PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : gattus


صفحه ها : [1] 2

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۰۶
نام تیم: sun sport

ایدی مدیر تیم: dad maneh

نام اصلی: امیرحسین

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۱۱
اینارو کیارش از تاپیك كامران دزدید!!!!
منم از اون !
پس من اولین شاه دزد هتریکم!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۱۴
من اصلا ددمنش نیستم این اسم یک کتاب بود من هم خوشم اومد برای همین اسمم دد منشه!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۱۷
سلام
همون طوری که گفتم اسم من امیر هست و از خدا 17سال عمر گرفتم.من توی شهر اهواز به دنیا اومدم و افتخار می کنم که از قوم بزرگ و غیور بختیاری هستم.باید این رو هم اضافه کنم که من از نوادگان امام موسی کاظم (ع)هستم!
الان دقیقا 8هفته هست که با هتریک آشنا شدم وموفق شدم 7بازی رو ببرم .قدرت تیم من در حدی هست که به راحتی می تونم بهترین تیم گروه 5رو شکست بدم بهترین نتیجه های تیم من این دوتاست:
1.بازی رسمی: پیروزی 7بر0 در زمین حریف
2.بازی دوستانه شکست دادن تیم 2لیگ 6 ایتالیا با حساب1بر0در خانه ی خودی
البته پیروزی های پر گل تری هم بود، ولی چون این تیم قوی تر بود این رو نوشتم!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۱۸
خوب بهتره که در باره ی تیمم بگم تیم منahvaz athletic و تیم سوم گروه 6هست واین فقط به خاطر این هست که من دیر با هتریک آشنا شدم چون من با امتیاز کامل تا حالا قهرمان نیم فصلم با هختلاف 4 امتیاز ولی بخاطر بی لیاقتی مدیر قبلی من باید یک فصل دیگر توی این لیگ بمونم!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۱۹
توی یکی از ارسال هام نوشته بودم که می تونم تیم اول گروه 5 رو به راحتی ببرم حاضرم این رو اثبات کنم !شما می تونید بازیکن های من رو مقایسه کنید.
اگر هم شک دارید مرد مسابقه با تیم اول گروه 5(هر کدومشون )هستم!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۰
افتخارات ورزشی:
1.من 3سال پیش تا یک قدمی حضور در فولاد خوزستان رفتم ولی به دلیل یک سری مشکلات که توی فوتبال ما زیاد هست موفق نشدم به فولاد برم.(فرد مورد نظر دیر پیدا شد)
2.یک سال قبل از این به دلیل حماقت خودم پیشنهاد شرکت توی تست لوله سازی اهواز رو رد کردم اونوقت چندتا ازدوستام الان یار لوله سازی هستن!
3.این یکی هم که بی ارزشه اینه که امسال تیمم رو به عن.ان یک کاپیتان وفادار به عنوان قهرمانی مسابقات دهه ی فجر رسوندم و با 8 گل زده به عنوان آقای گل رسیدم!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۰
تیم های محبوب من در دنیای واقعی :

بهتره که از ایران شروع کنم:
وقتی 3-4سله بودم می نشستم بازی های استقلال رو با نهایت دقت نگاه می کردم و خیلی از قلعه نویی خوشم میامد (به هر حال ما هم اسم بودیم دیگه)از اسم ادموند اختر هم خیلی خوشم میامد.خلاصه اونقدر استقلال رو دوست داشتم که اگر یک نفر کوچک ترین حرفی علیه استقلال می زد مثل این بود که تمام کسانی رو که دوست داشتم رو کشته باشه اما الان همه چیز فرق می کنه نه استقلال رو دوست دارم نه پرسپولیس اینم به خاطر این هست که این دو تا تیم اصلا خوب بازی نمی کنند،ولی با این حال بازم استقلال رو یکمی دوست دارم .اما هیچ تیمی ssشهر اهواز نمیشه فولاد رو هم دوست دارم !
اما اروپا:
به دلیل آبی بودن پیراهن تیم چلسی تا قبل از سال 2003از چلسی خیلی خوشم میامد.تا اینکه فینال چمپیون شیپ فرا رسید :میلان - یونتوس .پسر خاله ام که یک سمبل هوادار فوتبال برای من بود بی هیچ شکی می گفت که یونتوس برنده می شه خوب منم فکر می کردم که یونتوس برنده می شه ولی وقتی بازی شروع شد دیدم که میلان خیلی بهتر بازی می کنه خوب نظرم جلب میلان شد واز همون موقع تا حالا هوادار میلان ماندم.

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۱
خاطرات خوش فوتبالی من:
بهترین اتفاقی که برای من افتاده 2تا قهرمانی بوده اولیش قهرمانیه ایتالیا توی جام جهانی بود دومیش هم قهرمانی میلان توی جام قهرمانان اروپا در برابر لیورپول کثیف بود.
روزی که ابتالیا قهرمان شد همه توی خونه خواب بودن منم نمی تونستم خودم رو کنترل کنم برای همین چنان فریادی زدم که همه از خواب بیدار شدند و فکر کردن که اتفاق خاصی افتاده ولی وقتی فهمیدند ایتالیا قهرمان شده با من بیچاره کلی دعوا کردند تا حدی هم حق دارند ندارند؟!

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۱
خاطرات بد فوتبالی من:
این خاطرات بد خیلی زیادشدن وفکر می کنم زیادتر هم بشه:
1.از دست دادن جام قهرمانان اروپا بعد از پیزوری 3-0در نیمه اول
2.حذف داغون ایتالیا از جام ملت ها
3. حذف داغون ایتالیا از جام کنفدراسیون ها
4.قهرمانی های پیاپی ایتر
5.راه نیافتن میلان به جام باشگاههای اروپا
6.رفتن کاکا از میلان

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۲
بازیکنان مورد علاقه:
اولش خیلی از هسکی و داف خوشم میامد ولی کم کم که از چلسی رفت منم فراموشش کردم اما یک بازیکم خوب آرژانتینی نظر من رو به خودش جلب بازیکنی که توی باشگاه رم بازی می کرد فکر می کنم همه ی شما بشناسیدش گل مشهورش به نیجریه و اشکهاش بعد از حذف تیمش از جام جهانی رو باید به یاد داشته باشید .درسته باتیستوتا رو میگم!بعد از یک سال از خدا حافظی اون از فوتبال کاکا به میلان اومد من کاکا رو خیلی وئست ئاشتم و یکی از اعضای فعال سایت [Only Registered And Activated Users Can See Links] و [Only Registered And Activated Users Can See Links] بودم.ازاین به بعد کاکا برای من یک خیانت کار هست .اون می دونست که سران باشگاه نمی تونند بازیکن خوبی جذب کنند ولی به بهانه ی کمک به باشگاه میلان رو ترک حالا من گتوسو رو خیلی دوست دارم درسته که توی رمین این کارها رو می کنه ولی زنش می گه مردی مهربانتر از گنارو پیدا نمی شه شاید دلیل این دوست داشتن این باشه که من هم به سبک گتوسو بازی می کنم !

gattus
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸, ۲۱:۲۳
دیگه از این به بعد درباره ی تیمم مینویسم!

gattus
جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸, ۱۷:۲۵
خوب یه بازیکن توپ گرفتم 3میلیارد میخوام 7 تا بفروشمش!

gattus
سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۸, ۲۰:۳۲
حاشیه ی حضور مربی اتلتیک دربزنامه ی نود هتریکی:

- سلام عرض می کنم خدمت شما اگر میخواید به بینندگان سلامی بکنید تا در خدمتون باشیم!

به نام خدای عشق آفرین، سلام عرض میکنم خدمت شما و بینندگان محترم،در خدمت هستم!

- اگر لطف کنید درباره ی وضع تیمتون بگید!

بله،تیم ما وضعیت خوبی داره ،من فکر میکنم خیلی خوب تمرین میکنیم و خوب هم نتیجه میگیریم!

- اگر امکانش هست درباره ی تغییرات مدیریتی باشگاه توضیح بدید!

به نظر من که کادر ما بسیار قوی عمل کرده و بجز دو بازی دوستانه و اولین بازی رسمی همه ی بازی هاش رو برده!ما باید به اقتدارمون در لیگ ادامه خواهیم داد.....

- لیگ که داره تمام میشه چطور به اقتدارتون ادامه میدید؟ (با خنده)

من از شما تعجب می کنم ،شما اجازه نمیدید من حرفم رو تمام کنم!

- بفرمایید، شرمنده...

بله ،به هرحال ما باید این بازی خودمون رو ببریم و برای فصل بعد با روحیه ی کامل وارد عمل بشیم!

- میشه نظرتون رو درباره ی بازی آخرتون بگید!

ما شناخت کافی نداریم اما به خاطر شناختی که از مربی خودمون داریم فکر میکنم بازی رو ببریم همچنین با توجه به نتیجه ی 5بر 2 که مقابل تیم اول لیگ در خانه بدست آوردیم واین درحالی بود که ما خیلی از این بازیکن های خوبمون رو نداشتیم!

-از حضورتون ممنون!

خواهش می کنم و خدا حافظ!

gattus
دوشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۰۴
سلام
كی گفته بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره
تیم من رو ازم گرفتن!

gattus
دوشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۰۶
فكر كردن چی من به زودی با سان اسپورت برمیگردم!

gattus
دوشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۴:۰۹
اصلا هم ناراحت نیستم تنها مشکلم اینه که یه بازیکن 15ساله داشتم بازی سازیش عالی بود حد اکثر نامعلوم پاسش ناکافی دفاع قابل قبول 2 سال دیگه فیکس تیم ملی میشد!!!!!!!!!!!!!

Alone
دوشنبه ۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۲۸
:question2:

gattus
سه شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۸, ۱۶:۴۸
تیم سان اسپورت فعالیت خودش رو آغاز کرد!

gattus
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۱۱:۴۹
دیگه باید عادت کنم کمتر بیام توی هتریک آخه چند روز دیگه یک امتحان خیلی مهم دارم اگه قبول نشم 6ماه از زندگیم میپره!

gattus
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۱:۱۳
چه حالی داد با یک تیم از هلند بازی کردم 8-1 باختم ولی دم بچه ها گرم زدن 3تا از بازیکناش رو مصدوم کردن!

gattus
جمعه ۲۰ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۵۰
این طور نگاه نکنید که خوشحالو شاد و خندانم،فردا یک امتحان خوفی دارم که نگو دارم می ترکم !

برام دعا کنید!

gattus
يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۸, ۰۰:۵۱
یووووووووووووووهووووووووو وووووووووووووووووو قبول شدم!
ولی خیلی شانس اوردم اگر یدونه سوال دیگه نمیزدم ،:sad53:

gattus
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۱۴
دوباره مهر شروع شد باید برم مدرسه ولی جای شکرش باقیه که دو سال مونده اما یه چیز مدره خوبه اونم تیکه انداختن به معلماست!

gattus
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۲۵
راستی یادم رفت که به این نکته ی مهم اشاره کنم که دیگه من رو خیلی کم خواهید دید میدونم دلتون تنگ میشه ولی چاره ای نیست باید سوخت وساخت!

gattus
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۸:۰۲
اسم کابریم رو عوض کردم چه قشنگ شده![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])

gattus
جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸, ۰۱:۰۱
عجب گیری کردم من رفتم مدره هر چی معلم پیر و از کار افتاده بود خورد به پستم خدا رحم کنه!

gattus
يکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۲۴
امروز با یکی از دوستان رفته بودم دفتر بخرم ،فروشنده از این آقایانی بود که میرن مسجد قیافه رو که دیدم موندم تو کفش که چطور میشه به هدفم برسم گفتم بیخیال و سلام کردم!جواب سلامم رو داد و گفت بفرمایید گفتم که دفتر میخوام گفت چند برگ منم جوابش رو دادم!بنده ی خدا صدتا دفتر اورد ومن گفتم نه آخه هدف داشتم یه مرتبه دوستم زد به سیم آخر و گفت از این دفتر سیمی های ساده اگر دارید لطف کنید!اونم اورد و رنگ مورد نظر رو پیدا کردم برای رد گم کنی از دوستم پرسیدم کدوم خوبه؟i.q گفت سیاهه!منم بهش گفتم مگه عذاداریه؟ این سبز رو میبرم!طرف گفت خوب از اول میگفتی منظورت چیه!!!بعد 4تا دفتر سبز دیگه هم بهم داد!وقتی پول رو بهش دادم خواستن بیام طرف گفت:
یا حسین برادر منم کلی حال کردم و از مغازه اومدم بیرون!

gattus
چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۲۷
تیمم به سلامتی داره حذف میشه!

gattus
شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۲
امروز رفتم عینکم رو عوض کردم دنیا رنگش عوض شده!:3:

gattus
يکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸, ۱۵:۴۶
منت خدای را که طاعتش موجب صبر است!

در پی پخش برخی از سریال ها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر به تصویر کشیدن خوزستانی ها بر خلاف حقیقت این اعتراض نامه را ارسال می کنم!

