Linorth
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۸:۱۲
خوب..
از امروز تصميم دارم اينجا تاپيك خاطرات روزانم رو بنويسم...تا روزي كه تيمم رو هم به همين ليگ برسونم ...
به احتمال قريب به يقين باز اميد براي ارضاي حس مديريت اش مياد و اين و منتقل ميكنه به يه جاي ديگه كه نشون بده ژنلش از مال ما كلفت تر هست(حالا به دل نگيري اخطار هم بدي:p)...اما به هر حال من اين رو اينجا مينويسم و اميدوارم كه همينجا بمونه ;)
از امروز تا روزي که تيمم هم برسه به اين ليگ مينويسم...بعدش احتمالا ميرم يه تاپيک ميزنم تو دسته 6 و تيم رو اونقدر باهاش پس رفت میكنم تا دوباره به نقطه ی صفر برسه و بعد هم برای همیشه ول میكنم هتریك رو...
چون اونموقع حدودا باید 40 سال رو داشته باشم كمه كم :p
پس الان استارت کار رو میزنم:D
از امروز تصميم دارم اينجا تاپيك خاطرات روزانم رو بنويسم...تا روزي كه تيمم رو هم به همين ليگ برسونم ...
به احتمال قريب به يقين باز اميد براي ارضاي حس مديريت اش مياد و اين و منتقل ميكنه به يه جاي ديگه كه نشون بده ژنلش از مال ما كلفت تر هست(حالا به دل نگيري اخطار هم بدي:p)...اما به هر حال من اين رو اينجا مينويسم و اميدوارم كه همينجا بمونه ;)
از امروز تا روزي که تيمم هم برسه به اين ليگ مينويسم...بعدش احتمالا ميرم يه تاپيک ميزنم تو دسته 6 و تيم رو اونقدر باهاش پس رفت میكنم تا دوباره به نقطه ی صفر برسه و بعد هم برای همیشه ول میكنم هتریك رو...
چون اونموقع حدودا باید 40 سال رو داشته باشم كمه كم :p
پس الان استارت کار رو میزنم:D