PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : gattus


صفحه ها : 1 [2]

gattus
شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۲۲:۱۱
داریم همواره خنجرشک در مشت/ای بیخبران بیخبری ما را کشت/تا چند به گرد فرقه ها چرخیدن/زرتشت علی بود،علی هم زرتشت...

gattus
جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹, ۲۳:۵۲
:3:
امروز پسرخالم از قطر برام از اين لباس قشنگا كه عربا ميپوشن اورد:3:
من كه پوشيدمش همه بهم خنديدن رفتم خودمو تو آينه ديدم تا نيم ساعت ميخنديدم:3:
ولى خودمونيم هم نرم هم خنك هم راحت :3:
از لباس خواب خيلى بهتره!!:3:
الان پوشيدمش ميخوام برم بخوابم:3:

black_shadow
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۰۹:۰۹
:3:
امروز پسرخالم از قطر برام از اين لباس قشنگا كه عربا ميپوشن اورد:3:
من كه پوشيدمش همه بهم خنديدن رفتم خودمو تو آينه ديدم تا نيم ساعت ميخنديدم:3:
ولى خودمونيم هم نرم هم خنك هم راحت :3:
از لباس خواب خيلى بهتره!!:3:
الان پوشيدمش ميخوام برم بخوابم:3:

قربون دستت پس دیگه اینورا پیدات نشه!!!
خیلی از عربا خوشمون میاد.....

پ ن:عربای ایرانی رو نگفتما!قاطی نکنید!

gattus
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۳۶
ربطى نداره !!
بدنشون دست من ميندازمشون توى قفس سوسمار تا جمعيت دوتاشون نصف بشه!:3:
لباسشون باحاله:3:

رضا
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵:۰۹
راست میگه.اینقده حال میده این لباسا:3:مثل این میمونه که با شلوار کردی و زیر پوش بیای تو خیابون:3:

gattus
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵:۳۶
مگه آبروم رو از سر راه اوردم؟:3:
به عنوان لباس خواب استفاده ميكنم:3:

رضا
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۲۱
اینجا تو ایران تابلوئه:3:من یه دونشو تو عربستان روزای آخر گرفتم میپوشیدم:3:اینقده حال میده:3:

gattus
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۴۳
انصافا خيلى راحته:3:

Special Pegasus
شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۵۲
امیرحسین می تونی بیای یاهو ، کارت دارم.

gattus
يکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹, ۰۶:۱۱
اين اولين امتحانمه كه ميخوام براى قبول شدن برم:6:
خدا رحم كنه!

gattus
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۴:۳۰
ميخوام يه رنج نامه بنويسم!
اسمش رو هم بذارم :فرهنگ جوان كشى،جوانكشى فرهنگى!
تمام سختى هاى امتحان نهايى رو توش بنويسم!
شايد دلشون سوخت سال آينده آسون گرفتن!
ما كه به ... رفتيم بذار بقيه نرن!

رضا
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۶:۴۲
اینا اگه خانواده محترمشون رو دوست داشتن اینجوری امتحان نمیگرفتن:3:کلی فحششون دادیم دلشون نسوخت.این کارا که در مقابلش هیچه:3:

gattus
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹, ۱۸:۵۶
اینا آدم نمیشن ولی خوب تیری است در تاریکی!
امتحانا که تموم شد مینویسم
حتما مینویسم

amirlefthand
چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹, ۱۳:۱۵
ميخوام يه رنج نامه بنويسم!
اسمش رو هم بذارم :فرهنگ جوان كشى،جوانكشى فرهنگى!
تمام سختى هاى امتحان نهايى رو توش بنويسم!
شايد دلشون سوخت سال آينده آسون گرفتن!
ما كه به ... رفتيم بذار بقيه نرن!

بعدش میشی رئیس مجلس رنج نامتم توی کتابا چاپ میشه و بعد هم از درس تو توی امتحانا میاد و درنهایت ممکنه توی کنکور هم از درس تو تست بیاد

gattus
شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۰۹
اینو تو بیمارستان سرودم:1:
این وطن را من نمیخواهم
اسیر است در دل گربه
به پا از چه نمیخیزد؟
تا به کی در دام این گربه؟
وطن یعنی خزر یعنی خلیج فارس
خروشان همچو کارون و امو دریا
وطن یعنی از این جا تا به چین کلش از آن ماست
وطن یعنی از این جا تا به یونان
کشورم باشد
کجایی شاه شاهان ،وطن امروز
اسیر است در دل گربه
تو خوابی اینک و ز شرمساری
منم بیدار
که ایران گشته است ویران
مغول برخانه ام تاخت
من صدایم در نمی آمد
و ترک بی خرد آن شب
بزد بر تخت تو تکیه
خموش بودم
بسان آتش زیر خاکستر
صدایم در نمی آمد
و آن روز آن گدای بد
به شهرم تاخت و از سر اجبار
همچو شمع در باد
خاموش بودم و ساکت
همین دیروز هم شاه قاجار
برای مال این دنیا
به یک امضا
وطن را باز ویران کرد
وباز هم من
به سان مرد مرده
خاموش خاموشم
بخواب ای شاه شاهان
ولی هزگز به این دنیا نیدندیش
که ایرانت
ویران ویرانست
اسیر است در دل گربه

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
جمعه ۴ تير ۱۳۸۹, ۱۹:۵۷
چقدر سخته وقتى هرچى مشكل دارى ميريزه رو سرت بعد ياد خاطرات خوش بچگى ات ميوفتى!

کیان
جمعه ۴ تير ۱۳۸۹, ۲۱:۲۹
باز تو خل بازی و دپرسینگت عود کرد؟!! :3:
بهت قول میدم ما از این شانسا نداریم که از دستت راحت شیم! :2:
برو چلنجمو اکسپت کن که 3-0 نبازی! :1:

gattus
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۰۰:۱۳
من كى خل شدم؟اون كيارش بود!
تا كى وقت دارم من اصلا حوصله تركيب دادن يكشنبه رو هم ندارم!

black_shadow
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۰۰:۵۱
من كى خل شدم؟اون كيارش بود!
تا كى وقت دارم من اصلا حوصله تركيب دادن يكشنبه رو هم ندارم!

