PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نسل سومی ها


صفحه ها : [1] 2 3

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۰۲
این جا مكانی برای بحث و گفتگو و نظرات و اعتقادات و ..... نسل سومی هاست.:1:
این تاپیك با بحث ازاد و .... تفاوت داره.یعنی مثل بحث ازاد نیست كه همه چیز توش نوشته بشه.
اینجا اگه مطلب جالب و یا نظر و اعتقاداتی دارید بیاید بگید و بحث كنید.
مطالب میتونه ظنز,اجتماعی,دینی,اعتقادی,عش ق,خرافات,.... باشه.ولی خواهشآ سیاسی نباشه.یعنی كاری به نظام و ... نداشته باشید.در ضمن از اسم شخص خاصی استفاده نكنید.
اینجا هر كسی خواست میتونه بیاد و یه موضوعی را مطرح كنه و از بقیه نظر بخواهد.مثل موضوعات و مشكلات جوانان.همه در بحث ها شركت كنند ولی به كسی توهین نكنند و به نظرات هم احترام بزارند.
اگه مقاله یا متن جالبی هم دارید كه به موضوع اینجا مربوط میشه دریغ نكنید.
فقط امیدوارم مدیران عزیز هم با ما همكاری كنند و یه همكاری متقابل با كاربران داشته باشند.یعنی كاربران به قوانین فروم پایبند باشند و مدیران هم كمی هوای اینجا را داشته باشند و خودشون هم در این بحث ها شركت كنند.
و در كل فضایی صمیمی داشته باشیم و در موضوعات مختلف نسل سومی ها به هم كمك كنیم.:1:

مهمترین مورد در مورد این تاپیك اینه كه:
به نظرات و اعتقادات یكدیگر احترام بگذارید حتی اگه شما با ان موافق نباشید

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۴۹
اگه موافق هستید بسم الله

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۰۱
به به.چه قدر همه تحویل گرفتند.
بابا بیاید یه چیزی بگید تا ببینم موافق هستید یا نه؟

amirlefthand
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۴۶
خب الان هرچی فکر کنیم سیاس .ی هستش

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۵۶
نه.كی گفته؟:good:
بابا این همه موضوع هست

amirlefthand
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۱۲
مثل فوتبال و....

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۳۱
یعنی الان مشكل كشور ما فوتباله؟
الان چند تا از بچه های این فروم كار دارند؟
چند نفر متاهل هستند؟
چند نفر درسشون تموم شده؟

Linorth
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۳۶
سالار حرف از تاهل میزنی....خبریه ایا؟ [Only Registered And Activated Users Can See Links]

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۵
اگه مشكلات حل بشه چرا كه نه؟
مگه خودت نمیخای؟
همین هومن را نگاه كن.

sasan69
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۰۳
فكر كنم مشكل اساسيه هومن الان سربازيش باشه !
بهمن زن نميخواد ، شوهر ميخواد :3: (سالار جون خودت يه كيس خوب براش پيدا كن :apophys: )
بهمن جاهازتو جور كن سالار با بروبچه ها فردا مياد خواستگاريت :apophys:
------------
يكي مشكل منو با كنكور پنج شنبه حل كنه :confused_smile:
يه سوال هم داشتم : متولدين 69 هم نسل سومي حساب ميشن آيا؟!:wink:

SALAR
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۲۳
ساسان جان ایشالا قبول میشی.
رشته ات چیه؟
جدی الان بزرگترین مشكل تو كنكوره دیگه.منم این مشكل را داشتم.
من مشكل كنكور و سربازی را حل كردم ولی بقیه مونده

sasan69
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۵
رشتم رياضي
واقعا سخته.مخم مسواك شده!
شما دعا كنيد،حتما قبول ميشم.
انشاالله مشكل همه حل بشه.(البته يه كم مشكل هميشه بايد باشه تا لذت تلاش و اميد رو آدم از دست نده!)

SALAR
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۴۴
رشتم رياضي
واقعا سخته.مخم مسواك شده!
شما دعا كنيد،حتما قبول ميشم.
انشاالله مشكل همه حل بشه.(البته يه كم مشكل هميشه بايد باشه تا لذت تلاش و اميد رو آدم از دست نده!)

به به.پس هم رشته ای هستیم.قبول دارم خیلی سخته.مخ منم دقیقا همین حالت را داشت.
حالا میخای چی و كجا قبول بشی؟

SALAR
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۰۲:۱۶
كسی كه اینجا را تحویل نگرفت.حالا من یه سوالی میكنم بیاید نظرتون را بگید.البته حتما بگید:jesors:
یه سوال كلیشه ای هست كه علم بهتره یا ثروته.همه میگند علم.
حالا به عنوان چند تا ادم حسابی با دلیل و منطق بگید نظر شماها چیه؟ فقط تو را خدا شعار ندید.هر چی توی دلتون هست بگید.
من خودم هم ایده جالبی نسبت به این موضوع دارم.

رضا
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۰۴:۱۳
سالار به نظرم علم بهتره.چون از طریق علم میشه ثروت بدست اورد.ثروتی كه ادم قدرش رو میدونه.

اما اگه ثروت داشته باشه به علم نیازی نداره.
----------------------------------------------
برای شوخی هم:
هیچ كدوم:3:

sasan69
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۰۹:۵۰
به به.پس هم رشته ای هستیم.قبول دارم خیلی سخته.مخ منم دقیقا همین حالت را داشت.
حالا میخای چی و كجا قبول بشی؟

ايول.همين كه هم رشته هستيم خوبه:good: بهتر منو درك ميكني :jesors:
اگه خدا بخواد عمران ميخوام بخوانم ولي خب چون اميد به سراسري قبول شدنم كم هستش يا غيرانتفاعي تهران يا اينكه دانشگاه آزاد اسلامشهر :wink:
اگه رتبه ام به شهرهاي تهران،قزوين،كاشان،اراك و اصفهان خورد كه ميرم ولي اگه به اينا نخوره انتخاب هاي بعديم غيرانتفاعي تهران هستش.:wink:
حالا به نظرت اگه شهر دور قبول شدم يا غير انتفاعي تهران كدومش رو برم بهتره؟!

================
به نظر من با اين وضعيت هيچ كدوم!
شما اگه پول داشته باشي ميگن از كدوم ديوار رفتي بالا كه پشتش اينقدر پول بوده!
اگه علم داشته باشي بايد تحت سلطه ي يه آدم پولدار باشي چون اون با پولش ميتونه بدبختت كنه!
علم خالي اگه داشته باشي از علم و شخصيتت سوءاستفاده ميشه!
پس يا بايد جفتشو با هم داشته باشي يا هيچ كدام!
ولي اگه مجبور باشم يكي رو انتخاب كنم علم رو انتخاب ميكنم به 2 دليل :
1-انساني كه علم داره ولي بنا به جبر روزگار بايد ساكت بمونه ميشه مثل يه اسب كه دور چشم هاشو با پارچه ي مشكي بستن تا اطرافشو نبينه با اينكه طرف با گوشاش ميشنوه ولي بهتره حرف نزنه چون براش خيلي گرون تموم ميشه!
2-اگه ثروت داشته باشي هر كسي كه فقيره فكر ميكنه تو پول باباشو خوردي يا اينكه دزدي كرده(هر چند 98% درست ميگن)، پس من ترجيح ميدم اينجوري ثروتمند نباشم!
نتيجه:فكر كنم بهتره يه اسب باشي و يه كم مفيد،تا اينكه به چشم يه دزد نگاهت كنن!

SALAR
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۵۲
ايول.همين كه هم رشته هستيم خوبه:good: بهتر منو درك ميكني :jesors:
اگه خدا بخواد عمران ميخوام بخوانم ولي خب چون اميد به سراسري قبول شدنم كم هستش يا غيرانتفاعي تهران يا اينكه دانشگاه آزاد اسلامشهر :wink:
اگه رتبه ام به شهرهاي تهران،قزوين،كاشان،اراك و اصفهان خورد كه ميرم ولي اگه به اينا نخوره انتخاب هاي بعديم غيرانتفاعي تهران هستش.:wink:
حالا به نظرت اگه شهر دور قبول شدم يا غير انتفاعي تهران كدومش رو برم بهتره؟!

================
به نظر من با اين وضعيت هيچ كدوم!
شما اگه پول داشته باشي ميگن از كدوم ديوار رفتي بالا كه پشتش اينقدر پول بوده!
اگه علم داشته باشي بايد تحت سلطه ي يه آدم پولدار باشي چون اون با پولش ميتونه بدبختت كنه!
علم خالي اگه داشته باشي از علم و شخصيتت سوءاستفاده ميشه!
پس يا بايد جفتشو با هم داشته باشي يا هيچ كدام!
ولي اگه مجبور باشم يكي رو انتخاب كنم علم رو انتخاب ميكنم به 2 دليل :
1-انساني كه علم داره ولي بنا به جبر روزگار بايد ساكت بمونه ميشه مثل يه اسب كه دور چشم هاشو با پارچه ي مشكي بستن تا اطرافشو نبينه با اينكه طرف با گوشاش ميشنوه ولي بهتره حرف نزنه چون براش خيلي گرون تموم ميشه!
2-اگه ثروت داشته باشي هر كسي كه فقيره فكر ميكنه تو پول باباشو خوردي يا اينكه دزدي كرده(هر چند 98% درست ميگن)، پس من ترجيح ميدم اينجوري ثروتمند نباشم!
نتيجه:فكر كنم بهتره يه اسب باشي و يه كم مفيد،تا اينكه به چشم يه دزد نگاهت كنن!


من خودم سر این كنكور چه عذابی كه نكشیدم.من سراسری قبول شدم ولی كامپیوتر قم.چون نمیخواستم از تهران بیرون برم( چون دلم نمیمد امكانات و رفاه تهران را ترك كنم) نرفتم و ازاد رفتم.
میدونی ازاد پرند كجاست؟ فكر كنم شنیده باشی.
رشته خوبی هم میخای بری.بازار كار خوبی هم داره.منم یه زمانی دوست داشتم برم عمران و نظرم عوض شد و رفتم مكانیك البته خودم زیاد دوست ندارم این رشته را
-----------------------------
نظرت در مورد این سوال خیلی جالبه.تقریبا تا حدود زیادی قبول دارم:1:

amin_michael5
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۲۱
آقا كی میگه علم بهتره؟؟؟؟؟؟
با علم فقط به آدم زن میدن:3: دخترام شوهر تحصیل كرده میكنن:3:
حالا ثروت: با ثروت هم زن میدن،هم علم میدن،هم خیلی چیزای دیگه میدن كه اگه بگم امید میاد كارت میده :rofl:

حالا به من عاجز بینوا كمك كنید:3:

hadi.s
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۲۶
به نظر من ثروت بهتره.چون اگه ادم پول نداشته باشه نمی تونه درس بخونه.

Linorth
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۱۶
آقا كی میگه علم بهتره؟؟؟؟؟؟
با علم فقط به آدم زن میدن:3: دخترام شوهر تحصیل كرده میكنن:3:
حالا ثروت: با ثروت هم زن میدن،هم علم میدن،هم خیلی چیزای دیگه میدن كه اگه بگم امید میاد كارت میده :rofl:

حالا به من عاجز بینوا كمك كنید:3:

از حرفات فقط اینو تونستم بفهمم که زن میخوای....همین[Only Registered And Activated Users Can See Links]

sasan69
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۲۱
آقا كی میگه علم بهتره؟؟؟؟؟؟
با علم فقط به آدم زن میدن:3: دخترام شوهر تحصیل كرده میكنن:3:
حالا ثروت: با ثروت هم زن میدن،هم علم میدن،هم خیلی چیزای دیگه میدن كه اگه بگم امید میاد كارت میده :rofl:

حالا به من عاجز بینوا كمك كنید:3:

با علم بهت دختر ميدن كه زنت بشه و پولتو بگيره كه البته نداري و اگه بخواد ميتونه جونتو بگيره كه معمولا دختري كه زنت شده نميگيره چون دلايل احساسي داره،ولي با پول زنت ميدن كه پولتو ازت بگيره و همينطور آخرش جونتو،اصلا شك هم نكن! :jesors:
توي اين روزگاري كه همه ي كارها به جبر انجام ميشه بهتره جفتشو نداشته باشي چون جفتش فقط هرست ميدن:crazy:

SALAR
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۰۳
ولی ساسان اگه كسی جفت اینا را نداشته باشه بدبخت میشه

SALAR
چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۵۹
من میگم اگه ثروت باشه میشه علم را هم خرید.
اگه علم باشه البته علم واقعی نه مدرك.در این صورت میشه ثروت به دست اورد.
پس مهم اینه كه ادم با جنبه و باهوش باشه تا بتونه با هر كدوم از اینا به دیگری هم برسه.اگه جفتشون باشه كه دیگه اخرشه

هومن
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۳
من یک جواب طوفانی به این سوال میدم . تا جمعه صبر کنید ! :3:

SALAR
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۶
به به.اقای طوفان.
منتظر نظر شما هم هستیم البته اگه تا اون وقت موضوع عوض نشه

هومن
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۹
بحث رو تا جمعه نگه دارید ... بحثی که نظر من توش نباشه ، اصلا بحث نیست! :3:

-------

راستی ساسان جدیدا به همه چیز خیلی تاریک نگاه میکنی... نیمه ی خالی لیوان رو میبینی!
چرا؟؟؟ این اصلا خوب نیست!!!

SALAR
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۳
حالا چون تویی چشم.تا جمعه هستیم.فقط زود بیا تا معطل نشیم.

hadi.s
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۰۸:۳۳
ولی خیلی ادما هستن مدرك دارن ولی كار ندارن در نتیجه پول ندارن.

omid
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۱۷
آقا از الان من برای شنبه رزرو می کنم که یک سوال خفن دارم.

و اما جواب من به این سوال
بستگی داره که منظورت از علم چیه؟!
اگه منظورت صرف گرفتن 1 مدرک لیسانس هست در رشته ای که هیچ علاقه ای بهش نداری .این علم ارزش چندانی ندازی
ولی اگه منظورت از علم اون مطالبی هست که با اشتیاق یاد میگیری و در کنارش هم طبیعتا مدرک مورد نظر رو هم میگیری صد شرف داره به 1 میلیارد پول:3:
و این علم هم مطمینا باعث تحصیل پول هم میشه!

SALAR
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۱۸
امید سوال خفن هم داری؟؟ افرین.خفن شدی.ولی جوابت را كاملا قبول ندارم

SALAR
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۰۳:۱۶
هومن ما منتظر جوابت هستیم.
راستی من میگم برای اینكه یه نتیجه گیری درست حسابی بكنیم اول هفته یه سوال بگیم و تا اخر هفته در موردش بحث كنیم و دوباره اول هفته یه سوال دیگه.موافقید؟

Nillo
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۲۰
آقا در مورد اینکه علک بهتر است یا ثروت...من یه بار دوم راهنمایی یه انشا نوشتم حدود 12 تا برگ پشت و رو شد...معلممون کف کرده بود...یه زنگ طول کشید بخونمش...همه خوابشون برده بود....اما به نظر من یه چیز سومی هم هست به اسم هنر...هنر یه چیز ذاتیه مثل علم اکتسابی نیست که بری بشینی سر کلاس استاد یاد بگیریش....با هنر هم میشه ثروتمند شد و هم عالم.........

SALAR
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۰۱
سعید من مخالفم.یعنی كسی هنر نداری چی میشه؟

هومن
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۱۴
اصلا حوصله ندارم ولی به خاطر این که گفتم نظر میدم و به خاطر من تا امروز صبر کردید ، چاره ای ندارم جز نظر دادن! :jesors:

علم بهتر از یا ثروت؟؟؟؟
اولش باید معلوم کنی کجا؟؟؟ تو ایران یا تو اروپا؟؟؟
تو اروپا علم ، ثروت به همراه داره ... افرادی که در دانشگاه تحصیل میکنن از طرف شرکت ها ، کارخانه ها و موسسات بورسیه میشن و بعد از فارغ التحصیل شدن به استخدام همون شرکت ها درمیان . اون شرکت ها هم پول بورسیه رو بتدریج از حقوقشون کم میکنن ... برای درسی که میخونی بازار کار وجود داره و از علم میتونی به ثروت برسی!
اما در ایران ...
در ایران تقریبا بر عکس هستش... درصد کمی از فارغ التحصیلان میتونن از علمشون به ثروت برسن . چون بازار کار مناسبی وجود نداره . برای همین اکثر راننده تاکسی های ما لیسانس دارن (دکتر هم دیدم که مسافر کشی کنه)!
ولی از ثروت میشه به علم رسید ... چه جوری؟؟؟
مثل آقای کردان شب به یه آقایی پول میدی و صبح که از خواب پا میشی ، از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل میشه:3:
به همین سادگی ! (مثال های زیادی هست در این مورد که تکرار مکررات هستش... خودتون بهتر میدونید!)

به نظر من اگه بشه جفت این ها رو در کنار هم داشت خیلی عالی میشه ... ولی خب سخته!
من خودم اگه بخوام یه کدوم از این ها رو انتخاب کنم ، مطمئنا ثروت رو انتخاب میکنم .
الان تو جامعه ی ما همه چیز شده پول ... ملاک انسانیت ... ملاک شخصیت ... کلاهمه چیز شده مادیات!
تو پرفسور باش در رشته ی فیزیک کوانتوم و تمام دنیا دنبالت باشن ... تو خیابون فرشته تو رو تحویل نمیگیرن . اونی که از BMW پیاده میشه خیلی ارج و قربش از تو بیشتره!
جامعه ی ما ثروت رو به علم ترجیح میده ... فقط من این نظر رو ندارم. حالا این که چرا با این وجود هر سال این همه دختر و پسر کنکور میدن و میخوان برن دنبال علم ، یک بحث روانشناختی و جامعه شناسانه ی مفصل می طلبه که چرا پسری که میدونه بعد از لیسانس گرفتن بازار کار نیست ، باز هم میره دانشگاه؟؟؟؟؟؟؟
چرا این همه دخترا میرن دانشگاه ... آخرش که باید بشینن تو خونه و بچه داری کنن؟؟؟؟؟؟
یکی از بزرگترین مشکلات حال حاضر کشور همین مسئله هستش .
اگر فرصتی شد این مسئله رو باز میکنم و در موردش توضیح میدم!

در نهایت باز هم میگم ... در جامعه ای که دیگه ارزش محور نیست ... زیبایی ظاهری بر زیبایی های باطنی و معنویات ارجحیت داره ... ملاک انسانیت ، صفر های حساب بانکی هر کس هستش ، من ترجیح میدم ثروتمند باشم تا عالِم!

Nillo
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۲
من گفتم هنرمند میتونه جفتشو داشته باشه...کسی که هنر نداره خوب اون بستگی به خودش داره....هرکسی را بهر کاری ساختن...یکی توانایی اینو داره که از علم به ثروت برسه...یکیم از ثروت به علم میرسه...

omid
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۰۵
اصلا حوصله ندارم ولی به خاطر این که گفتم نظر میدم و به خاطر من تا امروز صبر کردید ، چاره ای ندارم جز نظر دادن! :jesors:

علم بهتر از یا ثروت؟؟؟؟
اولش باید معلوم کنی کجا؟؟؟ تو ایران یا تو اروپا؟؟؟
تو اروپا علم ، ثروت به همراه داره ... افرادی که در دانشگاه تحصیل میکنن از طرف شرکت ها ، کارخانه ها و موسسات بورسیه میشن و بعد از فارغ التحصیل شدن به استخدام همون شرکت ها درمیان . اون شرکت ها هم پول بورسیه رو بتدریج از حقوقشون کم میکنن ... برای درسی که میخونی بازار کار وجود داره و از علم میتونی به ثروت برسی!
اما در ایران ...
در ایران تقریبا بر عکس هستش... درصد کمی از فارغ التحصیلان میتونن از علمشون به ثروت برسن . چون بازار کار مناسبی وجود نداره . برای همین اکثر راننده تاکسی های ما لیسانس دارن (دکتر هم دیدم که مسافر کشی کنه)!
ولی از ثروت میشه به علم رسید ... چه جوری؟؟؟
مثل آقای کردان شب به یه آقایی پول میدی و صبح که از خواب پا میشی ، از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل میشه:3:
به همین سادگی ! (مثال های زیادی هست در این مورد که تکرار مکررات هستش... خودتون بهتر میدونید!)