متاسفانه چندی است که کارگردان های تلویزیونی تمایل به استفاده از شخصیت های خوزستانی در سریال های خود دارند!و آنها را بر خلاف واقعیت به تصور میکشند!
مشهور ترین آنها شخصیت احمدرضا وخجسته در سریال رستگاران بود! استفاده از عباراتی همچون سیاه سوخته و به تصویر کشیدن وی به عنوان یک فرد ساده لوح و... به طور کامل بر خلاف حقیقت بود!همچنین این که اهواز را طوری خطاب کردند که اهواز بسان یک شهرک کوچک است !باید این را اضافه کرد که در هنگام سخن گفتن نیز اهواز را احواز میخوانند!که این مسائل باعث تاسف است!
این روز ها نیز سریال جدیدی از طریق این رسانه پخش میشود و یک اهوازی را با لباس یکی از قومیت های
کوچک خوزستانی به تصویر می کشد !
باید توجه داشت که این مسئله دقیقا خواسته ی یکی از گروه های تروریستی است که به منظور مستقل کردن خوزستان به عنوان یک کشور به اسم الاحواز بود!این گروه وهابی مذهب با بمب گذاری های پیا پی در اهواز قصد این کار را داشت که با تلاش وزارت اطلاعات از کار افتاد!
به هر ترتیب اعتراض خود را از این حرکت اعلام میکنم!

gattus
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۲۳:۳۷
توپ، تانک،مثلث:3:
دیگر اثر ندارد
این مخ بنده حالا
دیگر کشش ندارد

فردا 2تا امتحان دارم:1:

gattus
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۱۴
به من میگن دانش آموز نمونه صبح زود رفتم پیش مدیر امتحان فیزیک رو لغو کردم!بعدش هم رفتم پیش مشاور امتحان شیمی رو لغو کردم:1:

gattus
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸, ۲۲:۱۲
عجبب دوره زمونه ای شده!
رفتم مغازه یه آدامس گرفتم 50تومن باقی موند از مغازه که اومدم بیرون یه پیرزنی بهم گفت مادر از جوونیت خیر ببینی،بچه ی یتیم دارم،رو سیاهم نکن!
منم 50تومن رو دادم بهش وقتی نگاهش کرد 50 تومنی رو پرت کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

gattus
پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۰
چه حالی میئه مدرسه پیچونی:3::yahoo:[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])

gattus
يکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۵۶
عاشق شدم![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
























نه بابا عاشق هت تریک شدم:3:

gattus
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸, ۱۷:۵۱
زنده باد
استقلال اهواز

gattus
سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۵:۱۶
تیمم کم کم داره به ورشکستگی دچار میشه هر دفعه هم که بازیکن هام رو میذارم برای فروش هیچ کسی نمیخره حتی با قیمت 0و دائم بخاطر همین قرار گرفتن توی لیست فروش از حساب باشگاهم کم میشه![Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
جالبش اینجاست که هفته ی دیگه هم باید بیرون از خونه بازی کنم![Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
يکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸, ۱۰:۱۲
3-4سالی هست که یه آقایی یه گاری میاره سر کوچه ی ما و فلافل میفروشه همیشه دلم براش می سوخت و میگفتم که بنده ی خدا خیلی گناه داره حتما وضع مالیش خوب نیست تا اینکه دیروز دیدمش که سواره یک کمری مشکی شده فکر کردم که ماشین میتونه ماله کسی باشه ولی امروز که از اونجا میومدم دیدم که همه بهش تبریک میگفتن که ماشینت مبارک!:wow:

gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۱۰:۱۶
این مریض شدن هم برای خودش عالمی داره!
مدرسه فرت!
2روزه نرفتم فردا هم فرت:yahoo:

gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۴۴
مژده!
بعد از سال ها کتاب اندر احوالات خواجه امیرحسین موسوی مجوز چاپ دریافت کرد!در ادامه مقدمه ی کتاب را خواهد خواند!


مقدمه

خواجه امیر در بین سالهای 750-900 زندگی میکردند ایشان که از اختر شناسان –فلاسفه- ریاضی دانان و کیمیاگران عصر خود بودند کتاب های علمی زیادی را به چاپ رسانده بودند که متاسفانه بعد از حمله ی مغول به ایران و به آتش کشیده شدن کتابخانه ها از بین رفت اما این کتاب که مجموعه ی خاطرات ایشان در ان به چاپ رسیده حاوی مطالبی بود که باعث شد کتابی از ایشان که به دست خودشان در زیر خاک قرار گرفته بود به دست ما بیافتد و در آن نشانه هایی از کشف جدول تناوبی عناصر-نیروی جاذبه ی زمین- برق و حتی انرژی هسته ای بود که متاسفانه به نام افراد دیگری ثبت شده اند!


لازم به ذکر است که تمام این داستان ها براساس نوشته های ایشان چاپ شده و در اختیار شما قرار گرفته است!
نوع نوشته ها نشان میدهند که ایشان از افراد باحال عصر خود بوده!
در ادامه با برخی از کشفیات و اختراعات او آشنا می شویم!

gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۴۴
مقدمه :

اندک زمانی است که تنها گشته ایم و فکر زیاد درباره ی کیمیا ما را خسته کرده است حال که 148 سال دارم عزم بر آن دارم تا شما را از خاطرات شیرین خود آگاه کنم تا شما آینده گان از آن لذت ببرید!

همه ی این اتفاقات برای خود ما نیز شگفت است خاطرات ما را تا انتها بخوانید و لذت ببرید،تعجب هم نکنید ما خودمان از بچگی باحال بودیم و اتفاقات جالب نیز اطراف ما زیاد میافتد و اجتناب ناپذیرند !

gattus
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸, ۲۰:۴۵
در حدود سال های جوانی بود که همراه خانواده برای تفرج به خارج از خانه رفته و در چمن زار ارام گرفتیم !همه خوش بودند میگفتند و میخندیدند اما ذهن اینجانب از اینکه در کشف انرژی عجیب یک ماده که خودمان ان را اورم *نامیدیم ناکام گشتیم مشوش بود!
خاله ی پسرمان * که هم سن ما بود دست ما را گرفت و رفتیم قدم زدیم !اینجانبان ملاحظه فرمودیم که جایی مردمان جوان جمع گشته و به سخنان بانویی زیبا روی گوش جان فرا میدهند و سر تاکیید تکان!
ما هم رفتیم تا مستفیض شویم!
ایشان که به نظر از افرادی بود که در اینده آنان را کومنیسم مینامد درباره ی چیز هایی سخن میگفت که بسی خندیدیم اما زیرکانه زیرا ترسیدیم ما را له کنند!دیگران را هم دیدیم که میخندند و فهمیدیم که همه بخاطر چهره ی زیبا ی خانم سخنران امده بودند و تیکه پراکنی می کردند !
ناگهان یکی از این افراد پیل تن که 2 همراه داشت برخواست و نعره سر داد:
شما به روح اعتقاد دارید؟
خانم نیز گفت:خیر
سپس مرد گفت:پس بنده .... در روح پدرت!
ناگهان زن براشفته گشت و گفت برو گمشو مرتیکه ی بی ادب بی شعور !
مرد پاسخ داد :
چون اعتقاد نداری گفتم خوشگل خانم!
زن عصبی گشت و گفت:
برو بیرون هیز!
مرد گفت :بچه ها بریم این ها همه.....
ولی ما ماندیم تا بخندیم
ناگهان پدر از راه رسید و گفت اینجا چه میکنی ؟
گفتیم :خنده!!
گفت: بر خیزید بروید شام میل نمایید!ما نیز رفتیم ولی از دور می پاییدیم که چه خبر است!
بعد از مدتی خاله ی پسرمان ما را خطاب کرد و گفت:بنگر!!
ما نیز نگریدیم و دیدیم ماموران حکومتی آنان را میپراکنند!
------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات:
*اروم: اورانیو تفسیر شده است
خاله ی پسر: پسر خاله

gattus
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۳۳
بازیکن با شماره‌ی شناسایی 256585811، آخرین بار در حال تلاش برای جلب نظر یک دختر بلوند در باشگاه پایین شهر دیده شده ‌است؛ روزهای درخشان او کاملاً به پایان رسیده است.

بازیکن هم بازیکن های قدیم !
ولی ما زرنگ تر از این حرف ها بودیم و مچش رو گرفتیم!

gattus
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۰
بعضی ها عاشق میشن
بعضی ها سیاهی رو دوست دارن
بعضی ها آواتار میترکونن
بعضی ها مدیر میشن
بعضی ها احسساس میکنن بامزه هستن
بعضی ها فکر میکنن کورلئونه ی کبیرن
بعضی ها چاق میشن
بعضی ها زن و بچه دارن
بعضی ها مرموزن
بعضی ها خسته میشن و دیگه سر نمیزنن
بعضی ها خودشون رو به روح تبدیل میکنن
بعضی ها فقط شکلک میفرستن
بعضی ها فقط عضو میشن
بعضی ها بعد از یه عمر تجربه بچه هتریک میشن:3:
بعضی ها مربی تیم ملی میشن!
اما....

بعضی ها هستن که خیلی محبوبن اصلا وجودشون باعث آرامش هتریک میشه تازه سوادشون هم زیاده البته فعلا میخوان کنکور بدن!وگل سر سبد هتریکن:wink3:

gattus
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۱۷:۵۶
جرج برنارد شاو:

1.کسی که میتواند،انجام میدهد.کسی که نمیتواند،یاد میدهد.

2.خیلی وقت پیش یاد گرفتم تا هرگز با یک خوک کشتی نگیرم.نیتیجه اش این میشود که من کثیف میشوم و خوک خوشحال!!

3.بیشتر مردم دعا نمی کنند بلکه التماس می کنند.

4.سکوت بهترین تحقیر است!

5.به تجربه آموختم که انسان ها هرگز از تجربه چیزی نمی آموزند.

آلبرت انیشتین:
1.من هرگز در مورد آینده نمی اندیشم زیرا خودش به زودی از راه خواهد رسید.
2.اطلاعات دانش نیست.
3.منطق تو را از الف به ب می برد.اما تخیل تو را به همه جا میبرند.
4.بیشتر مردم فکر می کنند که هوش دانشمند بزرگ می سازد در حالی که شخصیت این کار را میکند.

ارنست همینگوی:

1.به ندرت دیده ام که افراد باهوش خوشبخت باشند.
2.هرگزبا کسی که دوست نداری به مسافرت نرو.

یوهان ولفانگ فو:
1.یک پاسخ صحیح مثل یک بوسه ی پر محبت است.
2.رویاهای کوچک را آرزو نکن چون قدرتی برای حرکت دادن قلب تو ندارند.
3.من معماری را موسیقی یخ زده مینامم
4.من خودم را نمیشناسم و خدا نکند که بشناسم.
5.اگر خدا مرا جور دیگری میخواست مرا جور دیگری می آفرید!
6.ترسو وقتی در امان است که تهدید میکند!
7.سقوط ادبیات ،سقوط یک ملت است.

ویکتور هوگو:
1.چهل سالگی سن جوانی است و پنجاه الگی جوانیه پیری!
2.کسی که در یک مدرسه را باز می کند در یک زندان را میبندد.
3.عاشق زیبایی بودن،مانند دیدن روشنایی است.

gattus
جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۴۷
امروز مدتی است طولانی که از مرگ تو می گذرد اما هنوز مزارت سنگی ندارد!!

خمیازه فریاد


شاخه ها تن به تقاضای شکستن دادند
برگ ها یک به یک از شاخه به خاک افتادند

باز موسیقی تار شب و قانون سکوت
بادها باز هم آواز عزا سر دادند

بس که خمیازه ی فریاد کشیدم،دیری است
خواب هایم همه کابوس،همه فریادند

لب به آواز گشودم به لبم مهر زدند
چشمم آمد به سخن ،سرمه به خوردش دادند

گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند
باز شادیم که یاران زغم ما شادند

*****************************************

آرزو


امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
در ((تو))
خلاصه کرده ام:

ای کاش می شد
یک بار
تنها همین
یک بار
تکرار میشدی!
تکرار......

********************************
فردا

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم

امروز،او
ما را....

فردا؟
*****************************

اشتقاق


وقتی جهان
از ریشه ی جهنم
و آدم
از عدم
و سعی
از ریشه های یاس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبدیل میکند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه هایی بی طرف
مثل نان دل بست
نان را
از هر طرف بخوانی
نان است!!







قیصر جان صدایت همچنان در گوش ما می پیچد!

gattus
جمعه ۲۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۴:۰۳
آرامگاه قیصر امین پور!!!