هنوز قد این حرفا نیستی که به قول کیان دپرسینگت به من برسه!:3:
اتفاقا امروز یه پست خفن دپسرده(دپرس+افسرده!)میخواست م بذارم از کیان ترسیدم نذاشتم!:3:

gattus
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۰۱:۳۳
من گرفتار زلزله ى بم هم بشم به 100هزار كيلومترى شما هم نميرسم استاد ولى حالم گرفتست،مگه من دل ندارم؟
تو هم كه راضى بودى اسمت اومد يه پستى بدى:3:منم خوشحال شدم:3:
باز خدا رو شكر كيان نقش لولو رو خوب بازى كرد!:3:

کیان
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۰۹:۳۸
گاگول امروز اکسپت نکنی 3-0 باختیا! میخوای یه لاگین کنی ، یه دکمه کلیک کنیا!
سنجد بدم یا چوب پنبه؟!!! :3:

black_shadow
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۱۳:۵۶
گاگول امروز اکسپت نکنی 3-0 باختیا! میخوای یه لاگین کنی ، یه دکمه کلیک کنیا!
سنجد بدم یا چوب پنبه؟!!! :3:

اول سنجد رو بده بعد برو تو کار چوب پنبه که سنجده نیاد بیرون!:3:
جواب میده!:1:
امتحان کردم!:3:

gattus
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۱۵:۱۵
گاگول امروز اکسپت نکنی 3-0 باختیا! میخوای یه لاگین کنی ، یه دکمه کلیک کنیا!
سنجد بدم یا چوب پنبه؟!!! :3:
نموديمون:3:
تاييد كردم ولى حال ندارم تركيب بدم:3:

اول سنجد رو بده بعد برو تو کار چوب پنبه که سنجده نیاد بیرون!:3:
جواب میده!:1:
امتحان کردم!:3:

اين تجربياتت رو ببر توى تايپيك خودت بيان كن تايپيك من مقدسه!:3::3::3:

black_shadow
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۲۲:۲۵
اين تجربياتت رو ببر توى تايپيك خودت بيان كن تايپيك من مقدسه!:3::3::3:
صور قبیحه که نبود!!تجربیات شخصی بود!:3:

gattus
شنبه ۵ تير ۱۳۸۹, ۲۳:۴۲
فقط صور قبيحه بده؟:3:

gattus
پنجشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۹, ۲۱:۵۳
امروز بعد از یک ما تحت سوزی اساسی یک استعداد 17 ساله ی بلغاری رو خریدم از هفته ی دهم فصل قبل دنبال همچین بازیکنی بودم که حالا پیدا شد تمام پول آروین رو دادم جای این ولی این طبق گفته ی مربیشون به زودی به تیم زیر 20 سال میره و اولین ملی پوش باشگاه ما میشه!!!

gattus
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۱۰:۱۸
از سرما دارم يخ ميزنم 58درجه سانتى گراد بالاى صفر:3:

amirlefthand
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۱۰:۳۷
تهران و 19 استان کشور یکشنبه و دوشنبه تعطیل شدند


ادارات دولتی در استانهای خوزستان ،بوشهر ، ایلام، فارس، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد، اصفهان ،قم، تهران، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمانشاه ، سمنان ، لرستان، مرکزی، کهگیلویه و بویر احمد و قزوین در روزهای یکشنبه و دوشنبه تعطیل هستند/بانک‌ها و بیمارستان‌ها به خدمات خود ادامه می‌دهند.


هیات دولت در اطلاعیه‌ای اعلام کرد : به دلیل گرمای شدید وبی‌سابقه هوا در تعدادی از استانهای کشور و به منظور رفاه حال هم‌میهنان عزیز وصرفه‌جویی در مصرف انرژی ، ادارات دولتی و نهادها و سازمانها در روزهای یکشنبه ودوشنبه 20 و 21 تیرماه 89 در تعدادی از استانها تعطیل است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، در این اطلاعیه تاکیدشده است : دستگاههای خدماتی از جمله بانکها و بیمارستانها در این روزها باید به خدمات رسانی خود به مردم ادامه دهند.

بر اساس این اطلاعیه ادارات دولتی در استانهای خوزستان ،بوشهر ، ایلام، فارس، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد، اصفهان ،قم، تهران، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمانشاه ، سمنان ، لرستان، مرکزی، کهگیلویه و بویر احمد و قزوین در روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل هستند.
در این اطلاعیه تاکید شده است در سایر استانها تصمیم گیری درباره تعطیلی بر اساس شرایط آب و هوایی و دمای هوا بر عهده استانداران است

amin_michael5
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۰۹
امیر حسین از بس اینجا اسپم دادی امیر فکر کرده اینجا بحث آزاده :3:

gattus
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۴۷
چقدر ملت حسودن:3:
در ضمن اين پست در راستاى تاييد پست من ارسال شد:1:

amirlefthand
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۲۱:۱۳
چقدر ملت حسودن:3:
در ضمن اين پست در راستاى تاييد پست من ارسال شد:1:

گند کارشون درومد موضوعcیا30 هستش

gattus
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹, ۲۰:۰۷
ماه گذشته بر آن شدیم تا نام تیم مبارک خود را تغییر دهیم:1:

از فصل آینده تیم معظم سان اسپورت با نام سربازان کوروش کبیر به میدان خواهد رفت:1:

gattus
يکشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۹, ۰۰:۱۴
ظهر یکی از دوستان یه دی وی دی داد به من گفت این ببین حال کن هر چی گفتم این چیه جواب نداد منم اومدم خونه که ناگهان متوجه شدم فیفا 2001تا 2004+پس 3 داخل این دی وی دی بودن منم فیفا 2001 رو نصب کردم و کلی یاد دوران کودکی افتادم اینم تیم رویایی من:1:[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
يکشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۹, ۲۰:۴۰
مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:



قبلاز اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت وتمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی کهدر بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایاتمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبقبرنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشفکرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردانرو روی سنگ ثبت کردن! (این رو خودم به چشم دیدم!). مایا آن زمان حتی تعدادروزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها ازاورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراجشده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرتمحاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند.

حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام میرسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه.

مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاقخیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه!
البته نگاههای خیلی مثبتی هم به قضیه شده و بعضی هم اصلا این گفته روکاملا رد می کنند. منظور ما هم این نیست که شما رو از زندگی ناامید کنم یاصحت این بحث رو اثبات کرده باشم. اینها همه نتایج تحقیقات شخصی می باشد که خودتان هم میتونید انجام بدید و خیلی امکان داره که چون مثلا روی یک نظریه نادرست پی ریزی شده کلا نادرست باشه ولی به هر حال شواهد و مدارک موجودانسان رو از ساده از کنار این قضیه گذشتن منع می کنه.

علم سرشار مایا بخصوص از نجوم اونها رو قومی آگاه و متمدن ساخته بود.البته قضیه ترک مایا از محل زندگیشون هم یک قضیه خیلی معروف هست که دلایلبسیاری براش بیان شده

گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (منظور نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی براینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند. البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمیتونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست.

پی نوشت 1: طبق شواهد و مدارکی که تو کتاب “ارابه خدایان توسط اریک فوندانیکن” ارائه شده، مایاها ناگهان از محل زندگی خودشون بصورت دسته جمعی کوچ کردند، بعلاوه علم سرشارمایا + خیلی از مدارک که پیشنهاد می کنم از تو کتاب بخونید تقریبا می شه ادعا کرد که مایاها خدایانی داشتند. خدایانی که از آسمون اومده بودند، یابهتر بگم، یکسری موجودات متفکر که اون زمون که انسان نیمه وحشی بوده بررویزمین فرود اومدند و علم خودشون رو در اختیار مایا قرار دادند، وگرنه اون پیشرفت های مایا رو که بهتون گفتم تصور کنید برای یک سری انسان های نیمه وحشی دسترسی براشون چقدر می تونه دور از ذهن باشه. در ضمن علت کوچ دسته جمعی مایا رو هم می شه یک فشار روحی قلمداد کرد، فشاری که مایاها برای برگشت خدایان تحمل کردند ولی وقتی دیدن که از خدایان خبری نشد همشون به نوعی روحیه خودشون رو از دست دادن و اونجا رو که به خاطر خدایان آباد کرده بودند و همه جا نشانه هایی از اونها براشون بود ترک می کنند.