به نظر من اگه بشه جفت این ها رو در کنار هم داشت خیلی عالی میشه ... ولی خب سخته!
من خودم اگه بخوام یه کدوم از این ها رو انتخاب کنم ، مطمئنا ثروت رو انتخاب میکنم .
الان تو جامعه ی ما همه چیز شده پول ... ملاک انسانیت ... ملاک شخصیت ... کلاهمه چیز شده مادیات!
تو پرفسور باش در رشته ی فیزیک کوانتوم و تمام دنیا دنبالت باشن ... تو خیابون فرشته تو رو تحویل نمیگیرن . اونی که از BMW پیاده میشه خیلی ارج و قربش از تو بیشتره!
جامعه ی ما ثروت رو به علم ترجیح میده ... فقط من این نظر رو ندارم. حالا این که چرا با این وجود هر سال این همه دختر و پسر کنکور میدن و میخوان برن دنبال علم ، یک بحث روانشناختی و جامعه شناسانه ی مفصل می طلبه که چرا پسری که میدونه بعد از لیسانس گرفتن بازار کار نیست ، باز هم میره دانشگاه؟؟؟؟؟؟؟
چرا این همه دخترا میرن دانشگاه ... آخرش که باید بشینن تو خونه و بچه داری کنن؟؟؟؟؟؟
یکی از بزرگترین مشکلات حال حاضر کشور همین مسئله هستش .
اگر فرصتی شد این مسئله رو باز میکنم و در موردش توضیح میدم!

در نهایت باز هم میگم ... در جامعه ای که دیگه ارزش محور نیست ... زیبایی ظاهری بر زیبایی های باطنی و معنویات ارجحیت داره ... ملاک انسانیت ، صفر های حساب بانکی هر کس هستش ، من ترجیح میدم ثروتمند باشم تا عالِم!

جامعه رو کی میسازه؟
مردمانی از مریخ؟
این که حالا چون جامعه وضعش پوکیدس که من هم تایید می کنم دلیل که نمیشه ما هم باید مثل جامعه رفتار کنیم.

هومن
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۳۱
جامعه رو کی میسازه؟
مردمانی از مریخ؟
این که حالا چون جامعه وضعش پوکیدس که من هم تایید می کنم دلیل که نمیشه ما هم باید مثل جامعه رفتار کنیم.

خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو!!!!

SALAR
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۵۴
هومن نظرت جالبه ولی الان مدرك خیلی مهمه.البته میگم مدرك نه علم.
یعنی تو با هزار بدبختی مدرك بگیری ولی هیچی حالیت نباشه(البته منظورم كسی نیستا,خودما میگم) ارزشش بالاتره تا اینكه طرف علم بالایی داشته باشه.
اگه علم واقعی داشته باشی صد در صد میتونی به ثروت برسی.ولی با یه مدرك زپرتی نه.
اگه ثروت داشته باشی و باهوش باشی میتونی علم بدست بیاری.ولی اگه ثروت داشته باشی و عقل نداشته باشی تمام ثروت نابود میشه.

هومن
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۰۰
بله ... مدرک خیلی مهمه!
الان معیار شخصیت یک انسان در ایران شده مدرک!
یه لیسانسه که هیچی نمیفهمه رو خیلی خیلی بیشتر از یه دیپلمه که کلی کتاب خونده و با معلومات
هستش تحویل میگیرن!
اصلا لیسانس نداشته باشی ، انگار سواد نداری ... هیچی نمیفهمی!
متاسفانه چنین شرایطی در جامعه حکمفرما هستش!!!

SALAR
جمعه ۵ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۴۵
پس من نتیجه میگرم عقل و هوش از این دو تا بهتره.چون میشه با هوش بالا هر دو را به دست اورد.

رضا
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۷
برای همین اکثر راننده تاکسی های ما لیسانس دارن (دکتر هم دیدم که مسافر کشی کنه)!
!

این كه خوبه.من تو شاهرود یه نفرو میشناسم با فوق لیسانس حسابداری الان داره تو شهرداری شغل شریف اشغال جمع كنی رو انجام میده:jesors:

omid
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۷
خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو!!!!
حالا اگه جماعت داغون باشه ما هم باید برای رسوا نشدن هم رنگ آنها شویم؟؟
مهم اینه که آدم پیشه اوس کریمش رسوا نباشه
وگرنه اگه به جماعت باشه که ....
در ضمن هر کسی هم تو قبر خودش می خوابونن
همه بد بودن پس من هم بد شدم تا رسوا نشم این دلیل خوبیه از نظر شما؟

Nillo
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۵۴
سوال جدید نمیخواید مطرح کنید؟

امیدم عین حقیقتو میگه...dge نه نیارید!!

هومن
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۲۴
حالا اگه جماعت داغون باشه ما هم باید برای رسوا نشدن هم رنگ آنها شویم؟؟
مهم اینه که آدم پیشه اوس کریمش رسوا نباشه
وگرنه اگه به جماعت باشه که ....
در ضمن هر کسی هم تو قبر خودش می خوابونن
همه بد بودن پس من هم بد شدم تا رسوا نشم این دلیل خوبیه از نظر شما؟

بله ... اون ضرب المثل بسیار ساده و گویا هستش!
در ضمن من کی گفتم در برابر خداوند شرمنده باشیم؟؟؟
یعنی با علم پیش خدواند رسوا نمیشی هیچوقت؟؟؟ یا اگه به ثروت اهمیت بدی و دنبال
پول درآوردن باشی ، جات ته موتورخونه ی جهنمه؟؟؟
این چه حرفیه تو میزنی؟؟؟

هر کسی رو تو قبر خودش میخوابونن ... این درسته ولی چه ربطی به بحث من داشت؟ :3:

بد بودن از نظر شما چی هستش؟؟؟
این که کسی به دنبال ثروت باشه ، بده؟؟؟؟
اگه منظورت سطح فرهنگی و نگرش سطحی جامعه به این مسایل هستش که باید بگم
درست میگی ولی من نمیتونم یه جامعه رو اصلاح کنم. دوست هم ندارم مثل افراد جامعه
بشم . تنها راهی که هستش اینه که باهاشون کنار بیام .
این میشه همون همرنگ جماعت شدن. ظاهرم رو مثل اون ها میکنم نه باطنم رو!!!

sasan69
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۰۴
بله ... اون ضرب المثل بسیار ساده و گویا هستش!
در ضمن من کی گفتم در برابر خداوند شرمنده باشیم؟؟؟
یعنی با علم پیش خدواند رسوا نمیشی هیچوقت؟؟؟ یا اگه به ثروت اهمیت بدی و دنبال
پول درآوردن باشی ، جات ته موتورخونه ی جهنمه؟؟؟
این چه حرفیه تو میزنی؟؟؟

هر کسی رو تو قبر خودش میخوابونن ... این درسته ولی چه ربطی به بحث من داشت؟ :3:

بد بودن از نظر شما چی هستش؟؟؟
این که کسی به دنبال ثروت باشه ، بده؟؟؟؟
اگه منظورت سطح فرهنگی و نگرش سطحی جامعه به این مسایل هستش که باید بگم
درست میگی ولی من نمیتونم یه جامعه رو اصلاح کنم. دوست هم ندارم مثل افراد جامعه
بشم . تنها راهی که هستش اینه که باهاشون کنار بیام .
این میشه همون همرنگ جماعت شدن. ظاهرم رو مثل اون ها میکنم نه باطنم رو!!!

نه علم و نه ثروت بدون معرفت و خرد هيچ فايده اي نداره.
تا وقتي انسان خرد خودش رو بالا نبره هرچقدر باسواد و پولدار باشه بازم زندگيش تلخ هستش چون همش افراط ميكنه و همين باعث ميشه جفتش مايه ي عذاب باشن.
البته اين مثل كه ميگه علم بهتر است يا ثروت منظورش از علم تنها علم دنيايي نيستش و ما چون علم رو به ليسانش و دكترا ميشناسيم داريم با مدرك هم سطحش ميكنيم كه اين كار درست نيست.
يه عالم زماني واقعا عالم هستش كه به اندازه ي علمش خرد هم داشته باشه.
يه ثروتمند با خرد بهتر از يه دكتر بي خرد هستش.چون اون ثروتمند از ثروتش درست تر استفاده ميكنه تا اون دكتر از علمش.

به هومن : هومن جان شما وقتي خودتو درست كني و همه خودشان رو درست كنن اونوقت جامعه هم درست ميشه.
هر كسي اول بايد از خودش شروع كنه،نه اينكه ظاهرشو مثل بقيه كنه.چرا شما كاري نميكني كه بقيه خودشونو شبيه شما كنن؟!
مثل ميزنم:اگه شما دكتر باشي و بخواي ظاهرتو مثل بقيه كني بايد حق ويزيت آنچناني بگيري ولي اگه خرد داشته باشي از اوني كه ندارتره پول نميگيري اينجوري بقيه ي همكاراي شما هم يواش يواش مثل شما ميشن و اين ميشه براشون مثل يه قانون كه بايد بهش عمل كنن.حالا بهتر نيس به جاي اينكه ظاهرمونو مثل بقيه كنيم و ازشون تقليد كنيم كاري كنيم كه خودمون يه الگوي زيبا براي تقيلد باشيم؟!
اينكه انسان انسانيتشو براي رسيدن به پول زير پا بذاره بده.
اگه علمت براي رضاي خدا نباشه آخرش رسوايي به بار مياره.
شما خودت گفتي ظاهرتو شبيه بقيه ميكني،خب يعني بايد يه سري از كارايي كه بقيه به اشتباه دارن انجام ميدن رو شما هم ميخوايين انجام بدين ولي مطمئن باشيد كسي اونور به شما نميگه كه شما از اين گناه معاف شدين چون خيلي ها اين گناه رو انجام دادن!اين حرفي كه شما ميزنيد استدلال هاي غيرمنطقي اينور هستش و اونور اين استدلال ها به كار نمياد. :wink:
هر انساني بهتر ميدونه كار خوب و بد چيه،راه هاي شناخت كار خوب و بد هم شعور و فكر و وجدان انسان بعلاوه ي رضاي خدا هستش.

SALAR
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۷:۳۱
خوبه.نظرات جالبی شنیدیم.فكر كنم میشه یه نتیجه گیری كلی انجام داده.البته نتیجه های به دست امده برای هر كس فرق داره.
راستی امید چی شد میخاستی سوال بدی.اگه نمیخای بگو بچه ها بگند

i.M.a.N
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۴۷
امید بگو دیگه ناز نكن

SALAR
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۱۶
امید نمیگی یه سوال توپ خودم بگم

Linorth
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۵
به نظر من ثروت بهتره....چون ثروت که فقط پول نیست [Only Registered And Activated Users Can See Links]
خود علم هم یه ثروت محسوب میشه [Only Registered And Activated Users Can See Links]
پس در نتیجه این سوال کلا سوال بی موردی هستش[Only Registered And Activated Users Can See Links]

ALILAMPARD
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۵۹
میشه من یه سوال مطرح کنم

اگه اجازه بدین

SALAR
شنبه ۶ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۴۶
علی اقا اگه اجازه بدی قراره امید بگه.اگه نگفت شما بیا بگو.

omid
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۰۴
آخه دیدم بحث جالب شد
باشه من سوالمو مطرح می کنم
البته خیلی فلسفی نیست
واما سوال
چشم های خود را ببندید
در ذهنتان مجسم کنید که امروز 7 تیر سال 1398 هست.
3 سوال از شما دارم:
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها:3:)
3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
لطفا سیاسیش نکنید
من از لحاظ شخصی گفتم البته

هومن
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۲
این چه سوالیه؟؟؟
سوال باید فلسفی باشه ! :1:
سالار سوال هفته ی آینده با من ... رزروش کن!

omid
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۳
شما در جواب دادن مختاری:3:

SALAR
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۵
اتفاقا سوال جالبی بود.فلسفی نبود ولی جنجالی بود و جوابهای جالبی خواهیم شنید.
هومن تو هم خدای سوال طرح كردنی.كلا از سولاتت خوشم میاد.ایشالا هفته بعد سوال تو هم بحث میكنیم.

هومن
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۴
اتفاقا سوال جالبی بود.فلسفی نبود ولی جنجالی بود و جوابهای جالبی خواهیم شنید.
هومن تو هم خدای سوال طرح كردنی.كلا از سولاتت خوشم میاد.ایشالا هفته بعد سوال تو هم بحث میكنیم.

لطف داری!!! :1:

شما در جواب دادن مختاری:3:

هرکسی در جواب دادن به سوالات مختار هستش. لازم به تذکر شما نبود! :3:
در ضمن این داستان مربوط میشه به 10 دیگه ... یعنی من 35 سالم شده.
یه کم قضیه شخصی میشه خب!!! :3:
من جوابم رو نوشتم ولی سنت نکردم. بزار ببینم بقیه چی میگن بعد من جواب میدم. :jesors:
در ضمن خودت هم جواب بده!!

SALAR
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۴
خوب من شروع میكنم.این نظر منه:

1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
من درسم تموم شده و در شركت ایران خودرو مشغول كار هستم.و گاهی اوقا داستان نویسی هم میكنم.زن گرفتم و الان صاحب دو تا بچه هستم.یه دختر و یه پسر.اگه خاستید اسمشونم میگم.
اوضاع خوبی دارم.از همه نظر.ولی هنوز هتریك را ول نكردم.تیمم اومده لیگ برتر.و دارم با هومن كه پیر شده كل كل میكنم.قراره ماهی یه بار با خانوم بچه ها بریم خونه هومن اینا.اونم هفته یه بار میاد.
تا این سال سعی كردم به 80% ارزوهام رسیدم.

2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها)
درسم تموم نشده.از دانشگاه اخراج شدم.بی كار و الافم.داستان هام چاپ نمیشه.زوری یه زن ضایع گرفتم ولی بچه دار نمیشم.رفتم 3تا زن دیگه گرفتم.
اوضاع افتضاحه و هتریك هستم ولی تیمم رفته دسته 7 ولی بازم این هومن جلوی من كم میاره.
دیگه هیچ كدوم از بچه های اینجا را نمیبینم.حال و حوصله ندارم.
به 1% ارزوهام هم نرسیدم.

3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
سعی میكنم همون حالت اول برام ایجاد بشه حتی سعی میكنم بهتر از حالت اول.یعنی حتی به جاهایی كه فكرش هم نمیكنم برسم.
ولی كلا همه به من میگند خیلی بلند پروازم ولی من اعتقاد دارم توی زندگی به هرچی بخای میرسی و در اصل همون جوری كه دوست داری رقم میخوره پس نباید كم خاست بلكه باید خیلی خاست.

رضا
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۵۴
آخه دیدم بحث جالب شد
باشه من سوالمو مطرح می کنم
البته خیلی فلسفی نیست
واما سوال
چشم های خود را ببندید
در ذهنتان مجسم کنید که امروز 7 تیر سال 1398 هست.
3 سوال از شما دارم:
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها:3:)
3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
لطفا سیاسیش نکنید
من از لحاظ شخصی گفتم البته

من اون موقع تقریبا 27 سال دارم.
1-در بهترین حالت به نظرم فوق لیسانس شیمی نفت دارم و تو یکی از پالایشگاه های نفت مشغول کار هستم.پول خوبی گیرم میاد.زن گرفتم:3:و یحتمل یه دونه بچه هم دارم.از نظر خونه و ماشین و امکانات هم چیزی کم ندارم.هنوز اسپمر هتریکم:3:از نت دل نکندم و با لب تاپم کانکت میشم و رو مخ ملت راه میرم:3:تیمم تو دسته 2 داره واسه لیگ برتری شدن تلاش میکنه.

2-در بدترین وضع هم به نظرم با لیسانس یا فوق لیسانس شیمی نفت تو یکی از دبیرستان ها به عنوان معلم شیمی تدریس میکنم.حقوق بخور نمیری دارم.هنوز زن نگرفتم.زندگی سختی دارم که هشتم در گرو نه هست:jesors:تیمم هنوز تو دسته 4 حضور داره.پول کارت اینترنت نمیدم و دست از نت کشیدم:sick:

3-بطور واقع بینانه باید بگم با فوق لیسانس شیمی تو یکی از پالایشگاه ها کار میکنم.زن گرفتم ولی قسطام نمزاره که چیزی از پولم واسه خرج کردن بمونه.و هنوز از نت دست نکشیدم.تیمم دسته 2ای شده.و هنوز اسپمر هتریکم:jesors:

sasan69
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۰۹:۴۰
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
در ايده آل ترين شرايط من فوق ليسانس مكانيك رو گرفتم و دارم براي دكترا ميخونم البته از 25 سالگي بورس شدم و رفتم خارج دارم ادامه تحصيل ميدم.زن نگرفتم ولي ميخوام به محض برگشت به ايران بگيرم.دوره ي رنجري ديدم و احتمالا به كمربند مشكي رسيدم.موهاي جلوي سرم نريخته و هنوزم مو دارم(اين قضيه ارثيه).سربازي نرفتم ولي چون زيادي درس خودندم ديگه معافم كردن.29 سالگيم دارم برميگردم ايران ولي از شانس خوبم!!! هنوز كسي رو كه مدنظر دارم ازدواج نكرده! و من باهاش ازدواج ميكنم.در مورد نت هم هت تريك هنوز بازي ميكنم و با تيمم قهرمان مستر كاپ ميشم.تراوين هم بازي ميكنم و توي يكي از سرورهاي ايران تونستم توي ده خودم عمارت جاد رو بنا كنم.

2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها)
در بدترين حالت من اصلا دانشگاه قبول نشدم و رفتم دنبال شغل آزاد!رفتم سربازي و برگشتم بعد رفتم توي بازار كار خيلي شرايطم بد هستش يه زني رو كه اصلا دوستش ندارم گرفتم حتي از جبر اوضاع بد مالي جرات بچه دار شدن رو هم ندارم.اصلا دنبال ورزش نرفتم و مريضي هاي دوران كودكي و نوجواني دوباره ظاهر شدن و توي اين بي پولي افتادن به جونم.توي اين شرايط ميخوام بميرم!
موهاي جلوي سرم كه هيچي موهاي كل سرم و تنم ريخته و مثل بز گر شدم و خودم از خودم وحشت ميكنم چه برسه به ديگران!چند سالي هستش كه ديگه نت نميام و به كلي فراموشش كردم ولي هنوز دوست دارم برگردم و تيمم رو كه به پسر عموم دادم ازش پس بگيرم و دوباره خودم هدايتش كنم و يه سرور تراوين رو تا تهش بازي كنم ولي وقتي ياد شرايطم ميفتم از زندگي سير ميشم چه برسه به نت و بازي!

3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
به طور واقع بينانه ميرم دانشگاه آزاد اسلامشهر رشته ي عمران ميخونم تا فوق هم جلو ميرم براي كار هم ميرم شركت عموم كار ميكنم چون شركت ساختماني داره.از يه دختري كه دوستش دارم ولي عاشقش نيستم خواستگاري ميكنم و باهاش ازدواج ميكنم.وضع ماليم خوبه ولي توپ نيست.در شرف به دنيا اومدن اولين بچه هستم.
موهاي جلوي سرم يه كم ريخته ولي هنوز خالي نشده و با پيگيري هاي فراوان زنم مبني بر اينكه ميخواد به هر نحوي شده موهاي منو نگه داره با هر زهرماري كه ميشه جلوي ريزش موي منو ميگيره تا حالا تا حدودي هم موفق بوده و تونسته نصف موهامو نگه داره(چقدر زن مهربوني دارمااا :3:).رنجر كار كردم ولي فقط تا زمانيكه دانشجو بودم و حالا مشغله ي زندگي اجازه ي اين كارارو نميده.هنوزم نت ميام ولي ديگه مثل الان نه،فقط ميام به تيمم ميرسم و كماكان آرزوم اينه كه يك سال بيكار باشم تا يكي از سرورهاي تراوين ايران رو تا تهش برم و خودم عمارت جادو رو بنا كنم.
در كل از زندگيم راضي هستم.

