؟!!
اخه كدوم ادم الاغی گوسفنداشو زمستون میبره چرا؟؟؟!!!!!!
تو اكثر تابلوهای نقاشی كه تولد عیسی رو نشون میده یه گوسفند با بره اش گوشه نقاشی هست.
حالا این یعنی چی؟!!!
اخه كدوم گوسفند الاغی(!!!)بره اش رو تو زمستون به دنیا میاره؟؟؟؟
مسیح تولدش تو بهاره ولی به خاطر اینكه تو زمان نرون كله گنده ها تصمیم میگیرن ائین مهر رو نابود كنن و دین مسیحیت رو بذارن جاش و موفق هم میشن ائین مهری نابود میشه.
عشا ربانی برای حضرت مهر بوده نه عیسی.
عروج به سمت خدا برای حضرت مهر بوده نه عیسی.
چیزی كه الان ملت به اسم بابانوئل میشناسن در اصل موغ اعظم ائین مهر بوده.
روز 15 مهر یعنی روز مهرگان تولد حضرت مهر بوده.
الان چیز دیگه ای یادم نمیاد ولی بهتون توصیه میكنم حتما در مورد ائین مهر ایران باستان مطالعه كنید.
همین.
black_shadow
جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۳۴
دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بینالمللی “دستهای کوچک دعا” است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود و دعاهای بچههای دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد. دعاهایی که میخوانید از بچههای ایران است.
آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله)
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / ۹ ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / ۱۱ ساله)
خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / ۱۰ ساله)
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو میخواهم که به پدر و مادر همه بچههای تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی “اکس جید” را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانهیمان مانند بچههای سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم… (مهسا فرجی / ۱۱ ساله)
دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم! (روشنک روزبهانی / ۸ ساله)
خدایا! شفای مریضها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچکس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا ۶۰۰ عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / ۱۱ ساله)
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / ۸ ساله)
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / ۱۱ ساله)
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / ۶ ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / ۱۱ ساله)
ای خدا! من بعضی وقتها یادم میرود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / ۹ ساله)
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونهها را میزدیم و فرار میکردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمیکنم! (دلنیا عبدیپور / ۱۰ ساله)
آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم میفهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمیگرفتند! (هدیه مصدری / ۱۲ ساله)
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / ۶ ساله)
خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / ۷ ساله)
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمیخواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا میکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / ۱۰ ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / ۱۱ ساله)
خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / ۷ ساله)
در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:
“هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است.”
.......................
كاش ماهایی هم كه بزرگ شدیم میفهمیدیم با خدا اینقدر راحت میشه حرف زد......
black_shadow
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۰۰:۲۰
قوانین مورفی
قوانين مورفي توسط شخصي بنام کاپيتان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سال ١٩٤٩ پا به عرصه حضور گذاشت وي هنگامي که روي پروژه اي در نيروي هوايی مشغول بررسي روند کار بود متوجه شد که تراسفورماتور به صورت نادرستي سيم پيچي شده؛ در مورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه کارشو درست انجام نده، اون راهو پيدا ميكنه" قوانين مورفي اکنون افزون بر هزاران قانون مي باشد که توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مجموعه اي ازقوانين حاکم بر زندگي هستند که اکثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند اما بسياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند اکنون به برخي از اين قوانين توجه کنيد
قوانین اتوبوسی مورفی
اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید
اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است
اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری
هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد
مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد
(به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد)
اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید
اگر هوا سرد يا بارانی است يا هر دو٬ اتوبوس دير خواهد آمد
اگر فکر می کنيد که زمان کافی برای رسيدن به اتوبوس داريد حتماً جدول زمانی اتوبوس را اشتباه خوانده ايد
اتوبوسی که شما برنامه ريزی کرده ايد تا سوارش شويد معمولاً پنج دقيقه زود می آيد و شما به آن نمی رسيد
اتوبوسی که به آن مي رسيد معمولاً ۱۵ دقيقه دير می آيد
قوانین مادرانه
مادر ها در دو موقیت شما را نصیحت می کنند وقتی که به آن نیاز دارید و وقتی که نیاز ندارید
انجام دادن هر کاری از طرف شما با انتقاد مادرتان مواجه می شود حتی انجام ندادن هیچ کاری هم
هرچی بزرگتر بشی واسه مامان بچه تری
مادرها همیشه می توانند یک راه بهتر برای انجام کارها نشان دهند:منتها بعد از آکه آن کار را انجام دادید
هر گاه فکر کرديد رازی داريد که مادرتون نميدونه به ياد بياوريد که اون پوشک شما رو عوض ميکرده!!!
قوانین جاذبه مورفی
شی در حال سقوط همیشه جائی فرود میاد که بشترین ضربه رو بزنه
قطره ی رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می کنه تا رو فرش بچکه
(تا زمانی هم که خشک نشده دیده نیمیشه )
قوانين مورفی در خياطی
وقتی که شش دکمه احتياج داريد٬ حداکثر پنج دکمه در قوطی دکمه ها پيدا خواهيد کرد
وقتی عجله داريد٬ سوراخ سوزن بيش از اندازه کوچک است
معمولاً پارچه ای را که فراموش می کنيد قبل از دوختن بشوييد تا آب برود٬ همانی است که خيلی آب می رود
سوزن گم شده هميشه توسط همسر يا فرزندتان وقتی که با پای برهنه در حال راه رفتن در اتاق هستند پيدا می شود
اتو لباس را نمی سوزاند مگر در آخرين پرس
اتوی بخار شما بخار همراه با زنگ آهن را فقط روی لباسهای ابريشمی سبک تخليه می کند
و....
فلسفه مورفی: " لبخند بزن فردا روز بدتریه "
سرنوشت جناب مورفی!
یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشین ها با سرعت مورچه می رفتن آقای مورفی هم می زنه بقل که بقیه رو با تاکسی بره همینجوری ریلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده تپٌی می زنه بهش و می میره اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده حالا فکر کن!! با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی بعد یه گاگولی در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری احتمالا موقع جون دادن این جمله ی معروفش روی لبش بوده که
"اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه"
black_shadow
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۳۱
كاش هنوز مثل وقتی كه 16 17 سالم بود جرات تموم كردن رو داشتم.
اون موقع فكر میكردم دنیا بدون من هم به مسیر خودش ادامه میده.
الانم همین نظر رو دارم.
حداقل اونی كه نزدیك 8 ساله منتظر منه خره راحت میشه.
ولی بر خلاف اونموقع الان جراتشو ندارم.
امتحان هم كردم.دیدم نمیتونم.نمیشه.
كاش میشد...
كاش عاشق نبودم.
اونوقت شاید میتونستم........
black_shadow
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۴:۰۱
الان یه سی دی دستم رسید وقتی گوش كردم از هیجان گریه ام گرفته بود!!!!
اهنگ تیتراژ تمام كارتونهایی كه دوست داشتم!!!
كارتونهای اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70!!!
علی كوچولو!!!
باخانمان!
بلفی و لیلیپیت!
گوریل انگوری كه میمردم براش!!
هاچ زنبور عسل!
جیمبو!
مدرسه موشها!
بچه های كوه الپ!!!
پروفسور بالتازار!
واتوو واتوو!
زیزیگولو!!!
همه اینارو داره.من برم یه بار دیگه گوش كنم!!!!
خیلی حس خوبی داره!!!
black_shadow
سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸, ۲۰:۱۱
بله!
تمرین و تلاش انسان را متفاوت از سایرین میكند!!!!
البته حالا بماند این جمله از لحاظ دستوری مشكل داره و كژتابی هم داره!!!!
ولی در هر صورت دروازه بانم لول اپ فرمودند!!!!لولش شد عالی!
black_shadow
پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۱
و بدینگونه بود كه ما كتك خوردیم!!!!!
الان از كلاس با رفیقم میومدیم یه سمنده بد پیچید جلو ماشین رفیقم اینم رفت كنارش خانواده محترم سمندیه رو بهش یاداوری كرد!
یارو زد بغل ما هم پیاده شدیم
تو سمنده 2 تا پسر بودن وقتی پیاده شدن دیدیم این دوتا هی میان!!!تموم نمیشن!!!
هیكلشون 4 تای ارنولد بود با قد حداقل210!!!!
رفیقم عربده زد كیییااااااااااا برو اون قفل فرمونو بیار بینیم!!!!
رفتم از تو ماشین قفل فرمون رو اوردم 2 3 تا زدم به یكیشون 5 ثانیه بعد نفهمیدم چی شد با قفل فرمون خودمون داشتن خودمونو میزدن!!!!!!!:3:
شانس اوردیم ملت جدامون كردن!
یعنی اونا رو از ما جدا كردن!
یكی نیست بگه اخه شتر!!!!!
وقتی دیدین اینا هیكلشون مثل هالك میمونه واسه چی فرار نكردین!!!!
black_shadow
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۳:۵۳
اقا نمیدونستم از كتك خوردن من اینقدر حال میكنین و تشكر میزنین زیر پستم!!!
از این به بعد میرم هفته ای 2 بار كتك میخورم میام تعریف میكنم دلتون شاد بشه!!!:3:
black_shadow
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۶:۳۳
پادشاهی که گارد حفاظتیاش 400 دختر مجرد است
معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد .
چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند.
آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.
کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.
black_shadow
پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸, ۰۹:۱۴
لینك ([Only Registered And Activated Users Can See Links]-1514) :5:
black_shadow
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۳۹
عجب حس عجیبیه این احساس پوچی
خودت میدونی هیچی نیستی
ولی بقیه و این روانپزشكای روانی هی اصرار میكنن نه!!!زندگی قشنگه!
شر میگن!
قشنگ هست
ولی نه به اون شدتی كه اینا میگن
بیشتر سیاه سفیده.
black_shadow
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۳:۵۸
همه دانشمندان تصمیم می گیرند كه قایم باشك بازی كنند. از بخت بد اینشتین اولین كسی است كه باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قایم شدن می كنند به جز نیوتن . .
نیوتن فقط یك مربع یک متری روی زمین می كشد و داخل آن روبروی اینشتین می ایستد. اینشتین می شمرد : .
1 – 2 – 3 - ............. 97 – 98 – 99- 100
او چشمانش را باز می كند و می بیند كه نیوتن روبروی او ایستاده است. .
اینشتین بلا فاصله می گوید: " سوك سوك نیوتن ". نیوتن انكار می كند و می گوید نیوتن سوك سوك نشده است . او ادعا می كند كه نیوتن نیست . تمام دانشمندان بیرون می آیند تا ببینند چگونه او ثابت می كند كه نیوتن نیست.
نیوتن می گوید: " من در یك مربع یه مساحت یک متر مربع ایستاده ام... این باعث می شود كه من بشوم نیوتن بر متر مربع... چون یك نیوتن بر متر مربع معادل یك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم ، پس"سوك سوك پاسكال !!!".
black_shadow
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۸:۲۵
من که مثل برگی زرد
دور از درخت
در خزانی بی رمق ,
رفتم ازیادت چه تلخ ,
اما...
یاد تو خواهدماند ,
بازکنی پنجره خاطره را
بهار نزدیک است......
black_shadow
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۹:۴۳
هرثانیه ای که میگذره تو رو بیشتر به زندگیت گره میده!!!(شایدم گره هارو باز میکنه)
هرثانیه که میگذره تو مخلوط میشی تو آینده!
هرثانیه ای میگذره تو خالی میشی از گذشته!
black_shadow
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۲۱:۵۹
كاش گربه بودم!!!
اونوقت اون دختره تو خیابون اونجوری بغلم میكرد!
عجب گوشتی بود!
black_shadow
شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۸, ۲۱:۰۸
لینك ([Only Registered And Activated Users Can See Links]):shok: اینا كم كم دارن رو میكنن به قول معروف چی تو چنته دارن!!!
لینك ([Only Registered And Activated Users Can See Links]) :7: ما هم سالی 3 بار سنگ میذاریم رو قبر عموهام ولی به همین سرنوشت دچار میشن...
black_shadow
يکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۲
وقتی تو صدای مرگ به دنبال لبخند زندگی می گردی
سخت میشه تو حضور پر تنش پاییز به دنبال گمشده ای بگردی که داره از بیرون این بازی برات دست تكون میده.....
black_shadow
چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸, ۰۸:۵۱
درست زمانی كه داری فكر میكنی زندگی میشه از اینی كه هست بهتر باشه یه اتفاقی میوفته كه میفهمی همینی هم كه هست از سرت هم زیاده!!!!
black_shadow
چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸, ۲۳:۴۲
اصولا جماعت اناث موجودات جالب و حیرت انگیزی هستن!
در یك جمع چهار نفره از این موجودات هر چهار نفر همزمان حرف میزنن و هر چهار نفر كاملا متوجه میشن كه سه نفر بقیه چی دارن میگن!
خیلی سخته ها!!!!