پی نوشت 2: کلید واژه هایی که می تونید ازشون برای تحقیق استفاده کنید :Maya Prediction, Maya 2012, Mayan prediction و … متاسفانه منابع فارسیزیادی در دسترس نیست.

پی نوشت سه : ظاهرا مایا اون زمون به علم پر کردن دندون های پوسیده همرسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندون استفاده کردند از اونزمون تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسبناشناخته می تونه باشه!

gattus
شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۲۱
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۱۳
14 ماه کسری خدمت خوردم:SugarwareZ-056:

amirlefthand
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۱۶
14 ماه کسری خدمت خوردم:sugarwarez-056:

کارت معافیتم آمادس :3:

amin_michael5
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۲۱
آقا این رونالدینیهو بدجوری مشکوک میزنه:3:
اون از اون حرکاتش با اتوو:3: اینم ازین عکس با گتوزو:3:

gattus
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۲۳
درس میخونم که همونم بپره:3:

آقا این رونالدینیهو بدجوری مشکوک میزنه:3:
اون از اون حرکاتش با اتوو:3: اینم ازین عکس با گتوزو:3:

ای شیطون:3:
به چه چیزایی دقت میکنی تو:3:

کیان
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۴۲
14 ماه کسری خدمت خوردم:sugarwarez-056:

نگو که بسیج فعالی که ممکنه این شکلی بشما! :5:

gattus
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۱:۴۶
نگو که بسیج فعالی که ممکنه این شکلی بشما! :5:

نه:3:
قانون جدید هرکسی که از سال 58 تا 71توی نیروی زمینی بوده پسرش به ازای هر ماه 18 روز معافی میخوره:3:
منم بابام یکم بیشتر از 23ماه توی جنگ عضو نیروی زمینی ارتش بود که میشه 14 ماه دقیق :3:

کیان تو دسته ی 4 گروه 49 بودی!؟

amin_michael5
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۲:۳۳
درس میخونم که همونم بپره:3:



ای شیطون:3:
به چه چیزایی دقت میکنی تو:3:
اگه تو دقت نکرده بودی پس چرا این عکس ها رو گذاشتی؟؟!!:3:

gattus
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۲:۳۶
من به گتوسو دقت کردم حالا اتفاقی هر دو با رونی بود:3:

کیان
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۳:۱۱
نه:3:
قانون جدید هرکسی که از سال 58 تا 71توی نیروی زمینی بوده پسرش به ازای هر ماه 18 روز معافی میخوره:3:
منم بابام یکم بیشتر از 23ماه توی جنگ عضو نیروی زمینی ارتش بود که میشه 14 ماه دقیق :3:

کیان تو دسته ی 4 گروه 49 بودی!؟

مطمئنی تصویب شده؟

آره ، گروه پشمیه ، فصل پیش با 14 برد اومدم ازش بالا! :3:

gattus
دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹, ۲۳:۵۷
مطمئنی تصویب شده؟

آره ، گروه پشمیه ، فصل پیش با 14 برد اومدم ازش بالا! :3:

اره، قبلا برای کسائی بود که تو جنگ بودن الان شده ماله کسائی که تو نیرو زمینی و جنگ بودن!!

تو هم شامل میشی؟!
----------------------------------
اون دوتا تیم بات رفتن دو تا تیم با برایند 60000 اومدن!
تیم اول هم برایندش شده 200000

کیان
سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۲۴
اره، قبلا برای کسائی بود که تو جنگ بودن الان شده ماله کسائی که تو نیرو زمینی و جنگ بودن!!

تو هم شامل میشی؟!
----------------------------------
اون دوتا تیم بات رفتن دو تا تیم با برایند 60000 اومدن!
تیم اول هم برایندش شده 200000

اگه اینجوری باشه آره ، بابام 24 ماه عجب شیر خدمت کرده ولی به هر حال من 6 سال دانشگاه باشم بابام 59 سالش تموم میشه معاف میشم. یه سالش که گذشته مونده 5 سال. اگه بخوام از این 14 ماه معافیه استفاده کنم باید با "لیسانسم" "4 ماه سربازی" برم که 2 تا مشکل داره! خانواده و خانم بچه ها نمیذارن من فوق نخونم ، سربازی هم نمیذارن برم! :3:

-------------------------------

خوب من که برآیندم الآن 240 هزاره فکر کنم ، اونی هم که اومده پایین تیم تمرین دهنده پویا انصاری ، بهترین مهاجم جوون تیم ملیه ، همون خیلی میاره رو تی اس آیش. فکر کنم قصد موندن هم داشته باشه ، به جز خط حملش بقیه خطوطش نباید آنچنان شاخ باشن.

gattus
جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۳۱
عجب هفته ای بود:3:
3تا از بازیکنام لول آپ شدن و یکیشون هم هفته دیگه لول آپ میشه!!!:3:
اما تغییرات دیتابیس عالی بود:3:
1-Raviv Lichtenstein در سن 18 و 99 روز بین 17تا 20 ساله های آرژانتین در رتبه ی 23 قرار گرفت در حالی که بین 17 تا 18 ساله ها چهارمه:3:
2-بهروز زنده بودی در سن 18 و 11 روز بین 17تا 20 ساله ها در رتبه ی 24 قرار گرفت!!
3- Kurti Yanev در سن 17و 30 روز هم بین 17 ساله های بلغار در رتبه ی پنجم هست البته الان هشتمه تا سه روز دیگه پنجم میشه:3:

gattus
جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۳۲
عجب هفته ای بود:3:
3تا از بازیکنام لول آپ شدن و یکیشون هم هفته دیگه لول آپ میشه!!!:3:
اما تغییرات دیتابیس عالی بود:3:
1-Raviv Lichtenstein در سن 18 و 99 روز بین 17تا 20 ساله های آرژانتین در رتبه ی 23 قرار گرفت در حالی که بین 17 تا 18 ساله ها چهارمه:3:
2-بهروز زنده بودی در سن 18 و 11 روز بین 17تا 20 ساله ها در رتبه ی 24 قرار گرفت!!
3- Kurti Yanev در سن 17و 30 روز هم بین 17 ساله های بلغار در رتبه ی پنجم هست البته الان هشتمه تا سه روز دیگه پنجم میشه:3:

gattus
شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹, ۱۵:۵۵
You held my hand and walked me home, I know
Why you gave me that kiss
It was something like this and made me go ooh ooh
You wiped my tears, got rid of all my fears
Why did you have to go?
Guess it wasn't enough to take up some of my love
Guys are so hard to trust