Imankhafan
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۰:۵۷
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
رتبم در كنكور زیر 1000 بشه و از اكسفورد نامه بیاد كه خارج تحصیل كنم.بعد میرم و فوق دكترام رو میگیرم و وقتی برگشتم با یك حقوق خیلی بالا اماده كار بشم و مثل دانشمندان نظریه بدم.
2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها)
كنكور رو گند بزنم و ابروم پیس همه بره بعد با یك حقوق معمولی كار كنم و هیچ كس از من حساب نبره
3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
رتبم در كنكور زیر 1000 بشه و از اكسفورد نامه بیاد كه خارج تحصیل كنم.بعد میرم و فوق دكترام رو میگیرم و وقتی برگشتم با یك حقوق خیلی بالا اماده كار بشم و مثل دانشمندان نظریه بدم.

i.M.a.N
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۲۲
هومن نمیخوای به سوالات جواب بدی؟؟؟؟

sasan69
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۴۲
هومن ميخواد همه ي نظرها رو بخونه بعد بهترين قسمت هاشو سوا كنه براي خودش بنويسه :3:
هومن اين آينده ي خودته با آيندت بازي نكن :3:

ALILAMPARD
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۰۴
3 سوال از شما دارم:
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها:3:)
3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟


1-با فوق لیسانس عمران شاخه سازه های آبی مشغول کار در یه کشور خارجی هستم (چون از الان دعوت نامه ش رزروه) زن وبچه دارم:1: همیشه به نت سرمیزنم تیمم شرایط خوبی داره

2- لیسانسم رو گرفتم دنبال کار میگردم ولی کار پیدا نمیکنم هنوز ازدواج نکردم

3-همیشه تلاش میکردم بزرگ بشم وبتونم مستقل بشم ولی حالا دیگه امیدی به زندگیم ندارم ودچار سرطان پوست شدم

هومن
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۰۹
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟

با اون دختری که میخواستم ازدواج کردم و یه دختر 2-3 ساله دارم که الهی بابایی قربونش بره! :3:
کارم رو گسترش دادم و چند شعبه از رستورانم رو در چند نقطه از تهران افتتاح کردم!
تیمم رو 3 بار قهرمان مسترز کردم و با خلق این رکورد از هتریک خسته شدم و تیمم رو دادم به
یه نفر دیگه تا حال کنه!!!!
دارم کم کم آماده میشم تا اولین فیلم کوتاه خودم رو بسازم!

2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها)

متاسفانه ازدواج کردم و بعد کارم با زنم به طلاق کشیده ... الان هم خیلی دپرسم!
ورشکست شدم ... حکم جلبمو گرفتن!!! (واقعا از این بدتر هم میشه؟؟؟ :3:)
از دنیا ناامید شدم و میرم که خودکشی کنم!

3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟

واقع بینانه نمیتونم بگم. سعی میکنم به همون شرایط ایده آل خودم نزدیک بشم.

Linorth
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۱
ویرایش توسط امید:توهین ممنوع

Nillo
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۶
1- در ایده آل ترین حالت الان من تو کنکور هنر رشته انیمیشن قبول شدم...بعد میرم دانشگاه Gnomon اونجا ادامه تحصیل میدم...بعد برمیگردم وطن...زن میگرم(شایدم همونجا گرفتم) و تو رشته مورد علاقم کار میکنم!!!

2- کنکور ریاضی یه رشته مهندسی تو دانشگاه آزاد قبول بشم...بعد لیساینمو بگیرم برم تو سازمان بابام کار کنم...کاری رو که دوس ندارم

3- تو رشته طراحی داخلی یا گرافیک مشغول کارم...ازدواج کردم...یه بچه 2-3 ساله دارم یکیم تو راه...وضع مالیم خوبه..از پس خرج زن و بچم بر میام...گلگیرام سفید شده...زنمو دوس دارم...اونم منو دوس داره...هرچن وقت یه بار یه سر به مامان بابام میزنم...مسافرتم زیاد میرم...

Linorth
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۳۵
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
در ایده آل ترین حالت[Only Registered And Activated Users Can See Links]
من دندانپزشکی رو قبول شدم و دکترام رو هم گرفتم و همینطور کار موسیقیم رو هم ادامه دادم و آهنگساز خوبی شدم و از این راه هم کسب درآمد میکنم!
بخاطر کارم از ایران خارج شدم و زندگیه خیلی خوبی دارم...
دنبال زن گرفتن هم نیستم و کلا وقتمو صرف کار و خوشگذرونی میکنم[Only Registered And Activated Users Can See Links]

2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها)

در بدترین حالت حسابداری یا زیست شناسی قبول شدم و تا تهش ادامه دادم و بیکار هستم
بیخیال موسیقی و این حرفا شدم و کلا سعی میکنم روی پاهای بابام وایستم و تعادلم رو حفظ کنم!
کلا فقر بیداد میکنه اما هنوزم نت رو ول نکردم و تو هتریک هم مربی تیم ملی شدم و تیم خودم هم لیگ برتری هستش...
چند باری تراوین رو تموم کردم و به عنوان شاخ تراوین میشناسنم[Only Registered And Activated Users Can See Links]
و همچنان تو فکر زن گرفتن نیستم[Only Registered And Activated Users Can See Links]

3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟

واقع بین بخوام باشم همون اولی میشه اما دیگه دندانپزشکی رو قبول نشدم[Only Registered And Activated Users Can See Links]

omid
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۲۸
آخه دیدم بحث جالب شد
باشه من سوالمو مطرح می کنم
البته خیلی فلسفی نیست
واما سوال
چشم های خود را ببندید
در ذهنتان مجسم کنید که امروز 7 تیر سال 1398 هست.
3 سوال از شما دارم:
1-در ایده آل ترین حالت الان وضعیت شما چطوره؟
2-در بدترین حالت در چه وضعیتی هستید؟(البته نگید مردیدها:3:)
3-بطور واقع بینانه بنظرتون در سال 1398 در چه موقعیتی هستید؟
لطفا سیاسیش نکنید
من از لحاظ شخصی گفتم البته

در حالت ایده آل:
من در سن 33 سالگی هستم 2 تابچه دارم بزرگه دختره و کوچیکه پسر
خیلی هم گوگولی مگولی و با نمک و مودب:3:(مثل خودم:3:)
یه زن دارم که نگو نپرس:3: مهربون رفیق با مرام :3:
یه خونه دارم تو همین شیراز یه ویلایی کوچولو هم توی شمال دارم تابستونا که گرمه میرم اونجا:3:
فوق لیسانس مواد رو گرفتم دارم توی یه شرکت درست حسابی کار می کنم وضع مالی هم خوبه یه ماشین هم زیر پام هست.همه ی نزدیکانم هم همچنان در قید حیاتند.این 1 هفته رو مرخصی میگرم با بچه ها میریم لو او.تیمم پای ثابت لیگ برتره:3:

در حال ضایه:
فوق لیسانس قبول نشدم.کلی گشتم تا 1 کار با حقوق پایین پیدا کردم .با یه نفر ازدواج کردم یه جفت بچه 2قلو معلول گیرم اومده.نزدیکانم رو از دست دادم .خودم هم سنگ کلیه و دیسک کمر دارم. توی یه خونه ی اجاره ای داریم به زور زندگی رو می گذرونیم تا بوق سگ باید کار کنم تا دخل و خرج درست در بیاد.تیمم دسته 6 داره دست و پا میزنه واسه سقوط:3:

در حالت واقعی:
ازدواج نمودم فوق لیسانس گرفتم یه حقوق معمولی دارم به تازگی تونستنم یه خونه بخرم 2 تا بچه دارم که یکیشون زشته:3: به سختی می تونم یه مسافرت برم.تیمم هنوز دسته 2 هست:3:

(آقا این تاپیکو تا 10 سال دیگه نگه داریم:3:)

هومن
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۵۶
در حالت ایده آل:
من در سن 33 سالگی هستم 2 تابچه دارم بزرگه دختره و کوچیکه پسر
خیلی هم گوگولی مگولی و با نمک و مودب:3:(مثل خودم:3:)
یه زن دارم که نگو نپرس:3: مهربون رفیق با مرام :3:
یه خونه دارم تو همین شیراز یه ویلایی کوچولو هم توی شمال دارم تابستونا که گرمه میرم اونجا:3:
فوق لیسانس مواد رو گرفتم دارم توی یه شرکت درست حسابی کار می کنم وضع مالی هم خوبه یه ماشین هم زیر پام هست.همه ی نزدیکانم هم همچنان در قید حیاتند.این 1 هفته رو مرخصی میگرم با بچه ها میریم لو او.تیمم پای ثابت لیگ برتره:3:

تو گوگولی مگولی و با نمک بودی و ما خبر نداشتیم! :3:

راستی آخر هفته کجا میخوای بری؟؟؟ :3:


در حال ضایه:
فوق لیسانس قبول نشدم.کلی گشتم تا 1 کار با حقوق پایین پیدا کردم .با یه نفر ازدواج کردم یه جفت بچه 2قلو معلول گیرم اومده.نزدیکانم رو از دست دادم .خودم هم سنگ کلیه و دیسک کمر دارم. توی یه خونه ی اجاره ای داریم به زور زندگی رو می گذرونیم تا بوق سگ باید کار کنم تا دخل و خرج درست در بیاد.


:cray:
خدا نصیب هیچ جوونی نکنه این آینده ی تراژیک رو!!! (بلند بگو آمین!)

sasan69
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۵۸
اميد جان ميخواي اين بحث ادامه داشته باشه تا مدرك عليه بچه ها داشته باشي اونم 10 سال ديگه؟!
اين اميد از قصد اين سوالارو پرسيده تا بعد از 10 سال از اين حرفامون سوءاستفاده كنه!
مثلا 10 سال ديگه من سر خونه زنديگيمم اين اميد شماره ي خونمو گير مياره(نميدونم از كجا!) ميزنگه خونم به زنم ميگه اين شمارو دوست داره و عاشقت نيست بعد اين پست منو ميكنه مدركش باعث طلاق ميشه:3:
اميد جان اين كارا آخر و عاقبت نداره.:3:
ميخواي منم به بچه ات بگم زشت؟!چيه؟! خودت گفتي يكيشون زشته!

هومن
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۱۷
اميد جان ميخواي اين بحث ادامه داشته باشه تا مدرك عليه بچه ها داشته باشي اونم 10 سال ديگه؟!
اين اميد از قصد اين سوالارو پرسيده تا بعد از 10 سال از اين حرفامون سوءاستفاده كنه!
مثلا 10 سال ديگه من سر خونه زنديگيمم اين اميد شماره ي خونمو گير مياره(نميدونم از كجا!) ميزنگه خونم به زنم ميگه اين شمارو دوست داره و عاشقت نيست بعد اين پست منو ميكنه مدركش باعث طلاق ميشه:3:
اميد جان اين كارا آخر و عاقبت نداره.:3:
ميخواي منم به بچه ات بگم زشت؟!چيه؟! خودت گفتي يكيشون زشته!

ما همین پستش رو میتونیم بکنیم یه مدرک و بر علیه اش ازش استفاده کنیم.
مثلا 10 سال دیگه زنگ بزنیم و به بچه اش بگیم بابات میگه تو خیلی زشتی...
بابات دوستت نداره! :3:
یا به خانمش بگیم امید دوست داشت با یه زن مهربون و رفیق و بامرام ازدواج کنه.
به نظرش شما این خصوصیات رو ندارید...
زندگیش رو نابود میکنیم :3:
من این پستش رو بایگانی کردم تو کامپیوترم... 10 سال دیگه ازش استفاده میکنم! :3:

کیان
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۳۳
تیر 10 سال دیگه من 28 سالمه:
1)ایده آل:تو تهران لیسانس اقتصاد و فوق لیسانس mba خوندم(سراسری). چون بابام 60سالش شده معاف شدم. مدرک مربیگری a فیفا گرفتم و 3 ساله دارم به عنوان کمک مربی تو اینگلیس کار میکنم! :3: (چیه؟!! فکر میکنی دیوونه ام؟! جوونم، آرزو دارم! :3:) 2ساله ازدواج کردم. زنم هم که دیگه(...) :3: یه پسر دارم قیافش به مامانش رفته اسمشم سوشیانته... وضع مالیمم که مسلماٌ توپه... تیمم 5بار قهرمان مسترز شده تا هومن بسوزه :3:

2)بدترین:دانشگاه آزاد رباط کریمم قبول نشدم... رفتم سربازی... خلاصه چون من آدم بدبینی نیستم در دو جمله میگم:تیم بر اثر یه باگ در سرور هت تریک دیلیت شده و خودمم به خاک سیاه نشستم ! هر جور خودتون دوست داشتین برداشت کنین :jesors:

3)واقع بینانه: فوق لیسانس عمران آزاد گرفتم.بازم سربازی معاف شدم. به علت مشکلات زندگی نتونستم دنبال فوتبال برم. پیش بابام کار میکنم. با زن و 1 بچه در 1 خانواده ی معمولی با وضع مالی معمولی روزگار میگذرونیم. تیمم به علت مسئله ی "دست بالای دست بسیار است" هنوز دسته 3ه!

*:حالا اگه میتونین ایده آل تر از ایدهآل من روکنین! :3:

omid
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۱۳
راستی آخر هفته کجا میخوای بری؟؟؟ :3:





لب آب

رضا
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۳۳
این 1 هفته رو مرخصی میگرم با بچه ها میریم لو او.تیمم پای ثابت لیگ برتره:3:


به لهجه شیرازی میشه لب اب :jesors:

i.M.a.N
يکشنبه ۷ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۵۹
ایمان سال 1398

1) ایده آل

الان 29 سالمه ساکن شهر منچسترم فوق لیسانس کامپیوتر دارم شعبه مایکروسافت رو تو منچستر راه انداختم

صبح میرم شرکت ظهر برمی گردم خونه میرم تو هتریک اونموقع لیگ برترم

با برشیا بازی دارم از نسل اول و دوم هتریک فقط بندینی مونده که ول کن هتریک نیست

هومن و سالار هم با هم بازی دارن تو ای ار هومن ادمین شده تو او ار جی هم جی امه

سالار زن گرفته هومن مو کاشته من هم هنوز قصد ازدواج ندارم

بعداز ظهر توی هوای بارونی میرم اولدترا فورد تا بازی منچستر رو تماشا کنم

یکی از سهامدارای منچستر به حساب میام

بعد از بازی برمیگردم خونه میرم ببینم تو هتریک میبینم مثل بازی رفت برشیا رو له کردم

بازی هومن و سالار هم مثل 10 بازی قبلی مساوی شده

-----------------
2) بد ترین حالت

الان 29 سالمه خر شدم زن گرفتم فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر دارم

برای شرکت ها برنامه نویسی می کنم در کنارش هم برای گذارندن زندگی پروژه های دانشجویی رو انجام میدم

از هتریک اخراج شدم تو ای ارسالار بن شده هومن زن گرفته زنش اجازه نمی ده بیاد تو هتریک

اسپمر سایت شده مدیر کل

------------
3)واقع بینانه

الان 29 سالمه یه شرکت کامپیوتری تو اصفهان یا تهران دارم که یه نون و کبابی ازش در میاد

فوق لیسانسمو گرفتم مجردم ولی دارم گزینه های مورد نظرم رو بررسی میکنم

هنوز هم سنگ کلیه دارم توهتریک هم دسته دو هستم

SALAR
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۳۵
ایمان سال 1398

1) ایده آل

الان 29 سالمه ساکن شهر منچسترم فوق لیسانس کامپیوتر دارم شعبه مایکروسافت رو تو منچستر راه انداختم

صبح میرم شرکت ظهر برمی گردم خونه میرم تو هتریک اونموقع لیگ برترم

با برشیا بازی دارم از نسل اول و دوم هتریک فقط بندینی مونده که ول کن هتریک نیست

هومن و سالار هم با هم بازی دارن تو ای ار هومن ادمین شده تو او ار جی هم جی امه

سالار زن گرفته هومن مو کاشته من هم هنوز قصد ازدواج ندارم

بعداز ظهر توی هوای بارونی میرم اولدترا فورد تا بازی منچستر رو تماشا کنم

یکی از سهامدارای منچستر به حساب میام

بعد از بازی برمیگردم خونه میرم ببینم تو هتریک میبینم مثل بازی رفت برشیا رو له کردم

بازی هومن و سالار هم مثل 10 بازی قبلی مساوی شده
-----------------
2) بد ترین حالت

الان 29 سالمه خر شدم زن گرفتم فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر دارم

برای شرکت ها برنامه نویسی می کنم در کنارش هم برای گذارندن زندگی پروژه های دانشجویی رو انجام میدم

از هتریک اخراج شدم تو ای ارسالار بن شده هومن زن گرفته زنش اجازه نمی ده بیاد تو هتریک

اسپمر سایت شده مدیر کل

------------
3)واقع بینانه

الان 29 سالمه یه شرکت کامپیوتری تو اصفهان یا تهران دارم که یه نون و کبابی ازش در میاد

فوق لیسانسمو گرفتم مجردم ولی دارم گزینه های مورد نظرم رو بررسی میکنم

هنوز هم سنگ کلیه دارم توهتریک هم دسته دو هستم

من بدبینانه ترین حالت هم زن میگیرم.:jesors:
من همیشه هومن را سوسك كردم.مساوی در كار نیست.
كی جرات میكنه منا بن كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Nillo
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۳۸
ایول سالار،

خانواده رو خوب اومدی!!!

هومن
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۰۵
من بدبینانه ترین حالت هم زن میگیرم.:jesors:
من همیشه هومن را سوسك كردم.مساوی در كار نیست.
كی جرات میكنه منا بن كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو در حالتی زن میگیری ... شک ندارم! :3:

تو تا حالا یه بار هم تونستی منو ببری؟؟؟ :1:

SALAR
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۱۹
.......... یعنی چی؟
اره.یادت رفته؟

هومن
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۵۰
.......... یعنی چی؟
اره.یادت رفته؟

تو گفتی که در بدبینانه ترین حالت زن میگیری ، من گفتم تو در حالتی زن میگری!!! :3:
سیل بیاد ... جنگ بشه ... قحطی بیاد ... برای تو فرقی نداره ... تو زن میگیری!!! :3:

--------

تو یک بار منو بردی ... اونم یادم رفته بود ترکیب بچینم . تیم دومم رو با اختلاف یه گل بردی!
هنوز خیلی راه داری برای بردن عمو هومن!!! :1:

SALAR
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۳۸
تو گفتی که در بدبینانه ترین حالت زن میگیری ، من گفتم تو در حالتی زن میگری!!! :3:
سیل بیاد ... جنگ بشه ... قحطی بیاد ... برای تو فرقی نداره ... تو زن میگیری!!! :3:

--------

تو یک بار منو بردی ... اونم یادم رفته بود ترکیب بچینم . تیم دومم رو با اختلاف یه گل بردی!
هنوز خیلی راه داری برای بردن عمو هومن!!! :1:

مگه زن گرفتن بده؟:1: ادم باید این كار پسندیده را انجام بده.:1::good:
--------
چی؟؟؟:jesors:

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۰۷
مگه زن گرفتن بده؟:1: ادم باید این كار پسندیده را انجام بده.:1::good:
--------
چی؟؟؟:jesors:
نصف مردا عقل دارن نصف دیگه زن دارن

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۰۹
زن گرفتن مشكلی داره؟

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۱
زن گرفتن مشكلی داره؟

زن گرفتن مثل دستشویی میمونه كسایی كه توش هستن میخوان بیان بیرون كسایی هم بیرونن هل میزنن برن تو

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۲۵
ولی به نظر من اگه به موقع باشه.و طرف هم خوب باشه خیلی خوبه.
البته میشه همی موضوع هم برای یك هفته بحث بشه

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۳۰
من 3-4 تا موضوع توپ سراغ دارم البته همش در مورد ازدواجه اگه خواستی من بگم

در ضمن این بحث بهتری كه تموم بشه چون امروز دیگه كسی نظر نداد

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۳۵
حالا یه چند روز دیگه هم صبر میكنیم شاید نظری رسید.
برای هفته بعد هم هومن زنبیل گذاشته.2هفته بعد با تو

farnosh
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۳۷
بنظز من هركی كه آمادگی كامل اداره یه زندگی رو داره باید زن بگیره با شوهر كنه! نه احساسی تصمیم بگیر فرتی بره زن بگیره دو روز بعد كم بیاره كار به طلاقو اینا بكشه! سن پایینم ازدواج نكنین چون هنوز خوایته هاتون از زندگی بطور كامل مشخص نبست و افكارتون كامل و پخته نیست! قبلشم خوب طرفتونو بشناسین عشق كورتون نكنه خواهشا!!!!
دیگه همین...
سعی كنید دوست داشته باشین زندگی كنین نه مجبور باشین زندگی كنین...
ایول چه جمله تیمیسی !!!!