واقعا عجبا به این مخلوق حیرت انگیز!
black_shadow
شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۸, ۲۳:۴۳
دلم گرفته از لحظات تنهایی
از شبهایی كه هر لحظه اش یه قرن طول میكشه.
تو این شبها هیچی به دادم نمیرسه
به داد تنهاییم
به داد خستگیم
خستگیم از روزمرگی مفرط
كسی نیست كه دست منو بگیره و منو از منجلابی كه خودم ساختم بیرون بكشه....
black_shadow
چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۸
خیلی سخته با این كه اطرافت شلوغه بازم احساس تنهایی كنی
احساس كنی هیچكس رو نداری
تنهای تنها
و بقیه مثل گرگی كه به شكارش نگاه میكنه نگاهت میكنن.
وسط این همه ادم گرگ صفت من یه عكس و سیگارم رو به همه چی ترجیح میدم....
چیز دیگه ای نمیخوام.
البته فعلا
black_shadow
چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۴۰
از مرگ...
هرگز از مرگ نهراسيدهام
اگرچه دستاناش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراس من باري همه از مردن در سرزمينيست
که مزد گورکن
از بهاي آزادی آدمي
افزون باشد.
احمد شاملو
black_shadow
يکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸, ۱۸:۲۸
چند دقیقه پیش تو بدترین لحظات زندگیم بدترین ضربه رو از مهمترین ادم زندگیم خوردم.
black_shadow
يکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۱
فقط تو زمانی كه به شدت به همفكریش نیاز دارم گفته خودت باید مشكل رو حل كنی
این حرفش تو این حال من خیلی بد بود.
black_shadow
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸, ۰۸:۳۶
خسته شدم از ادمای غیر منطقیه منطقی نما!!
black_shadow
يکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۳۸
ارسال در این تاپیک برای عموم(به جز کیان!!!!:3:)ازاد است!:1:
black_shadow
سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۳۵
43 روز پیش استعدادیابم یه بازیکن 16 ساله بهم داد که دفاعش به قابل قبول میرسه.
2 هفته پیش معلوم شد بازی در کنارشم به قابل قبول میرسه!!
الانم مربی تیم گفته پاسش هم به قابل قبول میرسه!!!!
ایول!!!:3:
i.M.a.N
سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۳۱
داداش نبودی اینجا واسه خودش به بحث ازاد تبدیل شده بود!!!:3:
کی پاک کرد؟؟؟مگه قرار نشد ارسال اینجا ازاد بشه؟!!
تو چرا قرمز شدی مردک؟!!:3:
آزاد شدن ارسال به معنای آزاد شدن اسپم نیست ، فقط میتونید نظرتون رو راجع به نوشته های دیگران بگید
هر گونه اسپم به بحث ازاد منتقل میشه
black_shadow
پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸, ۱۹:۳۱
توهم خیانت خیلی بده.
ولی شاید هم توهم نباشه....
amirlefthand
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۱۰
توهم خیانت خیلی بده.
ولی شاید هم توهم نباشه....
کیارش چی زدی که یه همچین توهمی زدی؟
کیان
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۲:۳۲
كيا فردا عصر حتماً يه سر بيا ياهو.
black_shadow
يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۴۶
ما بعد از دوهفته دوباره برگشتیم ولایت امید اینا!!!!
(اینجاشو با لهجه شیرین رشتی بخونید!!!)
اقا ما رسیدیم شیراز رطوبت مارا فرا گرفت خفن!
(از اینجاشو رشتی نخونید!!)
بارون که میومد!
منم که تا زانو رفتم تو یه چاله پر اب!
از چاله دراومدم یه 206 خار و مادر محترم از بغلم رد شد کل هیکلمو خیس کرد!!
کلا استقبال گرمی شد ازم!
امید مرسی بابت شهرتون!!!:3:
black_shadow
يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸, ۲۲:۰۳
بعد از 2 هفته دوباره شروع شد.
دوباره تنهایی
دوباره گوشه بیش از اندازه دنج و بی نبض این اتاق.....
رضا
يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۰۵
كیا تو از تنهایی بدت میاد؟
من كه عاشق تنهاییم.كلا سعی میكنم تنها باشم.
حال و حوصله جاهای شلوغ رو هم ندارم.
حالا تو بالاخره از تنهایی بدت میاد یا نه؟!
کیان
دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸, ۰۶:۴۸
كیا تو از تنهایی بدت میاد؟
من كه عاشق تنهاییم.كلا سعی میكنم تنها باشم.
حال و حوصله جاهای شلوغ رو هم ندارم.
حالا تو بالاخره از تنهایی بدت میاد یا نه؟!
تنهايي داريم تا تنهايي! :1:
black_shadow
دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸, ۰۸:۳۶
كیا تو از تنهایی بدت میاد؟
من كه عاشق تنهاییم.كلا سعی میكنم تنها باشم.
حال و حوصله جاهای شلوغ رو هم ندارم.
حالا تو بالاخره از تنهایی بدت میاد یا نه؟!
منم تنهایی رو دوست دارم.ولی به قول کیان تنهایی داریم تا تنهایی.
این که 4 ساعت کسی خونه نباشه و تنها باشی فرق میکنه با اینکه کل روز کلی ادم اطرافت باشن و بازم احساس تنهایی کنی.
همه میگن من ادم شوخی هستم.ولی نمیدونن حرفا و کارایی که میکنم فقط و فقط واسه اینه که حال و هوای خودم عوض بشه.
amirlefthand
دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸, ۰۹:۴۶
منم تنهایی رو دوست دارم.ولی به قول کیان تنهایی داریم تا تنهایی.
این که 4 ساعت کسی خونه نباشه و تنها باشی فرق میکنه با اینکه کل روز کلی ادم اطرافت باشن و بازم احساس تنهایی کنی.
همه میگن من ادم شوخی هستم.ولی نمیدونن حرفا و کارایی که میکنم فقط و فقط واسه اینه که حال و هوای خودم عوض بشه.
میخوای بیام سرت خراب شم تنها نباشی
black_shadow
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۲
میخوای بیام سرت خراب شم تنها نباشی
نه قربون شکلت!!!تو به اندازه کافی همینجا مارو انجام میدی بسمونه!!!:3:
.......................
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟
(فریدون مشیری)
i.M.a.N
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۱۱:۵۲
نه قربون شکلت!!!تو به اندازه کافی همینجا مارو انجام میدی بسمونه!!!:3:
.......................
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟
(فریدون مشیری)
خیلی شعر قشنگی بود اگه میشد 10 تا تشکر میزدم زیرش
رضا
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۴
منم تنهایی رو دوست دارم.ولی به قول کیان تنهایی داریم تا تنهایی.
این که 4 ساعت کسی خونه نباشه و تنها باشی فرق میکنه با اینکه کل روز کلی ادم اطرافت باشن و بازم احساس تنهایی کنی.
همه میگن من ادم شوخی هستم.ولی نمیدونن حرفا و کارایی که میکنم فقط و فقط واسه اینه که حال و هوای خودم عوض بشه.
به قول ممد اصفهانی:پشت این چهره خندون
اون همیشه غصه داره
همه فكر میكنم اكثر ادمای شاد و شنگول هیچ درد و غمی ندارن.اما اكثرا بر عكسه و اونا فقط ظاهر ادما رو میبینن.
نمونش خود من:3:شاید همتون فكر كنین من دیگه هیچ درد و غمی ندارم اما ای شاد بودنم فقط ظاهره
رضا
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۵
راستی كیارش تو هم زدی تو فاز شعر غمگین؟:3:
حواست باشه یه وقت جسم نوك تیزی دور و برت نباشه:3:
ممكنه بكنی تو دماغت:3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۷
رضا جان ما فکر نمیکنیم که تو هیچ غمی نداری
ما صد در صد مطمئنیم که تو هیچ غمی نداری!!!!!:3:
رضا
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۹
بههههههههههع.مارو باش با داریم میریم 13بدر:3:
3 ساعت حرف زدیم باز داره میخنده:3:
كه من هیچ غمی ندارم؟!!!:3:
استغفرالله:3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۵۲
راستی كیارش تو هم زدی تو فاز شعر غمگین؟:3:
حواست باشه یه وقت جسم نوك تیزی دور و برت نباشه:3:
ممكنه بكنی تو دماغت:3:
داداش گذشت اون زمان که 17 سالم بود تا صبح فریدون فروغی گوش میدادم و صبح 6 ورق قرص میخوردم که به دنیای باقی بشتابم!
هرچی سن میره بالاتر ادم بیشتر از مردن میترسه.
الان خیلی دوست دارم همه چیو تموم کنم
اگه انگیزه ای که الان دارم رو تو 17 سالگی داشتم الان تو جهنم پیش رفقا بودم!!!!
رضا
پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۵۶
پس واجب شد به امید خبر بدم بیاد مواظبت باشه:3:
تو هم اخر سر یه چیزیت میشه ها.
چرا اینقدر نا امید؟!!!!
black_shadow
جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۴
امید به چی داشته باشم؟؟؟
من نباشم چه اتفاقی میوفته؟؟؟
حداقلش اینه که این بدبختی که 8 سال پای منه الاغ وایساده راحت میشه.
رضا
جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۵
8سال؟!!!!!
wooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo w
پس از اون لحاظ داغونی.
black_shadow
جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۸
کاش داغون بودم
خرابم
نابودم
نمیدونم چی بگم دیگه....
black_shadow
جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۵۹
در غم هجر روی تو
رفته ز کف قرار دل
گر ننماییام تو رخ
وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر
خون نفشانم از بصر
زآن که غم فراق تو
کرده تمام کار دل
آمدهام که سر نهم
عشق ترا به سر برم
ور تو بگوییام که نی
نی شکنم شکر برم
اوست نشسته در نظر
من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم
مرده بدم زنده شدم
گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من
دولت پاینده شدم
گفت که دیوانه نهای
لایق این خانه نهای
رفتم و دیوانه شدم
سلسله بندنده شدم
مولانا
..............
اینم اهنگ روزبه نعمت اللهی به اسم هجرانی که شعرش همین شعر بالاس!
قشنگه.
لینک ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
black_shadow
جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۴۰
بر درت ای مایه ده زندگی ، پیشه ی ما چیست به جز بندگی
آن چه تغیر نپذیرد تویی ، آن که نمرده است و نمیرد تویی
کشتم از آن ابر پر آوازه کن ، گلشن امید مرا تازه کن
آن عملم بخش که بی گفتنی ، پیش تو ارزد پذیرفتنی
ای دو جهان ذره ای از راه تو ، هیچ تر از هیچ به درگاه تو
ای به نوازش در خود کرده باز ، از من و از طاعت من بی نیاز
بر درت ای مایه ده زندگی ، پیشه ی ما چیست به جز بندگی
آن چه تغیر نپذیرد تویی ، آن که نمرده است و نمیرد تویی
i.M.a.N
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸, ۰۱:۵۰
خدایا توبَه
black_shadow
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸, ۰۹:۵۸
خدایا توبَه
چرا؟؟!!!:3:
i.M.a.N
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸, ۱۴:۰۴
تو وضعت انگار از منم بدتره
تو داریش و غصه داری ....
black_shadow
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸, ۱۶:۳۶
ایمان جان این چه داشتنیه اخه؟؟
994 کیلومتر فاصله!
اینم بهش اضافه کن که احساس میکنم با من داره حروم میشه.
لیاقتش خیلی بیشتر از اینه که با من باشه.
black_shadow
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۰۶
خداوکیلی شانسو دارین؟!!
واسه حذفی همین اولین کاری خوردم به تیم صاحب دار!!
اونم که هوادارام میگن اونا بهترن!
amin_michael5
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۲۲
خداوکیلی شانسو دارین؟!!
واسه حذفی همین اولین کاری خوردم به تیم صاحب دار!!
اونم که هوادارام میگن اونا بهترن!
کیارش خداییش این داستان تیم داری تو هم مثل تیم داری رضا داره جالب میشه ها :3::3:
amirlefthand
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۵۰
امین خب منم به تیم صاحب دار خوردم مگه چیه اونم از نوع تازه کار وصفر کیلومترش کل هواداراش100نفرن
amin_michael5
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۵۴
امین خب منم به تیم صاحب دار خوردم مگه چیه اونم از نوع تازه کار وصفر کیلومترش کل هواداراش100نفرن
این که به تیم صاحب دار خورده که مسئله ای نیست:1: منم خوردم به صاحب دار:1:
اینش جالبه که هواداراش میگن اونا بهترن :3::3::3:
black_shadow
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۰۵
همه فکر میکنن اینکه همش میگم و میخندم هیچ غمی ندارم.
ولی به خاطر همین غصه هامه که میخندم....
کسی نمیدونه دردم چیه...
رضا
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۲۲
تو ماشالاه كوله دردی:3:
amirlefthand
چهارشنبه ۲ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۴۳
همه فکر میکنن اینکه همش میگم و میخندم هیچ غمی ندارم.
