توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دلنوشت
Nillo
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸, ۱۸:۵۵
Tehran Pheonixes
Michaelangelo1400
سعید
Nillo
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸, ۱۵:۰۸
بله....
این فصل تیمم به معنای واقعی گند زده، سه بازی سه امتیاز،البته بازیام سخت بودن ولی نه اونقد که ببازم!!!
نمیدونم چه مرگشون شده،
یونجشون زیاد شده جفتک میندازن، 80٪ قراردادشونو که کم کردم آدم میشن!!!
پایان پیام/
Nillo
پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۳۵
من عادت ندارم زیاد حرف بزنم یا بنویسم، همیشه مختصر میگم نظرمو اما امروز دلم میخواد بنویسم...تا شاید ایننجوری خالی بشم...
امسال اصلا سال خوبی نبود...شاید بهانه خوبی باشه برای توجیه این همه اتفاق بد...این همه بن بست...اول سال کم کم نشانه های پایان یه رابطه خوب ظاهر شد...چهل روز نگذشته بود از این سال لعنتی که عموی عزیزم به غیر منتظره ترین حالت ممکن(طبق قاعده آدم از یه لحظه بعد خودش خبر نداره) درگذشت...کنکورو به بدترین شکل ممکن دادم...رابطه مذکور هفته پیش کاملا به بن بست رسید و به دلایلی که من روشن نیست برام یک طرفه شد و بعدش کلا سوخت...متعاقبش با بابام دعوام شد...با مادرم بگو مگو کردم...تا امروز
امروز هجدهمین سالگرد تولدم بود...
...و تا الان هیچکدوم از کسایی که تا پارسال قبل از همه بهم تبریک میگفتن امسال اصلا به روی خودشون نیاوردن...فقط صبح مادرم یه تبریک سرد و یخ گفت که نگفتنش بهتر بود،پدرم جواب سلامم رو هم نداد، کسی که از بچگی همه زندگی من بود و منم ظاهرا همه زندگیش بودم(حد اقل تا قبل از آغاز این سال لعنتی) کوچکترین عکس العملی نشون نداد...دوستام همینطور و همه کسایی که تا پارسال بهم نبریک میگفتن...
آدم از اطرافیانش هیچی نمیخواد جز یه جو توجه و محبت....نمیدونم چرا اما همه دارن دورمو خالی میکنن...من تا الان بزرگترین دغدغدم این بوده که کسی رو نرنجونم،کسی رو دلخور نکنم مهمتر از همه دلی رو نشکنم...اما این روزا همه دلمو هدف گرفتن...شاید من خودم اشتباه کردم...
بازم زیاد نشد...مثل اینکه کلا دست من به زیاد نمیره...
'Mohammad
پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۴۵
نيلو جان دوباره تولدت رو تبريك ميگم
نیلو جان اگه اجازه بدی به عنوان یه برادر یه خورده بزرگ تر میخوام یه كوچولو نصیحتت كنم
شایدم نشه اسمشو گذاشت نصیحت ولی سعی کن همیشه احترام پدر مادرتو نگاه داری چون هرچقدر هم که بد باشن هرچی هم به بچشون توجه نکنن ولی از نبودنشون خیلی خیلی بهتره این حرف منو اونایی درک میکنن که الان متاسفانه سایه پدر مادر بالا سرشون نیست
Nillo
سه شنبه ۳۰ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۳۶
گاهی اوقات آدم باید حرف دلشو از تو دل ترانه ها پیدا کنه، مثل من و این ترانه:
خوش به حالت،دل دیوونه من
تو رو نشناخته عبادت میکنه
داره ذره ذره میسوزه ولی
به ندیدن تو عادت میکنه
خوش به حالت تو که عاشق نشدی
منو بیبهونه تنها میذاری
وقتشه دل رو به دریا بزنم
این مهم نیست که منو دوست نداری
خواب چشمامو حروم کردی رفیق
گل میخواستم تورو خار بودی رفیق
من ساده تورو ناجی میدیدم
تو برام طناب دار بودی رفیق
Nillo
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۰۲
ای معاویه!
گروهی بسیار از مردم را به هلا کت کشاندی و با گمراهی خود فریبشان دادی، و در موج سرکش دریای جهالت خود غرقشان کردی؛ آنچنان که تاریکیها آنان را فراگرفت و در امواج شبهات غوطه ور گردیدند، که از راه حق به بیراهه افتادند و به دوران جاهلیت گذشتگانشان روی آوردند و به ویژگی های جاهلی خاندانشان نازیند.
جز اندکی از آگاهان که مسیر خود را تغییر داند، و پس از آن که تو را شناختند از تو جدا شدند، و از یاری کردن تو به سوی خدا گریختند. زیرا تو آنان را به کار دشواری واداشتی، و از راه راست منحرفشان ساختی.
ای معاویه! در کارهای خود از خدا بترس، و اختیارات را از کف شیطان درآور، که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است.
نهج البلاغه/نامه 32
Nillo
شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۳۷
حدودا یک سال و اندی بود که کلا من اینجا نیومده بودم...درگیر درس و مخش و کارو زندگی و خانواده و چه و چه...اول که اومدم نشناختم اینجارو انقد عوض شده بود...یه چیز دیگه ام بود که جالب بود، اینکه گویا تعداد پست هام در نبود من رشد داشته و یه چیزی حدود 300-400 تا رفته روش...خلاصه هرکاری کردم نتونستم از اینجا بگذرم...کلی خاطره دارم اینجا...البته خداروشکر دیدم این جک و جوونا ریختن و نذاشتن نبود ما حس بشه:bazuzeus:
لپ مطلب اینکه من برگشتم...این پستم زدم تاپیکم بیاد بالا...:SugarwareZ-067:
'Mohammad
شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱۳:۴۳
حدودا یک سال و اندی بود که کلا من اینجا نیومده بودم...درگیر درس و مخش و کارو زندگی و خانواده و چه و چه...اول که اومدم نشناختم اینجارو انقد عوض شده بود...یه چیز دیگه ام بود که جالب بود، اینکه گویا تعداد پست هام در نبود من رشد داشته و یه چیزی حدود 300-400 تا رفته روش...خلاصه هرکاری کردم نتونستم از اینجا بگذرم...کلی خاطره دارم اینجا...البته خداروشکر دیدم این جک و جوونا ریختن و نذاشتن نبود ما حس بشه:bazuzeus:
لپ مطلب اینکه من برگشتم...این پستم زدم تاپیکم بیاد بالا...:sugarwarez-067:
خوش اومدی سعید جان خیلی خوشحال شدم برگشتی
پ . ن : شرمنده من میخواستم نقل قول کنم ویرایش رو زدم ببخشید
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.