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۴۰
بنظز من هركی كه آمادگی كامل اداره یه زندگی رو داره باید زن بگیره با شوهر كنه! نه احساسی تصمیم بگیر فرتی بره زن بگیره دو روز بعد كم بیاره كار به طلاقو اینا بكشه! سن پایینم ازدواج نكنین چون هنوز خوایته هاتون از زندگی بطور كامل مشخص نبست و افكارتون كامل و پخته نیست! قبلشم خوب طرفتونو بشناسین عشق كورتون نكنه خواهشا!!!!
دیگه همین...
سعی كنید دوست داشته باشین زندگی كنین نه مجبور باشین زندگی كنین...
ایول چه جمله تیمیسی !!!!
سالار گوش كن اینو با شما بود

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۴۱
فرنوش این جمله اخرت منا كشته.خیلی فلسفی بود.ایول

ولی منم تقریبا نظرم همینه.همه مردها میگند ما زن نمیگیرم ولی همه میگیرند.یه نوع كلاس گذاشتنه.پس باید واقع بین بود.

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۴۲
نه ایمان خان با همه بود

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۰
فرنوش تو به سوال این هفته جواب نمیدی؟

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۳
نه ایمان خان با همه بود
می دونم ولی بیشتر با شما بود

فصل پیش رو كه یادت میاد

farnosh
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۴
فرنوش این جمله اخرت منا كشته.خیلی فلسفی بود.ایول

ولی منم تقریبا نظرم همینه.همه مردها میگند ما زن نمیگیرم ولی همه میگیرند.یه نوع كلاس گذاشتنه.پس باید واقع بین بود.

چاكرتیم:1:
راست میگی دقیقا همینطوره میخوان كلاس بزارن! آخه كسی نیست بگه عمو ته دلت یه چیز دیگست چرا هی كلاس میزاری ولك:jesors:
نه جدای از شوخی همه چه بخوان چه نخوان ازدواج میكنن یه روزی مهم اینه كه همه جوانبو بسنجی و چشاتو وا كنی و درست ازدواج كنی..:good:
من موندم چرا تو جامعه ما همه خجالت میكشن یگن میخوایم ازدواج كنیم تا به دختره میگی میگه میخوام درس یخونم به پسزه میگی میگه نه بابا زن واسه چیمه! بده آزادام!!! ولی تو دلشون قند اب میشه..:jesors:

farnosh
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۷
فرنوش تو به سوال این هفته جواب نمیدی؟

كدوم سئوال؟

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۸
چاكرتیم:1:
راست میگی دقیقا همینطوره میخوان كلاس بزارن! آخه كسی نیست بگه عمو ته دلت یه چیز دیگست چرا هی كلاس میزاری ولك:jesors:
نه جدای از شوخی همه چه بخوان چه نخوان ازدواج میكنن یه روزی مهم اینه كه همه جوانبو بسنجی و چشاتو وا كنی و درست ازدواج كنی..:good:
من موندم چرا تو جامعه ما همه خجالت میكشن یگن میخوایم ازدواج كنیم تا به دختره میگی میگه میخوام درس یخونم به پسزه میگی میگه نه بابا زن واسه چیمه! بده آزادام!!! ولی تو دلشون قند اب میشه..:jesors:
ولی این مورد در مورد من صدق نمی كنه

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۹
می دونم ولی بیشتر با شما بود

فصل پیش رو كه یادت میاد

فصل قبل چی شد؟:1:

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۹
هفته ی بعد رو که من رزو کردم ... میخوام دز فلسفی انجمن رو ببرم بالا!!! :1:

-------------

در مورد ازدواج هم میشه بحث کرد .
من چون جواب سوال این هفته رو دادم ، یه کوچولو در این مورد صحبت میکنم!

انسان ها در مورد ازدواج تقریبا به دو دسته تقسیم میشن.
1- افراد که بی صبرانه دوست دارن زودتر ازدواج کنن. این افراد تقریبا آرمانگرا هستن. نیمه ی
پر لیوان رو میبینن ... رک بگم این افراد زیاد تو اجتماع نبودن و با یکسری مسایل بیگانه هستن.
فکر میکنن زندگی خیلی گل و بلبل هستش. زن میگیریم ... بچه دار میشیم.... خوشبخت
میشیم ... بچه هامون میرن سر خونه زندگیشون .... ما هم به پای همدیگه پیر میشیم ...
چه زندگی شیرینی!!! :3:
خب باید از این افراد پرسید اگه این جوریه ، چرا اینقدر آمار طلاق تو کشور ما بالاست؟؟؟؟
چرا 99% زن و شوهرا با هم مشکل دارن؟؟؟

2- این دسته ی دومی ها از زن و ازدواج فرارین .این افراد واقع بین هستن . تا حدودی نیمه ی
خالی لیوان رو میبینن ولی حق دارن بنده خداها... تو این جور روابط بودن و چوبش رو خوردن!!!
میدونن زن گرفتن چه دردسر هایی داره ... چه مشکلاتی داره ... چه مسئولیت سنگینی داره!
برای همین از ازدواج کردن فرار میکنن. راستش رو بخواین باید بگم از زن گرفتن میترسن...
من بهشون حق میدم!

حالا شما جزو کدوم دسته هستید؟؟؟

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۱
كدوم سئوال؟

همون سوالی كه بچه ها جواب دادند
فرض كن الان سال 1398 است.
1-خوش بینانه ترین حالت در چه وضعی هستی؟
2-بدبینانه ترین در چه حالتی هستی؟
3-واقع بینانه ترین حالت؟

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۲
هومن اون وسط بهتره.نه اولی نه دومی

رضا
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۳
هفته ی بعد رو که من رزو کردم ... میخوام دز فلسفی انجمن رو ببرم بالا!!! :1:

-------------

در مورد ازدواج هم میشه بحث کرد .
من چون جواب سوال این هفته رو دادم ، یه کوچولو در این مورد صحبت میکنم!

انسان ها در مورد ازدواج تقریبا به دو دسته تقسیم میشن.
1- افراد که بی صبرانه دوست دارن زودتر ازدواج کنن. این افراد تقریبا آرمانگرا هستن. نیمه ی
پر لیوان رو میبینن ... رک بگم این افراد زیاد تو اجتماع نبودن و با یکسری مسایل بیگانه هستن.
فکر میکنن زندگی خیلی گل و بلبل هستش. زن میگیریم ... بچه دار میشیم.... خوشبخت
میشیم ... بچه هامون میرن سر خونه زندگیشون .... ما هم به پای همدیگه پیر میشیم ...
چه زندگی شیرینی!!! :3:
خب باید از این افراد پرسید اگه این جوریه ، چرا اینقدر آمار طلاق تو کشور ما بالاست؟؟؟؟
چرا 99% زن و شوهرا با هم مشکل دارن؟؟؟

2- این دسته ی دومی ها از زن و ازدواج فرارین .این افراد واقع بین هستن . تا حدودی نیمه ی
خالی لیوان رو میبینن ولی حق دارن بنده خداها... تو این جور روابط بودن و چوبش رو خوردن!!!
میدونن زن گرفتن چه دردسر هایی داره ... چه مشکلاتی داره ... چه مسئولیت سنگینی داره!
برای همین از ازدواج کردن فرار میکنن. راستش رو بخواین باید بگم از زن گرفتن میترسن...
من بهشون حق میدم!

حالا شما جزو کدوم دسته هستید؟؟؟
این نکته اصلی مطلب بود:jesors:
گزینه سوم نداره؟؟؟:sad:

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۴
فصل قبل چی شد؟:1:
قضیه عشقی كه.....

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۵
ایمان اون ماجرا را كه برات تشریح كردم.حل شد.هومن خبر داره

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۶
هفته ی بعد رو که من رزو کردم ... میخوام دز فلسفی انجمن رو ببرم بالا!!! :1:

-------------

در مورد ازدواج هم میشه بحث کرد .
من چون جواب سوال این هفته رو دادم ، یه کوچولو در این مورد صحبت میکنم!

انسان ها در مورد ازدواج تقریبا به دو دسته تقسیم میشن.
1- افراد که بی صبرانه دوست دارن زودتر ازدواج کنن. این افراد تقریبا آرمانگرا هستن. نیمه ی
پر لیوان رو میبینن ... رک بگم این افراد زیاد تو اجتماع نبودن و با یکسری مسایل بیگانه هستن.
فکر میکنن زندگی خیلی گل و بلبل هستش. زن میگیریم ... بچه دار میشیم.... خوشبخت
میشیم ... بچه هامون میرن سر خونه زندگیشون .... ما هم به پای همدیگه پیر میشیم ...
چه زندگی شیرینی!!! :3:
خب باید از این افراد پرسید اگه این جوریه ، چرا اینقدر آمار طلاق تو کشور ما بالاست؟؟؟؟
چرا 99% زن و شوهرا با هم مشکل دارن؟؟؟

2- این دسته ی دومی ها از زن و ازدواج فرارین .این افراد واقع بین هستن . تا حدودی نیمه ی
خالی لیوان رو میبینن ولی حق دارن بنده خداها... تو این جور روابط بودن و چوبش رو خوردن!!!
میدونن زن گرفتن چه دردسر هایی داره ... چه مشکلاتی داره ... چه مسئولیت سنگینی داره!
برای همین از ازدواج کردن فرار میکنن. راستش رو بخواین باید بگم از زن گرفتن میترسن...
من بهشون حق میدم!

حالا شما جزو کدوم دسته هستید؟؟؟
نه اول و نه دوم

آدم باید بره تو دل مشكلات نباید از مشكلات فراری بود

یه سری دلایل دیگه برای زن گرفتن و نگرفتن وجود داره

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۰۶
ایمان اون ماجرا را كه برات تشریح كردم.حل شد.هومن خبر داره
می دونم الان از گذشته بهتر شدی

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۱۰
ایمان اون ماجرا را كه برات تشریح كردم.حل شد.هومن خبر داره

من از هیچی خبر ندارم!!! :3:

نه اول و نه دوم

آدم باید بره تو دل مشكلات نباید از مشكلات فراری بود

یه سری دلایل دیگه برای زن گرفتن و نگرفتن وجود داره

چرا نه اولی و نه دومی؟؟؟؟

یه سری مشکلات هستش که دست خود آدم نیست!

چه دلایل دیگری هست به نظر تو؟؟؟؟

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۱۰
ایشالا همه جوون ها یه سر و سامانی بگیرند.من مشكلات همه حل بشه.
این هومن هم بره سربازی یه كم بخندیم.البته قول داده جای من كه نرفتم هم خدمت كنه.
این ایمان هم زن بگیره یه كم بخندیم.دیگه نگه من زن نمیخام.
فرنوش هم به خواسته هاش برسه
منم كه ایشالا به همه میخندم.

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۰
ایشالا همه جوون ها یه سر و سامانی بگیرند.من مشكلات همه حل بشه.
این هومن هم بره سربازی یه كم بخندیم.البته قول داده جای من كه نرفتم هم خدمت كنه.
این ایمان هم زن بگیره یه كم بخندیم.دیگه نگه من زن نمیخام.فرنوش هم به خواسته هاش برسه
منم كه ایشالا به همه میخندم.

خدا از دهنت بشنوه

خدا نكنه مگه عقل از سرم پریده

تو زندگی همیشه بخند

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۱
این نکته اصلی مطلب بود:jesors:
گزینه سوم نداره؟؟؟:sad:

گزینه ی سوم دیگه خیلی آرمانگرا میشه!
بیش از اندازه ایده آل ... اونی که گیر کمتر کسی میاد!!!!

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۲
دوستان من نظرم رو شفاف گفتم... شما نمیخواید نظرتون رو بگید؟؟؟؟

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۲
ولی هومن گیر من میاد

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۳
چرا نه اولی و نه دومی؟؟؟؟

یه سری مشکلات هستش که دست خود آدم نیست!

چه دلایل دیگری هست به نظر تو؟؟؟؟

خوب در مورد مشكلاتی كه شما عرض كردید عارضم كه مشكلات فقط اینها نیست

یكی احساسی به زن نداره

یكی بیماری جسمی داره (شاید این دلیل نشه)

یكی بیماری روانی داره( مثل همجنس باز ها)

و ......

دلایل دیگه هم موجود می باشد كه باید در جامعه دید

باتشكر دكترای مردم شناسی ایمان

رضا
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۵
گزینه ی سوم دیگه خیلی آرمانگرا میشه!
بیش از اندازه ایده آل ... اونی که گیر کمتر کسی میاد!!!!


هومن فکر کنم یکم بدبینانه به قضیه نگاه کردی .چون میشه گفت خیلی ها به تلفیقی از این دو تا رسیدن.نه بد بد و نه خوب خوب.خوب و بد قاطی:wink:البته اگه اون ارمانگرا بشه که چی میشه:jesors:ولی گیر کمتر کسی میاد.:sad:

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۶
ایمان این چیزهایی كه گفتی نیم درصد هم نیست.
ولی جدی من میگم نه اولی خوبه و نه دومی.
بله ازدواج خیلی سختی داره ولی خوبی هم داره.ادم باید میانه رو باشه.

رضا
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۶
ولی هومن گیر من میاد

اون که بله:1:
اگه منم مثل تو خدای شانس و اقبال بودم از اینا(:angel:)گیرم میومد:3:

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۰
خوب در مورد مشكلاتی كه شما عرض كردید عارضم كه مشكلات فقط اینها نیست

یكی احساسی به زن نداره

یكی بیماری جسمی داره (شاید این دلیل نشه)

یكی بیماری روانی داره( مثل همجنس باز ها)

و ......

دلایل دیگه هم موجود می باشد كه باید در جامعه دید

باتشكر دكترای مردم شناسی ایمان

من به دو دسته ی کلی تقسیم کردم . وگرنه علاوه بر چیزایی که تو گفتی من میتونم
دلایل دیگری هم بگم.
ما باید همیشه در مورد اکثریت صحبت کنیم!
درد جامعه ی ما تو اون پست من مستتر بود. چون نمیشد تو انجمن بگم ، تو لفافه گفتم!
امیدوارم منظور اصلی منو گرفته باشید.


ولی هومن گیر من میاد

ایشالله! :good:

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۱
ایمان این چیزهایی كه گفتی نیم درصد هم نیست.
ولی جدی من میگم نه اولی خوبه و نه دومی.
بله ازدواج خیلی سختی داره ولی خوبی هم داره.ادم باید میانه رو باشه.
خیلی ها بی احساس هستن مثل من

----------

یه دوست دارم خیلی جالبه میگه تو خونه ما رسمه كسی زن نمی گیره اگه بگیره باید حداقل 2 تا بگیره

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۲
هومن اگه خاستی یكی هم برای تو پیدا میكنم.من میتونم.تعارف نكن

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۳
جدی جدی ایمان بی احساسی؟؟؟؟؟؟؟

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۳
ایمان این چیزهایی كه گفتی نیم درصد هم نیست.
ولی جدی من میگم نه اولی خوبه و نه دومی.
بله ازدواج خیلی سختی داره ولی خوبی هم داره.ادم باید میانه رو باشه.

سالار گفتنش ساده هستش...
تا تو موقعیتش قرار نگیری نمیتونی درس قضاوت کنی!!!!

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۳
من به دو دسته ی کلی تقسیم کردم . وگرنه علاوه بر چیزایی که تو گفتی من میتونم
دلایل دیگری هم بگم.
ما باید همیشه در مورد اکثریت صحبت کنیم!
درد جامعه ی ما تو اون پست من مستتر بود. چون نمیشد تو انجمن بگم ، تو لفافه گفتم!
امیدوارم منظور اصلی منو گرفته باشید.




ایشالله! :good:
موافقم

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۵
جدی جدی ایمان بی احساسی؟؟؟؟؟؟؟
جدیدا این جوری شدم

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۸
هومن اگه خاستی یكی هم برای تو پیدا میكنم.من میتونم.تعارف نكن

تو یکی واسه خودت پیدا کن ... من نمیخوام! :jesors:


جدی جدی ایمان بی احساسی؟؟؟؟؟؟؟

دیگه موضوع رو زیاد بازش نکنید!!! :3:

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۴۱
تو یکی واسه خودت پیدا کن ... من نمیخوام! :jesors:




دیگه موضوع رو زیاد بازش نکنید!!! :3:
نسل سومی ها همه چیز رو باز میكنن... بحث میكنن... راه حل ارائه میدن.....

sasan69
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۰۲:۵۰
ازدواجم كار پسنديده و خوبي هستش.
اصلا براي اينكه توي اين امر خير منم شريك باشم براي جاهاز سالار خودم تلويزيونشو ميدم :3: (اينكه شوخي بود)
بي شوخي:
در كل به نظر من زياد نبايد توي ازداج به سن توجه كرد چون شايد يكي 30 سالش باشه و شعورش اندازه ي يه آدم 20 ساله هم نباشه.
مسئله ي ديگه اي كه براي جووناي ما پيش مياد اينه كه وقتي از 19 سالگي رد ميشن نفسشون تحريكشون ميكنه تا دست به ... بزنن كه باعث ميشه براي خودشون ايجاد خطر كنن!
اگه بخوايم به خاطر اينكه از ... فرار كنيم زن بگيريم كه 100% اشتباه كرديم،اگه نگيريم و ... كنيم بازم اشتباه كرديم!حالا اين موضوع بساير كوچيك هستش ولي بعضي اوقات واقعا بزرگ ميشه!
موضوع ديگه موضوع مالي هستش كه پسر بنده خدا توي 23-24 سالگي هم بايد مهندس درجه يك باشه هم بايد وضع ماليش توپ باشه!(حالا بگذريم بايد خوشتيپ و خوش هيكل و ... باشه و همينطور با اسب سفيد بره خواستگاري!)
ولي همه ي اين مشكلات قابل رفع هستن ولي من به شخصه بزرگترين مشكل رو شعور ادمها ميدونم.
شعور و درك بالاي هر دو نفر ميتونه همه ي اين مشكلات رو حل كنه.كساني در زنديگيشون موفق هستن كه احساس و منطق رو در كنار هم پرورش بدن و ازشون بهره ببرن.
متاسفانه جووناي مملكت ما تا 27 سالگي فقط توي فكر زن گرفتن به هر قيمتي هستن(دارن احساسي برخورد ميكنن فقط!) ولي وقتي از 27 گذشتن روي هر كسي يه عيب ميذارن و خلاصه از زن گرفتن ميترسن چون چشمشون ترسيده!(منطقي دارن فكر ميكنن ولي خيلي دارن تند ميرن!)
اما اگه واقعا انسان كامل شده باشه و بخواد به كمال بالاتري برسه ميدونه كه داشتن يه همدم خوب آدمو به عرش ميبره.هر انسان بالغي (بالغ از همه لحاظ و از همه مهمتر شعور و درك) نياز احساسي و رواني و منطقي داره به داشتن يه مونس و همدم،اما زمان و شخص مناسب خيلي مهمه.
در كل داشتن شعور لازم و كافي براي هر دو نفر(پسر و دختر) براي تشكيل يه زندگيه سالم و خوب لازمه اما كافي نيست!با شعور بالا نون بهت نميدن بخوري ولي با شعور بالا ميتوني خيلي خوب قناعت كني.
ازدواج يه لباس نيست كه بگي اگه ازش خوشم نيومد ميندازمش كنار يكي ديگه ميخرم!و همينطور يه هيولاي بزرگ نيست كه انسان ازش بترسه!ازدواج پليست به سوي تكامل،البته ازدواج درست!
از نظر من ازدواجي درسته كه از روي درايت و منطق و احساسات و عواطف شكل گرفته باشه.
تا الان مردهايي كه ديدم همگي اين شكلي بودن :
تا 17 سالگي كه بچه هستن و زياد دنبال عشق و عاشقي نيست.(البته اكثريتشون،چون بعضي اوقات افرادي هستن كه زودتر هم عاشق ميشن!)
از 17 تا 27 سالگي شديدا طالب زن گرفتن هستن و بيشتر دلشون كار ميكنه تا مغزشون.
از 27 تا 37 سالگي به شدت از ازدواج ميترسن و همش فرار ميكنن از ازدواج و بيشتر مغزشون كار ميكنه تا دلشون.
از 37 تا 47 سالگي دوباره از زنها خوششون مياد و دوباره هوس زن گرفتن ميكنن ولي اين دسته مغز و قلبشون 50-50 كار ميكنه(لازم به ذكر هستش كه اينگونه مردها همان دسته اي هستند كه شلوارشون دوتا ميشه!)
از 47 تا 57 دوباره از زنها بدشون مياد چون ديگه يقين پيدا ميكنن كه زنها همگي دروغ گو هستن!اين دسته از مردها نه عقلشون كار ميكنه ديگه نه دلشون و فقط حرف زور ميزنن!
از 57 به بعد اگه عمري باقي مونده باشه دوباره به دوران بچگي يعني قبل از 17 سالگي برميگردن و ديگه دنبال اين حرفا نيست و خلاصه خيلي 6 ميزنن!
البته اين توضيحاتي كه در مورد مردها دادم بيشتر از سر شواهد خودم بوده و اصلا نميخوام بگم كه همگي اينجوري هستن.
نكته ي مهمي هم كه بايد بگم اين دسته بندي براي كساني بيشتر صحت داره كه زندگيشون از اول زندگي درستي نبوده.