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]

چرا؟

gattus
پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸, ۱۷:۵۰
امروز روز عجیبی بود!
زنگ ورزش توپ رو از یکی گرفتم و راه افتادم سمت دروازه ی اون تیم که 2 تا از بازیکن های حریف چسبیدن به من دروغ نگم یکیشون 130کیلو هست!!! این دو نفر هم به من از 2طرف فشار اوردن من هم خوردم زمین! که این دوستم که گفتم افتاد روی سرم و من دیگه هیچی نفهمیدم!
بعد از 3 ساعت به هوش اومدم و دیدم که توی بیمارستانم!
خدا به من رحم کرد!!!!

gattus
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۱۳
بازگشت افتخار آمیز خود را از یک قدمی مرگ به خودم تبریک میگویم

gattus
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۳۶
راستی

در این مکان تنها ارسال اسپم آزاد است حتی شما کیارش عزیز

i.M.a.N
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۰۱
بازگشت افتخار آمیز خود را از یک قدمی مرگ به خودم تبریک میگویم
چت شده بود داشتی میمردی؟؟:3:

amirlefthand
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۰۶
چت شده بود داشتی میمردی؟؟:3:


امید قصد جونش رو کرده بود:ak:

gattus
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۰۹
زبونت لال آره!:3:
داشتم میرفتم واسه مرگ مغزی که برگشتم!:1:

shahriar230
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۱۶
خدا بد نده

amirlefthand
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۳:۲۸
زبونت لال آره!:3:
داشتم میرفتم واسه مرگ مغزی که برگشتم!:1:

آهان تاکسی دربست گرفتی پولش رو نداشتی گرفته کتک زده خب مگه امید کجابود که تو تنهایی رفتی بیرون

gattus
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۴:۲۴
آهان تاکسی دربست گرفتی پولش رو نداشتی گرفته کتک زده خب مگه امید کجابود که تو تنهایی رفتی بیرون

بس کن دیگه(این رو جدی گفتم)

خدا بد نده

خدا که بد نمیده!
یه تلنگر بود که مراقب خودم باشم!

amirlefthand
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸, ۱۴:۳۹
بس کن دیگه(این رو جدی گفتم)



خدا که بد نمیده!
یه تلنگر بود که مراقب خودم باشم!

باشه

ولی این تلنگر رو بیشتر توضیح میدی بهمون چیشد

gattus
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸, ۱۰:۱۵
صفحه ی قبل رو نگاه بنداز میفهمی!

بعد از 2-3روز حالم بد شد رفتم بیمارستان بستری شدم و دکتر گفته بود که به زودی مرگ مغزی میشه و بای بای ولی ....:1:

amirlefthand
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۰۸
امیر حسین باز ناپدید شد

gattus
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۱۷
:3:
شما نیستی به من میگی نا پدید؟
:3:

رضا
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۲۰
این امیر میخواست تعداد پستاش رو ببره بالا گفت یه حرفی زده باشه.تو جدی نگیر.:3:

gattus
شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸, ۲۳:۳۲
الان هدف خودت چی بود؟:3:

رضا
يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸, ۱۲:۳۸
هدف من اطلاع رسانی بود.

gattus
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۱
خودم به خاطر مریضی چند روز پیش روزی 22تا قرض میخوردم حالا سرما خوردم روزی 6 تا بهش اضافه شده:6:
دارم دیوونه میشم

black_shadow
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۳
چته مگه؟!!!:3:

gattus
چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۷
نمی دونی[Only Registered And Activated Users Can See Links] ([Only Registered And Activated Users Can See Links])
چند روز پیش داشتم میمردم نزدیک بود مرگ مغزی بشم چند صفحه ی قبل رو بخون!

gattus
يکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸, ۱۵:۲۹
این شعر زیبا رو قبلا توی تایپیک جام حذفی نوشته بودم ولی گفتم حیف از بین بره:3:


… Amir mousavi
… Amir mousavi
Amir mousavi


So sun sport`s master:


ترجمه هم زمان هست؟
خانم ها و آقایان
قصد دارم در فضای پرالتهاب کنونی
به برخی چالش های مهم موضوعات مهم
اشاره کنم
پیشنهادات خود را ارائه کنم!
موضع ما کاملا روشن بود
ما میخواستیم قهرمان حدفی بشیم:3:
اتفاقا ریشه ی اصلی بدبختی های ما همینجاست
ما میخواستیم قهرمان اصلی گم بشود:3:
ما میخواستبم پول حذفی تبدیل به بازیکن و مربی خوب بشود:1:
حالا این بازیکن خوب همه رو دریبل میزنه میزنه توی گل این چیزا مهم نیست!!:1:
من میخوام به شما عرض کنم من مذاکره نخواهم کرد
من امیر ادای ابر قدرت ها را درمی آوردم
ما ددمنشان جهان:3:
جبهه ی قلدران
و جبهه ی برتران:3:
در برابر حرکت تیم ها صف ارایی کردیم
کلی در دنیا هارت و پورت کردیم
قیافه گرفتیم
که یک راه فرار پیدا کنیم،پ..پ..پیدا کنیم
نظام هت تریک ایرانی
نه پایه ای داره نه چهار راهی داره هیچی نداره!:3:
وظیفه ی کاربران وحشیگری است
اشکالی نداره:3:
به هر حال انتخابات نزدیک است
انتخابات حساس ترین موضعه
دوستان ما له له میزدند وخیلی تلاش کردند
که یه موقع کسی جا نمونه جایی
اینوری اونوری وسطی بالایی پایینی
چرا شرکت نمیکنه یه نفر؟
انتخاب طراحی شده پشت تایپیک بسته انتخاب واقعی است!:3:
قانون هم نداریم،
بیخودی هم شکمشون رو صابون نزنن!:3:
شما میدانید
که بازیکن ما وسط اون 2تا مدافع داشت له میشد:4:
یارو اومد به من گفتن امیر گفتم چی چی؟
گفت امیر
داوران اینقدر علیه تیم ما شدند
از بالا تا پایین تیم رو شستن
گفت به جای هارت و پورت پول میخوام:3:
بازوبند کاپیتانی میخوام :3:
من گفتم مخلص شماییم
چشم...چشم
آخه ما یه مدیر عاملی هستیم یه
چیزی هستیم:3:
چنگ و دندانی نشان میدیم
کسی هستیم
همین خود داور یعنی یک جرثومه ی سیاه وکثیف
مثل یک حیوان درنده
با تیم حریف دست داد:3:
در پایان قصد دارم اشاره کنم
که حذف تیم ما نزدیک است
حسابی هم هست
جدی تر از جدی هم هست
ولی من دلم راضی نیست به این کارها

gattus
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۱۴:۰۳
بجز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شد عاشورا نیز امروز شهید شده است و پیام اصلی آن یعنی عدالت به فراموشی سپرده شده!
پس امسال در روز عاشورا 2 شهید داریم و نوحه و ندایی برای هر شهید واجب است!

gattus
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۱۴:۱۱
امسال ششمین سالی هست که میرم هیئت و هر سال آرزو میکردم که بتونم اون افرادی رو که آخر ایستادند رو ببینم ولی امسال به راحتی میشد اون آخرین نفر رو دید!
خدا اون کسی رو که باعث این کار شد و همه میشناسندش رو لعنت کنه ان شا الله

amirlefthand
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۲۱
امسال ششمین سالی هست که میرم هیئت و هر سال آرزو میکردم که بتونم اون افرادی رو که آخر ایستادند رو ببینم ولی امسال به راحتی میشد اون آخرین نفر رو دید!
خدا اون کسی رو که باعث این کار شد و همه میشناسندش رو لعنت کنه ان شا الله

حالا چی شده امیر جون یکمی بیشتر توضیح بده من نگرفتم

gattus
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۰۷
برو یه جا دیگه پست بده برای من شر درست نکن!
من قاطی کنم دیگه هیچکس جلودارم نیست!

amirlefthand
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۴۷
برو یه جا دیگه پست بده برای من شر درست نکن!
من قاطی کنم دیگه هیچکس جلودارم نیست!

میشه یه دور آزمایشی قاطی کنی:aggressive:

gattus
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۵۰
نه!

اقایون یکی بیاد دم این اسپمر رو بگیره بندازه بیرون

amirlefthand
جمعه ۴ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۵۴
نه!

اقایون یکی بیاد دم این اسپمر رو بگیره بندازه بیرون

میشه بگید اسپم چیه:icon_bandit:

اصلا بیرون چه شکلیه


من میرم بخوابم:boredom:

gattus
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۳۶
من الان رفته بودم مصلا:3:
یه نفر اومده بود سخنرانی میکرد:3:
اهواز نزدیک به 1.400میلیون نفر جمعیت داره کلا مهربون رفتار کنیم 50 هزار نفر اونجا بود !
بعد فهمیدم چه میکنن این عشایر غیور 8تا اتوبوس قشنگ!:3:
دانش آموزان عزیز هم که خیلی لطف کرده بودن:3:

متن سخنرانی هم خیلی با حال بود :
بخش اول:
علیه دشمنان
بخش دوم:
یعنی درباره ی ایران بود من که چیزی نفهمیدم جز این که بیگانگان اشوب گرند و من نوکر مردمم!

بعدش هم گفت از طرح هدفمند کردن یارانه ها دفاع کنید تا سرمایه وارد دولت بشه بتونه نوکری کنه:3:

amirlefthand
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۱۷:۰۷
من الان رفته بودم مصلا:3:
یه نفر اومده بود سخنرانی میکرد:3:
اهواز نزدیک به 1.400میلیون نفر جمعیت داره کلا مهربون رفتار کنیم 50 هزار نفر اونجا بود !
بعد فهمیدم چه میکنن این عشایر غیور 8تا اتوبوس قشنگ!:3:
دانش آموزان عزیز هم که خیلی لطف کرده بودن:3:

متن سخنرانی هم خیلی با حال بود :
بخش اول:
علیه دشمنان
بخش دوم:
یعنی درباره ی ایران بود من که چیزی نفهمیدم جز این که بیگانگان اشوب گرند و من نوکر مردمم!

بعدش هم گفت از طرح هدفمند کردن یارانه ها دفاع کنید تا سرمایه وارد دولت بشه بتونه نوکری کنه:3:

چشمات اشتباه دیده امشب شبکه 1 اخبار ساعت9رو ببین جمعیت دقیق رو میفهمی

gattus
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۴۳
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!
غلط کردم
...خوردم
دیگه .... نمیخورم!

آخه من چه گناهی کردم که باید جز هواداران این ... تو تلویزیون خودم رو ببینم!!!
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!

amin_michael5
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۴۶
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!
غلط کردم
...خوردم
دیگه .... نمیخورم!

آخه من چه گناهی کردم که باید جز هواداران این ... تو تلویزیون خودم رو ببینم!!!
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!
هه هه هه هه :3:

تلویزیون نشونت داد ؟؟؟:3:

بهت گفتم نمیخواد بری!!!!:1: پس آبروت رفت :3:

gattus
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۰۴
هه هه هه هه :3:

تلویزیون نشونت داد ؟؟؟:3:

بهت گفتم نمیخواد بری!!!!:1: پس آبروت رفت :3:

خدا رو شکر انگار کسی ندیده :3:
من مثل برج زهر مار نشته بودم اخم کرده بودم شال سبزم گردنم بود:1:ولی بازم نشونم داد[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
چهارشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۸, ۲۳:۴۱
یه خبر بد بهم دادن دعا کنید مشکل رفع بشه

amirlefthand
پنجشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸, ۰۷:۲۲
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!
غلط کردم
...خوردم
دیگه .... نمیخورم!

آخه من چه گناهی کردم که باید جز هواداران این ... تو تلویزیون خودم رو ببینم!!!
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا راستش رو بگو چرا رفته بودی اونجا



باز به خودم که رفتم خوردم پشت کروبی :apophys:

اشکال نداره بزرگ میشی خودم اعدامت میکنم:jesors::jesors:


ولی جالبه اون آقاهه هم شال سبز انداخته بود
تلوزیونم فقط تصویر بسته نشون میداد هیچ تصویر باز ی نداشت

gattus
پنجشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸, ۱۰:۰۱
حالا راستش رو بگو چرا رفته بودی اونجا



باز به خودم که رفتم خوردم پشت کروبی :apophys:

اشکال نداره بزرگ میشی خودم اعدامت میکنم:jesors::jesors:


ولی جالبه اون آقاهه هم شال سبز انداخته بود
تلوزیونم فقط تصویر بسته نشون میداد هیچ تصویر باز ی نداشت

به امین هم گفته بودم رفتم ببینم چه تیپ آدمایی میان بعد دانش اموزان عزیز و عشایر گرسنه ی محتاج به غذا رو دیدم!
یه دلیل دیگه هم داشت چون اون حرف تاریخی رو توی اصفهان زد گفتم شاید این جا هم یه چیزی بگه!

من کروبی رو دیدم خیلی ازش خوشم اومد!ازستادش پیاده اومد تا محل سخنرانی یه 30دقیقه پیاده باش اومدم خیلی باحاله:3:

آره خوبه وزیرش گفت که هیچ کسش سید نیست!آبرو شرف ما سید ها رو هم برده!

2بار مردم رو نشون داد یک بار هم من بدبخت!:4:
این هم که این طور نشون داد چون خیلی خلوت بود!
دور ماشینش عشایر با اسب اومده بودن:3:
تیر هوایی هم زدن فکر کردن عروسیه:3:
کلا 400نفر دور ماشین بودن!!!!

gattus
پنجشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۵۰
مردم در زمان انقلاب اسلامی


[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links](1).jpg

[Only Registered And Activated Users Can See Links](7).jpg

متاسفانه نمیتونم عکس زنها رو بدون روسری و حجاب بذارم چون بدون چیز فکن باز نمیشن و برای فروم بده

gattus
پنجشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸, ۱۶:۵۶
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]









وای بر شما که امروز یا خودتان مفسدین یا فرزندان و نوادگانتان

gattus
پنجشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۸, ۲۲:۱۹
و این گونه بود که ما امروز میلاد مبارک خود را جشن گرفتیم !!!

gattus
يکشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۸, ۱۹:۰۹
خیر سرم دیشب رفته بودم که مدرک جونیور زبانم رو بگیرم که دو سال دیگه بتونم درس بدم!
یهو پلیس ها ریختن اونجا گفتن زود اینجا رو ترک کنین!

وقتی اومدیم بیرون دیدیم که آمبولانس و آتش نشانی هم هست!!!!

ار یکی پرسیدم چه خبره؟؟

گفت تو دستشویی از اون چیزا که میپوکه گذاشتن!!!
منم مردم از ترس گفتم الان میریم هوا نفهمیدم با چه سرعتی فرار کردم!:3:
و این گونه بود که امسال برای سومین بار از مرگ فرار کردیم:1:

دفعه ی اول 13 بدر از تپه افتادم
دفعه ی دوم هم که داشتم میرفتم کما میشدم!
دفعه ی سومم که داشتم شهید میشدم:3:

amirlefthand
يکشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۰۲
خیر سرم دیشب رفته بودم که مدرک جونیور زبانم رو بگیرم که دو سال دیگه بتونم درس بدم!
یهو پلیس ها ریختن اونجا گفتن زود اینجا رو ترک کنین!

وقتی اومدیم بیرون دیدیم که آمبولانس و آتش نشانی هم هست!!!!

ار یکی پرسیدم چه خبره؟؟

گفت تو دستشویی از اون چیزا که میپوکه گذاشتن!!!
منم مردم از ترس گفتم الان میریم هوا نفهمیدم با چه سرعتی فرار کردم!:3:
و این گونه بود که امسال برای سومین بار از مرگ فرار کردیم:1:

دفعه ی اول 13 بدر از تپه افتادم
دفعه ی دوم هم که داشتم میرفتم کما میشدم!
دفعه ی سومم که داشتم شهید میشدم:3:

کاش یکی ازین بلاها سر من بیاد با این تیم داریم یکی هم سر صمد بیاد

والا اگه هوادارام واقعی بودن تا الان 1000بار منو کشته بودن

amirlefthand
يکشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۸, ۲۰:۰۳
و این گونه بود که ما امروز میلاد مبارک خود را جشن گرفتیم !!!

به به آقا تولد میگیرن به ما خبر نمیدن

تولدت مبارک

gattus
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۳:۲۹
سلام
دیشب دوباره حالم بد شد و دکتر گفت که دیگه نباید با وسایلی که اشعه دارن کار کنم برای همین دیگه نمیتونم بیام ولی قول میدم به تمیمم رسیدگی کنم!
خداحافظ
دلم برای همه ی شما تنگ میشه!
خداحافظ!!

رضا
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۳:۵۰
:sad53::sad53::sad53:

aminhity
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۴:۴۷
خیلی ناراحت شدم.حالا هیچ راهی نداره؟محافظی؟چیزی؟

gattus
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۴:۵۹
دست رو دلم نذار از دیشب تا حالا همش دارم گریه میکنم!
دکتر گفته اصلا الان هم چون پسرخالم توی نت هست میتونم بفرستم وقتی آف شد من هم میرم

gattus
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۴۶
خوب این آخرین پیام من هست سعی میکنم هر چند وقت یک بار بیام اما بعید میدونم!
اینجا لحظات خوبی داشتم و دوستان خوبی پیدا کردم!
حلالم کنید!
یه نصیحت کوچولو:
قدر سلامتیتون رو بدونید

Sepehr
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۳۵
نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــرو

sasan69
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۰۲
خدا پشت و پناهت عزیز جان :sad_smile::smilie9:

omid
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۵۸
ایشالله هر جا میری موفق باشی

amin_michael5
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸, ۱۳:۳۹
امیر جان من هم امیدوارم كه هر چه سریعتر خوب بشی و دوباره پیش ما برگردی :1:

black_shadow
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۵۵
خیلی ناراحت شدم....
امیدوارم زودتر خوب بشی و بازم بیای اینجا

Дttractive ζ
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۱۸
هر جا كه هستي سلامت و خوشبخت باشي ...

Alone
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۱۸
با سلام ...
یه چند روز کم بودیم ...
امیر حسین مثل داداشم میمونه ولی دو روزه ازش خبری ندارم . کسی میدونه اینجا چه خبره ؟؟؟ چه اتفاقی افتاده ؟؟ یکی برام توضیح بده ببینم چی شده ؟؟؟؟؟؟ :shok:

gattus
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۴۸
سلام!
ممنون از همه
من الان بيمارستانم دوشنبه شب رفتم زير تيغ و قراره فردا صبح با رضايت نامه بر كردم خونه بعد اتفاقات جالب اين جند روز سخت رو توضيح ميدم!

جشم من رو دور ديدين جقدر تايبيك زديد!:3:
من فردا صبح برميكردم!
قيافم خيلي باحال شده مو ندارم:3:

amirlefthand
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۵۶
سلام!
ممنون از همه
من الان بيمارستانم دوشنبه شب رفتم زير تيغ و قراره فردا صبح با رضايت نامه بر كردم خونه بعد اتفاقات جالب اين جند روز سخت رو توضيح ميدم!

جشم من رو دور ديدين جقدر تايبيك زديد!:3:
من فردا صبح برميكردم!
قيافم خيلي باحال شده مو ندارم:3:


به به حاج آقا امیر حسین چه طوری تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضا
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۵۷
تازه شدی مثل هومن:3:

SALAR
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸, ۲۲:۳۴
سلام امیرحسین
داداش خوبی؟؟
این مدت منم نبودم.شرمنده!! درگیر امتحانا بودم!!
حالت خوبه؟؟

gattus
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۱۸
:sad53::sad53::sad53:

آدم خوب نیست دروغ بگه من که میدونم چقدر خوشحال شدی!!:3:

نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــرو

برگشتم داداش:1:

خدا پشت و پناهت عزیز جان :sad_smile::smilie9:

ممنون
ایشالله هر جا میری موفق باشی

مرسی رئیس:3:

امیر جان من هم امیدوارم كه هر چه سریعتر خوب بشی و دوباره پیش ما برگردی :1:

برگشتم ولی الان نه مو دارم نه اعصاب درست حسابی:3:

خیلی ناراحت شدم....
امیدوارم زودتر خوب بشی و بازم بیای اینجا

به بزرگترین آرزوت رسیدی:3:

هر جا كه هستي سلامت و خوشبخت باشي ...

مرسی

کیان
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۲۳
برگشتم ولی الان نه مو دارم نه اعصاب درست حسابی:3:


پس همون برنگرد! :3: یه دونه منو دارن بسشونه! :3:

shahriar230
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۲۹
امیرحسین جان خیلی خیلی ناراحت شدم.
الان هم كه برگشتی خیلی خیلی خوشحال.
تازه میخایم با هم فیورنتینا رو قهرمان لیگ فانتزی بكنیم.

gattus
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۳۴
تازه شدی مثل هومن:3:

نه من یه فرقی دارم اون دائمه من موقت:3:

سلام امیرحسین
داداش خوبی؟؟
این مدت منم نبودم.شرمنده!! درگیر امتحانا بودم!!
حالت خوبه؟؟

لام داداش
ممنون
اشکالی نداره دشمنت شرمنده:2:

به به حاج آقا امیر حسین چه طوری تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ممنون شما خوبی؟:ok:

gattus
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۳۷
امیرحسین جان خیلی خیلی ناراحت شدم.
الان هم كه برگشتی خیلی خیلی خوشحال.
تازه میخایم با هم فیورنتینا رو قهرمان لیگ فانتزی بكنیم.

مرسی
ایشاالله:2:

پس همون برنگرد! :3: یه دونه منو دارن بسشونه! :3:

نه من مثل تو نیستم :3:

زیاد حال ندارم:6:وقتی دورم شلوغ بشه قاطی میکنم!

gattus
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۵۴
خوب حالا بگم چی شد بخندیم:3:

همون دفعه ی اول که دو سه روز نبودم دکتر بهم گفت باید عمل کنی منم مردم از ترس !:3:
هر روز مثل این بود که تیر میزنن به قلبم:3: گفتم دیگه میمیرم:3:
خلاصه شنبه شد!!!
من خیلی میترسیدم رفتم پیش دکتر بهم گفت به به دکتر امیرحسین کله ی پوکت چه طوره؟:3:گفتم خوبه !از ماله شما بهتره:3:ولی خندیدم طرف ضایع نشه:3:
بهش گفتم عمل سختیه؟ خندش خشک شد سرش رو انداخت پایین گفت نه!!!!!!منم گفتم حتما دروغ میگه !!
گفتم ولی شما قسم خوردید دروغ نگید گفت دروغ نمیگم خلاصه کلی حرف زدیم و من رفتم خونه!خیلی میترسیدم!
خلاصه یه روز قبل عمل رفتم طبقه پایین پیش پسرخالم بهش گفتم خیلی میترسم گفت منم همینطور مادربزرگ نذر کرده اگر سالم از اتاق عمل در اومدی بره مشهد اگر هم کامل خوب شدی میره کربلا!منم فهمیدم که دیگه واویلا!:3:
اینا یه چیزی میدونن دیگه:3:
اومدم دراز کشیدم روی تختم و فکر کردم یه مرتبه یاد اینجا افتادم گفتم چی کار کنم؟
گفتم اگر همینطوره بذارم برم اینها نارحت میشن!گفتم بذار یه چیزی بگم بعد برم!
گفتم باید یه چیزی بگم که برای یه مدت طولانی نیام !
برای همین خالی بستم که دکتر میگه 6 ماه نباید به اجسام اشعه دار نزدیک بشی!:3:
گفتم اینطوری من کم کم فراموش میشم و کمتر کسی ناراحت میشه:3:
بعد دوشنبه رفتم بیمارستان و عصر همه ی موهام رو انداختن توی سطل آشغال :6:
و سه شنبه اومدم توی بخش!
والان هم خونم:3:

gattus
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۵۷
راستی دیشب با گوشی پسرخالم آن شده بودم!
یهو پرستار اومد تو ی اتاق دعوا:3:
حیف که خوشگل بود وگرنه کرش میکردم:3:

black_shadow
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۵۸
ای بابا اینکه اومد باز!!!!!:3:
خیلی خوشحالم بهتری ولی تو باور نکن!!!!!:3:

SALAR
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۵۹
امیرحسین تو خجالت نمیكشی؟؟؟؟؟؟
چی كار به پرستاره داری؟؟؟

gattus
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۰:۰۷
این وصله ها فقط به تو می چسبه:3:و دوستت همین امین رو میگم:3:
تازه کجاش رو دیدی تا 3شنبه هر روز صبح میرم فیزیو تراپی:3:خجالت نمیکشه دستم رو میگیره:3:یه کار دیگه هم میکنه اینجا نمیشه گفت:3:

gattus
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۰:۰۹
ای بابا اینکه اومد باز!!!!!:3:
خیلی خوشحالم بهتری ولی تو باور نکن!!!!!:3:

آدم دروغ نگه بهتره:3:
من که میدونم چقدر خوشحال شدی:love01:

gattus
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۰:۱۱
اینک که من از دنیا می روم بیست وپنج کشور جهان جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشور ها احترام دارند و مردم کشور نیز در ایران دارای احترام می باشند . جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد و راه نگهداری کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از دنیا می روم تو دوازده کرور خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی کویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این خزانه این است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان .
مادرت آتوسابرمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه ای است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود ، حشرات در آن بوجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه آذوقه دویا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تأمین کسر خوار وبار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنان همان مزیت دوست بودن با تو کافیست ، چون اگر دوستان و ندیمان خود را برای کارهای مملکتی بگماری به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم (کانال سوئز فعلی) هنوز هم به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که ار آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصرفرستادم تا اینکه در این قلمرو وایران نظم و امنیت برقرار کنند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم تو باید این کاررا به انجام برسانی.
با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنان آفت پادشاهی هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور بنما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بد رفتاری نکن اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها این طور خواهند بود که دست روی دست میگذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنان زیاد شود تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت کنی .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایند و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید.
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر شوی تا تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی که من پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر من بیست وپنج کشور سلطنت می کردم ، مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه کشور باشد یا یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند .
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگاه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند . زنهار ، زنهار هرگز هم مدعی هم قاضی نشو اگر هم از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی به یک طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده .
عفو و سخاوت ، ولی عفو باید موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ا ی ...

gattus
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۰:۱۹
امروز یکی از دوستام زنگ زد تا خوشحالم کنه !!
میگه عجب خرخونی هستی زبان فارسی شدی رتبه ی اول مدرسه 17.25:3:

Lord Milad
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۱۴
اینک که من از دنیا می روم بیست وپنج کشور جهان جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشور ها احترام دارند و مردم کشور نیز در ایران دارای احترام می باشند . جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد و راه نگهداری کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از دنیا می روم تو دوازده کرور خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی کویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این خزانه این است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان .
مادرت آتوسابرمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه ای است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود ، حشرات در آن بوجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه آذوقه دویا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تأمین کسر خوار وبار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنان همان مزیت دوست بودن با تو کافیست ، چون اگر دوستان و ندیمان خود را برای کارهای مملکتی بگماری به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی . کانالی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم (کانال سوئز فعلی) هنوز هم به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که ار آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصرفرستادم تا اینکه در این قلمرو وایران نظم و امنیت برقرار کنند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم تو باید این کاررا به انجام برسانی.
با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنان آفت پادشاهی هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور بنما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بد رفتاری نکن اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها این طور خواهند بود که دست روی دست میگذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنان زیاد شود تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایند و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید.
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر شوی تا تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی که من پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر من بیست وپنج کشور سلطنت می کردم ، مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه کشور باشد یا یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند .
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگاه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند . زنهار ، زنهار هرگز هم مدعی هم قاضی نشو اگر هم از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی به یک طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد . هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت ، ولی عفو باید موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ا ی ...

واقعا زیبا بود مخصوصا اونایی كه قرمزیدم(فعل جدید 3:)


خیلی از این متود ها تو كشور ما رعایت نمیشه كه الان اینطوری......

gattus
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۲۰
من خودم که خوندمش تا 6روز تو کف بودم ما 5اسفند یه همایش تاریخ داریم توی استان مقالم پذیرفته شده کلی تحقیق کردم این هخامنشی ها خیلی عجیب غریب بودن

black_shadow
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۰۷:۳۰
امروز یکی از دوستام زنگ زد تا خوشحالم کنه !!
میگه عجب خرخونی هستی زبان فارسی شدی رتبه ی اول مدرسه 17.25:3:

تو روح اون مدرستون!!!!:3:
فارسی؟؟؟؟
17.25؟؟؟؟؟؟
بعد رتبه اول هم شدی؟؟؟؟؟
واقعا که!!
شرمنده ها ولی باید در اون مدرسه رو گل گرفت که دانش اموزش تو درسی که زبان مادریشه 17.25 میگیره و تازه رتبه اول هم میشه!!!!!:3:
من تو کل دوران مدرسه و دانشگاه تو درسای زیادی مشکل داشتم ولی ادبیات همیشه 20 بودم!!!:3:
برو خجالت بکش!!!:3:

کیان
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۰۸:۴۰
تو روح اون مدرستون!!!!:3:
فارسی؟؟؟؟
17.25؟؟؟؟؟؟
بعد رتبه اول هم شدی؟؟؟؟؟
واقعا که!!
شرمنده ها ولی باید در اون مدرسه رو گل گرفت که دانش اموزش تو درسی که زبان مادریشه 17.25 میگیره و تازه رتبه اول هم میشه!!!!!:3:
من تو کل دوران مدرسه و دانشگاه تو درسای زیادی مشکل داشتم ولی ادبیات همیشه 20 بودم!!!:3:
برو خجالت بکش!!!:3:

بیا برو مردک! :3: تو که هنوز فرق زبان فارسی و ادبیات فارسی رو نمیدونی چرا الکی نظر میدی؟!! :beee:

نهایی سوم دبیرستان یادمه تو مدرسه ما میانگین تو مایه های 16 17 بود... تازه ما سومین دبیرستان تهران بودیم... :1:

amin_michael5
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۳۹
این وصله ها فقط به تو می چسبه:3:و دوستت همین امین رو میگم:3:
تازه کجاش رو دیدی تا 3شنبه هر روز صبح میرم فیزیو تراپی:3:خجالت نمیکشه دستم رو میگیره:3:یه کار دیگه هم میکنه اینجا نمیشه گفت:3:
پاي من رو چرا ميكشي وسط اين كارا؟؟؟؟؟؟؟؟:3:

تو اين انجمن مفسدين في الارض مشخص شدن (سالار و كيان :3:)

gattus
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۰۰
پاي من رو چرا ميكشي وسط اين كارا؟؟؟؟؟؟؟؟:3:

تو اين انجمن مفسدين في الارض مشخص شدن (سالار و كيان :3:)

بی خود توهین نکن خودت از همه بدتری:3:

gattus
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۰۲
بیا برو مردک! :3: تو که هنوز فرق زبان فارسی و ادبیات فارسی رو نمیدونی چرا الکی نظر میدی؟!! :beee:

نهایی سوم دبیرستان یادمه تو مدرسه ما میانگین تو مایه های 16 17 بود... تازه ما سومین دبیرستان تهران بودیم... :1:

قشنگ بود:1:

gattus
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۰۵
تو روح اون مدرستون!!!!:3:
فارسی؟؟؟؟
17.25؟؟؟؟؟؟
بعد رتبه اول هم شدی؟؟؟؟؟
واقعا که!!
شرمنده ها ولی باید در اون مدرسه رو گل گرفت که دانش اموزش تو درسی که زبان مادریشه 17.25 میگیره و تازه رتبه اول هم میشه!!!!!:3:
من تو کل دوران مدرسه و دانشگاه تو درسای زیادی مشکل داشتم ولی ادبیات همیشه 20 بودم!!!:3:
برو خجالت بکش!!!:3:

شما یه نیم نگاهی به آمار کنکور بنداز!
میانگین نهایی زبان فارسی کشور پارسال 15و خورده ای شد!اگر شما 20 میگرفتی مدرسه ی شما آسون میگرفته:3:

sasan69
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۳۱
کیا داشته از تحصیل خداحافظی میکرده اون امتحانم مثل بازیه خداحافظی بوده براش بعد به خاطر اینکه خوشحال 4 طرف میز تحصیل رو بوسه بزنه بهش 20 دادن :3:

gattus
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۵:۴۱
کیا داشته از تحصیل خداحافظی میکرده اون امتحانم مثل بازیه خداحافظی بوده براش بعد به خاطر اینکه خوشحال 4 طرف میز تحصیل رو بوسه بزنه بهش 20 دادن :3:

این خیلی قشنگ بود!!:3:

Lord Milad
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۲۵
بیا برو مردک! :3: تو که هنوز فرق زبان فارسی و ادبیات فارسی رو نمیدونی چرا الکی نظر میدی؟!! :beee:

نهایی سوم دبیرستان یادمه تو مدرسه ما میانگین تو مایه های 16 17 بود... تازه ما سومین دبیرستان تهران بودیم... :1:


اسم مدرستون چیه؟

sasan69
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۵۸
بیا برو مردک! :3: تو که هنوز فرق زبان فارسی و ادبیات فارسی رو نمیدونی چرا الکی نظر میدی؟!! :beee:

نهایی سوم دبیرستان یادمه تو مدرسه ما میانگین تو مایه های 16 17 بود... تازه ما سومین دبیرستان تهران بودیم... :1:

دبیرستان ما هم اولین بود! :3:
حرف منو باور نمیکنی از بهمن بپرس :3:
اینقدر مدرسمون توپ بود که 4تا تک تیرانداز از 4 طرف حیاط مدرسه رو زیر نظر داشتن تا خدایی نکرده کسی یه وقت با چاقو هم خودشو هم دیگرانو نزنه!!! :3:
یکی از این تک تیراندازا همش زوم کرده بود رو موهای بهمن ! :3:

Sepehr
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۰۶
تو مدرسه ی ما هم کمترین نمره همین زبان فارسی بود .

gattus
يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۱۶
کلا هر 3 تا زبان سختن هم عربی هم انگلیسی هم فارسی اما من همیشه انگلیسی رو 20 میگیرم مثلا جونیوریم دیگه:3:
ولی عربی خودم رو له میکنم یه 17-18 میگیرم:1:
این زبان فارسی خیلی گنده:6:

gattus
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۳:۴۰
فردا بعد از 13 روز میرم مدرسه:3:
طبق خبرهای رسیده فردا کارنامه میدن:1:

gattus
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۴:۵۷
در طی یک تماس تلفنی از جانب کاپیتان تیم کلاس خود به سمت مربی تیم کلاس منصوب گشتم!:1:
قراره 5 شنبه ببرمشون تمرین!:1:
فقط نمیدونم بازی ها کی هست!!:3:
فردا هم تیم رو میبندم:1:
تازه ستاره ی تیم هم که خودم باشم به دلیل این که دکتر بی شعور :3: اجازه نمیده مصدوم بوده و بازی نمیکنه!!

gattus
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۳:۲۶
ما نیز کارنامه گرفتیم:1:
معدل 19.37:1:
خدا نسل هندسه رو برداره که اگر نبودش 19.68 می شدم:6:
نکته ی جالب اینه که معلم زبان فارسی0.25هم به کسی نداده از 121نفر 94نفر زیر 10 گرفتن:3:

amirlefthand
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۴۸
ما نیز کارنامه گرفتیم:1:
معدل 19.37:1:
خدا نسل هندسه رو برداره که اگر نبودش 19.68 می شدم:6:
نکته ی جالب اینه که معلم زبان فارسی0.25هم به کسی نداده از 121نفر 94نفر زیر 10 گرفتن:3:

دمش گرم

don-matiou
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸, ۲۲:۲۲
بابا بچه درس خون

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۲
بابا بچه درس خون

چشمتون درس خون میبینه!:3:

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۳
دمش گرم

ضایعش کردیم !!:1:
امروز قرار شد که دوباره امتحان بگیرن!:3:

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۴
پس از تلاش زیاد موفق شدم متن انگلیسیه منشور حقوق بشر کوروش کبیر رو ترجمه کنم!قسمت های زیادیش از بین رفته اما همین هم کفایت میکنه تا آدم فرق بین کوروش و چند تا از پادشاهان هم دوره ی اون رو متوجه بشه!
اگر متن از لحاظ نگارشی مشکل داره ببخشید دیگه من از این کارا زیاد سر در نمیارم سعی کردم ویرایش کنم اما خوب خیلی مشکل داره شما به بزرگوازیه خودتون ببخشید!
اول از همه چند تا از دست نوشته های شاهان هم دوره ی کوروش رو مینویم و بعد از اون خود منشور رو!

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۵
آشور نصیرپال،پادشاه آشور در کتیبه ای می نویسد:
"... به فرمان آشور و ایشتار ،خدایان کبیر و فرماندهان من..600نفر از سپاه دشمن را بی هیچ قید وشرط ر بریدم و3000نفر را که اسیر جنگ بودند در آتش سوزاندم در حالی که هنوز نفس میکشیدند! خودم پوست حاکم شهر را کندم و به دیوار شهر آویزان کردم....افراد زیادی را سوزاندم و گوشها و دست ها و بینی های زیادی را بریدم،هزاران چشم را از کاسه هایشان خارج کردم وزبان بسیاری را قطع کردم و سرهای بریده را مانند میوه به درخت آویختم تا خوشبختی از آن شهر برود...."

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۷
سنا خریب پادشاه آشور در کتیبه ی خود چنین می نویسد :
"...وقتی شهر بابل را تصرف کردم،همه ی مردم را به اسارت بردم.خانه هایش را ویران کردم به گونه ای که مثل تپه ای خاک شده باشد.شهر را به طور کامل آتش زدم که تا هفته ها دود آن در آسمان دیده میشد.وآب رودخانه را به وی شهر هدایت کردم تا خرابه ها در جریان آب قرار گیرند و خرابه نیز از بین برود...."

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۷
آشور بانیپال پس از تصرف شوش:
"....من به لطف آشور و ایشتار شوش را فتح کردم....من سنگ های لعاب داده شده ی با لاجورد را که در زیگورات شوش بود شکستم.عبادتگاه های عیلام را با خاک یکسان کردمو خدا های آن ها را دزدیدم.سپاه من وارد خانه های مقدس شد خانه های که رنگ هیچ بیگانه ای را ندیده بود!من آنجا را به آتش کشیدم و به کمک مار ها و عقرب ها آنجا را اشغال کردم!(شاید هم این باشه: مار ها و عقرب ها آنجا را اشغال کردند)

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۸
کتیبه ی نبوکد نصر دوم:
"...دستور دادم هزار چشم را دربیاورند و صد هزار پا را خورد کنند(بشکنند)هزاران دختر و پسر را آتش بزنند و خانه ها را آنچنان که صدای هیچ جنبنده ای از آن خارج نشود ویران کنند!!"

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۸
خوب این از هم دوره ای های کوروش کبیر البته این پادشاه ها تا 200سال قبل از کوروش هستند اما اگر بعد از کوروش هم بودند با ز هم تفاوتی نداشت خوی وحشیگری داشتند و بویی از انسانیت نبرده بودند!!
اما متن منشور رو میخوام بنویسم قبلش یه توضیح بدم اگر به عکس منشور توجه کنید میبینید که قسمت هایی از اون خراب شده این متنی که من داشتم قسمت های گم شده رو با ... نشون داده من هم همین کار رو میکنم!طبق اون چیزی که توی پاورقیه کتاب اومده بود قسمت های اول منشور رو کس دیگه ای نوشته که مجهول الهویه استو کسی نمیدونه کیه!هرجا علامت ***رو دیدید یعنی از اینجا به بعدش رو کوروش نوشته!

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۹
منشور کوروش هخامنشی!
کوروش شاه جهان،شاه کبیر،شاه توانا،شاه بابل و سومر و اکد!
...همه ی جهان
...مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسید.او آیین کهن را از میان بردو همه ی چیزهای شاختگی را جایگزین آنها کرد.یک معبد اختگی و تقلبی از نیایشگاه اسگیله در شهر اور و بقیه ی شهر ها بناکرد.
او بدترین کارها مثل قربانی کردن را رایج کردکه قبل آن زمان وجود نداشت....هر روز کارهای ناپسندی می کرد وخشن و بدکار بود.
او کارهای ... روزانه رو سخت کرد. او با مقررات بد در زندگی مردم دخالت میکرد.باعث رواج غم در کشور شد،و هرگز مردوک را پرستش نکرد.
معاش ملت را سخت کرد. و هر روز بهانه ای تازه برای آزار مردمی که ساکن شهر بودند داشت.و همه ی مردم را با خشونت خود نابود کرد.... همه ی مردم را.
از غصه ی مردم خدای بزرک(مردوک)غمیگین شد... خدایان آن سرزمین را ترک کردند و آبادی از آن منطقه رفت.

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۹
مردم از مردوک میخواستندتا به حال همه ی زندگان و کسانی که به آنها ظلم شده ات رسیدگی کند و آنها را مورد لطف و توجه قرار دهد.خدای بزرگ مردوک اراده کرد وخواست تا همه ی خدایان به بابل بازگردندو بابل دوباره آباد شود.
شهرنشینان سومر و آکد مانند مردگان متحرک شده بودند اما مردوک به آنها توجه کرد و آنها را مورد لطف قرار داد.
مردوک در همه ی گیتی به جست و جو پرداخت تا فرمانروایی دادگر را در همه ی جهان پیدا کند.به جست و جوی پادشاهی نیک تا به او کمک کند.سرانجام او پیدا شد.پادشاه بزرگ.او نام کورش را صدا زد.پادشاه انشان را صدا زد و از او به نام پادشاه جهان صدا زد!
او همه ی سرزمین گوتی را در اختیار کوروش قرار داد.همچنین همه ی مردان ماد را دراختیار او قرار داد.اما کوروش با همه ی آنها با عدالت رفتار کرد و تفاوتی میان آنها قرار نداد.
کوروش با عدالت و صداقت کشور را اداره کرد.مردوک خدای بزرگ از رفتار و اندیشه ی پاک کوروش شاد مان گشت وبا خوشحالی از رفتار و اندیشه ی پاک او حمایت کرد.

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۴۰
او کوروش را به پا داشت تا به سوی بابل حرکت کند،در حالی که خودش همچون یک همرا با او گام برمیداشت.لشکر بزرگ او مثل قطرات رودخانه بیشمار بود و با سلاح ها ی نیرومند همراه او حرکت میکرد.
مردوک خواست تا خونی ریخته نشود و کوروش بدون خونریزی وارد شهر بابل شود.او بابل را از هر گزند دور کرد.مردوک خدای بزرگ نبونید شاه را به دست کوروش سپرد.
مردم بابل،آکد و همه ی فرمانده های محلی دستور و امر کوروش را پذیرفتند.همه از سلطنت او شادمان گشتند و با چهره های خندان و با قلبی خوشحال بر چهره ی درخشان او بوسه زدند.
همه ی مردم به جشن و پایکوبی پرداختند زیرا از ظلم رهایی یافته بودند .
همه ی خدایان او را ستودند و از او به نیکی یاد کردند.
***

gattus
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۴۱
منم کوروش ، شاه جهان ، شاه توانا، شاه بابل،شاه سومر و آکد،شاه چهر گوشه ی جهان!پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه ی کوروش یکم ،شاه بزرگ، شاه انشان،نبیره ی چیش پیش ،شاه بزرگ، شاه انشان.
از نسلی که همه شاه بودند و فرمانروایی اش را خداوند گرامی می داردو با خوشنودی میخواهند تا کوروش فرمانروای جهان باشد. آنگاه که بی هیچ خونریزی وارد بابل شدم:
همه ی مردم قدم های من را با خوشحالی پذیرفتند.در کاخ شهریاران بابل برتخت نشستم.مردوک دلهای مردم را متوجه من کرد،زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.ارتش من بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شد و آزاری به مردم شهر نرساندم.

ادامه دارد....

gattus
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۴۹
من برده داری را از بین بردم.به بیچارگیشان خاتمه دادم.مردم را با فرمان خود در پرستش خدا آزاد کردم.به همه ی مردم با فرمانم هستی بخشیدم و اجازه ندادم هستی آنها مورد بی احترامی قرار گیرد!مردوک از کار من شاد شد.
مردوک بر من که او را میپرستم بر پسرم کمبوجیه و همه ی سپاه من،مهربانیش را ارزانی کرد!ما همه در خوشحالی و فرح او را ستایش کردیم.به فرمان مردوک همه ی کسانی که بر تخت شاهی نشستند:وهمه ی پادشاهان جهان،از مدیترانه تا خلیج فارس همه ی مردم رزمین های دور همه ی چادرنشینان به من خراج دادندو در بابل بر...بوسه زدند تا آشور و شوش.
من شهرهای آگاده، اشنونا ،زمبان ،متورنو ،دیر،سرزمین گوتیان وشهرهای کهن آنسوی دجله که ویران شده بود را دوباره بنا کردم.

gattus
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۰۲
دستور بازگشایی همه ی نیایشگاهها رادادم .همه ی خدایان را به محل قبلی خود برگرداندم.همه ی مردم پراکنده را به خانه هایشان بازگرداندم.همه ی مردم را به اتحاد دعوت کردم و خانه هایشان را برایشان آباد ساختم.
پیکره ی خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون ترس از خدای بزرگ به بابل اورد با خشنودی مردوک به جایگاه خود بردم
تا هر روز برایم خواهان زندگی طولانی باشند.شاید سخنان نیک خواهانه برایم بیاورند.تا انان به خدای من بگویند (به کورش شاه،پادشاهی که تو را ستایش میکند و پسرش جایگاهی در روشنایی بی همتا بده(سرای سپند))
در زمان سازندگی بدون شک،همه ی مردم به من احترام گذاشتند و من جامعه ای با صلح ،صفا و آرامش برای آن ها آماده کردم

gattus
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۰۶
اما این بخش آخر همون بخشی هست که اکثرش خراب شده و کمتر چیزی رو میشه از توی این چند خط فهمید نمیدونم جدیدا چیزی بهش اضافه شده یا نه اما من این متنی که دارم قدیمی هست ماله حدوده 12-13 سال پیشه اگر چیزی بهش اضافه شده و اطلاع دارید ممنون میشم بهم خبر بدید!

gattus
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۱۱
...غاز،دو اردک، ده کبوتر،برای غاز ها و کبوتران و اردک ها....
....باروی بزرگ شهر بابل را بنام... گرامی داشتیم
...دیوار آجری خندق شهر را...
...که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان به بیگاری گرفته شده تمام نکرد.
..... به پان رساندیم
دروازه هایی بزرگ برای آن ها گذاشتیم با چوبی از سدر و روکشی از مفرق...
...کتیبه ای از پادشاه قبلی من آشور بانیپال....
...
...
...
...برای همیشه!

gattus
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۱۹
دیگه تمام شد!
اول از همه از معلم تاریخم کمک میکنم که کمکم کرد و همه ی اسم های خارجی رو به من گفت تا بدونم چی هستن و کی هستن و بعضی از اتفاق ها رو برای من تعریف کرد تا من بتونم بهتر ترجمه کنم بعد از این هم از شما تشکر میکنم که این منشور رو خوندید!
ببخشید اگر نوشته ها بد بود یا توی چند تا پست بود چون خودم باید از روی کاغذ میخوندم و ویرایش میکردم و مینوشتم!

gattus
جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۵۲
این هم چند تا عکس از منشور کوروش:

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۱۱
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزا بدنم خاک ایران را تشکیل دهد!
کوروش کبیر

gattus
جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸, ۱۷:۲۱
عجب بدبختیه ها
ملت گرفتن جمعه خوابیدن ما پاشدیم ساعت 6:30 ساعت 7رفتیم امتحان قلم چی دادیم ساعت یک هک رفتیم خونه ی معلم فیزیک امتحان مستمر دادیم !عجب خونه ای بود! یه کلاس بزرگ داشت همه ی 24تامون جا شدیم! همه میخواستیم بپیچونیم صبح زنگ زده خونه میگه این آدرس خونمونه پسرتون رو بفرستین امتحان بده!:6:

amirlefthand
جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸, ۲۱:۱۷
عجب بدبختیه ها
ملت گرفتن جمعه خوابیدن ما پاشدیم ساعت 6:30 ساعت 7رفتیم امتحان قلم چی دادیم ساعت یک هک رفتیم خونه ی معلم فیزیک امتحان مستمر دادیم !عجب خونه ای بود! یه کلاس بزرگ داشت همه ی 24تامون جا شدیم! همه میخواستیم بپیچونیم صبح زنگ زده خونه میگه این آدرس خونمونه پسرتون رو بفرستین امتحان بده!:6:

:tigi::mega_shok::D


عجب بدبختیی داری تو من چهارشنبه کلاس داشتم کلاسمم میدون انقلابه بخاطر این که ممکنه شلوغی بشه کلاس رو لغو کردن:xp1700:

Special Pegasus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۳۹
عجب بدبختیه ها
ملت گرفتن جمعه خوابیدن ما پاشدیم ساعت 6:30 ساعت 7رفتیم امتحان قلم چی دادیم ساعت یک هک رفتیم خونه ی معلم فیزیک امتحان مستمر دادیم !عجب خونه ای بود! یه کلاس بزرگ داشت همه ی 24تامون جا شدیم! همه میخواستیم بپیچونیم صبح زنگ زده خونه میگه این آدرس خونمونه پسرتون رو بفرستین امتحان بده!:6:

باز وضعیت شما که بهتره من هر جمعه یا کلاس دارم یا ازمون باید بدم٫امان از اون روز که ازمونم رو خراب کنم:۳:

gattus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۱۸
:tigi::mega_shok::D


عجب بدبختیی داری تو من چهارشنبه کلاس داشتم کلاسمم میدون انقلابه بخاطر این که ممکنه شلوغی بشه کلاس رو لغو کردن:xp1700:

شما شانست خوبه!
انگار بهش خوش گذشته قراره همه ی امتحانا رو جمعه بگیره!!:6:
بهش گفتیم نمیاییم
میگه صفر
میگیم از این صفرها زیاد دیدیم
لیستش رو درآورد نشون داد پارسال به یکی صفر داده بود مستمر رو کامپیوتر نمیخوندش 0.25 بهش داد:3:
لا مذهب دلش از کامپیوتر هم سنگ تره:3:

gattus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۲۱
باز وضعیت شما که بهتره من هر جمعه یا کلاس دارم یا ازمون باید بدم٫امان از اون روز که ازمونم رو خراب کنم:۳:

کلا قابل قبوله آزمون رو هم همه میدن ولی امتحان مستمر...:6:

gattus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۲۴
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

این عکس برمیگرده به زمان هخامنشی و از دل سنگ بیرون کشیده شده!و به زمین و سقف متصل هست!این به خاطر اعتقاد زردشتی ها بوده که ساخت مجسمه کامل از انسان اشکال داره!

gattus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۳۵
این هم چند تا عکس از تخت جمشید!


[Only Registered And Activated Users Can See Links]



[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]


[Only Registered And Activated Users Can See Links]

[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸, ۲۳:۴۱
ببلاخره اتعداد یاب ما یه کار مفید کرد:3:
Vahedi Nikbakht (73682876)

15 سال و 95 روز, سالگرد تولد بعدی: 2010-02-20
تیم: parsomash
ملیت: Iran
ورود به باشگاه: 2010-02-13 22:48 (0 روز قبل)
اخطارها: 0
مصدومیت‌ها: سالم
مهارت‌های بازیکن
دروازه‌باني: نامعلوم
دفاع:
7/8-1/7
نامعلوم (حداکثر خوب)
بازي‌سازي:
5/?
ناکافى (حداکثر نامعلوم)
بازي در کنار: نامعلوم
پاس: نامعلوم
گلزني: نامعلوم
ضربات ايستگاهي: نامعلوم

gattus
يکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸, ۲۲:۵۸
عجب بدبختی ها نمیدونم کی زده ماهواره ی همسایه ی ما رو شکونده من رو فرستادن میگن برو یکی بگیر بیار!بشون میگم بابا من بچه سیدم کی به من از این چیزا میده؟
میگن برو به آخوندش میدن به تو ندن!!!

من بلند شدم رفتم بازار هرجا میرم میگن ما از این چیزا نداریم!!!
زنگ زدم خونه !پسر خالم پرید رو موتورش اومد 3دقیقه طول نکشید گرفت ما اومدیم خونه!!!!

gattus
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۹:۰۶
دستای بندری بالا[Only Registered And Activated Users Can See Links]
این پشت عروسیه[Only Registered And Activated Users Can See Links]

انشاالله عروسی کیارش!!![Only Registered And Activated Users Can See Links]

black_shadow
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸, ۲۰:۴۴
چرا من حالا؟!!!:3:

gattus
چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۳۶
چرا من حالا؟!!!:3:

یادت نیست؟
قرار بود من و سالار بیاییم و بعد که شام خوردیم به عروس خانم بگیم تو چه موجودی هستی:3:

black_shadow
چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۳۴
برادر ادم فروشی اخر و عاقبت نداره!!
همه که نمیتونن یه عمر ادم فروشی کنن بعد برن اخراجیهای 1 و 2 بسازن که مردم سابقشو یادشون بره!!
:3:

gattus
چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸, ۱۶:۵۰
شما عزیز مایی ولی طبق یک سری شرایط عروس خانم مثل خواهر ماست دلمون نمیاد سیاه بخت بشه:3:
شوخی کردم کی دلش میاد به تو نه بگه:3::3:

gattus
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۰۰
فردا همایش تاریخه:3:
ما نیز مقاله ول کردیم فردا باید ارائه بدیم:3:
بسیار شاد میباشیم:3:

don-matiou
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۱۷
تو یه مقاله در مورد سطل ماست بنویس حتما مقام میاری امیر حسین

gattus
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۳۰
تو یه مقاله در مورد سطل ماست بنویس حتما مقام میاری امیر حسین

عجب گیری دادی به من بابا من غلط کردم ...خوردم:3:
شما راضی شدی؟؟!!!

don-matiou
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۵۳
خدا نکونه من دوست دارم

gattus
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۱۹
ما در همايش تاريخ بسر ميبريم!
اين حاج خانم كه تمام كرد نوبت ماست

gattus
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۱۸
امروز همایش تاریخ بود مثل این ندیده ها ساعت 7:30 رفتیم توی سالن نشستیم :3:ولی اینش خوب بود که هیچ کلاسی رو امروز نبودیم!!!
ساعت 8 که شروع شد رفتم به معلمم گفتم که بزاره من زود تا خلوته برم بالا ولی گفت نمیشه مقاله ها به ترتیبن!!
هرچی بیش تر طول میکشید جمعیت هم بیشتر میشد تا نوبت یه حاج خانمی شد رفت بالا توضیحش رو داد و اومد بعدش نوبت من بود یهو گفت یه استراحتی بکنید پشت صحنه های دیروز رو هم ببینید!!
این رو که نشون دادن آبرو شرف ما رفت با بچه ها رفته بودیم سالن رو مرتب کنیم من برای این که لبام کثیف نشه لباسم رو عوض کردم بی شعورا نشون دادن ملت زدن زیر خنده!!!:cray:یه جا هم با یه میله افتادم دنبال یکی از بچه ها اونم نشون داد کلا شرفمون رو بردن:3:
زرتی بعدش نوبت من شد!!:3:
رفتیم بالا یه شعر خوندیم و شروع کردیم یهو جمعیت رو که دیدم هول کردم عین مهران مدیری گفتم به به!!
خلاصه به هر بدبختی بود این مقاله رو ارائه دادم ولی آخرش خیلی خجالت کشیدم همه بلند شدن برام دست زدن ولی آخرش مقاله ی ما دوم شد:1:
یه سکه پارسیان بهم دادن با لوح و دسته گل!!!
این سکه های پارسیان چند قیمتن؟؟

don-matiou
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۰:۲۳
قدیم 25000 تومان بود ..اقا بهت تبریک میگم واسه مقالت ایول امیر حسین ...همه با هم یه دست...شوله...شوله...محکمتر

gattus
سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸, ۱۴:۲۷
اينجا هوا عاليه!از مدرسه كه اومدم موهام سفيد شد رفتم حمام كل ميريخت! هوا قرمز شده افتضاح!:6:
ولي به قول يك نفر:
خوش به حال شما خوزستانى ها كه خاك كربلا رو ميخوريد!
يكي نيست بهش بكه يه بار اين خاك اومد تهران جرا خودت رو نمودي؟

gattus
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۱۲
به دليل اين كه هوا 33برابر حد عادي آلوده است براي همين فردا مدرسه فرت:3:

Alone
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۰۷
میگم در مورد این زلزله ها چی داری بگی ؟؟؟ اهواز زلزله اومد یا خدا فقط اندیمشکو میخواد نابود کنه ؟؟؟ هوا هم پر از خاکه . نمیشه نفس کشید . :wacko2:

black_shadow
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱
یکی چند سال پیش گفته بود زمین زیر پای مومنین نمیلرزه!!!!!
طفلک بمی ها!!!!

gattus
چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۳۴
سعيد جان اين جه حرفيه ميزني اهوازم زلزله اومد آلودكي هم بيشتر از كل كشوره!خداوند زلزله روقرار داده تا مردم بفهمند كه به همين راحتي ممكنه همه ي دارايي شون رو از دست بدن حتي جونشون رو كه اينقدر به ماله دنيا دل نبندن!

gattus
پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۱۸
هي ميكم مملكت___ميكين نه!
با استاندار مصاحبه ميكنن ميكه جون آلودكي 35برابرحد عادي بود امروز طعتيل بود ولي فردا 37برابر ميشه ولي همه جا بازه!:4:

gattus
يکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۹:۵۷
خدا رو شکر که من مادر نمیشم !:3:
الن یه دوهفته ای میشه که با پسرخالم تنها زندگی میکنم و من بدبخت باید غذا درست کنم و خونه رو تمیز کنم و مهم تر از همه اینکه ظرف بشورم!!:3:
به جد دارم دیوونه میشم:3:

gattus
يکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸, ۲۰:۲۹
[Only Registered And Activated Users Can See Links]



جاویدان بمان ای بهترین آواتار سال 88

gattus
دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۵۶
Taghi Abbaszade (278451547)
17 سال و 83 روز, سالگرد تولد بعدی: 2010-03-29

فرم این بازیکن قابل قبول و قدرت بدنی‌اش ضعيف است
او ذاتاً مهربان، عصبی و البته غیرقابل اعتماد است
تجربه‌اش افتضاح و قدرت رهبری او، ناچيز است.
مالک: sun sport (زا 2010-02-28)
برآیند مهارت‌ها: 1 390
دست‌مزد: 4 300 000 Rialدر هفته
اخطار: 0
وضعیت جسمانی: سالم

در فهرست فروش

زمان اتمام مزایده: 2010-03-03 22:23

قیمت پایه: 999 999 953 Rial
فقط شماره‌ها
قیمت پیشنهادی خود را وارد کنید 000 Rial

مهارت‌ها
دروازه‌باني: 1/20 افتضاح
دفاع: 6/20 قابل قبول
بازي‌سازي: 3/20 ناچيز
بازي در کنار: 6/20 قابل قبول
پاس: 6/20 قابل قبول
گلزني: 4/20 ضعيف
ضربات ايستگاهي: 2/20 اسفبار

اینم پسرگلم که بخاطر فقر داره ترکمون میکنه:6:

gattus
دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۶
يه توضيح در مورد آواتارم بدم!
اين آقاهه كه اوله خشايارشا كبير
و اون دوميه وليعهدش هست!
:1:

black_shadow
دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۹
اول از كدوم ور؟!!!!:3:

gattus
دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۰۲
اول از جلو اوني كه كوشواره داره:3:
اوني هم كه نيزه داره وليعهده

gattus
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۲۴
و این گونه بود که ما برای کنکور آزمایشی ثبت نام کردیم:1:

gattus
جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۱۶
خيلي باحاله الان دور نهايي مسابقات هست ما داريم ميريم فينال اينجانب هم مربي تشريف دارم:1:
الان با تيم دوم سوم ها كه يك بار 1_ 0برديمشون بازي داريم الان نيمه ي اول 3-2 به نفع ماست الان 3تيم از دوما 3تا سوم با يدونه اول از ما حمايت ميكنن
ما كه رفتيم به فينال ___:3:__ مشكيا:3:
استاديوم خاليه سومي جا نداره:3:
دو دقيقه تا آغاز نيمه ي دوم!

gattus
جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۲۹
مشاهدين الكرام بنالتي لسوم 4 :3: لاربع الهدف:3:
هذه دعوا خيلي اعتراض به داور:3:
الان هدف:3:
------------------
ويرايش:
تو روحش دروازبان جمع كرد
ضد حمله زير طاق خورديمش:6:

gattus
جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۰۵
بازي توي وقت اضافه
5-5شد الان بنالتيهاست اول ما ميزنيم:
1اوت
1كل
2دوازبان
2اوت
3كل
3اوت
4كل
4كل
5كل
5اوت

برديم! نكبت ها نميان بيش من!:3:
فينال:1:

gattus
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸, ۰۰:۴۵
سقراط:
به هر حال ازدواج کنید
اگر زنتان زیبا بود که خوشبخت میشوید و اگر زشت و نفهم بود مانند من فیلسوف میشوید

gattus
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۱۹
و زندگی قصه مرد یخ فروشیست که پرسیدند : فروختی ؟! گفت : نخریدند تمام شد !

black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۲۴
و زندگی قصه مرد یخ فروشیست که پرسیدند : فروختی ؟! گفت : نخریدند تمام شد !

بعضی وقتا از اونم تخ**********می تر میشه!

gattus
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۳۴
نه همیشه خوبه به شرط اینکه تو خوب بخوایش
اما اگر بد بخوایش بد میشه
همه چیز به این بستگی داره که تو از چه دریچه ای بهش نگاه کنی!

black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۳۷
میتونیم اصلا کلا نگاه نکنیم بهش

gattus
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۴۲
اون وقت دیگه مردی
زندگی چیزای خوبی داره!
من از تو یه چیزی نزدیک به 10سال کوچیک ترم برای همین نمیتونم کاری کنم که حرفم برای تو تاثیر گذار بشه
اما من لحظات سختی رو پشت سر گذاشتم(همین حادثه ی اخیر رو میگم) اون موقع بود که فهمیدم زندگی چقدر قشنگه!

black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۵۲
گفتی نزدیک 10 سال ازم کوچیکتری و داغ دلم رو تازه کردی!!!!
تو این 25 سال حسرت هیچ چیزی رو نخوردم.
به جز حسرت خود زندگی.
اگه بلوغ فکری که الان دارم رو تو 17 18 سالگی داشتم مطمئنم زندگیم یه جور دیگه بود.
اقلا مثل الان خودم رو تا خرخره تو لجن احساس نمیکردم.

رضا
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۳:۲۰
باز این كیارش شروع كرد:3:

black_shadow
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۳:۴۱
باز این رضا اومد!
اتفاقا اصلا شروع نکردم حالمم خوبه!:3:
هستشو تف کن برادر!:3:

gattus
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸, ۱۵:۴۷
کیارش ادب داشته باش:3:

داداش من از لجن بیا بیرون!!! کاری نداره فقط همت میخواد:2:

gattus
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۱۷
لحظاتی پیش امیرحسین موسوی بازیکن اسبق تیم های وست هم ، تاتنهام و منچستر به میلان ایتالیا پیوست:1:

رضا
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۲۷
become A Legeng بازی میکنی؟

gattus
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۳۰
بله:1:

amirlefthand
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۳۳
بله:1:


من الان والنسیام فصل پیش پیشنهاد تیم های بارسا و رئال رو رد کردم این قدر حال داد

الان آقای گل کلیم

رضا
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۳۷
من الان 8 فصله منتظر پیشنهاد بارسا هستم بعد تو چجوری پیشنهاد بارسا رو رد کردی؟!!!
مگه مغز خر خوردی بشر؟:3:

amirlefthand
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۲
من الان 8 فصله منتظر پیشنهاد بارسا هستم بعد تو چجوری پیشنهاد بارسا رو رد کردی؟!!!
مگه مغز خر خوردی بشر؟:3:


خب آخه رئال و بارسا تیم نیستن که تیم فقط والنسیا الان داوید ویا جانشین منه :1:

درصورتی که برم بارسا باید خودمو جر بدم تا شاید بتونم دیقه 75 جای زلاتان برم تو زمین الان راحت بازیمو میکنم ژاوی هم که توی تیممه

gattus
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۲
منم پیشنهاد بارسا رو رد کردم البته بارسا با میلان همزمان پیشنهاد دادن جالب اینجاست که لیون هم با اینا پیشنهاد داد ولی من دست و پام رو گم کردم سریع زدم میلان:3:
الان که اومدم میبینم فقط پاتو و گتوسو و پیرلو با این دفاع آخرش هستن بقیه جدیدا:6:

رضا
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۴۹
شماها مثل اینکه مغزتون ایراد پیدا کرده.
تو پس 10 من خط هافبک بارسا ژاوی-اینیستا-فابرگاس-کریک رو داره.
خط حملش هم زلاتان-بویان-مسی هستن.
الان 8 فصله دارم خودم رو میکشم که بارسا پیشنهاد بده اما نمیده:3:
من میخوام کنار ژاوی بازی کنم:cray:

don-matiou
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۵۵
منم الان تو منچسترم با رونی جفتمون فورواردیم...البته گاهی من هافبک راست بازی میکونم

amirlefthand
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۱:۵۹
من بدبخت تک مهاجمم برا همین حول وحوش 65-66 بازیکنم دیگه خسته میشه اعویضش میکنن اما قبل از اون زمان من 2-3 تا رو زدم حداقل

gattus
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۰۵
من 90 دقیقه میدوم!:1:
استامینام 95 شده
شوت هم میزنم در حد جام باشگاهها 93:1:

black_shadow
جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸, ۰۲:۱۱
خوشم میاد بچه های هتریک این قابلیت رو دارن که هر تاپیکی رو به بحث ازاد تبدیل کنن!!!!:3:

gattus
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۸:۰۱
خدا رو شکر
امروز هوای اهواز عالیه نه بی نظیره!
هرسال این موقع یا خاک بود یا گرمای شدید ولی امیروز هوا خیلی خوبه حدوده 10 درجه ای میشه گه گاهی هم بارون میاد ان شاالله امسال هوا خوب بشه!!
اگر مثل پارسال باشه هوا باید 300-400هزار تومن پول برق بدیم حداقل کولر کمتر روشن کنیم پول برق کمتر شه!!!!!:2:

amirlefthand
شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۹:۲۱
[Only Registered And Activated Users Can See Links]

gattus
يکشنبه ۱ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۲۰
خوب راهی پیدا کردی که چند تا اسپم ول کنی!!:2:
عید خودت هم مبارک:2:

gattus
جمعه ۶ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۳۱
خوب فردا اگر حال داشتم بعد از 6ماه و اندی ویندوز کامپیوترم رو عوض می کنم:3:

gattus
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۱۸
شادترین فراد لزوماً بهترین چیز ها را ندارند ، آن ها فقط از آنچه در راهشان است ، بهترین استفاده را می کنند .



گل ته کفشی که لگد مالش می کند را نیز خوشبو می کند !



هرچه قفس تنگ تر باشد ، آزادی شیرین تر به نظر می رسد .



مردان شجاع فرصت می آفرینند و ترسوها و ضعیفان منتظر فرصت می نشینند

gattus
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۱۹
از دیروز بهره ببر ، در حال زندگی کن و به فکر فردا باش .



مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران .



بهترین دوست آن کسی است که بتوانی با او روی یک سکو بنشینی و چیزی نگویی و وقتی ازش دور می شوی ، حس کنی که بهترین گفت و گوی عمرت را داشته ای .



اگر یک سیب قرمز را گاز زدی و یک کرم درسته دیدی ، اصلاً ناراحت نشو ! وقتی غمگین باش که یک کرم نصفه ببینی !



آدمی فقط در یک صورت حق دارد تا به دیگری از بالا نگاه کند! و آن زمانی است که بخواهد دست اورا که بر زمین افتاده است بگیرد تا اورا بلند کند!!

gattus
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۲۰
یک بچه همواره می تواند سه چیز به یک آدم بزرگ بیاموزد : 1 - شاد بودن بدون دلیل 2- دائم به کاری مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود می خواهد



گرچه سكوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد كمی با من حرف بزن



افسوس ... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد برای آنچه از دست رفته آه میکشیم



در دنیا فقط یک قلب برای تو می تپد اون هم قلب خودته

gattus
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۳:۳۵
الآن همه ى مردم كه نه ولى بيش از90درصد مردم خونه نيستن و رفتن بيرون و نشستن كنار هم و خوشحالن!
ولى من الآن توى خونه هستم بخاطر اينكه من نبايد جايى باشم كه آفتابش زياده!صبح هم با دعوا مامان و بابام رو فرستادم برن!
الان تنهام و خيلي ناراحتم!!

gattus
شنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۳۶
امروز رفتم دکتر یه پیر مردی توی سالن انتظار جفتم نشسته بود دکتر بهش گفته بود فکر کنم تومور داری برو عکس بگیر و از این کارا!!!!
اومد نشست جفتم هی میگفت 150 هزار تومن پول دادم آخر هیچ مریضی هم نداشتم اگر یه چیزیم بود دلم نمی سوخت:3:

gattus
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۲۱
امروز یه دزدی اومد خونمون:3:
همه همسایه ها ریختن بیرون که اینو بگیرن:3:
هر جا گشتن نبود بعد پسرخالم(همسایه ی طبقه ی پایین ما)گفت امیرحسین بزن بریم پشت بوم!!
آسانسور که اومد پایین دزده تو آسانسور قائم شده بود:3:
پسرخالم هلش داد شایدم حلش داد خورد تو آینه ،آینه شکست:3:تعجب نکنید پسر خاله من قوله 197سانت قد 107کیلو وزن:3: از 8 سالگی رزمی کار میکرد!:3:وقتی افتاد خواستم برم یکی بزنم یهو برام چاقو دراورد همونجا بود که قفل کردم:3:
بعد یهو پسرخالم لنگشو اورد بالا زد تو سرش:3: پهن شد:3: عین گوسفندی که میخوان سرش رو ببرن اوردش تو پارکینگ بعد پلیس اومد بردش:3:
پسرخالم رو هم بردن به دلیل ضرب وشتم!!:3:باید دییه ی دست و سر شکسته ی طرف رو بده:3:

black_shadow
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۰۰:۵۵
دلم هوای اسپم میکند گاهی!!!
:3:

gattus
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۲۵
و دل من هواى جواب دادن به آن:3:

omid
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۰۳:۱۲
و دل من هوای پاک کردن آن:3:

wantonboy13
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۰۳:۱۹
و دل من هم کباب نونی با پیاز و ریحون !! :3:

gattus
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۵۴
آدمین اسپمر را به خاک و خون میکشیم:3:

black_shadow
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۴۷
اقا جنبه داشته باشید خوب حالا من یه چیزی دلم خواست همه ویار کردین؟!!
:3:

amirlefthand
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۹, ۲۱:۵۳
مردک تو که فقط شیاف میکنی :SugarwareZ-251:

gattus
پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۱۳:۳۱
ديروز هرچى خبر خوب ميتونستم شنيدم

ديروز رفتم دكتر گفت حالم خيلى خوب شده و ميتونم دوباره غذاهاى معمولى بخورم بعد كه برگشتم خونه تلفن زنگ زد زن داداشم بود قراره تا قبل از تابستون داداشم بعد از 15سال برگرده ايران تا بعد از اينكه خواهرم فوت كرد دوباره يه حاشيه ى امنيت براى خودم داشته باشه!بعدشم قراره من عمو بشم:3:
امشب هم بابا بزرگم به مناسبت سلامتى من يه مهمانى ميگيره!
فكر كن داداشم بياد اون شيطون منم شيطون پسر خالم هم نخودى عموم هم برنامه ريز آپارتمان رو به گند ميكشيم!:3:

black_shadow
پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۱۹:۳۳
الان دقیقا کجات عروسیه؟!!!
:3:

gattus
پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۹, ۱۹:۴۵
نميدونم از چند جهت بهم حمله كردن:3:

gattus
شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۴:۰۳
نمیدونم چرا وقتی میخوام گریه کنم میترسم بعدش عذاب وجدان بگیرم و دردا رو توی دلم نگه میدارم

gattus
يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۴:۴۷
معلم جبرمون اهل يه استانى نزديك تهرانه :3:
امروز كلى التماس كرديم كه درس نده چون دوهفته پيش كتاب تمام شده بود!
آقا اين رفت نشست ميز آخر هى كمر يكى از بچه ها رو نوازش ميكرد!:3:
برگشتم و اين صحنه ى جذاب رو ديدم بعد ناخودآگاه گفتم نخيييى يهو بگو شب بيا!!
كلاس پوكيد!نامرد خودشم مرد از خنده!:3:

SALAR
يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۴:۵۵
اها!! پس ظرف ق**زو*ین*ی*ه؟؟؟ بچه محل علی دراگه!!!!!!
مواظب خودت باش!

gattus
يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۵:۰۱
حالا من نخواستم بگم ولى آره من اصلا نزديكش نميرم:3:
حتى سرجلسه امتحان اگر سوال داشته باشم هم نمي پرسم:3:

gattus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۶:۲۱
معلم هم معلماى قديم:3:
كلى التماس معلم تاريخ كرديم كه چندتا سوال بده ما همونا رو بخونيم بزور قبول كرد گفت شنبه ميزارم روسايت
كل كتاب 23درسه الآن رفتم تو سايت براي 3تا درس اول53تا سوال داده :3:خودم ميخوندم رو هم 10تا هم نميشد!:5:
براي 4تا8هم 50تا ديگه بقيه رو نشموردم:3:

رضا
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۶:۳۸
یه چیزی بگم دلت بسوزه؟:3:
دبیر تاریخ ما گفته ترم اول فقط سوالای کتاب.
ترم دوم هم سوالای کتاب و سوالایی که خودش گفته رو ازش تو امتحان سوال میده:3:تازه سوالای خودش هم هر درسی حدود 3 تا 5 تا سوال بیشتر نیست:3:
یعنی حدودا هر درسی 10تا سوال که میشه
23*10=230
و البته230تقسیم بر 2 که میشه 115تا سوال:3:

amirlefthand
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۱۱
:SugarwareZ-251::good:



ما که معلممون سوالات رو توی یه کتاب چاپ کرده از اول سال داره سوالای خیلی مهم یا اونایی که اکثرا توی امتحانا میاد رو برا مون مشخص میکنه ما هم اگه این طنبلی اجرازه بده و بخونیم حداکثر 100 تا سوال هستش که باید بخونیم:SugarwareZ-251::good:

Special Pegasus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۲۱
دل همتون بسوزه.................
معلم ما میشینه از واو به واو کتاب سوال طرح می کنه تازه یه سری سوال هم که جوابش تو کتاب نیست هم میگه ما مینویسیم از همشون هم سوال میده:SugarwareZ-029:

gattus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۳۰
شما فرق دارى پس فردا امتاحانات همه از اداره مياد ولى ما دوتا از امتاحانامون رو خود معلم طرح ميكنه!

amirlefthand
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۳۹
سه تا

Special Pegasus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۳۹
امتحانایی که اداره میگیره 100 درجه آسونتر از امتحانایی هست که معلم مون میگیره.
یه ادم مذخرفی هم هست یارو.

gattus
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۴۱
خب طبيعيه اون فكر ميكنه كه يه روستايي هم ميخواد امتحان بده!

amirlefthand
شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۷:۴۵
امتحانایی که اداره میگیره 100 درجه آسونتر از امتحانایی هست که معلم مون میگیره.
یه ادم مذخرفی هم هست یارو.

تاریخ که چیزی نیس ایستایی ما یه معلم داریم از اول سال دهن مارو سرویس کرده آخرشم بر اساس قیافه ملت وپولی که بهش دادن مستمر و نوبت اومون رو نمره داد وتا الانم حدو 40 نمره از سوالای نهایی رو بهمون گفته (خالی بندیه که لنگه نداره) حالا فکر کن من فردا امتحان این آقا رو دارم
:6:



مردک کلی فیلم از من گرفته +2تا سریال نمیاره پس بده:6:

gattus
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۰:۰۱
برای سلامتی خودم دست:3:
دوتا امتحان اول 20:1::3:
----------
دیشب خوابیدم تو تختم ولی صبح که بیدارشدم تو آشپزخونه بودم:3:

Special Pegasus
چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۸:۵۸
اگه اشپزخونه می خوابیدی سر از کجا در می اوردی؟