توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سیاوش
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۳۰
تو این هتریک :s.i.a.v.a.s.h
تو اون هتریک : داش سیا
از 26/04/2008 تیمم رو در 20:31:22 تحویل گرفتم
دسته V 7 دوم
دسته V 7 قهرمان
دسته I V 22 قهرمان
دسته I V 22 قهرمان
دسته I I I 13 قهرمان
دسته I I I 13 سوم
دسته I I I 13 سوم
پست دادن در این تاپیک مانع از کسب است:3:لطفا پست ندهید!!!!
S.I.A.V.A.S.H
سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۸, ۲۳:۴۷
بزار از همون اول اول شروع کنم
در یک روز سرد زمستونی بود که...(من عاشق این طور شروعی هستم:3:)
یه 40-50 تا شماره همشهری جوان بود که خریده بودم تا اینکه یه روز دیگه خسته شدم و با خودم گفتم این اخرین شمارهست که می خرم و دیگه هم نخریدم
تو صفحه ی فکر کنم معرفی بازی بود که هتریک رو معرفی کرده بود(البته با کلی دروغ مثله تماشاگر نما ...)ما هم گول خوردیم و اومدیم تو سایت با اسم wining eleven persia* بعد دیدم اسمه زاغارتیه کردمش Lord Hell خلاصه فصل شروع شد و ....
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر چی فکر کردم اسمی به ذهنم نیومد دیدم رو جلد بازی هام فوتباله و روش نوشته winig elven five من یه دفعه یه جرقه ای تو ذهنم شکل گرفت و ........(کلی سلول خاکستری سوزوندم و رفتم اتاق فکر:3: تا اون اسمه رو در کردم)
شاید ادامه داشت:3:
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۰۰:۰۷
فصل شروع شد ما یه رقیب جدی داشتیم و اونم کسی نبود:3:
اونم کسی نبود:3:
اونم کسی نبود جز Matrix23 یا همون داش سامی خودمون که اتفاقا همین داش سامی هم همین روزی که من وارد سایت شدم و همون دقیقه وارد سایت شد
خلاصه....:3:
از همون روزی که همدیگه رو دیدیم و فهمیدیم همگروهیم یه تاپیک باز کردیم خفن
آقا اون تاپیک رکورد تمام تاپیک های این انجمن رو در یک فصل شکست(چه از لحاظ تعداد پست و چه از لحاظ تداد بازدید کننده)
در یک فصل صد خورده ای صفحه با هم ور زدیم:3: کل انداختیم و....
خلاصه....:3:
اونجا شد بود پاتوق بچز اون زمان
هرکی رد می شد یه اسپم می داد:3:
هفته ی اول گذشت و هفته ی دوم شد و من خوردم به دیهیم یعنی همین داش سامی تو امجدیه ورزشگاهه اون
ادامه دارد...
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۰۸:۴۹
طی استقبال طرفداران از چرت و پرت های من :3: و سیل عظیمی که از نامه های شما دوستان به من رسیده و ابراز علاقه ی شما به من لازم دونستم که ادامه بدم:3:
روز یک شنبه بود که بازی داشتیم با دیهیم...اقا تو اون زمان در ولایت ما اینترنت فقط کارتی بود و زارتی زد شارژمون تموم شد حالا چه ساعتی 5:30 و من چی ترکیب رو نچیده بودم:4:با چنین سرعتی لباس پوشیدم که خودم کف کرده بودم:3:تا رفتم خریدمو برگشتم شد و وارد هتریک شدم و رفتم ترکیب رو چیدم ساعت 6:01 شد و ترکیب هم ارسال نمی شد من هم به خیلیا نا سزاز گفتم:3:
خلاصه....:3:
بازی شروع شد و بعدش تموم شد:3: و من چی با ترکیب نرمال تو بازی و نزاشتن چند بازیکن در پستهای اصلیشون
و باختن دو هیچ و بدینگونه فکر ماندن در همین گروه...
ادامه ی داستان را در پست های بعدی بخوانید:3:
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۰:۴۵
احساس پوچی می کردم:3:از زندگی خسته شده بودم و ....
می خواستم خود کشی کنم:3:اما یه دفعه یه ندایی اومد و گفت:
وووووووووووووووووووووو سیاوش:3:
منم گفتم تو کی هستی؟؟؟
اون گفت به تو چه:3:
دو باره ازش پرسیدم می گی یا دوباره بپرسم:3:
اون گفت خفه شو و گوش کن:3:تو باید ازش انتقام بگیری...