شرمنده كه خيلي زياد نوشتم ولي من هميشه عادت دارم كم پست بدم ولي پستي كه ميدم همه ي حرفام باشه.
كاش اين حرف ** من ** از ذهنم به طور كل پاك ميشد چون واقعا خودم از به كار بردنش بدم مياد ولي كلمه اي نيستش كه بتونم جايگزينش كنم!

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۱۴
ساسان نظراتت جالب بود.
فقط این مسایل رو زیاد باز نکنید!!! :3:

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۱۸
ساسان نظراتت جالب بود.
فقط این مسایل رو زیاد باز نکنید!!! :3:
هومن جان اون كلمه كه ویرایش كردی مجازه تو كتابهای درسی هم موجوده

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۹
هومن جان اون كلمه كه ویرایش كردی مجازه تو كتابهای درسی هم موجوده

میدونم ایمان... ولی نمیخوام بحثش تو انجمن باز بشه!!!

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۵۲
میدونم ایمان... ولی نمیخوام بحثش تو انجمن باز بشه!!!
به جای .... گناه بزار كه مفهوم جمله خراب نشه

sasan69
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۰۸
براي اولين بار پست منم ويرايش شد :3:
من كه چيزه بدي نگفتم ولي خب هر چي داش هومن بگه .
منظورم همون ... بودش :3:

محمد
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۱۲
حالا اين موضوع بساير كوچيك هستش ولي بعضي اوقات واقعا بزرگ ميشه!



میدونم ایمان... ولی نمیخوام بحثش تو انجمن باز بشه!!!

اینجا چه خبره ؟ :3:

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۳۳
دیشب تا دیر وقت تو انجمن بودیم ... دیگه بحث های شیرینی شروع شد! :3:
تو نظرت رو نمیگی محمد؟؟؟

محمد
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۵۵
دیشب تا دیر وقت تو انجمن بودیم ... دیگه بحث های شیرینی شروع شد! :3:


تو مزشو از کجا فهمیدی شیطون :jesors:
به عنوان یه جوون متاهل که هم شرایط قبل از ازدواجو (درد هجر و شوق وصالو ...) با تمام وجودم حس کردم و هم حالا کاملا دارم خوبی وسختیهای زندگی مشترکو تجربه میکنم نظرم اینه که ازدواج مهمترین تصمیم تاریخ زندگی هر کسیه و با هیچ تصمیم دیگه حتی قابل مقایسه نیست .

و این مهمترین تصمیم زندگی ارزششو داره که بیشترین تفکر و تحقیق و مشاوره روش انجام بشه

چجوریه که ما برای یه بازی مثله هت تریک این همه مطلب میخونیم و راهنمایی میگیریم ولی وقتی چشممون یک جا گیر کرد و اصطلاحا عاشق شدیم دیگه حاضر نیستیم که حتی به حرف کسی گوش بدیم و از کسی مشورت بگیریم
( این جو زدگی عاشقی جوریه که فرد مبتلا احساس میکنه بقیه هیچ بویی از احساس نبردن و تنها اون و خواجه حافظ شیراز هستن که درد عشق کشیدنو و زبونه همو میفهمن ... )


مساله ازدواج و تصمیم گیری برای زندگی مشترک اینقدر فاکتورهای مختلفی داره که روابط جنسی فقط و فقط یکی از اونهاست .

در مورد هر تصمیمی فکر کنید . در مورد ازدواج بسیار فکر کنید

Don M Corleone
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۱۴
من فكر ميكنم اين بحث ازدواج موقت كه تو كشور داره يه جورايي باب ميشه يا به عبارتي استارت ميخوره (البته اگر تند روهاي ديني بذارن) خيلي باحال تره ! :3:

در مقطع كنوني ازدواج دائم توام با بچه يه چيزي مثل فاجعه است !! بخصوص اين بچه ها كه اخيرا جلو جلو هم ميان واقعا اسف باره !

سالار اخيرا تصميمات بي مهابايي ميگيري ! :3: ميخواي بياي دسته سه ! :3: به ازدواج فكر ميكني ! :3: يهو بيا رييس جمهور شو ديگه !! :3:

===
ولي باز من توصيه ام به هومن اينه كه چه كار داري بذار زندگيشو كنه !!:3:


جدا از شوخي اين ارسال بالايي از جناب Gerlandof حاوي نكات خوب و كاربردي بود ...

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۵۲
من فكر ميكنم اين بحث ازدواج موقت كه تو كشور داره يه جورايي باب ميشه يا به عبارتي استارت ميخوره (البته اگر تند روهاي ديني بذارن) خيلي باحال تره ! :3:

در مقطع كنوني ازدواج دائم توام با بچه يه چيزي مثل فاجعه است !! بخصوص اين بچه ها كه اخيرا جلو جلو هم ميان واقعا اسف باره !

سالار اخيرا تصميمات بي مهابايي ميگيري ! :3: ميخواي بياي دسته سه ! :3: به ازدواج فكر ميكني ! :3: يهو بيا رييس جمهور شو ديگه !! :3:

===
ولي باز من توصيه ام به هومن اينه كه چه كار داري بذار زندگيشو كنه !!:3:


جدا از شوخي اين ارسال بالايي از جناب Gerlandof حاوي نكات خوب و كاربردي بود ...

این تصمیمات كارشناسی شدست.:jesors:
ایشالا میام دسته 3
ازدواج میكنم
رئیس جمهمور هم میشم.
اگه خواستی یه تعدادی كار ناتمام دیگه هم دارم كه بگم؟؟:1:

Linorth
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۳۰
بچه ها به نقل از هومن وقتی بیاد:
بحث رو خیلی تو انجمن باز کردید!!!
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

فک کنم هومن میاد یه حالی به همه میده [Only Registered And Activated Users Can See Links]

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۳۵
بچه ها به نقل از هومن وقتی بیاد:
بحث رو خیلی تو انجمن باز کردید!!!
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

فک کنم هومن میاد یه حالی به همه میده [Only Registered And Activated Users Can See Links]

دقیقا :3:

دو پست آخر رو پاک کردم. امید میاد بررسی میکنه!

Linorth
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۴۴
دقیقا :3:

دو پست آخر رو پاک کردم. امید میاد بررسی میکنه!

حالا دیگه پیاز داغش رو زیاد نکن هومن [Only Registered And Activated Users Can See Links]

هومن
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۲۲
حالا دیگه پیاز داغش رو زیاد نکن هومن [Only Registered And Activated Users Can See Links]

منظورم از این که میاد بررسی میکنه این نبود که میاد دادگاه صحرایی میکندشون که!!! :3:
میاد بررسی میکنه... اگه اشکالی نداشتن ، دوباره برشون میگردونه!

SALAR
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۳۰
مگه اون 2تا پست چی بوده؟ من كلا خیلی كنجكاوم.
هومن این امید خودش این كارست.بی خیال.
الان هم امید تمام فایل هاش را هیدن كرده و معلوم نیست اون فامیل 13 ساله بدبخت چه میكشه

i.M.a.N
سه شنبه ۹ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۱
هومن بیا حس كنجكاوی من و مهدی رو رفع كن

پ خ برای این وقتاست

Nillo
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۴۰
بله....

میبینم دو روز ما نبودیم...حجم تاپیک 6.5 چندان شده...جورابم پرچم شد نشستم همه صفجه قبلیا رو خوندم....یه ذره مراعات مارم بکنید=))

در اینکه ازدواج مهمترین تصمیم زندگیه شکی نیس...اینکه خیلی باید دقت و تحقیق و از این حرفا کرد، جز این نیست.....اینکه باید آمادگی و اینا رو داشته باشی،لعن الله علی منکره....اما به نظر من خدا دل داده که ازش استفاده کنی...اینکه نباید عاشق شدو قبول ندارم...اولا که الان عشق واقعی نادرترین پدیده عالمه....اما بالاخره مهرو محبتی که هست، ازدواج پنجاه درصدش دله...نباید منکر شد...اصن اگه کمتر از 50٪ باشه(تازه من خیلی خوب حساب کردم)...اصن طرف از زندگیش لذت نمیبره که میبره؟

محمد
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۲۷
مطمئنا علاقه و دوست داشتن طرفین شرط اصلی ازدواجه

ولی مشکل از جایی آغاز میشه که فکر میکنیم با این سلاح دوست داشتن میتونیم به جنگ هر مشکلی بریم

مشکلاتی مثله اختلاف طبقاتی یا اختلاف تحصیلی یا اختلاف سنی ...

منظور من این بود که فکر نکنیم "اگه ع-ش-ق باشه بقیه چیزها حل میشه "

حاشا و کلا که اینجوری نیست .


انصافا اگه شما عاشقی کسی بشید و از صمیم قلب اونو دوست داشه باشین حاضرین به دور از احساس و کاملا منطقی به این موضوع فکر کنید ( البته منطق و عقل فرد مبتلا ، منطق و عقل احساسیه و عشق تا زیر جمجمش نفوذ کرده ) یا نظر دیگران در اینباره جویا بشید ؟

omid
پنجشنبه ۱۱ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۰۰
سوال دقیقا چیه؟
ازدواج خوب است یا بد؟
معیار های ازدواج صحیحی چیست؟
بگید تا من نظرات کارشناسانه و بدون غرضمو بدم:3:
پیشاپیش من بگم که من از اون هام که می خوام هر چی زودتر ما بشم:3:
2 تا بچه هم می خوام تازه:3:

amin_michael5
پنجشنبه ۱۱ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۰۸
آقا من چون حال ندارم پست های قبلی رو بخونم نظر خودم رو درباره ازدواج میگم:

من شخصا اگه میتونستم از راهی دیگه ای بچه دار بشم(البته بچه خودم باشه یعنی از خونه خودم) به هیچ وجه

حاضر نبودم ازدواج كنم.به نظر من ازدواج منشا’ همه ی بدبختی های عالمه اصلا انسان ها هر بلایی سرشون میاد

به خاطر این ازدواج و مسائل مربوط به اونه.

چقدر خوب بود زندگی بدون زن ها:1:

هومن
پنجشنبه ۱۱ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۱۱
سوال دقیقا چیه؟
ازدواج خوب است یا بد؟
معیار های ازدواج صحیحی چیست؟
بگید تا من نظرات کارشناسانه و بدون غرضمو بدم:3:
پیشاپیش من بگم که من از اون هام که می خوام هر چی زودتر ما بشم:3:
2 تا بچه هم می خوام تازه:3:

سوال نیست... از روی بیکاری یه مبحثی رو مطرح کردم که باعث شد چندتا از بچه ها نظر بدن
و بحث خوبی داشتیم!
میخوای تو هم نظر بده در موردش!

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

amin_michael5
پنجشنبه ۱۱ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۲۰
خوب شد این رو گذاشتی دادا،

خب معلوم شد من در گروه دوم قرار دارم اما با این تفاوت كه از ازدواج نمیترسم فقط از اونا خوشم نمیاد،چون همون

طور كه گفتم منشا’ همه ی بدبختی هاست.:1:

i.M.a.N
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۰:۵۶
آقا من چون حال ندارم پست های قبلی رو بخونم نظر خودم رو درباره ازدواج میگم:

من شخصا اگه میتونستم از راهی دیگه ای بچه دار بشم(البته بچه خودم باشه یعنی از خونه خودم) به هیچ وجه

حاضر نبودم ازدواج كنم.به نظر من ازدواج منشا’ همه ی بدبختی های عالمه اصلا انسان ها هر بلایی سرشون میاد

به خاطر این ازدواج و مسائل مربوط به اونه.

چقدر خوب بود زندگی بدون زن ها:1:
موافقم

omid
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۵۲
هفته ی بعد رو که من رزو کردم ... میخوام دز فلسفی انجمن رو ببرم بالا!!! :1:

-------------

در مورد ازدواج هم میشه بحث کرد .
من چون جواب سوال این هفته رو دادم ، یه کوچولو در این مورد صحبت میکنم!

انسان ها در مورد ازدواج تقریبا به دو دسته تقسیم میشن.
1- افراد که بی صبرانه دوست دارن زودتر ازدواج کنن. این افراد تقریبا آرمانگرا هستن. نیمه ی
پر لیوان رو میبینن ... رک بگم این افراد زیاد تو اجتماع نبودن و با یکسری مسایل بیگانه هستن.
فکر میکنن زندگی خیلی گل و بلبل هستش. زن میگیریم ... بچه دار میشیم.... خوشبخت
میشیم ... بچه هامون میرن سر خونه زندگیشون .... ما هم به پای همدیگه پیر میشیم ...
چه زندگی شیرینی!!! :3:
خب باید از این افراد پرسید اگه این جوریه ، چرا اینقدر آمار طلاق تو کشور ما بالاست؟؟؟؟
چرا 99% زن و شوهرا با هم مشکل دارن؟؟؟

2- این دسته ی دومی ها از زن و ازدواج فرارین .این افراد واقع بین هستن . تا حدودی نیمه ی
خالی لیوان رو میبینن ولی حق دارن بنده خداها... تو این جور روابط بودن و چوبش رو خوردن!!!
میدونن زن گرفتن چه دردسر هایی داره ... چه مشکلاتی داره ... چه مسئولیت سنگینی داره!
برای همین از ازدواج کردن فرار میکنن. راستش رو بخواین باید بگم از زن گرفتن میترسن...
من بهشون حق میدم!

حالا شما جزو کدوم دسته هستید؟؟؟
من گزینه 1 هستم بدون شک:3:
کی میگه 99% زن و شوهر ها مشکل دارن؟؟ نکنه منظورت از مشکل اختلاف سلیقه هست؟
مثلا من فلان غذا رو دوست دارم اون دوست نداره.
زندگی هم گل و بلبل نیست ولی وقتی هم که مجرد هستی باز هم زندگی گل وبلبل نیست ولی لااقل 2 تفری بهتر میشه با مشکلات مبارزه کرد.

هومن
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۴۱
من گزینه 1 هستم بدون شک:3:
کی میگه 99% زن و شوهر ها مشکل دارن؟؟ نکنه منظورت از مشکل اختلاف سلیقه هست؟
مثلا من فلان غذا رو دوست دارم اون دوست نداره.
زندگی هم گل و بلبل نیست ولی وقتی هم که مجرد هستی باز هم زندگی گل وبلبل نیست ولی لااقل 2 تفری بهتر میشه با مشکلات مبارزه کرد.

یعنی به نظرت من فکر میکنم 99% زن و شوهرا مشکلشون سر اینه که فلان غذا رو دوست ندارم؟؟؟ :3:
میدونی ... تا تو تهران نباشی و در درجه ی دوم تو شرایطش قرار نگیری ، نمیتونی درست نظر بدی!
تو یه سر بیا تهرون ... میبرمت میدان ونک ... دادگاه خانواده!!!
اونوقت هم آمار طلاق تو تهران دستت میاد و هم دلیل این طلاقا ... تو تهران کسی واسه غذا طلاق نمیده ... زنگ میزنه پیتزا واسش میارن! :3:
من یه چیزایی تو این تهران دیدم که مطمئنم حتی 99% کسایی که تو تهران هم زندگی میکنن با چنین مسایلی روبرو نشدن. نمیخوام این مسایل رو باز کنم...
البته یه چیزی رو بگما ....
من خودم اگه تو شیراز زندگی میکردم ، خودم هم جزو گزینه اولیا محسوب میشدم! :3:
ولی تو تهران گزینه ی دو صحیح است! :jesors:

SALAR
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۲۹
هومن مغازه چی داری؟كجا؟

omid
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۴۹
یعنی تو معتقدی 99% زن و شوهرهای تهرانی با هم مشکل دارن؟؟؟؟؟؟؟
تازه مگه کسی جلوتو گرفته بیا شیراز زندگی کن در جوار خواجه حافظ شیرازی:3:

SALAR
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۵۹
امید چند بار میری حافظیه؟
تو بیا اینجا میریم ولیعصر دلت باز میشه.

هومن
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۰۱
هومن مغازه چی داری؟كجا؟

من گفتم مغاز ه دارم؟؟؟؟ :3:

یعنی تو معتقدی 99% زن و شوهرهای تهرانی با هم مشکل دارن؟؟؟؟؟؟؟
تازه مگه کسی جلوتو گرفته بیا شیراز زندگی کن در جوار خواجه حافظ شیرازی:3:

99/99 % زن و شوهرهای تهرانی با هم مشکل دارن. ولی مشکلات همشون حاد نیست.
ولی این رو با اطمینان میگم که اکثریت زن و شوهرها با هم مشکلات جدی دارن!
تا چندسال دیگه وضع از این هم بدتر خواهد شد ... خیلی بدتر!!!

بیام شیراز؟؟؟ من از تهران نمیتونم دل بکنم :3:
در ضمن اولویت اول من برای زن گرفتن ، تبریز هستش! :3:
زنان تبریزی بهترین زنان ایرانی هستن ... به خصوص از لحاظ آشپزی! :3:

Linorth
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۲۳
من گفتم مغاز ه دارم؟؟؟؟ :3:



99/99 % زن و شوهرهای تهرانی با هم مشکل دارن. ولی مشکلات همشون حاد نیست.
ولی این رو با اطمینان میگم که اکثریت زن و شوهرها با هم مشکلات جدی دارن!
تا چندسال دیگه وضع از این هم بدتر خواهد شد ... خیلی بدتر!!!

بیام شیراز؟؟؟ من از تهران نمیتونم دل بکنم :3:
در ضمن اولویت اول من برای زن گرفتن ، تبریز هستش! :3:
زنان تبریزی بهترین زنان ایرانی هستن ... به خصوص از لحاظ آشپزی! :3:


هومن تو رو كه هركی نگات كنه ناخوداگاه میفهمه مهترین معیارت برای همسر آیندت چی میتونه باشه:3:

هومن مصداق كامل اون ضرب المثلی هست كه میگه : راه ِ عشق ِ مرد ها از شكمشون میگذره :3:

Nillo
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۲۲
من اساسا با امید موافقم....