Did i not tell you that im not like that girl,
the one who gives it all away

Did you think that I was gonna give it up to you, this time?
Did you think that it was somethin' I was gonna do and cry?
Don't try to tell me what to do
Don't try to tell me what to say
You're better off that way, yeah

Don't think that your charm and
The fact that your arm is now around my neck
Will get you in my pants, I'll have to kick your as**s
And make you never forget
I'm gonna ask you to stop
Thought I liked you a lot
But I'm really upset (really upset)
Get out of my head, get off my bed
Yeah, that's what I said

Did i not tell you that im not like that girl,
the one who throws it all away

Did you think that I was gonna give it up to you, this time?
Did you think that it was somethin' I was gonna do and cry?
Don't try to tell me what to do
Don't try to tell me what to say
You're better off that way, yeah

This guilt trip that you put me on
Won't mess me up, I've done no wrong
Any thoughts of you and me have gone away

Did you think that I was gonna give it up to you, this time?
Did you think that it was somethin' I was gonna tell and cry?
Don't try to tell me what to do
Don't try to tell me what to say
You're better off that way, yeah

Better off that way
I'm better off alone anyway

gattus
شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۹, ۱۲:۲۹
گر ایران به جز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم

اگر تاریخ ِ ما افسانه رنگ است
من این افسانه ها را دوست دارم

نوای نای ما گر جانگداز است
من این نای و نوا را دوست دارم

اگر آب و هوایش دلنشین نیست
من این آب و هوا را دوست دارم

به شوق خار صحراهای خشکش
من این فرسوده پا را دوست دارم

من این دلکش زمین را خواهم از جان
من این روشن سما را دوست دارم

اگر بر من ز ایرانی رود زور،
من این زورآزما را دوست دارم

اگر آلوده دامانید، اگر پاک
من ای مردم، شما را دوست دارم

gattus
شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۹, ۱۷:۳۵
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه ی آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

gattus
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹, ۱۴:۴۸
شب گذشته و تیم پارسوماش(تیم جوانان باشگاه سربازان کوروش کبیر) در حالی به میدان رفت که در میان تماشاگران یک میهمان ویژه نیز حضور داشت و او کسی نبود جز کاپیتان سابق این تیم آروین واحدی نیکبخت!!
پس از به پایان رسیدن این بازی که با برد 4-1 یک مردان پارس همراه بود به ناگاهان بلند گو های ورزشگاه نام آروین را صدا زدند و تماشاگران نیز او را تشویق میکردند!! که ناگاهان آسمان روشن شد و نورافشانی های زیبایی در اطراف ورزشگاه به پا شد!!
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]
در پایان این مراسم از حضار محترم با کیک و ساندیس:3: پذیرایی شد
[Only Registered And Activated Users Can See Links]
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

خلاصه این که آروین هم 18 ساله شد!!!و آرزو کرد که یک بار دیگه به تیمش و زادگاهش برگرده !!!
مدیران تیم هم شماره ی 3 تیم رو بهش تقدیم کردن تا دوباره خودش برگرده به تیم و شماره ی 3 رو بپوشه!!! یا اینکه دیگه هیچ کس این شماره رو به تن نکنه!!روز شنبه ساعت 7 صبح آروین به تهران برگشت تا در کنار تیمش باشه و به بازی برسه!!

gattus
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹, ۱۵:۱۵
خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ



هر اومدنی یه رفتنی داره اینم رفتن ما!!!
دارم میرم اما نه برای همیشه یه روزی برمیگردم تنها چیزی که از هتریک به یاد دارم خوبیه و خوبیه و خوبی برام دعا کنید که تیر برگردم وگرنه دوریمون دو ساله میشه و شاید دیگه برنگردم!!!
دوست ندارم خاطره های خوبم رو ثابت نگه دارم برای همین من قول میدم که برگردم!!!!
سعی میکنم هفته ای یکبار که میام برای ترکیب دادن به اینجا هم سر بزنم ...
دلم برای همتون خیلی تنگ میشه از مرتیکه خرخوطک ساسان:3: گرفته تا کیارش :3:و کیان:3: و همه دیگه:3:
خدافس

amirlefthand
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹, ۱۵:۴۸
خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ



هر اومدنی یه رفتنی داره اینم رفتن ما!!!
دارم میرم اما نه برای همیشه یه روزی برمیگردم تنها چیزی که از هتریک به یاد دارم خوبیه و خوبیه و خوبی برام دعا کنید که تیر برگردم وگرنه دوریمون دو ساله میشه و شاید دیگه برنگردم!!!
دوست ندارم خاطره های خوبم رو ثابت نگه دارم برای همین من قول میدم که برگردم!!!!
سعی میکنم هفته ای یکبار که میام برای ترکیب دادن به اینجا هم سر بزنم ...
دلم برای همتون خیلی تنگ میشه از مرتیکه خرخوطک ساسان:3: گرفته تا کیارش :3:و کیان:3: و همه دیگه:3:
خدافس


شر ت کم

gattus
سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۹, ۱۶:۱۵
باز با آن دیگری دیدم تو را



باز با آن دیگری دیدم تو را / جای قهر و اخم خندیدم تو را

باز گفتی اشتباهت دیده ام / گفتمت باشد ، بخشیدم تو را

باز هم این قصه ات تکرار شد / با رقیبان رفتنت انکار شد

آنقدر کردی که دیگر قلب من / از تو و از عشق تو بیزار شد

آن رقیبان یک شبت می خواستند / ذره ذره پاکی ات می کاستند

شب به مهمان خانه ات مهمان شدند / صبح اما از برت برخاستند

آمدی گفتی پشیمانی دگر / زین پس اما پاک می مانی دگر

گفتمت توبه به گرگان چاره نیست / گفتی ام چون کوه ایمانی دگر

گفتمت باشد بخشیدم تو را / اخم وا کردم و خندیدم تو را

زین حکایت ساعتی نگذشت تا / باز با آن دیگری دیدم تو را

gattus
شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹, ۱۲:۵۲
داستان بندگی ما و خدا/عاشقی خدا و نامردی ما
خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…




خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…


بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری

gattus
دوشنبه ۱۳ دي ۱۳۸۹, ۲۲:۵۸
امروز بعد از یک ما تحت سوزی اساسی یک استعداد 17 ساله ی بلغاری رو خریدم از هفته ی دهم فصل قبل دنبال همچین بازیکنی بودم که حالا پیدا شد تمام پول آروین رو دادم جای این ولی این طبق گفته ی مربیشون به زودی به تیم زیر 20 سال میره و اولین ملی پوش باشگاه ما میشه!!!