ولی به خاطر همین غصه هامه که میخندم....
کسی نمیدونه دردم چیه...
پس بگو ..............شدی دیگه
black_shadow
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۲:۲۳
وقتی سرباز بودم له له میزدم تا پنجشنبه برسه و مرخصی شهری بگیرم و برم کافی نت!!
17 ماه.هر هفته.پنجشنبه ساعت پنج!
17 ماه اصفهان بودم ولی به جز 33 پل و پارک ناژوان جای دیگه ای از اصفهان رو ندیدم!
به خاطر همین پنجشنبه ساعت پنج!
البته 2 بار هم بیمارستان صدوقی رفتم که اونم پنجشنبه نبود!
پنجشنبه ها ساعت 5 سرم شلوغ بود!
قرار داشتم!
تو یاهو!
بیاد اون روزا بازم قرار گذاشتیم.
همین هفته پنجشنبه ساعت پنج!
amirlefthand
سه شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۸, ۱۲:۳۰
وقتی سرباز بودم له له میزدم تا پنجشنبه برسه و مرخصی شهری بگیرم و برم کافی نت!!
17 ماه.هر هفته.پنجشنبه ساعت پنج!
17 ماه اصفهان بودم ولی به جز 33 پل و پارک ناژوان جای دیگه ای از اصفهان رو ندیدم!
به خاطر همین پنجشنبه ساعت پنج!
البته 2 بار هم بیمارستان صدوقی رفتم که اونم پنجشنبه نبود!
پنجشنبه ها ساعت 5 سرم شلوغ بود!
قرار داشتم!
تو یاهو!
بیاد اون روزا بازم قرار گذاشتیم.
همین هفته پنجشنبه ساعت پنج!
اگه بیشتر از17 بود میگفتم حتما زایمانی چیزی داشتی:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۱۳
الان بهم خبر رسید مشکلی که چند هفته فکرمو مشغول کرده بود به زور حل شد!
خدا کنه اتفاقی که فکرشو میکنم نیوفته.
black_shadow
پنجشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۱۲
امشب یکی از دوستام دعوتم کرده بود خونشون.
از این بساط های روضه و اینا.
به قول خودش میخواد ادمم کنه!
یه یارو هم اورده بودن روضه میخوند.
چرت و پرت زیاد میگفت و منم داشتم تحمل میکرد و حرص میخوردم.
میگفت امام صادق گفته شیعه ها هرکاری که بکنن سر پل صراط پیغمبر میاد و شفاعتشون میکنه و میرن بهشت ولی سنی ها جاشون تو طبقه هفتم جهنمه!
سنی نیستم ولی به نظرم توهین بزرگیه به سنی ها.
مخصوصا اینکه داره کم کم دروغهای اینا مشخص میشه و معلوم میشه علی مشکلی با عمر نداشته و علی بهترین مشاور عمر بوده.
و کسی هم به دشمنش مشاوره نمیده.
و حتی امام حسین 2 پسر دیگه هم داشته به اسم عمر و عثمان.
کسی اسم دشمنان پدرشو نمیذاره رو بچش
اسمی از این دو پسر برده نمیشه چون به ضرر ایناس!
یه چیز دیگه گفت که من به دوستم گفتم این دیگه داره شر میگه من میرم بیرون.
میگفت ابوالفضل از صبح تا ظهر عاشورا 40.000 نفر رو کشت!
فرض کنید از ساعت 6 صبح شروع کردن و تا 12 ظهر میجنگیدن.
شما حساب کن واسه کشتن هر نفر 5 ثانیه وقت صرف کرده.
یعنی هر دقیقه 12 نفر.
یه ساعتش میشه 720 نفر!
6 ساعتش میشه 4320 نفر!
اقا اصلا میگیم 5000 نفر!
35.000 نفر باقیمونده رو جومونگ کشته پس؟!!!
ولی ابوالفضل چه کت و کولی داشته به مدت 6 ساعت هر 5 ثانیه یه نفر رو با شمشیر نصف کرده!
خیلی چیزهای دیگه ای هم که الان تبدیل به اعتقادات دین ما شده مثل همین میمونه...
جان من ویرایش نکن!!!!
hadi.s
جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸, ۰۸:۰۹
با عرض معذرت.میدونید جریان اینكه تو كتابها یا تو روضه ها میان میگن كه امام حسین(ع) یا هر كس دیگه چند نفر رو كشته چیه.فكر كنید یه نفر میخواد یه كتابی در مورد عاشورا بنویسه.تو كتابش مینویسه كه امام حسین 40 نفرو كشت.چند وقت بعد یك نفر دیگه دوباره میخواد یه كتاب دیگه در مورد امام حسین بنویسه و اون كتاب قبلی رو به عنوان منبع در نظر میگیره.موقعی كه به اون قسمت مورد نظر میرسه میگه 40 نفر كه كمه.بابا این امام حسین بوده.بعد یه 0 جلوی عدد میذاره و این داستان ادامه داره.
black_shadow
جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸, ۱۱:۴۹
با عرض معذرت.میدونید جریان اینكه تو كتابها یا تو روضه ها میان میگن كه امام حسین(ع) یا هر كس دیگه چند نفر رو كشته چیه.فكر كنید یه نفر میخواد یه كتابی در مورد عاشورا بنویسه.تو كتابش مینویسه كه امام حسین 40 نفرو كشت.چند وقت بعد یك نفر دیگه دوباره میخواد یه كتاب دیگه در مورد امام حسین بنویسه و اون كتاب قبلی رو به عنوان منبع در نظر میگیره.موقعی كه به اون قسمت مورد نظر میرسه میگه 40 نفر كه كمه.بابا این امام حسین بوده.بعد یه 0 جلوی عدد میذاره و این داستان ادامه داره.
خب اخه شعور هم خوب چیزیه!!!
اخه مگه ابولفضل بمب اتم تو کربلا ترکوند که 40.000 نفر رو کشت!
وقتی ابولفضل 40.000 نفر کشته دیگه حتما واسه امام حسین کسر شان حساب میشه اگه زیر 1.000.000 نفر کشته باشه!!!!
black_shadow
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۲:۰۵
گویا یکی از اون 6 مدافع 17 ساله ای که ابتیاع نموده بودیم منت بر سر ما گذاشتن و لول اپ فرمودند!!!
نظر به پیشبینی های انجام شده حداکثر تا 3 هفته دیگه 5 تای دیگه هم لول اپ میشن!
black_shadow
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۲:۱۸
اقا همونطور که میدونید 25 بهمن ولنتایمه!!!:3:
ولی 4 روز بعدش یعنی 29 بهمن روز سپندارمزگان روز عشاق ایران باستانه
البته بعضیا هم میگن 5 اسفنده ولی اونایی که میگن 29 بهمن بیشترن!!!
فقط خواستم بگم اون لاوی که تو دلتون قلمبه شده رو به جای 25 بهمن بذارید 29 بهمن بترکونید که به فرهنگ گذشته ایران هم عمل کرده باشید!!!
در ضمن ولنتاین اگه اشتباه نکنم حدود 200 300 سال بعد از میلاد مسیح درست شده ولی روز سپندارمزگان ایران باستان حدود 300 400 سال قبل از میلاد مسیح بوده.
پس جون مادرتون اون قلب خوشگلا رو 29 بهمن بدید به حاج خانوم!!!
مرسی
shahriar230
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۴:۰۱
اقا همونطور که میدونید 25 بهمن ولنتایمه!!!:3:
ولی 4 روز بعدش یعنی 29 بهمن روز سپندارمزگان روز عشاق ایران باستانه
البته بعضیا هم میگن 5 اسفنده ولی اونایی که میگن 29 بهمن بیشترن!!!
فقط خواستم بگم اون لاوی که تو دلتون قلمبه شده رو به جای 25 بهمن بذارید 29 بهمن بترکونید که به فرهنگ گذشته ایران هم عمل کرده باشید!!!
در ضمن ولنتاین اگه اشتباه نکنم حدود 200 300 سال بعد از میلاد مسیح درست شده ولی روز سپندارمزگان ایران باستان حدود 300 400 سال قبل از میلاد مسیح بوده.
پس جون مادرتون اون قلب خوشگلا رو 29 بهمن بدید به حاج خانوم!!!
مرسی
لازم نیست قسم بدی.اینكارو میكنیم:hi:
black_shadow
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸, ۰۹:۵۸
دوتا از مدافعام لول اپ شدن!
5 مدافع دیگه دارم که اونا هم تا 2 3 هفته دیگه لول اپ میشن
sasan69
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۳۳
منم یکی از مدافعینم امروز لول آپ شد اما اصلا خوشحال نشدم چون اون بازیکنی که باید لول آپ بشه داره منو زجر میده ولی لول آپ نمیشه! :3:
black_shadow
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۴۶
و هشت....
بله!
چهار روز پیش یعنی 23 بهمن ساعت 7 شب 8 سالمون شد!!
8 سال عاشقی
عشقی که اولش عشق نبود
ولی الان بعد از 8 سال چیزی بالاتر از عشقه...
خیلی بالاتر....
23 بهمن خیلی وقته رفته جزو لیست روزهای مهم زندگیمون.
مثل تولدم.مثل تولدش.حتی مهمتر از اینا.
8 سال گذشت.امیدوارم 9 سالگیمون رو یه جور دیگه جشن بگیریم...
وقتی که هیچ مانعی بینمون نباشه.
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۰۱
دیشب به سرم زد همه چیو ول كنم و برم....
هنوزم تو فكرش هستم.
شاید برم.مثل امیر كه 5 سال پیش بدون خداحافظی رفت.
حتی شناسنامه ش هم نبرد.
خسته ام
شاید منم برم
شاید...
don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۱۶
کیارش نمیدونم چی شده که اینقد نا امیدی اما یادم بده یه چیزائی رو بعد ها بهت نشون بدم تا بفهمی نا امیدی کجاست...اونوقته که به زندگی خودت میخندی
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۲۲
محمد من زندگیه بدی ندارم.
فقط خسته ام
همه چیز تكراریه
همه چیز خاكستریه
رضا
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۲۵
این كیارش مخش عیب داره:3:سر به سرش نزار محمدجواد:3:
don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۲۵
خوب منم میخوام همینارو نشونت بدم میخوام بهت یکنواختی و زندگی خاکستری و خستگی یک ادمو بهت نشون بدم تا بفهمی چه زندگی باحالی داری
don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۳۰
میخوای بهت نشون بدم مردی رو که مشکل نخاعی داره و هر روز خود فروشی زنش رو با چشم میبینه... زنشم تقصیری نداره جبر روزگار کارشو به اینجا رسونده....طرف عاشق شوهرشم هست هر چی هم در میاره خرج شوهرش میکونه......اینا درد زندگیه...یکم بیشتر فکر کن کیارش..منم این دوره هارو گذروندم
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۳۴
باحال؟؟؟؟
از یكنواختیه مفرط 1ماه پیش تا پای بساط شیشه هم رفتم ولی نتونستم خودمو راضی كنم كه بكشم.
من فقط یه ذره تنوع میخوام.
به خدا چیزه زیادی نیست...
یه هفتس تو حالت عادی نیستم.
روزی 2 تا قوطی میخورم
مستی رو دوست دارم ولی دیگه نه اینقدر.
فقط میخوام فكر نكنم.
don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۳۹
منم مستی رو دوست دارم چون اونموقع غمی ندارم...اما باید با واقعیت زندگی کنار اومد...این یکنواختی واسه همه هست....اما ادم باید محکم باشه...دنیاتو خودت باید بسازی
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۴۱
محمد خان من الان 25 سالمه
از 16 سالگی تو این دوره گیر كردم.
don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۴۷
باشه ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است . امیدت بخدا حاجی ... یه چند روزی برو مسافرت تا حال و هوات عوض بشه ...
کیان
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۴۷
محمد خان من الان 25 سالمه
از 16 سالگی تو این دوره گیر كردم.
مردک الان تو مسنجر buzz زدم دیدم نیستی... خواب داره بهم چیره میشه و گرنه وایمیستادم بیای! :3:
فردا عصر طرفای 6 اینا در دسترس باش... یکم شر بگیم روحیه ات عوض شه! :3:
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۵۶
مردک الان تو مسنجر buzz زدم دیدم نیستی... خواب داره بهم چیره میشه و گرنه وایمیستادم بیای! :3:
فردا عصر طرفای 6 اینا در دسترس باش... یکم شر بگیم روحیه ات عوض شه! :3:
زنده ای پس!
6 فكر نكنم بتونم بیام ولی شب هستم
طرفای 11
sasan69
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۲:۰۶
كيا من جاي دادا كوچيكت بهت يه خبر جالب ميدم،حداقل يه نفر روي اين كره ي خاكي عاشقته،جالبيه خبر اينجاس كه خيليا آرزوشون همينه!
پس زندگيت از خيليا هيجان انگيزتره.