اولا که مشکلو همه دارن...اصن اگه مشکل نباشه که نمیشه،یه جای کار میلنگه...اصن آدم میره تو زندگی که با مشکلات کشتی بگیره....هرکی مشکلات بیشتری رو حل کنه زندگی بهتری خواهد داشت...این قانونشه...جز این نیست!!!!

amin_michael5
جمعه ۱۲ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۰۶
آقا من نمیفهمم شما همه قبول دارین که ازدواج کردن سخته و مشکلات رو همه دارن !!!!!!!!!:1:

خب این چه کرمیه که آدم ازدواج کنه؟؟؟؟؟؟:1:

اصلا یه زن و مرد چه احتیاجی به هم دارن؟؟:1:فقط یه نیاز دارن که به قول هومن نمیخوام بازش کنم:3:

که برای رفع این نیاز راه های زیادی هست که نمیخوام بازش کنم:3:

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۰۸
تو خجالت نمیكشی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
زن و بچه مردم اینجا رفت و امد دارند.این چیزا چیه میگی؟؟؟؟
نه تو را خدا بیا بازش كن.!!!!!!!
اتفاقا زن و مرد خیلی به هم احتیاج دارند.در تمام زمینه ها

amin_michael5
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۳۳
دیدی گفتم تو رو باید استیضاح كرد:1:

اون یه نیازی كه به هم دارن نیازی عاطفی هست:3:زن و مرد نیاز به محبت دارن:3:

فكرت خرابه ها:3:

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۴۸
منم تو را میشناسم.میدونم منطورت چی بود.بگم؟بگم؟
بزار یه خورده سرحال بشم بهت نشون میدم دنیا دست كیه.

amin_michael5
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۷
ایشالا كی میمیری بیایم حلوات رو بخوریم:3:

Vahid
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۹
به به ، به به
تاپیک نو مبارک :3:
اینجا چه خبره ؟ :3:

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۱
وحید خان دیر رسیدی.خبر نداری چه بحث های داغی اینجا مطرح میشه

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۲
ایشالا كی میمیری بیایم حلوات رو بخوریم:3:

حلوا هم میخای؟؟؟:1:
نشونت میدم.:jesors:

i.M.a.N
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۳۰
هومن میخوای زن تبریزی بگیری ؟؟؟؟

الان چند کیلویی؟؟؟؟50 کیلو یک ساله یا شاید هم کمتر از یک سال به وزنت اضافه میشه

i.M.a.N
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۳۱
راستی هومن سوال هفته چی شد؟؟؟

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۴۳
هومن میخوای زن تبریزی بگیری ؟؟؟؟

الان چند کیلویی؟؟؟؟50 کیلو یک ساله یا شاید هم کمتر از یک سال به وزنت اضافه میشه

نه دیگه ... تو تبریز زن که بگیری ، خانواده ی عروس به عنوان جهیزیه ، یه تردمیل هم بهت میدن تا
مشکلی پیش نیاد! :3:

راستی هومن سوال هفته چی شد؟؟؟

الان مینویسمش!

i.M.a.N
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۱۲
نه دیگه ... تو تبریز زن که بگیری ، خانواده ی عروس یه تردمیل هم بهت میدن تا مشکلی
پیش نیاد! :3:



الان مینویسمش!
پس قول بده هر وقت زنت كوفته تبریزی درست كرد برای منم بفرستی چون من عاشق كوفته تبریزیم

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۱
پس قول بده هر وقت زنت كوفته تبریزی درست كرد برای منم بفرستی چون من عاشق كوفته تبریزیم

هر وقت کوفته تبریزی داشتیم ، تو رو دعوت میکنیم. خوبه؟؟؟ :3:
تبریزی ها یه غذاهایی درست میکنن که واقعا فوق العاده اس...
یه آشنایی داشتیم ما (خدا بیامرزدش) تبریزی بود ... غذاهایی درست میکرد!
یه بار یه رولت گوشت درست کرد ، من انگشتام رو هم باهاش خوردم!!! :3:

Nillo
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۵
حالا سوالو چرا نمیزاری؟!

i.M.a.N
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۲۹
هر وقت کوفته تبریزی داشتیم ، تو رو دعوت میکنیم. خوبه؟؟؟ :3:
تبریزی ها یه غذاهایی درست میکنن که واقعا فوق العاده اس...
یه آشنایی داشتیم ما (خدا بیامرزدش) تبریزی بود ... غذاهایی درست میکرد!
یه بار یه رولت گوشت درست کرد ، من انگشتام رو هم باهاش خوردم!!! :3:
عالیه پس كوفته هر هفته افتادیم

amir8741
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۳۰
به به بحث شيرين ازداواج و ايناست اينجا:3:


ميبينم آدماي متاهل مباحث كاملا قشنگي رو مطرح ميكنن و اين نشون از تجربه هاي بس شگرفي هست كه بدست آوردن:3:


ايشاالله قسمت همتون بشه و همه خوشبخت بشن تو زندگيشون


هركسي تو زندگيش يه جوري به اين نتيجه ميرسه كه بايد ازدواج كنه: هميشه اينطور نيست كه همه دلايلشون يكي باشه

يكي ممكنه بگه من اگه وضعم توپ بود: هيچوقت ازدواج نميكردم!!! ( اين آدم كاملا در اشتباه هست: اگه هم قبول نداره من ميتونم بهش ثابت كنم كه اشتباه ميكنه)

آدمي كه وضعش خوبه به نظر من زودتر ازدواج ميكنه!! چون زمان اشباء شدنش از تمام آمال و اميال دوران جواني: سريع تر اتفاق ميفته !!



يكي ممكنه بگه من عاشق شدم و ازدواج كردم كه اينم داري ابهامات بسياري هست( از نظر من بدترين ازدواج همينه: البته با پوزش از تمامي عشاق):apophys:

چون كسي كه عاشقه يه جورايي قدرت هاي 5 گانه اش تا سطح weak كاهش پيدا ميكنه و بعد از بازي در اون سيستم (زندگي مشترك) كه به سطح بالاترش برگرده: دچار معادلات چند مجهولي ميشه كه حل كردنش كار حضرت فيله!:jesors: ( اميدوارم كسي ناراحت نشه و اگه شده : من ازش معذرت ميخوام)



فقط يه چيز مهم رو بهتون بگم كه از همه مسائل زندگي مشترك مهمتره و اون (گذشت) ه


يكي از دوستانمون يه حرف قشنگي زد: قبل از هر كاري فكر كنيد و قبل از ازدواج خيلي فكر كنيد.

منم ميخوام بگم كه بريد تو زندگيتون( همين زندگي كه الان داريد: پدر و مادر و خواهر و برادر و حتي همين هتريك و اينترنت)
ببينيد آستانه صبر و تحملتون چيه؟؟؟!!

چقدر جنبه حرف مخالف رو داريد؟؟ چقدر ظرفيت شنيدن حرف غير منطقي رو دارين؟؟؟

همين جا هم اگه كسي نكته اي اشتباهي بگه: با چندتا علامت !!!!! و شكلك هاي كاربردي: ميخوايم طوري جواب بديم كه مخاطب سر جاش نشونده بشه!

ولي زندگي مشترك جاي اينجور حرفها نيست به خدا
وقتي تو زندگي مرد بگه: زن در بهترين حالت ممكن در اون لحظه قبول ميكنه ولي دنبال يه مسئله اي كه اونو تلافي كنه و يا بلعكس: پس با اين منطق و صبر اگه بريد تو زندگي مشترك: الله علم!!!

آره : همه ميدونن اگه كسي حرف غير منطقي بزنه : ميشه با دليل اشتباهشو بهش ثابت كرد!!
ولي نوع فهموندن اين اشتباه تو زندگي مشترك مثل گذشته نيست و نبايد باشه و لزوم فهميدنش هم فقط قرار گرفتن تو شرايط زندگي مشترك هست.



بحث جنسي هم نميشه تو ايران زياد باز بشه به خاطر شرايط
فقط همين رو بگم كه خيلي از زوجها به خاطر كه مسائل جنسي مجبور به ازدواج شدن: بدترين زندگي رو داشتن و خواهند داشت!

متاسفانه اين مسئله در يه سري كشور ها باعث بدبخت شدن خيلي ها ميشه تا زماني كه خود گذشت زمان اين مشكل رو بر طرف كنه كه معيار ها براي انتخاب فرق كنه

راستي يه چيزي كه خيلي مهمه و به درت آقايون ميخوره فقط:

حتما چك كنيد اخلاقياتتون با پدر زنتون همخوني داره يا نه:jesors:

اگه با هم همخوني داشته باشيد: زندگي سرشار از شيريني و لذت بخشي رو خواهيد داشت.

اگه هم تونستيد جايي قلاب بندازين كه از شر برادران زن : در امان باشيد( ما كه نداريم و در امان هستيم: ميفهميم سلطنت يعني چي؟:3:)

اگه خواهر زني داريد: اگه يه دونه باشه و اونم در خارج از كشور باشه كه ديگه عمر نوح هم نصيبتون ميشه!!!

چرا؟؟؟؟

چون اون باجناق(پاچلاق) ميشه ديو هفت سري كه خانواده رو از فرزندش دور كرده و شما ميشيد نماد مهرباني و عطوفت:apophys:

اين توصيه هاي آخر براي آقايون: فقط جنبه مزاح داشت و هيچ كاربرد ديگري ندارد:3: ولي شما جدي بگيريدش :apophys:

Nillo
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۳۱
تبریزیا یه آش گوجه درس میکنن ته غذاس....به خانومت بگو از اونا درس کنه بخوری حال کنی!!!

black_shadow
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۷:۳۹
اقا این پستی كه من چند روز پیش درمورد ازدواج داده بودم كوش؟!!!!
كجاش مشكل داشت كه كلا تركوندینش!!!

omid
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۲۴
99/99 % زن و شوهرهای تهرانی با هم مشکل دارن. ولی مشکلات همشون حاد نیست.
ولی این رو با اطمینان میگم که اکثریت زن و شوهرها با هم مشکلات جدی دارن!
تا چندسال دیگه وضع از این هم بدتر خواهد شد ... خیلی بدتر!!!




من تهرون نیستم
ولی این حرفت خیلی غیر قابل قبوله!!

omid
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۲۴
امید چند بار میری حافظیه؟
تو بیا اینجا میریم ولیعصر دلت باز میشه.
دل من با ای چیزا وا نمیشه کاکو:3:

black_shadow
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۲۷
امید دلش با این چیزها و كارای پیش پا افتاده وا نمیشه!!
فقط ویرایش!!!!!:3:
اصلا انگار تو دلش اسپیلیت روشن میكنن!!!:3:
مخصوصا اگه یه پستی كه اصلا مشكلی نداشته باشه رو ویرایش كنه!!!!
مثل پست چند روز پیش من تو همین تاپیك!!!:3:

omid
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۳۰
اقا این پستی كه من چند روز پیش درمورد ازدواج داده بودم كوش؟!!!!
كجاش مشكل داشت كه كلا تركوندینش!!!
مشکا داشت اقا
مشکل داشت:3:

black_shadow
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۳۳
مشکا داشت اقا
مشکل داشت:3:

د نداشت اقا!!!نداشت!!!
من یكی از شروط ازدواج یك خانوم رو گفته بودم فقط!!!!
خداوكیلی موردی نداشت امید!
سر پل صراط یقه تو میگیرم!!!!!:3:

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۸:۳۹
من تهرون نیستم
ولی این حرفت خیلی غیر قابل قبوله!!

کجاش غیر قابل قبول هستش؟؟؟؟

انگار باید برای ثابت کردن این مسئله به تو ، یه سری موضوعات رو باز کنم که جاش اینجا نیستا! :3:

امید کی میای تهران؟؟؟ :3:


د نداشت اقا!!!نداشت!!!
من یكی از شروط ازدواج یك خانوم رو گفته بودم فقط!!!!
خداوكیلی موردی نداشت امید!
سر پل صراط یقه تو میگیرم!!!!!:3:

پستت رو من پاک کردم!

اون پست تو اشکال نداشت؟؟؟
اون پست حداقل 6 ماه حبس داشت!!! :3:

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۲۸
خب سوال این هفته رو مطرح کنیم! :1:

سوال این هفته ی ما شاید تکراری باشه ... بارها در موردش صحبت شده ... اما به نظر من یکی از مهمترین دغدغه های فکری انسان همین سوال هستش!
یکی از چیز هایی که همیشه بهش فکر میکنم، همین موضوع هستش... « مرگ»!!!!

موضوعی که همیشه ذهن ما رو به خودش مشغول کرده ولی هیچوقت جوابی برای سوالات خودمون پیدا نمیکنیم!
چون در دایره ی دانستنی های ما نمی گنجه!!!

یکسری سوال مطرح کردم که که اگه مایل بودید ، جواب بدید!

1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

amin_michael5
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۵۱
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟
به نظر من مرگ شكل خاصی نداره!!!!!
من مرگ رو این طوری معنی میكنم: ((مرگ یعنی پایان زندگی)) بعد از این كه آدم میمیره دیگه هیچی نیست.

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟
ازش بدم میاد،چون زندگی كردن رو خیلی دوست دارم

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

نه به هیچ وجه حاصر نیستم به این آسونی ها بمیرم

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟
سریع میرم غذایی رو كه هوسشو دارم میخورم،بعد دقیقه ها رو میشمرم،چون من خیلی آرزو ها دارم كه كار یه روز و دو روز نیست
5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟ اگر بهشت و جهنمی باشه،جوابش رو خودم میدونم،احتیاجی نیست كه بپرسم میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

كلا آدمی نیستم كه در حد جهنم باشم،چون نه كسی رو اذیت كردم و نه كسی رو ناراحت.

جز خوبی به خلق الله و خندوندن بقیه كار دیگه ای نكردم.

مطمئن باشین كه اگه من برم جهنم ،پس همه ی آدما باید برن جهنم.

30n4
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۰۷
خب سوال این هفته رو مطرح کنیم! :1:

سوال این هفته ی ما شاید تکراری باشه ... بارها در موردش صحبت شده ... اما به نظر من یکی از مهمترین دغدغه های فکری انسان همین سوال هستش!
یکی از چیز هایی که همیشه بهش فکر میکنم، همین موضوع هستش... « مرگ»!!!!

موضوعی که همیشه ذهن ما رو به خودش مشغول کرده ولی هیچوقت جوابی برای سوالات خودمون پیدا نمیکنیم!
چون در دایره ی دانستنی های ما نمی گنجه!!!

یکسری سوال مطرح کردم که که اگه مایل بودید ، جواب بدید!

1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

1- یه چیزی تو مایه های هدیه تهرانی تو فیلم یه بوس کوچولو

2-نسبت به مرگ احساس خاصی ندارم،ولی خب از اینکه کسانی رو که دوست دارم دچارش بشن خیلی بدم میاد

3-الان که نه ولی آمادگیش رو دارم هر زمانی کوله بار سفر رو جمع کنم،حقیقتش اینقدر بهم خوش نگذشته که نتونم دل بکنم ولی اگه اجباری برای مردن نباشه خب فعلا هستیم خدمتتون شاید بعدها به ما هم خوش گذشت.چون میدونی کسی که از اون ور خبر نداره.هر وقت مطمئن شدم که چه خبر خب شاید داوطلبانه رفتم در غیر اینصورت باید بیان دنبالم

4-سعی میکنم 1:30 رو پیش کسی باشم که دوستش دارم بعدش هم میرم یه جایی که تنها باشم.دوست ندارم کسی لحظه مردنم رو ببینه

5-سعی میکنم از کسایی که دلشون رو شکستم دلجویی کنم ولی خب از اونجایی که در این شرایط اونها از روی دلسوزی می بخشن فکر نمیکنم تاثیر چندانی داشته باشه :(

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۱۵
خب سوال این هفته رو مطرح کنیم! :1:

سوال این هفته ی ما شاید تکراری باشه ... بارها در موردش صحبت شده ... اما به نظر من یکی از مهمترین دغدغه های فکری انسان همین سوال هستش!
یکی از چیز هایی که همیشه بهش فکر میکنم، همین موضوع هستش... « مرگ»!!!!

موضوعی که همیشه ذهن ما رو به خودش مشغول کرده ولی هیچوقت جوابی برای سوالات خودمون پیدا نمیکنیم!
چون در دایره ی دانستنی های ما نمی گنجه!!!

یکسری سوال مطرح کردم که که اگه مایل بودید ، جواب بدید!

1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟


1- چیزی كه معلومه اینه كه زیاد خوشگل نیست.
2- خیلی ازش میترسم.دوست ندارم بهش فكر كنم.
3-عمرآ.حرفش را نزن.من میخام یه 100 سال دیگه عمر كنم.جدی میگما
4- میرم حلالیت میگیرم.یه كاری میكنم یه كمتر عذاب بكشم.
5-اولا از خدا میخام یه سال وقت بده.دومآ سعی میكنم كارهایی بكنم كه كمتر عذاب بكشیم.هر چند ادم خیلی بدی نیستم ولی خوب خیلی هم مثبت 100% نیستم.میانه رو هستم.ولی نمیدونم چرا این قدر میترسم

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۰۵
1- به نظر من مرگ شكل خاصی نداره!!!!!
من مرگ رو این طوری معنی میكنم: ((مرگ یعنی پایان زندگی)) بعد از این كه آدم میمیره دیگه هیچی نیست.

2- ازش بدم میاد،چون زندگی كردن رو خیلی دوست دارم

3- نه به هیچ وجه حاصر نیستم به این آسونی ها بمیرم

4- سریع میرم غذایی رو كه هوسشو دارم میخورم،بعد دقیقه ها رو میشمرم،چون من خیلی آرزو ها دارم كه كار یه روز و دو روز نیست

5- كلا آدمی نیستم كه در حد جهنم باشم،چون نه كسی رو اذیت كردم و نه كسی رو ناراحت.
جز خوبی به خلق الله و خندوندن بقیه كار دیگه ای نكردم.
مطمئن باشین كه اگه من برم جهنم ،پس همه ی آدما باید برن جهنم.

داستانی از اسرار التوحید!

«شیخ ما گفت که وحی آمد به موسی -علیه السلام- که بنی اسرائیل را بگوی که بهترین کس را از میان شما اختیار کنند. صد کس اختیار کردند. وحی آمد که از این صد کس بهترین اختیار کنند، ده کس اختیار کردند. وحی آمد که از ده، سه اختیار کنند. سه اختیار کردند. وحی آمد که از این سه کس، بهترین اختیار کنند. یکی اختیار کردند. وحی آمد که این یگانه را بگویید تا بدترین بنی‏اسرائیل را بیارد. او چهار روز مهلت‏خواست و گرد عالم می‏گشت که کسی طلب کند. روز چهارم به کویی فرو می‏شد. مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود و انواع فسق و فجور در او موجود، چنان که انگشت‏نمای گشته بود. خواست که او را ببرد، اندیشه‏ای به دلش درآمد که به ظاهر حکم نباید کرد; روا بود که او را قدری و پایگاهی بود; به قول مردمان، خطی بر وی فرو نتوان کشید و به این‏که مرا خلق اختیار کردند که بهترین خلقی، غره نتوان گشت. چون هرچه کنم به گمان خواهد بود. این گمان درحق خویش برم بهتر. دستار در گردن خویش انداخت و به نزد موسی علیه السلام آمد و گفت هرچند نگاه کردم هیچ کس را بدتر از خود ندیدم . وحی آمد به موسی علیه السلام که آن مرد بهترین ایشان است نه به آن که طاعت او بیش است، بلکه به آن که خویشتن را بدترین دانست. »

amin_michael5
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۲۱
داستانی از اسرار التوحید!

«شیخ ما گفت که وحی آمد به موسی -علیه السلام- که بنی اسرائیل را بگوی که بهترین کس را از میان شما اختیار کنند. صد کس اختیار کردند. وحی آمد که از این صد کس بهترین اختیار کنند، ده کس اختیار کردند. وحی آمد که از ده، سه اختیار کنند. سه اختیار کردند. وحی آمد که از این سه کس، بهترین اختیار کنند. یکی اختیار کردند. وحی آمد که این یگانه را بگویید تا بدترین بنی‏اسرائیل را بیارد. او چهار روز مهلت‏خواست و گرد عالم می‏گشت که کسی طلب کند. روز چهارم به کویی فرو می‏شد. مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود و انواع فسق و فجور در او موجود، چنان که انگشت‏نمای گشته بود. خواست که او را ببرد، اندیشه‏ای به دلش درآمد که به ظاهر حکم نباید کرد; روا بود که او را قدری و پایگاهی بود; به قول مردمان، خطی بر وی فرو نتوان کشید و به این‏که مرا خلق اختیار کردند که بهترین خلقی، غره نتوان گشت. چون هرچه کنم به گمان خواهد بود. این گمان درحق خویش برم بهتر. دستار در گردن خویش انداخت و به نزد موسی علیه السلام آمد و گفت هرچند نگاه کردم هیچ کس را بدتر از خود ندیدم . وحی آمد به موسی علیه السلام که آن مرد بهترین ایشان است نه به آن که طاعت او بیش است، بلکه به آن که خویشتن را بدترین دانست. »
داش هومن داستان جالبی بود...............

اما هركس بهتر میدونه كه جایگاهش تو این دنیا كجاست و مردم راجع به اون چطوری فكر میكنن.

من همونم كه گفتم و مطمئنم كه بین آدم ها از بهترین آدما هستم،نمیگم بهترین آدم زمین هستم ولی آدمی هم

نیستم كه لایق جهنم باشه.حداقل این رو میدونم كه شاد بودن بقیه بزرگترین آرزوی منه و برای این كه بقیه شاد

باشن هر كاری میكنم،حتی برای این كه به این خواستم برسم همه جور حرف و حدیثی رو تحمل

كردم و كاره خودم رو ادامه دادم و خواهم داد.تو این دوره زمونه كی به فكر اینه كه بقیه رو خوشحال كنه

به جرئت میگم این جور آدما به تعداد انگشتای دستن!!!هركسی به فكر اینه كه خودش خوش باشه و

اصلا براشون مهم نیست كه دوستش از چیزی ناراحته یا شاید غمی داشته باشه!!!!!!!!

حالا به نظر تو من لایق جهنم هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

i.M.a.N
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۲۸
داش هومن داستان جالبی بود...............