خدای پیش بینی های طلاییم من:3:
پدر سوخته تو اولین بازی ملیش یک پاس گل هم داد:1:

black_shadow
پنجشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۹, ۱۸:۳۱
خدای پیش بینی های طلاییم من:3:

الان جا داره كه خدمتتون عرض كنم سيكتير بابا!!!:3:
همينجوري كلا!
پ ن: اسپم بود؟!

gattus
پنجشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۹, ۲۱:۵۳
تو ببندش جیگر:3:
تو تیمت رو بچسب که نره دسته 6:3:

black_shadow
پنجشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۹, ۲۳:۳۷
تو ببندش جیگر:3:
تو تیمت رو بچسب که نره دسته 6:3:

ايندفه غليظ تر ميگم!
سيحتير بابا!
اگه نبندم،ميتوني ببنديش؟!!:3:
درمورد تيمم هم بايد بگم كه حاشيه ها باعث شده تيم ما به ورطه هولناك(!)بحران كشيده بشه!
با تدابيري كه انديشيديم و تلاش روانپزشكان تيم،انشا الله از اين هفته تيم شاخ هليش دراگونز از بحران خارج ميشود!:1:
پ ن:تا كور شود هر انكه نتواند ديد!!:3:

gattus
جمعه ۱۷ دي ۱۳۸۹, ۱۰:۵۲
نه متاسفانه اینقد چیزه که چوب پنبه هم اثر نداره شاید با نخ سوزن بشه بستش البته اونم کفایت نمیکنه:3:
این تیمت رو هم جمع کن اگر کمک خواستی میتونی روی مسئولان توانمند باشگاه ما حساب باز کنی:1:

gattus
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۵:۱۱
یکی از بهترین وینگ های ایران با قیمت 25 میل به جمع سربازان کوروش کبیر پیوست!!!:1:

gattus
دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۹, ۲۱:۴۶
دیروز معلم زبانمون فوت کرد یکی از بدترین اتفاقاتی هست که میتونه برای دانش آموزا پیش بیاد

gattus
چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۲۷
تیم اخلاق فصل 23:1:
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

amin_michael5
چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۲۹
دیروز معلم زبانمون فوت کرد یکی از بدترین اتفاقاتی هست که میتونه برای دانش آموزا پیش بیاد
الان شوخی کردی اینو دیگه؟!!!!!!!!!

gattus
چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۳۳
الان شوخی کردی اینو دیگه؟!!!!!!!!!

در مورد این چیزا شوخی نمیکنن:(
شک داری برو تو صفحه فیس ..بوک اهواز عکسش هست امروز هم مراسمش بود

amin_michael5
چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۴۶
در مورد این چیزا شوخی نمیکنن:(
شک داری برو تو صفحه فیس ..بوک اهواز عکسش هست امروز هم مراسمش بود
پس خدایش بیامرزد :1: و روحش را شاد فرماید

gattus
چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۹:۵۰
خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه

gattus
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹, ۲۲:۴۷
به این دلیل فردا پرید:3:

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹, ۰۹:۰۹
نامه عمر به يزدگرد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به آن




نسخه اصلی اين نامه ها در موزه لندن نگهداری مي باشد.زمان نگاشته شدن اين نامه مربوط به پس از جنگ قادسيه و پيش از جنگ نهاوندکه حدود چهار ماه به طول انجاميد.

نامه عمر بن الخطاب


از عمر بن الخطاب خليفه مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارسيزدگرد، من اينده روشنی برای تو و ملت تو نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهيان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پيشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به يكتا پرستی، به عبادت خدای يكتا که همه چيزرا او آفريده. ما برای تو و برای تمام جهان پيام او را آورده ايم، او که خدای راستين است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستين است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذير. به راه کفر آميز خود پايان بده و اسلام بياور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با اين کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسيان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسيان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بيعت کن.
الله اکبر
خليفه مسلمين
عمربن الخطاب

پاسخ يزدگرد به عمر:


از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسيان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، يزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خليفه تازیان.(لقبی که پارسیان به اعراب نهادند به معنی سگ شکاری)
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدایراستينت، الله اکبر، بدون اينکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
اين بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پيشنهاد می کنی که خداوند يكتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند يكتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر اين رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهايمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفريده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام اين اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اينهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهايمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. اين بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و اين نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و اين بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اينهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اينکه پیروان الله به نام او اين کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چيزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را اين بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اينکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پيشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها
من تو را نهی نمی کنم از اينکه اين دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراين آنها تو و مردم تو را بخاطر اين کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

'Mohammad
جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۰۱
نامه عمر به يزدگرد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به آن

عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید
خدای ما اهورا مزداست و اين بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید.
به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها
.

باز اومدم نقل قول کنم ویرایش رو دم :3:


:SugarwareZ-190::SugarwareZ-190::SugarwareZ-190::SugarwareZ-190:

amin_michael5
شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۳۴
یعنی عملا ر........ به عمر :3:

خیلی باحال بود دمت گرم :1:

gattus
يکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹, ۲۳:۴۶
به کوروش یکی مرد پرخاشخر/بگفت ای ابر مرد و ای دادگر
*خزانه به ایران زمین هیچ نیست/ولی فر به این سرزمین دائمی است
*چرا ثروت شاه ایران زمین/نباشد به دست سپهدار این سرزمین
*بگفت دادگر بر سفیر فرنگ/چنانش که گویی نبودش درنگ
به مردم بگویید شاه/به ثروت نیازش بود قدر آه
...*کمی چند بعد فرمان شاه/زمین شد درخشان به سان دو ماه
*بگفت این بود ثروت شاه ایران زمین/ که هرگز نخواهد کسی را غمین




این یک حقیقت تاریخی هست که سفیر یونان به ایران میاد و به کوروش کبیر میگه که چرا پولی توی خزانه نیست و کوروش به شکلی که گفتم بهش جواب میده
شعرش رو خودم گفتم:3:

amirlefthand
دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۹, ۲۲:۲۲
خرخوطک چرا شب عیدی جای این امین بدبخت رو توی تاپ تن اسپمرا گرفتی :3:

gattus
سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۹, ۰۰:۰۳
مرتیکه کرزلنگ:3:یه خرخوطک یادتون دادم سواستقاده نکنید:3:
والا از وقتی این آرشیو بوجود اومد ما سقوط کردیم:3:

gattus
جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۲۵
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

این عکسای پر آب ترین رود ایران هست که دولت خدمت گزار لطف کردن دارن خشکش میکنن که جاده بکشن و یک پارک و رستوران هم بسازن متاسفانه نشد برم اونور پل عکس بگیرم

gattus
شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۹, ۱۵:۰۰
در قرآن مجید، آیه های ۸۳ تا ۹۹ سوره کهف، از کوروش کبیر با نام ذوالقرنین به عنوان فردی یکتاپرست، صالح، دادگر و انسان دوست و به عنوان یکی از بندگان شایسته و برگزیده خداوند به نیکی یاد می کند.

این در حالی است که نام بنیانگذار نخستین و بزرگترین امپراتوری دنیا، نه تنها در قرآن مجید بلکه حتی در کتاب های عهد عتیق (از جمله تورات) نیز به عنوان یک انسان برگزیده و بلند مرتبه ثبت و ضبط شده است.

اما متأسفانه، دشمنان فرهنگ و تمدن ایرانی به هر راهی متوسل می شوند تا یا پیشینه تمدنی ایرانیان را نفی کنند، یا دستاوردهای فرهنگی تاریخی، فرهنگ کهن ایرانی و میراث کهن همه ایرانیان از آذری و کرد گرفته تا بلوچ و تاجیک به یک دسته قومی خاص نسبت دهند!

این گونه است که به رغم این که ظهور زرتشت پیامبر ایرانی بنا بر نوشته های ارسطو و بطلمیوس (بیش از دو هزار سال پیش ) به شش هزار سال پیش از آنها، یعنی هشت هزار سال پیش بازمی گردد، پیشینه ظهور او را تعمدا به سه هزار سال پیش کاهش می دهند!

این ضد ایرانیان بیگانه پرست، چشمان خود را بر همه شواهد و استنادات انکارناشدنی تاریخی می بندند و بیهوده می کوشند ذوالقرنین را با آتیلا و چنگیز، بزرگترین فرمانروایان ظالم و خونریز مغول تبار و زرد پوست آسیای میانه یا اسکندر گجستک جوان متجاوز، بی اخلاق، چند خدا، ظالم و خون ریز جهانی یونانی تطبیق دهند.

این در حالی است که انسان های فرهیخته و دانشمندان بزرگی چون علامه آیت الله طباطبایی و پروفسور عبدالکلام آزاد (دانشمند شهیر هندی) با دلایل متقن به اثبات رسانده اند که ذوالقرنین، همان کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری بزرگ هخامنشی در ایران بوده است.

نظر قطعی علامه طباطبایی در المیزان بنا بر شواهد تاریخی محکم این است؛ «ذوالقرنین قرآن همان کوروش کبیر هخامنشی است.»

استاد علامه طباطبایی می گوید: اگر ذوالقرنین قرآن، مردی مومن به خدا و به دین توحید بوده، کوروش نیز این چنین بوده و اگر ذوالقرنین، پادشاهی عادل و رعیت پرور بوده، کوروش نیز چنین بود؛ اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده او نیز بود؛ اگر دین، عقل، فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت داشت، کوروش هم داشت؛ همان گونه که قرآن فرموده کوروش نیز سفری به سوی مغرب کرد، بر لیدی و پیرامون آن مسلط شد و بار دیگر به سوی مشرق سفر کرد. آنجا مردمی دید صحرانشین و وحشی که در بیابان زندگی می کردند. برای همین، به آنها کمک کرد، سدی ساخت در مقابل قبیله و قومی که آنها را آزار می دادند؛ در تنگه داریال میان کوه های قفقاز و نزدیک به شهر تفلیس (تفسیر المیزان، علامه طباطبایی).

در زیر اصلی ترین مستندات تطبیق ذوالقرنین با کوروش کبیر به اجمال بیان می شود:

۱- یکتاپرستی، نیکو کرداری، رأفت و انسان دوستی از صفات گفته شده ذوالقرنین در کتاب آسمانی مسلمانان است.
بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین، پادشاهی دادگر بود و نسبت به رعیت عطوفت داشت و هنگام کشورگشایی و غلبه قتل و کینه ورزی را اجازه نمی داد. از این روی، هنگامی که بر قومی در غرب چیره شد، پنداشتند، او هم مانند دیگر کشورگشایان خونریزی آغاز خواهد کرد، ولی او بدین کار دست نبرد، بلکه به آنان گفت: هیچ گونه بیمی پاکان شما در دل راه ندهند و هر یک از شما که عملی نیکو کند، پاداش آن را خواهد دید.
با آن که آن قوم بی یاور و دادرسی در چنگال قدرت او بودند، با ایشان شفقت کرد و به دادگری و نیکوکاری دل آنان را به دست آورد.

بر پایه شواهد انکار ناپذیر تاریخی، همگی این ویژگی ها بر کوروش هخامنشی منطبق است که نمونه بارز خوی انسانی و رأفت و مدارای کوروش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح این سرزمین، در تاریخ می بینیم.

با این حال، برخی تلاش می کنند چنگیز و آتیلا و یا اسکندر مقدونی را ذوالقرنین معرفی نمایند، در حالی که هیچ یک از صفات آمده در قرآن مجید بر این جهانگشایان ظالم خونریز قابل انطباق نیست.

ذکر این نکته لازم است، بنا بر نوشته مورخان یونانی، کوروش کبیر از چنان جایگاه بزرگی برخوردار بوده که حتی اسکندر گجستک با وجود یورش وحشیانه به ایران و تسخیر و آتش زدن تخت جمشید به پاسارگاد مقبره کوروش رفته، در برابر مزار آن بزرگ مرد زانو زده و مراتب احترام خود را به کوروش کبیر بجا آورده است.

بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین می گوید: «هذا فتح من ربی»؛ یعنی «همه فتوحات من نتیجه لطف خداست» و ما هیچ گاه در تاریخ، نه از اسکندر و نه از خاقان بت پرست مغول تبار زرد پوست، چنین گفتاری سراغ نداریم و سلاطین حمیری یمن نیز در حد فاتحان بزرگ نبوده اند.

با توجه به این که بر خلاف بیهوده گویی های دشمنان کینه ورز، ملیت و هویت ایرانی بهترین معیار قضاوت واقعی درباره شخصیت های تاریخی هر ملت سخنان ثبت شده و مکتوب آنان است، در زیر، بخشی از سخنان تاریخی کوروش بزرگ پس از فتح بابل را برای شناخت ویژگی های شخصیتی و یکتاپرستی این بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان مرور می کنیم:

«به نام ایزد جان و خرد؛
ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک می کنم
ای مردم بابل، ما همه بندگان اهورا مزدا، خدای یگانه هستیم… ما نه پیروزیم و نه شکست خورده! ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور، همگی با هم برابریم… همگی آزادیم…و همگی پاکیم. ما همگی دوستیم. ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست. ما همگی نوریم… سربازان اهورا مزداییم. از این لحظه من پادشاهی ام را بر این مبنا در تمام کره خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است، اعلام می کنم. از این پس، نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم ـ که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید ـ به عاریه برمی دارم. ما از این لحظه، اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست. هر کس به دین خودش خواهد پرداخت، هر کس نتیجه انتخاب خود را خواهد دید. هیچ کس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد. از این لحظه، تمام بردگان آزادند. من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم. هیچ کس مغضوب من نیست. هیچ بابلی از آنچه بوده، نترسد. این یک بخشایش عمومی است و زنان «بالشاسر» که در حرمسرای بابل بوده اند، از این لحظه آزادند. مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانید به هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید. شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید. داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شوید. تمامی خزانه بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد. میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست. هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی می کند، از حقی مساوی با همه برخوردار است. تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان بازخواهند گشت و با هزینه هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد. من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه عمل بپوشانم، در این شهر خواهم ماند. آری زمین مقدس است… ما نیز یک به یک مقدسیم… این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده… و ما جهان زیبا را زیباتر خواهیم کرد. برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد… همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود…»

۲- واژه ذوالقرنین در قرآن مجید به معنای فردی است که دو شاخ در بالای سر او قرار دارد. همان گونه که در تصویر حجاری شده کوروش کبیر در تخت جمشید دیده می شود؛ کلاهی با دو شاخ در بالای سر او به خوبی نمایان است.

در ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱۳صفحه ۵۳۹آمده است:
«در کتاب دانیال هم خوابى که وى براى کورش نقل کرده، به صورت قوچى که دو شاخ داشته دیده است».

در آن کتاب چنین آمده: در سالسوم از سلطنت بیلشاصر پادشاه، براى من که دانیال هستم بعد از آن رؤیا که بار اولدیدم رؤیایى دست داد که گویا من در شوش هستم؛ یعنى در آن قصرى که در ولایت عیلام است، مى باشم و در خواب مى بینم که من در کنار نهر «اولاى» هستم. چشم خود را به طرف بالا گشودم. ناگهان قوچى دیدم که دو شاخ دارد و در کنار نهر ایستاده و دو شاخش بلند است؛ اما یکى از دیگرى بلندتر است که در عقبقرار دارد. قوچ را دیدم به طرف مغرب و شمال و جنوب حمله مى کند و هیچ حیوانى در برابرش مقاومت نمى آورد و راه فرارى از دست او نداشت و او هر چه دلش مى خواهد، مى کند و بزرگ مى شود.

در این بین که من مشغول فکر بودم، دیدم نر بزى از طرف مغرب نمایان شد. همه ناحیه مغرب را پشت سر گذاشت و پاهایش از زمین بریده است و این حیوان تنها یک شاخ دارد که میان دو چشمش قرار دارد. آمد تا رسید به قوچى که گفتم دو شاخ داشت و در کنار نهر بود.

سپس با شدت و نیروى هر چه بیشتر دویده، خود را به قوچ رسانید. با او درآویخت و او را زد و هر دو شاخش را شکست و دیگر تاب و توانى براى قوچ نماند. بى اختیار در برابر نر بز ایستاد. نر بز قوچ را به زمین زد و او را لگدمال کرد و آن حیوان نمى توانست از دست او بگریزد، و نر بز بسیار بزرگ شد.

آنگاه مى گوید: جبرئیل را دیدم و او رؤیاى مرا تعبیر کرده، به طورى که قوچ داراى دو شاخ با کورش و دو شاخش با دو مملکت فارس و ماد منطبق شد و نر بز که داراى یک شاخ بود با اسکندر مقدونى منطبق شد.

و اما سیر کورشبه طرف مغرب و مشرق: اما سیرش به طرف مغرب همان سفرى بود که براى سرکوبى و دفع «لیدیا» کرد که با لشکرش به طرف کورش می آمد و آمدنش به ظلم و طغیان و بدون هیچ عذر و مجوزى بود. کورش به طرف او لشکر کشید و او را فرارى داد و تا پایتخت کشورش تعقیبش کرد و پایتختش را فتح نموده او را اسیر نمود و در آخر، او و سایر یاورانش را عفو نموده، اکرام و احسانشان کرد؛ با این که حق داشت، سیاستشان کند و به کلى، نابودشان سازد و انطباق این داستان با آیه شریفه «حتى اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عین حمئة».

۳- در قرآن مجید آمده که ذوالقرنین در آغاز فرمانروایی خود، به منطقه ای که آفتاب غروب می کند، حمله کرده و پیروزی های بزرگی به دست آورده است. سپس به سوی شرق شتافت و در آن سامان، هم به پیروزی دست یافت و پس از آن، به مکانی رفت که افتاب از ان طلوع می کرد؛ یعنی شرق و آنان پوششی برای محافظت خود نداشتند.
مقابل آفتاب سوزان اشاره به این که منطقه بیابانی بوده و سکنه چادرنشین و کوچ رو برای آب و غذا و اشارت به سکنه مغولی و سکایی آسیای میانه دارد.

همان گونه که می دانیم، نخستین حمله بزرگ کوروش کبیر به غرب ایران و سرزمین لیدی (در باختر آسیای کوچک یا ترکیه امروزی) بوده که به پیروزی کوروش و تابعیت لیدی به امپراتوری ایران انجامید. فرمانروایان لیدی که با بابل و مصر و حکومت های آسیای صغیر متحد شده بودند ،برای تصرف بخشی از ایران، در صدد ضربه زدن به کوروش برآمدند. کوروش پس از آگاهی از این توطئه، سپاهیانش را به طرف سارد، پایتخت لیدی گسیل داشت.

وی در این نبرد نیز پیروز بود. در نتیجه این حمله در ۵۴۷ق.م سارد و شهرهای آسیای صغیر، یکی پس از دیگری به دستان پر توان کوروش کبیر سقوط کرد.

در تاریخ به این نکته اشاره شده که کوروش کبیر، پس از نبرد موفقیت آمیز در غرب ایران زمین (لیدی) برای سر و سامان دادن به شورش اقوام بیابانگردی که متجاوز، وحشی و خونریز بودند، به شمال شرق ایران بزرگ لشکرکشی کرد و موفق به فرو نشاندن آنان و تأمین امنیت مرزهای شرق و شمال شرق ایران شد.

۴- سد یأجوج و مأجوج و مکان آن:
یکی دیگر از مشخصات ذوالقرنین در قرآن، عزیمت او به مناطق شمالی و رویارویی با قوم یأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر این، ایجاد سد یأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نیز در قرآن به ذوالقرنین نسبت داده شده است. جالب این که در تورات هم به ساختن سدی از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کوروش خطاب به خداوند یکتا می گوید: «من ای کوروش، پیش روی تو خواهم خرامید … جای ناهموار را برایت هموار می کنم، درهای برنجین را می شکنم، پشت بندهای اهنین را خواهم برید…»

در تعیین محل استقرار این سد، گمانه زنی های متعددی شده و حتی برخی آن را همان دیوار بزرگ چین تصور کرده اند، در حالی که کلید حل این معما در خود قرآن نهفته که کاربرد آهن در ساخت این سد مورد تأکید قرار گرفته که با توجه به این که در ساخت دیوار بزرگ چین هیچ گونه مواد آهنی به کار گرفته نشده، این نظریه مردود است.