منم تحت تاثیر قرار گرفتم و گفتم بزن قدش:3:
از اون بازی به بعد روی خط حملم کار کردم و خفنش کردم و به هر تیم بیشتر از سامان گل می زدم تا اینکه
دو باره آوردگاه نزدیک شد و من که 5 تا مهاجم تمرین می دادم 2 تاش رو فروختم و با پولش یه هافبک اکسلنت خریدم
تفاضل گل من خیلی بهتر از سامان بود و اگه می بردم بالا می رفتم و شانس من هم برا برد خیلی بیشتر بود....
ادامه دارد...
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۱۲
صبح روز یک شنبه 14/09/2008 بود
عجب روزی بود تا عصر اصلا اروم و قرار نداشتم وقتی بازی شروع شد داشتم سکته می زدم:3:
حالا بازی شروع شده بود لامپ بستم:3:(همون لامصب) تا 31 دقیقه هیچی ننوشته بود زارتی زد و بازیکنش گل زد
منو می بینی دیگه نمی بینی:3:
دوباره منتظر شدم دیدم داره یه اتفاقاتی می افته 2 دقیقه بعد زد زارتی مدافعم مصدوم شد و یه ماموت:3:اومد تو زمین
گذشت و گذشت تا شد دقیقه 40 که بازیکنم گل زد
منو می گی داشتم ادا کلینزمن رو در می اوردم:3:(همون صحنه ای که گل زد رفت تو دروازه تور رو تکون می داد)
تیمه سامان هم نامردی نکرد و دوبار حمله کرد که نزدیک بود گل بشه
زد و دقیقه 45 شد من از نت اومدم بیرون و رفتم تو کوچه
وقتی برگشتم خونه تا رفتم تو هتریک دیدم تیمم 2-1 جلوه اول فکر کردم اشتباه می بینم نگو دقیقه 45 یکی دیگه هم زدم اقا نیشه منو می بینی چنان باز شد که جزایر پانکراسم رو توی صفحه ی مانیتور می دیدم:3:
یه 10 دقیقه ای گذشت دیدم یه چیزی داره می اد:3:زد و گل سوم رو هم زدم دیگه کار از کلینزمن و نیش گذشته بود
لباس رو دراورده بودم داشتم دور اتاق می دوییدم:3:
خوشحال از اینکه تونستم ببرمش و بازی و تموم شده می دونستم.شانس رو ببین دفاع اخر اون هم مصدوم شد و با خودم گفتم الان بازم بهش گل می زنم ولی عجب خیالات خامی:3:هافبکه که خریده بودم ،غیر قابل پیشبینی بود و درست اونجایی که نباید اشتباه می کرد،کرد.فرتی:3:پاس رو به عقب داد و ما گل خوردیم...شد 3-2
گذشت و گذشت تا اینکه اون یکی دفاع اخرم هم مصدوم شد و این دفعه به جای ماموت یه شوت اومد تو زمین که دفاعش 4 بود.هنوز تو شکه گله دوم بودم که گل سوم رو هم خوردم.هنوز یه دقیقه نگذشته بود که بازم دفاع اخرم مصدوم شد و یه غضنفر:3: اومد تو زمین
بازی با همین نتیجه تموم شد و من موندگار شدم تو دسته 5
ایدی بازی : 183534923
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۳:۱۶
اون فصل تموم شد و من با 37 امتیاز و 75 گل زده و 11 گل خورده شدم دوم...
یه فلش بک بزنیم:3:
29/06/2008 بود که به جای تیمه اخره جدول یه تیم اومد به اسمه chel30 فصله 15(اولین فصله حضورم)فقط منو سامان بودیم و اون تیمه هم جز باقالیا:3:بود وقتی فصل تموم شد من رفتم چند تا اچ تی بهش زدم و یکم کمکش کردم
دو هفته بعد-فصله جدید-اصفهان-بهارستان ساعت 19:31 (عین فیلم خارجی ها:3:)
فصله جدید شروع شد من از کرمانشاه اومدم بهارستان و حالا بد بختی رو ببین یارو استعداد داشت مثله چی:3:هرچی بهش گفته بودم رو حفظ کرده بود و تیمش خوف شد و بیا درستش کن:3:همون هفته ی اول بازی ها دو تا هافبک اکسلنت مصدوم ارزون خریده بود و من هم بی خیال ورزشگاه رو داشتم بزرگ می کردم و اصلا پول نداشتم
هفته ی سوم بهم خوردیم و از شانس خوب من دو تا هافبک ها خوب شده بودند و به بازی رسیدند.بازی 2-2 شد
با خودم گفتم دوباره بدبختی شروع شد و مثل امسال دوباره باید تو همین دسته بمونم
از شانسه خوبم تو بازی های جام حذفی به تیمای ضعیفی خوردم و 3-4 تا بازی تو ورزشگاهم برگذار شد و من کلی پول در اوردم
بعد از این دیگه اتفاق جالبی نیفتاد تا اینکه کل کل منو ..........:3:
S.I.A.V.A.S.H
چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۴:۰۳
بعد از این دیگه اتفاق جالبی نیفتاد تا اینکه کل کل منو ........
دو هفته از جام حذفی میگذشت که حذف شده بودم و داشتم برا خودم تو هتریک می چرخیدم که دیدم چند تیم با هم کل کل می کنن و من عاشق این جلف بازیا:3:رفتم همین جوری یه پست در کردم
دسته 4 گروه 55 بود
زارتی به سرگروه اون گروه که اسمش امیر بود( نمی دونم ایدیش چی بود) برخورد و اونم یه چیزی بهم گفت و بهم برخورد
اقا کل کل کردیم در حد :3:All Clasico
هر چی هم به من می گفتن کوتاه بیا...لوله می شی:3:...میری تو قوطی....
خلاصه...:3:
بی خودی شلوغش کردمو الکی جنگولک بازی دراوردم:3:تا روز مسابقه فرا رسید...
زدو 5 تا کرد تو پاچمون:3:
منم از رو که نرفتم :3:بازم می رفتم تو تاپیکشون پست می دادم
دوباره اتفاقی نیفتاد تا روز مسابقه با........:3:
ادامه ندارد:3:
S.I.A.V.A.S.H
پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۳
یه دو هفته ای گذشت و من هنوز به خاطر شکست تحقیر امیز 5-1 مقابل reinforce دنبال یه ببویی:3: می گشتم که گل بارونش کنم.داشتم دوباره تو هتریک می پلکیدم که دیدم این هومن یه مشت اجوج مجوج:3:دوره خودش جمع کرده کاپ دوستانه می زنن از من هم عاجزانه :3:درخواست کردن که من حاضر به بازی با تیمهای ضعیف نشده بودم.این رضا هم بینشون نبود یعنی راهش نمی دادند:3:منم هم دیدم این بهترین گزینست رفتم باهاش کل انداختم.این بچه هم ذوق زده شده بود:3: هی ادامه می داد قرار شد با هم یه بازی کنیم
اول می خواستم با تیمه دوم بیام تو ولی نیومدم:3:اون بدبخت هم هنوز گیر لیسانسش بود و هیچ بازیکنی نداشت و تنها چیزی که داشت فقط رو بود
این بشر از رو نرفت که نرفت به سنگه پای قزوین گفته زکی:3:
بازی شروع شد و همون نیمه اول 7 تا زده بودم بهش:3:نیمه دوم هم 3 تا زدم و 10 تاییش کردم:3:
هر کس تو هتریک ارزویی داره،یکی ارزوی رسیدن به لیگ برتر،یکی قهرمانیه لیگ برتر،یکی حضور در هتریک مسترز،یکی قهرمانی هتریک مسترز...
این بشر تنها ارزوش بردن من با 10 گله:1:
خلاصه...:3:
بعد از اینکه این بازی تموم شد من هم رفتم قاطی هومن اینا تو کاپشون البته رضا هم اومد
دور اول همه ارزو داشتن با رضا بیفتن که باز افتاد با من:3:این دفعه با ترکیب دوم رفتم تو 5-2 شد
بعد هم دور دوم به سینا خوردم ولی چون هفتهی بعد تو لیگ بازی با chel30 داشتم حتی هیچ بازیکن ذخیره ام رو تو ترکیب نزاشتم و 6 تایی شدم:3:
ادامه دارد...
S.I.A.V.A.S.H
پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸, ۱۳:۱۰
بعد از 6 تایی شدنم :3:رسیدم به بازی سرنوشت یعنی chel30
بازی شروع شد و هنوز هیچی نشده دقیقه ی 4 یکی زدم بلافاصله یکی خوردم
بعد از گل اون 2 تا پشت سر هم زدم یکی خوردم
یعنی تا دقیقه 24 3-2 به نفع من بود
منتظر شدیم و منتظر
دیدیم نه
این هتریک نمی خواد چیزی بنویسه
دیگه داشتم از اضطراب ناخونای پام رو می جوویدم:3: که از دقیقه ی 71 شروع کرد تیمم به گلزنی تا اخر بازی شد
6-2 این یعنی قهرمانی:1:
با اقتدار قهرمان شدم
هنوز تو خوشی قهرمانی بودم که رفتم التید
دیدم رکورد دسته 5 رو با رتینگ 150 زدم:1:
بیشتر خر کیف:3:شدم
اما زیاد خوشیم دووم نداشت چون یه تیمه هفته بعد رکورد رو به 170 تغییر داد
اقول منقل :3: رو جمع کردیم و به سوی گروه 22 دسته 4 دربست :3:گرفتیم
ادامه دارد
S.I.A.V.A.S.H
جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸, ۱۰:۳۶
فصل 16 رو من با 40 امتیاز و 93 گل زده و 8 گله خورده به پایان رسوندم:1:
فصل 17-دسته 4 گروه 22
دسته چهاره نسبتا اسونی بود برایه من...هیچ بازیکنی نخریده بودم و با همون تیمه دسته 5 بازی ها رو شروع کردم
همون اوله فصل هیشکی منو اصلا جز ادم هم حساب نکرد:3:همشون رده بندی برا خوشون می زدن و منو حتی جز 3 تا هم حساب نکردن...
خلاصه...:3:
بازی ها شروع شد و من طوفانی:3:اغاز کردمو یه تیمه بات رو 9-0 بردم:3:بازی دوم خوردم به قوی ترین تیمه گروه
دوباره الکی کل کل کردم:3:حرف مفت زیاد زدمو ....
البته زیاد هم الکی نبودااااااااا:3:
ولی خب زیاده روی کردم:3:
در حالی که ریتم یه 30 تایی بالا تر بود 4-2 باختم و یه سوپرایزینگ بازی(فارسی را پاس بدارین:3:) شد
بعد از اون با اینکه تیما قوی بودن من همه رو پیک رفتم تا هفته ی پنجم که تیمه The Dark Knight(قوی ترین تیم) مقابل یه تیمه نسبتا قوی 1-0 باخت و من الکی الکی رفتم صدر:1:
تا هفته یازدهم صدر بودم که ییهو:3: به یه تیمه بات باختم:3: البته می گم بات نه از این بات ها از اون بات های قوی:3:که بازی کن خفن دارن و این گونه شد یه من شدم دوم...
دو هفته بعد یعنی هفته ی 13 با دارک نایت بازی داشتم و این یعنی سرنوشت...
البته به جز سرنوشت دوتا موضوع دیگه هم مطرح بود یکی انتقام و یکی اینکه طرف قرمز بود...
اره:3:
منم نامردی نکردم و یه هافمک:3:برلیانت خریدم و چپوندم قاطی بچز:3:
بچز با مرامه استقلالی هم با مرامی به خرج دادن و 6-0 تا زدن بهش:3:
ای حال داد:3:
و این گونه من قهرمان شدم ولی چون امتیازام کم بود رفتم پلی اف...
پلی اف با کی داشتم؟؟؟با رفیق قدیمیم که یه زمانی میومد تو هتریک:1:
منم جوان مردی:1: به خرج دادم و پیک با تیمه دوم رفتم تو زمین
اینو بگم که اون گروه هم یه نموره خیلی اسون بود:3:منم تو خونمه اصلا از گروه سخت خوشم می اد:3:
خلاصه...:3:
باختم و موندم تو همین گروه
ادامه دارد...
S.I.A.V.A.S.H
يکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸, ۲۰:۱۸
خبببببببببببببب:3:
اين ليگ هم تموم شد و باز من قهرمان:3:
چه كنم ؟؟؟تيمم شخصيته قهرماني داره:3:
اول كه اومدم همه هر هر كر كر راه انداختن كه اينو:3:
اولين نفر هم رضا بنجله بود:3:
بازيه اول رو از يه تيمه خفن بردم همه گفتن شانسيه.بازيه دوم رو هم باختم اين دفعه خودم گفتم بد شانسيه؟:3:
گذشت و گذشت ما يكي بعد از ديگري تيم ها رو ناك اون كرديم:3:تا رسيد به ساينت انجرس:3:اين دادا از اوناستاااااااا
خر پوللللللل:4:بازي شروع شد و تموم شد:3:ولي كاشكي تموم نمي شد:3:
9 تا خوردم:3:
دوستان اومدن و تيكه انداختن و هر كي يه چيزي گفت تا هفته ي بعد.هفتهي بعد اين دفعه تو جهنم من بايد بازي برگزار مي شد.ساينت انجرس رو با همه ي ستاره هاش 0-0 فرستادم خونش.يه دو هفته اي گذشت كه ساينت انجرس هتريك رو ول كرد:3:و من رفتم صدر:1:اي حال داد اي حال داد:3:دوباره هفته ها گذشت و گذشت تا هفتهي يكي مونده به اخر كه به تيم قدرتمند و با سابقه ي يووه اي اف سي رسيدم و دوباره تو جهنم من بازي 0-0 شد واين يعني قهرمانييييي:1:
هفته ي اخر هم يه بازيه تشريفاتي و .....
تو اين فصل چند تا اتفاق جالب هم افتاد : صعود به دور هشتم جام حذفي كه با بازيكناي من برام غير قابل انتظار بود
متوقف كردن ساينت انجرس كه ريتش 70 تا با تيمه من اختلاف داشت
و در اخر قهرماني در دسته 3 با 70 درصد بازيكناي دسته 5:3:
vBulletin® v3.8.5, Copyright ©2000-۱۳۹۰, Jelsoft Enterprises Ltd.