اما هركس بهتر میدونه كه جایگاهش تو این دنیا كجاست و مردم راجع به اون چطوری فكر میكنن.

من همونم كه گفتم و مطمئنم كه بین آدم ها از بهترین آدما هستم،نمیگم بهترین آدم زمین هستم ولی آدمی هم

نیستم كه لایق جهنم باشه.حداقل این رو میدونم كه شاد بودن بقیه بزرگترین آرزوی منه و برای این كه بقیه شاد

باشن هر كاری میكنم،حتی برای این كه به این خواستم برسم همه جور حرف و حدیثی رو تحمل

كردم و كاره خودم رو ادامه دادم و خواهم داد.تو این دوره زمونه كی به فكر اینه كه بقیه رو خوشحال كنه

به جرئت میگم این جور آدما به تعداد انگشتای دستن!!!هركسی به فكر اینه كه خودش خوش باشه و

اصلا براشون مهم نیست كه دوستش از چیزی ناراحته یا شاید غمی داشته باشه!!!!!!!!

حالا به نظر تو من لایق جهنم هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امین جان هومن چنین حرفی نزد كه شما جهنمی هستی یا چیز دیگه

منظورش این بود كه آدم نباید خودشو خیلی پاك فرض كنه

amin_michael5
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۴۱
امین جان هومن چنین حرفی نزد كه شما جهنمی هستی یا چیز دیگه

منظورش این بود كه آدم نباید خودشو خیلی پاك فرض كنه
میدونم دادا اگر هم به همچین چیزی فكر كرده باشه جرئت گفتنش رو نداره:3:

كلا گفتم كه همه بدونن اگه بهشت و جهنمی باشه من جام تو طبقه هفتم بهشته البته اگر آسانسور داشته باشه

اگه نداره به همون همكف هم قانعم:3:

هومن
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۲۴
داش هومن داستان جالبی بود...............

اما هركس بهتر میدونه كه جایگاهش تو این دنیا كجاست و مردم راجع به اون چطوری فكر میكنن.

من همونم كه گفتم و مطمئنم كه بین آدم ها از بهترین آدما هستم،نمیگم بهترین آدم زمین هستم ولی آدمی هم

نیستم كه لایق جهنم باشه.حداقل این رو میدونم كه شاد بودن بقیه بزرگترین آرزوی منه و برای این كه بقیه شاد

باشن هر كاری میكنم،حتی برای این كه به این خواستم برسم همه جور حرف و حدیثی رو تحمل

كردم و كاره خودم رو ادامه دادم و خواهم داد.تو این دوره زمونه كی به فكر اینه كه بقیه رو خوشحال كنه

به جرئت میگم این جور آدما به تعداد انگشتای دستن!!!هركسی به فكر اینه كه خودش خوش باشه و

اصلا براشون مهم نیست كه دوستش از چیزی ناراحته یا شاید غمی داشته باشه!!!!!!!!

حالا به نظر تو من لایق جهنم هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این چه حرفیه میزنی امین؟؟؟؟ من کی گفتم تو لایق جهنم هستی؟؟؟؟
تو میگی من بهشتی هستم...
من میگم این جور چیزا در تشخیص من و تو نیست. الله اعلم!


میدونم دادا اگر هم به همچین چیزی فكر كرده باشه جرئت گفتنش رو نداره:3:

كلا گفتم كه همه بدونن اگه بهشت و جهنمی باشه من جام تو طبقه هفتم بهشته البته اگر آسانسور داشته باشه

اگه نداره به همون همكف هم قانعم:3:

شب بود ، سرعت نت هم کم بود ، سیبیلاتو ندیدیم داداش! :3:
اگه بهشت آسانسور هم نداشته باشه ، به فرشته ها میگیم تا خود طبقه ی هفتم کولت کنن داداش!:3:
نگران چی هستی؟؟؟ :3:

SALAR
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۵۵
امین تو بری بهشت پس بهشت كجا بره؟؟
هومن نظرت خودت چیه؟

amirlefthand
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۵۶
خب سوال این هفته رو مطرح کنیم! :1:
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟
کلا شکل جالبی نداره ولی اگه همیشه براش آماده باشی مشکلی باهاش نداری من که این یه سال بران به اندازه مرگ مشکلات داشتم

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

بالاخره باید رفت بقولی هر اومدنی یه رفتن داره
3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

مسلما" نه ولی دست من نیست آره هر روز منتظرم که شاید فرشته رو ببینم وبشنوم که وقت رفتن به جهنمه

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟
خیلی ریلکس میشینم یه گوشه و به کار هایی که کردم فکر میکنم و به دنبال خدا حافظی از نزدیک ترین افراد زندگیم میرم همین

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

نمیپرسم چون میدونم و درخواست نمیدم چون نمیخوام اون یه روز رو برگردم


فردا یه جواب بهتر میدم

هومن
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۲۱
خب خودم هم به این سوالات جواب بدم! :1:

1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

به نظر مرگ سیاهه... تاریکه ... ولی ازش نمیترسم!
خیلی دوست دارم ببینمش!

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

احساس خاصی بهش ندارم. به چشم اتفاقی که هر لحظه ممکن هستش برام پیش بیاد بهش نگاه میکنم!

به قول خیام

من نیستم آن کــز رفتـنم بیم آید ***** آن نیمه مرا خوش تر از این نیم آید
عمریست مرا به عاریت داده خدا ***** تسلـیم کـنم چـو وقـت تسلیم آید

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

آره... حاضرم همین الان بمیرم!
آمادگیش رو دارم. میدونم بعد از مرگ سرانجام خوشی نخواهم داشت ولی باز ازش نمیترسم.
تنها نگرانیم از مرگم اینه که اطرافیانم از مرگ من ناراحت میشن!
ولی وقتی فکر میکنم که من خودم طاقت غم از دست دادن اطرافیانم رو ندارم ، ترجیح میدم اول خودم برم!

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

دو ساعت کمه! :3:
تو این دو ساعت از چند نفر حلالیت میطلبم . بعد میرم یک ساعت پیش اون کسی که خیلی دوستش دارم . و در نهایت هم میرم یه جایی تنها میشینم با خدای خودم راز و نیاز میکنم تا وقتش برسه!
میگن روح وقتی از بدن انسان جدا میشه ، اگه دور و برش شلوغ باشه و گریه و زاری بکنن ، خیلی عذاب میکشه...
هنوز نمیدونه چی شده!
دوست دارم وقتی میمیرم ، تنها باشم و چه سعادتی بالاتر از این که پای سجاده ی نماز از این دنیا برم!!!!

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

تو این دنیا به این بزرگی ، فقط به یه نفر تو عمرم ظلم کردم و دل دوتا دختر رو شکوندم!
سعی میکنم تو این یه روز ، از اون دوتا دختر حلالیت بطلبم و از دلشون در بیارم و هر کاری بکنم تا اون یه نفر منو از ته دل حلال کنه!
البته میدونم که بازم بهشتی نیستم!!!

و کلام آخر :

یا رب تو كریمی و كریمی كرم است ***** عاصی ز چه رو برون ز باغ ارم است؟
با طاعتم ار ببخشی،آن نیست كرم ***** با معصیتم اگر ببخشی، كرم است!

SALAR
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۰۱:۳۰
اولا هومن چرا دل 2تا دختر را شكستی؟ گناه دارند.حالا چی كار كردی؟ اعتراف كن تا سبك بشی.:jesors:
دوما فكر میكنی جهنمی هستی یا بهشتی؟

Nillo
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۳۳
1- کلا شکل نداره...اما رنگشای رنگیه!!! نپرسید چرا چون یه چیز حسیه...اسم مرگ که میاد این رنگه میاد تو ذهنم!!!!



2- همه میگن ما از مرگ نمیترسیم یا حسی نداریم...اما پاش که برسه همه میترسن(عین حقیقته انکار نکنید)، منم همینجوری بودم ولی تا حالا دو بار تا دم مرگ رفتم...حتی یه بار رفتم و برگشتم...راستیتش میترسم....ولی کلا چیزیه که دست ما نیست به قول شاعر:

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم/آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک/چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم



3- دست من نیست که من دوس داشته باشم یا نه(ر.ک به شعر بالا) آمادگیشم اصلا ندارم...میدونم اونور کلی حساب باید پس بدم!



4- دقیقا همون چیزایی که هومن گفت



5- تا جایی که میتونم حلالیت میطلبم...اگه بتونم حقی رو که ضایع کردم بدم...ولی اوووووووووووووووووووووووه همشو که نمیتونم.....

حالا یه چیزی بگم ما آدما آدم نمیشیم...هیشکیم این کارا رو نمیکنه!

SALAR
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۳:۵۳
منم یه بار تا پای مرگ رفتم.از اون وقت به بعد ترسم 100 برابر شده.خداییش وحشتناك بود.شانس اوردم كه برگشتم/

SALAR
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۴۲
هومن نگفتی تو فكر میكنی جهنمی هستی یا بهشتی؟

محمد
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۴:۴۵
1- به نظر ششما «مرگ» چه کلیه؟؟؟

به نظر من مرگ بهت آوره . یعنی تصورم اینه که بیشتر از اون که ترسناک باشه عجیبه .

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

احساس خوبی دارم . دو حالت که بیشتر نداره

مرگ یا پایان کامل داستانه و یا ابتدای یک ماجرای دیگس . در هر دو صورتش من ضرر نمیکنم .

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

بله . دوست داشتم . اینکه چرا تا حالا زنده موندم بخاطر احتمالیه که به زندگیه پس از مرگ میدم و اگه چند درصد کوچیک این احتمال حقیقت داشته باشه نمیخوام بعدا حسرتشو بخورم و گرنه هیچ لذتی دست و پای منو به این دنیا نبسته

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

صورت مادرمو میبوسم و بعد میخوابم . به زور والیوم هم شده میخوابم تا مرگم در خواب اتفاق بیوفته .

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

میرم موسسه محک . یک روز کامل خودمو وقف بچه های سرطانی میکنم . ببینم کی میخواد منو ببره جهنم :3:

هومن
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۰۵
هومن نگفتی تو فكر میكنی جهنمی هستی یا بهشتی؟

فکر کنم هر کسی پست منو بخونه ، متوجه میشه که من چه نظری دارم! :1:

---------------

محمد یعنی تو نمیخوای بیای جهنم؟؟؟؟؟؟ میخوای ریفیقت رو تنها بزاری؟؟؟ :3:

محمد
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۲
محمد یعنی تو نمیخوای بیای جهنم؟؟؟؟؟؟ میخوای ریفیقت رو تنها بزاری؟؟؟ :3:

پس فک میکنی الان کجاییم پسر !!

SALAR
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۷
هومن چرا فكر میكنی بهشتی هستی؟ امین هم كه همین طوره.
ولی من اصلا نمیتونم حدس بزنم.چون برابرم

هومن
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۲۲
هومن چرا فكر میكنی بهشتی هستی؟ امین هم كه همین طوره.
ولی من اصلا نمیتونم حدس بزنم.چون برابرم

تو از کدوم قسمت حرفای من برداشت کردی که من فکر میکنم که بهشتی هستم؟؟؟

Linorth
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۲۶
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

مرگ مثل بیدار شدن از خوابه....

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

حس خوبی ندارم....خوابیدن رو خیلی دوس دارم...

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

امادگیش رو دارم اما دوست ندارم بمیرم...دلم میخواد یه سری کارا رو انجام بدم بعد بمیرم...

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

میخوابم....بعد بیدار میشم نگاه میکنم به ساعت میبینم دو دقیقه مونده...باز میگیرم میخوابم...

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

من همچین چیزی نمیخوام....
من از جهنم هم ترسی ندارم....یعنی اصلا ترس که نداره...فوقش یکم درد داره ؛ که اونم به جهنم! ... من پوست کلفت تر از این حرفام....

i.M.a.N
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۷:۳۲
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟
یه رایحه خوش و خنک

مثل نسیم صبح گاهی

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

اینکه خیالم از همه چیز و دل مشغولی ها راحت میشم

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

آره با تمام وجود آمادم تمومش کن همین حالا

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

اول به 2-3 نفری که دلشون رو شکستم زنگ میزنم

بعد از خواهرم حلالیت می طلبم چون خیلی سر به سرش گذاشتم

هرچی غسل داریم رو انجام میدم

بعدش هم میرم روی صندلی میشینم و در حالی که صدای موسیقی فضای اتاق رو پرکرده منتظر اومدنش می شم

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو

این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟
اول به 2-3 نفری که دلشون رو شکستم زنگ میزنم

بعد از خواهرم حلالیت می طلبم چون خیلی سر به سرش گذاشتم

میرم تو کل شهر دنبال کسی که دوستش داشتم ولی بهش تحویلش نمی گرفتم و گمش کردم می گردم

و بهش می گم چقدر دوستش داشتم

سعی میکنم 3-4 ساعت با هاش باشم

بعد تو شهر میچرخم و هرچیزی که دارم رو به افراد بی بضاعت میدم

و اخرش هم هنگامی که دارم طلوع خورشید رو نیگاه و میکنم و موسیقی فضا رو پر کرده جان به جان آفرین تسلیم می کنم

-----
ببینید بهشت برید ولی تنها باشید كه حال نمیده

به قول دکتر شریعتی:در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است

ولی فکرشو بکنین تو جهنم فرامرز اصلانی گیتار میزنه و میخونه

هایده می میاره و میخونه شبا همش به میخونه میرم من

خردادیان همه رو میرقصونه

مایکل چه خوب بندری میرقصه

فردین زنا رو از آتیش نجات میده

ببینید چه باحاله جهنم

SALAR
يکشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۸, ۱۷:۵۸
بابا اینجا همه جهنمی تشریف دارند/

i.M.a.N
دوشنبه ۱۵ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۶
این داستان هم جالبه حتما بخونید

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان کرد: «روز به خیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟»
دروازه‌بان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.»
دروازه‌بان به چشمه اشاره کرد و گفت: «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بوشید.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: روز به خیر
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر که می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ، به کنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد. مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!
- کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌کنند. چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا می‌مانند...

بخشی از کتاب «شیطان و دوشیزه پریم»، پائولو کوئیلو

omid
سه شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۵۰
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟
پس از خواندن نظر باقی دوستان من هم نظرمو میگم:3:
مرگ باید خوب باشه چون رسیدن به معبوده
ولی برای من مرگ یک جور استرس و اضطرابه چون نمی دونم دقیقا بعدش چی میشه.
2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟
یه احساس پیچیده آمیخته با ترس و اضطراب
3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟
چه جلب:3:
نه دوست ندارم
راستیاتش دوست دارم اول ازدواج کنم بعد بچه دار بشم بعد بچه هام که به یه سروسامونیرسیدم جان را به صابش برگردونم.فعلا آمادگیشو ندارم.
4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟
تو 2 ساعت چنتا نماز قضا میشه خوند:3:؟؟؟
آهان میرم از این اجاره ای میگیرم که برام بخونن.
من خیلی سعی کردم حق الناس به گردنم نباشه الان مورد خاصی یادم نمیاد.
ولی حق الله زیاد دارم
میشینم توبه و تضرع وزاری وناله وفغان و...:3:می کنم
5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟

حلالیت از پدر مادر و دوستان بقیشهم توبه توبه توبه.

Nillo
سه شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۵۱
يكي از دوستام اين كتابه رو داد بهم،حدود 6-7 ماه پيش گفت برو بخون ولي من نخوندم.....

واجب شد بخونمش!

farnosh
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۳۰
خب سوال این هفته رو مطرح کنیم! :1:

سوال این هفته ی ما شاید تکراری باشه ... بارها در موردش صحبت شده ... اما به نظر من یکی از مهمترین دغدغه های فکری انسان همین سوال هستش!
یکی از چیز هایی که همیشه بهش فکر میکنم، همین موضوع هستش... « مرگ»!!!!

موضوعی که همیشه ذهن ما رو به خودش مشغول کرده ولی هیچوقت جوابی برای سوالات خودمون پیدا نمیکنیم!
چون در دایره ی دانستنی های ما نمی گنجه!!!

یکسری سوال مطرح کردم که که اگه مایل بودید ، جواب بدید!

1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟

2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟

4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟

5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟

1)شكلی نداره! ولی فرك كنم درد داره:jesors:
2)فرك كنم یكم میترسم شایدم زیاد میترسم
3)نهههههه... اصلا آماده نیستم.. هنوز كوچولوام:wink:
4)1ساعتو نیمشو گریه میكنم نیم ساعت آخرشم بازم گریه میكنم..
5)خیلی سخته سئوالش:sad:خب هیچ كاری نمیشه كرد! میگم مامانم واسم دعا بكنه و طلب آمرزش بكنه!:wink:
آقا ازین سئوالا نكنین خیلی ترسناكن!:jesors:

SALAR
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۲:۵۴
قراره برای این هفته امید سوال بده ولی انگار رفته پیش فامیل 13 سالشون.
میاد؟

SALAR
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۲۵
اگه امید نمیاد خودم سوال بگم؟

i.M.a.N
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۲۸
اگه امید نمیاد خودم سوال بگم؟
امید كه قرار نبود سوال بده

من بودم ولی الان سوالم نمیاد:3:

خودت بگو

SALAR
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۲۹
جدی؟ تو بودی؟ فك كردم امید بود.نمیدونم چرا حافظم كم شده.
چی بگم؟

i.M.a.N
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۴
سوال رو منظورمه

SALAR
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۶
بزار تا فردا اگه كسی پیدا نشد چشم یه سوالی میگیم.

Nillo
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۲۵
هنوز فردا نشده؟

SALAR
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۳۹
نه بابا.از پست من تا این پست تو 5 ساعت گذشته

Nillo
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۰:۵۱
حالا چی؟

هنوز فردا نشده!!

black_shadow
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۱:۳۶
1- به نظر شما «مرگ» چه شکلیه؟؟؟
بستگی داره چجوری زندگی كرده باشی.اگه خوب زندگی كنی مرگ هم برات زیبا میشه.من تو زندگیم نه خوب بودم نه بد.
2- چه احساسی نسبت به این موضوع داری؟؟؟
نمیدونم.خیلی وقت بود به مرگ فكر نكرده بودم.خیلی وقت بود خوب شده بودم(از نظر روحی)

3- دوست داری الان بمیری؟؟؟ به نظرت آمادگیش رو داری؟؟؟
از مردن بدم نمیاد ولی امادگی......نمیدونم.همیشه از جاهای تنگ بدم میومد.
یه جا خوندم همه دوست دارن برن بهشت.ولی هیچكس دوست نداره بمیره....
4- اگه بهت بگن تا 2 ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ، چیکار میکنی؟؟؟
تو 2 ساعت نمیشه كاری كرد.فكر كنم زندگی عادیمو ادامه میدم .....
5- فکر کن فرشته ی مرگ برابر تو ظاهر بشه و بگه وقت رفتنه ...
تو میپرسی : من بهشتیم یا جهنمی؟؟؟
میگه : جهنمی !!!
تو از خدا میخوای که بهت یه مهلتی بده که کارهای بد خودت رو جبران کنی ... خدواوند متعال با این خواسته ی تو موافقت میکنه و بهت یک روز فرصت میده ... تو این یه روز چیکار میکنی؟؟؟؟
تو یك روز هم نمیشه كاری كرد.اگه به كسی بدی كرده باشم میرم ازش میخوام منو ببخشه.
ولی اگه به خدا بدی كرده باشم و بدونم كاری كه كردم مستحق بخشش نیست تا میتونم سیگار میكشم و خودم رو واسه جهنم اماده میكنم........

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۲۵
هومن و ایمان شماها سوالتون نمیاد؟

هومن
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۳
ایمان که بیش از حد سوالش میاد ... :3:
از دیشب تا حالا ازم 100 تا سوال پرسیده! :3:

------------

من میتونم چندتا سوال طرح کنم ولی چون هفته های قبل من سوال مطرح کردم ، ترجیح میدم
این دفعه یه نفر دیگه سوال مطرح کنه!!!