در سرزمین میان دریای کاسپین و دریای سیاه، سلسله کوه های قفقاز به صورت دیواری راه های میان شمال و جنوب را بسته است؛ مگر یک راه که باز گذاشته و آن تنگه ای است که در میان رشته کوه هایی واقع شده و شمال و جنوب را به هم متصل می سازد و این تنگه در عصر حاضر، تنگه داریال نامیده می شود و در نقشه های موجود میان شهر ولادی قفقاز ـ پایتخت جمهوری اوستیای شمالی، شمالی ترین منطقه ایرانی نشین و فارسی زبان قفقاز که هم اکنون یکی از جمهوری های روسیه است ـ و تفلیس نشان داده می شود در همان جا که تاکنون دیوار آهنین باستانی موجود است و شک نیست که این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده، زیرا اوصافی که قرآن بیان کرده، درباره سد ذوالقرنین کاملا بر آن منطبق است و همان گونه که قرآن یادآور شده، الواح آهنین در ساختمان آن به کار رفته و مس گداخته برای بستن مفاصل و رخنه های آن استعمال شده و در میان دو دیوار کوهستانی بنا شده است.

با در نظر گرفتن بازمانده سدی که هم اکنون در گذرگاه داریال قفقاز موجود است و شهادت کتب ارمنی ـ که این ناحیه را (بهاک کورائی) و (کابان کورائی) می گویند و به معنی گذرگاه و یا دره کوروش است ـ شکی نمی ماند که کوروش به سمت شمال غربی ایران رفته و از نواحی ای که امروز به نام دربند و معبر داریال معروف است، گذشته و در آنجا سدی بنا کرده تا مانع هجوم سکاهای متجاوز بشود.

در آنجا به دستور کوروش آهن و فلز فراوان آوردند و سدی از آهن بسان دیواری در معبر میان دو کوه که تنها راه عبور و مرور اقوام وحشی سکایی بود، بنا شد؛ این سد تنگه باریک میان دو کوه را می بست و مانع گذشتن سواران یغماگر سکایی بود و به همین جهت این دره به نام دره کوروش نامیده شده است.

بنا بر شواهد تاریخی، کوروش کبیر پس از فرو نشاندن بیابان گردان شرق کشور به شمال ایران و قفقاز می رود و به دادرسی از مردم آن سامان می پردازد و برای جلوگیری از تهاجم متجاوزان بیابانگرد، از شمال کوه های قفقاز به درون خاک ایران، سدی را برای مردم آن سامان در قفقاز بنا می کند که در ساخت آن، از پاره های سنگ و آهن استفاده شد. جالب این که در نزدیکی تفلیس در قفقاز ـ که در همه تاریخ تا کمتر از دویست سال پیش در قلمرو ایران بوده ـ بقایای سدی کشف شده است که بر پایه پژوهش های علمی با کمال شگفتی در ساختمان آن، از ترکیبی از سنگ و آهن استفاده شده و جالب تر این که نام تاریخی رودی که در نزدیکی این سد قرار دارد، نیز «کوروش» است!

چند تن از بزرگانی که بر یکی بودن ذوالقرنین قرآن و مسیح عهد عتیق با کورش هخامنشی گواهی داده‌اند، عبارتند از:

۱-مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان،
۲- ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزیریال
۳-علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،
۴-آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)،
۵- تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن،
۶- آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )،
۷- حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات،
۸- دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی،
۹-صدر بلاغی در قصص قرآن،
۱۰-جلال رفیع در کتاب بهشت شداد،
۱۱-دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی،
۱۲- منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی،
۱۳- قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ،
۱۴- دکتر فریدون بدره ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق،
۱۵- محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش،
۱۶- آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم،
۱۷- استاد محیط طباطبایی،
۱۸- حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد،
۱۹- سر احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند،

gattus
شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۹, ۱۵:۱۱
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

این هم عکس اگر به کلاه نگاه کنید دو تا شاخ رو که یکیش نماد پاکی و یکی نماد فرار از بدی هست رو میبینید اگر عکس شیلتر بود بگید عوضش کنم:3:

gattus
سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۲۳:۵۰
شعری که در زیر میبینید اثری دیگر از آثار من هست به جز دوبیت سوم و دوم از آخر که از جایی برداشتم
اون بیت آخرش هم بیت تخلص هست و سام هم منم

بدانی چه کردی تو ایران زمین؟ //// تو گریان بکردی شه سرزمین
چنین است آغاز این داستان /////// بهشت است پاداش هر راستان
پیمبر ببود این شه پارسی ////////// بود کار اوعشق و سر راستی
از این رو بهشت است پاداش او ///// که جز بد ندارد غم و کین او
به روزی برفتش به نزد خدای//////// بگفتا خداوند هر دو سرای
دلم تنگ ملک و زمینم شده ///// که بر سرزمینم چه روزی شده؟
خداوند بر کوروش نیک بین //// بگفتا شه شیر و نیک زمین
بسازم برت یک زمین در برین ///// که باشد به مانند ایران زمین
به این جا بمان نزد من //////// که دوریت هرگز نخواهم همی روح من
نشد راضی از این سخن //// به اصرار گفتش خداوند من
بخواهم ببینم همی ارث خود //// چه کرده است فرزند و مورث خود
بگفتا خداوند فرامش کن این ////// تویی همچنان شاه آن سرزمین
چنین گفتن رب نبودش اثر ////// ز شادی نبود چهر کوروش اثر
خداوند گفتا ملک را بیار //// به کوروش بگوید چگونه است ایران یار
بشد شاد و مسرور کوروش که این ///// بود بهترین مزد ز والاترین
به سوی زمین کرد روی ///// بگشتند در دو صد سرای صدها کوی
شنید کوروش دوصد چند نام ///// بسان سعید و حمید و غلام
بپرسید این نام چیست ای عجب //// بگفتا بود نام از آن عرب
عرب چیست یار شیرین من/// نبودش چنین نام در ملک من
بگفتا ببود قوم صحرا نشین /// به وحشی گری ،ظلم و بی عقل و دین
بگفتا پرستند مردم یگانه خدای؟!! /// بگفتا بله کرد شکر خدای
بگفتا به ظاهر پرستند رب /// به گفتا چه گویی ؟؟عجب!!
سکوتی عجیب آمده بینشان /// که گشت مسرور از هردوشان؟!
بگفتا نشانم بده این زمین /// چگونه است گسترده ایران زمین
بدید نقشه و وای از دل کشید //// ملک گریه کرد ،اسمان زخم دید
بگفتا رویم از ولایت برون/// ببینم چه گویند اطراف من در برون
بشد هم سخن با همه مردمان /// دو صد چشم گرد و همه حیران
بگفتند اهل کجایی تو مرد؟!/// چنین گشته حیران ز تو زن و مرد
بگفتا به صد عشوه و ناز که //// من اهل ایران زمینم بله
بگفتند با اختم بر باربد /// تو یک قاتل زورگویی تو بد
بگفت در همان لحظه شاه //// به نزد خدا رو بگو مرده شاه
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است

آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت


ایـنبار نـه بیــگانه که دشـمن ز خـود است

صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است
سام !!خاموش بمان که خود همه خوارتری //// صد ها همه بیدار و تو خاموش تری