خواستم بخوابم اما خوابم نميبره تا حرفمو بهت نميزدم به خاطر همين با گوشي پست دادام!
black_shadow
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۲:۰۹
كيا من جاي دادا كوچيكت بهت يه خبر جالب ميدم،حداقل يه نفر روي اين كره ي خاكي عاشقته،جالبيه خبر اينجاس كه خيليا آرزوشون همينه!
پس زندگيت از خيليا هيجان انگيزتره.
خواستم بخوابم اما خوابم نميبره تا حرفمو بهت نميزدم به خاطر همين با گوشي پست دادام!
دمت گرم داداش.
الانم به خاطر همون یه نفره كه هستم.
تنها بهونه ام همونه وگرنه نبودم
black_shadow
جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۵۷
گوشه ای از اس ام اس بازی دیشب منو عیال!!!!
سیما:خیلی خری كیا!!!خیلی! :-×
من:تو خر نیستی كه منو دوست داری؟
سیما:از قدیم گفتن كبوتر با كبوتر خرم با خر!!!!
من:الان ما كبوتریم یا خر؟!!!
سیما:خر!
من:خجالتمون نده حاج خانوم!
سیما:نه بابا وظیفه س!!!!!
ادامه ش هم به كسی ربطی نداره!!!
کیان
جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۰۸
گوشه ای از اس ام اس بازی دیشب منو عیال!!!!
سیما:خیلی خری كیا!!!خیلی! :-×
من:تو خر نیستی كه منو دوست داری؟
سیما:از قدیم گفتن كبوتر با كبوتر خرم با خر!!!!
من:الان ما كبوتریم یا خر؟!!!
سیما:خر!
من:خجالتمون نده حاج خانوم!
سیما:نه بابا وظیفه س!!!!!
ادامه ش هم به كسی ربطی نداره!!!
تو که صد رحمت به خری! هنوز بعد 8 سال درست نشناختت چه جونوری هستی که به خر فحش میده! :3:
رضا
جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۵۵
بنده خدا خر:3:
اگه بدونه به تو هم گفتن خر خودشو میكشه:3:
توهین عظیمی به خر شد:3:
omid
جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱۳:۰۵
توی زندگیت هدف معینی داری؟
ـــــــــــــــــــــــ
برو سفر
amirlefthand
جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۸, ۱۳:۳۵
گوشه ای از اس ام اس بازی دیشب منو عیال!!!!
سیما:خیلی خری كیا!!!خیلی! :-×
من:تو خر نیستی كه منو دوست داری؟
سیما:از قدیم گفتن كبوتر با كبوتر خرم با خر!!!!
من:الان ما كبوتریم یا خر؟!!!
سیما:خر!
من:خجالتمون نده حاج خانوم!
سیما:نه بابا وظیفه س!!!!!
ادامه ش هم به كسی ربطی نداره!!!
طفلی خر که اسمش اومده رو تو
مردک 8ساله اون دختر بدبخت رو علاف کردی که چی بشه بزار بدبخت به زندگیش برسه
omid
شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۲۹
راستی من یه چیزی بگم راجع به یکنواختی زندگی!!
اون هم اینه که یکنواخت بودن یا نبودن زندگی هر کسی به طرز نگاهت بستگی داره
مثلا ممکنه برای 1 نفر (مثل من:3:) خرید یه بازی جدید تنوع باشه
ولی برای یه نفر دیگه رفتن به مسافرت هم یکنواخت باشه
که مثلا همه جا مثل همن 4 تا درخت هست و 4 تا موزه!!
Linorth
شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۴۸
گوشه ای از اس ام اس بازی دیشب منو عیال!!!!
سیما:خیلی خری كیا!!!خیلی! :-×
من:تو خر نیستی كه منو دوست داری؟
سیما:از قدیم گفتن كبوتر با كبوتر خرم با خر!!!!
من:الان ما كبوتریم یا خر؟!!!
سیما:خر!
من:خجالتمون نده حاج خانوم!
سیما:نه بابا وظیفه س!!!!!
ادامه ش هم به كسی ربطی نداره!!!
خوب که چی ؟ :3: یعنی میخواستی نشون بدی که خری ؟ :3:
یه چیز تازه بگو که ما ندونیم :3:
black_shadow
يکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸, ۲۳:۳۱
الان از بیمارستان اومدم.
دارم میمیرم از خستگی.
پدربزرگم هم داره میمیره از پیری.
اونیكی پدربزرگم میگفت خدا كنه ادم هرجوری میمیره فقط زمینگیر نشه.وقتی هم كه مرد زمینگیر نشد.
ولی این یكی....
black_shadow
چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۲۵
در اين جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندين حجره، در هر حجره
چندين مرد در زنجير ...
از اين زنجيريان يک تن، زنش را در تب تاريک بهتانی به ضرب
دشنه ئی کشته است.
از اين مردان، يکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود
را، بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته است.
از اينان، چند کس، در خلوت يک روز باران ريز، بر راه
رباخواری نشسته اند
کسانی، در سکوت کوچه، از ديوار کوتاهی به روی بام
جسته اند
کسانی، نيم شب در گورهای تازه، دندان طلای مردگان را
می شکسته اند.
من اما هيچ کس را در شبی تاريک و توفانی نکشته ام
من اما راه بر مرد رباخواری نبسته ام
من اما نيمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام.
در اين جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب و در هر نقب چندين حجره، در هر
حجره چندين مرد در زنجير
در اين زنجيريان هستند مردانی که مردار زنان را دوست
می دارند.
در اين زنجيريان هستند مردانی که در رويای شان هر شب زنی
در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فرياد.
من اما در زنان چيزی نمی يابم – گر آن همزاد را روزی نيابم
ناگهان، خاموش –
من اما در دل کهسار روياهای خود، جز انعکاس سرد آهنگ صبور اين علف های بيابانی که
می رويند و می پوسند و می خشکند و می ريزند، با چيزی ندارم گوش.
مرا گر خود نبود اين بند، شايد بامدادی همچو يادی دور و لغزان
می گذشتم از تراز خاک سرد پست ...
جرم اين است!
جرم اين است!
شاملو
black_shadow
دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۵۳
روزگاری در شهر دوردستی پادشاهی حكومت میكرد كه هم توانا بود و هم دانا.مردمان از توانایی اش میترسیدند و به سبب دانایی اش دوستش میداشتند.
در میان این شهر چاهی بود كه اب سرد و زلالی داشت و همه مردم از ان مینوشیدند.حتی پادشاه و درباریانش.زیرا كه چاه دیگری نبود.
یك شب هنگامی كه همه در خواب بودند جادوگری وارد شهر شد و هفت قطره از مایع شگفتی در چاه ریخت و گفت:از این ساعت به بعد هركه از این اب بنوشد دیوانه میشود.
بامداد فردا همه ساكنان شهر به جز پادشاه و وزیرش از چاه اب نوشیدند و دیوانه شدند.
همانگونه كه جادوگر گفته بود.
ان روز مردمان در كوچه های باریك و در بازارها كاری نداشتند جز اینكه با هم نجوا كنند كه پادشاه ما دیوانه است.پادشاه ما و وزیرش عقلشان را از دست داده اند.یقین است كه ما نمیتوانیم به حكومت پادشاه دیوانه تن در دهیم.باید اورا سرنگون كنیم.
ان شب پادشاه فرمود تا یك جام زرین از اب چاه پر كنند.
وقتی كه جام را اوردند از ان نوشید و به وزیرش هم داد تا بنوشد.
از ان شهر دوردست غریو شادمانی برخاست.
زیرا كه پادشاه و وزیرش عقلشان را بازیافته بودند...
جبران خلیل جبران
sasan69
دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۳۱
كيا جان به حزبم يه سري بزني بد نيستش!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۱۱
خاك بر سر بدبخته ایرانیه بی غیرت و وطن فروشی كه چون بچه اهوازه و لهجه عربی داره به خلیج فارس میگه خلیج عرب......
به هیچ عنوان نمیخوام به اهوازیا توهین كنم ولی به این ادم نمیشه گفت ایرانی.
اعصابم خورده.
اگه جدامون نكرده بودن یا من اونو كشته بودم یا اون منو.
مرتیكه بی غیرت وطن فروش انقدر چرت و پرت گفت كه دوستای خودشم كه اهوازی بودن باهاش درگیر شدن.
black_shadow
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۰۶
حتما اين نوشته را تا انتها بخوانيد.
مي خواهم در اين نوشته به يکي از زنداني هاي خودمان بپردازم . گفتگوي وي با شخص بازجو بسيار شنيدني و خواندني است . من همه تاريخ را به تماشاي اين بازجويي فرا مي خوانم . از همه پديده هاي پرشتاب هستي تمنا مي کنم بقدر زمان مطالعه اين چند خط ، و انديشه اي که پس از مطالعه آن وقت مي برد ، موقتا دست از تلاش حتمي خود بدارند و هستي را از فروپاشي باز دارند:
- سلام
- بگير بنشين ! ما اينجا سلام و عليک و از اينجور خرمقدس بازي ها نداريم .
- سلام که حرف نامربوطي نيست دوست من . همه ملتها سلام دارند شما تلفن را که برمي داريد مي گوييد : الو . اين الو ، اشاره به شعله آتش نيست . همان سلام خود ماست که به انگليسي مي شود هلو.
- من هيچ وقت نگفته ام هلو ، هميشه گفته ام الو .
- بهرحال شما با برداشتن تلفن ، اول کاري که مي کنيد به طرف مقابلتان ، هرکه هست ،سلام مي گوييد .
- به ما گفته اند با زنداني سلام و عليک نکنيد .
- اين شايد بخاطر اين است که سلام و عليک بين دو نفر عاطفه برقرار مي کند .
- ظاهرا اينجا قرار است من سئوال کنم و تو جواب بدهي . انفرادي چطور بود ؟
- سخت و تنگ و ساکت و درد ناک .
- تو دهنت مي گويي انفرادي . هتل که نيست اينجا .
- يک حداقل هايي را بايد مراعات کرد ....
- سه وعده غذا به تو داده اند يا نه ؟
- بله ، اگر اين سه وعده را هم نمي دادند که من الان خدمت شما نبودم تا به پرسش هاي ناب شما پاسخ دهم .
- با من لفظ قلم صحبت نکن . پرسيدم انفرادي خوش گذشت ؟
- به خوشي شما ، من يک کتاب خواستم ندادند . يک قرآن ، يک نهج البلاغه حالا تلفن زدن به خانواده و ملاقات با آنان بماند .
- جوري حق بجانب صحبت مي کني که ما اينجا نوکر تو هستيم و تو ارباب مايي . همين که اعدامت نکرده ايم بايد ممنون ما باشي .
- چرا من بايد اعدام شوم ؟ مگر من چه کرده ام ؟
- تو برعليه امنيت ملي فعاليت کرده اي ..
- چه کرده ام ؟
- سخنراني کرده اي . نه يکبار صد بار . در تجمعات غيرقانوني شرکت کرده اي و
سخنراني کرده اي .
- من در اين سخنراني ها چه گفته ام ؟
- اتفاقا مي خواهم درباره همينها با هم صحبت کنيم . تو روز دوشنبه در جمع دويست نفر کاسب و دانشجو، يک ساعت تمام صحبت کرده اي .
- بله ، کاملا درست است .. صحبت هاي خوبي هم بود . بعضي صحبت ها هدر دادن وقت خود و مخاطب است اما آن صحبت دوشنبه من خوب بود .
- تو در اين يک ساعت صحبت ، يکجا گفته اي : " فضاي مه آلود کشور" ، اين عبارت ، مي داني کنايه به چيست ؟ تو فکر مي کني با يک مشت خر طرفي که يک عبارت را لاي يک سخنراني يک ساعته مخفي کني و ما نفهميم ؟
- شما اگر بازجو نبودي و از دستگاه امنيتي کشور حقوق نمي گرفتي ، به من حق مي دادي که حتي بيش از اين نيز بگويم . اگر فضاي سياسي کشور مه آلود نبود ، من و شما مي توانستيم بيرون از اينجا ، در باره مشترکات ملي و ميهني مان صحبت کنيم . نه در باره چند کلمه از يک سخنراني يک ساعته .
- تو روز سه شنبه در سفر به شيراز و در سخنراني مسجد دانشگاه به سيم آخر زده اي وگفته اي : اين چه مملکتي است که نظاميان برمقدرات ما حاکمند . استاندار نظامي ،فرماندار نظامي ، فلان شرکت نظامي ، فلان معامله اقتصادي نظامي . و گفته اي : پس مردم چه مي شوند ؟ سهم اين مردم از نفت و جنگل و دريا کجاست ؟ چرا نظاميان کشور فکري براي اين همه قاچاق نمي کنند ؟ چرا اعتياد را ريشه کن نمي کنند ؟ وظيفه نظاميان مگر همين نيست که امنيت رواني جامعه را از جهات گوناگون تامين کنند ؟
- جواب همه اين ها مي داني چيست ؟
- مي دانم .
- مي داني ؟ بگو ببينم اگر مي داني .
- جواب همه پرسش هاي من اين است : به تو چه !
- خوب از همه چيز سردر مي آوري !
- من از چيزهاي ديگر هم سردرمي آورم ..
- چهارشنبه يک نوشته را به دست يک دانشجو داده اي که ببرد آن را بين دانشجوهاي دانشگاه توزيع کند . در اين نوشته به شخص اول مملکت و اختيارات بيش از اندازه او اعتراض کرده اي . مي داني اين مطلب مي تواند سرت را به باد بدهد ؟
- دوست بازجوي من ، خود شما بيا و بقول قديمي ها کلاهت را قاضي کن . يک نفر ، هرچه باشد يک نفر است . با محدوديتي از توانمنديها . اگر شخص اول مملکت ، بخشي از اين اختيارات را به قانون و نمايندگان مردم واگذار کند ، آن امور بهتر اداره نمي شوند ؟
- جوابت را خودت مي داني !
- بله ، به من چه ؟
- در يک جلسه خانوادگي گفته اي مردم بايد بتوانند طبق قانون راهپيمايي مسالمت آميز داشته باشند و نسبت به چيزي که متفقند اعتراض کنند ..
- بله ، اين يک حق قانوني است .
- به تو چه ؟ مگر تو وکيل و وصي مردمي ؟ مردم مگر به تو نمايندگي داده اند که حق آنها را از قانون بگيري ؟ مردم يک مشت عوام هيچ نفهمند که از نان شبشان خلاص نشده اند بايد بفکر نان صبحشان باشند .. يک نگاهي به خودت بيانداز . همه الان سرشان به کار خودشان است و دارند بار خودشان را به منزل مي برند . يکي از آن مردمي که تو
دلت براي حقوق آنها مي سوزد ، يک جعبه بيسکوييت آوردند بگويند اين را بدهيد به فلاني ؟ الان پيش زن و بچه هايشان نشسته اند و با دارو ندار خود دارند کيف دنيا را مي کنند . نه از تو سراغي مي گيرند نه کاري به حرفهاي تو دارند . حرف نمي زنند اما مي شود از بي تفاوتي شان اين را فهميد که : سياست کيلويي چند ؟ آزادي کيلويي چند؟
حقوق فردي و اجتماعي کيلويي چند ؟ همه رفته اند سرکارشان و نيم نگاهي هم به تو و زن و بچه ات نمي اندازند . تو اشتباه کردي رفتي سراغ اينجور قضايا !
- بله ، اشتباه از من بود !
- پس قبول کردي که اشتباه کردي . بيا اينجا را امضا کن و به کارهاي خلاف خودت اعتراف کن .
- من چيزي را امضا نمي کنم . اشتباه من در اين نبود که چرا حرف از آزادي و حق مردم زدم . اشتباه من اين بود که روي انسان بودن مسئولين کشورم زيادي حساب باز کردم .فکر مي کردم اگر مسئولين کشورم با من مثلا به عنوان استاد دانشگاه و منبري و دانشجو مشکل دارند ، حداقل به خانواده ام جفا نمي کنند . شما مرا از کار بيکار کرده ايد ، لابد دلايل خدا پسندانه اي هم دراختيار داريد . اما دوست من ، اگر به زعم شما من مقصرم ، خانواده من چه گناهي کرده اند که سرپرستشان مدتها در زندان باشد و ناني برسفره نداشته باشند ؟
- اين ديگر به خود تو مربوط است . هر که خربزه مي خورد بايد پاي لرزش هم بنشيند . همان مردمي که نگران کمبود آزادي شان هستي بروند مشکل نان سفره زن و بچه ات را حل کنند . حکومتي که با تو و امثال تو مشکل دارد و سربه تن تو نمي خواهد ، حالا برود خرج زن وبچه ات را هم بدهد ؟
- اگر اين حکومت حرف از خدا نمي زد و شخص اولش نمي گفت که من کمر بسته بزرگان دينم ، ما مي پذيرفتيم که در يک کشور کافريم و حسابمان با خودمان و خداي خودمان است . اما آوازه انصاف و تاريخ و قدمت شکوه اين دستگاه ، کم مانده گوش فلک را کرکند .
- ببين بنده خدا ، بگذار حرف آخرم را همين اول به تو بگويم : اين دستگاه موي دماغ نمي خواهد . دوست ندارد آدماي يک لاقبايي مثل تو چوب لاي چرخش بگذارند . اگر مي خورد به تو چه ؟ اگر مي برد به تو چه ؟ مثلا اينجا را نگاه کن ، رفته اي در اجتماع زنان شرکت کرده اي و گفته اي در اين مملکت هزار فاميل همه فرصت هاي اقتصادي و
اجتماعي را بالا کشيده اند .. به تو چه ؟ اگر همين هزار فاميل ، تو را مي کشيدند داخل خودشان و تو را هم به نوايي مي رساندند ، باز اعتراض مي کردي ؟ شما سياسيون ، اعتراض مي کنيد ، بله ، اما نه بخاطر مردم ، بخاطر اين که در اين گردونه ، شما را به بازي نگرفته اند . مردم بهانه اند .
- شما فرض کنيد ما به نام مردم و به کام خودمان اعتراض مي کنيم . عزيزم ، نفس هزار فاميل فساد مي آورد . يک وزير را مي بينيد نشسته برسر يک وزارتخانه و همه بستگان و آشنايانش را در اطراف خودش آرايش داده . دوست من ، امروز ما ممکن است سپري شود اما فرزندان ما وشما ما را نخواهند بخشيد . ما از گلوي تک تک بچه هاي بدنيا
نيامده خود مي بريم و مي ريزيم به جيب خودمان . اين يعني ظلم . يعني بلايي که در کمين ماست .
- خوب ، بگذريم . براي امروز کافي است . من يک سئوال شخصي از تو دارم . نظرت راجع به اين رژيم و آينده آن چيست ؟
- دوست داريد حقيقت را بگويم يا مي خواهيد پرونده ام را قطور کنيد ؟
- نه ، اين را براي آگاهي خودم پرسيدم . اين پرونده تو ، اين هم قلم . مي بندم و مي گذارم کنار . من الان ديگر باز جو نيستم . يک انسانم . فرض کن من نشسته ام داخل يکي از همان مجالس سخنراني و تو داري سخنراني مي کني . آينده اين رژيم را چگونه مي بيني ؟ با اين همه توپ و تانک و نظاميان کارکشته و فدايياني که دارد ؟
- من و شما مسلمانيم . من در پاسخ به سئوال شما به سنت هاي حتمي و لايتغير الهي اشاره مي کنم . بزرگان اين کشور، اگر هرچه زود تر به آغوش مردم برنگردند و در کنار مردم قرار نگيرند و حق مردم را از آزادي هاي اجتماعي و سياسي گرفته تا ساير حوزه ها ، برسميت نشناسند ، ديريا زود فرو خواهند پاشيد . اين فرو پاشي حتمي است دوست من . من صداي شکستن استخوانهاي اين رژيم را مي شنوم . ظلم پايدار نمي ماند . و تو ،
دوست بازجوي من ، در پرونده من ، اين پيشگويي حتمي را متذکر شو . بنويس :سيدعلي خامنه اي ، طلبه اي بي نشان در مشهد ، در يک چنين روزي ، در زندان ساواک ، درسال يکهزار سيصد و پنجاه و چهارهجري شمسي ، رسما به فروپاشي اين رژيم انگشت نهاد و گفت : اگر اين رژيم همچنان از حق عدول کند ، و حق مردم را ناديده بگيرد ، و به ظلم خود ادامه دهد ، لاجرم فرو خواهد ريخت و چه بسا نامي از او نيز در تاريخ نماند
. مثل بسياري از حکومت ها که به سنت هاي حتمي خدا پشت کردند و گردونه تاريخ آنان را زير چرخهاي خود له کرد و هيچ از آنان بجاي ننهاد
برگرفته از کتاب خاطرات سيد علي خامنه اي
و تاريخ چه زود تكرار مي شود...
gattus
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۲۳
kia jan dadash ba in arabaye ahvaz ziad napelek hamashon az dam ta bazdam dang daran:3:
Az har 1000tashon shayad 3tashon adam bashan
Ye najjar arab mishnasam onghadr arabe ke farsi ro ziad balad nist mige in araba adam besho nemishan:3:
Vaghean mojodate ajibian inam ke in tour gofte az roye kam aghlishe:2:
Ba khodesh fek karde agar intour bege momkene be nafesh beshe ke man nemikham varede masaele joz-e besham:2:
black_shadow
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۶:۲۶
یه مدافع ایرانی 17 ساله از ساسان خریدم
البته هفته دیگه میشه 18 سال!!
تا پاشو گذاشت تو باشگاه گند زد به روحیه تیمی رفت!
حالا واسه بازی دوستانه امروز گذاشتمش تو تركیب ببینیم چیكار میكنه!
sasan69
پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۳۵
یه مدافع ایرانی 17 ساله از ساسان خریدم
البته هفته دیگه میشه 18 سال!!
تا پاشو گذاشت تو باشگاه گند زد به روحیه تیمی رفت!
حالا واسه بازی دوستانه امروز گذاشتمش تو تركیب ببینیم چیكار میكنه!
از خداتم باشه که یه بازیکن از آکادمیه من توی تیمت اومده! :3:
یه مشت بازیکن اجنبی ریختی توی تیمت معلومه که با فرهنگ ایرانی ها اشنا نیستن دیگه! :3:
بهش زور بگی میدم بچه محلاش بخورنتا! :3:
black_shadow
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۲
توی یه پارک دو مجسمه بودند یک زن و یک مرد.
این دو مجسمه سالهای سال دقیقا روبهروی همدیگر با فاصله کمی ایستاده بودند و توی
چشمای هم نگاه میکردند و لبخند میزدند.
یه روز صبح خیلی زود یه فرشته اومد پشت سر دو تا مجسمه ایستاد و گفت:” از آن
جهت که شما مجسمههای خوب و مفیدی بودید و به مردم شادی بخشیدهاید، من
بزرگترین آرزوی شما را که همانا زندگی کردن و زنده بودن مانند انسانهاست برای شما
بر آورده میکنم.
شما ۳۰ دقیقه فرصت دارید تا هر کاری که مایل هستید انجام بدهید.”
و با تموم شدن جملهاش دو تا مجسمه رو تبدیل به انسان واقعی کرد: یک زن و یک مرد.
دو مجسمه به هم لبخندی زدند و به سمت درختانی و بوتههایی که در نزدیکی اونا بود
دویدند در حالی که تعدادی کبوتر پشت اون درختها بودند، پشت بوتهها رفتند.
فرشته هر گاه صدای خندههای اون مجسمهها رو میشنید لبخندی از روی رضایت میزد.
بوتهها آروم حرکت میکردند و خم و راست میشدند و صدای شکسته شدن شاخههای
کوچیک به گوش میرسید.
بعد از ۱۵ دقیقه مجسمهها از پشت بوتهها بیرون اومدند در حالیکه نگاههاشون نشون
میداد کاملا راضی شدن و به مراد دلشون رسیدن.
فرشته که گیج شده بود به ساعتش یه نگاهی کرد و از مجسمهها پرسید:” شما هنوز
۱۵ دقیقه از وقتتون باقی مونده، دوست ندارید ادامه بدهید؟
” مجسمه مرد با نگاه شیطنتآمیزی به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:” میخوای یه بار
دیگه این کار رو انجام بدیم؟
” مجسمه زن با لبخندی جواب داد:” باشه. ولی این بار
تو کبوتر رو نگه دار و من می رینم روی سرش.”
black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۱۷
مردان قبلیه سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: آیا زمستان سختی در پیش است؟
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلیتون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد»، رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!
رییس: «از کجا می دونید؟»
«پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن. :3:
black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۴:۱۹
پس از کما
داستانکی از فرورتیش رضوانیه
چشمهایتان را باز میکنید. متوجه میشوید در بیمارستان هستید.
پاها و دستهایتان را بررسی میکنید. خوشحال میشوید که بدنتان را گچ نگرفتهاند و سالم هستید. دکمه زنگ کنار تخت را فشار میدهید.
چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق میشود و سلام میکند. به او میگویید، گوشی موبایلتان را میخواهید.
از اینکه به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شدهاید و از کارهایتان عقب ماندهاید، عصبانی هستید.
پرستار، موبایل را میآورد. دکمه آن را میزنید، اما روشن نمیشود. مطمئن میشوید باتریاش شارژ ندارد. دکمه زنگ را فشار میدهید. پرستار میآید.
«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. میشه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟
«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم».
«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟
«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمیشه. شرکتهای سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشیها مشترکه».
«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم».
«شما گوشیتون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از اینکه به کما برید».
«کما»؟!
باورتان نمیشود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفتهاید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمدهاید. مطمئن هستید که نه میتوانید به محل کارتان بازگردید و نه خانهای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه میپرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش میکنید تا زودتر مرخصتان کند.
«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین».
«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»!
«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن».
«چه اتفاقی افتاده»؟
«چیزی نشده! ولی بیرون از اینجا، هیچکس منتظرتون نیست».
چشمهایتان را میبندید. نمیتوانید تصور کنید که همه را از دست دادهاید. حتی خودتان هم پیر شدهاید. اما جرأت نمیکنید خودتان را در آینه ببینید.
«خیلی پیر شدم»؟
«مهم اینه که سالمی. مدتی طول میکشه تا دورههای فیزیوتراپی رو انجام بدی»..
از پرستار میخواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید.
«اون بیرون چه تغییرایی کرده»؟
«منظورت چه چیزاییه»؟
«هنوز توی خیابونا ترافیک هست»؟
«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن».
«طرح جدید چیه»؟
«اگر رانندهای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش میبرن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمیشه».
«میدون آزادی هنوز هست»؟
«هست، ولی روش روکش کشیدن».
«روکش چیه»؟
«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیک کردند».
«برج میلاد هنوز هست»؟
«نه! کج شد، افتاد»!
«چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن».
«محکم بود، ولی نتونست در مقابل ارباس
a380 مقاومت کنه».
«چی؟!…. هواپیما خورد بهش»؟
«اوهوم»!
«چهطور این اتفاق افتاد»؟
«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستورانگردان برج».
«اینکه هواپیمای خوبی بود. مگه میشه اینجوری بشه»؟
«هواپیماش چینی بود. فیلتر کاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد».
«چند نفر کشته شدن»؟
«کشته نداد».
«مگه میشه؟ توی رستوران گردان کسی نبود»؟
«نه! رستوران ۴سال پیش تعطیل شد»..
«چرا»؟
«آشپزخونهاش بهداشتی نبود».
«چی میگی؟!… مگه میشه آخه»؟
«این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی کار فلافل و هاتداگ….».
«الان وضعیت تورم چهجوریه»؟
«خودت چی حدس میزنی»؟
«حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه».
«نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه».
«پراید چنده»؟
«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟
«این دیگه چیه»؟
«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایدهای از نیسان قشقایی ساختن».
«همین جدیده، چنده»؟
«۷۰میلیون تومن».
«پس ماکسیما چنده»؟
«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم….».
«یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟
«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده».
«تونل توحید چهطور»؟
«تا قبل از اینکه شهردار بازنشسته بشه، تمومش کردن».
«شهردار بازنشسته شد»؟
«آره».
«ولی تونل که قرار بود قبل از سال۱۳۹۰ افتتاح بشه».
«قحطی سیمان که پیش اومد، همه طرحها خوابید».
«چندتا خط مترو اضافه شده»؟
«هیچی! شهردار که رفت، همهجا رو منوریل کشیدن. مترو رو هم تغییر کاربری دادن».
«یعنی چی»؟
«از تونلهاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن».
«اتوبوسهای
brt هنوز هست»؟
«نه! منحلش کردن، به جاش درشکه آوردن. از همونایی که شرلوک هلمز سوار میشد».
«توی نقشجهان اصفهان دیده بودم از اونا…»
«نقشجهان رو هم خراب کردن».
«کی خراب کرد»؟
«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاهعباسه، یونسکو هم نتونست حرفی بزنه».
«خلیجفارس چهطور؟»
«اون هم الان فقط توی نقشههای خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی».
«خلیج صورتی چیه»؟
«بعضیها به نشنالجئوگرافیک پول میدادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرک رو میکرد. آخرش گوگل لج کرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی…»
«ایران اعتراضی نکرد»؟
«چرا! گوگل رو فیلتر کردن».
«ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم».
«یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا»!
«چیو»؟
«اینکه همه این چیزها رو خالی بستم».
«یعنی چی»؟
«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشیات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگیات»!
«شما جنایتکارید! من الان میرم با رییس بیمارستان صحبت میکنم».
«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».
«ازش شکایت میکنم»!
«نمیتونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته».
کیان
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۴:۲۶
خداااااااااااااااااااااا بود! :3:
black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۴:۳۲
خداااااااااااااااااااااا بود! :3:
نوکرت بچسبم!!!:3:
amirlefthand
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۴:۴۵
پس از کما
داستانکی از فرورتیش رضوانیه
چشمهایتان را باز میکنید. متوجه میشوید در بیمارستان هستید.
پاها و دستهایتان را بررسی میکنید. خوشحال میشوید که بدنتان را گچ نگرفتهاند و سالم هستید. دکمه زنگ کنار تخت را فشار میدهید.
چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق میشود و سلام میکند. به او میگویید، گوشی موبایلتان را میخواهید.
از اینکه به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شدهاید و از کارهایتان عقب ماندهاید، عصبانی هستید.
پرستار، موبایل را میآورد. دکمه آن را میزنید، اما روشن نمیشود. مطمئن میشوید باتریاش شارژ ندارد. دکمه زنگ را فشار میدهید. پرستار میآید.
«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. میشه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟
«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم».
«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟
«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمیشه. شرکتهای سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشیها مشترکه».
«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم».
«شما گوشیتون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از اینکه به کما برید».
«کما»؟!
باورتان نمیشود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفتهاید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمدهاید. مطمئن هستید که نه میتوانید به محل کارتان بازگردید و نه خانهای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه میپرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش میکنید تا زودتر مرخصتان کند.
«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین».
«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»!
«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن».
«چه اتفاقی افتاده»؟
«چیزی نشده! ولی بیرون از اینجا، هیچکس منتظرتون نیست».
چشمهایتان را میبندید. نمیتوانید تصور کنید که همه را از دست دادهاید. حتی خودتان هم پیر شدهاید. اما جرأت نمیکنید خودتان را در آینه ببینید.
«خیلی پیر شدم»؟
«مهم اینه که سالمی. مدتی طول میکشه تا دورههای فیزیوتراپی رو انجام بدی»..
از پرستار میخواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید.
«اون بیرون چه تغییرایی کرده»؟
«منظورت چه چیزاییه»؟
«هنوز توی خیابونا ترافیک هست»؟
«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن».
«طرح جدید چیه»؟
«اگر رانندهای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش میبرن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمیشه».
«میدون آزادی هنوز هست»؟
«هست، ولی روش روکش کشیدن».
«روکش چیه»؟
«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیک کردند».
«برج میلاد هنوز هست»؟
«نه! کج شد، افتاد»!
«چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن».
«محکم بود، ولی نتونست در مقابل ارباس
a380 مقاومت کنه».
«چی؟!…. هواپیما خورد بهش»؟
«اوهوم»!
«چهطور این اتفاق افتاد»؟
«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستورانگردان برج».
«اینکه هواپیمای خوبی بود. مگه میشه اینجوری بشه»؟
«هواپیماش چینی بود. فیلتر کاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد».
«چند نفر کشته شدن»؟
«کشته نداد».
«مگه میشه؟ توی رستوران گردان کسی نبود»؟
«نه! رستوران ۴سال پیش تعطیل شد»..
«چرا»؟
«آشپزخونهاش بهداشتی نبود».
«چی میگی؟!… مگه میشه آخه»؟
«این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی کار فلافل و هاتداگ….».
«الان وضعیت تورم چهجوریه»؟
«خودت چی حدس میزنی»؟
«حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه».
«نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه».
«پراید چنده»؟
«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟
«این دیگه چیه»؟
«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایدهای از نیسان قشقایی ساختن».
«همین جدیده، چنده»؟
«۷۰میلیون تومن».
«پس ماکسیما چنده»؟
«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم….».
«یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟
«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده».
«تونل توحید چهطور»؟
«تا قبل از اینکه شهردار بازنشسته بشه، تمومش کردن».
«شهردار بازنشسته شد»؟
«آره».
«ولی تونل که قرار بود قبل از سال۱۳۹۰ افتتاح بشه».
«قحطی سیمان که پیش اومد، همه طرحها خوابید».
«چندتا خط مترو اضافه شده»؟
«هیچی! شهردار که رفت، همهجا رو منوریل کشیدن. مترو رو هم تغییر کاربری دادن».
«یعنی چی»؟
«از تونلهاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن».
«اتوبوسهای
brt هنوز هست»؟
«نه! منحلش کردن، به جاش درشکه آوردن. از همونایی که شرلوک هلمز سوار میشد».
«توی نقشجهان اصفهان دیده بودم از اونا…»
«نقشجهان رو هم خراب کردن».
«کی خراب کرد»؟
«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاهعباسه، یونسکو هم نتونست حرفی بزنه».
«خلیجفارس چهطور؟»
«اون هم الان فقط توی نقشههای خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی».
«خلیج صورتی چیه»؟
«بعضیها به نشنالجئوگرافیک پول میدادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرک رو میکرد. آخرش گوگل لج کرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی…»
«ایران اعتراضی نکرد»؟
«چرا! گوگل رو فیلتر کردن».
«ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم».
«یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا»!
«چیو»؟
«اینکه همه این چیزها رو خالی بستم».
«یعنی چی»؟
«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشیات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگیات»!
«شما جنایتکارید! من الان میرم با رییس بیمارستان صحبت میکنم».
«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».
«ازش شکایت میکنم»!
«نمیتونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته».
یادش بخیر اینم روزنامشو (همشهری مسافر ) از ایستگاه بی ارتی پیچوندم نمیدونم مال کدوم بدبختی بود نشستم خوندم مردم از خنده
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۴۴
برادران محترم نیر***وی انت**ظا**می دیشب ما را ابتیاع نمودند!!!
ولی با همت و یاری دوستان و چند فروند ضعیفه نسبتا محترم متواری گشتیم!!
وگرنه الان احتمالا دادگاه بودم و تا ساعاتی دیگر جای 81 ضربه تازیانه بر پیکرمان نقش میبست!!!
Linorth
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۰۲
برادران محترم نیر***وی انت**ظا**می دیشب ما را ابتیاع نمودند!!!
ولی با همت و یاری دوستان و چند فروند ضعیفه نسبتا محترم متواری گشتیم!!
وگرنه الان احتمالا دادگاه بودم و تا ساعاتی دیگر جای 81 ضربه تازیانه بر پیکرمان نقش میبست!!!
اکه هی...حیف شد :d میزدن دهنت رو پخ پخ میکردن میخندیدیم حسابی :d
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۱۶
اکه هی...حیف شد :d میزدن دهنت رو پخ پخ میکردن میخندیدیم حسابی :d
اقا خب میدونم اگه شلاق رو میخوردم تو دل کل بچه های انجمن اسپیلیت روشن میکردن ولی نامرد درد داره خب!
81 ضربه!!
اگه همون موقع میزدن چیزی نمیفهمیدم!!
دوستم باتوم خورده بود دیشب نفهمیده بوده!
ساعت 8 صبح زنگ زده میگه کیا یه چیزیم یه جاییت من باتوم خوردم دیشب پشتم کبود شده!!!!
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۴۳
دیشب بقیج و انتضام نزدیک بود منو بگیرن البته شانس اوردم که سریع صدا رو اوردیم پایین
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۱۵
کیارش فیلم جنگی نمیخوای؟
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۲۱
فیلم جنگی میخوام واسه کجام؟!!!!
سایتی سراغ نداری بشه البوم جدید خواننده های اونور رو دانلود کرد؟!
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۲۴
فیلم جنگی میخوام واسه کجام؟!!!!
سایتی سراغ نداری بشه البوم جدید خواننده های اونور رو دانلود کرد؟!
:good:
دارم اما نمیدم تا بری سرچ کنی
منظورم از فیلم جنگی یه چیز دیگه بود که نمیخوای دیگه چه کنم:1:
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۲۶
از اون فیلم جنگیا که میگی خودم زیاد دارم!!!:3:
ادرس سایته هم بده بدفرم لنگم!
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۳۰
دیگه بیشتر از 25 گیگ من که نیس هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدم تا خودت سرچ کنی بسه گ******شاد بازی یکمی فعالیت کن
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۳۳
جان من بده!
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۳۴
جان من بده!
:good:
برو سرچ کن
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۳۷
مردک دارم میگم لنگم!
بده دیگه
کیان
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۱
مردک دارم میگم لنگم!
بده دیگه
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۲
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
کیان میزاشتی یکم حرصش بدم بخندیم
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۳
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
این سایتم سرعت خوبی برای دانلود داره
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۷
البته جسارتا منظورم از اونوریا ایرانی های اونور بود!!!:3:
کیان
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۷
کیان میزاشتی یکم حرصش بدم بخندیم
بچه داشت له له میزد خب! :3:
کیان
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۸
البته جسارتا منظورم از اونوریا ایرانی های اونور بود!!!:3:
ای خاک بر سرت!!! :bad:
black_shadow
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۹
ای خاک بر سرت!!! :bad:
واسه خودم نمیخوام بابا!!!
واسه یکی باید دانلود کنم!
amirlefthand
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۵۰
البته جسارتا منظورم از اونوریا ایرانی های اونور بود!!!:3:
بیا اول نزدیک من کارت دارم
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
black_shadow
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۲۳:۱۲
موبایلم ساعت 4 صبح زنگ زد.
فکر کردم همون ادم مریضیه که شبا زنگ میزنه و مزاحم میشه.
دکمه رو زدم تا خواستم فحش بدم چیزی شنیدم که انگار سرب داغ ریختن روم.
پسر خاله ام بود.
خیلی کوتاه گفت:تموم کرد.پاشو بیا...
گیج بودم.
نیم ساعت نشسته بودم گوشیمو نگاه میکردم.
بعد از نیم ساعت تونستم هضم کنم که چی شده.
به سختی تونستم قبول کنم که پدربزرگم رفته...
............
وقتی گذاشتنش تو قبر صورتشو باز کردن.
انگار داشت لبخند میزد...
sasan69
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۰۸
خدا بیامرزدش کیا جان
gattus
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۲۸
برات آرزوی سلامتی میکنم
amin_michael5
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۴۶
کیارش جان بنده هم به نوبه خودم این مصیبت وارده رو به شما دوست عزیز تسلیت عرض مینمایم.
*با آرزوی شادی در باقی طول عمرت*
hadi.s
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۰۹:۲۵
منم تسلیت میگم.
30n4
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۲۴
کیارش تسلیت میگم
هر چی خاک اونه عمر شما و خانواده ات باشه،غم آخرت باشه
black_shadow
يکشنبه ۱ فروردين ۱۳۸۹, ۱۰:۱۸
ممنون بچه ها.
black_shadow
يکشنبه ۱ فروردين ۱۳۸۹, ۱۰:۲۵
سال نو رو به همه بچه ها تبریک میگم
ایشالا سال خوبی داشته باشید
black_shadow
دوشنبه ۲ فروردين ۱۳۸۹, ۰۲:۰۱
بچه که بودیم عید یه بوی دیگه داشت.
یه حس و حال دیگه ای داشت.
روزای اخر اسفند یه جور دیگه بود.
دیگه حس و حال و شور بچه گیامونو نداریم واسه عید.
مخصوصا اینکه موقع سال تحویل تنها تو پارک نشسته باشیو و زار زار گریه کنی....
چند سالی بود عیدها تکراری و ملال اور شده بود.
امسال دیگه تهش بود.
فکر نمیکردم روز سوم پدربزرگمم بخورم.
یه جورایی عذاب وجدان دارم.
ولی اقلا اینجوری دیگه فکر نمیکنم...
black_shadow
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۳:۴۸
بازیکنی که 2 3 هفته پیش از ساسان واسه تمرین خریدم تو بازی دوستانه ای که چهارشنبه داشتم 3 هفته مصدوم شد!
ساسان بیا اینو پس بگیر!!!:3:
gattus
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۳:۵۹
آخه ساسان به کسی بازیکن خوب نمیده که:3:
همشون تقلبین:3:
black_shadow
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۰۲
منم دیر فهمیدم!!!!!
اگه زودتر به نیت شوم و شیطانی ساسان پی برده بودم عمرا نمیخریدمش!!!:3:
sasan69
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۱۳
بازیکنی که 2 3 هفته پیش از ساسان واسه تمرین خریدم تو بازی دوستانه ای که چهارشنبه داشتم 3 هفته مصدوم شد!
ساسان بیا اینو پس بگیر!!!:3:
من بازیکن سالم بهت فروختم و جنس فروخته شده دیگه پس گرفته نمیشه حتی از شما دوست عزیز :3:
در ضمن بردی ، خوردی ، مالوندی ، چلوندی ، زدی پوکوندی ! حالا آوردی میگی پارَ س!!! :3: (اینم به تقلید از یه جک در مورد اصفهانی بود! :3:)
اگر بازیکنتو در حین بازی زدن مسواکش کردن بعد مصدوم شده که هیچ ولی اگر همینجوری مصدوم شده احتمالا درصد تمرین استامینات یا خیلی بالاست یا خیلی پایینه :2:
امیر حسین
آخه ساسان به کسی بازیکن خوب نمیده که
همشون تقلبین
تو دیگه این وسط چی میگی ! :3:
میخواد هی منو هل بده تو آب گل آلود ! :3: این تخریب چهره که میگن از همینجاها شروع میشه دیگه ! :3:
کیارش
منم دیر فهمیدم!!!!!
اگه زودتر به نیت شوم و شیطانی ساسان پی برده بودم عمرا نمیخریدمش!!!
از خداتم باشه که یه بازیکن از اکادمیه بزرگ من داره تو تیمت بازی میکنه :3:
black_shadow
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۲۰
تو بازی مصدوم شده.
اگه الکی مصدوم شده بود که باشگاهتو به اتیش میکشیدم!:3:
gattus
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۲۰
تو دیگه این وسط چی میگی ! :3:
میخواد هی منو هل بده تو آب گل آلود ! :3: این تخریب چهره که میگن از همینجاها شروع میشه دیگه ! :3:
ما پول حروم نمیخوریم پول گرفتم از این کارا هم میکنم تا چشت دراد:3:
sasan69
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۲۶
تو بازی مصدوم شده.
اگه الکی مصدوم شده بود که باشگاهتو به اتیش میکشیدم!:3:
خب برو با تیم های با اخلاق و منش ورزشکاری بازی کن نه با یه مشت وحشی که بزنن خواهر مادر بازیکن رو به هم پیوند بدن ! :3:
امیرحسین
ما پول حروم نمیخوریم پول گرفتم از این کارا هم میکنم تا چشت دراد
حیف اون همه پولی که خرج کردم تا تو بشی سردبیر روزنامه ! :3:
باز جای شکرش باقیه که پول بیشتری بهت ندادن وگرنه معلوم نبود الان بیـــــــــــــــــــــــ ــــــب ! (بخاطر رعایت مسائل اخلاقی سانسور شد! ) :3:
gattus
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۴:۳۴
شما خودتون شاهد باشید که این مدیر چه حرفایی میزنه که خودش هم مجبوره سانسور کنه البته این توی جمع این طوری شما یک روز بیا دفتر ما این آقا هر سه دقیقه یک بار یک فحش آبدار میده فرقی هم نمیکنه کیه:3:
black_shadow
سه شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۹, ۲۰:۳۱
نمیدونم چیکار کنم
فشار زیادی رومه.
1 ماه و نیم مونده و من هنوز هیچ غلطی نکردم...
black_shadow
سه شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۴۰
با یه جمله شکستم
خورد شدم...
ما رفتیم...
black_shadow
چهارشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۹, ۱۱:۴۰
بعضی کارا جرات زیادی میخواد.
دیشب زدم بیرون تا صبح راه رفتم.
فکر کردم.
خیلی زور زدم تا خودمو قانع کنم ولی نشد.
سن هرچی میره بالاتر جرات کمتر میشه.
جرات تموم کردن...
gattus
چهارشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۹, ۲۰:۳۸
kheily talash kardam ke in post ro nadam ama Ye jorayi natounestam!
Baba bozorge man migoft donya mesle toshake koshti mimone ye taraf tou va ye taraf harifet yani hamon zendegi! bazi vaghta to barandei o bazi vaghta harif bordan niaz be sakhti keshidan dare ama bakhtan sadast!migoft kheily khobe ke adam mardonegi kone o hamishe ghavi bashe o mohkam bazi kone. hata agar bazande beshe intour ham khodesh azab vojdan nadare o ham hame migan ke talashesh ro kard o on ro tahsin mikonan!migoft agar mikhay shekast bokhory talash kon ke zarbe nashi chon intour ta abad bayad bekhatere in zarbe shoudan sarkhorde bemouni!!
Man ina ro be kasi goftam ke be andazeye ye baradar dostesh daram o alan ehsas mikonam ke zendegi dare roye doushesh feshar miare ta zarbash kone ama in ro ham midonam ke bekhatere ye nafar ke on bala roye sakou neshaste talash mikone ta zarbe nashe!!
Sakhti keshidan ha moghadameye pirouzi hast.
Midonam man az tou kochik taram ama shayad be andazeye to ya shayadam bishtar az to toye in
4_5 mah marizim sakhti keshidam pas manam moshkel daram motmaen bash hameye mardome donya moshkel daran yeki kamtar yeki bishtar!
Darzemn doroste ba afzayeshe sen jora't kam mishe ama tajroube o aghl ensan ziadtar mishe o dge tasmim ehsasy nemigire o hamishe bar mabnaye aghlesh jolo mire!
black_shadow
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۲۲
منم به خاطر همونی که رو سکو نشسته الان هستم.
امروز یکی از دوستام که دیشب از ساعت یک و نیم شب داشت رو مخم کار میکرد اومد خونمون منو به زور انداخت تو ماشین و برد پیش روانپزشک!
روانپزشکا همشون دیوونه تر از خودم هستن!
پ.ن:درضمن با این پست فینگیلیشی که امیرحسین داده اگه کسی چشم پزشک خوب هم سراغ داره یه پخ بزنه!
gattus
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۳۴
روانشناس ديوونه نيست شرمنده بيماراش ديوونن كه فكر ميكنن اون ديوونست!!
كيارش من يه خانم دكتر كيانى ميشناسم يك هلوئيه:3:
براى مجردا خوب نيست خطرناكه:3:
black_shadow
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۴۵
نه نمیخوام!!!
کیانیه
یهو دیدی فامیل زنم درومد ضایع میشه!!
sasan69
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۱۶:۵۹
منم یه چند باری رفتم پیش روانپزشک و حتی در بیمارستان روانیه روزبه تهران هم پرونده دارم!:3:
ولی حق با کیا هستش که میگه دکترهاش دیوانه هستند چون من بار اولی که رفتم اونجا یارو دکتره اولین سوالی که ازم پرسید این بود :
چند بار خودکشی کردی؟!
منم گفتم زیاد!!!آمارش از دستم در رفته دیگه !!! :3:
ولی به نظر من 98% مردم ایران دیوونه هستند و فقط درصدهاش بالا و پایین داره! :3:
دوست دارم یه بار برید کیلینیک روانپزشکیه آتیه و ببینید حتی اساتید دانشگاه ها هم هر 1 ماه یکبار میرن پیش یه روانپزشک!
راستی کیا قرصهایی که بهت داده چی هستش؟ :3: کارت به زاناکس رسیده یا نه؟! :3:
حالا کیا جون ناراحت نباش دادا :3: به قول یکی از رفقا که همیشه میگه،چون میگذرد غمی نیست!
gattus
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۱۷:۵۳
تو ديوونه اى كه خودكشى ميكنى يا اونكه درس خونده و تلاش كرده؟؟
اين خودكشى براى من خيلى عجيبه باورم نميشه كسى خودكشي كنه!!
amirlefthand
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۱۹:۵۹
تو ديوونه اى كه خودكشى ميكنى يا اونكه درس خونده و تلاش كرده؟؟
اين خودكشى براى من خيلى عجيبه باورم نميشه كسى خودكشي كنه!!
بره شما که مشکلی نداری عجیبه برا کیارش که کلی فشار زندگی واردش میشه خیلی سخته و تحملش کمی سخته
gattus
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۲۰:۳۳
من از روزى كه بدنيا اومدم مشكل داشتم هنوزم دارم داستان زندكى من ميتونه يه فيلم ناراحت كننده باشه!
خواستيد مى نويسم تا بفهميد ميشه با سختى ها مبارزه كرد!!!
sasan69
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۳۳
من منظورم از اون خودکشی این بود که طرف دکتره اینقدر گاگول بود که اگر من خودکشی هم نکرده باشم و بهش فکرم نکرده باشم با این حرفش یه چیز جدید هم یاد بگیرم! :3:
هر کسی مشکلات خاص خودش را داره و هیچ فردی بدون مشکل نیستش و اصلا انسان بدون مشکل اصلا نمیتونه زندگی کنه .
یه لحظه به شب عروسیه کیا فکر کردم که چه شکلی میشه!به نظرم این :SugarwareZ-149: شکلیه!!! :SugarwareZ-085: :3:
amirlefthand
پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹, ۲۲:۱۸
من منظورم از اون خودکشی این بود که طرف دکتره اینقدر گاگول بود که اگر من خودکشی هم نکرده باشم و بهش فکرم نکرده باشم با این حرفش یه چیز جدید هم یاد بگیرم! :3:
هر کسی مشکلات خاص خودش را داره و هیچ فردی بدون مشکل نیستش و اصلا انسان بدون مشکل اصلا نمیتونه زندگی کنه .
یه لحظه به شب عروسیه کیا فکر کردم که چه شکلی میشه!به نظرم این :sugarwarez-149: شکلیه!!! :sugarwarez-085: :3:
حالا من عکس رو میزارم ببینی چه شکلیه
black_shadow
جمعه ۲۰ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۴۱
منم یه چند باری رفتم پیش روانپزشک و حتی در بیمارستان روانیه روزبه تهران هم پرونده دارم!:3:
ولی حق با کیا هستش که میگه دکترهاش دیوانه هستند چون من بار اولی که رفتم اونجا یارو دکتره اولین سوالی که ازم پرسید این بود :
چند بار خودکشی کردی؟!
منم گفتم زیاد!!!آمارش از دستم در رفته دیگه !!! :3:
ولی به نظر من 98% مردم ایران دیوونه هستند و فقط درصدهاش بالا و پایین داره! :3:
دوست دارم یه بار برید کیلینیک روانپزشکیه آتیه و ببینید حتی اساتید دانشگاه ها هم هر 1 ماه یکبار میرن پیش یه روانپزشک!
راستی کیا قرصهایی که بهت داده چی هستش؟ :3: کارت به زاناکس رسیده یا نه؟! :3:
حالا کیا جون ناراحت نباش دادا :3: به قول یکی از رفقا که همیشه میگه،چون میگذرد غمی نیست!
قرصامو نگرفتم!
از مطب دکتره که اومدیم بیرون نسخه رو انداختم تو جوب اب بردش رفیقمم دنبالش رفت ولی نتونست بگیردش!!!
درضمن اگه مثل بچه ادم بگذره مشکلی نیست مسئله اینجاست که ادمو انجام میده و میگذره!
black_shadow
جمعه ۲۰ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۴۵
بره شما که مشکلی نداری عجیبه برا کیارش که کلی فشار زندگی واردش میشه خیلی سخته و تحملش کمی سخته
این الان چی بود؟؟!!
والا به جان خودم تو این 25 سال چیزی وارد من نشده و سالم نگه داشتم!!!
amirlefthand
جمعه ۲۰ فروردين ۱۳۸۹, ۱۵:۴۱
این الان چی بود؟؟!!
والا به جان خودم تو این 25 سال چیزی وارد من نشده و سالم نگه داشتم!!!
مگه من چیز بدی گفتم
black_shadow
جمعه ۲۰ فروردين ۱۳۸۹, ۱۷:۳۸
مگه من چیز بدی گفتم
نه داداش چیز بدی نگفتی فقط جمله ای که گفتی یه مقدار کژتابی داشت!!!:3:
black_shadow
پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۱۰:۳۴
دلم هوای حافظیه کرده بود
اومدم شیراز.
امید تو روحت با این شهرتون!:3:
وقتی اینجایی بال بال میزنی برگردی تهران.
وقتی برمیگردی تهران دلت واسه فالوده خوردن با صدای شجریان تو حافظیه تنگ میشه!!!
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۵۶
ما توپ میباشیم!!!
بسیاااااار!:3:
خوردیم رفتیم بیرون با بچه ها.
سیگارمون تموم شد رفیقم رفت تو یه سوپری سیگار بگیره یهو دیدیم یه بچه زده زیر بغلش داره مثل خر میدوه(midoe!!) طرف ماشین!!!!
اومد گفتم ....کش!!!!این دیگه چیه!
نیشش اندازه دهن نهنگ باز بود گفت پسرمه!!!(حالا بچهه دختر بود!!!!)
یهو صدای جیغ و داد اومد از سوپری و بعدش یه زن و مرده اومدن بیرون رفیقم تا دیدشون زرد کرد!!!
هرچی زده بود پرید!
بچه رو ول کرد پرید تو ماشین رفتیم!
نزدیک بود به ... بریم!
sasan69
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۰۵
نوش جانت ... گوشت بشه بره ... ! :3:
به سلامتیه ما هم زدی دیگه ؟ :1:
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۱۰
اون موقع اس ام اس اخر رو بهت دادم رفیقم با بچهه اومد!!!
دیر گفتی!
دفعه بعد میزنیم.
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۱۰
با مشاهده ی یك در، بی درنگ لزوم دیوارها احساس می شود. آیا با مشاهده ی یك دیوار هم، به همان اندازه لزوم یك در را احساس می كنیم؟
((احمد شاملو))
sasan69
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۲۴
اون موقع اس ام اس اخر رو بهت دادم رفیقم با بچهه اومد!!!
دیر گفتی!
دفعه بعد میزنیم.
شاید دفعه ی بعدی با هم زدیم ! خدارو چه دیدی ! :3:
این رفیقت خیلی خطرناکه هااا ! :3: مواظب باش کار دستت نده ! :3: بالاخره اول جوونی خیلی بده بری کهنه بشوری ! :3:
omid
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۳۰
ما توپ میباشیم!!!
بسیاااااار!:3:
خوردیم رفتیم بیرون با بچه ها.
سیگارمون تموم شد رفیقم رفت تو یه سوپری سیگار بگیره یهو دیدیم یه بچه زده زیر بغلش داره مثل خر میدوه(midoe!!) طرف ماشین!!!!
اومد گفتم ....کش!!!!این دیگه چیه!
نیشش اندازه دهن نهنگ باز بود گفت پسرمه!!!(حالا بچهه دختر بود!!!!)
یهو صدای جیغ و داد اومد از سوپری و بعدش یه زن و مرده اومدن بیرون رفیقم تا دیدشون زرد کرد!!!
هرچی زده بود پرید!
بچه رو ول کرد پرید تو ماشین رفتیم!
نزدیک بود به ... بریم!
shz or teh?
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۳۰
داداش ما مواظب خودمون هستیم که 25 سال دست نخورده نگهش داشتیم!
شما حواست به کار خودت باشه که میگن اون پشت بد جائیه!!!:3:
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۳۲
shz or teh?
بابا خارجکی!!!:3:
تهرانم الان
مگه فرقی هم میکنه؟!!
sasan69
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۳۹
کیارش تهرانی تو!!!!!!!!!!
درسته من خطرناکم ولی با تو ایندفعه کاری نداشتم!:3:چرا نگفتی دیروز قرار بذاریم همدیگرو ببینیم!؟
حالا باید بگی که ما داریم میریم کاشان ! :3:
sasan69
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۴۱
داداش ما مواظب خودمون هستیم که 25 سال دست نخورده نگهش داشتیم!
شما حواست به کار خودت باشه که میگن اون پشت بد جائیه!!!:3:
هیچ ماست بندی نمیگه ماست من تورشه! :3:
حالا چون تویی شاید دست نخورده باشه ولی شاید چیزه! دیگه ای خورده باشه ! :3:
ما حواسمون اینقدر جمع هستش که ملت میان خودشونو نزد ما به امانت میذارن! :3:
black_shadow
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۴۳
خوب من که از 2 3 ماه پیش کلا برگشتم تهران.
فقط 2 هفته پیش حوصلم سر رفت یه سر رفتم شیراز و هفته پیش برگشتم.
sasan69
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۴۸
پس این دفعه که برگشتم تهران بهت خبر میدم تا یه روز قرار بذاریم همدیگرو ببینیم:2:
پشت دیوارم حتما میریم ! :3:
black_shadow
شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۰۷
شنیدین میگن مصیبت از اسمون و زمین میباره؟
حکایت این چند وقت ماست.
امروز چهلم پدربزرگم(بابای مامانم)بود.
از بهشت زهرا که برگشتیم تو راه عموم زنگ زد و گفت مادر بزرگم(مادر بابام)تو بیمارستان تموم کرد...
اینجور که معلومه سال خوبی درپیش داریم...
black_shadow
پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۲۸
باورهای مذهبی به عنوان فرا فکنی عناصری از تجربه ی بشری در چیزهای مورد پرستش معرفی می شود.
(فوئر باخ)
Special Pegasus
پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۲۳:۱۲
شنیدین میگن مصیبت از اسمون و زمین میباره؟
حکایت این چند وقت ماست.
امروز چهلم پدربزرگم(بابای مامانم)بود.
از بهشت زهرا که برگشتیم تو راه عموم زنگ زد و گفت مادر بزرگم(مادر بابام)تو بیمارستان تموم کرد...
اینجور که معلومه سال خوبی درپیش داریم...
سعید بهت تسلیت میگم ایشالا غم اخرت باشه.
black_shadow
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۲۳
ممنون ولی من کیارشم!
amin_michael5
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۳۴
شنیدین میگن مصیبت از اسمون و زمین میباره؟
حکایت این چند وقت ماست.
امروز چهلم پدربزرگم(بابای مامانم)بود.
از بهشت زهرا که برگشتیم تو راه عموم زنگ زد و گفت مادر بزرگم(مادر بابام)تو بیمارستان تموم کرد...
اینجور که معلومه سال خوبی درپیش داریم...
داداش منم بهت تسلیت میگم و امیدوارم از این به بعد زندگیت پر از شادی باشه و دیگه رنگ غم رو نبینی.
'Mohammad
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۲:۰۹
شنیدین میگن مصیبت از اسمون و زمین میباره؟
حکایت این چند وقت ماست.
امروز چهلم پدربزرگم(بابای مامانم)بود.
از بهشت زهرا که برگشتیم تو راه عموم زنگ زد و گفت مادر بزرگم(مادر بابام)تو بیمارستان تموم کرد...
اینجور که معلومه سال خوبی درپیش داریم...
کیا جان داداش تسلیت میگم ایشالا غم آخرت باشه
gattus
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۶:۴۹
منم بهت تسليت ميگم اميدوارم در آينده شاد و موفقتر باشي
رضا
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۰۴
کیارش جان منم تسلیت میگم بهت
امیدوارم غم آخرت باشه
black_shadow
جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۸:۵۶
ممنون بچه ها.
black_shadow
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۱۸
عشق عینک سبزی است که با ان انسان کاه را یونجه میبیند!
مارک تواین
Special Pegasus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۰۸
حالا خوب شد ما تسلیت گفتیم یه زمینه ای شد چند نفر اسپم بدن.
ولی خودمونیم سعید مگه چشه؟(منظورم اسم سعیده نه خوده سعید):SugarwareZ-029:
بعد نکته ی بعد مگه ایدی تو K.khezriنیست؟
چرا منو اکسپت نمی کنی؟
gattus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۳۴
اين بحث رو تمام كنيد ادامه پيدا كنه به مراجع قضايي رجوع داده خواهيد شد:1:
پست ها پاك ميشن!!
Special Pegasus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۸:۱۶
امیر حسین کوتاه بیا .
به ما رحم کن.
ما رو نزن.
black_shadow
يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۴:۳۳
امروز صبح فهمیدم من اخرین بازمانده از یه گروه 7 نفره هستم که 6 سال پیش متلاشی شد.
یادش به خیر.
چه روزایی داشتیم با بچه ها.
همشون مردن.رفتن.
جالبه!
هیچکدومشونم به مرگ طبیعی نمردن!
4 تاشون خودکشی کردن و 2تاشون اوردوز کردن.
هفتمیشونم منم.
صبح زنگ زدم خونه دوستم.1 ماهی میشد ازش خبر نداشتم.خواهرش بود.گفت ساسان 2 هفته پیش اوردوز کرد.مرد.
خوب شد که مرد.
دیگه کم کم میخواستن از خونه بندازنش بیرون.
حالا از یه گروه توپ و اکتیو فقط من موندم
که خودمم دچار روزمرگی مفرط شدم!
رضا
يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۵:۱۳
حالا دارم میفهمم تو چرا همچینی!
black_shadow
يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۲۰:۲۷
چمه مگه؟!!!
کیان
يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۲۰:۳۹
چمه مگه؟!!!
حیف که دیگه اینم تکراری شده وگرنه میگفتم: "تو چت نیست؟!! یه نگاه تو آینه بکن ، فقط بپا آینه از وحشت ترک نخوره! :3:"
black_shadow
دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۰:۲۸
اتفاقا هیچیم نیست خیلی هم پسر گلی هستم!!!
:3:
تا چشت دراد!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۰:۰۵
حالم خیلی بهتره
همون مشکلات رو دارم ولی این روانپزشک روانیه بهم یاد داده چجوری باید جلوش وایسم.
امروز علنا گفت اقا دایورت کن رو ....!!
hsmoa
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۰:۱۲
کیارش دکتر فرهنگ را میشناسی ؟؟؟
gattus
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۰:۱۳
رسيدنت به 20كيلومترى دروازه زندگى رو تبريك ميگم:2:
black_shadow
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۹:۴۹
کیارش دکتر فرهنگ را میشناسی ؟؟؟
نه
خوردنیه؟!!!:3:
black_shadow
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۹:۵۱
رسيدنت به 20كيلومترى دروازه زندگى رو تبريك ميگم:2:
هنوز 20 کیلومتر مونده؟؟!
دوره!
نمیخوام.
برمیگردم!!!:3:
gattus
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۹:۵۶
چون تویی 10تا ما با بچه ها از اینور دروازه رو حل میدیم تو هم از اونور بیا:3:
Special Pegasus
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۹:۰۶
کیارش یه سر بیا یاهو .
تو که میخاستی بری پیشه روانپزشک چرا به من نگفتی.
من خودم یه پا روانپزشکما.
فقط بعد درمان با من یا حالت خوبه خوب میشه یا دیوونه.
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.