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۳۴
منم چون سوال طرح كردم بهتره یكی دیگه بیاد.
كسی سوالی نداره؟؟ یه نسل سوم با حالی داریم.اصلا سوالشون نمیاد

amirlefthand
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۴۸
منم چون سوال طرح كردم بهتره یكی دیگه بیاد.
كسی سوالی نداره؟؟ یه نسل سوم با حالی داریم.اصلا سوالشون نمیاد


احتمالا" امین نیستش؟؟؟؟؟؟

i.M.a.N
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۴۹
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۵۱
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

یعنی چی این دو تا را داشته باشید؟:jesors:

i.M.a.N
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۵:۵۵
فعلا این دو تا رو با دلیل بگید تا شب سوال زیاد هست :3:

هومن
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۰۳
فعلا این دو تا رو با دلیل بگید تا شب سوال زیاد هست :3:

اینجا که صندلی داغ نیست که 50 تا سوال بپرسی! :3:
5 تا سوال خفن مطرح کن که یه هفته روش بحث کنیم!

amin_michael5
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۰۶
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟
1_به نظر من اصلا عشق وجود نداره نه تو نگاه اول نه تو نگاه آخر:1:به نظر من عشق یه چیز بچه بازیه،من خودم شخصا اونایی رو كه خیلی هم دوست داشته باشم رو میتونم خیلی راحت ول كنم:3:
================================================== =============
2_نمیدونم فكر نكنم زیاد مهم باشه،آخه تو این زمونه دختری كه با كسی دوست نباشه كم پیدا میشه:3:

شاید اصلا خوب هم باشه كه دختره قبلا با یكی دیگه دوست باشه،این طوری میفهمه یه فرقی بین من با اون قبلیا هست:3:

i.M.a.N
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۱۰
این سوال خیلی فلسفی بود و اینجا جاش نبود حذفش كردم همون 2 تا قبلی رو جواب بدید

i.M.a.N
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۶:۴۴
منم چون سوال طرح كردم بهتره یكی دیگه بیاد.
كسی سوالی نداره؟؟ یه نسل سوم با حالی داریم.اصلا سوالشون نمیاد
منو میگه :3:

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۴۳
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

اره.وجود داره.من دوران دبیرستان كه بودم یه بار این اتفاق برام افتاد.امین هم میدونه.تا 2-3 ماه زندگیم ریخته بود به هم.هر چی هم میرفتم جلو طرف جواب نمیداد یا فكرهای بدی میكرد.اخر تونستم تا حدودی راضیش كنم ولی حیف شد كه نشد.الان هنوز وقتی یادم میاد هنوز دوستش دارم.
--------------------
نه.اصلا.حاضرم زن نگیرم.چون كسی كه با پسری بوده مطمئنآ به من هم خیانت میكنه.

کیان
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۱۹:۵۹
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

1.فکر نکنم... برای من که پیش نیومده ولی تو یه نگاه فقط قیافه یارو معلوم میشه در حالی که این عشق نیست... نگاه اول مهمه ولی چیزی که بعدش باید بیاد مهمتره.

2.چرا نه؟ فقط باید مطمئن بشم:1.دختره پسره رو ول کرده چون اگه برعکس باشه ممکنه هنوز طرف رو دوست داشته باشه... 2.عشقمون 2طرفس که مثل رابطه قبلیه دختره از آب در نیاد...

من یه سوال از سالار هم دارم:
تو تا حالا با دختری به هم نزدی؟ چون اگه زده باشی تعجب میکنم که چه جوری انتظار داری دختره قبلاٌ با کسی نبوده باشه ولی تو بوده باشی.
از سوالم ناراحت که نشدی؟

30n4
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۰:۵۷
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

1- عشق در یک نگاه ؟؟ من که دچارش نشدم ولی بهش نمیخوره چیز جالبی باشه البته زیاد هم بد نیستا.حداقل در زمان صرفه جویی میکنه :jesors:


2- مسلما اگه شخصی برام اونقدر مهم باشه که بخوام باهاش ازدواج کنم،همچین مسائل پیش پا افتاده ای هرگز برام مهم نخواهد بود

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۳
1.فکر نکنم... برای من که پیش نیومده ولی تو یه نگاه فقط قیافه یارو معلوم میشه در حالی که این عشق نیست... نگاه اول مهمه ولی چیزی که بعدش باید بیاد مهمتره.

2.چرا نه؟ فقط باید مطمئن بشم:1.دختره پسره رو ول کرده چون اگه برعکس باشه ممکنه هنوز طرف رو دوست داشته باشه... 2.عشقمون 2طرفس که مثل رابطه قبلیه دختره از آب در نیاد...

من یه سوال از سالار هم دارم:
تو تا حالا با دختری به هم نزدی؟ چون اگه زده باشی تعجب میکنم که چه جوری انتظار داری دختره قبلاٌ با کسی نبوده باشه ولی تو بوده باشی.
از سوالم ناراحت که نشدی؟

نه بابا.چرا ناراحت بشم:jesors:
چرا به هم زدم.ولی اگه قرار باشه با دختری دوست بشم برام مهم نیست كه قبلا چی كار كرده.ولی وقتی به ازدواج میرسه خیلی برام مهمه.اتفاقا چون تجربه كردم میدونم این دختر به درد نمیخوره.چون در دوران دوستی با یه پسر دیگه ممكنه اتفاقات دیگه هم افتاده باشه.

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۵
1- عشق در یک نگاه ؟؟ من که دچارش نشدم ولی بهش نمیخوره چیز جالبی باشه البته زیاد هم بد نیستا.حداقل در زمان صرفه جویی میکنه :jesors:


2- مسلما اگه شخصی برام اونقدر مهم باشه که بخوام باهاش ازدواج کنم،همچین مسائل پیش پا افتاده ای هرگز برام مهم نخواهد بود

1-قبول نداری عشق ممكنه با یه نگاه ایجاد بشه؟
2- یعنی وقتی عاشق شدی هیچی برات مهم نیست؟

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۴۸
اره.وجود داره.من دوران دبیرستان كه بودم یه بار این اتفاق برام افتاد.امین هم میدونه.تا 2-3 ماه زندگیم ریخته بود به هم.هر چی هم میرفتم جلو طرف جواب نمیداد یا فكرهای بدی میكرد.اخر تونستم تا حدودی راضیش كنم ولی حیف شد كه نشد.الان هنوز وقتی یادم میاد هنوز دوستش دارم.
--------------------
نه.اصلا.حاضرم زن نگیرم.چون كسی كه با پسری بوده مطمئنآ به من هم خیانت میكنه.

اون ماجرای من این طوری بود كه با یه نگاه خیلی خوشم اومد ولی از نظر بقیه میگفتند این چیه اصلا خوشگل نیست ولی من واقعا خوشم اومد بود.حتی یه اتفاقات عجیبی برام افتاد كه داشتم میمردم. ولی با تمام این اتفاقات حدود 1-2 هفته در موردش تحقیق كردم.از اكثر هم مدرسه ای هاش سوال كردم.خلاصه همه چیز را فهمیدم و بعد جلو رفتم.
پس سابقه طرف خیلی مهمه

30n4
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۱:۵۷
1-قبول نداری عشق ممكنه با یه نگاه ایجاد بشه؟
2- یعنی وقتی عاشق شدی هیچی برات مهم نیست؟

آخه من کلا آدم بسیار سخت گیری هستم در این موارد یعنی علاوه بر چهره،هزار و یک چیز دیگه برام مهم هست با بتونم یه نفر رو دوست داشته باشم و بعدا عشق رو باهاش تجربه کنم.

نتیجه اخلاقی:در یک نگاه عاشق نمی شم

این شعر هم برای تو گفتن:

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

عشق در یک نگاه یعنی از تیپ و قیافه طرف خوش اومده دیگه،غیر از اینه ؟ من روزانه کلی آدمیزاد می بینم که از تیپ و قیافشون خوشم میاد.یکی هم از اون یکی خوش تیپ تر و خوش قیافه تر.اینطوری که باید در عرض یک روز چندین بار عاشق بشم

2-برای ازدواج عشق تنها کافی نیست.من به صرف اینکه عاشق یک نفر هستم نمیخوام ازدواج کنم.شاید برای همین هست که فکر میکنم سخت اون کسی رو پیدا کنم که بتونم باهاش ازدواج کنم.البته مشکل از طرف مقابل نیست یعنی همه ی مشکل از طرف مقابل نیست.اکثر مشکلات از خودمه،هر وقت تونستم این مشکلات رو با خودم حل کنم بعد به این فکر خواهم کرد که کسی رو بیابم که نتونم بدون اون زندگی کنم

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۰۳
آخه من کلا آدم بسیار سخت گیری هستم در این موارد یعنی علاوه بر چهره،هزار و یک چیز دیگه برام مهم هست با بتونم یه نفر رو دوست داشته باشم و بعدا عشق رو باهاش تجربه کنم.

نتیجه اخلاقی:در یک نگاه عاشق نمی شم

این شعر هم برای تو گفتن:

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

عشق در یک نگاه یعنی از تیپ و قیافه طرف خوش اومده دیگه،غیر از اینه ؟ من روزانه کلی آدمیزاد می بینم که از تیپ و قیافشون خوشم میاد.یکی هم از اون یکی خوش تیپ تر و خوش قیافه تر.اینطوری که باید در عرض یک روز چندین بار عاشق بشم

2-برای ازدواج عشق تنها کافی نیست.من به صرف اینکه عاشق یک نفر هستم نمیخوام ازدواج کنم.شاید برای همین هست که فکر میکنم سخت اون کسی رو پیدا کنم که بتونم باهاش ازدواج کنم.البته مشکل از طرف مقابل نیست یعنی همه ی مشکل از طرف مقابل نیست.اکثر مشکلات از خودمه،هر وقت تونستم این مشکلات رو با خودم حل کنم بعد به این فکر خواهم کرد که کسی رو بیابم که نتونم بدون اون زندگی کنم

اصلا این طور نیست.من خودم زمانی كه این اتفاق برام افتاد طرف اصلا قیافه خوشگلی نداشت.

30n4
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۰۸
اصلا این طور نیست.من خودم زمانی كه این اتفاق برام افتاد طرف اصلا قیافه خوشگلی نداشت.

به هر حال یه چیزی بوده تو این مایه ها.از سطح فرهنگیش یا مثال نمرات درسیش که خوش نیومده.یه چیز ظاهری بوده :1:

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۱۰
به هر حال یه چیزی بوده تو این مایه ها.از سطح فرهنگیش یا مثال نمرات درسیش که خوش نیومده.یه چیز ظاهری بوده :1:

دلیل خاصی نداشت:1:
وقتی هم كه در موردش تحقیق كردم خیلی بیشتر خوشم اومد.واقعا ادم خوبی بود.
ولی تمام اطرافیان میگفتند خوشگل نیست ولی برای من فرشته بود.

30n4
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۲۷
دلیل خاصی نداشت:1:
وقتی هم كه در موردش تحقیق كردم خیلی بیشتر خوشم اومد.واقعا ادم خوبی بود.
ولی تمام اطرافیان میگفتند خوشگل نیست ولی برای من فرشته بود.

دقیقا برای تو فرشته بوده

آدمی زاد همیشه دستش به هر چیزی که نرسه از اون یه بت عجیبی برای خودش میسازه.هر ایده آلی که توی ذهنش داره رو به وجود طرفش تزریق میکنه.اصلا یه چیز دیگه می بینتش

یادمه دوران دانشجویی یه دوستی داشتیم،همینطوری عاشق یکی از دخترها بود البته هرگز هم به دختر نگفت فقط وقتی می دیدش امکان داشت غش کنه،یه داستان داشت برای خودش. بهش میگفتیم خب مردک بیا برو جلو فوقش میگه نه دیگه نمی کشت که .ولی دوستم میگفت اون لحظه ای که دستم به دستش بخوره مطمئنم همون لحظه خواهم مرد،نمیخوام باهاش باشم فقط میخوام همین طوری دوستش داشته باشم

یه شعر هم نامجو داره جالبه :

آفت عشق،وصل یا بوسه .

این بت ها مال وقتی که بهش نرسیدی وقتی رسیدی دنبال یه راه فرار میگردی،البته نه همیشه.ولی اکثرا همینه.
تقصیر طرف مقابلت هم نیست.تو یه جوری راجع بهش فکر کردی و یه تصورات و توقعاتی ازش داری بعد میرسی بهش میبینی د بیا این که اصلا اون مدل نیست.این که اون آدمی نیست که من فکر میکردم،اصلا توانایی این رو نداره که آدمه ایده آل من باشه،اصلا چه دلیلی داره خودش رو به خاطر ایده آلهای من تغییر بده؟

یه چیزی دیگه ای که ازش میترسم اینکه،نکنه من هم با عشق ازدواج کنم و روزی بیاد که ببینم دیگه عاشق نیستم.اون موقع چی میشه ؟

هومن
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۳۹
فعلا این دو تا رو داشته باشید

1-آیا عشق در نگاه اول وجود داره؟؟؟؟

2-آیا حاضرید با دختری كه قبلا با پسری دوست بوده ازدواج كنید؟؟؟

1- عشق در نگاه اول وجود داره!
کی میگه وجود نداره؟؟؟
تا به حال نشده که یه نفر رو ببینید و در همون نگاه اول یه احساس خاصی نسبت بهش پیدا
کنید؟ احساس کنید که قلبتون داره تند تند میزنه؟؟؟؟
نشنیدید که شاعر میگه

دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم *** در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني ...

2- این سوال خیلی چالش برانگیز هستش. خب منم که عاشق چالش!!!!:3:

من تا موقعی که ازدواج کنم ، مطمئنم که با شاید بیش از صد تا دختر دوست خواهم شد .
پس به دختری که میخوام باهاش ازدواج کنم هم حق میدم که با 100 تا پسر دوست بوده
باشه!!!
نباید خودخواه بود!
من اصلا با دختری که تا به حال دوست پسر نداشته ، حتی حرف هم نمیزنم . چه برسه
باهاش دوست بشم... ازدواج که دیگه جای خود داره!!!!
دختری که تا 22-21 سالگیش با پسری دوست نشده باشه ، حتما یه ایرادی داره!
این دختر به درد ازدواج نمیخوره... چون خیلی از دنیا پرته! :jesors:


نه.اصلا.حاضرم زن نگیرم.چون كسی كه با پسری بوده مطمئنآ به من هم خیانت میكنه.

این عقیده ی بسیار غلطی هستش!
من تا الان با چندتا دختر دوست بودم... دلیل میشه که به زنم خیانت کنم؟؟؟
اصلا استدلال منطقی نیست!

یه دختر ممکنه با 1000 نفر هم دوست باشه و بعد از ازدواج کوچکترین خیانتی به شوهرش
نکنه!
اصلا سیستم دخترا این جوریه که بعد از ازدواج خیانت نمیکنن!!! 100% مطمئن باش !!!
فقط 2 تا تبصره داره :

1- از هر نظر (تاکید میکنم از هر نظر ... ) از شوهرش راضی باشه!
2- به طور ارثی پالونشون کج نباشه!
بعضی دخترا هستن که دنیا رو هم به پاشون بریزی و بهترین مرد دنیا هم باشی ، باز بهت
خیانت میکنن ... چون پالونشون کجه!
اکثرا نگاه بکنی میبینی این مسئله تو کل خانواده شون وجود داره!

amin_michael5
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۴۹
عشق در یک نگاه یعنی از تیپ و قیافه طرف خوش اومده دیگه،غیر از اینه ؟ من روزانه کلی آدمیزاد می بینم که از تیپ و قیافشون خوشم میاد.یکی هم از اون یکی خوش تیپ تر و خوش قیافه تر.اینطوری که باید در عرض یک روز چندین بار عاشق بشم


دقیقا این سالار روزی صد بار عاشق میشه هركی رو میبینه ازش خوشش میاد:3:

یك آدم هرزه:3:

amin_michael5
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۲:۵۳
دلیل خاصی نداشت:1:
وقتی هم كه در موردش تحقیق كردم خیلی بیشتر خوشم اومد.واقعا ادم خوبی بود.
ولی تمام اطرافیان میگفتند خوشگل نیست ولی برای من فرشته بود.
بابا این دختره یه دختری بود در حد تیم ملی (مالدیو):3:

عجوبه ای بود برای خودش فكر كنم تو كل دنیا همین یه دونه بود از بس كه بد بود:3:

i.M.a.N
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۳۲
من اصلا با دختری که تا به حال دوست پسر نداشته ، حتی حرف هم نمیزنم . چه برسه
باهاش دوست بشم... ازدواج که دیگه جای خود داره!!!!



هومن واقعا چرا این نظر رو داری شاید یه دختر دوست داشته باشه قبل ازدواج با پسر رابطه نداشته باشه

اگه همه این تفكر رو داشته باشن كه فاتحه مون خوندست:1:

هومن
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۳۵
هومن واقعا چرا این نظر رو داری شاید یه دختر دوست داشته باشه قبل ازدواج با پسر رابطه نداشته باشه

اگه همه این تفكر رو داشته باشن كه فاتحه مون خوندست:1:

کدوم تفکر رو داشته باشه فاتحه مون خوندس؟؟؟

اینو بگو تا جواب سوالت رو بدم!

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۴۳
دقیقا این سالار روزی صد بار عاشق میشه هركی رو میبینه ازش خوشش میاد:3:

یك آدم هرزه:3:

چرا دروغ میگی؟؟:jesors:
من كی این طوری بودم؟

بابا این دختره یه دختری بود در حد تیم ملی (مالدیو):3:

عجوبه ای بود برای خودش فكر كنم تو كل دنیا همین یه دونه بود از بس كه بد بود:3:
چش بود؟؟؟؟؟

SALAR
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۴۶
1- عشق در نگاه اول وجود داره!
کی میگه وجود نداره؟؟؟
تا به حال نشده که یه نفر رو ببینید و در همون نگاه اول یه احساس خاصی نسبت بهش پیدا
کنید؟ احساس کنید که قلبتون داره تند تند میزنه؟؟؟؟
نشنیدید که شاعر میگه

دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم *** در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني ...

2- این سوال خیلی چالش برانگیز هستش. خب منم که عاشق چالش!!!!:3:

من تا موقعی که ازدواج کنم ، مطمئنم که با شاید بیش از صد تا دختر دوست خواهم شد .
پس به دختری که میخوام باهاش ازدواج کنم هم حق میدم که با 100 تا پسر دوست بوده
باشه!!!
نباید خودخواه بود!
من اصلا با دختری که تا به حال دوست پسر نداشته ، حتی حرف هم نمیزنم . چه برسه
باهاش دوست بشم... ازدواج که دیگه جای خود داره!!!!
دختری که تا 22-21 سالگیش با پسری دوست نشده باشه ، حتما یه ایرادی داره!
این دختر به درد ازدواج نمیخوره... چون خیلی از دنیا پرته! :jesors:



این عقیده ی بسیار غلطی هستش!
من تا الان با چندتا دختر دوست بودم... دلیل میشه که به زنم خیانت کنم؟؟؟
اصلا استدلال منطقی نیست!

یه دختر ممکنه با 1000 نفر هم دوست باشه و بعد از ازدواج کوچکترین خیانتی به شوهرش
نکنه!
اصلا سیستم دخترا این جوریه که بعد از ازدواج خیانت نمیکنن!!! 100% مطمئن باش !!!
فقط 2 تا تبصره داره :

1- از هر نظر (تاکید میکنم از هر نظر ... ) از شوهرش راضی باشه!
2- به طور ارثی پالونشون کج نباشه!
بعضی دخترا هستن که دنیا رو هم به پاشون بریزی و بهترین مرد دنیا هم باشی ، باز بهت
خیانت میکنن ... چون پالونشون کجه!
اکثرا نگاه بکنی میبینی این مسئله تو کل خانواده شون وجود داره!

تو خودت كه تجربه داری میدونی!
تو با كسانی كه دوست بودی ایا ادم زندگی بودند؟؟

amin_michael5
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸, ۲۳:۵۳
چرا دروغ میگی؟؟:jesors:
من كی این طوری بودم؟


چش بود؟؟؟؟؟
چشم نبود گوش بود:3:

SALAR
يکشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۰۱
امین چرا خودت جواب نمیدی؟

amin_michael5
يکشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۸, ۰۰:۱۰
1_به نظر من اصلا عشق وجود نداره نه تو نگاه اول نه تو نگاه آخر:1:به نظر من عشق یه چیز بچه بازیه،من خودم شخصا اونایی رو كه خیلی هم دوست داشته باشم رو میتونم خیلی راحت ول كنم:3:
================================================== =============
2_نمیدونم فكر نكنم زیاد مهم باشه،آخه تو این زمونه دختری كه با كسی دوست نباشه كم پیدا میشه:3:

شاید اصلا خوب هم باشه كه دختره قبلا با یكی دیگه دوست باشه،این طوری میفهمه یه فرقی بین من با اون قبلیا هست:3:
من كه نفر اول جواب پر محتوای خودم رو دادم:3: